Hiweb

لولیتا

لولیتا

لولیتا، سرآمد آثار ولادیمیر ناباکوف، با نثری شورانگیز، سوزناک و نیش دار یکی از برجسته ترین و جنجال برانگیزترین رمانهای قرن بیستم است. مجله ی تایمز، روزنامه ی گاردین، مدرن لایبرری و بسیاری از باشگاههای ادبیاتی ، لولیتا را به عنوان یکی از صد رمان برتر دنیا برگزیده اند و 125 نویسنده ی بنام جهان آن را بهترین رمان قرن بیستم دانسته اند.
لولیتا داستان عشق وسواس گونه و شوم هامبرتِ سن و سال دار به دلوری هیزِ نیمفت است و همچنین داستان رو به رویی اروپای بس فرهیخته و متمدن با آمریکای نافرهیخته و سرخوش پس از جنگ جهانیست.
لولیتا به بیش از 30 زبان دنیا ترجمه شده است.

حق تکثیر: افغانستان، نشر زریاب، 1393

» کتابناکهای مرتبط:
راه آبای - جلد 1
داستان های ارمنی
گراکوس شکارچی و چند داستان دیگر

نسخه ها
PDF
حجم: 4 مگابایت
تعداد صفحات: 456
4.4 / 5
با 110 رای
امتیاز دهید
5 4 3 2 1

دانلود
دیدگاه‌ها: 38
۱۳۹۴/۱۲/۰۷


پاسخنگارش دیدگاه
aryoua
Member
فکر می کنم بین این داستان و داستان زیبای آمریکایی (American beauty) شباهتهایی وجود دارد. در داستان زیبای آمریکایی تم اصلی داستان ملال آور بودن زندگی برای یک مرد بزرگسال و پناه آوردن او به عشق به یک نوجوان همسن با دخترش است. اما این عشق زندگی بی حاصل و تیره او را متحول می کند.
شاید این داستانها حال و هوای عشقهای جوانی در پیرانه سر را که حافظ می گوید تداعی می کند. چون آنها مانند زاهد خلوت نشین از ملال زندگی و زهد به عشق جوانی پناه می برند و گشایش حال خودشان را در آن می جویند.
صوفی مجلس که دی جام و قدح می شکست/ باز به یک جرعه می عاقل و فرزانه شد.
شاهد عهد شباب آمده بودش به خواب/ باز به پیرانه سر عاشق و دیوانه شد.
نقل قول  
aryoua
Member
نقل قول از mohsen4086050:
قرار نیست که رمان ها و فیلم ها نکته ی "عمیقی" داشته باشند ...اگر به دنبال غرق شدن در ژرفنای اندیشه! هستید باید به فلسفه رجوع کنید ... "سرگرم کنندگی" و "زیبایی آفرینی" است ...رد کل ادبیات تحت عنوان "بی فایده بودن" از نوعی "بی ذوقی" و تعهدی رادیکال ...بگذریم!

واژه فهمیدن را در معنای دقیقی به کار نبردم بلکه منظورم درک نکردن یا «ارتباط برقرار نکردن» بود. برای ارتباط برقرار کردن با اثری هنری باید تا حدودی تجربه یا احساس مشترک با آن داشت. عقل گرایی خشک که کل ادبیات را «بی فایده» بداند همانطور که فرمودید از ناآگاهی نسبت به عواطف وسیع انسان ناشی می شود که مردود است و «معقول» هم نیست. اما سوال من این بود که چرا این اثر اینقدر «معروف و ماندگار» شده است ولی نکته عمیق (عقلی یا احساسی) در آن دیده نمی شود. یک اثر اگر به صورت عمیق (از نظر احساسی) با طیف زیادی از مردم ارتباط برقرار نکندماندگار نمی شود. مگر این که بدیع باشد.

