Hiweb

با توجه به وضعیت مالکیت حقوقی این اثر، امکان دانلود آن وجود ندارد. اگر شما صاحب حقوق مادی این کتاب هستید، می‌توانید اجازه نشر رایگان نسخه الکترونیکی آن را به ما بدهید یا آن را از طریق کتابناک به فروش برسانید.
برای اطلاعات بیشتر صفحه «شرایط و قوانین فروش» را مطالعه کنید.

آنی شرلی در گرین گیبلز - جلد اول

.
نسخه تایپی

آنی شرلی دختری کک مکی است که موهای سرخی دارد و در یتیم خانه بزرگ شده است. او باهوش است ، قوه ی تخیل بی حد و مرزی و با امید و پشتکار و مهربانی های ساده اش، سعی می کند زندگی جدیدی را آغاز کند. هر چند برای ورود به این دنیای تازه باید سختی های بسیاری را پشت سر بگذارد، ولی آینده در نظرش آن قدر زیبا و امید بخش است که برای رسیدن به آن، با هر مشکلی کنار می آید و با هر شرایطی سازگار می شود .

حق تکثیر: ‏‫تهران‬‏‫: قدیانی‬‏‫، ۱۳۸۶
چاپ هفتم: ۱۳۹۲.

» کتابناکهای مرتبط:
The Sky is Falling
طلا
عارضه آناستازیا

نسخه ها
4.5 / 5
با 52 رای
امتیاز دهید
5 4 3 2 1


دیدگاه‌ها: 25
۱۳۹۲/۰۷/۱۶


پاسخنگارش دیدگاه
وقتی اول دبستان بودم معلمم رو دعوت کردم خونمون.
خانم میم خونه شو اجاره میداد به معلما.
آنه! خانم میم مرد.
این یعنی اونروزا رفته که دیگه نیاد.
نقل قول  
negarhaloo
Member
سلام میشه بقیه جلدای آنی شرلی رو هم بذارید؟؟؟
نقل قول  
fatemej12
Member
برای
دانلود چیکار کنم
نقل قول  
لوسی می
Member
پس از اینکه مادربزرگش در ماه مارس۱۹۱۱ از دنیا رفت ، مونتگمری با کشیش ایوان مک دونالد که به طور مخفیانه از سال ۱۹۰۶ با هم نامزد بودند ازدواج کرد و به اونتاریو رفت .مونتگمری سه فرزند به دنیا آورد : چستر(۱۹۱۲) هیو (۱۹۱۴ که مرده به دنیا آمد) و استوارت (۱۹۱۵).

مونتگمری زن حساس و باهوشی بود که عمیقا از اتفاقاتی که برای خودش و یا در دنیا رخ می داد ، متاثر می شد . او در دفتر خاطراتش ، دردی را که از به دنیا آوردن فرزند مرده اش متحمل شده بود و ترس از جنگ جهانی اول و مرگ پسرخاله عزیزش " فرد کمپبل" و رنج همسرش از مالیخولیای مذهبی را بیان کرده است . اما علیرغم تمام این مشکلات ، او به نوشتن و بیان عشق به زندگی ، طبیعت و زیبایی در داستانها و دفتر خاطراتش ادامه می داد .

وقتی همسرش در سال ۱۹۳۵ از کشیشی انصراف داد ، به تورنتو رفتند تا نزدیک پسرانشان باشند . لوسی مود مونتگمری مک دونالد در ۲۴ آوریل۱۹۴۲ در اونتاریو از دنیا رفت و در قبرستانی نزدیک خانه قدیمی اش در جزیره رویایی پرنس ادوارد به خاک سپرده شد .مونتگمری که تقریبا تمام داستان هایش در جزیره پرنس ادوارد می گذرد ، این جزیره را با توصیفات بی نظیرش از طبیعت ، زندگی و مردم آنجا جاودان کرده است . هر سال صدها هزار نفر تحت تاثیر روشی که او از زندگی در داستانهایش به تصویر کشیده بود ، به پرنس ادوارد می روند تا این جزیره زیبا و رویایی را از نزدیک ببینند .

