حسین وارث آدم

دارای امتیاز 5.2 از 6 در کتابناک با مجموع 58 رای
حسین وارث آدم
نویسنده:
.
کتاب حسین وارث آدم ، مجلد 19 از مجموعه آثار مرحوم دکتر علی شریعتی است.

فهرست کتاب :

حسین وارث آدم !
ثار
شهادت
پس از شهادت
بینش تاریخی شیعه
انتظار مذهب اعتراض
مقدمه بر کتاب حجر بن عدی
شهید


گوشه هایی از این کتاب پرشور و روح نواز و عقل گشا
حسین بیشتر از آب «تشنه لبیک» بود،
این روح حسین بود که تشنه ی جام های لبیک بود وگرنه جسمش را از همان هنگام که حجه الوداعش را در عرفات ناتمام گذارد،
پاره پاره و مُثله شده دیده بود ومی دانست که می میرد.
حسین تشنه آب نبود ، همچنان که عباس نبود !
جایی خواندم که مبارزان بزرگ ،آن قدر می جنگند که دیگر بدنشان جایی برای زخم خوردن نداشته باشد،به یاد عباس افتادم و دیدم او بزرگترین مبارزاست،عباس جنگید تا جایی که دیگر بدنش جایی برای زخم خوردن نداشت عباس تشنه آب نبود،
تشنه اعتقادش بود و شهادت و پرواز و لبیک حسین که وارث آدم بود.

یک نگاه احساسی ، حرکتی دارد شتاب زده و زود میرا،اما یک نگاه ذهنی ومتفکر ،متحرک است و محرک
و حسین ،تشنه لبیک همین نگاه بود.حسین تشنه آب نبود ، تشنه شناخت بود.
می خواست بداند آیا کسی خارج از ادای کلمات فهمید عمق دعای عرفه را؟
کسی فهمید چرا عرفات ناتمام ماند؟ کسی فهمید چرا حسین نه در منا که در نینوا به قربانگاه رفت وثارالله شد؟
حسین تشنه آب نبود ،تشنه لبیک بود و فهم و تفکر و معرفت ما از دین و اعتقادش، که برایش جنگید وعقل آبی بودا را به عقل سرخ سهروردی پیوند زد و به خدایش هدیه کرد.حسین، رویش درخت عصیانی بود که از پستی این دنیای کوتاه تا ماوراسر برداشت...
حسین بیشتر از آب تشنه لبیک بود ، اما افسوس که به جای افکارش،زخم های تنش را نشانمان دادند؛
و بزرگترین دردش را بی آبی نامیدند . . .

آموزگار بزرگ "شهادت" اکنون برخواسته است تا به همه آنها که جهاد را تنها در "توانستن"می فهمند و به همه آنها که پیروزی بر خصم را تنها در "غلبه"می دانند، بیاموزد که :"شهادت" نه یک "باختن" که یک "انتخاب" است .
و حسین وارث آدم که به بنی آدم زیستن داد و وارث پیامبران بزرگ که به انسان، "چگونه باید زیست" را آموخت؛
اکنون آمده است تا در این روزگار به فرزندان آدم "چگونه باید مُرد" را بیاموزد .

● برای آگاهی یافتن از چگونگی مطالعه این کتاب، ویکی کتابناک را ببینید.

» توسط: poorfar در تاریخ ۱۳۹۲/۰۶/۲۰
» حجم: 2.69 مگابایت؛ زمان لازم برای دریافت 6 دقیقه و 43 ثانیه با Dial-up
» نوع فایل کتاب: PDF
» تعداد صفحات: 485
» مجموع دریافتها: 4701
» موردعلاقه 39 و موردتنفر 3 عضو

» کتابناکهای مرتبط:
علی حقیقتی بر گونه اساطیر
صد وسیله برای یاری و نصرت رسول الله
وحی و نبوت

افرونه‌ها

  نسخه صوتی کتاب حسین وارث آدم  س آبان ۱۳۹۲    توسط adena 


امتیاز دهید
  • اگر امتیاز "6" بدهید به فهرست کتابناکهای مورد علاقه شما افزوده میشود
  • اگر امتیاز "1" بدهید به فهرست کتابناکهای مورد تنفر شما افزوده میشود
به اشتراک بگذارید

امتیاز دهید!


آگهی ها

پاسخنگارش دیدگاه
mulla sadra
Member
نقل قول از مهتاب الف:
هرکس که معجزۀ امام معصومی را به چشم خودش دیده باشد،
عقلش را بسته بندی کرده و در انباری خانه اش میگذارد
و زین پس به جای سخن راندن در باب دلایل منطقی و عقلانی به وجود آمدن جهان هستی،
دلش را توی مشعلی می ریزد و در تاریکهای بی نهایت راهی تازه برای خود می گشاید....

