Karaketab.com Karaketab.com

ترانه های داریوش اقبالی

دارای امتیاز 5.2 از 6 در کتابناک با مجموع 728 رای
ترانه های داریوش اقبالی
گردآوری : امیر نیلی


بدون شک او پدیده ای درتاریخ موسیقی ایران است،ترانه های داریوش از خواسته ها و افکار مردم ایران در سه دهه اخیر متاثر گشته.داریوش افسانه است.اویکی از هزاران خواننده ایست که در دوران معاصر چون ستاره میدرخشد.ترانه های او در ارتباطی نزدیک با رنج و خوشی زندگی متداول ایرانیان است،مردمانی سختی کشیده و دوستدار آزادی.او با بیانی ژرف و بدور از اغراق به بیان احساسات ایرانیان می پردازد. موسیقی او همانند شعراش دارای نظم است،احساسات ژرف و عمیق،از اینرو ترانه های داریوش درقلب مردم جای دارد ..
داریوش در ۱۵ بهمن سال ۱۳۲۹ خورشیدی در تهران بدنیا آمد. او سالهای اولیه عمر خود را در میانه و کرج و سنندج سپری کرد.داریوش تحصیلات راهنمایی را در مدرسه فارابی کرج گذراند . یکی از معلمانش که آذری زبان بود، برنامه هایی در سالن های ورزشی ترتیب می داد که داریوش در آن سالن ها ایفای نقش می کرد مدتی بعد داریوش به تهران آمد و در دبیرستان مدائن تحصیلاتش را ادامه داد، چندی نگذشت که به خاطر انشای خیلی صادقانه اش از مدرسه اخراج شد . بعد این موضوع به دبیرستان آزادگان نارمک رفت . داریوش 2 سال از تحصیلاتش را در دبیرستان شاپور شهر سنندج گذراند و هنوز هم یادگاری داریوش بر روی یکی از درخت های سنندج موجود است.
استعداد خدادادی او در ۹ سالگی و در زمانی که برای اولین بار برروی صحنه سن مدرسه قرار گرفت آشکار شد و در ۲۰ سالگی توسط حسن خیاط باشی از تلوزیون ایران به مردم معرفی شد و با ترانه افسانه ای و جاودانی به من نگو دوست دارم در قلب مردم جای گرفت. او با پیدایش عصر بی همتای موسیقی نوین ایران همدوره بود. داریوش هرگز با عقاید تحمیلی به اجتماع خود سازگار نبود و به همین خاطر مدتی را هم در زندان شاهنشاهی به سر برد. ترانه های او شامل اشعار و ملودی های انسان هایی وارسته چون شاملو . نادرپور . جنتی عطایی . شهیار قنبری . اردلان سرفراز . فرید زلاند و بیات است. این موضوع سبب گشته تا ترانه های او در رابطه با عشق صلح آزادی و عدالت سروده شوند. پس از انقلاب دیگر عرصه ای برای داریوش و هنرش نبود از اینرو وی از سرزمین مادری و آریایی خود کوچ کرد و سالها به همراه همسر اولش ( فیروزه که خیلی هم او را دوست داشت ) و دخترش ( بیتا ) در ایالت کالیفرنیا امریکا زندگی کرد. جالب است بدانید داریوش سه بار ازدواج کرده اما به گفته خودش تنها یک بار عاشق شده و آن هم مربوط می شود به زمان جوانی او و پیش از انقلاب که دختر مورد علاقه اش در حادثه رانندگی از بین می رود و ترانه ( شقایق ) را در غم او می خواند و باز هم به گفته خودش هر بار که این ترانه را اجرا می کند با تمام وجود می خواند اما هیچ گاه نتوانسته مثل بار اول بخواند

● برای آگاهی یافتن از چگونگی مطالعه این کتاب، ویکی کتابناک را ببینید.

» توسط: MTOM در تاریخ ۱۳۸۸/۰۸/۳۰
» حجم: 2.24 مگابایت؛ زمان لازم برای دریافت 5 دقیقه و 36 ثانیه با Dial-up
» نوع فایل کتاب: PDF
» تعداد صفحات: 390
» مجموع دریافتها: 13338
» موردعلاقه 223 و موردتنفر 15 عضو

شاملو شهیار قنبری داریوش داریوش اقبالی اردلان سرفراز ایرج جنتی عطایی خواننده ایرانی زویا زاکاریان ترانه اعتراضی متن ترانه نادر نادرپور

» کتابناکهای مرتبط:
ترانه های کوچک غربت
ترانه های پینک فلوید
اشعار کرت کوبین رهبر گروه نیروانا

افرونه‌ها

امتیاز دهید
  • اگر امتیاز "6" بدهید به فهرست کتابناکهای مورد علاقه شما افزوده میشود
  • اگر امتیاز "1" بدهید به فهرست کتابناکهای مورد تنفر شما افزوده میشود
به اشتراک بگذارید

امتیاز دهید!


آگهی ها

پاسخنگارش دیدگاه
مرغ سحر2
Member
دهانت را میبویند تا مبادا گفته باشی دوستت میدارم....
نقل قول  
esmail2000
Member
کجای این جنگل شب...
پنهون میشی خورشیدکم....
پشت کدوم سد سکوت....
پر میکشی چکاوکم....
چرا به من شک میکنی...
من که منم برای تو.....
لبریزم از عشق تو و سرشارم از هوای تو.....

