Hiweb

در راه گورستان

نویسنده:
"برنده نوبل ادبی 1929"

توماس مان (Mann, Thomas) (1875-1955) رمان‌نویس و مقاله‌نویس آلمانی و برنده نوبل ادبی 1929
توماس مان از خانواده بازرگانان ثروتمند است و در شهر لوبک در کنار دریای بالتیک زاده شد. وی تا هیجده سالگی در زادگاه خود به سر برد و پس از مرگ پدر، با مادر و برادران و خواهران در شهر مونیخ اقامت کرد. در این پایتخت هنری و معنوی بود که توماس جوان تحصیلات خود را به پایان رساند، مدتی در شرکت بیمه به کار اشتغال یافت و پس از آن به کار ادبی پرداخت و اولین داستانهای کوتاه را در مجله‌های مونیخ منتشر کرد. در مدت اقامت یکساله خود در 1897 در ایتالیا به نوشتن اولین رمان بزرگ خود "خانواده بودنبروک" پرداخت که در 1901 در برلین انتشار یافت و او را به شهرت رساند. این رمان که نام دومش "انحطاط یک خانواده" است در واقع نموداری است از زندگی طبقه کاسب و اهل حرفه آلمان در قرن نوزدهم-طبقه‌ای که فدای آداب و رسوم و تمدن خود گشته است. مان در این اثر فنای تدریجی این طبقه را منعکس می‌کند. انحطاط دنیایی که دنیای خاص مان است و انحطاط طبقه‌ای که خود مولود و وقایع‌نگار آن است. به قول منتقدی آلمانی پایان عصر طبقه‌ای را که مان نشان می‌دهد، نوعی پیش‌بینی است از اصلاحات اجتماعی و مذهبی در آینده آلمان. این نخستین رمان توماس مان مقامی عالی به دست آورد.
شهرت ادبی مان به سرعت و با درخشندگی رو به پیشرفت بود که ناگهان بر اثر جنگ جهانی اول متوقف ماند. توماس مان با گروهی از روشنفکران به جبهه جنگ رفت. پس از متارکه جنگ به فعالیت ادبی بازگشت و با انتشار داستان "کوه جادو" (1914) به شهرتی جهانی دست یافت. موضوع این داستان همان است که در کتاب بودنبروک مورد توجه مان قرار داشته است. در آسایشگاهی دو مرد درباره مسائل عصر خود به بحث می‌پردازند و قهرمان اصلی کسی است که در جستجوی عقل است تا او را از دیو درون رهایی بخشد. عقل که به هنرمند کمک می‌کند تا در کنه ذات خود دقیق شود، به بررسی و تحلیل خویشتن خود بپردازد و از آن پس دنیایی از نو بسازد. این اثر از توصیف بسیار دقیق برخوردار است.
مان در 1929 به دریافت جایزه ادبی نوبل نایل آمد. چند ماه در فرانسه و پنج سال در سوئیس به سر برد، سپس به امریکا رفت، در کالیفرنیا اقامت کرد و تابعیت امریکا را پذیرفت. در بازگشت از امریکا در زوریخ اقامت گزید، محیط آن را از لحاظ معنوی و انسانی مناسب یافت و طبعش به خلاقیت گرایید.
مان از همان اوان کار خود را به ادبیات به معنی خاص و به ادبیات آلمانی محدود نکرد. به همراهی"واگنر" به عالم موسیقی و علوم اساطیری وارد شد، "نیچه" و "شوپنهاور" در قلمرو اندیشه‌های مافوق‌الطبیعه درها را به روی او گشودند و مطالعات او از حد آثار ادبی اروپایی مانند آثار نویسندگان انگلیسی و فرانسوی و روسی فراتر رفت و به تاریخ اقتصاد سیاسی کشیده شد. دنیای خارج و محیط اجتماعی که در آن بسر می‌برد، خود به خود در داستانهایش وارد شد و مشاهداتش بر نیروی قوه تخیل او افزود، خاصه پایه کار قهرمانانش در تجربه‌های شخصی او جای می‌گرفت، و بی‌آنکه بظاهر میان خود نویسنده و قهرمانان داستان شباهت کاملی وجود داشته باشد، خویشاوندی دور یا نزدیک او و قهرمانانش انکارناپذیر می‌نمود.
