Hiweb

آیا خدایی وجود دارد؟

نویسنده:
مترجم: امیر کشفی
.
مقاله‌ای جالب توجه و بسیار خواندنی درباب مسئلۀ «وجود خدا» که به قلم برتراند راسل در سال 1952 نوشته شده اما برای نخستین بار در سال 1997 منتشر شده است. «قوری راسل» را در این مقاله می‌توانید بیابید!

حق تکثیر: مترجم

» کتابناکهای مرتبط:
وجود و ماهیت خدا
چرا مسیحی نیستم
عرفان و منطق

نسخه ها
PDF
حجم: 425 کیلوبایت
دریافت ها:
تعداد صفحات: 9
4.3 / 5
با 75 رای
امتیاز دهید
5 4 3 2 1

دانلود
دیدگاه‌ها: 85
۱۳۹۳/۱۰/۲۶


پاسخنگارش دیدگاه
به user_name
با احترام به شما و همه دوستان ،
ولتر فیلسوف فرانسوی گفته است : Si Dieu n'existait pas,Il faudrait l'inventer «اگر خدایی نمی بود ، بایستی او را آفریدن»
زیرا که خدا باوری برای عامه مرم میتواند سودمند باشد و آنها را به رفتار درست وادارد
و البته یافته های علم هیچگاه بودن یا نبودن خدا را نتوانسته ثابت کند ،پویایی علم در این است که در آن نمیتوان هیچ چیز را با قاطعیت منتفی بداند و گاهی بعضی ها بخطا، تئوری های علمی را قانونی جامد و حکمی قاطع برای شناخت هستی و طبیعت میپندارند درحالیکه چنین نیست، در علم هنوز پدیده Intuition Instinct شناخته شده نیست و بعضی از فیلسوفان گفته اند که شاید باور به هستی خدا نیز از راه Intuition پدید آمده که جای بررسی بیشتر دارد ، برای نمونه اینکه چگونه جانداران بی آنکه از کسی آموخته باشند گرایش به پدید آوردن الگو های ویژه ایی را دارند و یا اینکه چرا ذهن ما الگوهای ویژه ایی را در طبیعت باز میجوید هنوز ناشناخته است ، و دانش نوین کوانتم بیشتر پرسش فراآورده تا پاسخ ، برای نمونه اکنون دریافته اند که آنچه که پیش از این فضای خلا / تهی پنداشته میشد ، آکنده از DARK MATTER و DARK ENERGY است که چون با اصل های علمی تا به امروز، سنجش پذیر نیستند نمیتوان هستی آنها را مادی دانست ،کوتاه سخن : علم تنها ابزاری برای شناخت بهتر پدیده هاست نه اینکه قانونی ثابت باشد ، در علم هر گونه پیشداوری، کژداوری است
بگذارید نکته جالبتری را برایتان بگویم کسی که نخستین بار تئوری آغازین بیگ بنگ را مطرح نمود کشیشی کاتولیک بود Georges Lemaitre که به خدا هم ایمان داشت ،
نقل قول  
user_name
Member
با احترام به نظر دوستان
به نظرتون این بحث یه کم بیفایده نیست؟
طبق یافته های علمی که خدای ادیان به کل منتفیه.و خدای غیر ادیان هم طبق نظریه های بیگ بنگ و فرگشت نیازی به خدا نبود که این اتفاقات در عالم هستی بیفته.و خدایی که نقشی در عالم نداشته بود و نبودش فرقی نداره.
اصولا تجربه ثابت کرده در بحثی که دو طرف مناظره در فکر شکست دادن طرف مقابله نتیجه به جایی نمیرسه.در بحث اثبات خدا هم تقریبا به همین شکله که اونی که خداباوره هر دلیلی بیاری بیخدا نمیشه و اونی هم که بیخداست هر دلیلی بیاره خداباور نمیشه.مگر اینکه این وسط واقعا یکی دنبال حقیقت باشه.
نقل قول  
amirghorbani
Publisher
نقل قول از bina88:
نقد منطقی یقه گیری نیست . مدعی وقتی دست به ادعا میزند قبلا باید ترس از نقد شدن در خودش حل کرده باشد به این شکل که اگر ادعای من ایراد داشته باشد بهتر است نقد گردد و من اصلاح شوم . این اصلاح به نفع من خواهد بود . پس از حل این قضیه , بیاید نظر خودش را اگر خواست در عیان بگذارد و از نقد نترسد .
ولی اگر بدون اینکه مشکلش را با نقد حل کند بیاید نظرش را در جمع مطرح کند با عنصر نامطلوبی بنام نقد روبرو میشود . حال بگوید این نظر شخصی من است 4 تا ایرانی هم پیدا شد و فلان ... عزیز من اگر نظر شخصی ات است و از نقد میترسی خب برای خودت نگهدار . نمیتوانی بیائی در جمعی مطرح کنی و بعد نقد شوی بگوئی یقه گیری کرده اند .

