Hiweb بوکیار - دانلود کتاب های انگلیسی دانشگاهی و علمی خرید کتاب زبان دوره رایگان رهایی از کمال گرایی

با توجه به وضعیت مالکیت حقوقی این اثر، امکان دانلود آن وجود ندارد. اگر شما نسبت به این اثر محق هستید می‌توانید اجازه نشر الکترونیکی تمام یا بخشی از آن را به ما بدهید و یا آنرا از طریق کتابناک به فروش برسانید.
برای اطلاعات بیشتر صفحه «قوانین» و «فروش کتاب الکترونیکی» را مطالعه کنید.

اسکار و بانوی گلی پوش

اسکار و بانوی گلی پوش

داستانی از کتاب گلهای معرفت

"اسکار و بانوی گلی پوش" داستانی ست از نامه های یک بچه به خدا. "اسکار" که سرطان خون دارد و دکترها از او قطع امید کرده اند به توصیه ی "مامی رز" (بانوی گلی پوش) تصمیم می گیرد برای خدا نامه بنویسد و روزی یک چیز از او بخواهد.
"- خیلی خوب، پس می تونم هر چی خواستم بهش سفارش بدم؟ مثلأ اسباب بازی، شکلات یا اتومبیل...
- نه اسکار، خدا که بابانوئل نیست. تو فقط می تونی چیزای ذهنی ازش بخواهی.
- مثلأ؟
- مثلأ شجاعت، صبر، روشنی!
- خوب، فهمیدم.
- از این گذشته، می تونی برای رفیقات ازش چیزی بخوای!
- با روزی یه خواهش، مامی رز؟ نه، باید صرفه جویی کنم. فعلأ خواهشامو برای خودم نگه می دارم."
"اسکار" روزی یک خواهش از خدا می کند و فردایش در انتظار برآورده شدن است. یاد می گیرد برای کسی که دوست دارد هم چیزی بخواهد و ...
نوع بیان و درک "اسکار" در نامه ها گرچه به یک پسر بچه ی ده ساله نمی آید و حرفهای گنده می زند و ترجمه هم به آن شدت بخشیده، اما نمی توان این را عیب داستان دانست. این که من در ده سالگی این چیزها را نمی فهمیدم دلیل بر این نیست که کس دیگر هم نفهمد."اسکار" از "مامی رز" چیزها یاد می گیرد صبر، بخشش، عشق، و... . در متن نامه ها رشد فکری ی او به خوبی محسوس است. اما این تنها "اسکار" نیست که متحول می شود. "مامی رز" هم پا به پای او شاد تر و فهمیده تر می شود. هر دو بازی ای را شروع می کنند که از نکات جالب و پرمفهوم داستان است. دوازده روز به پایان سال مانده و هر روز را به ازای ده سال فرض می کنند. "اسکار" روز اول متولد می شود و سر ظهر پنج ساله و آخر شب ده ساله می شود. در انتها گویا "اسکار" زندگی را تا به انتها می رود

حق تکثیر :
ت‍ه‍ران‌: نشرچ‍ش‍م‍ه‌‏‫‏‏‏، ۱۳۸۹.

» کتابناکهای مرتبط:
انجیل های من
خرده جنایتهای زناشوهری
ده فرزند هرگز نداشته‌ی خانم مینگ

آگهی
نسخه ها
4.3 / 5
با 494 رای
امتیاز دهید
5 4 3 2 1


دیدگاه‌ها: 34
۱۳۸۸/۰۹/۰۶


پاسخنگارش دیدگاه
سلام به همگی..!
من متاسفانه نتونستم این رمانوبخونم ولی ازنظربچه هامعلومه رمان خوبیه...!
راستی بچه هاروزمعلموتبریک میگم،هم به شماهم به خودم..!
نقل قول  
simin
Publisher

وقتی کتاب اسکار و بانوی گلی پوش رو خوندم دیدم هیچ برداشت و توضیحی برای این کتاب خوب جز نامه های خود اسکار به خدا نمی تونه ، توصیفش کنه . اسکار فقط ده سالشه و از بیماری سرطان رنج می بره . اسکار به پیشنهاد مامی رز تصمیم می گیره به خدا نامه بنویسه . اسکار در پایان همه نامه ها می نویسه : راستی آدرستو ندارم چی کار کنم؟...

- خوب حالا واسه چی به خدا بنویسم؟
- این طور خودتو کمتر تنها حس می کنی
- خودمو کمتر تنها حس می کنم با کسی که وجود نداره؟
- بوجودش بیار ، هر دفعه که یه ذره باورش می کنی ، اون یه ذره بوجود می یاد . اگه تو پیگیری کنی ، اون کاملا بوجود می یاد و کلی بهت آرامش می ده

************
- پس اگه فکر می کنی پدر و مادرت اشتباه می کنن و خدا رو قبول ندارن ، واسه چی دقیقا خودت نمی خوای قبولش کنی و ازش بخوای بیاد تو رو ببینه
- باشه مامی رز ! ولی اخه شما گفتین که خدا هم مریضه و نمی تونه از تختش بیاد پایین
- نه ! اون یه مدل مخصوص داره واسه ملاقات ، تو فکر و روحت به ملاقاتت می یاد
- آها ، این خوبه ، خوشم اومد. به نظر می یاد خیلی قوی باشه ، باشه باهاش صحبت می کنیم ، ولی در حال حاضر تنها ملاقات هایی که خوشحالم می کنه ، مال شماست مامی رز!

