Hiweb

با توجه به وضعیت مالکیت حقوقی این اثر، امکان دانلود آن وجود ندارد. اگر شما نسبت به این اثر محق هستید می‌توانید اجازه نشر الکترونیکی تمام یا بخشی از آن را به ما بدهید و یا آنرا از طریق کتابناک به فروش برسانید.
برای اطلاعات بیشتر صفحه «قوانین» و «فروش کتاب الکترونیکی» را مطالعه کنید.

مسیح باز مصلوب

مسیح باز مصلوب

محل وقوع داستان یکی از روستاهای یونان است که توسط «آقا»، حکمران منصوب از طرف دولت عثمانی، اداره می‌شود.مانولیوس نام شخصیت اصلی این رمان است که الگوی خود را مسیح قرار داده است و داستان کلی رمان روایت کنندهٔ داستان زندگی وی و تلاش ها و کوشش هایی است که او برای کمک به مردم می‌کند. آقا، اختیاردار جان و مال و ناموس اهالی این آبادی است ضمن این‌که در روابط خصوصی آن‌ها دخالتی ندارد.اختلاف بین آقا و ساکنان زمانی آغاز می‌شود که «یوسفک»، پسربچه امردی که آقا از ترکیه آورده است و مونس ساعات خوش اوست، به قتل می‌رسد . کازانتزاکیس، در این رمان، با موشکافی تضاد بین حاکم ترک و رعایای یونانی را با طنزی دلنشین به تصویر کشیده و از سوئی دیگر اتحاد این دو را برای حفظ منافع مشترک و سرکوبی جنبش نوخاسته‌ای که به مذاق متعصبین کلیسا نا خوش آیند است، نشان می‌دهد. این کتاب تصویری گویا از عناصر موجود در جامعه و نماینده بینش‌های گوناگونی است که به نام‌های ناسیونالیسم، سوسیالیسم، خرده بورژوازی، سرمایه‌داری، فئودالیسم و انقلاب در جایگاه مخصوص به خود اعلام موجودیت می‌کنند.

متن کامل در 580 صفحه

حق تکثیر:
تهران; جامی , ۱۳۸۶

» کتابناکهای مرتبط:
God The Invisible King
Something to Remember Me by
شاهزاده و گدا

نسخه ها

نسخه صوتی کتاب از نوار
4.6 / 5
با 655 رای
امتیاز دهید
5 4 3 2 1


دیدگاه‌ها: 55
۱۳۸۸/۱۰/۱۸


پاسخنگارش دیدگاه
Mehshak
Member
سلام
کسی فایل pdf این کتاب رو اگه داره برام بفرسته. نیاز دارم که این کتاب رو هرچه سریعتر بخونمش .خیلی ممنون میشم اگه دارید واسم بفرستید.
نقل قول  
irlanguage
Member
کسی لینک دانلود این کتاب رو داره؟
نقل قول  
fahmizy
Member

روایت دلنشین و جذابی از آیین تعزیه ای در یکی از روستاهای یونان زیر سلطه عثمانی که هر هفت سال یک بار برگزار می شود و در ان هر یک از اهالی دهکده از یک سال پیش از تاریخ سالروز رستاخیز مسیح در قالب یکی از شخصیتهای ماجرای دستگیری و تصلیب مسیح قرار می گیرند.
کازانتزاکیس به زیبایی و با قلمی سحار استحاله افرادی همچون نیکولیوس و زن فاحشه روستا را به مسیح و مریم مجدلیه و یا شباهت برخی افراد دیگر روستا را به نقش هایی که برای ان انتخاب شدند از جمله:یهودا ،پونتوس پیلات و... نشان می دهد.
کلاً "استحاله" یکی از مفاهیم کلیدی آثار کازانتزاکیس است. چنانچه در اثر دیگرش (سرگشته راه حق) هم شاهد استحاله تدریجه جوان خوشگذران و ثروتمندی و نامزدش به سن فرانسیس و سن کلارا از بزرگترین قدیسان مسیحیت هستیم
نقل قول  
تو این کتاب مانولیوس یکی از عادات مسیح که دراز کشیدن روبه آسمون با دستهای باز رو انجام میده که به نظرم نماد صلیب از اینجا و این حالت اومده هرچند جائی خوندم که صلیب عیسی مطابق اشارات عهدجدید یادآور همان درختی است که در عهدعتیق سمبل لعنت و حقارت بود.
راستی شنیدم مسیح خرشم خیلی دوست داشته ...درسته؟
نقل قول  
E R S
Publisher VIP
یه انتقاد از این کتاب به ذهنم میرسه ، اونم اینکه بعضی شخصیت های فرعی داستان خیلی تک بعدی و دم دستی ساخته شدن ، یک نمونه اش زن اون روستایی خسیس . ( شرمنده ، چون کتابو سال پیش خوندم ، اسم ها رو فراموش کردم من همیشه اسم ها رو زود فراموش می کنم )

نقل قول  
E R S
Publisher VIP
خیلی صحنه ها و شخصیت های به یاد ماندنی توی این رمان بود.

