Hiweb

با توجه به وضعیت مالکیت حقوقی این اثر، امکان دانلود آن وجود ندارد. اگر شما نسبت به این اثر محق هستید می‌توانید اجازه نشر الکترونیکی تمام یا بخشی از آن را به ما بدهید و یا آنرا از طریق کتابناک به فروش برسانید.
برای اطلاعات بیشتر صفحه «قوانین» و «فروش کتاب الکترونیکی» را مطالعه کنید.

حکومت ولایی

نویسنده:
“ولایت‌”“ یکی‌ از مفاهیم‌ اساسی‌ مرحله‌ دوم‌ سیر تط‌ور اندیشه‌ سیاسی‌ شیعه‌ در عصر غیبت‌ است‌ که‌ پس‌ از استقرار جمهوری‌ اسلامی‌ در ایران‌ دوباره‌ مط‌رح‌ شده‌ و به‌ شکل‌ رو به‌ تزایدی‌ توسعه‌ یافت‌.“ولایت‌” یکی‌ از ارکان‌ چهارگانه‌ نظ‌ریه‌ رسمی‌ “ولایت‌ انتصابی‌ مط‌لقه‌ فقیه‌” و سه‌ نظریه‌ دیگر مبتنی‌ بر مشروعیت‌ الهی‌ بلاواسط‌ه‌ ربانی‌ سالاری‌ است‌.ولایت‌ نوعی‌ رابطه‌ بین‌ زمامدار و مردم‌ است‌.حکومتی‌ که‌ رابطه‌ خود با مردم‌ را براساس‌ ولایت‌ پایه‌گذاری‌ کرده‌ “حکومت‌ ولایی‌” نامیده‌ می‌شود.کتاب‌ “حکومت‌ ولایی‌” عهده‌دار تشریح‌، تبیین‌ و توضیح‌ ابعاد مختلف‌ تصوری‌ و تصدیقی‌ “حکومت‌ ولایی‌” و ولایت‌ فقیه‌ براساس‌ منابع‌ دست‌ اول‌ و معتبر فقهی‌ به‌ روش‌ تحلیل‌ انتقادی‌ است. بخش‌ اول‌ کتاب‌ به‌ بررسی‌ مبادی‌ تصوری‌ ولایت‌ اختصاص‌ دارد.نویسنده‌ پس‌ از توضیح‌ معنای‌ لغوی‌ ولایت‌ به‌ تفصیل‌ به‌ تمایز سه‌ نوع‌ ولایت‌ عرفانی‌، کلامی‌ و فقهی‌ می‌پردازد، و پس از‌ به‌ ریشه‌یابی‌ ولایت‌ در قرآن‌ و سنت‌ نتیجه‌ می‌گیرد که‌ مراد از ولایت‌ در حکومت‌ ولایی “ولایت‌ شرعی‌” است‌.ولایت‌ شرعی‌ یا فقهی‌ یعنی‌ اولویت‌، تصدی‌، تصرف‌ و قیام‌ به‌ شئون‌ غیر .با مقایسه‌ اقسام‌ ولایت‌ شرعی‌ در ابواب‌ مختلف‌ فقهی‌، ارکان‌ و لوازم‌ ولایت‌ بدست‌ می‌آیند.در حکومت‌ ولایی‌، جاعل‌ ولایت‌ شارع‌ مقدس‌ است‌، فقیهان‌ عادل‌ اولیا،و توده‌ مردم‌ مولی‌ علیهم‌ و حوزه‌ ولایت‌ امور عمومی‌ است‌.در حوزه‌ ولایت‌ یعنی‌ امور عمومی‌، عدم‌ تساوی‌ برقرار است‌.فقیهان‌ در تدبیر امور سیاسی‌ دارای‌ امتیاز، توانمندی‌ و قابلیت‌ شرعی‌ هستند.حال‌ آنکه‌ مردم‌ در تمامی‌ مسائل‌ اجتماعی‌، شئون‌ سیاسی‌ و امور عمومی‌ بویژه‌ در مسائل‌ کلان‌ و ترسیم‌خطوط کلی آن‌ ناتوان‌ از تصدی‌، فاقد اهلیت در تدبیر و محتاج‌ سرپرست‌ شرعی‌ هستند.مردم‌ به‌عنوان‌ مولی‌ علیهم‌ نه‌ در نصب‌ و عزل‌ ولی‌ فقیه‌ حق‌ دخالت‌ دارند، نه‌ در اعمال‌ ولایت‌ وی‌.معیار تصمیم‌گیری‌ در حوزه‌ عمومی‌ نظر ولی‌فقیه‌ است‌ .فقیه‌ ولی‌ بر مردم‌ است‌ نه‌ وکیل‌ از سوی‌ مردم‌.