رسته‌ها
آسان بگیر
امتیاز دهید
5 / 4.5
با 697 رای
امتیاز دهید
5 / 4.5
با 697 رای
.
اشو مردی است که در زمان حیاتش بسیاری از جامعه شناسان او را خطرناکترین مرد پس از مسیح برشمردند و از بسیاری از کشور ها به دلیل تهمت های واهی و ناروا اخراج شد زیرا که حرف او باب طبع سیاستمداران و بویژه دولت آمریکا نبود و آنها او را خطری جدی برای خود می دیدند......
Lorem ipsum dolor sit amet, consectetur adipiscing elit.
دمیان
آپلود شده توسط: دمیان
۱۳۸۸/۰۸/۰۸
اطلاعات نسخه الکترونیکی
تعداد صفحات:
270
فرمت:
PDF

کتاب‌های مرتبط

درج دیدگاه مختص اعضا است! برای ورود به حساب خود اینجا و برای عضویت اینجا کلیک کنید.

دیدگاه‌های کتاب الکترونیکی آسان بگیر

تعداد دیدگاه‌ها:
66
یک روز من سخنرانی ای از کریشنا مورتی را می خواندم. او می گوید به دیدن رامانا ماهارشی رفت. او جذاب نبود، زیرا داشت سبزی خرد می کرد. بله، رامانا ماهارشی مردی آن گونه بود، خیلی معمولی. سبزی خرد می کرد! کریشنا مورتی باید می رفت کسی فوق العاده را ببیند که بر صندلی طلایی یا چیزی مثل آن نشسته است. و روزی دیگر رفت و او را در حال جوک خواندن دید. برای همیشه تمام شد! این مرد هیچ چیز نمی داند. خیلی معمولی است. کریشنا آشرام را ترک کرد؛ آن ارزشش را نداشت. اما می خوام به شما بگویم که: این مرد، رامانا ماهارشی، یکی از بزرگترین بوداهایی است که تا کنون در جهان متولد شده است. بوداگونگی او در عمل بود! کریشنا مورتی نمی توانست معمولی بودن را درک کند و زیبایی و وقار آن را ببیند. حکیم واقعی، نفسی ندارد. او یک انسان معمولی است. کاملا معمولی است...نا فوق العاده است!!
شنیدم پدری سوار بر الاغ در راه خانه- مشغول نصیحت کردن پسرش بود.پدر شروع ب صحبت کردن در مورد دنیا و راه و رسم زندگی در ان بود و ب امید اینکه پسرش با توجه کامل ب او گوش خواهد داد.پدر بعد از ساعتی ک برای پسرش صحبت کرد و تقریبا خسته شده بود رو ب پسرش کرد و گفت: پسر عزیزم از این صحبت های من چ نتیجه ای گرفتی؟ . . پسر ک اصلا حتی ب یک کلام از پدر گوش نداده بود گفت:پدر من جایه پاهای الاغ را شمردم و تقریبا نزدیک ب ده هزار جایه ثُم میشد. ایا ب نظرت بیشتر است پدر؟;-)
با همه اینا ارزش حرف خدا بیشتره یا بنده خدا؟
بعضی ها واقعا چه نادان هستند .....و تنها وراج های بی ارزش خوبی هستند
یک زن واقعا باهوش درک خواهد کرد که یک زن خانه دار بودن و بزرگ کردن بچه ها و پختن غذا ننگ نیست.آنها وظیفه ای را انجام می دهند که اهمیت زیادی را برای کل جامعه دارد و کس دیگری نمی تواند آن نقش را ایفا کند.مردان مسلما نمی توانند.زنان به همان دلیلی که از لحاظ جسمانی با مردان متفاوتند وظایف متفاوتی هم در یک جامعه متوازن با مردان دارند. این قانون طبیعت است.چه موافقش باشیم و چه مخالف.این ننگ نیست که یک زن بخواهد که زن باشد.همه باید این را درک کنند حتی طرفداران حال بهم زن حقوق زنان. زنان واقعی برای من همسو با مردان هستند همان زنهایی که به آنها عشق میورزم و احترام می گذارم.ولی زنان مدرن را منزجر کننده و شبیه انسانهای اولیه و حیوانهای آشفته ای می بینم که در بهترین وجه انساهای ناقصی هستند.آنهایی هم که فکر می کنند من ضد زنان هستم و فقط زنان مدرن را اینجا نقد می کنم به کلی اشتباه می کنند چون این حرفهای من حمله به زنان مدرن نیست بلکه حمله به دنیای مدرن هست.البته مردان مدرن نیز وضعیت بهتری ندارند آنها باید شکر گزار باشند که هنوز به کما نرفته اند.در واقع اگر بخواهم صادق باشم بشریت امروزه فاسد شده نه فقط زنان مدرن.
