Hiweb

آیا خدایی وجود دارد؟

نویسنده:
مترجم: امیر کشفی
.
مقاله‌ای جالب توجه و بسیار خواندنی درباب مسئلۀ «وجود خدا» که به قلم برتراند راسل در سال 1952 نوشته شده اما برای نخستین بار در سال 1997 منتشر شده است. «قوری راسل» را در این مقاله می‌توانید بیابید!

حق تکثیر: مترجم

» کتابناکهای مرتبط:
وجود و ماهیت خدا
چرا مسیحی نیستم
عرفان و منطق

نسخه ها
PDF
حجم: 425 کیلوبایت
دریافت ها:
تعداد صفحات: 9
4.3 / 5
با 75 رای
امتیاز دهید
5 4 3 2 1

دانلود
دیدگاه‌ها: 85
۱۳۹۳/۱۰/۲۶


پاسخنگارش دیدگاه
Aristoteles
Member
سیاوش گرامی ، بله من هم مانند شما به خدا از دید علت نخستین هستی آنطور که ارسطو درباره اش گفته باور دارم و جهان هستی را هدفمند میدانم و حتی این بحث در ایران خودمان تا پیش از غزالی طوسی ( که فلسفه و پرسش درباره احکام و اصول دینی را محکوم کرد ) انجام میشده و بری نمونه زکریای رازی خدا را ثابت میکرده ولی نبوت و شرع و قران را رد میکرده است، اما ببخشید شما به فرشتگان و شیطان اشاره کردید که خود ریشه در بستر دینهای مزدایی-ابراهیمی دارد، در حالیکه ما اگر بتوانیم خدا را ثابت کنیم که کاملا عقلانی است و ثابت کردنش شدنی است ، هیچگاه نمیتوانیم هستی فرشتگان و شیطان (انگونه که در دین ها نموده شده است ) را ثابت کنیم مگر آنکه همچون اسماعیلیان بگویم که این مفهوم ها جنبه نمادین-سمبولیک دارد ، در ضمن در همان داستان دینهای ابراهیمی که شما به آن باور دارید (که شیطان نمیخواسته تا در برابر انسان و خدا سجده کند ) انصافا کدامین خودبینتر و متکبرتر و برتری جوتر از همه بوده خدای مذهبی یا شیطان ؟در آن داستان مذهب های سامی ،شیطان را شاید بتوان ضد تکبرو ضدخود رایی و ضد برتری جویی، دانست که از سجده کردن در برابر "تکبر اعظم" سرپیچی کرد ، من بر این باورم (کما بیش همان دیدگاه زکرای رازی ) که اگر خدایی باشد که هست او در درون هر انسان سالمی همه بنیادهای درسترفتاری را بی نیاز از میانجی مذهب و نبوت و کتابت ،فروگذاشته است.
نقل قول  
siawash110
Member
اینکه طرح هر گونه پرسش اعتقادی در فضای مذهبی و جوامع خرافاتی ، مایه دردسر است امری بدیهی و انکار ناپذیر است . منتها یک روز در قرون وسطی طرف را آتش می زدند ولی حالا در قرن بیستم ، موضوع کمی تلطیف شده و مثلا اطرافیان با او قهر می کنند ! و یا به دید کافر و نجس به او نگاه می کنند ! ! ! من شخصا کاملا به خداوند معتقدم و کاملا نیز عقیده دارم که خدای من با خدای مذاهب از زمین تا آسمان متفاوت است . دستگاه فکری و فضای حاکم بر خدایی که من می شناسم انگونه است که فرشته گان به راحتی قدرت و جرات اعتراض بر او را داشته اند و او فقط با کسانی میانه خوبی ندارد که مانند شیطان خودبرتر بین بوده و نژاد و عقیده و . . خودشان را از همه عالم بهتر می دانند و حتی وقتی برای آنها دلیل هم می آوری جز بر عناد و لجبازی و خصومت آنها افزوده نمی شود
نقل قول  
nikdoost
Member VIP
Aristoteles گرامی؛
درک وجود خدا با اثبات وجود خدا کاملاً متفاوت است، کسی که خالق هستی را باور دارد لزوماً نیازی به اثبات آن ندارد، مقوله ی خدا باوری هرگز وابسته به هیچ مذهب و گرایش دینی و به هیچ زمان و
مکان نیست، فکر نمی کنم محدودیتی برای اظهار نظر داشته باشی، ببین به راحتی ماهیت ضد مذهبی خود را آشکار کرده ای، پس طفره نرو و استدلال خود را بدون اشاره به چگونگی باورها بی پرده
بیان کن، نفی باور و اعتقادات دیگران راه درستی برای اسـتدلال حقانیت نیست، به قول خودت خدا شـناسی را علمی بر رسی کن، در اینجا بحث بر سـر مذاهب نیست، بحث بر سر این است که " آیا
خدایی وجود دارد؟ "، حاشـیه نرو، حرفت را بزن امّا فلسـفه بافی نکن، بسـیار اتفاق می افتد که انسان گمان می کند مطلبی برایش مُسلّم و قطعی و مسـتدل شده و برایش جا افتـاده است, امَا بعداً
متوجه می شود تمام این اندیشه ها سرابی بیش نبوده و پیوندی با حقیقت ندارد, صراحت در بیان خوب است اما به شـرطی که با تامّل باشد و بخصوص با رعایت احترام به باورهای دیگران باشد, هیچ
منعی برای بیان استدلال آنچه فکر می کنی درست است وجود ندارد
ای مسلمانان؛ خلایق حالِ دیگر کرده اند
از سَرِ بی حُرمتی معروف؛ منکر کرده اند
در سماعِ پند, وندر دیدنِ آیاتِ حق
چشمِ عبرت کور و گوشِ زیرکی کَر کرده اند
عالِمان بی عمل از غایتِ حرص و اَمَل
خویشتن را سُخره ی اصحابِ لشگر کرده اند
مالداران توانگر کیسه ی درویش دل
در جفا درویش را از غم توانگر کرده اند