لذا موظف‌ نیست‌، همانند وکیل‌ نظ‌ر موکلین‌ خود را در اداره‌ جامعه‌ رعایت‌ کند.هر نوع‌ تصرف‌ مردم‌ در حوزه‌ عمومی‌ تنها وقتی‌ مشروع‌ است‌ که‌ یا با اذن‌ قبلی‌ ولی‌ فقیه‌ یا با تنفیذ و امضای‌ بعدی‌ وی ‌ همراه‌ باشد.مشروعیت‌ تمامی‌ نهادهای‌ عمومی‌ از ط‌ریق‌ انتساب‌ آنها به‌ ولی‌ فقیه‌ تامین‌ می‌شود، به‌ دو ط‌ریق‌ یکی‌ اینکه‌ مسئولین‌ نهادهای‌ عمومی‌ منصوبین‌ ولی‌فقیه‌ باشند و دیگر آنکه‌ نظ‌ارت‌ استصوابی‌ نمایندگان‌ ولی‌فقیه‌ در کلیه‌ نهادهای‌ عمومی‌ شرط‌ مشروعیت‌ آن‌ نهادهاست‌.مهمترین‌ وظیفه‌ شرعی‌ مردم‌ در برابر ولی‌ فقیه‌، اط‌اعت‌ و تبعیت‌ از اوامر و نواهی‌ او است‌.ولایت‌ فقیه‌ بر مردم‌ قهری‌ است‌ نه‌ اختیاری‌، دائمی‌ و مادام‌العمر است‌ نه‌ موقت‌ و ادواری‌.این‌ ولایت‌ همه‌ مردم‌ جهان‌ را شامل‌ می‌شود و محدود به‌ مرزهای‌ جغرافیایی‌ نیست‌.ولایت‌ فقیه‌ عقد نیست‌ تا با شرط‌ ضمن‌ عقد مقید به‌ شرایطی از قبیل‌ التزام‌ به‌ قانون‌ اساسی‌ شود.تمامی‌ شئون‌ مردم‌ در حوزه‌ امور عمومی‌ تحت‌ ولایت‌ شرعی‌ فقها قرار دارد.ولی‌ فقیه‌ منصوب‌ شارع‌ است‌ و نمی‌تواند از سوی‌ مردم‌ انتخاب‌ شود. ولایت‌ بر مردم‌، مقامی‌ مقدس‌ است‌ در ادامه‌ نویسنده‌ به‌ ریشه یابی نحوه‌ و زمان‌ ورود ولایت‌ به‌ فضای‌ عمومی‌ جامعه‌ می‌پردازد و نتیجه‌ می‌گیرد” جمهوری‌ اسلامی‌” آنگونه‌ که‌ امام‌خمینی‌ ره‌ و استادمطهری‌ به‌ مردم‌ معرفی‌ کردند و مردم‌ در رفراندم‌ تاریخی‌ فروردین۵۸ به‌ آن‌ رای‌ مثبت‌ دادند حکومتی‌ بود متکی‌ بر ضوابط‌ اسلامی‌، مبتنی‌ برآرا اکثریت‌ مردم‌، جمهوریی‌ مثل‌ سایر جمهوری‌ها، به‌ همان‌ معنا که‌ همه‌ جا جمهوری‌ است‌ و وظیفه‌ علمای‌ اسلامی‌ در آن‌ نظ‌ارت‌ بر قوانین‌ بوده و ‌، روحانیت‌ نقش‌ ارشاد و هدایت‌ دولت‌ را بر عهده‌ دارد‌. امام‌ در طول‌ نهضت‌ اسلامی‌ ۵۷ـ۵۶ در ضمن بیانات عمومی خودحتی‌ یک‌بار هم‌ در معرفی‌ جمهوری‌ اسلامی‌، از ولایت‌ فقیه‌ سخنی‌ به‌ میان‌ نیاوردند. ولایت‌ فقیه‌ تا نیمه‌ سال‌ ۵۸ از اصول‌ جمهوری‌ اسلامی‌ و مط‌البات‌ مردم‌ در انقلاب‌ اسلامی‌ به‌ حساب‌ نمی‌آمد در واپسین‌ فصل‌ بخش‌ اول‌ در نسبت‌ ولایت‌ و جمهوریت‌ بحث‌ شده‌ و پاسخگویی‌ به‌ این‌ پرسش‌ اساسی‌ مد نظر قرار گرفته‌ است‌ آیا ولایت‌ فقیه‌ با جمهوری‌ اسلامی‌ سازگار است‌؟ نویسنده‌ پس‌ از بیان‌ ذاتیات‌ ولایت‌ و ذاتیاتجمهوریت‌، حکومت‌ ولایی‌ را با حکومت‌ جمهوری‌ در ده‌ محور متنافی‌ یافته‌ است‌. این‌ محورها عبارتند از اول ‌: در حکومت‌ جمهوری‌ مردم‌ در حوزه‌ امور عمومی‌ مساوی‌ هستند دوم‌: در حکومت‌ جمهوری‌، شهروندان‌ در حوزه‌ امور عمومی‌ ذی‌حق‌ و رشیدند سوم: در حکومت‌ جمهوری‌، زمامدار وکیل‌ مردم‌ است‌ چهارم: در حکومت‌ جمهوری‌، زمامدار از سوی‌ مردم‌ انتخاب‌ می‌شود پنجم‌: در حکومت‌ جمهوری‌، دوران‌ زمامداری‌ موقت‌ و ادواری‌ می‌باشد ششم : در حکومت‌ جمهوری‌، زمامدار در مقابل‌ مردم‌ مسئول‌ و تحت‌ نظ‌ارت‌ ایشان‌ است‌ هفتم‌: در حکومت‌ جمهوری‌ اختیارات‌ زمامدار مقید به‌ قانون‌ است‌ و مقام‌ فوق‌ قانون‌ معنا ندارد هشتم‌: در حکومت‌ جمهوری‌ فقاهت‌ شرط‌ مدیریت‌ جامعه‌ نیست‌ نهم : حکومت‌ جمهوری‌ معاهده‌ و عقدی‌ است‌ بین‌ زمامدار و شهروندان دهم: در حکومت‌ جمهوری‌ عقل‌ جمعی‌ موکلین‌ مبنای‌ اداره‌ جامعه‌ است‌ و زمامدار موظ‌ف‌ است‌ که‌ خود را با نظ‌ر موکلین‌(مردم) تط‌بیق‌ دهد حالا آنکه‌ حکومت‌ ولایی‌ در هر ده محور یاد شده‌ مقابل‌ حکومت‌ جمهوری‌ است‌.لذا این‌ دو حکومت‌ ـ اگر قرار باشد ضوابط‌ هر دو واقعا (نه‌ لفظ‌ا) پیاده‌ شود، سازگار نیستند، بلکه‌ متعارضند، یا باید واقعا معتقد به‌ ولایت‌ مطلقهشرعی‌ فقیه‌ از جانب‌ خداوند بر مردم‌ بود، یا باید واقعا قائل‌ به‌ انتخاب‌ زمامدار به‌عنوان‌ وکیل‌ مردم‌ بود.جمع‌ این‌ دو چاره‌ای‌ جز تصرف‌ در پاره‌ای‌ از مبانی‌ و ضوابط‌ ولایت‌ فقیه‌ یا جمهوریت‌ ندارد.وی‌ سه‌ راه‌ حل‌ ارائه‌ شده‌ برای‌ جمع‌ حکومت‌ ولایی‌ و حکومت‌ جمهوری‌ را تبیین‌ و نقد می‌کند.
بخش‌ دوم‌ کتاب‌ حکومت‌ ولایی‌ به‌ بررسی‌ ادله‌ و مستندات‌ فقهی‌ ولایت‌ فقیه‌ اختصاص‌ دارد.نویسنده‌ در آغاز خاط‌ر نشان‌ می‌سازد که‌ ولایت‌ فقیه‌ از بدیهیات‌ عقلی‌، ضروریات‌ دین‌ و مذهب‌، ضروریات ‌ فقه‌، اصول‌ مذهب‌ تشیع‌ و مسائل‌ اعتقادی‌ شیعه‌ نیست‌.بلکه‌ از فروع‌ فقهی‌ است‌ و اثبات‌ آن‌ در گرو اقامه‌ ادله‌ اربعه‌ است‌.نویسنده‌ با بررسی‌ اجتهادی‌ تمامی‌ ادله‌ ارائه شده از سوی علمای معتقد به ولایت فقیه (روایات ، آیات‌، اجماع‌ و ادله‌ عقلی‌) نتیجه‌گیری‌ می‌کند که‌ ولایت‌ انتصابی‌ مط‌لقه‌ فقیه‌ در روایات‌ رسول‌اکرم‌(ص‌) و اهل‌ بیت‌(ع) فاقد مستند معتبر است‌.ریشه‌ قرآنی‌ ندارد، امری‌ اجماعی‌ نیست‌، ادله‌ عقلی‌ معتبری‌ ندارد.لذا براساس‌ تحقیقات‌ وی‌ ولایت‌ شرعی‌ فقیه‌ بر مردم‌ فاقد مستند عقلی‌ و نقلی‌ است‌، لذا مورد حوزه‌ عمومی‌، تحت‌ اصل‌ عدم‌ولایت‌ باقی‌ می‌ماند، یعنی‌ فقیهان‌ ولایت‌ شرعی‌ بر مردم‌ ندارند
(از مقدمه نویسنده)

