Hiweb

نسخه ها
PDF
حجم: 11 مگابایت
دریافت ها:
تعداد صفحات: 605
4.6 / 5
با 78 رای
امتیاز دهید
5 4 3 2 1

دانلود
دیدگاه‌ها: 6
۱۳۹۲/۰۹/۲۹


پاسخنگارش دیدگاه
laleargavan
Member
مثال لاله فتادم به گوشه چمنی/ جهان او دگراست وجهان من دگر است
علامه اقبال
نقل قول  
mosafer 17
Member
گمان مبر که به پایان رسید کار مغان


هزار بادهٔ ناخورده در رگ تاک است



چمن خوش است ولیکن چو غنچه نتوان زیست


قبای زندگیش از دم صبا چاک است



اگر ز رمز حیات آگهی مجوی و مگیر


دلی که از خلش خار آرزو پاک است



به خود خزیده و محکم چو کوهساران زی


چو خش مزی که هوا تیز و شعله بی‌باک است
نقل قول  
vasekara
Member
فلسفه ی جناب اقبال موسوم و معروف است به فلسفه ی خودی.

آن چه به عنوان خودی و بیخودی از ایشا برجا مانده رساله ای است در خودشناسی

شناخت تقابل واقعی میان فرهنگ شرق و غرب و درنغلطیدن در تعارفات لومپنی و عوام پسند و جاهل فریب از هنرهای این فیلسوف مسلمان پاکستانی است.

شعرهای ایشان تحت عنوان اسرار خودی و رموز بیخودی خواندنی است.
حتما دوستان بخوانند.

مطمئنا لذت خواهند برد.
نقل قول  
lleila
Member
در نهاد ما تب و تاب از دل است
خاک را بیداری و خواب از دل است
تن ز مرگ دل دگرگون می شود
در مساماتش عرق خون میشود
از فساد دل بدن هیچ است هیچ
دیدہ بر دل بند و جز بر دل مپیچ
آسیا یک پیکر آب و گل است
ملت افغان در آن پیکر دل است
از فساد او فساد آسیا
در گشاد او گشاد آسیا
تا دل آزاد است آزاد است تن
ورنہ کاہی در رہ باد است تن
همچو تن پابند آئین است دل
مردہ از کین زندہ از دین است دل
...
نقل قول  
lleila
Member
آدمی اندر جهان هفت رنگ
هر زمان گرم فغان مانند چنگ
آرزوی هم نفس می سوزدش
ناله های دل نواز آموزدش
لیکن این عالم که از آب و گل است
کی توان گفتن که دارای دل است
بحر و دشت و کوه و که خاموش و کر
آسمان و مهر و مه خاموش و کر
گرچه بر گردون هجوم اختر است
هر یکی از دیگری تنها تر است
هر یکی مانند ، بیچاره ایست
در فضای نیلگون آواره ایست
کاروان برگ سفر ناکرده ساز
بیکران افلاک و شب ها دیر یاز
این جهان صید است و صیادیم ما
یا اسیر رفته از یادیم ما....
نقل قول  
siderella
Member
مثـل آئــیـنہ مشــو محــو جــمال دگــران

از دل و دیـــدہ فرو شـــوی خـیــال دگران

آتش از نـــالہ مــرغــان حـرم گیر و بـسوز

آشـــیـانــی کہ نـــهادی بہ نـــهال دگران

در جهان بـــال و پــر خویش گشودن آموز

کـــہ پـــریــدن نــــتـوان با پـر و بـال دگران

مرد آزادم و آن گــــونــــہ غـــیـورم کـہ مرا

مــــی تـــوان کشت بیک جـام زلال دگران

ایکہ نــــزدیـــک تــر از جـانی و پنهان ز نگہ

هــــجــر تـــو خــوشتـرم آید ز وصال دگران-اقبال لاهوری



نقل قول  

درج دیدگاه مختص اعضا است! برای ورود به حساب خود اینجا و برای عضویت اینجا کلیک کنید.


Powered by You