شبهای پرماجرا

شبهای پرماجرا

نویسنده:
مجموعه داستان

✔️ از متن کتاب:
وقتیکه فیلسوف شیب وحشتناک آن را دید و مسافرت دیشب خود را به یاد آورد، پیش خود فکر کرد که یا اسب های ارباب بسیار زیرک و عاقلند یا آنکه قزاقان کله خری بوده اند که در آن مستی و خماری توانسته اند با ارابه تا این پایین بیایند و پرت نشوند. فیلسوف در بلند ترین نقطه حیاط ایستاده بود. وقتیکه برگشت در پشت خود منظره ای مخالف پیش یافت. آبادی با شیب ملایمی تا دامن دشت کشیده می شد و چمنزارهای وسیع تا آنجا که چشم کار می کرد ادامه داشت. سبزی روشن آنها هرچه دورتر می گردید تاریک تر می شد و آبادی های اطراف از دور سیاهی می زدند. در طرف راست این چمنزارها سلسله جبالی کشیده شده بود. دنیپر چون خط براقی به چشم می خورد…

حق تکثیر: ت‍ه‍ران‌: ن‍وی‍ن‌‏‫‏، چاپ دوم: ۱۳۶۶

» کتابناکهای مرتبط:
مجموعه کامل آثار شجاع الدین شفا (جلد دوازدهم)
نی سحرآمیز و چند داستان دیگر
توفان برگ

نسخه ها
PDF
حجم: 3 مگابایت
تعداد صفحات: 162
4.4 / 5
با 39 رای
امتیاز دهید
5 4 3 2 1

دانلود
دیدگاه‌ها: 0
۱۳۹۳/۰۴/۲۷


پاسخنگارش دیدگاه
دیدگاهی درج نشده؛ شما نخستین نگارنده باشید.

درج دیدگاه مختص اعضا است! برای ورود به حساب خود اینجا و برای عضویت اینجا کلیک کنید.


Powered by You