Hiweb

ققنوس

نویسنده:
.
تعداد صفحات : 290

از مقدمه کتاب:
نمی دانم این کلماتی که در صفحات سفید کاغذ نقش بسته است حدیث یک سفر است از خویش به خویشتن خویش و یا حدیث نفس است .
و یا شاید سوز عشقی ست در نهان خانه دل .
ققنوس اگر در بند زمین بماند دلش می گیرد . ققنوس دست و پا بسته زمان هم نمی ماند او در خویش می سوزد تا شعله ها از او ققنوسی دیگر پدید آورند .
و آیا این افسانه من و تو نیست که در خویش می سوزیم و باز زندگی از درون آتش متولد می شود.
ققنوس در خویش زندگی می کند ، در خویش آوازهای جان سوز روح دردمند خویش را ترنم می کند ، در خویش می سوزد ، و از خاکستر خویش متولد می شود. تولدی دوباره با روحی شیداتر و شیفته تر .......


سر آغاز نامه - انجیل برنابای صدیق ، رساله پولس رسول به کاتبان
فصل اول - ققنوس در باغ ادبیات ایران و جهان
فصل دوم - هبوط
فصل سوم - ققنوس در غار حرا در حضور پیامبر (ص) و بزم غدیر
فصل چهارم - ققنوس در حضور امام حسن (ع) و مواد معاهده صلح
فصل پنجم - عاشورا
فصل ششم - در محضر امام سجاد (ع)
فصل هفتم - در محضر امام باقر (ع)
فصل هشتم - در محضر امام صادق (ع)
فصل نهم - در محضر امام موسی الکاظم (ع)
فصل دهم - در محضر امام رضا (ع)
فصل یازدهم - در محضر امام جواد (ع)
فصل دوازدهم - در محضر امام هادی (ع)
فصل سیزدهم - در محضر امام حسن عسگری (ع)
فصل چهاردهم - انتظار
پایان نامه - عشق

مالکیت حقیقی و حقوقی این اثر با نویسنده است .

» کتابناکهای مرتبط:
قصه آدم
چشم های سرخ ماهی ها
نیستان

نسخه ها
PDF
حجم: 3 مگابایت
دریافت ها:
تعداد صفحات: 265
3.8 / 5
با 24 رای
امتیاز دهید
5 4 3 2 1

دانلود
دیدگاه‌ها: 11
۱۳۹۳/۰۳/۱۶


پاسخنگارش دیدگاه
maryamyavari
Member
[b]همه آرزویم اما ،‌ چه کنم که بسته پایم.......؟
......
پیش یک آدم معلول نباید بدوی. "ققنوس تو زمین باشه دلش میگیره. "
خارو خسی که من باشمم تو زمین دلش میگیره. .مخصوصا وقتی که مجبوره از خاک فقط برای ققنوسا دست تکون بده. مخصوصا وقتی با خوندن سفرنامه ی دوستای بالدارش هم دهنش آب میافته هم خیلی غصه میخوره. چون یه جا خودشو می بینه می فهمه اصلا در حد آرزوش نیست.

.
گر از این کویر وحشت به سلامتی گذشتی.،
به شکوفه ها به باران ،
برسان سلام ما را !!![/
b]
.
نقل قول  
و ما مسافریم و بی‎تاب

و پیامبر را در غار حرا یافت و همنشین جبرئیل امین. پر از التهاب بود و جبرئیل با او سخن می‎گفت:

اقراء بخوان

گفت من خواندن نمی‌دانم.

و جبرئیل باز تکرار کرد:

اقراء

و او که از عظمت این کلام نفس در سینه‌اش سنگینی می‌کرد پاسخ داد:

من خواندن نمی‌دانم، من امی‌ام خواندن نمی‌دانم.

