Hiweb

با توجه به وضعیت مالکیت حقوقی این اثر، امکان دانلود آن وجود ندارد. اگر شما نسبت به این اثر محق هستید می‌توانید اجازه نشر الکترونیکی تمام یا بخشی از آن را به ما بدهید و یا آنرا از طریق کتابناک به فروش برسانید.
برای اطلاعات بیشتر صفحه «قوانین» و «فروش کتاب الکترونیکی» را مطالعه کنید.

دوست داشتم کسی جایی منتظرم باشد

دوست داشتم کسی جایی منتظرم باشد

نویسنده:
کتاب «دوست داشتم کسی جایی منتظرم باشد» نوشته آنا گاوالدا، رمان‌نویس فرانسوی است.
او یکی از نویسندگانی است که طی چند سال اخیر توانسته به یکی از پرمخاطب‌ترین نویسندگان در ایران و جهان تبدیل شود.
اکثر داستان‌های او رگه‌هایی عاشقانه دارند و در آنها تصاویر پراحساسی از روابط زن و مرد در جوامع امروزی ارائه شده است. تاکید نوشته‌های او بر نیازهای عاطفی و خلاءهای عاطفی انسان معاصر است.
کتاب «دوست داشتم کسی جایی منتظرم باشد» شامل دوازده داستان کوتاه است. داستان‌هایی که ساده و روان نوشته شده برای هر مخاطبی قابل درک است.
این کتاب بلافاصله پس از انتشار به موفقیت بزرگ در دنیای ادبیات دست یافت.
داستانهای آن هم خارق‌العاده‌اند، هم گزنده و در عین حال غم‌انگیز، جذاب و تا اندازه‌ای غیر معمول.
در هر داستان، عشق هم‌چون زندگی موضوع اساسی است، عشقی که هم دل‌انگیز و اسرارآمیز و هم دردآور صدمه‌زننده.

حق تکثیر: نشر قطره، 1387

» کتابناکهای مرتبط:
ماجرای گند
Everything and More: A Compact History of Infinity
شازده کوچولو

نسخه ها

4.1 / 5
با 191 رای
امتیاز دهید
5 4 3 2 1


دیدگاه‌ها: 5
۱۳۸۸/۰۸/۱۷


پاسخنگارش دیدگاه
1- این مجموعه یکی از نمونه‌هایی است که عنوان اصلی کتاب، برگرفته از عنوان هیچ‌کدام از داستان‌های این مجموعه نیست. عنوان مجموعه در مونولوگ سربازی که در قطار سریع السیر نشسته ، در صفحه 78 کتاب به این گونه آمده است: « دوست داشتم کسی جایی منتظرم باشد... به هر حال چندان پیچیده نیست.»
2- داستان‌ها با وجود جغرافیای محدود، از نظر معرفی افراد و آوردن نام‌ها، به اشخاص خاص در یک جغرافیا محدود نشده است. برای مثال نام شخصیت‌های مشهور آمریکایی مثل "جورج کلونی" و "بوفالو بیل" نیز در این داستان دیده می‌شود.
3- آنچه بیش از هر چیز دیگری به وضوح تمام خود را در این مجموعه به رخ می‌کشد تنهایی آدم‌های قصه‌هاست. انسان‌هایی که لابه لای روزمره‌گی گیرکرده‌اند و دنبال روزنه‌ای برای گریز از آن هستند.
4- عشق یکی دیگر از نکاتی است که در این داستان‌ها دیده می‌شود. حضور گرم و در عین حال ترساننده‌ی این نیروی عاطفی عظیم در تمامی داستان‌ها نمودار است اما هر جا با شکلی نو که نمی‌تواند در داستان دیگر تداعی شده باشد. برای مثال در داستان آخرین این مجموعه، "سرانجام"، عشق به چاپ اثر چنان سراپای نویسنده را در بر گرفته است که پس از شنیدن چاپ نشدن اثرش توسط ناشر، دچار فلج موقت می‌شود. در داستان سقط جنین نیز این عشق مادر به جنین است که داستان را پیش می‌برد.
یکی از تکان دهنده‌ترین داستان‌های این مجموعه، داستانی با عنوان "حقیقت روز" است. راوی راننده‌ی یک کامیون است و از نحوه‌ی کارکرد و زندگی خود با خواننده صحبت می‌کند. گفته‌های او مثل یک جریان آرام رودخانه در بستری نرم حرکت می‌کند تا اوج فاجعه. او ناگهان می‌فهمد که با یک دنده عقب رفتن در جاده‌ای مه آلود، موجب کشته شدن چند انسان و نابودی چندین اتومبیل سبک و سنگین شده است. شک حاصله از این اتفاق شوم، زندگی او را دچار آشوب می‌کند.
تلخ‌ترین داستان این مجموعه، "سال‌ها" نام دارد. راوی، مردی است که نتوانسته عشق سال‌های پیش خود را حفظ کند و هنوز گه گاه به او می‌اندیشد اما هرگز به خیانت فکر نمی‌کند. وی که دارای همسر و سه فرزند است در پس از دست دادن عشق پیشین، زندگانی راحت و بی‌دغدغه‌ای را می‌گذراند که آن را حاصل همراهی همسر کنونی خودش می‌داند و بس. همسری که به او چیزهای بسیاری هدیه داده است: شانس، فرزندان سالم و یک زندگی پر رونق. دوازده سال پس از دوریِ مرد از اولین عشق زندگی‌اش، آن زن بالاخره تماس می‌گیرد. وی که بیمار شده و روزهای پایانی عمر خود را سپری می‌کند از مرد می‌خواهد تا برای آخرین وداع، با هم ملاقات کنند. صحنه‌ی خداحافظی این عاشق و معشوق، در عین رویایی بودن، بسیار تلخ و تاثیرگذار است.
این داستان به خوبی نشان می‌دهد که گاهی انسان به جای نگریستن به آینده، خود را درگیر گذشته‌ای می‌کند که دیگر بود ونبودش تاثیری در زندگی او نخواهد داشت. این نکته آنجا نشان داده می‌شود که مرد پس از برخورد با معشوقه‌ی سابق خود، هنوز آن حس تنهایی و کمبود را در وجودش احساس می‌کند و گویی با خوشبختی فرسنگ‌ها فاصله دارد.
نقل قول  
Fatima_
Member
این کتاب محشره. مخصوصن اولین داستانش. " در حال و هوای سن ژرمن "
نقل قول  
نقل قول:
دوست داشتم کسی جایی منتظرم باشد


من هم دوست داشتم ...

کسی باشد

تا من منتظرش باشم

*

گشتیم نبود

نگرد نیست

*
نقل قول  
چه حس خوبی داشت!
نقل قول  
ahaniaida
Member
مرسی
ممنون
نقل قول  

درج دیدگاه مختص اعضا است! برای ورود به حساب خود اینجا و برای عضویت اینجا کلیک کنید.


Powered by You