آثار مان در سطح تفکر و اخلاقی بسیار گسترده‌ای نوشته شده که برای درک آنها نیاز به خواندن مکرر احساس می‌شود، داستانهای کوتاه مان ساده‌تر است و در عین حال دارای فصلهای بسیار دشوار.
توماس مان در کنار خلق آثار ادبی به معنی واقعی، به کوشش بسیار در نقد و آثار تحقیقی و تحلیلی نیز پرداخته و درباره آثار نویسندگانی که از آنها مایه گرفته یا از آنان پیروی کرده مانند "شیلر"، "گوته"، "نیچه"، "شوپنهاور"، "تولستوی"، "داستایفسکی"، "چخوف"، "لسینگ"، "فروید" و "ژید"، مقاله‌های فراوانی انتشار داده است.
در وجود این رمان‌نویس شخصیتی فلسفی نیز نمودار می‌شود و نوشته‌های سیاسیش نیز از ارزش واقعی برخوردار است. شخصیتی که با حکومت ضد دموکراسی مبارزه می‌کند، با نویسنده داستان "دکتر فاوستوس" متفاوت نیست. همین وحدت شگفت‌انگیز در وجود داستان‌نویس و مردعمل، توماس مان را از شخصیتهای کامل عصر ما ساخته است.
توماس مان نویسنده‌ای است در مقامی استثنائی؛ آثارش که از لحاظ کمیت بسیار مهم است، از لحاظ کیفیت و کمال و روشنی سبک و غنای عمق نیز آثاری برجسته و ممتاز به شمار می‌آید. آثار توماس مان پر ارزشترین و بهترین نمایش دهنده اجتماع آلمان در نیمه اول قرن بیستم است. وسعت روح و اندیشه و ذهن مستقل مان به همه جلوه‌های دنیای متمدن ما بستگی می‌یابد، درباره مسائل می‌اندیشد، دشواریها و ابهامها را روشن می‌سازد و با وجود شهرتی که در به کار بردن لحن طنزآمیز دارد، با روشی بسیار جدی و بیغرضانه در سازندگی انسان می‌کوشد. مان از میان معاصرانش به سبب گوناگونی آثار و قدرت انساندوستی برهمه برتری دارد و می‌توان گفت که در تاریخ ادبیات معاصر آلمان تنها اوست که توانسته است جای گوته را اشغال کند، خاصه از نظر بشردوستی، چنانکه اغلب او را گوته شماره دو می‌خوانند و اگرچه از نظر بشردوستی این دو نویسنده روش مشترکی دارند، آثار گوته تحت تأثیر اندیشه‌های مذهبی قرار می‌گیرد، در حالی که در آثار توماس مان غیبت خدا احساس می‌شود، گوته یک لحظه در عظمت مسائلی که برای بشر مطرح است تردید نمی‌کند، در صورتی که در آثار توماس مان، زندگی، عشق، مرگ، هنر تنها بازی بزرگی است که مسخره و استهزا در آن چون اسباب‌بازی به کار گرفته می‌شود. اسباب‌بازی نفیسی که کمتر کسی لطف و ارزش آن را درمی‌یابد.
در سال ۱۹۳۳ دولت هیتلر او را مورد تعقیب قرار داد و ناچار از آلمان به سوئیس رفت. درفاصله سال‌های ۱۹۴۰ تا ۱۹۴۴ در رادیو آمریکا برنامه اجرا کرد و در سال ۱۹۴۹ در جشن ۲۰۰ سالگی گوته بعد از ۱۵ سال تبعید به آلمان بازگشت. در همان سال دولت آلمان شرقی جایزه ادبی گوته را به او اهدا کرد و دکترای افتخاری دانشگاه آکسفورد را کسب نمود. در ۱۹۵۳ دولت فرانسه نشان افتخار صلیب لژیون دونور را به او هدیه داد و دانشگاه کمبریج نیز دکترای افتخاری به او اعطا کرد. در سال ۱۹۵۲ در روستای کوچک ارلباخ در نزدیکی شهر زوریخ ساکن شد و تا آخر را عمر همانجا گذرانید.
آثار :
بودنبروک‌ها ، کوه جادو ، مرگ در ونیز ( که از روی آن فیلمی معروف ساخته شد) ، تریستان ، تونیو کروگر ، نمایشنامه تاریخی "فیورنتسا" ، والاحضرت

