رسته‌ها
حسرت
امتیاز دهید
5 / 4.6
با 31 رای
نویسنده:
امتیاز دهید
5 / 4.6
با 31 رای
.
"حسرت" عنوان دفتر دوم میراژ(امیر امیری) است که در اوایل سال 92، پس از دفتر " تو را دوست دارم اما..." جمع آوری شده است.
این دفتر با افتخار به شما دوستان کتابناکی تقدیم میگردد.
Lorem ipsum dolor sit amet, consectetur adipiscing elit.
lunatic boy
آپلود شده توسط: lunatic boy
۱۳۹۲/۱۰/۰۸
اطلاعات نسخه الکترونیکی
تعداد صفحات:
23
فرمت:
PDF

کتاب‌های مرتبط

درج دیدگاه مختص اعضا است! برای ورود به حساب خود اینجا و برای عضویت اینجا کلیک کنید.

دیدگاه‌های کتاب الکترونیکی حسرت

تعداد دیدگاه‌ها:
27
دلمون هر وقت خواست به اهلش گفتیم که خوب نیستیم... اما از یه جایی به بعد اهلش دیگه گیر نیومد... ساعت 00:00 غم هات بیدار میشن، ساعت 01:00 دردهات به خودشون میان، ساعت 02:00 رنج جای خودشو لابلای افکارت باز می کنه، ساعت 03:00 دلهره ی تنها موندن آدمو کرخت می کنه، ساعت 04:00 سه چهار قطره اشک خوابت می کنه، ساعت 05:00 اما صدای آلارم گوشی... موقعِ پوشیدنِ لبخند، یادت می مونه اشک ها و دردها رو تو خونه جا بذاری؛ غمت رو اما پشت لبخندت پنهان می کنی... موقع قدم زدن حواستو پرت می کنی که متوجه نشی علاقه ات رو به چیزهایی که قبلا دوست داشتی از دست دادی... این اصلا غم زدگی نیست... شاید این تعهد به مالیخولیای ابدی ست، جایی که حداقل هرگز امیدی رو از دست نخواهی داد... میراژ _ شاید همین روزها، شاید هم هرگز
[quote='سئورا شانل']نقل قول از lunatic boy:"پاییزای قصه ی ما یه عمره طولانی شده حال و هوای عاشقا یه خرده بارانی شده دل آسمون گرفته ، رو کوه ها هم برف داره اون که دلش شکسته یه بغض پراز حرف داره..." چه تلخ سخن میگوید با آدم این جای خالی ات... و زمان چه بی رحمانه خاموش میشود! زمستان خانه را در آغوش گرفته... و بوی عطرت تنم را به آتش میکشاند! چه کرده ای با من که اینگونه بی خواب شده ام؟ تو که نیستی ، سایه هم دیگر به من سر نمیزند! و این عشق است ، فراتر از تنهایی... مریم.ت[/quote] یا رب این آتش که در جان من است سرد کن زان سان که کردی بر خلیل پای ما لنگ است و منزل بس دراز دست ما کوتاه و خرما بر نخیل
[quote='lunatic boy']"پاییزای قصه ی ما یه عمره طولانی شده حال و هوای عاشقا یه خرده بارانی شده دل آسمون گرفته ، رو کوه ها هم برف داره اون که دلش شکسته یه بغض پراز حرف داره..."[/quote] چه تلخ سخن میگوید با آدم این جای خالی ات... و زمان چه بی رحمانه خاموش میشود! زمستان خانه را در آغوش گرفته... و بوی عطرت تنم را به آتش میکشاند! چه کرده ای با من که اینگونه بی خواب شده ام؟ تو که نیستی ، سایه هم دیگر به من سر نمیزند! و این عشق است ، فراتر از تنهایی... مریم.ت
[quote='lunatic boy']نقل قول از hanieh:نقل قول از lunatic boy:Salam مدیر محترم کتابناک، کتاب جابه جا شده و به جای کتاب بنده، کتابی از آقای ایمانی اما با عنوانی مشابه آپلود شده. لطفا اقدام فرمایید. کتاب را مجددا آپلود بفرمایید. با سلام و احترام، کتاب طبق فرموده مجددا بارگزاری شد اما تغییری از جانب کتابناک حاصل نشد. لطفا بررسی نمایید. با تشکر[/quote] جایگزین شد.
[quote='hanieh']نقل قول از lunatic boy:Salam مدیر محترم کتابناک، کتاب جابه جا شده و به جای کتاب بنده، کتابی از آقای ایمانی اما با عنوانی مشابه آپلود شده. لطفا اقدام فرمایید. کتاب را مجددا آپلود بفرمایید.[/quote] با سلام و احترام، کتاب طبق فرموده مجددا بارگزاری شد اما تغییری از جانب کتابناک حاصل نشد. لطفا بررسی نمایید. با تشکر
[quote='lunatic boy']Salam مدیر محترم کتابناک، کتاب جابه جا شده و به جای کتاب بنده، کتابی از آقای ایمانی اما با عنوانی مشابه آپلود شده. لطفا اقدام فرمایید.[/quote] کتاب را مجددا آپلود بفرمایید.
Salam مدیر محترم کتابناک، کتاب جابه جا شده و به جای کتاب بنده، کتابی از آقای ایمانی اما با عنوانی مشابه آپلود شده. لطفا اقدام فرمایید.
"پاییزای قصه ی ما یه عمره طولانی شده حال و هوای عاشقا یه خرده بارانی شده دل آسمون گرفته ، رو کوه ها هم برف داره اون که دلش شکسته یه بغض پراز حرف داره..."
من بی تو یک بوسه ی فراموش شده ام؛ یک شعر پر از غلط؛ یک پرنده ی بی آسمان؛ یک نسیم سرگردان؛ یک رویای نا تمام روز عشق مبارک:x
PDF
2 مگابایت
افزودن نسخه جدید
انتخاب فایل
comment_comments_for_the_file
کاربر گرامی!
امکان خرید اشتراک از خارج کشور ایران، با استفاده از حساب پی‌پال فراهم شده است.