رسته‌ها
امتیاز دهید
5 / 4.5
با 6 رای

گلرخ و مادربزرگ

نویسنده:
نقاشی: کبری ابراهیمی

✔️ گلرخ در میان سیاه چادرها دنیای قشنگی داشت، دنیای شقایق هایی که به رنگ خون بود، دنیای کدو تنبل هایی که زرد بود، و دنیای گندم هایی که خوشه هایشان طلایی رنگ بود. صبح زود گلرخ با صدای تاپ تاپ نانهایی که مادر به کناره تنور پهلوی چادرشان می چسباند یا صدای زدن مشک که کره درست می کرد، از خواب بیدار میشد. خیلی کارهای دیگر بود مادر انجام می داد و گلرخ نیز می دانست که کم کم باید همه اینها را یاد بگیرد. همانطور که مادر و مادربزرگش وقتی به اندازه او بودند، یاد گرفته بودند...

Lorem ipsum dolor sit amet, consectetur adipiscing elit.
آپلود شده توسط: Arti23
۱۳۹۹/۰۳/۳۰
اطلاعات نسخه الکترونیکی
تعداد صفحات:
20
فرمت:
PDF
حق نشر:
سروش
ویرایش

کتاب‌های مرتبط

درج دیدگاه مختص اعضا است! برای ورود به حساب خود اینجا و برای عضویت اینجا کلیک کنید.

دیدگاه‌های کتاب الکترونیکی گلرخ و مادربزرگ

تعداد دیدگاه‌ها:
0
دیدگاهی درج نشده؛ شما نخستین نگارنده باشید.
افزودن نسخه جدید
انتخاب فایل