و جبرئیل او را در آغوش فشرد و باز گفت:

اقراء بخوان.
ﭐقْرَاء بِـﭑسْمِ رَبِّکَ ﭐلَّذِی خَلَق
(بخوان به نام پروردگارت که آفرید.)
خَلَقَ ﭐلْإِنسانَ مِنْ عَلَق
(آفرید انسان را از خون بسته.)
ﭐقْرَأْ وَرَبُّکَ ﭐلْأَکْرَم
(بخوان قرآن را و پروردگار تو کریم‌ترین کریمان عالم است.)
ﭐلَّذِی عَلَّمَ بِـﭑلْقَلَم
(آن خدایی که بشر را علم نوشتن به قلم آموخت.)
عَلَّمَ ﭐلْإِنسَانَ مَا لَمْ یَعْلَم
(آموخت به انسان آنچه را که نمی‌دانست.)

و «خواندن» اولین فرمان پروردگار کائنات.



مبعث رسول گرامی اسلام حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم بر عموم مسلمانان جهان مبارک باد .
نقل قول  
و شور زندگی در رگ هر برگ،

و شوق شکفتن بر لبان هر غنچه،

و آواز هر پرنده در پهنة نیلگون آسمان،

و ترنم رود،

و آوای باد،

و همهمة موج،

و سکوت دشت،

و تلألؤ خورشید،

و نجوای ستاره در دل آسمان،

و تنهایی ماه،

و حریر نقره‌فام مهتاب،

و چرخش مستانه زمین،

و زمین مست و آسمان مست و دل کائنات بی‌تاب و بیقرار و مست،

و بر لبان ملائک نام علی (علیه‌السلام) است که تکرار می‎شود.

نقل قول  
hanieh
مدير ارشد
نسخه تصحیح شده جایگزین شد
نقل قول  
و چون سیمای عشق و عدالت رخ در نقاب خاک کشید و جان ملکوتی‌اش در حریم ستر ملکوت فی مقعد صدق عند ملیک مقتدر مقیم گشت، فرزند برنایش، امام و مقتدای شیفتگان ولایت علوی با لوای مظلومیت سبز، حسن بن علی علیه‌السلام، به خطبه ایستاد و خداوند را ستود و بر او ثنا گفت و بر پیامبر درود فرستاد و سپس فرمود:

«هان امشب مردی درگذشت که پیشینیان به او نرسیده‌اند و آیندگان هرگز مانند او را نخواهند دید.
کسی که نبرد می‌کرد و جبرئیل در طرف راست و میکائیل در طرف چپ او بودند.
بخدا قسم در همان شبی وفات کرد که موسی بن عمران درگذشت و عیسی به آسمان برده شد و قرآن نازل گردید. »

و پس از علی (علیه‌السلام) زمین یتیم گشت و زمان تنها ماند و آسمان پر از ستاره‎های غربت.
و پس از علی (علیه‌السلام) دیو جهل و نیرنگ بود که بر جان آدمیان حکم می‎راند و مردمان در زیر لوای خدعه و تزویر جان‌های تشنة خویش را به سراب سپردند و در کویر جهل خویش به هلاکت افتادند.
نقل قول  
اَعُوذُ بِاللهِ مِنَ الشَّیْطانِ الرَّجیم
بِسْمِ اللهِ الرَّحمنِ اَلرَّحیم
اِنّا اَنْزَلْناهُ فی لَیْلَه الْقَدرِ - وَ ما اَدرئکَ ما لَیْلَه القَدر - لَیلَةُ القَدرِ خَیُر مِنَ اَلْفِ شَهرٍ - تَنَزَّلُ المَلائِکَة و الرَّوحُ فیها بِاذْنِ رَبِّهمِ مِنْ کُلِّ اَمْرٍ – سَلامَ هِیَ حَتی مَطْلَعِ الفَجْرِ

به راستی بر اولاد آدم چه گذشته است و سرنوشتش جز شور عشقی تابناک چه بوده است که ملائکه مشتاق و شیفته به دل خاک فرود می‎آیند و دیدگان خویش را منور می‎کنند به دیدن انسان.
و در این شب پلی از فرشتگان از دل آسمان به زمین بسته می‎شود و همه زائر یک نگاه.
مشتاق زیارت انسان.
این انسان کیست که این چنین ملک را به شیفتگی کشانده است و دلِ کائنات را در مسخ عشق خویش نشانده است؟
وَ ما اَدْرئکَ ما لَیْلَةُ الْقَدْر
و تو چه می‎دانی که شب قدر چیست؟