لحظه های وسوسه شدن مانولیوس ، توصیف مصیبت ها و بدبختی اون آواره ها و کشیش پیرشان ، توصیف اون روستایی خسیس ، کشیش دنیاپرست روستا ، ناخدا طوفان ! ، جوانی که کل ارث پدریش رو به آوارگان بخشید ، جنگ آوره ها با روستایی ها ، اون لحظه ی شهید شدن مانولیوس و کلی موارد و صحنه جذاب دیگه ... همشون تاثیرگذار بودن .

این کتاب به خوندنش می ارزه.


نقل قول  
E R S
Publisher VIP
نقل قول:
البته نکته ای در خور توجه دیگر در شخصیت بزرگ اما نقش کوتاه لکاته اغوا گر است زنی که با تن فروشی خویش بناست به زنان شهر عصمت و به دستان حریص و هرزه مردانشان آبرو ببخشد و در این حال مقامی می یابد اهورایی به گونه ای که هیبت تمامی مقدسین را تحت شعاع قرار داده و خواننده اثر در هر موعظه و حتی در همان سلوک نجات دهنده در جستجوی اوست .نویسنده اثر بقدری از مهار آتش سودای تاثیر او ناتوان است که ناشیانه و بدور از هرگونه ظرافت با خنجری آغشته به عجز و کین سینه اش میدرد و خون بهای خیانت یهودایش می سازد تا مگر خود و مردان هم داستانش را از گزند او برهاند


این اتفاق هم توی "مسیح باز مصلوب می افته" ، هم توی "زوربای یونانی"
توی "زوربا" هم بیوه زنی که شخصیت اصلی داستان باهاش رابطه بر قرار می کنه ، ناگهان توی یه صحنه ی کابوس وار ، مثل گوسفند سر بریده می شه ! اونم در حالی که اصلا حال و هوای داستان جوری نبوده که انتظار همچین اتفاقی رو داشته باشی ...
تکان دهنده ست !
اما فکر نمی کنم منظور نویسنده از آفرینش چنین صحنه ای ، این مواردی که شما فرمودید باشه ! بلکه منظور یه جورایی نشون دادن تهی بودن و بی معنی بودن هولناک این دنیاست .
شخصیت "آقا" ی ترک ، مدتی بعد از بریدن سر زن بیچاره ، تازه یادش می افته دنیا که به آخر نرسیده ؛ میشه رفت و پسر بچه ی دیگه ای پیدا کرد ! خب اگه این جوری بود پس چرا سر اون زن باید بریده می شد ؟! فقط به خاطر اینکه این "آقا" در حد الاغی فهم نداشت ... چه مرگ بی دلیل و مسخره ای ...
همچین مرگ بی معنی و دردناکی ، آن هم در شرایطی که زن با مانولیوس اون ارتباط معنوی زیبا رو پیدا کرده بود ، یه حس هولناک واسه آدم ایجاد می کنه که این دنیا تا چه حد مسخره و بی دوامه ؟..
البته این رویداد هر چند خشن و ناگهانی و دردناکه ، ولی به هیچ عنوان اون جوری که شما گفتید ؛ "ناشیانه" و "بدور از هرگونه ظرافت" نیست.
اتفاقا بسیار تاثیرگذاره . نویسنده هم کاملا آگاهانه و به عمد این صحنه رو آفریده
عین همین اتفاق توی "زوربای یونانی" هم می افته .

فکر می کنم برداشت شما از اتفاقی که برای این زن می افته ؛ اشتباهه

نقل قول:

می بینیم به قصد نویسنده این بار شستن گناهان رسالت نیست بلکه نجات در چیز دیگری است نجات گرسنگان و بی پناهان و ستیزه با نظام سرمایه داری
از آجا که در مقدمه اثر می خوانیم نیکوس کازانزاکیس تحصیل کرده در رشته حقوق برای مدتی ریاست اتحادیه کارگران سوسیالیست کشورش را بر عهده داشته و با این تفکر است که روحیه انقلابی نجات را در این اثر به تفکر اجتماع تزریق می کند