نقل قول از saeidborji:
...شاید بشود گفت رمان لولیتا بیشتر از اینکه محبوب باشد معروف است و این معروفیتش را هم مدیون جنجالی بودن موضوعش است.... من فکر میکنم این کتاب مخاطب عام نداره. نظریه شخصی من این است که احتمالا ناباکوف خودش دارای چنین گرایش هایی بوده ... اصولا به عقیده بنده رمان و داستان میتونه حقیقت رو به همدوره هاش و همینطور نسل های آینده بدون رسیدن گزندهای قدرتمداران منتقل کنه ...

با توجه به این که این رمان در سال 1955 منتشر شده و ناباکوف در همان سالها مردی 56 ساله و استاد دانشگاه بوده وضعیت او خیلی شبیه وضعیت شخصیت اصلی داستان، هامبرت (استاد دانشگاه پنجاه و چند ساله) است. شاید احساسات خود ناباکوف از زبان هامبرت بیان شده باشد. ممکن است بیان یک ناکامی عشقی هامبرت در نوجوانی و یافتن آن در سن پنجاه شصت سالگی زنده کردن نوستالژی یک عشق فروخورده برای یک مرد باشد که احتمالاً خیلی ها دچار آن می شوند و به همین دلیل با این داستان و این رویای عشقی ارتباط برقرار می کنند. و به همین دلیل داستان این انحراف اخلاقی/عشقی عقده های فروخورده بعضی از مردم را تسکین می دهد و با آن ارتباط برقرار می کنند. نکته دیگر که فکر می کردم شاید نویسنده تلاش در بیان آن دارد شخصیت لولیتا است که نمی دانم کاملاً تخیلی است یا نمودهای بیرونی هم دارد؟

نقل قول  
saeidborji
Member
نقل قول از aryoua:

فقط فیلم لولیتا را دیده ام. هر دو فیلم لولیتای آدریان لین1997 و استنلی کوبریک1962 من اصلاً این داستان را نمی فهمم که چه حرفی برای گفتن دارد و احتمالاً رمان ترجمه شده اش هم حرفی برای گفتن ندارد. البته به خاطر استنلی کوبریک کارگردان بزرگ این فیلم را نگاه کردم چون او انسان بزرگ و عمیقی بوده شاید نکته ای در این داستان هست که من نمی فهمم. (آیا کسی متوجه شده که این داستان مسائل روانی چه کسانی را در آن سالها بیان می کند؟)

من هم چیزی عمیق و پر مغز در این داستان پیدا نکردم . شاید بشود گفت رمان لولیتا بیشتر از اینکه محبوب باشد معروف است و این معروفیتش را هم مدیون جنجالی بودن موضوعش است. مردم اصولا جار و جنجال را دوست دارند. زمانی که لولیتا توی آمریکا نشر شد بازار کتاب تا حد امروز وافر از کتابهای درباره انحرافات جنسی نبوده. به طور کلی من فکر میکنم این کتاب مخاطب عام نداره. نظریه شخصی من این است که احتمالا ناباکوف خودش دارای چنین گرایش هایی بوده و شاید هدفش از نگارش این کتاب یک نوع تسلی بخشی به نیاز های بوده که به خاطر محذورات اجتماعی اش دست نیافتنی بوده است. زیگموند فروید یه جمله معروفی دارد
“The virtuous man contents himself with dreaming that which the wicked man does in actual life.”
دامنه پریشان گویی های بنده هم از آسمان به ریسمان بافی سر از فروید در آورد برای اینکه یه کوجولو از خودم دفاع کرده باشم که ربط فروید با این بحث چیه و یک کمی هم از این رمان و کلا قالب رمان دفاع کرده باشم لازم میبینم یاداور شوم که فروید مبنای مطالعات و تحقیقات انقلابی خودش را بر اساس همین رمانها مثلا یکی از آنها Gradiva یا اسطوره های یونانی گذاشت و مرور زمان فقط نظریات فروید رو بیشتر و بیشتر تایید کرده است. اصولا به عقیده بنده رمان و داستان میتونه حقیقت رو به همدوره هاش و همینطور نسل های آینده بدون رسیدن گزندهای قدرتمداران منتقل کنه در حالی که تاریخ همواره سرشار از یک جانبه گرایی و تعصب و دروغ است و معروف است که میگویند تاریخ را پیروزمندان جنگ ها مینویسند.
نقل قول  
mohsen4086050
Member
قرار نیست که رمان ها و فیلم ها نکته ی "عمیقی" داشته باشند ، اصلا هنر چنین وظیفه ای(طرح مضامین عمیق)رو بر عهده نداره؛اگر به دنبال غرق شدن در ژرفنای اندیشه! هستید باید به فلسفه رجوع کنید نه ادبیات یا سینما ؛ چون کار اصلی آنها نه "فلسفه بافی" بلکه "سرگرم کنندگی" و "زیبایی آفرینی" است ، و رد کل ادبیات تحت عنوان "بی فایده بودن" از نوعی "بی ذوقی" و تعهدی رادیکال به شکلی از "عقل گرایی خشک" نشأت می گیرد ، هر چند همان ها هم کارکرد های هنر را درست دریافت نکرده اند.بگذریم!
نقل قول  
aryoua
Member
نقل قول از majid889:
[b]هنوز هم نمیتوانم هضم کنم که مردم چرا رمان میخوانند و و قتشان را به جای ....ی!اخه خواندن دن کیشوت یا بینوایان چه دردی از هزاران درد انسان را دوا میکنه به جز ایجاد افسردگی در انسان!

