رسته‌ها

چهره یک انسان انقلابی

چهره یک انسان انقلابی
امتیاز دهید
5 / 4.1
با 228 رای
نویسنده:
امتیاز دهید
5 / 4.1
با 228 رای
هنوز توضیحاتی برای این کتاب ثبت نشده
Lorem ipsum dolor sit amet, consectetur adipiscing elit.
aysuda
آپلود شده توسط: aysuda
۱۳۸۸/۰۸/۲۳
اطلاعات نسخه الکترونیکی
تعداد صفحات:
105
فرمت:
PDF

کتاب‌های مرتبط

درج دیدگاه مختص اعضا است! برای ورود به حساب خود اینجا و برای عضویت اینجا کلیک کنید.

دیدگاه‌های کتاب الکترونیکی چهره یک انسان انقلابی

تعداد دیدگاه‌ها:
10
#مطلب_روز ۱۱ آذر ۱۳۲۳، دکتر محمد مصدق یک تنه جلوی دست اندازی شوروی بر نفت شمال و سلطه بر شمال ایران را گرفت. آبان ماه ۱۳۲۳، ایران در اشغال قوای متفقین است. دولت ایالات‌متحده آمریکا به‌طورمخفی با دولت محمدساعد مراغه‌ای برای گرفتن امتیاز نفت وارد مذاکره و گفتگو شد. هنوز چندروزی از آن گفتگوها نگذشته است که کافتارادزه، معاون کمیساریای خارجه اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی، به‌طور ناگهانی وارد ایران می شود و از دولت ساعد تقاضای دریافت امتیاز نفت شمال را می کند. کافتارادزه در باغ سفارت شوروی یک جلسه مطبوعاتی تشکیل داد و گفت: «دولت اتحاد جماهیر شوروی در نظر دارد امتیاز نواحی آذربایجان و گیلان و مازندران و قسمتی از ناحیه سمنان و چند ناحیه از خراسان شمالی و شمال قوچان را تحصیل نماید.» او ساعد را تهدید کرد: «..جناب آقای ساعد در راه تیرگی مناسبات بین دو کشور قرار گرفته است.» به‌دنبال این مصاحبه حزب توده با استفاده از تمام امکانات به‌سرعت خود را برای انجام یک ‌سلسله تظاهرات دامنه‌دار آماده کرد. سیاست حزب توده آن بود که در برابر هرگونه امتیازی که انگلستان در جنوب دارد باید همانند آن را شوروی در شمال ایران داشته باشد، احسان طبری نوشت: «ما به همان ترتیب که برای انگلستان در ایران منافعی قائلیم و بر علیه آن سخن نمی‌گوییم، باید معترف باشیم که دولت شوروی در ایران منافع جدی دارد. باید برای اولین بار و آخرین بار به این حقیقت پی برد که نواحی شمال ایران در حکم حریم امنیت شوروی است. عقیده‌ی دسته‌ای که من در آن هستم این است که دولت به فوریت برای امتیاز نفت شمال به شوروی و نفت جنوب به کمپانی‌های انگلیسی و آمریکایی وارد مذاکره شود.» منوچهر فرمانفرمائیان می نویسد: «ساعد، کاری را انجام دادکه یک سیاستمدار خوب شرقی انجام می داد:کار را به مسامحه و وقت گذرانی کشاند.از روشهای سرسختانه اتحاد شوروی بوی تحکم سیاسی به مشام می خورد. بعد، در یازدهم آذر، مصدق با یک خبر تکان دهنده قدم به صحن مجلس گذاشت. آن روز هوا سرد و بارانی بود و من و دکتر پیرنیا هر وقت به پنجره های دفترکارم نزدیک می شدیم، امواج تظاهر کنندگان توده ای را می دیدیم، وضع دشوار و حساسی پدید آمده بود. اما در مجلس، صحنه ناگهان تغییرکرد. مصدق با ارائه یک طرح قانونی، همکارانش را شگفت زده و سپس خوشحال کرد. طرح او هرگونه مذاکره برای واگذاری امتیاز جدید نفت را، تا شش ماه پس از خروج کامل سربازان خارجی از ایران از طرف دولت ممنوع می کرد. علاوه بر آن، در خلال این دوره هیچ انتخابات تازه ای برگزار نمی شد. مصدق با این حیله، عزم و انگیزه مردم ایران را برای رها کردن هر چه سریعتر سرزمینشان از حضور قوای بیگانه تقویت کرد. طرح دکتر مصدق بدون زمینه چینی قبلی تهیه شده بود او پیش از ارائه این طرح گفت: «ملت ایران آرزومند توازن