بله . این نکته که گفتید کاملا درسته


نقل قول  
این کتاب را زمانی که خواندم لذت بردم........واقعا هم لذت بردم........
نقل قول  
sedaghat jam
Member
قدمت تعزیه و ریشه ایرانی جُستن برای آن را می توان با مقایسه ای بین قدمت شیوع تشیع در ایران و فراگیری حکومت شیعی بیان نمود.تشیع در گیلان و مازندران، لکه های در خراسان بزرگ، ورا رود( ماورالنهر)، خوزستان،کاشان و قم و... حضور داشته است،علویان در حاشیه دریای مازندران، حکومت سربداریه در بیهق و باشت، آل بویه ولو در بغداد،.این که آیا این شیعیان چون پور سینا و فردوسی شیعه دوازده امامی و به اعتباری به مذهب فراگیر و رسمی این روزهای ایران بودند سخن بسیار است کما این که هنوز در خراسان باقی مانده در چارچوب ایران می توان شیعیان اسماعیلی را یافت که در ده ها و آبادیه ها خود روزگار می گذراند.
خاندان صفوی و پراکنش هوادارانشان و قزلباش های آن از شرق آناتولی ( ترکیه امروز) نواحی خاصی در گیلان، آذربایجان ،آران و نواحی ورای ارس و قفقاز نیز چیزی است که می توان در تاریخ جست و یافت. و نیز پی جوی بود برای این داد و دهش بین اقوام قفقازی و آناتولی و تاثیری که در عادات و باورها و آداب باقی گذاشته است.
من نیز باور دارم جدای از آن چه ما سوگ سیاووش یا سووشون ویا هر مراسم کهن تری که چه در شرق دور و یا میان رودان بسان و نزدیک به آن می دانیم و می خوانیمش.تعزیه و عزاداری و کیفیاتی که این روزها با آن مواجه هستیم به شدت ریشه در شمال غرب ایران،قفقاز و شرق اناتولی و با شروع صفوی می باشد.
به گمان نگارنده پدیده های تاریخی و حتا خوانش از مذهبی بستگی تامی به جغرافیا ، آب و هوا و کیفیاتی از این دست دارد. تاریخ شیعی معاصر هم به لحاظ باورها و عادات آن به خاستگاه عهده تازه ی آن یعنی شمال غرب ایران بستگی هایی دارد.

نقل قول  
mosafer 17
Member
2- کشیش با بطری وارد شد و ناخدا رو به سه ریش سفید روستا کرد و گفت : دوستان عزیز امروز رستاخیر مسیح است !برگرفته از متن کتاب

در این جا ریش سفیدان باید از میان روستائیان کسانی را که شایستگی ایفای نقش سه حواری بزرگ عیسی یعنی پطرس ،ژاک ،ژان هستند و کسانی را که یهودای اسخریوطی و مادلن گنهکار و مهم تراز همه مسیح ...می پردازند و نویسنده به استناد سلیقه این ریش سفیدان باقی شخصیت ها را معرفی می کند
1- کستانتیس : ژاک حواری _یاناکوس : نقش پطرس _ میکلس: یحیا حواری محبوب مسیح _ پانایوتیس : یهودا _ کاترینا بیوه زن آبادی : مادلن گنهکار _و مانولیوس مسیح داستان این معرفی 50 صفحه اولیه کتاب را شامل می شود و تا 400 صفحه بعد از این روند داستان بر همین روال می گذرد .که اگر خواننده اثر با مسیحیت آشنایی داشته باشد چیزی جز بازبینی چشمش را نمی گیرد البته شخصیت پردازی زیبا چه آنجا که مسیح در حال رهیدن از وسوسه هاست و رنجش در پی تراشیدن نقاب مسیحایی برای صورت انسان است بقدری اثر را خواندنی ساخته که رخوت یادآوری از ذهن خواننده دور می شود .البته نکته ای در خور توجه دیگر در شخصیت بزرگ اما نقش کوتاه لکاته اغوا گر است زنی که با تن فروشی خویش بناست به زنان شهر عصمت و به دستان حریص و هرزه مردانشان آبرو ببخشد و در این حال مقامی می یابد اهورایی به گونه ای که هیبت تمامی مقدسین را تحت شعاع قرار داده و خواننده اثر در هر موعظه و حتی در همان سلوک نجات دهنده در جستجوی اوست .نویسنده اثر بقدری از مهار آتش سودای تاثیر او ناتوان است که ناشیانه و بدور از هرگونه ظرافت با خنجری آغشته به عجز و کین سینه اش میدرد و خون بهای خیانت یهودایش می سازد تا مگر خود و مردان هم داستانش را از گزند او برهاند اما...
بعد از آن صحنه روبرو شدن دو روی مرد روحانی یکی به خظا فربه و دیگری از راست تکیده را شاهدیم و مناظره ایشان دردی است دامنگیر تمامی ادیان ( چنانچه در آتش بدون دود ابراهیمی یاشولی حسن و یاشولی آیدین را می بینیم ) و بعد از آن قصه همیشه تکرار سرزمین مقدس موسی و کوچیدن به سمتش را و امیدهای واهی آن ( باز در همان کتاب ابراهیمی در اینچه برون شاهدیم ) .
اما ناجی داستان ما قربانی هیچ کدام از این درد هانیست!!! تو گویی درد بی علاج زمانه چیز دیگریست و مسیح دیگر قربانی این گناهان نمی شود ...
نقل قول  
mosafer 17
Member
3_مسیح اگر امروز ظهور کند با پیت نفت ظهور می کند ...برگرفته از متن کتاب