فقط فیلم لولیتا را دیده ام. هر دو فیلم لولیتای آدریان لین1997 و استنلی کوبریک1962 من اصلاً این داستان را نمی فهمم که چه حرفی برای گفتن دارد و احتمالاً رمان ترجمه شده اش هم حرفی برای گفتن ندارد. البته به خاطر استنلی کوبریک کارگردان بزرگ این فیلم را نگاه کردم چون او انسان بزرگ و عمیقی بوده شاید نکته ای در این داستان هست که من نمی فهمم. (آیا کسی متوجه شده که این داستان مسائل روانی چه کسانی را در آن سالها بیان می کند؟)
نقل قول  
majid889
Member
[b]هنوز هم نمیتوانم هضم کنم که مردم چرا رمان میخوانند و و قتشان را به جای خواندن کتب تاریخی-فلسفی-علمی-سیاسی-اقتصادی،صرف خواندن رمان میکنند؟؟؟عمر عزیز است غنیمت شمریدش صحبت!البته خودم رمان هایی خاص همانند رمان های فلسفی مثل دنیای صوفی یا شبیه اون رو میخونم ولی دیگه رمانی همانند رمان بالا که جز تخیل چیزی نیست رو قبول نمیکنم برایش وقت بگزارم!همین وقت را میشود برای خواندن یک جلد از تاریخ طبری گزاشت!نمیدانم به نظرم اتلاف وقت است رمان خوانی!اخه خواندن دن کیشوت یا بینوایان چه دردی از هزاران درد انسان را دوا میکنه به جز ایجاد افسردگی در انسان!
نقل قول  
shaikh
Member
نقل قول از Aristoteles:
جناب shaikh
ببخشید وارد این بحث شما میشوم ، ولی من نیز تا اندازه ایی با kazomano موافقم ،
رمان و داستان بیشتر با احساس سروکار دارند و لزوما آموزنده "اخلاق و انسانیت و فرهنگ" نیستد و حتی (همانند همین رمان لولیتا ) ضد این مفهوم ها و برای انسانیت زیانبخش میتوانند باشند درحالیکه ریاضی و فیزیک و شیمی بر پایه منطق و عقل هستند و اگر با درایت و خرد عقلانی و نه احساسی بکار روند برای جامعه سودمندند ،
بدون رمان و شعر گل و بلبل و تنها با علوم عقلی و منطق هم میتوان جامعه ایی خوب داشت ولی تنها با رمان و شعر و اخساسات نمیتوان جامعه را اداره کرد، بیاد داشته باشید احساس جنبه فردی دارد و بعضی احساسات بشدت مخرب و کثیف میتواند باشد در حالیکه علوم و منطق برای همگان عمومیت دارد و عقل کاربردی برای همگان سودمند است
البته بر نوجوانی که هرمونهای جوانی اش به اوفشار میآورند و احساسات در او بجوش میایند، نمیتوان خرده گرفت و نمیتوان او را نکوهید ولی مرد هنگامیکه سنش بالا تر رفت شایسته است تا به بلوغ ذهنی برسد و مغزش را بکار بگیرد و نه اینکه احساسات دل و زیر شکمش را رهبر گرداند ،


