Hiweb

قهقرا

قهقرا

نویسنده:
قهقرا
رامین اجلال
صدای زنگی که موبایلی در کار نبود به گوش می رسید. نمی شد بفهمی از کجا می آید؟ در حالیکه به دور دستها چشم دوخته بود منتظر بود. که ناگهان صدای جرینگی به گوش رسید. صدای یک هزار چوپانی بود که از یک ماشین می افتاد. در حالیکه رفتن ماشین را نظاره می کرد از پیدا کردن صاحبش ناامید می شد.

» کتابناکهای مرتبط:
داستان کوتاه ترکش پنجم
عصر اسف
پای پیاده، روی ریل آهن

نسخه ها
PDF
حجم: 161 کیلوبایت
دریافت ها:
تعداد صفحات: 2
- / 5
با 0 رای
امتیاز دهید
5 4 3 2 1

دانلود
دیدگاه‌ها: 0
۱۳۹۵/۰۹/۲۰


پاسخنگارش دیدگاه
دیدگاهی درج نشده؛ شما نخستین نگارنده باشید.

درج دیدگاه مختص اعضا است! برای ورود به حساب خود اینجا و برای عضویت اینجا کلیک کنید.


Powered by You