می بینیم به قصد نویسنده این بار شستن گناهان رسالت نیست بلکه نجات در چیز دیگری است نجات گرسنگان و بی پناهان و ستیزه با نظام سرمایه داری
از آجا که در مقدمه اثر می خوانیم نیکوس کازانزاکیس تحصیل کرده در رشته حقوق برای مدتی ریاست اتحادیه کارگران سوسیالیست کشورش را بر عهده داشته و با این تفکر است که روحیه انقلابی نجات را در این اثر به تفکر اجتماع تزریق می کند .درست یا غلط این حرکت (برداشتن از جیب ثروتمندان و ریختن به جیب فقرا )با خودشان بنده در این خصوص نظری نمی توانم داشت تنها خاطرم هست در جایی جناب شریعتی در این زمینه مطلبی دیدم به این مضمون :


...شعارش هم نه عبادت و نه تفسیر خاص از این کلام و از این اصل، و از آن فرض است، علیه "کنز" و کاپیتالیسم است، یعنی سرمایه داری، گنج نهادن، زراندوزی از راه استثمار مردم. این شعار تشیع ابوذر است:

"یا ایها الذین آمنوا ان کثیرا من الاحبار و الرهبان لیاکلون اموال الناس بالباطل و یصدون عن سبیل الله والذین یکنزون الذهب و الفضه ولاینفقونها فی سبیل الله فبشرهم بعذاب الیم" (توبه ۳۴)...

این دیدگاه کاملا شخصی و بسیار مشتاق بررسی است

رها _مسافر شماره 17

...
نقل قول  
mosafer 17
Member
1-چنانچه پیشتر عرض شد کتاب ماهیتی تمثیلی و پیش از تعزیه مسیح یاد آور سرگذشت عیسی مسیح است .مردی که به شکلی معجزه وار پا به عرصه وجود نهاد _در برابر ناملایمات و نابرابری های زمانه خویش بپا خواست به بشارت یهودیان در ستم گرفتار و در فساد غوطه ور پرداخت و به نشانه اعتراض به رهبران یهودی نطقی ایراد و به همین سبب بیش از پیش مورد غضب هم اینان قرار گرفته و آخر سر به خواست ایشان و به فرمان پادشاه وقت به صلیب کشیده می شود تا به این سبب نمادی از رستگاری را لایق شود و بعد از رستاخیز اصل رسالتش توسط حواریون آغاز می گردد نکته ای که در همان صفحه های آغازین کتاب توجه برانگیز است این است که جناب نویسنده نه تنها هراسی از اینکه اثرش بازبینی سرگذشت ناجی نامیده شود ندارد بلکه خود بیاری خواننده شتافته در برگزیدن شخصیت ها او را یاری و زیر بنای داستان خویش را پایه ریزی می کند
در سطر های اولیه فضای رخوت انگیز شهر بسیار بسیار مقبول اهالی و خوشایند حاکمیت (هم سیاسی و هم دینی ) است آقای داستان شخصی ترک مسلمان و شاهد باز است ( اشکالی که بر مرد قصه سرا رواست عدم شناخت راستینش از ادیان بویژه دین دین غالب است اما از آنجا که این ناآگاهی از روی تعصب و یا مقایسه بادین مغلوب نیست می توان سعی در بی تعصب دیدن و همراهی با نویسنده داشت چرا که این چنگ زدن به رسن دین بر خلاف آنچه در ظاهرست ابدا هدف نیست بلکه ابزاری است جهت هدفی والاتر : عامل نجات انسان و شناخت قربانیان این راه )
بعد از نمایی که از شخص والی می پردازد به معرفی ریش سفیدان و به سخره گرفتن حقیقت هر کدام از این پنج نفر
1- حاج نیکولیس برادر کشیش روستا - مردی خشک عینکی 2- ناخدا توفان 3- ژرژپاتریارکناس ریش سفید ترین فرد آبادی 4- لاداس پیر مردی پیر و تکیده و خسیس و بلاخره پدر گریگوریس
در صفحه های اولیه کتاب این 5 راس حاکمیت به خوبی توسط پدر فاسد اما مقدس نما رسوا ( بخوانید معرفی ) می شوند و بعد از آن به جسجوی مردان شبیه خوان شخصیت های بعدی داستان را معرفی می کند
نقل قول  
mosafer 17
Member
نقل قول:
اصلا همین مسیح فراموش کرده مادر اون یک زن هست