حق تکثیر:
نشریه سمرقند - بهار 1383 - -شماره 5

» کتابناکهای مرتبط:
مشت خدا
The Monkey Wrench Gang
چندچامه و درام

نسخه ها
PDF
حجم: 131 کیلوبایت
دریافت ها:
تعداد صفحات: 10
4.3 / 5
با 356 رای
امتیاز دهید
5 4 3 2 1

دانلود
دیدگاه‌ها: 19
۱۳۸۸/۱۰/۲۶


پاسخنگارش دیدگاه
Sepideh7h
Member
چه خوب که امکان دانلود این همه کتاب ادبی در سایت هست.
نقل قول  
mahsa9271
Member
بالا بردن فرهنگ کاریه کارستان تشکر
نقل قول  
tankamanee
Member
نقل قول از sanaztak:
چجوری کتاب در راه گورستان رو دانلود کنم؟؟؟؟؟

کاربر محترم هنوز وضعیت حق تکثیر و مالکیت حقوقی این اثر مشخص نشده و امکان دانلود آن فعلا میسر نیست ..
نقل قول  
sanaztak
Member
چجوری کتاب در راه گورستان رو دانلود کنم؟؟؟؟؟
نقل قول  
ghazoo
Member
يكي از بهترين داستان هاي كوتاهي بود كه خونده بودم!
نقل قول  
black_tiger
Member
به پایه گزاران و زحمت کشان این سایت با هر مرام و اندیشه که هستند خسته نباشید میگم بسیار کار ارزشمندیه نبرد با جهل و نادانی و نیکوترین کار نمودن راه روشنایی
نقل قول  
regbox
Member
از وقتی ای بوک ریدر گرفتم خیلی ای بوک خون شدم !
هم توضیحش جالبه هم عکسش.
این سری کتاب ناک دانلود بشه همشونو می خونم. (قدر یک بچه ذوق دارم!)
نقل قول  
marry67
Member
با سپاس و تقدير فر اوان از كوهالن عزيز-مرسي بابت كتابهاي خوبت وتلاشهاي فراوانت.موفق باشي
نقل قول  
ashoozartosht
Member
تشکر از دوستان کتابناک
در این برهوت تفتیده ای که این سالهای اندیشه و هنر سرزمین ماست و در این توفان سیاهی که ما را در می نوردد به روزان و شبان ،کار شما کاریست کارستان و به دستان معصوم حفاظی ساختن برای گل سرخ عشوه گر مسافری کوچک در برابر این مرگبادی که تمام دنیا خراب و خرد از آن است.
درود بسیار من با صدایی خسته به پیشگاهتان که سبزید و دریا دریا جوشان و لب پر زنان.
نقل قول  
kundera
فروشنده
کوهالن عزیز!
اگر باز هم اثری از ادبیات آلمان بزارید ممنون میشم.
نقل قول  
arampasand
Member
از این نویسنده کوهستان جادو را خوانده ام که جالب بود
نقل قول  
hee_haaww
Member
ممنون بابت كتاباي عالي كه ميذاريد
نقل قول  
ahadm
Pro Member
سلام . تعداد اعضا بيش از هشتاد هزار نفر شد . تبريك ويژه به مديران عزيز كتابناك . (رضا . حميد و سولماز)
كوهالن عزيز كوه جادوي توماس مان رو هم اگه داري بزار . ممنون ميشم
نقل قول  
کوهالن
Publisher
1. توماس مان و سنت
نوشته میشل وانل پوت

http://www.vatandar.com/attractive/tumas.htm

2. زندگی من
نوشته توماس مان
فصلنامه سمرقند ، شماره 5
توماس مان به مناسبت‏هاى مختلف شرح زندگيش را نوشته است. اين «زندگى‏نامه» را در سال 1936براى خوانندگان امريكايى آثارش نوشته است.

