هولوکاست؛دروغ بزرگ یهودیان

63 پرسش و پاسخ درباره هولوکاست

حق تکثیر: انتشار اینترنتی

» کتابناکهای مرتبط:
Strange Rebels: 1979 and the Birth of the 21st Century
ایالات متحد آمریکا
تاریخ سیاسی و اجتماعی ارامنه

نسخه ها
PDF
حجم: 2 مگابایت
تعداد صفحات: 52
3.1 / 5
با 609 رای
امتیاز دهید
5 4 3 2 1

دانلود
دیدگاه‌ها: 742
۱۳۸۸/۰۷/۲۲


پاسخنگارش دیدگاه
Behruz67
Member
نقل قول از Khwanirath:
... یک توهین جنسیتی بسیار زشتی هم بیان فرموده که از این جماعت کافر چیز دیگری انتظار نمی رفت. ...

دوست گرامی، لطفا این جماعت رو با «کافر»ان هم ردیف نکنید که توهینی است به من کافر. کسی که به نصف جمعیت دنیا توهین کند با ارزش‌های انسانی یک جامعه‌ی مدرن بسیار ناآشناست (در بهترین حالت) و یا مشکل روانی دارد (در بدترین حالت). مرسی.
نقل قول  
Behruz67
Member
نقل قول از Jeremiah:
... همانند زنان کولی با شلوغ کردن راهی به جایی نمی بری یا با خاطره گفتن، بنده استدلالی در رد سخنم نگرفتم. مانند زنان تنها وراجی کرده است ...

این همه توهین به زنان که ریشه‌ی نهانی در افکار ایشان دارد و در حین زیاده‌نویسی خود را نشان می‌دهد رو لایک‌کنندگان‌اش چطوری پیش خود ماستمالی می‌کنند؟!
نقل قول  
Khwanirath
Member

می فرمایند استدلالی در رد سخنانشان در خصوص ناسخ و منسوخ دریافت نکردند. به این خاطر که استدلالی مطرح نکردند که استدلالی دریافت کنند. نظر فولادوند را بیان کردند. در آیات منسوخ باید اشاره شود که حکم؛ موقتی است. به عنوان نمونه در آیه ۱۵ نساء:

وَاللَّاتِی یَأْتِینَ الْفَاحِشَةَ مِنْ نِسَائِکُمْ فَاسْتَشْهِدُوا عَلَیْهِنَّ أَرْبَعَةً مِنْکُمْ فَإِنْ شَهِدُوا فَأَمْسِکُوهُنَّ فِی الْبُیُوتِ حَتَّى یَتَوَفَّاهُنَّ الْمَوْتُ أَوْ یَجْعَلَ اللَّهُ لَهُنَّ سَبِیلًا

و از زنان شما کسانى که مرتکب زنا مى ‏شوند چهار تن از میان خود بر آنان گواه گیرید پس اگر شهادت دادند آنان را در خانه ‏ها نگاه دارید تا مرگشان فرا رسد یا خدا راهى براى آنان قرار دهد

این اصطلاح که "یا خدا راهی برای آنان قرار دهد" به معنای این است که آیه نسخ خواهد شد و با آیه ۲ سوره نور این اتفاق افتاد. از کجای "ما علی الرسول الا البلاغ المبین" می فهمیم که حکم موقتی ست؟ از هیچ جا. به همین جا هم ختم نمی شود. چون این موضوع که رسالت پیامبر ابلاغ وحی است یکبار و دو بار و سه بار بکار نرفته بلکه ۱۱ بار بکار رفته است. اطیعوا الرسول با آن برداشت شیعه و سنی یک کدام را نسخ کند؛ دو تا نسخ کند؛ سه تا را نسخ کند؛ ۱۱ آیه را نسخ می کند؟

تازه حرف از ساندیس بود؛ الان حرف از کوباندن باتوم شد. دیگر تعجبی ندارد که اصطلاحات مهمل چاله میدانی که زیر گذر مهدی موش و چال خرکشی می توان شنید را در کتابناک رویت کنم.

