Hiweb

آیا شیخ فضل الله رشوه گرفت؟

.
شاید اگر مرحوم شیخ‌فضل‌الله نوری تنها به همان مقام ریاست محاضر شرعی تهران و ریاست امور شرعیه اکتفا می‌کرد، تنها با دشمنان همیشگی مقام و ریاست و شهرت روبرو می‌شد و بالاخره با عده‌ای معدود و مشخص از رقیبان و جاه‌طلبان سروکار داشت، اما پای او که به سیاست کشیده شد، دیگر کار به آن راحتی و سادگی نبود.

حق تکثیر: زمانه سال چهارم مهر 1384 شماره 37

» کتابناکهای مرتبط:
نصرت الدوله فیروز: از رویای پادشاهی تا زندان رضا شاهی
دولت های ایران: از آغاز مشروطیت تا اولتیماتوم
کشف تلبیس: دورویی و نیرنگ انگلیس از روی اسناد محرمانه انگلیسی در باب ایران

نسخه ها
PDF
حجم: 628 کیلوبایت
دریافت ها:
تعداد صفحات: 42
3.9 / 5
با 29 رای
امتیاز دهید
5 4 3 2 1

دانلود
دیدگاه‌ها: 7
۱۳۹۳/۱۰/۲۹


پاسخنگارش دیدگاه
tirkemoon
Member
شمایی که می گویی: «به قول شریعتی پای قراردادهای استعماری را بیشتر همان شیک پوشها تایید کردند»؛ این سخن دکتر علی شریعتی در برهه ای از تاریخ بود؛ که به همراه برخی سخنان گزینشی دیگر، جهت نفی تضاد ریشه ای فکر علی شریعتی با اسلام حوزوی بارها و بارها از آن استفادۀ تبلیغاتی کردند؛ همچنان که بارها افکار او را زایندۀ گروه فرقان و... دانستند تا تاریکی بر تاریکی بیافزایند و این آدم و حرکتش له بشوند. بد نیست به آخرین نوشتۀ مفصل دکتر شریعتی که نامه ای به پدرش می باشد ـ و با توجه به متن تاریخ تحریر آن دقیقاً قبل از طلوع دوشنبه 26 اردیبهشت ماه 1356 قبل از هجرت وی از ایران است ـ نظری بیافکنیم به ویژه ص3 و 4 دربارۀ پرده های «زشت و کهنه و کافری» که ارتجاع به مذهب زده بود. هم چنین فصل علی شریعتی در کتاب اسلام رادیکال مجاهدین ایرانی اثر یرواند آبراهامیان را بخوانیم.
نقل قول  
ايليا
Member
من موافق شیخ فضل الله نیستم چون افکاری که داشت مخالف پیشرفت یک مملکت اسلامی بود ! و حتی مخالف آیه قرآن(و اعدولهم مستطعتم بالقوه ...) ، ایشون تدریس فیزیک و شیمی رو در مملکت اسلامی جایز نمی دونست ولی الان ما می بینم چقدر اینگونه پژوهش ها به اعتبار مملکت اسلامی ما کمک کرده و من مانده ام که ایشون چگونه فقیهی بوده که نتونسته به این استنتاج برسه !!!
ولی دار زدن ایشون ننگی بود که تا ابد بر پیشونی مشروطه چی ها باقی موند. میتونستند یه مدت ایشون رو زندانی کنند یا تبعید به عتبات.
نقل قول  
flowerbox
Member
موضوع ایشون مانند بسیاری از فقهای امروزی است که هرپدیده جدید در دین رو حرام میدونند. ایشون نیز باید گفت اصلا به چیزی به نام مشروطه اعتقاد نداشت و این مساله هم که درباره ایشون در برخی کتابها می نویسند درست نیست. ایشون معتقد بود در زمان پیامبر ولایت سیاسی و دینی در پیامبر جمع شده بود و از این رو پیامبر هم رهبری سیاسی جامعه را داشتند و هم رهبر دینی مردم بودند اما پس از ایشان ولایت سیاسی پیامبر به پادشاهان رسید و ولایت دینی ایشان هم به مراجع و علما رسید. از این رو تأسیس مجلسی که در آن افراد مختلف مثل بغال و قصاب و .. در آن بنشینند و قانون تصویب کنند نوعی بدعت به شمار می رود.چرا که اگر آن مساله از مسائلی باشد که در دین آمده باشد که حکمش معلوم است و نمی شود آن را تغییر داد و اگر نیامده باشد هم که فقها هستند و اجتهاد! می کنند. ایشان همچنین با برخی قوانین که امروزه ما از اصول مسلم قانون اساسی می دانیم آن زمان مخالف بودند مثل برابری افراد که طبق عقیده ایشان می گوید نمی توان معتقد به برابری افراد مثل برابری مرد و زن ، مسلمان و کافر معتقد بود چرا که دین هم بین آنها تفاوت گذاشته خلاصه ایشان عقاید تنگ نظرانه فقهی اش به نفع استبداد بود و همین باعث شد تا محمدعلی شاه هم به بهانه مخالفت ایشان در مقابل مشروطه خواهان باستدو بگوید حال که بین علما در مساله مشروطه اختلاف افتاد ما نیز از خیرش گذشتیم و با این کار استبداد خود را تقویت کند و در آخر به دار کشیدن ایشان هم باعث بدنامی علمایی مانند آخوند خراسانی در نجف که مدافه مشروطه بود شد تا جایی که برخی افراد ظاهر بین پس از دار زده شدن ایشان توسط مشروطه خواهان، گمان کردند که امثال آخوند خراسانی باعث دار زده شدن شیخ فضل الله نوری شده و شروع به بی احترامی به ایشان کردند تا جاییکه سجاده را از زیر پایش کشیدند. بله مشروعه خواهی ایشان نه به معنای اسلامی کردن مشروطه ، بلکه به معنای تعطیل کردن کامل مشروطه بود وگرنه علمایی مانند آخوند خراسانی و آیت الله نائینی که امروزه نیز کتابهایشان در حوزه ها خوانده می شود که به دنبال غیر مشروعه نبودند که ما بیاییم بگوییم از میان این همه علما فقط ایشان متوجه غیر شرعی بودن مشروطه شد و بقیه نفهمیدند.حتی آن زمان برخی علما کتابهایی در جواب شیخ فضل الله نوری نوشتند تا به ایشان بگویند حرف ایشان و همراهانشان مطابق با دین نیست و اسلام با استبداد مخالف است نه با دموکراسی. از جمله کتاب تنبیه الامه و تنزیه المله نایینی و رساله "کلمه حق یراد بها الباطل" که به معنای سخن حقی که با آن باطل اراده می شود توسط یکی از علمای آذربایجان در دفاع از مشروعیت نوشته شد تا بگوید همانطور که در زمان جنگ خوارج عده ای با سخن حق لا حکم الا لله به حکومت افرادی مانند معاویه روی کردند این سخن مشروطه مشروعه نیز اگر چه ظاهری جالب دارد ولی توسط آن باطلی که استبداد محمد علی شاه است اراده شده.آری مساله اختلاف علمای آن روز هم مثل امروز است. و تاریخ خود را تکرار می کند.
نقل قول  
E R S
Publisher
هنوز این کتاب رو نخوندم