نقل قول  
Aristoteles
Member
@siawash110
دوست گرامی ، نکته اینجاست که اینکه برای اینکه کسی بتواند درباره هستی و نیستی و یا چگونگی خدا بررسی و گفتگو کند همواره در بیرون از محدوده دین و مذهب شدنی است بدیگر سخن ، مذهب به کسی اجازه شک و تردید و استدلال بیرون از دگم های مذهبی را نمیدهد بلکه هر مذهبی برای خدای خودش نامی ویژه میگذارد و همه را به پرستش و سجده( که هیچ توجیه منطقی ندارد ) به نام آن خدا بایسته میداند ، برای نمونه اگر شما بیایید بپرسید که چگونه میشود که خانه کعبه (که در ضمن پیش از اسلام بتخانه بوده است ) ، خانه خدا باشد؟ و اصلا مگر خدا خانه دارد پس آیا محدود است ؟ و یا چرا هر مذهبی فلان کتاب را سخن خدا میداند و دیگر کتاب ها را تحریف شده و جعلی میشمارد ؟ اصلا اگر خدا میخواست به آفریدگانش چیزی بگوید نیازی به نوشتن کتابی به زبانی محدود قومی ویژه و واسطه و مترجم و خطاط و قاری و چاپخانه نداشت بلکه سخن خود را مستقیم با هر کسی میگفت؟ بی درنگ مذهب این بررسی را محکوم و تکفیر میکند و پس شاید دشواری بنیادین در اندیشه مذهبی باشد نه در خدا شناسی علمی.
نقل قول  
siawash110
Member
دوستان محترم من یک سئوال ساده و در عین حال دشوار دارم ! :

بیایید برای یک لحظه فرض کنیم بشر ، چیزی به نام خدا و یا خدایان و دین و مذهب و متافیزیک و روح و . . . نداشت و هیچگونه تصوری

از این امور در دست نبود . و هر آنچه می دانست و قبول داشت : امور مسلم علمی و منطقی بود .

می دانیم که پایه علم بر علت و معلول نهاده شده ، ( در چنان فضای بدون تصوری از خدا و دین ) یک نفر

می آمد و سئوال می کرد که آقایان علما :

آغاز آفرینش بر طبق کدام قاعده و قانون علمی ( علت و معلولی ) بوده است ؟ آیا جهان همیشه بوده است ؟

خوب این با عقل و منطق جور در نمی آید ( و حتی با همین مقاله آقای راسل که می گوید کل جهان رو به سوری نیستی و نابودی دارد )

سئوال بعد : ایجاد کننده این همه ماده و کهکشان و انرژی و نیرو و جنبش چه چیزی بوده است ؟

شما جواب می دادی : خود به خود و بدون علت و همینطور اتفاقی . . . . ما سئوال می کردیم

این پاسخ شما بر خلاف قانون علت و معلول خودتان است . . . ضمن اینکه یک نفر هم پیدا می شود و می گوید :

همان خود به خود و بدون دلیل و اتفاقی ( که شما می گویید ) ما اسمش را می گذاریم واجب الوجود یا خدا ! ! !

دقت کنید : مساله به هیچ وجه حل نمی شود بلکه از هر طرفی حرکت کنید به بن بست می رسید ! ! !

در یک کلام : فرض شکل گیری اتفاقی و بدون دلیل جهان بسیار خرافی تر و غیرقابل باورتر است

تا فرض پذیرفتن موجودی که خودش : خارج از قواعد و قوانین جهان ( مانند قانون علت و معلول یا زمان ) است .
نقل قول  
mt1397
Member
به گفته‌ی سنایی:
نتوان وصف تو گفتن که تو در فهم نگنجی
نتوان شبه تو گفتن که تو در وهم نیایی


این جستار همیشه بوده و هست و خواهد بود.
راسل خودش گفته نه میتونم اثابت کنم که نیست
و نه میتونم اثابت کنم که هست. ایشان ندانم‌گرا بوده.
کسانی هم که به دانش حس پایبندن که اگر خدایی باشه
باید بتوانیم اون رو ببینیم، مانند این می‌ماند که بگید باید
بتونم صدا رو ببینم که باور کنم صدا هست، یا بتونم عقل رو
ببینم که بگم عقل هست.