سیاسی است؛ یعنی توازنی که در نفع این مملکت باشد و آن "توازن منفی" است. هرگاه تعقیب از سیاست مثبت کنیم، باید امتیاز نفت شمال را هم برای مدت نود و دوسال بدهیم. گذشته از این که ملت ایران برای همیشه و اکنون مجلس با این کار موافق نیست، دادن امتیاز مثل این است که مقطوع الیدی برای حفظ موازنه راضی شود که دست دیگر او را هم قطع کنند؛ و آن مقطوع الیدی که بخواهد مقطوع‌الیدین(هر دو دستش قطع) بشود، خوب است خود را از مذلت زندگی خلاص و قبل ازاین که ید ثانی او قطع شود، انتحار (خودکشی) کند.» کتاب «موازنه منفی»،حسین کی‌استوان، ص۱۶۲-۱۶۳ خون ونفت- منوچهر فرمانفرمائیان و رکسان فرمانفرمائیان- ص ۲۰۰ «مردم برای روشنفکران» ۱۹آبان ۱۳۲۳ @mohammadmosaddegh
#مطلب_روز ایرج اسکندری از سران حزب توده: «دکتر مصدق گفت: اگر یک بار دیگر این حرف را بزنی زبانت را می‌برم!» همان زمان‌ها [سال ۱۳۲۳ خورشیدی] مساله حریم امنیت مطرح بود و در مطبوعات ما(مطبوعات حزب توده) این موضوع منعکس می‌شد که جنوب حریم امنیت انگلستان و شمال حریم امنیت شوروی است. آن مقاله احسان طبری سر و صدای زیادی کرده بود...طبری مقاله‌ای در روزنامه رهبر نوشته بود و ضمن آن گفته بود شمال ایران حریم امنیت شوروی است ما بایستی این حریم را محترم بشماریم.(برای اولین بار این مقاله را احسان طبری در نشریه «مردم برای روشنفکران»، ۱۲ آبان ۱۳۲۳ چاپ شد). و البته این موضوع در آن وقت درست حالی‌مان نشد. ما خیال می‌کردیم که حرف صحیحی است که گفته شده، به این دلیل، یکی دوبار دیگر هم ضمن مقالات بعدی حریم امنیت را تکرار کردیم. روزی برای صحبت به منزل دکتر مصدق رفته بودیم. دکتر یزدی هم بود. بحث می‌کردیم. آنجا ضمن صحبت گفتم: آخر، این مساله بالاخره جزء حریم امنیت شوروی است. دکتر مصدق گفت: چه گفتی؟ حریم امنیت؟... دست کرد در جیبش یک قلم تراش آورد بیرون، تیغه آن را باز کرد و به من گفت تو جای پسر من هستی، اگر یک دفعه دیگر این کلمه حریم امنیت از دهنت بیرون بیاید با این زبانت را می‌برم! گفتم: چه طور؟ گفت: «یعنی چه آقا! پس شمال حریم امنیت روس‌هاست و جنوب هم حریم امنیت انگلیس‌ها، غربش هم نمی‌دانم مال کجا، پس ما چه کاره‌ایم؟ بله! حریم امنیت ایران کجاست؟ مال ما کجاست آخر؟ این حرف‌ها چیست که در آورده‌اید؟ این حرف‌ها را نزنید آقا! شما مملکتتان را حفظ بکنید. شما میهن‌پرست هستید. این حرف‌ها خوب نیست... من برای اولین دفعه، بعد از این جمله‌ای که دکتر مصدق [بیان] کرد، در یک لحظه پیش خود فکر کردم، اندیشیدم و دیدم عجب حرف درستی می‌زند،راست می‌گوید، آخر ما چرا این حرف را می‌زنیم! گفتم: ببخشید. گفت: ها! دیگر این حرف را نگویید. در واقع من هم دیگر سعی کردم از به کار بردن آن خودداری کنم. برای اینکه مطلب خیلی جدی بود... خاطرات ایرج اسکندری، موسسه مطالعه و پژوهش های سیاسی، صفحات ۱۸۹-۱۹۱ @mohammadmosaddegh
من واقعی نویسنده را در نوشته هایش بجویید نه در انچه که درباره او شنیده اید .دوستان. ممنون از تلاشتان
سلام آیا احسان طبری واقعا از دیدگاههایش برگشته ؟
نخست نادیده ات میگیرند و سپس مسخره ات میکنند و آنگاه به مبارزه با تو بر میخیزند ولی پیروزی از آن توست. گاندی
ممنونم. لطفا كتابهاي ديگري در اين زمينه آپلود كنيد
افزودن نسخه جدید
انتخاب فایل
comment_comments_for_the_file
کاربر گرامی!
امکان خرید اشتراک از خارج کشور ایران، با استفاده از حساب پی‌پال فراهم شده است.