یاد بیتی از مولوی افتادم :
گوشم شنید قصه ایمان و مست شد
کو قسم چشم؟صورت ایمانم آرزوست
نقل قول  
مریم بابایی
Member

مَثَل برزگر عیسی یکی از سخنان الهیِ تحریف نشده مسیحیان است که حیفم آمد نگویم:
روزی برزگری برای بذرافشانی بیرون رفت. چون بذر می پاشید؛
1- برخی در راه افتاد و پرندگان آمدند و آنها را خوردند.
2- برخی دیگر بر زمین سنگلاخ افتاد که خاک چندانی نداشت، پس زود سبز شد. چرا که خاک کم عمق بود. امّا چون خورشید برآمد، سوخت و خشکید، زیرا ریشه نداشت.
3 برخی میان خارها افتاد. خارها نمو کرده، آنها را خفه کردند.
4- امّا بقیه بذرها بر زمین نیکو افتاد و بار آورد؛ برخی صد برابر ، برخی شصت و برخی سی.
هر که گوش دارد، بشنود!
به عنوان یک مسلمان هر وقت این سخن را می شنوم، تنم می لرزد. این سخن از انجیل، روایتِ برخوردهای متفاوتِ مردمان با حقیقت است. "در پرده ی امثال" سخن گفتن، در انجیل فلسفه خاصی دارد. مثلاً در جایی از انجیل آمده است : « آنچه مقدس است، به سگان مدهید و مرواریدهای خود را پیش خوکان میندازید، مبادا آنها را پایمال کنند و برگردند و شما را بدَرَند. » امّا در جایی دیگر در راه کسب حقیقت، دلهای مشتاقان را پُر از بذر امید می کند و آورده است:
« بخواهید، که به شما داده خواهد شد؛
بجوئید که خواهید یافت؛
بکوبید که در به رویتان گشوده خواهد شد. »
تفاوت تمامی انسانها در راهیابی به سرزمین حقیقت و راستی، در برخورد آنها با حق و صفت خواهندگی و تشنگی آنهاست. دعا بفرمائید.
نقل قول  
مهتاب الف
Member
هرکس که معجزۀ امام معصومی را به چشم خودش دیده باشد،
عقلش را بسته بندی کرده و در انباری خانه اش میگذارد
و زین پس به جای سخن راندن در باب دلایل منطقی و عقلانی به وجود آمدن جهان هستی،
دلش را توی مشعلی می ریزد و در تاریکهای بی نهایت راهی تازه برای خود می گشاید....
نقل قول  
ebne arabi
Pro Member
بعد چهل شب لب خودرابه سخن بازکنم
همه غم های دلم را به تو ابراز کنم
شرح حال من بی تو ،به تو گفتن دارد
بشنو ای جان برادر " که شنفتن دارد
سوی شام ،از برتو بادل سوزان رفتم
خون دل خوردم و همراه یتیمان رفتم
بین این راه نبودی چه کتک ها خوردم
گرنمی بود شکیبایی من "می مردم
چهل شبه، قدچهل سال من آزارشدم
شاهد سرزنش و طعنه اغیار شدم
نشنیدست کسی آنچه که من بشنفتم
هر چه گویم" ای برادر! بخدا کم گفتم
تاکه باصوت علی لب به سخن واکردم
دشمنان را همه "آزرده و رسوا کردم
با دل خون شده از غم بنگر بر گشتم
مو سپیدو قدکمانی ،زسفر بر گشتم
خیز و بر جا" قد و بالای مرا حال ببین
زینب خویش تو بشکسته پرو بال ببین

شاعر : مهدی عظیمی
نقل قول  
khodash
Member
مسؤولیت شیعه بودن یعنی چه، مسؤولیت آزاده انسان بودن یعنی چه، باید بداند که در نبرد همیشه تاریخ و همیشه زمان و همه جای زمین ـ که همه صحنه‌ها کربلاست، و همه ماهها محرم و همه روزها عاشورا ـ باید انتخاب کنند: یا خون را، یا پیام را، یا حسین بودن یا زینب بودن را، یا آن‌چنان مردن را، یا این‌چنین ماندن را ...
"آنها که تن به هر ذلتى مى ‏دهند تا زنده بمانند، مرده‏ هاى خاموش و پلید تاریخند و ببینید آیا کسانى که سخاوتمندانه با حسین به قتلگاه خویش آمده ‏اند و مرگ خویش را انتخاب کرده ‏اند - در حالى که صدها گریزگاه آبرومندانه براى ماندنشان بود و صدها توجیه شرعى و دینى براى زنده ماندن شان بود - توجیه و تأویل نکرده ‏اند و مرده‏ اند، اینها زنده هستند؟ آیا آنها که براى ماندن‏شان تن به ذلت و پستى، رها کردن حسین و تحمل کردن یزید دادند، کدام هنوز زنده ‏اند؟
از کودک حسین (ع) گرفته تا برادرش، و از خودش تا غلامش، و از آن قاری قرآن تا آن معلم اطفال کوفه، تا آن مؤذن، تا آن مرد خویشاوند یا بیگانه، و تا آن مرد اشرافی و بزرگ و باحیثیت در جامعه خود و تا آن مرد عاری از همه فخرهای اجتماعی، همه برادرانه در برابر شهادت ایستادند تا به همه مردان، زنان، کودکان و همه پیران و جوانان همیشه تاریخ بیاموزند که باید چگونه زندگی کنند .(دکتر علی شریعتی)
نقل قول  
poorfar
Publisher
تقدیم به آنان که ،
امروزه اربعین ؛
دلشان هوای حسین،
و بهشت کربلا را کرده است . . .