عاشقتم داریـــــــــــــــــــــــــــــــــ ــــــــــــــــــــوش
نقل قول  
princi pino
Member
یه حسی از تو در من هست ،
که میدونم تورو دارم ...
برا برگشتنت هر شب ،
درا رو باز میزارم ...
نقل قول  
| 6 موافق
tankamanee
ناظر
دل من دیگه خطا نکن [/b]
با غریبه ها وفا نکن
زندگیت رو باختی دل من
مردمُ شناختی دل من
تا به کی سراپا حقیقتی
تا به کی خراب مُحبّتی
هم نشین این و اون میشی
خسته و پریشون و خون میشی
دشت بخت تو کویر میشه
مرغ آرزوت اسیر میشه
روبروت سراب پشت سر خراب
ساکت و صبوری دل من
مثل بوفِ کوری دل من

زندگی رو باختی دل من
مردمُ شناختی دل من
دل من دیگه خطا نکن
با غریبه ها وفا نکن
زندگی رو باختی دل من
مردمُ شناختی دل من
توی خون نشستی دل من
بی صدا شکستی دل من
زندگی رو باختی دل من
مردمُ شناختی دل من
ساکت و صبوری دل من
مثل بوفِ کوری دل من
زندگی رو باختی دل من مردمُ شناختی دل من ….
نقل قول  
| 9 موافق
قمبر بیسواد
Member

نه پای رفتن نه تاب ماندن چگونه گویم درخت خشکم

عجب نباشد اگر تبرزن طمع ببندد در استخوانم

دراین جهنم گل بهشتی چگونه روید چگونه بوید

من ای بهاران ز ابر نیسان چه بهره گیرم که خود خزانم
نقل قول  
| 6 موافق
قمبر بیسواد
Member

تو دونسته بودی چه خوش‌باورم من
شکفتی و گفتی از عشق پرپرم من
تا گفتم کی هستی تو گفتی یهبی‌تاب
تا گفتم دلت کو تو گفتی که دریاب
قسم خوردی بر ماه که عاشق‌‌ترینی
تو یک جمع عاشق تو صادق‌ترینی
همون لحظه ابری رخ ماه روآشفت
به خود گفتم ای وای مبادا دروغ گفت
نقل قول  
| 5 موافق
قمبر بیسواد
Member
سراب رد پای تو کجای جاده پیدا شد

کجا دستاتو گم کردم که پایان من اینجا شد

کجای قصه خوابیدی که من تو گریه بیدارم

که هر شب حرق دستاتو به آغوشم بدهکارم

تو با دلتنگیای من تو با این جاده همدستی

تظاهر کن ازم دوری تظاهر می کنم هستی
نقل قول  
| 6 موافق
gabriel90
Publisher
نقل قول از Molla nasredin:
شب از مهتاب سر میره
تمام ماه تو آبه
شبیه عکسه یک رویاست
تو خوابیدی جهان خوابه
زمین دور تو می گرده
زمان دست تو افتاده
تماشا کن سکوت تو
عجب عمقی به شب داده


تو خواب انگار طرحی از
گل و مهتاب و لبخندی
شب از جایی شروع می شه
که تو چشماتو می بندی

تو رو آغوش می گیرم
تنم سر ریزه رویا شه
جهان قد یه لالایی
توی آغوش من جاشه
تو رو آغوش می گیرم
هوا تاریک تر می شه
خدا از دست های تو
به من نزدیک تر می شه
زمین دور تو می گرده
زمان دست تو افتاده
تماشا کن سکوت تو
عجب عمقی به شب داده


تمام خونه پر می شه
از این تصویر رویایی
تماشا کن ، تماشا کن
چه بی رحمانه زیبایی


یکی از محبوب ترین هاست برای من
نقل قول  
| 5 موافق
artan ariya
Member
میدونم یه روزی دل من می میره
خورشید عشقمو اون بالا ها سایه میگیره
رنگ تاریکی گرفته قصه و افسانه ی من
رنگ شادی را ندیده این دل دیونه من
اشک میریزم روز وشب مثل ابرهای بهار
مانده از تو پیش من تار مویی یادگار
قلب من خاموش و غمگین چون غروب یک ستاره
گریه ام از دست جدایی مثل ابری پاره پاره
همچو مرغی پر شکسته تو قفس تنها نشسته
در غروبی بی ترانه مانده ام بی اب و دانه
میدونم یه روزی دل من می میره
خورشید عشقمو اون بالا ها سایه میگیره
رنگ تاریکی گرفته قصه و افسانه ی من
رنگ شادی را ندیده این دل دیونه من
نقل قول  
| 5 موافق
sagaro
Pro Member
به صلیب صدا مصلوبم ای دوست
تو گمان مبری مغلوبم ای دوست
شرف نفس من
اگه شد قفس من
به سکوت تن ندادم
تا نمیرم بی کفن
وقتی گفتن یه گناه بود
مثل دیدن یا شنیدن
معنی آوازم این بود
ته بن بست داد کشیدن
وقتی حتا توی خلوت
فکرآزادی قفس بود
گفتنی ها رو میگفتیم
اگه فرصت یه نفس بود
نقل قول  
| 5 موافق

درج دیدگاه مختص اعضا است! برای ورود به حساب خود اینجا و برای عضویت اینجا کلیک کنید.


Powered by You