در هر حال من منظور دیگری داشتم و حرفی از خوردن الکل نزدم.
نقل قول  
Khwanirath
Member
یک توهین جنسیتی بسیار زشتی هم بیان فرموده که از این جماعت کافر چیز دیگری انتظار نمی رفت. می گوید "همانند زنان کولی با شلوغ کردن راهی به جایی نمی بری". در جای دیگر فرموده: "به جای استدلال مانند زنان کولی وراجی کنی"......به فرض هم که نگاه طبقاتی اش را ندیده بگیریم؛ چرا نگفت همانند کولی ها و به جایش گفت همانند زنان کولی؟ به این خاطر که در جمجمه ی این جماعت همچون عصر دقیانوس نگاه جنسیتی فاسد وجود دارد. در دیدگاه ایشان زنان جنس دوم بوده و کولی ها هم دسته جاتی هستند که زنانشان اهل شلوغ بازی بوده و "وراجی" می کنند. من حقیقتا شرم دارم این جملات ایشان را می خوانم. در قرن ۲۱ این افکار پوسیده چه جایگاهی دارد؟ استاد یکی دو هزار سالی دیرتر زاده شده اند. این نگاه طبقاتی و جنسیتی ابلهانه ۱۴۰۰ سال پس از نزول قرآن و در قرن ۲۱ اگر هم پذیرفتنی باشد؛ بیان شدن آن از زبان اعضای کتابناک دیگر نوبر است. خوب می شد اگر یک فیلتری برای عضویت و اظهار نظر در این تارنگار در نظر گرفته می شد تا عقاید متعفن برخی کافران عقب مانده منجر به تهوع مزاج و توهین به نیمی از جامعه نمی شد.

حالا که تشت رسوایی اش از بام افتاد و حرف مرا تایید نمود؛ تقصیر را گردن من بیچاره و حیران و ویلان انداخت که: "از بس که به جای استدلال مانند زنان کولی وراجی کنی، اشتباه کردم و زنان را گفتم".... این ها را ماستمالی قرن بیست و یکمی می گویند.

ایشان از واژه "مِن" این اندازه می داند که به معنی "از" است. ولی این که "مِن بعضیه" چیست را چون در مدرسه نیاموخته؛ چیزی نمی داند. خدمت سیبویه دوران عرض می شود که "من الرجال" یعنی برخی از مردان. و در نهایت این استاد زبان عربی چه می کند؟ از این و آن ترجمه قرار می دهد. عجیب است که با این همه فضل و کمالات و آگاهی به زبان عربی؛ خود از عهده ی کار بر نمی آید. استدلالش هم شیرین است. بر سر آیه بلوغ می فرمود که بلغوا به معنای مرد شدن است چون مرحوم طباطبایی گفته. الان می گوید مستضعف شامل زنان و کودکان هم می شود چون فلانی و فلانی گفته اند. یعنی خودش نمی تواند بفهمد. هرچند با این مسئله مخالفتی نیست. البته که زنان و کودکان در این آیه مستضعف هستند. "من بعضیه" ولی فقط برای مردان است. فارابی زمان حتی ترجمه هایی که خودش قرار می دهد را نگاه نمی کند. فقط یاد گرفته مثل طوطی حرف بی مبنا بزند. مایلم از حضرتشان بپرسم از کجای این ترجمه آیت الله موسوی همدانی که قرار داده اند؛ برداشت کرده اند که "هیچ کس" مستضعف را ویژه مرد ندانسته؟ من هر چه بالا و پایین می کنم چیزی نمی بینم.
نقل قول  
Khwanirath
Member
مسئله دارد برایم جذابیت پیدا می کند

کسی از عزیزان به زبان مریخی آشنایی دارد این جملات را برایم ترجمه نماید: "آن بخش آغازین از آیه 43 نساء "اى کسانى که ایمان آورده‌اید، در حال مستى به نماز نزدیک نشوید تا زمانى که بدانید چه مى‌گویید ..." همانند این آیه 6 مائده که وضوء را توضیح داده است می‌باشد"

آیه ای که می گوید در حال مستی به نماز نزدیک نشوید در چشم مولانای زمان؛ همانند آیه ی وضوء است. سخنان گهربار حضرت استاد بیش از پیش سند خبط دماغ ایشان را نشان می دهد. دو جمله ی بی ربط و بی ارتباط؛ از نظر دانشمند فرهیخته همانند هستند!

مفسر بین المللی قرآن کریم بطور فوق العاده ای در حال سیاه کردن صفحات است بدون اینکه جملاتش سر و تهی داشته باشد. آخر آیه منع نماز در حال مستی همچون آیه ی وضو؟؟؟ گویا استاد فاز معنویت را زیاد بالا برده اند دیگر شطحیات تفت می دهند.

استدلال استاد را خداوکیلی! در قرآن به پیامبر می گوید بال های رحمت را بر پدر و مادر بگستران؛ استاد می فرمایند "در آنجا خداوند به پیامبر که بنده نمونه‌اش هست گوید که دیگر بندگانش هم یاد بگیرند". به پیامبری که در خردسالی پدر و مادر را از دست داده چه می گوید؟ نمی توانست مستقیم به خلق الله بگوید؛ آنگاه به کسی که نه پدری دارد و نه مادری می "گوید که دیگر بندگانش هم یاد بگیرند"؟؟؟ ایشان یا زیادی قاق است یا ما را همچون خودش فرض فرموده. نه جانا؛ تو نمی دانی! یعنی خودش متوجه نیست و وقتی استدلال سست او در این جور جاها کار نمی کند؛ لزومی نمی بیند عقلش را بکار بیندازد و به این توجه کند که از بیخ استدلالش مورد دارد و باید اصلاحش کند؟

انسان محترم گویا مذبوحانه تلاش می کند از این شاخه به آن شاخه بپرد و مسئله جهاد با کافران را مطرح کند غافل از اینکه این تو بمیری از آن تو بمیری ها نیست.