***************
- شما می خواهید بگید که برای زندگی راه حلی وجود نداره ؟
- من می خوام بگم برای زندگی راه حل های مختلفی وجود داره
- می دونی من چی فکر می کنم مامی رز؟ برای زندگی فقط یک راه حل وجود داره ، اونم زندگی کردنه !

**************
خدای عزیز !
مرسی از این که اومدی ، درست همون لحظه ای رو انتخاب کردی که من اصلا حالم خوب نبود... وقتی از خواب بیدار شدم دیدم که نود سالمه . حدس زدم که داری می یای. صبح بود ، من تنها روی زمین بودم... داشتی شب رو کنار می زدی و به دنیا زندگی دوباره ای می دادی . این جا بود که فهمیدم فرق تو با ما چیه؟ تو هرگز خستگی سرت نمی شه . اینم روز ! اینم شب ! اینم بهار ! اینم زمستون !

فهمیدم که این جا هستی و می خوای رازت رو به من بگی : « نگاه کن ! هر روز انگار اول دنیاست !» منم حرفتو گوش کردم « اولین دفعه»
مرسی خدا ! از این که این کار رو واسم کردی ، احساس می کردم که دستمو گرفتی و داری منو به قلب راز می بری تا بتونم « راز » رو تماشا کنم . مرسی تا فردا بوس اسکار

********
خدای عزیز
من مادام رز هستم . دیگه مامی رز نیستم ، فقط واسه اسکار مامی رز بودم . اسکار امروز صبح ما رو ترک کرد . من قلبم بزرگ و سنگینه ، اسکار توشه ، نمی تونم بیرونش کنم. مرسی از این که اسکار رو به من شناسوندی. او به من کمک کرد تا به تو ایمان بیارم . الان پر از عشق هستم . راستی اسکار دو سه روز اخر زندگیش یه تابلو روی میز کنار تختش گذاشته بود که فکر می کنم به تو مربوط می شه . او نوشته بود : « فقط خدا حق داره منو بیدار کنه »

پی نوشت: این کتاب با نام اسکار و مادم رز نیز آپلود شده است




نقل قول  
rahshad
Pro Member
کاربر گرامی در حال حاضر کتاب ها از سوی مسئولان سایت در حال بررسی است تا پس از تایید و بررسی حق نشر ، لینک دریافت آن فعال گردد. لذا انجام درست این مرحله ، صبر شما عزیزان را می طلبد

نقل قول  
fereshteh80
Member
کاش همه یه مامی رز داشتن نه درستش اینه: کاش همه یه اسکار داشتن
اسکار بودن چقدر سخته و چه شیرین
اما در جواب دوستمون باید بگم مگر بزرگسالی جزیی از روند نرمال زندگی نیست؟
درسته بچگی زیباست و معصوم ولی همیشه نمی شه بچه موند اگر بچگی درستی داشته باشیم می تونیم بزرگسالای درستی باشیم
نقل قول  
elhamsabouri
Member
خیلی زیبا تاثیر گذار بود
لطفا بقیه کتاباشم بگذارید
دنبال خرده جنایت های زناشویی می گشتم
اما انگار این نویسنده معرکه است
نقل قول  
ailasam
Member
فوق العاده است.حتما بخونید.
این کتاب من رو به یاد کتاب شازده کوچولو میندازه.
البته فرق دارن.
نقل قول  
masaj
Member
من این کتاب رو قبلا خوندم . واقعا عالیه اگه میتونین کتاب ها ذیگه ی اشمیت رو بزارین ممنون میشم.(البته من کتاب موسیو ابراهیم . جادوی سیاه .آوای سحر آمیز و خرده جنایت های زناشویی رو هم خوندم)
نقل قول  
nana_khckdk
Member
من عاشق کارهای اشمیت هستم . تا حالا هم همه ی کتابایی که تو ایران ازش چاپ شده رو خوندم . خیلی دوست دارم اپلود کنمشون اما کو وقت ؟
نقل قول  
honey
Member
کتاب ست حتما بخوانيد نويسنده توانايي اس
نقل قول  
homaaa
Member
حاتمی کیا سریال سفر سبزش را از این داستان الهام گرفته.
نقل قول  

درج دیدگاه مختص اعضا است! برای ورود به حساب خود اینجا و برای عضویت اینجا کلیک کنید.


Powered by You