دوست عزیز امثال شما که اندازه سر سوزنی از فلسفه درک و فهم ندارند و بعد می آیند و همین طور مهمل می بافند باعث یقه گیری می شود و همین طور حرف دیگران را متوجه نشده
مزخرف می بافند . در فلسفه ما گرایش های مختلفی داریم که هر کدام برای خود اصولی دارند حال شما چه چیزی را می خواهید نقد کنید ؟ وقتی کسی می گوید فلسفه ملاصدرا آن
فلسفه برای خود اصولی دارد و وقتی کسی می گوید فلسفه ماتریالیست آن فلسفه هم برای خود اصولی دارد که اصلا نمی شود با یکی دیگری را نقد کرد . نمی دانم این طور چیزها را
می توانید بفهمید یا نه ؟ وقتی بنده می گویم پیرو فلسفه فایده گرایی هستم برای خود اصولی دارد که با فلسفه جناب آگوستین و ملاصدرا قابل نقد نمی باشد چون آن اصول را من اصلا
قبول ندارم . وقتی کسی می گوید فلسفه آیزا برلین که طرف دیگر با فلسفه مارکس نمی تواند آن را نقد کند چون این دو فلسفه تقریبا مخالف هم هستند . دوست عزیز از این به بعد درباره ی
چیزی که اندازه ی فلسفه ی مرتضی مطهری از آن اطلاع دارید نه در سطح جهانی لطفا نظر ندهید و اعصاب دیگران را خرد نکنید
نقل قول  
bina88
Member
نقد منطقی یقه گیری نیست . مدعی وقتی دست به ادعا میزند قبلا باید ترس از نقد شدن در خودش حل کرده باشد به این شکل که اگر ادعای من ایراد داشته باشد بهتر است نقد گردد و من اصلاح شوم . این اصلاح به نفع من خواهد بود . پس از حل این قضیه , بیاید نظر خودش را اگر خواست در عیان بگذارد و از نقد نترسد .
ولی اگر بدون اینکه مشکلش را با نقد حل کند بیاید نظرش را در جمع مطرح کند با عنصر نامطلوبی بنام نقد روبرو میشود . حال بگوید این نظر شخصی من است 4 تا ایرانی هم پیدا شد و فلان ... عزیز من اگر نظر شخصی ات است و از نقد میترسی خب برای خودت نگهدار . نمیتوانی بیائی در جمعی مطرح کنی و بعد نقد شوی بگوئی یقه گیری کرده اند .
نقل قول  
amirghorbani
Publisher
خوب بهتر است چند نکته را کلی ذکر کنم :
1. بسی خوشحالم که بلاخره 4 تا ایرانی یکجا با اختلاف عقاید به این نتیجه رسیده اند هرکس هر طور که می خواهد فکر کند و کار به یقه گیری و ... نکشید
2. هر کس تا به یک جایی برسد سیر زمانی ای را می گذراند و در این سیر زمانی نظراتش هم متفاوت است که این موضوع در مورد من صدق می کند . از اینجا
می خواهم بگویم اگر در جایی نظری داده ام و نظراتم در حیطه مدیریت که رشته ام است و فلسفه ی سیاسی و تاریخ معاصر ( مشروطه و پهلوی دوم ) نبوده است
شاید بیشترشان اشتباه بوده است و الان به این نتیجه رسیده ام که هرکس در حیطه تخصصی خود نظر بدهد بهتر است
3. این را باید تمام ما قبول کنیم که افراد با هم تفاوت دارند بنابراین نظرات و تفکرات و زندگی شان هم با هم فرق می کنند و حق زندگی هم دارند . بنده دوست عزیزمان
آقای دبیرزاده از شوپنهار نام بردند زیاد فیلسوفان آلمانی را قبول ندارم مثل شوپنهاور یا نیچه و امثالهم اما برای آنها احترام قائلم یا به تمام ادیان احترام قائلم به خاطر اینکه
اعتقاد دارم همه از حق زندگی برخوردار هستند و نه تنها من بلکه هیچ کس حق نیست و هیچ کس هم باطل نیست بنابراین باید با گفتگو و قبول تفاوت ها با هم زندگی کنیم
وگرنه باید با هم بجنگیم مثل وضعیت حال دنیا که بیشتر جنگ و خونریزی ها به خاطر این است که عده ای خود را حق می پندارند و دیگران را باطل
4. باز هم می گویم که بنده برای تمام شما دوستان عزیز احترام قائل هستم و شما مختارید که هرطور که می خواهید زندگی کنید چون خودتان مسئول زندگی خودتان هستید
و این را باز تکرار کنم چون باعث سوء تفاهم دوستان شده است که بنده به هیچ وجه نمی گویم خدایی وجود ندارد . فقط امیدوارم این احترام گذاشتن ها ادامه داشته باشد
نقل قول  
amirghorbani
Publisher
نقل قول از padshah nashnas:
آقای قربانی
اینکه شما پیرو فیلسوفان پوزیتویست هستید،دلیل نمی شود بنده هم پیرو آن ها باشم!!!!!
برای بار چندم می گویم : از نظر بنده هر چیزی که از طریق عقل قابل اثبات باشد،در عین هم موجود است.
این نظر شخصی بنده است و به کسی هم آن را تحمیل نمی کنم! هر که خود داند!!!