از این گذشته، خود راسل برپایه نسک‌های عهد عتیق و مسیحیت
به این نتیجه و گفته‌هایش رسیده. انیشتین هم گفته بود که من به خدای تورات
و انجیل باوری ندارم، چرا که از دید من خدا تاس بازی نمی‌کند، من
به خدای یگانه باور دارم که هستی رو آفرید.
این گفته‌ی انیشتین در دست‌نویسی از ایشان آمده که به قیمت ۳ میلیون
دلار فروخته شد.

هر معلولی علتی داره. برخی ها میگن اگه خدا هستی رو آفرید، چه کسی
خدا رو آفرید؟
باید گفت که هستی با اراده‌ی خدا یا همان قدرت آفریده شد و زمان هم
به وسیله‌ی اراده این قدرت درست شده، کسی که زمان رو آفریده نمیشه
اون رو به ابعاد زمانی محدود کرد.
مَثَل ما همچون مَثَل آن نوزاد است که گمان می‌کند همه‌ی زندگی و دنیاش
رَحِم مادر است.

مانا باشید.
نقل قول  
Ahkh454721
Member
فعلا در حال جستجوی حقیقم
نقل قول  
deldar1418
Member
نقل قول از مری بلا:
دیگر وقت آن نیست که بدانیم چه کسی جهان را آفریده است،
باید دید چه کسانی به خراب کردن آن مشغولند!
نوام چامسکی

در ضمن در عجبم از دوستانی که تامل نکرده تایید میکنند
البته سوء تفاهم نشود منظور بدی ندارم
منظورم این است که اندکی تامل نیک است!!!
نقل قول  
deldar1418
Member
نقل قول از مری بلا:
دیگر وقت آن نیست که بدانیم چه کسی جهان را آفریده است،
باید دید چه کسانی به خراب کردن آن مشغولند!
نوام چامسکی


سلام دوست
صد درصد مخالفم
تا نشناسی چه کسی جهان را آفریده نمی توانی درک صحیحی از آن داشته باشی در نتیجه درک صحیحی از چگونگی خراب شدن آن را نخواهید داشت دقت داشته باشید که مراد من از جهان صرفا طبیعت پیرامون خودمان نیست
در ضمن هر گفتار قشنگی لازمه آن این نیست که صحیح باشد از هرکه باشد چه برسد از کسی که طعم ایمان رانچشیده باشد

اندکی تامل!!!!!
نقل قول  
amirghorbani
Publisher
ببینید دوستان چند روزی است به پیام های جناب « دبیرزاده » و « پادشاه ناشناس » نسبت به پیام های خود فکر می کنم و به این نتیجه رسیدم
که ما در معنی کردن بعضی از کلمات با هم اختلاف نظر داریم : « ما در فلسفه نه می توانیم خدا را اثبات کنیم نه می توانیم آن را رد کنیم »
حال این جمله من اصلا به چه معناست ؟ به نظرم در مفهوم این جمله با هم مشکل داریم و بحث های بعدی تقریبا در پی آن ایجاد شد ؛
ما یک دسته علوم تجربی داریم و یک دسته علوم انسانی . در علوم تجربی ما از لفظ قانون استفاده می کنیم مثلا قانون اول نیوتن یا قانون جاذبه و ...
که اینها همه جا یکسان هستند مثلا شما نمی توانید بگوید قانون اول نیوتن در ایران اجرا نمی شود اما در کانادا اجرا می شود . علوم تجربی = اصل یا قانون
اما ما در علوم انسانی ( فلسفه ، مدیریت ، جامعه شناسی ، الاهیات و ... ) قانون و اصلی نداریم و تمام گفته های اندیشمندان یا نظریه هستند یا تئوری
مثلا نظریه علت و معلول افلاطون یا نظریه تیلور و ... اینها قانون نیستند یعنی در ایران یک جور اجرا می شوند و در امریکا یک جور و در چین یک جور دیگر و ....
در واقع در علوم انسانی هر شخصی با دیدگاه های خود دارد مسائل پیرامون خود را تفسیر می کند مثلا من می روم و وضعیت یک شرکت را یک جور توصیف می کنم و
مدیر دیگری می رود و چور دیگری توصیف می کند . در واقع ما در علوم انسانی حقیقت نداریم بلکه هر آنچه هست تفسیر است ، تفسیر ما است از محیط اطراف و ....
بنابراین ذاتا و ماهیتا علوم انسانی نمی توانند چیزی را اثبات یا رد کنند بنابراین این جمله بنده که فلسفه نمی تواند خدا را اثبات یا رد کند از همین ماهیت علوم انسانی
نشات می گیرد . علوم انسانی = نظریه یا تئوری = تفسیر . امیدوارم با این توضیح موضوع برایتان روشن شده باشد .
نقل قول  

درج دیدگاه مختص اعضا است! برای ورود به حساب خود اینجا و برای عضویت اینجا کلیک کنید.


Powered by You