» کتابناکهای مرتبط:
دموکراسی : تعابیر و واقعیات
پوست اندازی: پروندۀ انتخابات ریاست جمهوری ایران، خرداد 88
خبرنویسی مدرن

نسخه ها
3.6 / 5
با 39 رای
امتیاز دهید
5 4 3 2 1


دیدگاه‌ها: 10
۱۳۹۲/۰۷/۱۷


پاسخنگارش دیدگاه
من برای خودم یه متری دارم که افراد منتسب به اپوزوسیون رو با اون اندازه میگیرم.
هرکسی رفت انگلیس پناهنده شد خائنه.
اگر راست میگه بره سوئد یا فنلاند نه اینکه بره انگلیس.
نقل قول  
sangreal90
Member
من خیلی خوشحال میشم اگه کسی یا کسانی یه ده جلد کتاب در باب ولایت فقیه به من معرفی کنند تا بخونم و خوشحال تر میشم کتاب ها مربوط به قرن چهارم تا چهاردهم یاشه بالاخره از زمانی که غیبت صغری شروع میشه عالمین دین که هر چه به گذشته میرییم بسیار والا مقام تر بودند باید در این مورد کتاب نوشته باشند. من شاید سرچ کردنم خوب نیس چون از قبل از قرن چهارده کتابی در اینباره پیدا نکردم و قرن سیزدهم هم یکی دو رساله در این مورد هست و بالاخره نمیشه که این بحث یکباره سر در آورده باشه ما که مذهبی بدعت گذار نداریم. تا بوده هم از همان دوران غیبت امام زمان صحبت ولایت عامه بوده اونم فقیه مجتهدی که اعلم از تمامی علمای دهر باشه و بس.
ممنون میشم راهنمایی کنید
نقل قول  
اونهایی که انقلاب کردند و پای انقلاب خون دادند.امروز هم همراه انقلاب هستند، البته برخی از اونها ممکنه پشیمون باشند اما قاطبه مردم پای نظام و انقلاب و ارزشهاش ایستادند.
نقل قول  
zamane khoob
Member
آقای کدیور در کتابشان به مسائلی اشاره کردند که برایم خیلی جالب بود ، ولی وقتی به نظر امام خمینی در صحیفه شون مراجعه کردم، دیدم مطالب دیگری هم در این مورد مطرح است. مثلا امام سخن از ولایت فقیه را در ضمن تشکیل مجلس خبرگان قانون اساسی مطرح کرده بودند(صحیفه نور، ج15،ص 3) و ایشان به شدت مصر بودند تا مجلس خبرگان تشکیل شود، برخلاف عده ای که می خواستند مجلس موسسان 600-700 نفری درست کنند. امام در همان سال 58 گفتند: "در مجلس خبرگان، به مجرد این که صحبت از ولایت فقیه شد، شروع کردند به مخالفت. حتی اخیرا در همین دو سه روز پیش در یکی از جلساتشان این منحرفین گفتند که این مجلس خبرگان (قانون اساسی) باید منحل شود". که البته در جاهای دیگر هم به صراحت از اشخاص نام می برند (همان) بهر حال کاملا روشن است که بحث ولایت فقیه از همان ابتدا مورد نظر امام بود و کسانی که مخالف آن بودند را منحرف خطاب کرده و علت اصلی درخواست انحلال مجلس خبرگان قانون اساسی را مطرح کردن اصل ولایت فقیه می دانستند. در همان زمان بعضی از مخالفین در مورد شونات ولایت فقیه عکس العمل های ناروایی انجام دادند که امام بعد از شرح اختیارات حکومت، می گوید:"بالاتر از آن هم مسائلی است" (صحیفه نور، ج 20، ص 170) در جای دیگری هم می فرمایند:"بهترین اصل در قانون اساسی این اصل ولایت فقیه است و غفلت دارند بعضی از آن و بعضی هم غرض دارند".