Hiweb

روشنفکران تروریست

ویژه نامه مهرنامه

در چهلمین سالگرد اعدام بیژن جزنی مجله ی مهرنامه در ویژه نامه ای به رابطه ی روشنفکر و تروریست پرداخته است.

» کتابناکهای مرتبط:
احمدی نژاد: معجزه هزاره ی سوم
مسائل سیاسی و اقتصادی جهان سوم (جلد دوم)
سوسیالیسم و مذهب

نسخه ها
PDF
حجم: 1 مگابایت
دریافت ها:
تعداد صفحات: 26
3.8 / 5
با 45 رای
امتیاز دهید
5 4 3 2 1

دانلود
دیدگاه‌ها: 69
۱۳۹۴/۰۳/۳۱


پاسخنگارش دیدگاه
cleauoum
Member
نقل قول:
بد نیست دوستان توجه داشته باشند که عمل وحشیانه سر بریدن برای اولین بار توسط کمونیست های ایران در ابتدای دهه شصت و در کردستان باب شد جالب است بدانید که در همان زمان افغانها با شورویها میجنگیدند اما مبارزین افغان هرگز اسرای شوروی را سر نمی بریدند و نکته وحشیانه دیگر اینکه عمل وحشیانه شقه کردن هم برای اولین بار توسط کمونیست های ایران و در آذربایجان باب شد و متاسفانه بعضی از فراشان و کارمندان دولتی را در جلو چشم خانواده هایشان به دو ماشین می بستند و آنها را شقه میکردند...


behdad1970 گرامی

عمل سربریدن در کردستان (بنده کاری به صحت و سقم آن ندارم) مربوط به گروه های کردی است. کمونیست ها هم نبودند این اتفاق می افتاد. مثل داستان بریدن سر میرزا کوچک خان یا کنلل محمد تقی خان پسیان. بخشی از این سر بریدن ها به حزب دموکرات کردستان ایران بر می گردد که هیچ وقت یک گروه کمونیستی نبوده است. حزب توده هم در آن زمان هم با کارهای دموکرات ها مخالف بود همه کومله (کاری به درستی یا غلط بودن کارهای حزب توده ندارم آن بحث دیگری است )
در همان زمان افغان ها با دولت شوروی و دولت دست نشانده آنها در کابل می جنگیدند. تاکتیک های وحشیانه افغان ها در مقابل با ارتش شوروی و دولت وابسته به آنها - مثل کشتن معلمین، سربریدن ، تکه تکه کردن با داس و.. - مطلبی است که در منابع متعدد به آنها اشاره شده. اعمال بسیار خشن گروه های مجاهدین مثل گروه های حکمتیار در مقابل ارتش شوروی بسیار معروف است. گروه حکمتیار حتی باقی مجاهدین افغانی را هم مرتد می دانست. این جمله از صبغت الله مجددی از رهبران مجاهدان افغان معروف است که کابل را روسها ساختند و آباد کردند و با کمال تاسف برادران مجاهدان افغان آن را خراب کردند.

شما به سربریدن و شقه کردن توسط کمونیست ها اشاره کردید. یعنی این جماعت به قول شما وطن فروش و آدم سر ببر و انسان شقه کن یه آدم درست و حسابی نداشتند؟
برایتان تنها از میان شاعران و نویسندگان معروف طرفدار حزب توده اسم می برم.
محمود اعتماد زاده معروف به م به آذین مترجم معروف طرفدار حزب توده تا آخر - ابراهیم یونسی مترجم معروف از افسران شبکه حزب توده ، به خاطر آنکه یک پایش را در ارتش از دست داده بود با یک درجه تخفیف به حبس ابد محکوم شد مترجم 80 کتاب،- آقای هوشنگ ابتهاج معروف به ه الف سایه ، شاعر و سرپرست برنامه گل های رادیو ایران از 1350 تا 56 طرفدار حزب توده تا آخر - آقای سیاوش کسرایی شاعر معروف طرفدار حزب توده تا آخر ، بزرگ علوی.
تازه این ها فقط شاعر و نویسنده و مترجم طرفدار حزب توده بودند، می خواهید برایتان از گروه های دیگر اسم ببرم؟ صدها پزشک ، مهندس ، وکیل و...؟
برادر من شما نمی توانید بخشی عظیمی از تاریخ کشور را چون از کمونیست ها خوشتان نمی آید با داستان فرقه دموکرات پیشه وری و جنگ کردستان در دهه 1360 قاطی کنید، نمی شود دیگی درست کنید و هر چه را از آن خوشتان نمی آید در آن دیگ بریزید و بعد هم آش در هم جوشی درست کنید و بگویید همه اینها سر و ته یک کرباسند. لابد هوشنگ ابتهاج هم طرفدار سر بریدن بوده؟ لابد سیاوش کسرایی هم طرفدار آدم شقه کردن بوده، لابد به آذین هم دوست داشته که انسان ها را دو شقه کنند؟ ابراهیم یونسی که هر چه بود انسانی شریف و آزاده بود و تنها کارش ترجمه کتاب بود و بس آدمی بود که خوشش می آمد وطن فروشی کند. بزرگ علوی هم لابد آدمی بود که از بریدن سر آدم ها لذت می برده.
نقل قول  
alizanjanii
Member
مجله ی مهرنامه بابت تروریست نامیدن جزنی و رفقایش شدیدا مورد اعتراض قرار گرفته و در شماره جدیدش فقط ۲۰ صفحه اولش را به توجیه و تشریح تیتر شماره قبلی خود(روشنفکران تروریست)اختصاص داده است. قوچانی همه جوره تلاش کرده تا بگوید مارکسیسم جز تروریسم هیچ ندارد و در جلد شماره جدید تصویر مارکس زده شده که در دستش تفنگی است و زیر آن تیتر جدیدی زده به نام"تروریسم افیون مارکسیسم".