زنان از دیدگاه وارگ ویکرنس زنها تشابهات و تفاوت هایی را در مقایسه با مردها دارند و باید متفاوت از مردها رفتار کنند و هدفهای متفاوتی در زندگی داشته باشند.به نظر من دیدگاه سنتی درباره زنان بسیار مثبت تر است و این را هم اضافه کنم که منظورم از دیدگاه سنتی آن دیدگاهی هست که در عهد باستان نسبت به زنان و مردان وجود داشت.اگر می پرسید چرا؟ باید بگویم پاسخ دادن به این سئوال کمی برایم سخت است.چون من فقط حرفهای مثبت دارم که در رابطه با زنان دوران باستان بیان کنم ولی در عوض هیچ حرف مثبتی ندارم که در رابطه با زنان مدرن امروزی بیان کنم.پس من از کجا شروع کنم؟ اگر بخواهیم ابتدا از زن مدرن شروع کنیم به نظرم غم انگیز است که ببینیم فرهنگ زن مدرن معیوب چگونه شکل گرفته است.امروزه نقش مادر به کلی از بین رفته و عنوان یک «زن خانه دار» نوعی دشنام و توهین نسبت به زنان به شمار می رود.به نظرم آنها امروزه برده مردها شده اند.در عوض زنان دنبال تحصیل می روند(معمولا هم یه مشت مزخرفات نظری میخوانند) و به بهترین شکل ممکن تلاش میکنند تا شبیه مردها شوند.مثل مردها کار کنند، لباس بپوشند و حتی فکر کنند. یک زن آمریکایی که با من دوست بود می گفت: «احتمال زیادی دارد که یک زن آمریکایی با مشت بزند توی صورتت اگر به جای سکس از او بخواهی که برایت شام درست کند!».به نظرتان آزادی های اعطا شده به زنان باعث نشده است که زنها ویژگی های مثبت زنانه را با ویژگی های منفی مردانه عوض کنند؟ """نظر من: با تربیت دختران و زنان میشه تا حدودی جلوی این افسارگسیختگی هرز رو گرفت گرچه زمان بسیار زیادی لازم داره!"""" من مردان نروژی زیادی را دیده ام که دوست دخترانی دارند که هرگز در عمرشان یک شربت یا نیمرو هم درست نکرده اند و آن مردان هم هیچ عذابی از بودن با آنها نمی کشند چون که فریب زیبایی آنها رو خورده اند.آن زنها هم هیچ قابلیت دیگری جز زیباییشان ندارند و بعد از مدتی که زیبایی خود را از دست بدهند محکومند که شوهرانشان را هم از دست بدهند. زنان مدرن نه مایل به آشپزی هستند، نه بچه میخواهند و دیگر آن علاقه و شور قدیمی را هم ندارند.آنها احتمالا خیلی خودمختار و قوی نیز هستند تا جایی که روبه همجنسگرایی نیز می آورند و خانواده ای از جنس خودشان می سازند.تنها چیزی که زنان امروزی می توانند به مردها ارائه کنند رابطه جنسی است.در حالی که می توانستند به زنان دوست داشتنی خانه داری تبدیل شوند که غذا می پزند و بچه ها را بزرگ می کنند.آنها ترجیح می دهند که بخشی از پروژه های سکسی و اروتیک مردان باشند. از نظر روحی و روانی نیز زنان امروزی دچار ضعفهایی هستند و همه پولی را که از شغلشان بدست می آورند صرف جراحی های پلاستیک، زیبایی ، لوزام آرایشی و لباس می کنند تا فقط در این مسابقه زیبایی برنده باشند! خب طبیعی هم هست وقتی به جز زیبایی هیچ ویژگی مثبت دیگری برای جذب مردان ندارند باید هم دست به انجام چنین کارهایی بزنند.همه این مسایل ثمره برابر دانستن حقوق زنان و مردان است.نتیجه جامعه ای که در پی آزاد سازی هرچه بیشتر حقوق زنان باشد.