مشاهده کمال عقلی ایشان هم خالی از لطف نیست. می فرماید وقتی قرآن می گوید که اگر با اولی الامر به نزاعی برخورد کرده اید به خدا و رسول ارجاع دهید؛ با عنایت به اینکه ارجاع به خدا همان ارجاع به قرآن است؛ ارجاع به رسول هم باید ارجاع به سنت باشد. یعنی چه؟ یعنی این اندازه نمی فهمد که پیامبری که زنده بود؛ وقتی این آیه نازل شد؛ مسلمین چرا باید از این آیه برداشت سنت پیامبر نمایند نه خود پیامبر؟ و وقتی که پیامبر وفات نمود؛ چرا باید برداشتی غیر از برداشت اولیه از آن نمود؟ روح ابن قیم جوزیه را زنده نمود.

نه دست نگه دارید. این پایان ماجرا نیست. استاد گلواژه دیگری نیز صادر فرمودند. در رد عرایض من فرمودند:"کتاب در ریشه به معنای نوشته است". من چه گفته بودم؟ "تصور کرده که در قرآن؛ کتاب؛ یعنی همین مجلدات روزمره خودمان". چرا این جمله بی معنا را گفت؟ چون در گل گیر کرده است. یعنی درک ایشان این است که وقتی قرآن می گوید "کتب علیکم الصیام-روزه بر شما نوشته شده است" منظورش این است که در یک جایی روی کاغذ نوشته شده "صیام"!
نقل قول  
Jeremiah
Member
برای شما چه سودی دارد که در راه خدا و در راه مردان و زنان و کودکانی که ناتوان شمرده شده و مورد ستم کفرپیشگان قرار گرفته اند نمی جنگید ؟ همانان که می گویند : پروردگارا ، ما را از این شهری که مردمش ستمگرند بیرون بر ، و از جانب خودت برای ما سرپرستی بگمار ، و از نزد خویش برای ما یاوری مقرر دار . (صفوی بر اساس المیزان)
چرا در راه خدا نمی جنگید به خاطر مردان و زنان و کودکان ناتوانی که می گویند ای پروردگار ما ، ما را از این قریه ستمکاران بیرون آر و از جانب خود یار و مددکاری قرار ده (آیتی)
هیچ کس مستضعف را تنها ویژه مرد ندانسته است مستضعف کودک و زن و مرد هستند. هیچ کس عربی نمی داند تنها ایشان عربی می داند شما که به متودی نو از ترجمه قرآن رسیده اید، لطف فرمایید ترجمه خودتان را معرفی کنید ما بخوانیم. از بس که به جای استدلال مانند زنان کولی وراجی کنی، اشتباه کردم و زنان را گفتم. اگر می خواست تنها مردان مستضعف بداند به ریخت "الرجال المستضعفین" می آورد، در این مقوله حق با توست من اشتباه کردم. امید است با مطالعه هر چه بیشتر سواد خود را بیافزاید.
نقل قول از Khwanirath:
و ساندیس خوری؟ قاعدتا از نجاست خوری بهتر است.

الکل خوری از باتوم کوباندن بر سر مردم مستضعف بله خیلی بهتر است. همانا ساندیسخور برازنده ات هست.
نقل قول  
Jeremiah
Member
نقل قول از Khwanirath:
ایشان بهتر است بروند همان فولادوندشان را بخوانند. لقمه ی گنده تر از دهان برداشتن و ناآگاهانه تفسیر کردن قرآن دیگر چه کاریست؟ یک مفسری خبر از فردی می داد که می گفت بازنشسته شده ام و می خواهم تفسیر قرآن بنویسم. ما هیچوقت از این جربزه ها نداشتیم در مسائلی که اطلاعی نداریم اظهار فضل کنیم. این عطش بی حد و حصر جماعت بی اطلاع از عربی برای تفسیر قرآن دیگر شاهکار است. تو گویی شطحیات است که هر ننه قمری آن را تفت بدهد. ناسخ بوده؛ منسوخ شده!! بعد هم لفظ حکیمانه می فرماید برو ناسخ و منسوخ یاد بگیر!! چشم قرآن پژوه با عظمت! یکی ایشان را کم داشتیم که قرآن یادمان بدهد. ناسخ و منسوخ در قرآن؛ چای نبات نیست که هر جا عقلمان نرسید تجویز کنیم. یکی از این داعشی ها را به خاطر دارم که پس از خرده گیری من به آتش زدن خلبان اردنی و اعتراص به تناقض این رفتار با آیه ۴ سوره شریفه محمد (ص) به من می گفت که آیه با فلان حدیث نسخ شده است. چه حرف ها!