البته من شخصا فکر میکنم یک روشنفکر هم میتواند جنایتکار شود.اصلا سواد و فکر تیغ دولبه اند همانطور که بیشتر پیشرفتهای بشری مدیون باسوادها و متفکرین است بزرگترین جنایتها و بدبختی های بشری هم مدیون متفکرین است.در واقع مقیاس تاثیر متفکرین چه در تمدن و چه در تعفن بیشتر و گسترده تر از بی فکران است.

ولی نکته سر این است که آیا میتوان هر روشنفکری را که دست به اسلحه برده تروریست نامید؟ تکلیف مبارزه مثبت در این وسط چیست؟نمیخواهم از چریکها دفاع کنم ولی شرایط و حرف آنها را تا اندازه ای باید درک نمود.چریکها نمیگفتند میخواهند با ده دوازده نفر انقلاب کنند.نه! آنها حرفشان این بود که در نظامی که متکبرانه در را به هر نوع اصلاح بسته است نباید نشست و نگاه کرد،بلکه باید با حرکت مسلحانه افسانه ی شکست ناپذیری آن را زیر سوال بود و اینگونه توده ها را هم که در خفقان و ترس میزیند تحریک به اقدام نمود.بار دیگر میگویم با چریکها ابدا احساس سمپاتی ندارم ولی به نظرم برای نقد یک اندیشه و عمل باید ابتدا حرف حساب آنها را فهمید.


