رسته‌ها

قهرمان، در جستجوی قاتل بروسلی

قهرمان، در جستجوی قاتل بروسلی
امتیاز دهید
5 / 4.4
با 16 رای
امتیاز دهید
5 / 4.4
با 16 رای
✔️ آغاز داستان:
برای قهرمان نقشه بسیار خطرناکی طرح کرده بودند. نقشه ای که اگر کسی می دانست و می فهمید از شدت وحشت برخود می لرزید و چشم هایش از فرط تعجب بیرون می زد. اما قهرمان چنان خوشحال و سرحال بود که فکر می کرد اگر اراده کند می تواند چون پرنده ای سبکبال به آسمان پرواز کند.
تا عید بیشتر از چند روز باقی نمانده بود. همه بروبچه ها با بی صبری در انتظار عید بودند. زنگ تفریح که زده میشد، پسرها دوتا دوتا، سه تا سه تا، در حیاط مدرسه گرد هم می آمدند و در مورد تعطیلات عید صحبت می کردند. جمشید طبق معمول هر سال برای سینماها نقشه می کشید و با شور و هیجان می گفت:
بابا سی تومن به من عیدی میده، مامان هم بیست تومن. دایی نادر و عمو جهان هم هر کدام یکی بیست تومنی می دهند. خلاصه سینمای شب عید روبراه است. از بابا اجازه گرفته ام هر روز یک سینما. پسر عموم هم با من میاد...
Lorem ipsum dolor sit amet, consectetur adipiscing elit.
محراب
آپلود شده توسط: محراب
۱۳۹۹/۰۷/۰۹
اطلاعات نسخه الکترونیکی
تعداد صفحات:
148
فرمت:
PDF

کتاب‌های مرتبط

درج دیدگاه مختص اعضا است! برای ورود به حساب خود اینجا و برای عضویت اینجا کلیک کنید.

دیدگاه‌های کتاب الکترونیکی قهرمان، در جستجوی قاتل بروسلی

تعداد دیدگاه‌ها:
0
دیدگاهی درج نشده؛ شما نخستین نگارنده باشید.
افزودن نسخه جدید
انتخاب فایل
comment_comments_for_the_file