همانند زنان کولی با شلوغ کردن راهی به جایی نمی بری یا با خاطره گفتن، بنده استدلالی در رد سخنم نگرفتم. مانند زنان تنها وراجی کرده است تو خیلی می دانی که حتی نمی دانی در عربی من به معنای از است. در فولادوند و انصاریان و قمشه ای همه آن مستضعف را برای هر سه آورده اند:

شما را چه شده که در راه خدا و [رهایی] مردان و زنان و کودکان مستضعف [ی که ستمکاران هر گونه راه چاره را بر آنان بسته اند] نمی جنگید؟ آن مستضعفانی که همواره می گویند: پروردگارا! ما را از این شهری که اهلش ستمکارند، بیرون ببر و از سوی خود، سرپرستی برای ما بگمار و از جانب خود برای ما یاوری قرار ده. (انصاریان)
و چرا شما در راه خدا [و در راه نجات‌] مردان و زنان و کودکان مستضعف نمى‌جنگید؟ همانان که مى‌گویند: «پروردگارا، ما را از این شهرى که مردمش ستم‌پیشه‌اند بیرون ببر، و از جانب خود براى ما سرپرستى قرار ده، و از نزد خویش یاورى براى ما تعیین فرما.» (فولادوند)
چرا در راه خدا و به خاطر مردان و زنان و کودکان ناتوانى که مى‌گویند: اى پروردگار ما، ما را از این قریه ستمکاران بیرون آر و از جانب خود یار و مددکارى قرار ده، نمى‌جنگید؟ (آیتی)
چرا در راه خدا جهاد نمی‌کنید و در راه (آزادی) جمعی ناتوان از مرد و زن و کودک که (در مکه اسیر ظلم کفارند و) دائم می‌گویند: بار خدایا، ما را از این شهری که مردمش ستمکارند بیرون آر و از جانب خود برای ما (بیچارگان) نگهدار و یاوری فرست. (الهی قمشه ای)
چرا در راه خدا، و (در راه) مردان و زنان و کودکانی که (به دست ستمگران) تضعیف شده‌اند، پیکار نمی‌کنید؟! همان افراد (ستمدیده‌ای) که می‌گویند: «پروردگارا! ما را از این شهر (مکه)، که اهلش ستمگرند، بیرون ببر! و از طرف خود، برای ما سرپرستی قرار ده! و از جانب خود، یار و یاوری برای ما تعیین فرما! (مکارم شیراز)و شما را چه شده که در راه خدا و ( نجات ) مستضعفان ( ناتوان داشته شدگان ) از مردان و زنان و کودکان ( از مسلمین مکه که در سلطه مشرکین آن روز بودند و هر مستضعفی که در سلطه مستکبران هر عصر می باشد ) نمی جنگید ، آنان که همواره می گویند: (مشکینی)
چرا در راه خدا و نجات بیچارگان از مردان و زنان و کودکان پیکار نمی کنند؟ بیچارگانی که می گویند بار الها ما را از این سرزمین که مردمش همه ستمگرند بیرون کن ، و نجات بده ، و از ناحیه خود سرپرستی بر ایمان بفرست ، و یا از جانب خود یار و مدد کاری برایمان روانه کن . ( آیت‌الله موسوی همدانی (ترجمه‌المیزان))
نقل قول  
Jeremiah
Member
آن بخش آغازین از آیه 43 نساء "اى کسانى که ایمان آورده‌اید، در حال مستى به نماز نزدیک نشوید تا زمانى که بدانید چه مى‌گویید ..." همانند این آیه 6 مائده که وضوء را توضیح داده است می‌باشد:
«اى کسانى که ایمان آورده‌اید، چون به [عزم‌] نماز برخیزید، صورت و دستهایتان را تا آرنج بشویید؛ و سر و پاهاى خودتان را تا برآمدگى پیشین [هر دو پا] مسح کنید؛ و اگر جنب‌اید خود را پاک کنید [=غسل نمایید]؛ و اگر بیمار یا در سفر بودید، یا یکى از شما از قضاى حاجت آمد، یا با زنان نزدیکى کرده‌اید و آبى نیافتید؛ پس با خاک پاک تیمّم کنید، و از آن به صورت و دستهایتان بکشید. خدا نمى‌خواهد بر شما تنگ بگیرد، لیکن مى‌خواهد شما را پاک، و نعمتش را بر شما تمام گرداند، باشد که سپاس [او] بدارید.»
خضرت طباطبایی نکند قرآن دیگری دارد؟ کدام بی‌مغزی در آن آیه نساء می‌بیند که سخن از حمد و سوره یا رکوع یا سجود کرده باشد؟ یا نکند نابینا هست‌و چشمش کار نکند؟ ایشان اکنون گوید: "بالاخره اگر کسی زبان عربی نداند نمی‌ داند در نماز چه می‌ گوید." اینجا نماز را به زبان تازی دانسته است، زیرا کسی تازی نداند، نمی داند در نماز چه گوید. با این روی در دیدگاه پیشش برآن بود هر کس به هر زبانی نماز بخواند درست است:
نقل قول از Khwanirath:
گویا تصور کرده اند همه ی مسلمان ها بایستی به یک شکل و به یک زبان نماز بخوانند. البته که چنین نیست. آن فرد مسلمان پرتغالی زبان یا اسپانیولی زبان که زبان عربی بلد نیست، چرا باید چیزی بگوید که نمی فهمد؟ اما چرا باید نماز را به زبانی خواند که آن را می فهمیم؟ بدلیل آیه 43 نساء:

یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لَا تَقْرَبُوا الصَّلَاةَ وَأَنْتُمْ سُکَارَى حَتَّى تَعْلَمُوا مَا تَقُولُونَ

ای کسانی که ایمان آورده اید، به نماز نزدیک نشوید در حالی که مست هستید تا زمانی که بدانید چه می گویید.

مطابق این آیه، چرا نباید در حال مستی نماز خواند؟ چون فرد نمی داند چه می گوید. حال اگر کسی مست نباشد ولی بدلیل تفاوت زبانی نداند چه می گوید، به این نماز باید نزدیک شود؟ البته که نه! پس باید به زبانی نماز بخواند که آن را می فهمد. حال وقتی زبان نماز را می توان تغییر داد، چرا فرم آن را نتوان تغییر داد؟ کجا خداوند فرموده که همه به یک شکل و یک زبان نماز بخوانند؟

علامه دهر حتی نمی داند خودش چه گوید
در آنجا خداوند به پیامبر که بنده نمونه‌اش هست گوید که دیگر بندگانش هم یاد بگیرند، با این روی تنها یک قرآن داریم و بی‌شمار بنده پس شما دچار مغالطه قیاس مع الفارق شدیدو در همانندی‌تان همسانی پارامترها را رعایت نکردید. شقایق به گوزن چه؟ اگر این گونه باشد چون در قرآن گفته شده است سر کافران را بزنید، بایست همه خداناباوران یا نئوپگان‌های (Neopagan) امروزین را هم بکشیم، اینجا هم تخصیص نیست (همانگونه که امروزه در کشورهای اسلامی کنند) این بیچاره حتی سخن گفتن خودش را هم نداند. این مسلمانها اینگونه هستند جایی را به سود خودشان باشد تخصیص ندانند جایی به زیانشان باشد، شان نزول برایش قائل شوند. تفسیر رای نکن حضرت جاهل الدوله. ای نادان در آنجا گفته شده بود مشکل خود را نزد خدا ببرید، فردید من این است مگر توان از خدا پرسیدو همانجا به گونه صوتی پاسخش آید، مگر نه آنکه شما مسلمانان گویید قرآن سخن خداوند است؟ ای بی سواد همان زمان پیامبر هم قرآن را می نوشتند و به نویسندگانش هم کاتب وحی می گفتند، کتاب در ریشه به معنای نوشته است، باز هم آشکار شد که عربی ات صفر است تو گویا آنگونه اندیشیده ای لوح محفوظ را در آن آیه گوید؟
نقل قول  
mt1397
Member
نقل قول از ettttttt:

من یکی از کسانی هستم که واقعا عاشق یادگیری زبان‌های باستانی ایران هستم و به‌دلایلی از این موهبت محروم هستم و اطلاعات زبانی شما، در حد فهم من، قابل ستایش است.

درود.

از کسی که هنوز چمار واژه سانسکریتی باستانی ستمبه (ستبه) را نمی داند، و باز نمی داند که با واژه پارسی باستان ستَ بَوَ دوم شخص مفرد در وجه امری به چمار شورش کن، راهزنی کن، از ریشه ستَبْ به چمار شورش کردن، راهزنی کردن، دزدی کردن، با یک مفهوم به هم می رسند، نباید چشمداشت یادگیری داشت.
بزرگواری برایشات پرسش شد و آمدن در پیام خصوصی جویای راستی و درستی این شدن، وگرنه بنده سعادت این را ندارم که پیام های گرانمایه و بسیار آموزنده ی ایشان را بخوانم. Keresa اوستایی را نیز با कृश سانسکریتی سنجیدن! لابد باید کِرِسانی را به «آن که پیشه اش لاغری! است» برگردان بدهیم، و دیگر معانی و قرینه های اوستایی را نادیده بگیریم.