(صحیفه امام ، ج 11، ص465 -7/10/58) با این اوصاف جای تعجب است که چگونه نویسنده محترم نتیجه می گیرد که «ولایت فقیه» از منویات و مطالبات امام خمینی (رحمت الله علیه) نبوده است؟ ضمن این که امام به عنوان معمار انقلاب بوده و تمام پیشنهاداتی که ارائه می فرمودند به رأی عمومی گذاشته می شد، کاری که در ایران انجام شد حتی در دموکراتیک ترین دولت ها هم انجام نشد، چرا که هم اصل و نوع حکومت، یعنی جمهوری اسلامی ، هم پیش نویس قانون اساسی، هم متن اصلی قانون اساسی به صورت جداگانه به رفراندوم گذاشته شد و همه ی آنها به تأیید امام رسید. از سوی دیگر در مورد تناقض هایی که مولف در مورد جمهوریت و ولایت فقیه، مطرح کردند ، پاسخ های متقضی هم داده شده است. ولی فقیه که سهل است، اگر امام علی (علیه السلام) هم باشد ولی مردم به سویش نروند، امام نمی تواند حکومت کند. بنابراین جمهوریت ساختار است و اسلامیت محتواست. چه اشکالی دارد ملتی درخواست داشته باشند که فقیه جامع الشرایط، حاکم بر آنها شود؟ اگر از سوی مردم مقبولیتی نباشد، حکومت امام یا ولی فقیه محقق نمی شود. بنابراین این دو مفهوم هیچ تقابلی با هم ندارند. دوست دارم نظری اگر دارید بفرمایید تا باهم بیشتر صحبت کنیم. موفق باشید
نقل قول  
donya_bato
Member
نقل قول از Ariarman:
نقل قول:آدم زیر بعضی کتابارو می خونه فکر می کنه تو شکنجه گاه ساواک آوردنش!

دروغ آقایون رو هم که نقل قول کنی میشی شکنجه گر! واقعا بعضی ها شرم رو خوردند و حیا رو ...!!


این دیدگاه در تاریخ 1393/01/04 توسط گیلدخت ویرایش شده است

نقل قول  
من که معتقدم اگه قراره کتابی رو بخونی بهتره به نویسندش هم اعتماد داشته باشی که من در مورد آقای کدیور این نظر مثبت رو ندارم...
نقل قول  
Ariarman
Member
نقل قول:
آدم زیر بعضی کتابارو می خونه فکر می کنه تو شکنجه گاه ساواک آوردنش!


دروغ آقایون رو هم كه نقل قول کنی میشی شکنجه گر! واقعا بعضی ها شرم رو خوردند و حیا رو ...!!
نقل قول  
اکه فکر میکنی مزخرفه نخون
نقل قول  
آدم زیر بعضی کتابارو می خونه فکر می کنه تو شکنجه گاه ساواک آوردنش!
(البته منکر یک سری سخنان بیهوده ی آقای کدیور نیستم)
نقل قول  
Ariarman
Member
محسن کدیور کیست؟ = دروغگوی بی شرمی که در یک برنامه زنده تلویزیونی با کمال وقاحت شعار "نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران" مردم را تحریف و تبدیل به "هم غزه هم لبنان جانم فدای ایران" کرد!
نقل قول  

درج دیدگاه مختص اعضا است! برای ورود به حساب خود اینجا و برای عضویت اینجا کلیک کنید.


Powered by You