چه کسی باور می کند؟
20 میلیون زائر، از چندین روز پیش ، عزم آن دیار مقدس را بکنند، و بزرگترین راهمپیمایی آیینی جهان را
به نام تشیع و حسین رقم بزنند، چه چیز آنها را به حرکت واداشته؟
تنها یک چیز:
عشق حسین . . . .

بمناسبت اربعین ،
تقدیم به عاشقان حسین :

آلبوم ساقی سرمست
استاد محمدعلی کریمخانی
و آهنگسازی آریا عظیمی نژاد :

«برای مشاهده لینک عضو شده و وارد شوید»

نقل قول  
گیلدخت
ناظر VIP
نقل قول از robbin_hood705:
دوستان، لینک دانلود این کتاب ها کجاست که من نمی بینم؟!؟!؟


کاربر گرامی ! لینک تمامی کتاب ها از سوی مدیریت در حال بررسی هست تا در صورت تایید و نداشتن منع حق نشر برای استفاده شما فعال بشه . به اطلاعیه هایی که در بالای صفحه پروفایل شخصی شما از سوی مدیریت درج می شه توجه بفرمایید.

«برای مشاهده لینک عضو شده و وارد شوید»



نقل قول  
دلکش
Member
باسلام ببخشیداین سایت مگر دولتی است که سانسوردارد؟؟؟سایتی که آزادانه فعالعیت می کند که نبایدسانسور درمحورکارش باشد.ممنون
نقل قول  
سید بزنجانی
Member
کربلا در کربلا می ماند اگر زینب نبود
نقل قول  
Ariarman
Member
روز عاشورا همه اهل حلب
باب انطاکیه اندر تا به شب
گرد آید مرد و زن جمعی عظیم
ماتم آن خاندان دارد مقیم
ناله و نوحه کنند اندر بکا
شیعه عاشورا برای کربلا
بشمرند آن ظلم‌ها و امتحان
کز یزید و شمر دید آن خاندان
نعره‌هاشان می‌رود در ویل و وشت
پُر همی‌گردد همه صحرا و دشت
یک غریبی شاعری از ره رسید
روز عاشورا و آن افغان شنید
شهر را بگذاشت و آن سوی رای کرد
قصد جست و جوی آن هیهای کرد
پُرس پُرسان می‌شد اندر افتقاد
چیست این غم بر که این ماتم فتاد
این رئیس زفت باشد که بمرد
این چنین مجمع نباشد کار خرد
نام او و القاب او شرحم دهید
که غریبم من شما اهل دِهید
چیست نام و پیشه و اوصاف او
تا بگویم مرثیه ز الطاف او
مرثیه سازم که مرد شاعرم
تا ازینجا برگ و لالنگی برم
آن یکی گفتش که هی دیوانه‌ای
تو نه‌ای شیعه عدو خانه‌ای
روز عاشوار نمی‌دانی که هست
ماتم جانی که از قرنی بهست
پیش ممن کی بود این غصه خوار
قدر عشق گوش عشق گوشوار
پیش مؤمن ماتم آن پاک‌روح
شهره‌تر باشد ز صد طوفان نوح
گفت آری لیک کو دور یزید
کی بُدست این غم چه دیر اینجا رسید
چشم کوران آن خسارت را بدید
گوش کران آن حکایت را شنید
خفته بودستید تا اکنون شما
که کنون جامه دریدیت از عزا
پس عزا بر خود کنید ای خفتگان
زانک بد مرگیست این خواب گران
روح سلطانی ز زندانی بجست
جامه چه درانیم و چون خاییم دست
چونک ایشان خسرو دین بوده‌اند
وقت شادی شد چو بشکستند بند
سوی شادروان دولت تاختند
کنده و زنجیر را انداختند
روز ملکست و گش و شاهنشهی
گر تو یک ذره ازیشان آگهی
ور نه‌ای آگه برو بر خود گری
زانک در انکار نقل و محشری
بر دل و دین خرابت نوحه کن
که نمی‌بیند جز این خاک کهن
ور همی‌بیند چرا نبود دلیر
پشتدار و جانسپار و چشم‌سیر
در رُخت کو از می دین فرخی
گر بدیدی بحر کو کف سخی
آنک جو دید آب را نکند دریغ
خاصه آن کو دید آن دریا و میغ

مولانا
نقل قول  

درج دیدگاه مختص اعضا است! برای ورود به حساب خود اینجا و برای عضویت اینجا کلیک کنید.


Powered by You