پیشنهاد می کنم اگر به زبان های باستانی دلبسته هستید، بهتر است در کلاس های آموزشی مربوطه شرکت کنید.

رستگار باشید.
نقل قول  
Khwanirath
Member
ایشان بهتر است بروند همان فولادوندشان را بخوانند. لقمه ی گنده تر از دهان برداشتن و ناآگاهانه تفسیر کردن قرآن دیگر چه کاریست؟ یک مفسری خبر از فردی می داد که می گفت بازنشسته شده ام و
می خواهم تفسیر قرآن بنویسم. ما هیچوقت از این جربزه ها نداشتیم در مسائلی که اطلاعی نداریم اظهار فضل کنیم. این عطش بی حد و حصر جماعت بی اطلاع از عربی برای تفسیر قرآن دیگر شاهکار است. تو گویی شطحیات است که هر ننه قمری آن را تفت بدهد. ناسخ بوده؛ منسوخ شده!! بعد هم لفظ حکیمانه می فرماید برو ناسخ و منسوخ یاد بگیر!! چشم قرآن پژوه با عظمت! یکی ایشان را کم داشتیم که قرآن یادمان بدهد. ناسخ و منسوخ در قرآن؛ چای نبات نیست که هر جا عقلمان نرسید تجویز کنیم. یکی از این داعشی ها را به خاطر دارم که پس از خرده گیری من به آتش زدن خلبان اردنی و اعتراص به تناقض این رفتار با آیه ۴ سوره شریفه محمد (ص) به من می گفت که آیه با فلان حدیث نسخ شده است. چه حرف ها!

تازه معلوم شد این ورجه رفتن ها و بالا پایین پریدن ها چه معنایی دارد. دانشمند فرزانه تلاش دارد بگوید قرآن تناقض دارد. برایم سوال بود که این بی سواد در علوم قرآنی؛ چگونه بدیهیات اولیه اسلام و قرآن را نمی داند. نگویید که تلاش مذبوحانه می کند تا حرف خام مغز پخته خود را به کرسی بنشاند. همچون غریقی ست که به هر دستاویزی متوسل می گردد تا بتواند حرفی ابلهانه در خصوص تناقض در قرآن را ثابت کند. بحمدلله تشت رسوایی اش از بام افتاد. بنده خدا نه قرآن می داند؛ نه عربی می داند؛ نه آیه را می داند؛ نه فن تفسیر می داند؛ نه ناآگاهی خود را می داند؛ برای ما ترهات هم می بافد که فلان آیه با بیسار آیه ناسخ و منسوخند.

از بیان مفاهیم ساده ناتوان است. خودش سخن خودش را نقض می کند؛ می گوید "اگر می خواست زنان مستضعف را بیاورد آن را به ریخت والنساء المستضعفات یا والمستضعفات می آورد." معنای فرمایش ایشان چیست؟ همان عرض بنده! یعنی مستضعف به رجال نظر دارد نه به نساء و ولدان! خوب است علامه نسخه جدیدی هم از قرآن بدهند که فلان آیه چگونه می بود بهتر بود. می توانند در کنارش ناسخ و منسوخ قرآن را نیز به ما آموزش دهند.

از قضا از این به بعد تصمیم گرفتم نظر ابن سینای زمانه را مطالعه کنم. خودم را از مطالعه هزلیات زیادی در نوشتار ایشان محروم نموده بودم.

توهین به پرولتاریا؟ علامه نه تنها در بیان مطلب عاجز است؛ در فهم کلام هم ناتوان است. سخن من: "اینکه عوام کالانعام از نظرات پیشرو کشاورز و بنا و کارگر در تحلیل مسائل استفاده کنند مسئله ای دیگر". عوام کالانعام کیانند؟ همان عقب مانده هایی که ملاک درک مشکلات کشور را بطرز ابلهانه ای با معیار آمریکا ستیز بودن یا نبودن می سنجند و کشاورزان را پیشرو در شناسایی مشکلات کشور می دانند. چه ارتباطی بین آمریکا ستیزی و شناسایی مشکلات کشور وجود دارد؟ هیچ! تلاشی کودکانه از سر حقد و کینه است برای خالی کردن خود.

