Hiweb بوکیار - دانلود کتاب های انگلیسی دانشگاهی و علمی خرید کتاب زبان دوره رایگان رهایی از کمال گرایی

روزها در راه (جلد اول)

روزها در راه (جلد اول)

نویسنده:
"روزها در راه" حاوی یادداشت های روزانه شاهرخ مسکوب است در سال های ۱۳۵۷ تا ۱۹۹۷ میلادی است. این یادداشت ها که در دو جلد و از سوی انتشارات خاوران در پاریس منتشر شده، بخشی از روزنوشت‌های شاهرخ مسکوب طی ۱۸ سال است. گزیده ای از این کتاب در این جا آمده است:

۱۱/۱۱/۱۳۵۷

"حالم از خودم بهم می خورد. راستی که دارم بالا می آورم. دنیا در برابرم باز، تا چشم کار می کند گسترده است و من پاهایم فلج است. با چشمی اینجای امروز را می پایم ولی چشم دیگرم با تردید و دیرباوری آینده را می بیند و می سنجد و مثل شاهین ترازو در نوسان است یک جا و در یک حالت نمی ماند، استوار نیست این چشم "عقل" مثل الاکلنگ میان حالت ها و احتمال های گوناگون تاب می خورد.... در چنین روزهایی که دنیای ما دارد زیر و زبر می شود، من نه کاری از دستم برمی آید و نه حتی حرفی دارم. هفته پیش یک صبح تا غروب نشستم که مقاله ای بنویسم، نتوانستم، چیزی برای گفتن نداشتم. بالاخره وا دادم... نمی دانم چه باید بکنم و چه کاری درست است. در کنار مردم بودن، خود را به سیل نهضت سپردن کافی نیست. نه ایمان به اسلام می تواند مرا جا کن کند و نه مارکسیسم که در نهایت دو بستر این جریان بنیان کن و خروشنده‌اند... "چشم عقل" من نگران آینده است، آینده ای که در بهترین حال با سال ها دیکتاتوری مذهبی روبرو خواهیم بود."

حق تکثیر: خاوران، پاریس، 1379

» کتابناکهای مرتبط:
به مناسبت هفتاد و پنج سالگی استاد بهزاد بهزادی
معلم فراری
زندگی و سفرهای وامبری

آگهی
نسخه ها
PDF
حجم: 7 مگابایت
دریافت ها: 675
تعداد صفحات: 708
4.4 / 5
با 39 رای
امتیاز دهید
5 4 3 2 1

دانلود
دیدگاه‌ها: 1
۱۳۹۷/۱۱/۱۲


پاسخنگارش دیدگاه
Aristoteles
Member
بیشتر نوشته شاهرخ مسکوب را دوست دارم و با خواندن این یادداشتهای اش که با نام " روزها در راه " چاپ شده است ، چند نکته را درباره زندگی شخصی و اندیشه هایش دریافتم که با شناختی که در اینترنت و ویکیپدیا ازو نشان میدهد فرق میکند. یک اینکه شاهرخ مسکوب در پاریس نه تنها بوده و نه فقیر، دخترو همسر دومش به او میرسیدند و نیز پیوسته در حال مسافرت به آمریکا (که پسرش در آن میزیسته ) بوده است و نیز پس از انقلاب بارها به ایران رفت و آمد داشته است و حتی حق نشر کتابهایش (از ایران ) به او پرداخت میشده است که البته هیچ عیبی ندارد ، تنها چیزی که از یادداشتهایش نمیپسندم سیاهنمایی و دشنامگویی او به "حزب توده " است و هرچند دشنامگویی و سیاهنمایی به مارکسیسم و حزب توده و روسیه و پرستش آمریکا همانند دلار، سکه رایج و رسمی میان عامه و روشنفکران عامه پسند شده است و حتی حزب توده امروزی در راستای سیاست های آمریکاست ، اما بیاد بیاوریم که بیشتر نویسندگان و روشنفکران و هنرمندان و حتی ناشران کتاب ، در زمان پهلوی ها ، یا توده ایی بودند و یا با حزب توده رابطه داشتند و یا هوادار آن بودند ، و خود ایشان همانند شاملو وجلال آل احمد و نیما یوشیج و محمد قاضی و احمد آرام و ساعدی و به آذین و صادق هدایت و صدها تن دیگر به لطف حزب توده به شهرت و نون و نوا رسیدند و خدمت حزب توده( گذشته از اشتباهاتش همانند هر حزب و جناح سیاسی دیگر ) به ادب و هنر نوین ایران را نباید و نمیتوان نادیده گرفت ، اما جناب شاهرخ مسکوب در سیاهنمایی و نکوهش مارکسیسم و کینه توزی به حزب توده و احسان طبری و کیانوری بی انصافی میکند و با منطقی سطحی بحث میکند بی آنکه آنرا با روش علمی و منطقی و فلسفی نقد ورد کند (همانگونه که استاد احسان طبری کرد ) و نیز بی آنکه بیاد آورد که داشتن هموندانی همچون خود ایشان که هیچ باوری به تئوریهای آن نداشتند و تنها برای فرصت طلبی و شهرت و هیجان جوانی به حزب پیوسته بودند ولی در دلشان سرمایه داری و آمریکا را دوست داشتند، بود که حزب را از درون پوساند و فرساییدو به کژراهه کشاند
نقل قول  

درج دیدگاه مختص اعضا است! برای ورود به حساب خود اینجا و برای عضویت اینجا کلیک کنید.


Powered by You