سلام
نمی خواهم این بحث را ادامه دهم بخصوص وقتی که از سخن شما بوی پورنوگرافی می آید . ولی لازم است که یک خواهش بکنم و آن اینست که : لطفا بحث را منحرف و مخدوش و در آن تخلیط نکنید. اگر کسی از همین جا مطلب را بخواند و سخنان قبلی را نادیده بگیرد چنین می پندارد که موصوع بحث سکس و پورنوگافیست و یا بحث بر سر کتاب "لولیتا" و ارزیابی موضوع آن است. یعنی همه رمانها به زیر شکم پرداخته اند؟ پس شما بینوایان و دن کیشوت و برادران کارآمازوف و ابله و جنگ و صلح و در جستجوی زمان از دست رفته و جنایت و مکافات و آنا کارنینا و موبی دیک و پیرمرد و دریا و بلندیهای بادگیر و تام جونز و صدها آثار برجسته ادبی دیگر را نخوانده اید.
نقل قول  
Aristoteles
Member
جناب shaikh
ببخشید وارد این بحث شما میشوم ، ولی من نیز تا اندازه ایی با kazomano موافقم ،
رمان و داستان بیشتر با احساس سروکار دارند و لزوما آموزنده "اخلاق و انسانیت و فرهنگ" نیستد و حتی (همانند همین رمان لولیتا ) ضد این مفهوم ها و برای انسانیت زیانبخش میتوانند باشند درحالیکه ریاضی و فیزیک و شیمی بر پایه منطق و عقل هستند و اگر با درایت و خرد عقلانی و نه احساسی بکار روند برای جامعه سودمندند ،
بدون رمان و شعر گل و بلبل و تنها با علوم عقلی و منطق هم میتوان جامعه ایی خوب داشت ولی تنها با رمان و شعر و اخساسات نمیتوان جامعه را اداره کرد، بیاد داشته باشید احساس جنبه فردی دارد و بعضی احساسات بشدت مخرب و کثیف میتواند باشد در حالیکه علوم و منطق برای همگان عمومیت دارد و عقل کاربردی برای همگان سودمند است
البته بر نوجوانی که هرمونهای جوانی اش به اوفشار میآورند و احساسات در او بجوش میایند، نمیتوان خرده گرفت و نمیتوان او را نکوهید ولی مرد هنگامیکه سنش بالا تر رفت شایسته است تا به بلوغ ذهنی برسد و مغزش را بکار بگیرد و نه اینکه احساسات دل و زیر شکمش را رهبر گرداند ،
نقل قول  
shaikh
Member
درود بر شما
کامنتتون قابل تامله باید برای بند بندش مطلب نوشت. اما از اینجا شروع شد کتب ریاضی و فیزیک تکرار اصول و قضایاست این جمله از نظر من درست نیست. من با بندهای ابتدائی که گفتین به هیچوجه قانع نشدم. یعنی تایید می کنید که کتب ریاضی که در دنیا منتشر میشه همش تکرار یه سری اصول و قضایاست؟