ببخش سحر اما می خندم آخر این چه فرمایشی است بانو
چنانچه می دانید مسیح از خود کتابی ندارد و اندیشه هایش تعالیمش و حتی خود وی توسط حواریون وی که 11 نفر بودند به مسیحیان و دیگر جهانیان معرفی شدند
در ابتدای رسالت مسیح می بایست حواریانی را به خدمت بگیرد تا بار رسالت سنگین خویش را بر دوش آنها بگذارد از ین رو به افرادی وارسته( بانو سحر وارسته چیزی ورای وابستگی و فرو تر از دلبستگی گویند- البته به اعتقاد بنده ) از این رو می بینیم که در اول قرنتیان 15:7-39بخوبی به این موضوع پرداخته فراز هایی از این آیات چنین است :.
.***...و اما در خصوص باکره ها ،حکمی از خداوند نیافته ام ولی در مقام کسی که به واسطه رحمت خداوند در خور اعتماد است نظر خود را بیان می کنم به سبب بحران زمان حاضر برای شما بهتر است در همان وضعی که هستید باقی بمانید اگر به زنی بسته ای رهایش مکن و اگر از زن آزادی در پی همسر مباش اما اگر همسر اختیار کنی گناه نکرده ای و اگر باکرهای شوهر کند گناه نکرده است .اما آنان که ازدواج می کنند در این زندگی سختی خواهند کشید و من نمی خواهم شما رنج ببرید.....خواست من این است که از هر نگرانی به دور باشید مرد مجرد نگران امور خداوند است نگران اینکه چگونه خداوند را خشنود سازد .در حالی که مرد متاهل نگران امور این دنیاست نگران اینکه چگونه همسرش را خشنود سازد و توجه او به امری واحد معطوف نیست و...***
با این ذهنیت در کامنت بعدی بر می گردیم به اصل کتاب

رها مسافر شماره 17
نقل قول  
nasa33
Member
نویسنده در این کتاب بسیار بسیار بد با جنس زن برخورد کرده و چنین وانمود کرده که تنها کسانی رستگار می شوند که زن های خود را ترک می کنند و یا از ززن ها دوری می کنند

اصلا دین مسیحیت با زن گرفتن مخالفت دارند و کشیش های اونها زن را عامل شیطانی می دانند ...

این اصلا درست نیست روح زن ها به دلیل پذیرفتن مهر مادری بیشتر شایسته پرستش خداونده اصلا همین مسیح فراموش کرده مادر اون یک زن هست که خدا توی قران این همه از پاکی اون تعریف کرده و به سبب همین پاکی مسیح را در آغوش وی گذاشته است

نقل قول  
rihan
Member
و به موازات سوگ سیاوش در قبایل آریایی در میان رودان (بین النهرین) نیز همین مراسم برای خدای تموز و در لیدیه (ترکیه و قسمتی از لبنان کنونی) برای آدونیس و در یونان برای دینوزیوس برگزار می شد ..
نقل قول  
mosafer 17
Member
نقل قول:
بانو سیمین بهبهانی در کتاب سووشون شکلی ازهمین سوگواری را به تصویر کشیده


با سپاس از دوست فرهیخته و ارزشمند بانو ریحان بابت تذکر بجا و برخورد شایسته شان

با عرض پوزش تصحیح می کنم بانو سیمین دانشور و نه بانو سیمین بهبهانی
نقل قول  
mosafer 17
Member

نقل قول:
نکته اول: تعزیه هنری ست که از زمان حضرت مسیح اجرا می شده است و بعد ها از طریق قفقاز به ایران وارد و برای شهادت امام حسین به کار گرفته می شود

