رسته‌ها
عشق در بهاران
امتیاز دهید
5 / 4.2
با 9 رای
امتیاز دهید
5 / 4.2
با 9 رای
✔️ آغاز داستان:
نگار روی تخت خواب دراز کشیده، از پنجره نیمه باز شکوفه های سیب به داخل اتاق کوچک او سرکشیده بود و نسیم عطرآگین فضا را سرشار از لطافتی گیج و مست کننده ساخته بود. نگار به بیرون می نگریست؛ به شکوفه های سیب که متن آبی صاف و رویایی آسمان را پشت خود نهان داشت. با خود زمزمه کرد:
- دوباره بهار آمده...
و این نجوا، چیزی تلخ، احساس گنگ را در دل او بیدار کرد. حالت مرغک کوچکی که از پشت میله های قفس، باغ را که پذیرای بهار شده است، با حسرت، با اندوه، با ملالی دل شکن می نگرد. باد که با شکوفه ها نجوای عاشقانه داشت، در او میل گریز را بیدار می کرد. اندیشید: کاش باد بودم، از کوچه های تنگ و خفه، از خیابانهای شلوغ و پرسروصدا، از سد رفیع دیوارهای آجری می گذشتم. کناره های جویبارها را سلامی دوباره می دادم، با دشتها می آمیختم، در گندمزارها صدای دل انگیز پرنده های آزاد را بر می داشتم و با خود به دورها و دورها می بردم...
Lorem ipsum dolor sit amet, consectetur adipiscing elit.
YusufAli18
آپلود شده توسط: YusufAli18
۱۳۹۹/۰۷/۰۷
اطلاعات نسخه الکترونیکی
تعداد صفحات:
225
فرمت:
PDF

کتاب‌های مرتبط

درج دیدگاه مختص اعضا است! برای ورود به حساب خود اینجا و برای عضویت اینجا کلیک کنید.

دیدگاه‌های کتاب الکترونیکی عشق در بهاران

تعداد دیدگاه‌ها:
4
یکصد و پنج امتیاز داشتم و میخواستم کتاب عشق در بهاران را دانلود کنم امتیاز رفت و کتاب هم دانلود نشد......اگر دزد هستین که ما بند کنیم صحفه اعصاب خوردکن تان را.....
لطفآ یکی جواب بدهد و دلیل اشرا بگوید
صد امتیاز را گرفتین بدون اینکه کتاب دانلود شود ، چرا؟؟؟
از دانلود یک کتاب صد امتیاز ؟؟؟ واقعآ که سایت تان بسیاررررر مزخرف است
افزودن نسخه جدید
انتخاب فایل
comment_comments_for_the_file