رسته‌ها
با توجه به وضعیت مالکیت حقوقی این اثر، امکان دانلود آن وجود ندارد. اگر شما صاحب حقوق مادی این کتاب هستید، می‌توانید اجازه نشر رایگان نسخه الکترونیکی آن را به ما بدهید یا آن را از طریق کتابناک به فروش برسانید.
برای اطلاعات بیشتر صفحه «شرایط و قوانین فروش» را مطالعه کنید.
امتیاز دهید
5 / 4.7
با 1116 رای

مجموعه اشعار احمد شاملو

نویسنده:


تعداد صفحات: 1077 صفحه به صورت تایپ شده و با کیفیت عالی

مجموعه کاملی از اشعار 16 دفتر شاملو از تاریخ 1323 تا 1378 ، به مدت 55 سال فعالیت هنری.
این شانزده دفتر عبارتند از: آهن ها و احساس، 23، قطع نامه، هوای تازه، باغ آینه، لحظه ها و همیشه، آیدا در آینه،ققنوس در باران، مرثیه های خاک، شکفتن در مه، ابراهیم در آتش، دشنه در دیس، ترانه های کوچک غربت، مدایح بی صله، در آستانه، حدیث بی قراری ماهان
Lorem ipsum dolor sit amet, consectetur adipiscing elit.
آپلود شده توسط: fardad Kazemi
۱۳۸۸/۱۱/۱۶
اطلاعات نسخه الکترونیکی
تعداد صفحات:
1077
فرمت:
MP3, PDF
حق نشر:
نویسنده
ویرایش

کتاب‌های مرتبط

درج دیدگاه مختص اعضا است! برای ورود به حساب خود اینجا و برای عضویت اینجا کلیک کنید.

دیدگاه‌های کتاب الکترونیکی مجموعه اشعار احمد شاملو

تعداد دیدگاه‌ها:
141
.... با لبهایت برای همه لبها سخن گفته‌ام
و دستانت
با دستان من آشناست....
ای دیر یافته
با تو سخن میگویم

“همه

لرزش دست و دلم

از آن بود

که عشق پناهی گردد

پروازی نه

گریزگاهی گردد

آی عشق آی عشق

چهره ی آبیت پیدا نیست
جستن یافتن
و آنگاه به اختیار برگزیدن
و از خوشتن خویش بارویی پی افکندن

اگر مرگ را از این ارزشی بیشتر باشد
حاشا حاشا که هرگز از مرگ ترسیده باشم


درود بر روح بامداد بزرگ که انسانیت را از هیچ کس بیشتر از او نیاموختم
نقل و قول از sagaro

((هر ذی شعوری درک می کند که کشتن کودکان جنایت است چه کودک عرب فلسطینی چه یهودی اسراییلی چه کرد ساکن ترکیه و چه عرب ساکن عراق و چه ترک و کرد و فارس و بلوچ و ترکمن و عرب ایرانی . کودکان نه دین دارند نه فلسفه نه مسلک و آیین . آن ها پاک ترین شکل انسان هستند که گاه دوست شدن تنها نام هم را می پرسند .))

از "احمدشاملو":

گر بدین سان زیست باید پست/ من چه بی شرمم اگر فانوس عمرم را، به رسوایی نیاویزم/ بر بلندِ کاجِ خشکِ کوچه بن بست /...
گر بدین سان زیست باید پاک /من چه ناپاکم اگر ننشانم از ایمان خود چون کوه،/ یادگاری جاودانه بر تراز بی بقای خاک..


تورا عاشقانه تر دوست خواهم داشت چه بمیرم,چه بمانم. قلب تو,آشیانه ئ من است و قلب من,باغ وبهار تو. مرا چهار کبوتر است چهار کبوتر کوچک. قلب من آشیانه ئ توست... و قلب تو باغ و بهاران من. فدریکو گارسیا لورکا

نگاه از صدای تو ایمن می شود.
چه مومنانه نام مرا آواز می کنی!..


قلبم را در مجری کهنه ئی
پنهان می کنم
در اتاقی که دریچه ئیش
نیست
از مهتابی...
به کوچه ی تاریک
خم می شوم
و به جای همه ی نومیدان
می گریم
آه
من
حرام شده ام!

چراغی به دستم چراغی در برابرم.
من به جنگِ سیاهی می‌روم.
......................

چراغی در دست، چراغی در دلم.
زنگارِ روحم را صیقل می‌زنم.
آینه‌یی برابرِ آینه‌ات می‌گذارم
تا با تو
ابدیتی بسازم.
آن که می گوید؛ دوستت می دارم ... دل اندوهگین شبی است که ... مهتابش را می جوید ... عشق را، ای کاش زبان سخن بود … ![ به بهانه 13 سال در فراغش]
مــــــــی بـــــره اونــــجا
که شـــــــب سیــــــــاه
تا دم ســــــــحر
شهیــــدای شـــــهر
با فانــــــوس خـــــون
جار مـــــی کشـــــن ...
افزودن نسخه جدید
انتخاب فایل