مراسم تعزیه و قدمت آن
بانوی عزیز مراسم تعزیه مراسمی است یادگار ایرانیان باستان مرد نیمه افسانه ای در دوران طلایی ایران باستان زیست می کرد بنام سیاوش سرنوشت این جوانمرد را می دانم که می دانی و بازگویی این مطلب از قلم ناتوان من و حوصله شما خارج است تنها به یادآوری همین بسنده کنم که ایرانیان بعد از مرگ مطلومانه سیاوش هر ساله به جهت جاودانگی و نیز تسکین وجدان خویش مرگ وی را شبیه خوانی می کردند
بعد ها با اشغال ایران توسط اعراب این حرکت ملی و سرنوشت مشابه این قهرمان ملی ( سیاوش ) با قهرمان دینی مسلمانان شیعه مذهب (حسین ) گره خورد به گونه ای که این شبیه خوانی به ایام نبرد ده روزه ایشان و مرگ مظلومانه و قیام جاودانه ایشان همه ساله توسط شیعیان ایشان(حسین ) برپا می شود
و اگر نیک بنگریم در علم های حسینی نماد گیاه پرسیاوش( در افسانه می خوانیم بعد از مرگ سیاوش با ریختن هر قطره خون وی بر خاک گیاهی منسوب به این نام از خاک بیرون آمده و نماد نام این جوانمرد جوانمرگ می شود ) را بخوبی شاهدیم
و نیز اصل واژه سوگواری =سیاوش( سوگوار) -سیاه پوشان( سوگواران ) - سیاه پوشی ( سوگواری ) می باشد .
بانو سیمین بهبهانی در کتاب سووشون شکلی ازهمین سوگواری را به تصویر کشیده
نقل قول  
nasa33
Member
مسیح باز مصلوب؟
مکان یونان در زمان سلطه عثمانی است. داستان: بناست سالی که در پیش از به مناسبت شهادت مسیح تعزیه بر پا شود.
نکته اول: تعزیه هنری ست که از زمان حضرت مسیح اجرا می شده است و بعد ها از طریق قفقاز به ایران وارد و برای شهادت امام حسین به کار گرفته می شود.
پسرک خوش سیمایی که واجد اخلاقیات نیکویی هست نقش مسیح را بر عهده خواهد داشت. در این میان دسته ای مهاجر به ده وارد می شوند و بین دو کشیش تقابل می شود.و در این تقابل نکاتی از فهم مردمان از دین و تاریخ گفته می شود که متفاوت است.
نقل قول  
chrysanthemum
Member
ما آدم ها فقط با لباس از همدیگر متمایز میشویم. ما همه مورچه هایی هستیم که یک دانه گندم و یا مگسی مرده بیشتر از سهم مان خورده ایم، آیا این گناه بزرگی است؟
دنیا همه راز است. رازی بزرگ و نمیتوان نیک را از بد بازشناختن؛ چون هر دو ظاهرا یکی هستند.
چرا در این دنیا مردمان شریر اینهمه قوی هستند و مردمان شریف این همه ضعیف؟ اگر چه مانند گوسفند رام بودن خوشایند است؛ اما وقتی گرگ ها گردنمان را گرفتند بهتر است شیر باشیم.
چه رازی در اعتراض نهفته که آدم را سبک میکند؟



(از متن کتاب)
نقل قول  
monire512
Member
(کم سن تر که بودم دنیا دیدگان در نظرم قابل احترام ترین آدمهای روی زمین بودنند و همصحبتی با ایشان را از الطاف الهی ! میپنداشتم کمی که بزرگتر شدم گفتم نکند از دنیا بروم و لطف الهی شامل حالم نشود! لذا به خواندن دستنوشته ها اکتفا فرمودم که خالی از لطف نبود.)

آقا : {بخودت زحمت نده لعنتی!من که گفتم آنها دارند خودشان یکدیگر را میکشند اگر ما دخالت کنیم و چند نفر از آنها را بکشیم دولتمان به دردسر می افتد،همینجا جایمان خیلی خوب است هوا سرد است و نمیگذارم بیرون بروی.الان پیر زن برایمان عسل و گردو می آورد.}

کشیش :{ وقتی فردی قربانی ستمی میشود و آن ستم در راستای خیر مردم است ! در این صورت ستم عین عدل میشود.}

آموزگار : {هر چه بر سرم بیاید حقم است! من نه گوسفندم نه گرگ.من آدم بیخودی هستم.گرگها گازم میگیرند و گوسفندها پشگل بر سرم میریزند،خوب میدانم حق با کیست اما شهامت ندارم}

پانایوتیس : {من با هیچکس همدست نیستم،نه دست کسی را بوسیده ام و نه ما تحت کسی را لیسیده ام .نمی بینی مانند خرس تنها زندگی میکنم؟از همه تان چه آنها که این بالا زندگی میکنند و چه آنها که آن پایین،از همه تان بیزارم.}

کستانتیس :{من نه شجاعم نه ادای آنها را در می آورم،هم میترسم و میلرزم،اگر روزی به همه چیز پشت پا زدم نه به خاطر ایمان نه از روی شهامت بلکه فقط به خاطر دلبستگی بوده و بس!}

یاناکوس : من میترسم اما ادای آدمهای شجاع را در می آورم و نمیدانم چه رازیست که هر چه بیشتر ادای شجاعان را در می آورم ترسم بیشتر میریزد.}
.
.
.
اما مانولیوس از همه ما بهتر است چون او ادای شجاعان را در نمی آورد.،او براستی شجاع است...