نقل قول  
moein 2
Member
مثالهایی از گروههای کمونیستی که دست به اسلحه بردند در غرب خواسته بودید. بریگاد سرخ ایتالیا و جدایی طلبان باسک اسپانیا. ارتش ازادیبخش ایرلند البته هیچکدام راه به جایی نبردند
نقل قول  
moein 2فرمدید : با واقعیات جهان نمیخواند
پس شما کامنت های من رو بخونید همونطور که گفتم بین این گروه ها هیچ نقطه ی عطفی در استقلالشون پیدا نمیشه و همیشه روش ها شبیه هم نبوده چون قدرت خلاقیت در دست افراد است
اما اون چیزی که شما در ایران میبینی و باعث میشه متوجه کامنت من نشی همین تقلیدی است که گروه های داخلی بعد از پیروزی کشورهای آمریکای لاتین به تقلید از اشخاصی مثل اسطوره ی بزرگ فرمانده ارنستو چه گوارا دو لا سرنا یا فیدل کاسترو و برادرش داشتند
بدون شک آوای پیروزی کوبا بود که باعث پیدا شدن همین شگرد در ایران شد
مگر گروه های کمونیستی زیرزمینی در غرب همگی اسلحه به دست هستند ؟؟؟؟؟
نقل قول  
آقا معین
جنابعالی قبلا هم‌کامنتی گذاشتی که من رو واداشت دنبال کتابی بگردم که مدتها قبل و وقتی سن کمی داشتم مطالعه میکردم
من از سیانور خوردن چند نفر بدون اینکه دست به سلاح ببرند گفتم که شما گفتید در حادثه ی سیاکل همچین اتفاقی نیفتاده البته من به سیاکل اشاره نکرده بودم ٬ تند نویسی من به خاطر یکسان شدن سرعت ذهن و سرعت دستمه
اما چون این مدت دیگه پشت کامپیتور ننشسته ام و با گوشی تایپ میکنم ضریب خطا افزایش پیدا کرده ٬ امیدوارم منو ببخشید
نقل قول  
moein 2
Member
در تکمیل کامنت قبلی مثلا این جمله که نوشته اید هیچ جایی کمونیست صحبت از اسلحه نمیکند با واقعیت های جهان نمیخواند
نقل قول  
اکثر اون افرادی که خودشون رو بازیچه میدونند احتمالا توده ای هستند
اتفاقا بد نیست بدونید پورپیرار (دست از سر این نویسنده بر نمی داریم ) هم توده ای بوده که الآن نویسنده ی کتاب های دروغینه
جلال آل احمد و حتی بزرگ علوی هم جزء همین افراد بودند
زیادند کسانیکه از این حزب گریختند ٬ وابستگی به سیاست های فریب آمیز شوروی کثیف و خونخوار شاید یکی از دلایل ناپاکی بعضی از گروه ها بود
اما قضیه ی چ ف خ فرق میکند
چ ف خ بسیار مستقل تر از گروه های اصلی توده ای بود و بسیاری از اتفاقاتی که در زمان بیژن جزنی افتاد در حالی بود که چیزی به اسم چ ف خ وجود نداشت
چ ف خ خود حاصل توافق چند گروه بود که اتفاقا من در مطالعاتم البته در زمان بسیار دور یادمه در رابطه با سیانور خوردن بعد از تشکیل چ ف خ انتقادات زیادی شده عده ای معتقد بودند هر انقلاب و جنبشی بهایی دارد که باید آن را پرداخت و ممکن است چند بیگناه هم این وسط کشته شوند البته هم چنان موافقانی هم داشت
نقل قول  
moein 2
Member
دوست گرامی به نام آزاد می اند یشم. آنقدر سریع مطالب را می نویسید که اکثرا کامنت هایتان نامفهوم و با غلط های املایی و انشایی است خواهشمند است دقت بیشتری داشته باشید
نقل قول  
کمونیست ها ی منعطف مشخص ترین راه خودشون تعیین میکنند
مخالف بودن با اعدام برای یک کمونیست تقریبا بعید است
اتفاقا همون تروری که دوستان در موردش حرف میزنند نه تنها در ایران بلکه در بسیاری از کشورهای آمریکای جنوبی اعدام نامیده میشد البته از طرف کمونیست ها ٬ اما همچنان کشورهای استعمارگر تاکید فراوان بر تروریست بودن این افراد داشتند
تروریست امثال مجاهدین خلق بودن که برای حذف یک مامور امنیتی‌ یک اتوبوس با کودک و زن و مرد و پیر و جوان یک جا دود میشد
من از کمونیست ها دفاع نمیکنم تاریخ کمونیست ثابت کرده نقطه ی عطفی بین گروه های کمونیست مختلف نیست که برآیندی از این مجموعه داشته باشیم
در ضمن هیچ جایی کمونیست صحبت از اسلحه نمیکند بلکه این خود افراد هستند که در یک سرزمین خاص ٬ یک حکومت مشخص ٬ یک‌جامعه ی شناخته شده راه و روش خودشون رو انتخاب میکنند
به نظرم تروریست خواندن جزنی عین نامردی و بی انصافیست به کسانیکه بر گردن این مردم حق دارند
نقل قول  
behdad1970
Member
بد نیست دوستان توجه داشته باشند که عمل وحشیانه سر بریدن برای اولین بار توسط کمونیست های ایران در ابتدای دهه شصت و در کردستان باب شد جالب است بدانید که در همان زمان افغانها با شورویها میجنگیدند اما مبارزین افغان هرگز اسرای شوروی را سر نمی بریدند و نکته وحشیانه دیگر اینکه عمل وحشیانه شقه کردن هم برای اولین بار توسط کمونیست های ایران و در آذربایجان باب شد و متاسفانه بعضی از فراشان و کارمندان دولتی را در جلو چشم خانواده هایشان به دو ماشین می بستند و آنها را شقه میکردند...
این نکته ها را گفتم تا دوستان بدانند اگر کمونیست های ایران امروز مخالف اعدام هستند بدانند که اینها فقط یک فریب و ژست دروغین روشنفکری هست وگرنه اینها هیچ اعتقادی به این چیزها ندارند
نقل قول  

درج دیدگاه مختص اعضا است! برای ورود به حساب خود اینجا و برای عضویت اینجا کلیک کنید.


Powered by You