سلام
بحث اصلی بر سر این بود که فرموده بودید:" من متاسف میشم وقتی وارد یک کتابفروشی میشم و میبینم کتابای رمان بیست برابر کتابای ریاضی و فیزیکه." و این حقیر هم عرض کردم که چنین نیست زیرا " این گونه کتابها عرصه را بر کتب ریاضی و فیزیک تنگ نکرده اند.کتب ریاضی و فیزیک تکرار اصول و قضایاست ولی هر کتاب رمان داستان جدیدی از انسانهاست که لازم است گفته شود و خوانده شود. و ما نباید علم را در مقابل هنر قرار دهیم. جامعه باید چند بعدی باشد و از همه ابعاد پیشرفت کند.برتراند راسل ضمن اینکه یک ریاضیدان برجسته بود فیلسوف مشهوری نیز بود.همچنین بود این سینا و خیام و...."

حال هم همان را عرض می کنم ولی چون تو ضیح خواستید می گویم: کتب ریاضی و فیزیک از لحاظ محتوی از دو حال خارج نیستند یا جنبه آموزشی دارند و یا جنبه تحقیقاتی. اگر آموزسی باشند تکرار است . البته شاید در روش اموزش نو اوری کنند مثلا وقتی که من در سال 1976 درس مدارهای برقی را می گذراندم تازه کار برد کامپیوتر در محاسبات مدارات پبچیده پیشنهاد شده بود. بعدها این کاربرد کامپیوتر به جایی رسید که محاسبات اتصال کوتاه که مبحثی پیچیده است را هم با کامپیوتر انجام میدادند. منظور اینست که حتی اگر روشی نو در آموزش پیشنهاد شود این روش اصول را تحت تاثیر قرار نمیدهد بلکه دقت و سرعت را بالا میبرد و به هر حال تعداد کتبی که روشی جدید را در درسی پیشنهاد می کنند آنچنان نیست که هر روز در این زمینه بتوان کتابی به بازار عرضه کرد. نوشتن چنین کتابهایی نتیجه سالها تحقیق است.
و اما کتابهایی که در زمینه ریاضی و فیزیک جنبه تحقیقاتی دارند از لحاظ تعداد اندک هستند و آنهم کار هر کسی نیست. در صورتیکه نویسندگان رمان ( و دیگر علوم اجتماعی) می توانند در هر فرصت رمانی جدید بنویسند یا اثری جدید خلق کنند که با هر آنچه تا این زمان نوشته شده است متفاوت باشد زیرا موضوع این کتب انسان است و همانطور که گفتم به تعداد انسانهای روی کره زمین می توان رمان نوشت.
چیزی که مهم است اینست که ما به قضایا به صورت سیاه و سفید نگاه نکنیم. ما قبل از هر چیز به "انسان" بودن و "انسانیت" و "اخلاق" و "فرهنگ" و "حس وظیفه شناسی" و... نیاز داریم و این مباحث در کتب ریاضی و فیزیک آموزش داده نمی شوند.
این را هم اضافه کنم که گشودن این بحث از سوی این حقیر از روی ستیزه و لجاج و فضل فروشی نبود . خواستم این بود تا با ارایه نظرم روشنگری کرده باشم بنا براین همینجا به این بحث خاتمه میدهم و آن قول عرب را در اینجا یادآور می شوم که گفت:
نحن بما عندنا و انت بما عندک راض والرای مختلف
نقل قول  
kazomano
Member
نقل قول از shaikh:

خیلی وقته گذشته از این کامنت. مختصر بگم: کشور ما در شرایط کنونی به رمان و داستان انسان ها و ... نیاز اساسی نداره باید برای پیشرفت علوم پایه کشور قدرتمند بشه و این از طریق ریاضیات و فیزیک و ... . در مورد اینکه کتاب ها ریاضی تکرار اصول و قضایا هستند هم به اهل فن واگذار میکنم.