نقل قول  
talayeh2013
Member
با تشکر از سایت کتابناک
من این کتاب رو خوندم
ولی انتظارم خیلی بیشتر از این بود باتوجه به تمجید هایی که از این کتاب شده بود
کلا" کتاب طوری نبود که اگر چند صفحه اش رو خوندید برای خوندن باقیش همش ذهنتون درگیر بشه
نقل قول  
reza887
Member
نقل قول:
هیچ کسی نیست خلاصه کتاب مسیح باز مصلوب برام تو سایت بزاره

عزیز من یک کتاب رو یا بخون یا اصلن نخون. این مسخره بازیایی که تو بازار کتاب راه افتاده به اسم خلاصه شاهکارهای ادبیات و از این قبیل، واقعن تیشه به ریشه ادبیات میزنه
نقل قول  
nitmaramtin
Member
نقل قول:
متاسفم که کتابناک هم همچون یک بازار به فکر درآمد است
و بسیاری از کتابهای با ارزشی را که دارد را بدون لینک دانلود در درسترس قرار داده
برای بازاریابی !
متاسفم کتابناک


من اگر در جای دست اندر کاران کتابناک بودم ، سایت را می بستم
چرا که هیچ مسئولیتی در قبال دانلود مجانی این افراد ناسپاس نداشتم .

افسوس می خورم

و نوشته ی دیگری که تازه درکش می کنم
بــی مــزد بود و منـت هـــر خـدمتـی که کـردم // یـــا رب مبـــاد کـس را مخــدوم بی عـنــایت
نقل قول  
ghoolghool
Member
متاسفم که کتابناک هم همچون یک بازار به فکر درآمد است
و بسیاری از کتابهای با ارزشی را که دارد را بدون لینک دانلود در درسترس قرار داده
برای بازاریابی !
متاسفم کتابناک
نقل قول  
arya2983
Member
بسیار زیبا بود.لطفا کتاب "آزادی یا مرگ" رو هم تو سایت بذارید.سپاس
نقل قول  
ramin201019
Member
هیچ کسی نیست خلاصه کتاب مسیح باز مصلوب برام تو سایت بزاره
نقل قول  
Saddist
Member
ذهنمون دیگه از این مزخرفات پر شده!

دیگه واسه چی بخونیم!؟

کازانتزاکیس .. هم یکی مث بقیه بود

مسئله اینجاست که همه داریم بر سر درستی یا نادرستی صورتِ مسئله بحث میکنیم!

دردِ من از اینه که سؤال رو چطوری پاسخ باید داد؟

...
نقل قول  
ramin201019
Member
خانومelnaz-chفیلمشو از کجا پیدا کردی به من بگید ممنون
نقل قول  
ramin201019
Member
ورو به خدا هر کی این کتاب مسیح باز مصلوب خونده خلاصه اینو تو سایت بزاره واسه یه پروژه میخوام اینو هم بخونم تا7خرداد نیاز دارم ممنو
نقل قول  
فسقلی
Member
واقعا کتاب زیباییه که باید با دقت کامل خوندشو
البته من ترجمه ی محمد قاضی رو خوندم.بسیار جالب بود
قسمتی از کتاب:
نقل قول:
ارباب پاتریارکئاس پیر زنجیر پاره کرده بود، باز گفت:
شما گداهای جربی شپشوی بی مصرف که یک وجب زمین در هفت آسمان ندارید به چه جهت فریاد میزنید که "ما با هم برادریم"؟آخر چرا؟برای اینکه ا ثروت خود را به اصطلاح برادرانه با شما تقسیم کنیم؟یرای اینکه نصف دارایی ما را از چنگمان به در آورید؟...چه کسی این مزخرفات را به کله ی خر تو فرو کرده است؟
مانولیوس جواب داد:
_مسیح.
_ای مرده شورت ببرد!کدام مسیح؟احمق دهاتی.حتما مسیح شما،نه مسیح ما!چون شما به میل خودتان مسیحی برای خودتان درست کرده اید گرسنه و شپشو و عصیانگر،ودر دهان این مسیح حرف هایی گذاشته اید که با منافع خودتان تطبیق میکند.سپس این مسیح را مثل پرچم کلیسا بالا برده اید و به هر طرف میروید و فریاد میزنید:"ما همه فرزندان یک پدریم.بنابراین مرگ بر ارث و میراث!بیایید تا ثروت ها را بین خود تقسیم کنیم!ما همه برادریم!بنابراین کبابی را که شما میخورید بیاورید تا همه با هم بخوریم!" ولی بدانید که شما هیچ وقت از این کباب نخواهید خورد!