چه کسی مرا "مرشد سکس" نامید...؟ خلسۀ ارگاسم کلمۀ "ارگاسم" (اوج لذت جنسی) کلمۀ زیبایی است.این به سادگی یعنی انرژی الحاق شدۀ دو نفر،در تمامیتی شاد با هم تلاقی می کنند.مرد و زن نیمه هستند،نیمی از یک کل.بنابراین وقتی کل کنار هم می آید ،لذتی عظیم است.ولی بخاطر مذاهب،میلیونها نفر از مردم هرگز اوج لذت جنسی را تجربه نمی کنند. فقط عشق و سکس در تمامیتشان،مقبولند،فقط لذتی سعادتمندانه،می تواند موجب رسیدن به ارگاسم شود. کلمه بسیار زیباست،زیرا به وضعیت مراقبه گون نزدیک تر است،و آن کلمۀ "ارگاسمی" است.آچه که ارگاسمی است جزئی از احساس جنسی نیست،بلکه همۀ کیفیات ارگاسم را دارد. بودا زیر درخت "بودی" خودش نشسته بود،این یک تجربۀ ارگاسمی با کل کائنات است.تمام وجودش همراه باد،همراه خورشید و همراه باران می رقصید. ارگاسم جنسی فقط پنجرۀ کوچکی است که به روی آسمانی فراختر و گسترده تر باز می شود.لازم نیست پشت پنجره بنشینی،تو فقط باید از انرژی جنسی ات ممنون باشی که پنجره را گشوده،ولی بیرون برو،چون تجربه های بسیار بزرگتری منتظرت هستند. بنابراین آنهایی که مرا "مرشد سکس" نامیده اند به سادگی نادان هستند،آنها چنین چیز ساده ای را درک نمی کنند. دوباره تکرار می کنم:من ضد سکس ترین فرد در تمام دنیا میشدم اگر میشنیدم که هرزه نگاری(پورنوگرافی)،همجنسگرایی مردان،همجنسگرایی زنان،و هیچ نوع انحراف جنسی دیگری وجود نخواهد داشت. و شما مرا گوروی سکس می نامید؟! اشو / ترجمه متن کوتاهی از کتاب راه عرفان
جناب izedmehr من درمورد اشو زیاد خوندم اما این شمایید که در مورد دیگر اشخاص هیچی نخوندید و اشو را پسر پیغمبر فرض کردید و اونو قدیس میدونید اما در مورد حقیقت ، حقیقت یعنی این که خودت به خودت شبهه وارد کنی و بمونی توش ؟جوابش با شما. اما حافظ که شما از می و شرابش حرف میزنید این شعرو هم گفته به می سجاده رنگین کن گرت پیر مغان گوید که سالک بی خبر نبود ز راه و رسم منزل ها این دلیل نمیشه که هر جا می وساغر و شراب بود حرف از نجسی باشه
اقای تغییر مسیر هر وقت از خودت چیزی داشتی بیا نظظر بده:!
منم فکر می کنم اشو مرد دیوانه ایی بود البته خودش با کاری که کرد صحه بر دیوانگی خود گذشت و دیگه جای بحثی برای عقلانیت این فرد نمی مونه!!!! اشو کسی بود که وقتی رئیس دانشگاه ازش درخواست کرد که به عنوان استاد در دانشگاه به دانشجویان درس بده جلوی رئیس دانشگاه مدرک خودشو پاره کرد وگفت: دیگه نمی تونم ،چون مدرکی ندارم. شما به این آدم می گید عاقل؟ در حالی که ما کسای داریم که به خاطره همین مدارک، که منزلت اجتماعیشون بالا می بره پول میدن که از دانشگاههای به اصطلاح معتبر جهان مدرک بخرند خب، کدامشان عاقل کدامشان دیوانه اند؟
PDF
1 مگابایت
افزودن نسخه جدید
انتخاب فایل
comment_comments_for_the_file
کاربر گرامی!
امکان خرید اشتراک از خارج کشور ایران، با استفاده از حساب پی‌پال فراهم شده است.