و ساندیس خوری؟ قاعدتا از نجاست خوری بهتر است.
نقل قول  
Khwanirath
Member
ایشان حق دارند که کتاب بیان معانی در کلام ربانی را نیابند. این خرده ایست که می توان به مدیریت کتابناک گرفت که چرا اجازه انتشار نداد. علی ای حال برای اینکه بهانه ای نباشد آن را در این آدرس قرار داده ام. این را هم عرض کنم که مجلد دوم است. ایشان می تواند پس از کسب اجازه به آدرس زیر برود:

بیان معانی در کلام ربا...رکه نساء

جالب است این نابغه سخن خود را نیز فراموش می کند. این عین سخن ایشان:"در قرآن شیوه وضوء تا اندازه‌ای آمده است با این روی شیوه برپا داشتن چیزی که وضوء را برای آن گیرند، ستون دینش، همانا نماز نیامده است."

نابغه ی دوران تصور فرموده که چون شکل خاصی از نماز در قرآن نیامده؛ پس قرآن کافی نیست. الان که به ایشان نشان داده شد که نمازی مورد تایید خداست که قابل فهم باشد و در نتیجه زبان نماز اهمیت ندارد و وقتی زبان نماز می تواند متفاوت باشد؛ فرم آن نیز می تواند تفاوت کند؛ خودش را کوچه علی چپ زده که اصلا به بحث ما چه ارتباطی دارد. ارتباطش این است که فرم کنونی نماز مورد تاکید خدا نیست و با کافی بودن قرآن تضاد ندارد. خدا نفرموده چگونه نماز بخوانید چون هر نوع از نمازی که از فحشاء و منکر ممانعت کند و خدا را به یاد انسان بیاورد و یکی دو شرط دیگر مذکور در قرآن را داشته باشد پذیرفتنی ست. جالب است که بسیاری از اسلام شناسان با این استدلال مفسران این امر را پذیرفته اند؛ نابغه ی بی اطلاع عربی ندان مفسر خودخوانده از درک ارتباط این دو امر عاجز است.

سخن خودش را هم نقض می کند. در دو جمله پشت سر هم تناقض دارد. این جمله ایشان با تفسیرهای بی سر و ته من در آوردی: " فردید قرآن آن است کسی بداند چه بگوید نه آنکه زبان تازی را بداند". بالاخره اگر کسی زبان عربی نداند نمی داند در نماز چه می گوید.

ایشان نه تنها کم هوش و حواس است؛ از درک سخن راست و درست نیز عاجز است. می گوید اف کردن به پدر و مادر به قرآن کفایی چه ارتباطی دارد. این دستور که فقط به "اف کردن" اشاره دارد به این معناست که هیچگونه و بطور مطلق هیچگونه آزار کلامی و ورای آن نیز نباید به پدر و مادر داشت. از آن گذشته قرآن به پیامبری که پدر و مادرش را در کودکی از دست داده می گوید بال های رحمت بر سر پدر و مادرت بگستران. منظور چیست؟ منظور این است که مسلمانان هم چنین کنند. از این دو امر چه برداشتی باید کرد؟ اینکه وقتی قرآن می فرماید که این کتاب کافی است؛ یعنی حکم تخصیصی نیست. نه تنها در زمینه نشانه بودن کافی است؛ بلکه در همه زمینه های دینی دیگر نیز کافی است. عالیجناب برای خودش زحمت کشیده و تفسیر نموده که نخیر؛ فقط در زمینه نشانه بودن کافی است. نشانه یا بی نشانه؛ قرآن خود را کافی نامیده است.

تا چه اندازه ایشان از ابتدائیات اسلام ناآگاه است. سخن سقراط زمان را ببینیم:"مگر پیش خدا هم توان رفت؟" مفسر بزرگ فراموش نموده اند که در اندیشه اسلامی خدا همه جا هست و همه ی انسان ها در محضر خدا هستند. نه که نداند. فراموش کرده. وَهُوَ مَعَکُمْ أَیْنَ مَا کُنْتُمْ و او با شماست هر جا که باشید- ۴ الحدید