http://www.bashgah.net/pages-18016.html

3. سالشمار زندگی توماس مان
ناهید طباطبایی
فصلنامه سمرقند ، شماره 5

http://www.bashgah.net/pages-17983.html

4. نامه ای به تاریخ
از اوايل دهه 1930 كه قدرت ناسيونال سوسياليستها در آلمان فزونى مى‏گرفت، توماس‏مان همواره در نوشته‏ها و سخنرانيها - چه در وطن و چه در فرانسه و اتريش و لهستان و هلند و ساير كشورها - به مردم‏آلمان در برابر خطر ظهور حكومتى يكه تاز و نابودى آزادى هشدار مى‏داد و آنان را به اتحاد و ايستادگى در برابر توتاليتاريسم فرا مى‏خواند. در 1933 وقتى هيتلر به صدارت رسيد، مان و همسرش در سوئس‏بودند و پسرشان اعلام خطر كرد كه به آلمان باز نگردند. متعصبان نازى كتابهاى‏مان را نيز مانند بسيارى آثار ارزنده ديگر در جشنهاى كتاب سوزان در 1933 به آتش كشيده بودند، ولى حكومت براى اينكه ازاعتبار حضور وى در مهين محروم نشود، او را دعوت به بازگشت مى‏كرد. مان اعتنا نكرد و سرانجام در اوايل 1936 در نامه‏اى به يكى از روزنامه‏هاى سوئس، رهبران آلمان نازى را سخت تقبيح و محكوم كرد.از آن پس آشتى تصورناپذير بود، و مقامات آلمانى در واكنش به آن اعلان جنگ شخصى توماس مان، بى‏درنگ از او سلب تابعيت كردند، آثارش را در فهرست كتب ممنوعه گذاشتند، و همه عنوانها و افتخاراتى‏را كه ملت آلمان به پاس خدمات وى به فرهنگ و ادبيات ميهن به او تقديم داشته بود، پس گرفتند - از جمله عنوان دكتراى افتخارى دانشگاه بُن كه در دهه 1920 اعطا شده بود. مان پاسخى به دانشگاه داد كه‏اينجا ترجمه كرده‏ايم و بلافاصله يكى از معروفترين و پرخواننده‏ترين نوشته‏هاى سياسى او شد.