نقل قول:
کشیش دست خود را بالا آورد و گفت:
_برو که به لعنت خدا گرفتار شوی!
مانولیوس در جواب گفت:
_به لعنت ریش سفیدان و کشیشان گرفتارم.شما کشیش ها بودید که مسیح را به صلیب آویختید و اگر مسیح بار دیگر به این دنیا بیاید همین شما هستید که بار دیگر او را به صلیب خواهید کشید!
نقل قول  
کتابی با ارزش میباشد
نقل قول  
farhad1
Member
کتاب است پرارزش که باید بارها خواند و خواند ، چون این یک رمان نیست بلکه یک حقیقت است ، کافیست فکرکنیم تا نسبت این رمان را با وقایع زمانه دنیا دریابیم.
نقل قول  
lunatic
Member
این کتاب فوق العاده ست. هیچ کس به خوبی کازانتزاکیس نمی تونست واقعیت دین رو به من نشون بده.(می دونید که چی می گم) من کتاب آخرین وسوسه ی مسیح ش رو هم خوندم و هم چنین کتاب سرگشته ی راه حق .همشون عالینو ولی این یکی یه چیز دیگه ست
نقل قول  
dumb
Member
یکی از کتابهای زیبای نیکوس کازانتزاکیس هست..
نقل قول  
arashpaki
Member
قلم شیوای کازانتزاکیس هر نویسنده ای را پس از خواندن کتابهایش هم سبک خود میکند .
نقل قول  
materhorn
Member
من سالهاپيش اين كتاب وخوندم ،و حالا دوباره دارم مي خونمش،اين كتاب بيانگراقشارمختلف يك جامعه كوچك است كه اين تفاوت هاروميشه درجامعه هاي بزرگ امروزي هم مشاهده كرد.نثراين داستان فوق العاده شيوا وروان است وكتابخاني روشيفته خودش ميكنه .باتشكراززحمات شما
نقل قول  
elnaz-ch
Member
من فيلمش رو هم ديدم اما ترجيح ميدم داستانشو بخونم .توصيه ميكنم كه حتما بخونيدش.
نقل قول  
sepehrparsa
Member
عاشق اين كتاب هستم
نقل قول  
barsa
Member
رمان جالبی است
نقل قول  
sagaro
Publisher
ممنون. هر کس یک بار کتابی از کازانتزاکیس بخوانه عاشقش میشه . روح لطیف و حقیقت جویی توی داستانهاش موج میزنه که با توصیف دقیق نویسنده از محیط اطراف خواننده را غرق خودش میکنه .
نقل قول  
maryyusha
Member
يكي از كتاباي محبوب منه
نقل قول  
softnet
Member
کتاب عالی ای است.خیلی ممنونم.حتما بخوانید.
نقل قول  
big gun
Member
کتابهای این نویسنده همگی زیبا و مورد علاقه من می باشد.
نقل قول  
Gelavish
Pro Member
وای مرسی دستت درد نکنه
نقل قول  
mehran khan
Member
مجموعه قابل تقدیره
نقل قول  
safoura65
Member
عالی بود از زحمات شما بسیار متشکرم
نقل قول  
BOOK123456
Member
كمي كند دانلود مي شود
نقل قول  
BOOK123456
Member
سايت بسيار بسيار خوبي است
نقل قول  
BOOK123456
Member

از زحمات شما سپاسگذارم
نقل قول  
elmanir80
Member
ممنون دوست جونم
نقل قول  
massoudkhann
Member
این کتاب شاهکار ادبیات معاصر یونان است
از زحمات شما ممنونم
نقل قول  
godless
Member
viva,viva
...el christo rey
نقل قول  
teekany
Publisher
این کتاب واقعا فوق‏العاده است. خواندنش رو به همه توصیه می‏کنم.
دستتون درد نکنه.
نقل قول  
rain_rainy71
Pro Member


بسیار متشکرم
باید رمان جذابی باشه
دستتون درد نکنه ماهتاب
نقل قول  
قاصدك
Publisher
کتاب هفته میشه ایشالله
دستت درد نکنه
نقل قول  

درج دیدگاه مختص اعضا است! برای ورود به حساب خود اینجا و برای عضویت اینجا کلیک کنید.


Powered by You