1. دوست عزیز قبلا گفته ام که من از منظر فلسفی پیرو فایده گراها هستم یعنی امثال : آدام اسمیت ، بنتام ، جان استوارت میل و تا حدودی راسل
2. مانند استوارت میل اعتقاد دارم همه آزاد هستند هر طور که می خواهند زندگی کنند اما زندگی کردن آنها فقط نباید برای دیگران مشکل ایجاد کند
3. اعتقادی هم به تحمیل کردن چیزی به دیگران ندارم و در جملاتم گفتم که اطلاعی از بحث عرفان و ... ندارم که شما گفتید از آن به خدا و ... می رسید
البته از منظر فلسفی همین بحث عرفان هم محل نزاع است
4. به خاطر داشته باشیم حتی اگر خدای هم به اثبات برسد از منظر فلسفی با خدای ادیان فرق بسیاری می کند این را حتی جناب کدیور که یک روحانی هم
هستند بیان کردند و جناب دبیرزاده هم در صحبت هایشان اشاره به آنها کردند
5. با این حال حرف های مرا اشتباه برداشت نکنید بنده نمی گویم که خدایی وجود ندارد
نقل قول  
amirghorbani
Publisher
نقل قول از دبیرزاده:

و خدا نیز نامی است که به مفهوم علت و خاستگاه آفرینش داده میشود خالا کسی دوست داشت تا نام آنرا «بیگ بنگ» بنامد یا همچون شوپنهاور«Wille» (اراده مطلق طبیعت) عیبی ندارد مهم بحث فلسفی درباره خاستگاه هستی است ،و در ضمن همه فیلسوفان درجه یک اروپا به نوشته های سن آگوستین و توماس آکویناس نگرش داشته اند و از آنان همچون فیلسوف در تاریخ های فلسفه نام برده میشود ،
حالا برای شما داوکینز و هاکینک مرجع تقلید اند ، دلیل نمیشود که دیگران هم بی دلیل از آنها پیروی کنند.