اما در مورد شیخ‌فضل‌الله نوری ( حال چه رشوه گرفته باشه یا نباشه ) باید بگم که ایشون ضربه بزرگی به ملت ایران زد . حرکت مردم ایران در ابتدا برای بدست آوردن دموکراسی بود . دموکراسی همان طور که در غرب جاری بود . الگوی مردم ، مشروطه ی انگلستان بود . مردم به دنبال دموکراسی بودند نه تئوکراسی !

امثال شیخ‌فضل‌الله نوری با گذاشتن لفظ بی معنی "مشروعه"! کنار لفظ مشروطه ، حرکت آزادی خواهانه ایرانیان را به انحراف کشاندند . این ها با این کارشان بنای یک اشتباه بزرگ و مرگبار رو گذاشتن که هنوز هم ادامه داره . این اشتباه بزرگ اینه که خیلی از ما ایرانی ها هنوزم فکر می کنیم دموکراسی و حاکمیت دینی با یک دیگر سازگارند ! در حالی که واقعیت اینه که دموکراسی و تئوکراسی کاملا با هم در تضادند .

در اون زمان جامعه ی ایران خام تر از این حرف ها بود که این موضوع را متوجه بشود ... به همین دلیل عامه مردم و حتی خیلی از روشن فکران به سادگی فریب می خوردند .

تازه بعد از گذشت بیش از یک قرن ، ما ایرانیان کم کم داریم این موضوع رو درک می کنیم ...
نقل قول  
amirisaeed94
Member
فکر کنم بهتره اول به صورت مفصل تحقیق کرد بعد انگشت اتهام رو به اشخاص تاثیر گذار نشونه رفت در خیلی از مواقع همین انسانهای ملبس با استعمار مبارزه کردند به قول شریعتی پای قراردادهای استعماری را بیشتر همان شیک پوشها تایید کردند البته من شخصا دوست دارم مفصل بحث بشه چون مطلق نمیشود کسی تایید یا رد کرد
نقل قول  
با سلام .ضمن تآیید آن قسمت از فرمایشات عزیزمان(logical)مبنی بر پول گرفتن کاشانی از انگلیسی ها و آنهم توسط شخص سرلشگر زاهدی من اسناد متقن و غیر قابل انکاری هم در دست دارم که در چند کتاب چاپ هم شده و در این امر شکی ندارم و پسرش که میخواست کاندید ریاست جمهوری بشه منتشر شده بوداگر دوستان بخواهند به مدارک اونزمان مراجعه فرمایند.و زاهدی هر روز میرفت در خونه کاشانی یک سلام نظامی باو میداد و میگفت (حضرت آقا امری ندارند با این غلام خانه زاد؟)و این بابا هم توهم برش داشته بود نمیفهمید نقشه انگلیسه که تصور میکرد یقین خودش کسی شده ؟؟؟؟؟باین نحو مصدق رو و ایران رو نابود کردند عمال خبیث روباه پیر استعمار ...
نقل قول  
دروغ است
دروغ است
دروغ است
نقل قول  

درج دیدگاه مختص اعضا است! برای ورود به حساب خود اینجا و برای عضویت اینجا کلیک کنید.


Powered by You