سلام جناب kazomato

اگر سن شما کمتر از چهل سال باشد به راحتی می توانم شما را "فرزند" خطاب کنم. در مورد اهلیت در خصوص اظهار نظر در مورد مسایل علمی و کتب ریاضی هم سر بسته می گویم که سی سال پیش که نیروگاهی را در خراسان می ساختم دویست دکتر و مهندس و متخصص عالی رتبه را از بیست کشور دنیا مدیریت می کردم و آن زمانی بود که به عنوان یک مهندس جوان و پر شور تازه از آمریکا بر گشته بودم تا به کشورم خدمت کنم.
باید بگویم که کمبود کتب ریاضی در کشور مانع پیشرفت آن نشده. آنچه که کشور را ویران کرده نیود اخلاق و بر سر کار بودن کسانیست که بویی از تخصص و مدیریت نبرده اند و دلشان اندکی هم که شده برای مام میهن نمی تپد. نبود اخلاق و عدم احساس مسولیت باعث شده تا فاسدان خود را به لباس دین بیارایند و مملکت را غارت کند. منکه آدمی کاملا متخصص و فنی بودم نمی توانستم علت این رفتار منافقانه مومنان به ظاهر را درک کنم. برای همین تخصص را رها کردم و مطالعه قرآن و دین و فلسفه و تاریخ و ادبیات و غیره را آغاز نهادم تا دریابم چگونه است که مرد مومن می تواند دروغگو و متقلب و دزد و.. از کار در آید. و اکنون در این حوزه ها و همچنین تخصص خودم ( در سطح مهندسی برق ) در شرایطی هستم که با اطمینان سخن می گویم و برای هر حرفم می توانم رفرانس بدهم. خواه این رفرانس برای قرآن باشد یا بوطیقای ارسطو در شعر یا سخن دانته در کمدی الهی در "دوزخ" در خصوص حضرت علی باشد که در ترجمه فارسی نیامده و قطعا تو از آن بی خبری و یا چرا غزالی ابن سینا را تکفیر کرده و یا منظور مولانا در فلان بیت مشگل چه بوده است و یا جرا ایرانیان از تازیان شکست خوردند و یا چرا کتاب "فیه ما فیه" بدین نام نامیده شده( تا بحال هیچ کس این را در نیافته) و یا نکته ای باشد در ثمارالقلوب ابو منصور ثعالبی و یا نکته ای باشد در کلیله و دمنه و یا اخلاق ناصری و با کیمیای سعادت و یا گلستان سعدی که تا بحال از دید مصححان این آثار پوشیده مانده و هیچکس در تصحیح مجدد آن نکوشیده و یا نکته ای باشد در تفسیر کشف الاسرار و یا تفسیر کمبریج و یا صدها اثر معروف ادبی و تاریخی دیگر.
اینها را نه از راه خود ستایی بر شمردم چه هنوز خود را "هیچ مدان" می دانم بلکه از آن بابت گفتم تا به صحت سخن قبلیم ایمان بیاوری.

در پایان نکته ای را از کتاب سبک شناسی "استاد بهار " به عنوان هدیه عید تقدیمتان می کنم:
"در کتب ادب عرب آمده است که بعد از انقراض ساسانیان بزرگمهر به طبرستان رفت. از او پرسیدند که موجب انقراض ساسانیان چه بود؟ پاسخ داد که کارهای بزرگ را به مردم خرد سپردند و کارهای خرد را به مردم بزرگ. بزرگان به کارهای کوچک دل ننهادند و خردان از عهده کار بزرگ بر نیامدند و ناچار هر دو کار تباه گشت" سبک شناسی _ بهار - ج 1 ص 52

درود بر شما
کامنتتون قابل تامله باید برای بند بندش مطلب نوشت. اما از اینجا شروع شد کتب ریاضی و فیزیک تکرار اصول و قضایاست این جمله از نظر من درست نیست. من با بندهای ابتدائی که گفتین به هیچوجه قانع نشدم. یعنی تایید می کنید که کتب ریاضی که در دنیا منتشر میشه همش تکرار یه سری اصول و قضایاست؟
نقل قول  

درج دیدگاه مختص اعضا است! برای ورود به حساب خود اینجا و برای عضویت اینجا کلیک کنید.


Powered by You