1. دوست عزیز بنده نگفتم که خدایی وجود ندارد و اطلاع هم دارم که امثال شوپنهار اراده مطلق را بیان می کنند یا افلاطون یا سارتر یا هیوم چه چیزی را بیان می کنند
2. بنده گفتم آگوستین و امثالهم فیلسوف به تمام معنا نیستند نگفتم که فیلسوف نیستند بلکه بحث هرمنوتیک و برخی از گفتارهای ویتگنشتاین بر گرفته شده از گفتارهای آگوستین هستند
3. برای من امثال هاوکینک و داوکینز مرجع تقلید نیستند اگر جمله مرا با دقت می خوانید گفته بودم که این افراد گفته هایشان اصلا فلسفی نیستند .
4. اینکه چیزی را علت و خاستگاه آفرینش بدانید فرق می کند با اینکه شما بگویید برهان عدالت وقتی شما می گوید برهان عدالت یعنی این چیزها از منظر فلسفی تایید شده اند :
1. خدا به مثابه ادیان ابرهیمی 2. اثبات اصل نبوت 3. تقریبا گرایش های شیعی ای داشتن که به عدالت اعتقاد داشته باشید . که از منظر فلسفی این موارد مورد پذیرش جهان شمول
نیستند یعنی همه ی گرایش های فلسفی آن را قبول ندارند بلکه گرایش های دینی فلسفی مثل آگوستین ، آکویناس ، ملاصدرا و ...امثالهم این اصول را قبول دارند
نقل قول  
اگر با دل و عقل و منطق،خدا و دین،به انسان اثبات نشود،و در شکاکیت باشد،آن اعتقاد به چه آید؟؟؟؟
نقل قول  
آقای قربانی
اینکه شما پیرو فیلسوفان پوزیتویست هستید،دلیل نمی شود بنده هم پیرو آن ها باشم!!!!!
برای بار چندم می گویم:
از نظر بنده هر چیزی که از طریق عقل قابل اثبات باشد،در عین هم موجود است.
این نظر شخصی بنده است و به کسی هم آن را تحمیل نمی کنم!
هر که خود داند!!!
نقل قول  
جناب امیر قربانی
ببخشید اینرا یاد آور میشوم،
شما خودتان هیچ برهان فلسفی نیاوردید و تنها حکم و فتوا صادر میکنید،البته شایدچون شما از دیدگاه فیلسوفان ماتریالیست پزیتویست و مکتب فرانکفورت (که از منتقدان آن ام) پدیده ها را پیشداوری میکنید چنین موضعی دارید، حتی کانت و هیوم و ولتر نیزهمچون فیلسوفانی Theiste درباره خدا شناسی بحثهایی را آورده بودند زیرا که در فلسفه هیچ نکته ایی بی بررسی نمیماند بویژه انکه هیچ مفهوم آبستره ایی قابل مشاهده نیست
و خدا نیز نامی است که به مفهوم علت و خاستگاه آفرینش داده میشود خالا کسی دوست داشت تا نام آنرا «بیگ بنگ» بنامد یا همچون شوپنهاور«Wille» (اراده مطلق طبیعت) عیبی ندارد مهم بحث فلسفی درباره خاستگاه هستی است ،و در ضمن همه فیلسوفان درجه یک اروپا به نوشته های سن آگوستین و توماس آکویناس نگرش داشته اند و از آنان همچون فیلسوف در تاریخ های فلسفه نام برده میشود ،
حالا برای شما داوکینز و هاکینک مرجع تقلید اند ، دلیل نمیشود که دیگران هم بی دلیل از آنها پیروی کنند.
نقل قول  

درج دیدگاه مختص اعضا است! برای ورود به حساب خود اینجا و برای عضویت اینجا کلیک کنید.


Powered by You