از متن کتاب
نقل قول  
یا بقیه الله

بگذار برایت از غربت دلگیر زمین بگویم ، از انتظار .
بگذار تا برایت از تنهایی آدم (ع) بگویم که در جستجوی بهشت گمشده ی خویش به انتظار تو نشسته است .
بگذار برایت از انتظار نوح (ع) بگویم که همچنان در کشتی نام تو را می خواند که ساحل نجات جز در پناه حکومت جهانی تو نیست .
بگذار برایت از ابراهیم (ع) بگویم که بت ها را شکسته بود و تبر را در انتظار جهانی بی شرک و توحیدی در سایه حکومت عدل تو به گردن بت بزرگ آویخت .
و سلیمان (ع) در انتظار است تا حشمت سلیمانی تو را ببیند .
و داود (ع) در انتظار توست که نغمه ی داودی از دل برکشی که جهان و هر چه در آن است با تو هم آوا و هم ناله شوند .
و یحیی (ع) در محراب به انتظار تو نشسته است .
و یوسف (ع) در آئینه ی خیال تصویر دلربای تو را می بیند .
و یونس (ع) چشم براه توست .
و صالح (ع) نیز .
و موسی (ع) در انتظار تو در کوه طور به میقات رفته است .
و مسیح (ع) در عروج آسمان در انتظار توست .
و مریم (س) نیز .
و پیامبر (ص) نیز چشم براه آخرین فرزند مطهر فاطمه (س) است .
بگذار از کربلا هیچ نگویم که من زبان سخن ندارم ..................
...........
نقل قول  
یا مهدی (ع)
ققنوس خسته است و دل درد مندش بدنبال بهار جاودان یک نگاه تو .
کاش بگذاری که سر بر قدوم مقدست بگذارد و زار بگرید .
او مسافر هزار هزار قرن سخت و سنگی زمین است .
او مسافر هزاران هزار لیله القدر است .
و ققنوس اینک با امام خویش به عشق زمزمه می کند و از انتظار می گوید :
........................

السلام علیک یا صاحب الزمان
یا بقیه الله
نقل قول  
به راستی کدام آسمان چون جان شیعه این چنین نورانی و زیباست .
و کدام سرزمین این چنین سبز .
سرزمین اهورائی جان شیعه از بهشت سبزتر است .
شیعه مدینه را دارد .
شیعه دل به عشق سپرده است و جان بر سر این عشق می گذارد .
شیعه با عشق زندگی می کند و در عشق می میرد .
شیعه انتظار را می شناسد .
شیعه در باور بهار به انتظار صبح نشسته است .
الیس الصبح بقریب ؟
آیا صبح نزدیک نیست ؟

السلام علیک یا بقیه الله
نقل قول  
soheiliakbar
Member
بقدری این کتاب با احساس و پرشور است که نوشتن تقریظ هم بر آن دشوار است، پر از ایمان ، ادب در گفتار،عاشقانه، پراز فروتنی و لابه به درگاه خداوندگار، پر از عطوفت و مهر
ورزی در قالب کلماتی بسیار زیبا و دلنشین است، خواندن این کتاب حتی سنگدلان را به تامل وامیدارد، با خواندن این کتاب خود را در باغی مصفا با گل واژه های رنگین و معطر بر
شاخه های ظریف احساسات رقیق در کنار نهر های معانی و فلسفه ی وجود انسان و انسانیت خواهی یافت،دست مریزاد حزین، اما محزون مباش که واقعاً خوش نظری خوش
نظر، از درگاه پروردگار عالمیان آرزو می می کنم همیشه خوش و خوش نظر باشی، و همیشه این کلام الهی را نیز فراموش نکن؛ «فاستقم کما امرت و من تاب معک و لا تطغوا»

نقل قول  

درج دیدگاه مختص اعضا است! برای ورود به حساب خود اینجا و برای عضویت اینجا کلیک کنید.


Powered by You