Hiweb

حیدر بابایه سلام

نویسنده:
شاعر: محمد حسین بهجت تبریزی متخلص به شهریار است
حیدر بابایه سلام (به فارسی: سلام بر حیدربابا) که اغلب به صورت کوتاه "حیدربابا" خوانده می‌شود، نام منظومه‌ای است به ترکی آذربایجانی از محمدحسین شهریار.
شهریار در این اثر از دوران کودکی خود در خشکناب، که در پای کوهی به نام حیدربابا قرار دارد یاد می‌کند. او توصیف گیرائی از طبیعت و مردمان آن سامان به دست می‌دهد و گاه احساس خود را از اوضاع گذشته و حال بیان می‌کند.

» کتابناکهای مرتبط:
مثنوی ویس و رامین
دیوان عاشق اصفهانی
دیوان شرف‌الشعراء بدرالدین قوامی رازی

نسخه ها
PDF
حجم: 187 کیلوبایت
تعداد صفحات: 19
MP3
نسخه صوتی کتاب حیدر بابایه سلام  توسط Reza
آواتار Reza
4.7 / 5
با 549 رای
امتیاز دهید
5 4 3 2 1

دانلود
دیدگاه‌ها: 37
۱۳۸۶/۰۸/۱۲


پاسخنگارش دیدگاه
sarina2727
Member
خدایا

خوش به حال آنکه قلبش مال توست

حال و روزش هر نفس، احوال توست

خوش به حال آنکه چشمانش تویی

آرزوهایش همه آمال توست

یارب تو کریمی و کریمی کرم است / عاصی ز چه رو برون ز باغ ارم است

با گریه اگر ببخشی ام نیست کرم / با معصیتم اگر ببخشی کرم است

الهی

در شگفتم از آنکه کوه را می شکافد تا به معدن جواهر دست یابد

ولی خویش را نمیکاود تا به مخزن حقائق برسد

پروردگارا

یاری ام ده ، تا بدون اینکه از ایمان افراد بپرسم

و بدون اینکه بدردم بخورند، همدل و همدردشان باشم
زیرا در سودای هر انسانی ” روح تو ” خانه گزیده

خطا از من است، می دانم.

از من که سالهاست گفته ام “ایاک نعبد”

اما به دیگران هم دلسپرده ام

از من که سالهاست گفته ام ” ایاک نستعین”

اما به دیگران هم تکیه کرده ام

اما رهایم نکن

بیش از همیشه دلتنگم

به اندازه ی تمام روزهای نبودنم



مسئله این نیست که خدا را می بینیم یا نمی بینیم،

مسئله اینست که با خداست که می بینیم . . .

.

.

.

خدایا تو خود میدانی انسان بودن و ماندن در این دنیا چه دشوار است

چه زجر میکشد آن کس که انسان است و از احساس سرشار است.

.

.

.

من نیز چو خورشید دلم زنده به عشق است

راه دل خود را نتوانم که نپویم

هر صبح در آیینه جادویی خورشید

چون می نگرم او همه من، من همه اویم

.

.

.

الهی

در جلال، رحمانی ، در کمال، سبحانی

نه محتاج زمانی و نه آرزومند مکانی

نه کَس به تو ماند و نه به کَس مانی

پیداست که در میان جانی، بلکه زنده به چیزی است که تو آنی

.

.

.

خداوندا! نان از تو می خوریم و فرمان از شیطان می بریم.

ما را ببخش . . .

.

.

.

الهی

دیگران مست شرابند و من مست ساقی

مستی ایشان فانی است و از من باقی . . .

.

.

.

وقتی عبارت ” خدا را به یاد داشته باش ” را می خوانم

در ذهنم و در قلبم گزینه ” همیشه ” را برایش تیک می کنم . . .

.

.

.

خدایا چه اندازه به من لطف دارى با این نادانى عظیم من

و چقدر به من مهر دارى با این کردار زشت من

.

.

.

توبه بر لب ، سبحه بر کف ، دل پر از شوق گناه

معصیت را خنده می آید ز استغفار ما . . .

.

.

.

الهى بى پناهان را پناهى

به سوى خسته حالان کن نگاهى

مرا شرح پریشانى چه حاجت

که بر حال پریشانم گواهى

.

.

.

بیخودی پرسه زدیم، صبحمان شب بشود

بیخودی حرص زدیم،سهممان کم نشود

ما خدا را با خود، سر دعوا بردیم و قسمها خوردیم

ما به هم بد کردیم، ما به هم بد گفتیم

ما حقیقت هارا، زیر پا له کردیم

…و چقدرحظ بردیم، که زرنگی کردیم

روی هرحادثه ای، حرفی از مهر زدیم

از تو من میپرسم ، ما که راگول زدیم؟؟؟

.

.

.

