رسته‌ها
آدم فروشان
امتیاز دهید
5 / 3
با 21 رای
نویسنده:
مترجم:
فرهنگ رازی
امتیاز دهید
5 / 3
با 21 رای
از متن داستان:
نوادابار در اصل یک قمارخانه لوکس بود که در خفا به کارهای خلاف قانون خود ادامه می داد و پاتوق پولداران و معامله گران درجه اول و طراز یک محسوب میشد و من با گفتن کلمه رمزی که از ادی گرفته بودم، از در وسطی بدانجا داخل شدم. ادی مرد خوش مشرب و بذله گویی است که در خلال این داستان معرف حضورتان خواهد شد و من او را از یک مخمصه عجیب نجات داده بودم و از سر سپردگان مخلص شده بود. دم در مرد گردن کلفتی ایستاده و مواظب مشتری ها بود. به محض ورود یقه اش را چسبیده گفتم:
- چستر کجاست؟ چستر میچلس؟ مواظب باش که اگر دست از پا خطا کنی، مخت را داغان می کنم.
یارو از تهدید من جا خورد. دانست که به آنچه گفته ام، عمل می کنم. خیره خیره به قیافه ام نگاه کرد...
Lorem ipsum dolor sit amet, consectetur adipiscing elit.
froz143
آپلود شده توسط: froz143
۱۳۹۹/۰۹/۲۵
اطلاعات نسخه الکترونیکی
تعداد صفحات:
154
فرمت:
PDF

کتاب‌های مرتبط

درج دیدگاه مختص اعضا است! برای ورود به حساب خود اینجا و برای عضویت اینجا کلیک کنید.

دیدگاه‌های کتاب الکترونیکی آدم فروشان

تعداد دیدگاه‌ها:
0
دیدگاهی درج نشده؛ شما نخستین نگارنده باشید.
PDF
20 مگابایت
افزودن نسخه جدید
انتخاب فایل
comment_comments_for_the_file