رسته‌ها

آرسن لوپن و گنج پادشاهان

آرسن لوپن و گنج پادشاهان
امتیاز دهید
5 / 4.7
با 31 رای
امتیاز دهید
5 / 4.7
با 31 رای
✔️ از سری عملیات خارق العاده آرسن لوپن

داستان با این جملات آغاز می شود:
رائول اندرزی پس از خاموش کردن چراغ موتور سیکلت، خود را در وسط بیشه ای انداخت. در این وقت کلیسایی نزدیک، ساعت سه بعد از نیمه شب را اعلام می کرد. در تاریکی شب جاده پر درختی را که به زمین های کاخ ییلاقی اتیک منتهی میشد پیش گرفت و خود را به کنار دیوار کاخ رساند. کمی آنجا منتظر ماند و گوش به صداهای اطراف خود داد.
در نزدیکی او صداهای مختلفی به گوش می رسید، صدای شیهه اسبان که نفس می کشیدند، چرخ های کالسکه ای که روی سنگفرش حیاط پیش می رفت و به دنبال آن صدای بهم خوردن چیزی شبیه به باز شدن در به گوش رسید. بلافاصله دو لنگه در به سرعت تمام باز شد و صدای خارج شدن کالسکه شنیده شد. رائول صدای حرف زدن دو نفر را که معلوم بود از فاصله دور می آید شنید و در تاریکی جاده لوله تفنگی را هم به چشم دید؛ اما لحظه بسیار کوتاهی بود و کالسکه با سرعت زیاد به طرف جاده اوترات روان گردید...
Lorem ipsum dolor sit amet, consectetur adipiscing elit.
شهر خاطرات
آپلود شده توسط: شهر خاطرات
۱۳۹۲/۰۷/۰۷
اطلاعات نسخه الکترونیکی
تعداد صفحات:
254
فرمت:
PDF

کتاب‌های مرتبط

درج دیدگاه مختص اعضا است! برای ورود به حساب خود اینجا و برای عضویت اینجا کلیک کنید.

دیدگاه‌های کتاب الکترونیکی آرسن لوپن و گنج پادشاهان

تعداد دیدگاه‌ها:
3
به سهم خودم از شهر خاطرات عزیز بخاطر این جواهرات تشکر میکنم.
شهر خاطرات، واقعا که اسم با مصمایی داری ممنونممممممم
قربونت برم "شهر خاطرات"!!!!!!!!!!! که اینقدر به فکر ما قدیمیها هستی! ممنونم عزیز
افزودن نسخه جدید
انتخاب فایل
comment_comments_for_the_file
کاربر گرامی!
امکان خرید اشتراک از خارج کشور ایران، با استفاده از حساب پی‌پال فراهم شده است.