ایزد منان تویی تو

خدایا ایزد منان تویی تو خدایا قادر رحمان تویی تو

تو موجودات عالم خلق کردی پدید آرنده ی کیهان تویی تو

سراسر بر جهان آفرینش محیط و صاحب فرمان تویی تو

سزاوار ثنایی و ستایش جهان دارنده و یزدان تویی تو

سریر پادشاهی در خور توست به مخلوق جهان سلطان تویی تو

بری از عیب و عار استی و از نقص شکوه و مجد و فرد و شان تویی تو

گهی عزت دهی و گاه ذلت منزه هستی و سبحان تویی تو

پناه جمله ی درماندگانی خبیر از ظاهر و پنهان تویی تو

خطاپوش و رحیمی و کریمی دل دلداده را جانان تویی تو

سمیعی و صمد فتاح و نوری ضیاء مطلق و تابان تویی تو

خلائق فانی و تو لایموتی به عالم حی و جاویدان تویی تو

عظیمی و غنی،خلاق و رزاق خدای مرسل قرآن تویی تو

علیمی و احد،جبار و قهار نشان و آیت و برهان تویی تو

تو ستار عیوب و پرده پوشی جفا و عدل را میزان تویی تو

کبیری منتقم،قدوس و خالق شکور و مالک رضوان تویی تو

دهی جان و ستانی جان ز مخلوق به دنیا اول و پایان تویی تو

تو را از جان و دل یا رب پرستیم که قطب و مظهر ایمان تویی تو

خطاکاریم خدایا بارالها امید عاصیان تنها تویی تو

نقل قول  
zaqzaq
Member
nokaram shariyara ke bidana manzoomayazdi ke faslar oni anamilar..
نقل قول  
aylin k
Member
شهریارا المدین. سن یورکلرده یاشیرسان
نقل قول  
قلمچی
Member
سلام خیلی خوب است ای کاش می شد همه کتابهای ترکی در این سایت موجوت می شد
نقل قول  
قلمچی
Member
سلام خیلی خوب است ای کاش می شد همه کتابهای ترکی در این سایت موجوت می شد
نقل قول  
kalhor55
Member
اینطوری متوجه شدم که استاد چه می گوید بسیارزیباست
نقل قول  
mien24r
Member

حيدربابا ، ايلديريملار شاخاندا سئللر ، سولار ، شاققيلدييوب آخاندا
قيزلار اوْنا صف باغلييوب باخاندا سلام اولسون شوْکتوْزه ، ائلوْزه !
منيم دا بير آديم گلسين ديلوْزه

حيدربابا ، کهليک لروْن اوچاندا کوْل ديبينَّن دوْشان قالخوب ، قاچاندا
باخچالارون چيچکلنوْب ، آچاندا بيزدن ده بير موْمکوْن اوْلسا ياد ائله
آچيلميان اوْرکلرى شاد ائله

بايرام يئلى چارداخلارى ييخاندا نوْروز گوْلى ، قارچيچکى ، چيخاندا
آغ بولوتلار کؤينکلرين سيخاندا بيزدن ده بير ياد ائلييه ن ساغ اوْلسون
دردلريميز قوْى ديّکلسين ، داغ اوْلسون

حيدربابا ، گوْن دالووى داغلاسين ! اوْزوْن گوْلسوْن ، بولاخلارون آغلاسين !
اوشاخلارون بيردسته گوْل باغلاسين يئل گلنده ، وئر گتيرسين بويانا
بلکه منيم ياتميش بختيم اوْيانا


حيدربابا ،‌ سنوْن اوْزوْن آغ اوْلسون ! دؤرت بير يانون بولاغ اوْلسون باغ اوْلسون !
بيزدن سوْرا سنوْن باشون ساغ اوْلسون دوْنيا قضوْ-قدر ، اؤلوْم-ايتيمدى
دوْنيا بوْيى اوْغولسوزدى ، يئتيمدى

حيدربابا ، يوْلوم سنَّن کج اوْلدى عؤمروْم کئچدى ، گلممه ديم ، گئج اوْلدى
هئچ بيلمه ديم گؤزللروْن نئج اوْلدى بيلمزيديم دؤنگه لر وار ،‌ دؤنوْم وار
ايتگين ليک وار ، آيريليق وار ، اوْلوْم وار
نقل قول  
zapas
Member
کتاب بسیار زیبا و دلکشی است دست ارسال کننده ان درد نکند .
نقل قول  
ABBASFATHI53
Member
نقل قول:
"عشقین کی قراریندا وفا اولمایاجاقمیش+ بیلمم کی طبیعت نیه قویموش بو قراری"


محرابی شفقده اوءزومی سجده ده گوءردوم+ قان ایچره غمیم یوخ، اوزوم اولسون سنه ساری
نقل قول  
kundera
فروشنده
حیدر بابا دنیا یالان دنیا دی ...
اللریز آرقوماسون
نقل قول  

درج دیدگاه مختص اعضا است! برای ورود به حساب خود اینجا و برای عضویت اینجا کلیک کنید.


Powered by You