زندگی قشنگی داشت با همه فرازها و فرودهاش


نقل قول  
لوسی می
Member
مونتگمری که تنها همراه پدربزرگ و مادربزرگش زندگی می کرد ، به تخیلات و طبیعت و کتابها و مخصوصا نوشتن خو گرفت و وقتی که فقط نه سال داشت ، شعر می سرود . وی همچنین مدتی را با خاله اش آنی کمپبل و دایی اش جان و خانواده هایشان گذراند و به دیدن پدربزرگ پدری اش ، سناتور دونالد مونتگمری که در نزدیکی کمپبل ها زندگی می کرد می رفت . یک سال نزد پدر و نامادریش در جزیره پرنس آلبرت بود و در همان زمان برای اولین بار ، شعری را در روزنامه پاتریوت به چاپ رساند . ظرف یک سال (۱۸۹۲) دوره آموزگاری را در کالج پرنس ولز گذراند و در سه مدرسه جزیره تدریس کرد .یک سال از تدریس دست کشید تا دروس منتخب در ادبیات انگلیسی را در دانشگاه دال هاوس هالیفاکس بخواند و یکی از معدود زنان عصر خود شود که جویای تحصیلات عالی بودند .

در دوره اقامتش در دال هاوس بود که اولین دستمزدش را برای نوشتن دریافت کرد . در سال ۱۸۹۸ پدربزرگش به طور ناگهانی درگذشت و او نزد مادربزرگش رفت تا از او مراقبت کند . طی سیزده سالی که با مادربزرگش زندگی می کرد ، به نوشتن و فرستادن شعرها و داستانها و رمانهایش به مجله های کانادایی و بریتانیایی و امریکایی ادامه داد .

در سال ۱۹۰۵ اولین و معروف ترین رمانش یعنی " آنی در گرین گیبلز" را نوشت و دستنوشته اش را به چندین ناشر داد اما پس از چنرین بار رد شدن ، آن را کنار گذاشت . در سال ۱۹۰۷ دست نوشته اش را پیدا کرد و دوباره خواند و تصمیم گرفت چاپش کند . شرکت پیج بوستون کتاب را پذیرفت و به چاپ رساند . کتاب که خیلی زود به فروش بالایی رسید ، سرآغاز موفقیت او به عنوان یک رمان نویس بود .

نقل قول  
لوسی می
Member

ال ام مونتگمری در تاریخ ۳۰نوامبر۱۸۷۴ در کلیفتون واقع در جزیره پرنس ادوارد به دنیا آمد . پدر و مادرش، هیو جان مونتگمری و کلارا وولنر مک نیل نام داشتند . وقتی لوسی مود مونتگمری بیست و یک ماهه بود ، مادرش بر اثر بیماری سل درگذشت . پدرش او را به خانواده مادری اش ، یعنی الکساندر و لوسی وولنر مک نیل سپرد و به غرب کانادا رفت و در جزیره پرنس آلبرت ساکن شد و مجددا ازدواج کرد .
نقل قول  
لوسی می
Member

کارتونش از فیلمش قشنگ تر بود.
نقل قول  
لوسی می
Member

آن شرلی با اون کله هویجی اش ، عاشقش بودم
نقل قول  
hasti amiri
Member
قلب تو هرجا باشد گنج تو هم همان است

"پائولو کوئیلیو"


نقل قول  
hasti amiri
Member
آنه عزیزم ..

روزگارت سخت بود ..

روزگارم سخت است ..

رویا پرداز بودی ..

منم رویا پردازم ..

زیاد سخن می گفتی ..

زیاد سخن می گویم اما نه با هرکس ..

حرف های دلت را می نوشتی ..

منم حرف های دلم را می نویسم ..
.
.
در خاطرات کودکیم تو نقش آفرینی ها کردی ..

ومن با تو بزرگ شدم ..

نقل قول  

درج دیدگاه مختص اعضا است! برای ورود به حساب خود اینجا و برای عضویت اینجا کلیک کنید.


Powered by You