http://www.bashgah.net/pages-17974.html
نقل قول  
کوهالن
Publisher
در آخرین دوره زندگی معنوی که سالهای 1945 تا 1955 را در بردارد، مان آثاری همچنان استوار و گوناگون آفرید و روح خلاقه‌اش تا آخرین روز عمر که در کشور سوئیس به سر رسید، همچنان خدشه‌ناپذیر باقی ماند و ثمره یک عمر کوشش طولانی و مداوم، همراه با کار منظم معنوی را به دست آورد. می‌توان گفت که مان به وسیله آثار خود فهرستی از تمدن معاصر برجای گذاشته است. سخنرانی وی در 1945 با عنوان آلمان و آلمانیها دورنمای کاملی از بحران تمدن آلمان پیش چشم می‌گذارد، اما پریشانی دنیای جدید به صورت پهناور و معنای عام در اثر باشکوهش "دکتر فاوستوس" (1947) منعکس گشته است. این اثر در واقع وصیتنامه ادبی توماس مان است. توماس مان هرگز نتوانست در حمایت از شخصیت انسانی و عدالت و دموکراسی از مبارزه دست بردارد و سرانجام نیز ناظر خرد شدن آلمان و مورد تحقیر قرار گرفتنش از طرف دنیای عاصی گشت که به سبب جنایتهای هیتلر متهم به تحمل این جنایت شد. پس رمان بزرگ خود را با قهرمانی خلق کرد که آلمانی‌ترین فرد درنوع خود بود، یعنی فاوست، و به حق باید این اثر را در میان شاهکارهای ادبیات جهان جای داد. مان در این اثر از تبحرش در موسیقی کمک گرفته است و قهرمانش، ادریان لورکوهن Adrian Leverkuhn به طور شگفت‌انگیز آهنگساز معروف "آرنولد شوینبرگ" Arnold Schonberg را تجسم می‌بخشد، هنرمندی که روح خود را در برابر شاهکار هنری به شیطان می‌فروشد. در 1954 اولین جلد از آخرین رمان توماس مان به نام "اعترافات فلیکس کرول کلاهبردار" Bekenntnisse des Hochstaplers Felix Krull انتشار یافت. این اثر که متأسفانه ناتمام مانده جامعه آلمانی را پیش از جنگ جهانی اول معرفی کرده است.
نقل قول  
کوهالن
Publisher
سومین دوره زندگی معنوی توماس مان شامل سالهای میان 1930 و 1945 می‌شود که بخش عمده آن، یعنی ده سال صرف رمان چهار بخشی "یوسف و بردرانش" Joseph und seine Bruder گشته است و مصادف می‌شود با پیکار ضد هیتلریسم. این رمان شامل سرگذشت یعقوب، یوسف جوان، یوسف در مصر و یوسف رزاق است. توماس مان در نوشتن این داستان تنها به متن تورات و تفسیرهایش اکتفا نکرده، بلکه به منابع تاریخی و مذهبی مصر، بابل، آسور و اسلام نیز رجوع کرده است و به طور ستایش‌انگیزی تمدن قدیم و عصر بسیار دوری از تاریخ را احیا می‌کند و آن را از جوهر زندگی عصر جدید سرشار می‌سازد و به این داستان اساطیری رنگ عظیم انسانی می‌بخشد. این اثر بسیار قوی ثمره دوره پختگی هنری مان به شمار می‌آید. در این زمان توماس مان که شیفته انساندوستی گوته گشته است، رمان "لوته در وایمار" Lotte in Weimar را در 1939 منتشر می‌کند که قهرمان اصلی آن خود گوته است. نویسنده گوته را در 1816 نشان می‌دهد که برای دیدار لوته، دلدار ورتر و در واقع دلدار خویش که سالها از عمرش گذشته، به وایمار می‌رود، در حالی که خود از شهرت و افتخار کامل برخوردار است. جز گوته دو استاد دیگر در مقاله‌های مان مقام مهمی را اشغال کرده‌اند یکی واگنر است در "رنج و عظمت ریچارد واگنر" (1933) و دیگر شوپنهاور در مقاله شوپنهاور (1938). در این دوره خطابه‌ها و شعارهای سیاسی توماس مان درباره آلمان و اروپا از اهمیت بسیار برخوردار است. پنجاه و پنج خطابه کوچک او در پی جنگ جهانی دوم از رادیو پخش شد تا مردم آلمان را بر ضد هیتلر بشوراند. در این سومین دوره توماس مان به وحدت دشوار دو نظریه بشردوستی و سیاست تحقق بخشید.
نقل قول  
کوهالن
Publisher
دومین دوره زندگی توماس مان سالهای 1912 تا 1930 را در برمی‌گیرد. نویسنده در این دوره به زندگی سیاسی و اجتماعی وارد می‌شود و در دل از این که وقایع‌نگارانحطاط و متفنن در بیماری و مرگ باشد، احساس ناخشنودی می‌کند و در پی تغییر و تحولی در فکر و روح خویش، به دنبال زندگی سالم و بدون دشواری می‌رود. این بحران روحی مصادف می‌شود با جنگ جهانی اول و توماس مان برخلاف میل شخصی، خود را متعهد میهن می‌یابد. رمان "اندیشه‌های جنگ" (1914) سرگردانی او را در جهت میهن‌پرستی و تعصب ملی بیان می‌کند. مان به سال 1918 در "ملاحظات مردی دور از امر سیاست" Betrachtungen eines Unpolitischen مطالعه عمیقی بر زمینه اصول عقاید میهن‌پرستانه در راه مبارزه با افکار ضددموکراسی انجام می‌دهد، این روش تفکر که مورد تجزیه او قرار گرفته در مقاله بزرگ "گوته وتولستوی" (1922) نیز مشخص گشته است. در رمان کوه جادو (1924) جدالهای سیاسی، فلسفی و مذهبی این دوره به صورت داستان درآمده است. همین تجزیه و تحلیل نیرومند از وضع روحی و معنوی غرب موجب پیدایش اثر بزرگ او در 1926 گشت به نام "لوبک"، از جهت صورتی از زندگی معنوی، که وظیفه سازندگی و تأثیر اجتماعی هنرمند را روشن می‌سازد. در میان مقاله‌های بسیار عمیق انتقادی که دومین دوره زندگی معنوی توماس مان را به پایان می‌رساند، "زندگینامه" Lebensabriss را انتشار داد که در آن زندگی و آثار خویش را ثبت کرده است.
نقل قول  
کوهالن
Publisher
در تحول فکری توماس مان چهار دوره را می‌توان تشخیص داد:

