فرهنگ نوین مثلهای فارسی رایج در کرمان

نویسنده:
حق تکثیر: ته‍ران‌: زی‍ور، ۱۳۷۷.

» کتابناکهای مرتبط:
فرهنگ نوین - کتاب سوم
فرهنگ نوین - کتاب چهارم
فرهنگ نوین - کتاب اول

نسخه ها
PDF
حجم: 3 مگابایت
تعداد صفحات: 320
4.3 / 5
با 23 رای
امتیاز دهید
5 4 3 2 1

دانلود
دیدگاه‌ها: 12
۱۳۹۱/۰۱/۲۶


پاسخنگارش دیدگاه
نزبار
Member
همچنین برای انسانی که رنگ صورتش همیشه زرد و مریض احوال باشد واژه پمپ بکار میرود . همچنین به میوه ای هم که ترد نیست و شادابی لازم برای خوردن را ندارد پمپ میگویند. مثلا میگویند این خیار سبزا پمپند . pamp
نقل قول  
نزبار
Member
با سپاس از توجهتان . همچنین در این گویشها به انسانی که رفتارش متناسب و عاقلانه نباشد و بر اساس منطق عمل نکند چند واژه بکار میرود 1- گژگ بر وزن برگ 2- گژال بر وزن جمال 3-مهف بر وزن برف 4- مژدال بر وزن پرگار gazhg- gazhal- mahf-mazhdal
نقل قول  
mt1397
Member
نقل قول از نزبار:
در گویشهای کرمانی به خارهای بیابانی میگویند آدور


اگر ریشه در واژه آ-دائورو داشته باشد، به چِم گیاه هرزه می باشد.
نقل قول  
نزبار
Member
در گویشهای کرمانی به خارهای بیابانی میگویند آدور همچنین به آدم های بدجنس و مردم آزار هم میگویند سر آدور تیز کرده . adoor- sare adoor tiz kerde
نقل قول  
mt1397
Member
درود.

با توجه به پیشینۀ کهن آن شهر باستانی، احتمالاً بازتاب جمله "عهد دقیانوس" که مفهوم زمان بسیار دور و ناشناسی دارد، بوده است و در داستان های محلی راه یافته. شاید دهیوگ-انوش بوده است، به چِم ده جاودانی.

بانگِ سگ همان پاس است، و پاس+بانی از همین ستاک می باشد. خویشکاری سگ، پاسبانی است. از ستاک پا (نگهبانی کردن، پاییدن، جلوگیری کردن) می تواند بود. در زبان لک ها و برخی از گویش های زبان کُردها به بانگِ سگ همچنان پاس می گویند. گَمالَ دێری پاسَ مه کێ، بچو بوین چاتێ: سگه دارد پاس می کند، برو ببین چه شه.

راشیدن می تواند از را-شیَئُثنَ به چِم جلوگیری کردن، باشد.
نقل قول  
نزبار
Member
گستردگی افعال در گویشهای کرمانی بینظیر است یک مثال میزنم تازگیها بحث در مورد فعل پارس کردن یا پاس کردن سگ داغ است و هرکدام دلایلی می آورند که کدام فعل درست است در حالیکه بخش عمده ای از مردم استان کرمان هیچکدام از این دو فعل را بکار نمیبرند و بجایش از فعل راشیدن استفاده میکنند. مثلا میگویند سگ داره میراشه . همچنین فعل راشیدن جنبه توهین آمیز هم دارد اگر برای انسان بکار رود مثلا کسی که با فردی دعوا و درگیری داشته باشد وقتی او در حین دعوا و نزاع شروع به صحبت میکند به او میگوید نراش . rashidan- sagoo dare mirashe - narash
نقل قول  
نزبار
Member
همچنین فعلی که با واژه قینوس بکار میرود تیلاندن است مثلا میگویند قینوس نتیلن یعنی حرف یاوه مگو و یا میگویند بهمون کسو قینوس میتیلنه یعنی فلانی حرف یاوه میگوید .واین فعل تیلاندن منحصر به قینوس است و من آن را با واژه ای دیگر نشنیده ام. gheynoos natilon . bahmon kasoo gheynoos mitilona
نقل قول  
نزبار
Member
با درودی دیگربار و سپاس فراوان . پس احتمالا معنای نام دقیانوس که شهری قدیمی در جیرفت در جنوب کرمان میباشد که آثار تاریخی فراوانی نیز از آنجا یافت شد و به اعتقاد مردم محلی آنجا نام پادشاه آن سرزمین بوده باید بشود دهاکی ان اوش یا همان ضحاک بی خرد
نقل قول  
mt1397
Member
نقل قول از نزبار:
درود بر شما کتابناکی گرامی در خصوص ریشه واژه قینوس به معنی داستان غیرواقعی و حکایت تخیلی توضیح میدهید با سپاس

درود.

قینوس در کرمان یعنی یاوه، پرت و پلا، سخن بیهوده.

احتمالاً از واژه مرکب اوستایی گو-اَنَ-اوش بوده است، یعنی گفتاری که از روی هوش و خرد نباشد.
نقل قول  
نزبار
Member
درود بر شما کتابناکی گرامی در خصوص ریشه واژه قینوس به معنی داستان غیرواقعی و حکایت تخیلی توضیح میدهید با سپاس
نقل قول  

درج دیدگاه مختص اعضا است! برای ورود به حساب خود اینجا و برای عضویت اینجا کلیک کنید.


Powered by You