رسته‌ها
با توجه به وضعیت مالکیت حقوقی این اثر، امکان دانلود آن وجود ندارد. اگر شما صاحب حقوق مادی این کتاب هستید، می‌توانید اجازه نشر رایگان نسخه الکترونیکی آن را به ما بدهید یا آن را از طریق کتابناک به فروش برسانید.
برای اطلاعات بیشتر صفحه «شرایط و قوانین فروش» را مطالعه کنید.
امتیاز دهید
5 / 4.5
با 43 رای

از هوا و آینه ها

نویسنده:
امتیاز دهید
5 / 4.5
با 43 رای
مجموعه اشعار عاشقانه احمد شاملو، نخستین چاپ سال 1346 انتشارات اشرفی. از متن کتاب:
“مرا، می باید که در این خم راه
در انتظاری تاب سوز
سایه گاهی به چوب و سنگ برآرم
چرا که سرانجام،امید
ازسفری به دیرانجامیده
بازمی آید
به زمانی اما
ای دریغ
که مرا
بامی بر سر نیست
نه گلیمی به زیر پای
از تاب خورشید
تفتیدن را
سبویی نیست
تاآبش دهم
وبر آسودن از خستگی را
بالینی نه
که بنشانمش
مسافرچشم به راهیهای من
بیگاهان از راه بخواهد رسید
ای همه ی امیدها
مرا به برآوردن این بام
نیرویی دهید”
― احمد شاملو, از هوا و آینه ها

Lorem ipsum dolor sit amet, consectetur adipiscing elit.
آپلود شده توسط: mtabrizi
۱۳۹۴/۰۳/۲۴
اطلاعات نسخه الکترونیکی
تعداد صفحات:
281
فرمت:
PDF
حق نشر:
نگاه
ویرایش

کتاب‌های مرتبط

درج دیدگاه مختص اعضا است! برای ورود به حساب خود اینجا و برای عضویت اینجا کلیک کنید.

دیدگاه‌های کتاب الکترونیکی از هوا و آینه ها

تعداد دیدگاه‌ها:
6
عصیان بزرگ خلقتم را شیطان داند ، خدا نمی داند .......
متاسفانه احمد شاملو در ترجمه ی آثار خارجی هم امانت دار خوبی نبود و اسم ترجمه هایش را هم می گذاشت ترجمه ی آزاد. معنای این حرف چیست؟ مگر می شود یک مترجم حرفهای خود را از زبان نویسنده ای خارجی و اثر او بزند و آن نویسنده ی بیچاره روحش هم از این حرفها خبر نداشته باشد . بخصوص او این اوخر عمر کارهای عجیب و غریبی می کرد. مثلا رمان دن آرام میخائیل شولوخوف با ترجمه ی بسیار روان و زیبای به آذین چه اشکالی داشته که او مجددا به ترجمه ی آن پرداخته ؟ شما بروید این دو ترجمه را با هم مقایسه کنید و آنوقت انصافا قضاوت کنید که کدام بهتر است ؟ شاملو اسم ترجمه ی خود را گذاشته ترجمه ی آزاد . یعنی آنچه را که شولوخوف هرگز نگفته و تنها افکار شاملوست از زبان شولوخوف بیان شده است . خوب اگر کسی دارای افکاری است خودش باید از زبان خودش سخن بگوید و رمانی با نام و نشان خود بنویسد .
من هم به افکار سیاسی او و عقایدش کاری ندارم . در یک جامعه ی سالم هر فردی آزاد است که دارای اندیشه های سیاسی و فلسفی خاص خود باشد و از نظر حقوق انسانی هیچ کس را نمی توان بخاطر داشتن افکار متفاوت سرزنش کرد . سخن من بر سر آثار اوست . احمد شاملو ابتدا خود را در داستان نویسی آزمود و آثاری نوشت که واقعا بی ارزش بودند و خودش هم به این نکته پی برد و داستان نویسی را برای همیشه کنار گذاشت . بعد رفت سراغ شعر و اشعاری گفت که پیش از او دیگرانی نظیر لورکا و نرودا گفته بوده اند . مثلا ساعت پنج عصر شعری است از لورکا که دقیقا شاملو عین همین را به گونه ای دیگر سروده است . نمی خواهم بگویم سروده های او بی ارزش است . فقط گفتم بیش از آنی که بوده بزرگش کرده اند و از او یک غول ساختند در حالیکه بواقع این گونه نیست.
شاملو بزرگ ترین، بهترین و تا به امروز واپسین نماینده شعر سپید است. من با دیدگاه های سیاسی و ادبی او به ویژه نگاه شاملو به شاه نامه موافق نیستم، ولی نمی توان از ذوق ادبی او گذشت و او را تنها مقلد صرف لورکا و دیگران دانست.
او از اندیشه نویسندگان غربی بهره می گرفت، ولی نمی توان ادعا کرد که شعرهای شاملو تنها برگردان و ترجمه ای از سروده های لورکا و ... است.
در این مملکت خیلی ها را بیخودی گنده تر از آنی که بودند کردند . یکی از آنها همین احمد شاملوست . درست است که بعضی شعرهای او زیباست اما بیشتر این اشعار متاثر از اشعار فدریکو گارسیا لورکا و پابلو نرودا هستند . اینجاست که معنای در خدمت و خیانت روشنفکران آل احمد مصداق پیدا می کند. روشنفکران ایرانی هر از چند گاه برای آنکه یکی را سپر بلای خود کنند ، ابتدا او را بزرگ کرده و سپس پشت او سنگز می گیرند . همین کار را در مورد عباس معروفی هم انجام دادند که خیلی نگرفت . البته عباس معروفی زیرکتر از این ها بود که فریب جریان سازی های روشنفکری را بخورد و راه خودش را رفت . من آخرین اثر او «تماما مخصوص» را هم خواندم و به مراتب از دیگر اثار او زیباتر بود.
افزودن نسخه جدید
انتخاب فایل