دوره اول :
از ورود او به مونیخ در 1893 آغاز می‌شود. اولین داستان کوتاه او در این شهر به نام "زن سقوط‌ کرده" Gefallen (1894) در مجله ناتورالیست و سوسیالیست "دی گزلشافت" Die Gesellschaft (جامعه) انتشار یافت و در 1897 مجموعه چند داستان کوتاه که شامل معروفترین داستان او است به نام "آقای فریدمان کوچک" Der Kleine Herr Friedemann. توماس مان در این اثر به استادی مسلم در نویسندگی و به دنیای خاص خود رسیده است. در داستانهای این مجموعه زندگی چون مبارزه‌ای نمایان شده است که به خرد شدن ضعیفان می‌انجامد، بیشتر قهرمانان توماس مان در روابط خود با جامعه فاقد اعتماد به نفسند، از عالم وجود ناکامی یافته و جز بدبینی فلسفه‌ای ندارند. همین امر مبنای رمان معروف او خانواده بودبنروک قرار گرفته است که تصویری از فنای تدریجی طبقه کاسب را پیش چشم می‌گذارد.
داستان "تریستان" Tristan (1903) از لحاظ شیوه نگارش اثری ممتاز است و تحت تأثیر تریستان اثر "واگنر" قرار دارد که در آن ارتباط قطعی میان هنر و مرگ بیان شده است. توماس مان در داستان "تونیو کروگر" Tonio Kroger (1903)، برجسته‌ترین نمونه هنرمند عصر جدید را خلق کرده است که در بینش ادبی خود زندانی شده و از دنیای خارج و زندگی به کلی جدا مانده است. با این ادراک توماس مان توجه و محبت نسل جوان و روشنفکر را به خود جلب کرد. نمایشنامه تاریخی "فیورنتسا" Fiorenza (فلورانس) (1905) در سه پرده منتشر شد، حوادث این نمایشنامه در فلورانس می‌گذرد.
"مرگ در ونیز" Der Tod in Venedig (1912) تجزیه و تحلیلی است از روحیه آشفته و سرنوشت غم‌انگیز هنرمندی که از محیط خانوادگی دور می‌گردد، در ونیز به سوی زیباییهای شوم کشیده می‌شود و کششی به سوی مرگ که حاصل زیباییهاست در او به وجود می‌آید. هنر، در این اولین دوره از زندگی ادبی و معنوی توماس مان، کار ویرانگری را برعهده دارد. "والاحضرت" Konigliche Hoheit (1909) رمانی است که به درستی شناخته نشده و کوششی را برای بازگرداندن افراد منزوی و تیره‌روز به وضع طبیعی زندگی بشری نشان می‌دهد.
نقل قول  
soli67
Publisher
مرسی بابت آپلود مجدد
نقل قول  

درج دیدگاه مختص اعضا است! برای ورود به حساب خود اینجا و برای عضویت اینجا کلیک کنید.


Powered by You