تصور کرده که در قرآن؛ کتاب؛ یعنی همین مجلدات روزمره خودمان. در سوره بقره که می گوید ذلک الکتاب؛ از منظر علامه ی دوران احتمالا بعد از مجلد شدن قرآن نازل شده. البته این که کسی بالهوسانه به تفسیر کتابی دست بزند که نه از آن آگاهی دارد و نه زبانش را بلد است ستودنی نیست. ولی از شجاعت ایشان در این طبع آزمایی لذت بردم.
نقل قول  
دوستانی که عشق نظام سرمایه داری دارند درباره بحرانهای اقتصاد بین الملل که هر ۱۰ سال یکبار اتفاق میافتد چه جوابی دارند یا درباره نا برابری اقتصادی در خود کشورهای غربی چه جوابی دارند یا درباره بحرانهای زیست محیطی ناشی از سرمایه داری چه جوابی دارند مدل کشورهای اسکاندیناوی مثل سوئد و نروژ و فنلاند در پیش روی همه دنیاست مدل قانون جنگل امریکا هم در پیش روی ماست، در مورد ساندیس خوری هم که دوستمان نوچه عزرائیل گفته بود به نظرم همین ساندیس خورهایی مثل الموت الاسراییل با آدمهایی مثل رضا پهلوی که جشن پوریم ( ایرانی کشی) را به سردمداران اسرائیل تبریک میگویند تفاوت چندانی نداشته باشد تازه اون الموت اسرائیل ادعای شاهزاده بودن یک کشور هفت هزار ساله را ندارد ثروت رضا پهلوی را هم ندارد یکی از دلایل ماندگاری الموت الاسراییل ها( ۴۱ سال) در دشمنان احمقشان نهفته است
نقل قول  
Jeremiah
Member
ببین کی به کی گوید اینترنتی! حضرت آقا همیشه گرفتگاه سخنش از ویکی‌پدیا پارسی باشدو بالاترین هنری که کرده، این است از ویکی‌فقه گرفتگاه بدهد از کتاب "بیان معانی در کلام ربانی" که هر چه گردم کتابش را گیر نیاورم گفتاورد کند، تازه صفحه‌اش را که ندهد. اف کردن به پدرومادر به بسندگی یا نابسندگی قرآن چه؟ نمازگزاری به زبان مادری به جستار ما چه؟ از جستار بیرون نرو زیاده‌گو کی به کی گوید از این شاخه به آن شاخه نپر. همچنین فردید قرآن آن است کسی بداند چه بگوید نه آنکه زبان تازی را بداند چون کسانی که سیاه‌مست هستند حتی زبان مادری‌شان را درست نگویند. از جای دیگر سوخته‌ای، داری اینجا با پرخاشگری‌و راه انداختن جستارهای بی‌ربط خودت را خنک ‌می‌کنی؟ خوب کردم زیر اینجا نشان دادم چه ساندیس‌خوری هستی تا آنگونه زیر کتابی دیگر درشت بارت کنند. آشکار است تا چه اندازه سوخته‌ای
مگر پیش خدا هم توان رفت؟ کتاب را هم ننوشته بود. آن سخنان درون [ ] فولاوند نوشته است. فولادوند در میان کروشه آورده. آن آیه ۱۸ سوره مکی عنکبوت منسوخ آیه ۵۹ سوره مدنی نساء است. نخست ناسخ‌و منسوخ را یاد بگیر سپس بالا منبر بدو، شما افسوسمندانه حتی پیش‌پا افتاده‌ترین مفاهیم از قرآن را ندانید. زمانی که گوییم قرآن پارادوکس دارد، تازی‌پرستان گویند نه اینها ناسخ‌و منسوخ است با این روی هرگاه که کم آورند از منسوخها بهره‌وری کنند. آن من به معنای از است تو حتی "ادوات الربط" تازی را هم ندانی، اگر می خواست زنان مستضعف را بیاورد آن را به ریخت والنساء المستضعفات یا والمستضفعات می‌آورد. ترکیب وصفی هم که ندانی. افاده بعض دیگر چه صیغه‌ای است. خود انصاریان، فولادوند با آیتی آن بخش را "مردان، زنان‌و کودکان مستضعف" آورده‌اند اگر تفسیر را بخوانی که نمی‌خوانی بهتر آیه را دریابی. هر چند این را بایست از خدایت پرسی، نه اینکه در زبان تازی دست ببری. تو که راست گویی، آشکار است تا چه اندازه پاسخانم نمی‌خوانی هنگامی که در بسیاری از جایها بالای سخنم پاسخ کسی دیگر را داده‌ای. تو را خدا بینید چه هذیانی گوید:
نقل قول از Khwanirath:
... حقیقتا تالم و اندوه بزرگی است که شوهر ارمیا سخنم را باور نمی کند. تنها کاری که می توانم انجام دهم این است که به شتر ابوسفیان حواله کنم. این نکته هم قابل عرض است که بنده اصلا نظر آن فردی که سخنش قرار داده شده را در ذیل هیچ کتابی نمی خوانم.

نقل قول از E R S:
... در مورد سطح منطق و استدلال ایشان هم کافی است نگاهی بکنید به این کامنت اخیرش که چطور آیه در مورد عدم مستی حین نماز را ربط داده به جایز بودن تغییر فرم نماز! آسمان را به زمین و شقایق را به گودرز ربط داده. سطح فکر و استدلال این فرد همین است. چه انتظاری می توان داشت؟ گذشته از این، ویژگی های اخلاقی دیگری هم دارد که خودتان مستحضر هستید. دوستانه توصیه میکنم وقت و اعصاب خودتان را هدر ندهید.
موفق باشید.

باشد اگر پیامی در زیر همین کتاب داد صفحه آن را باز نخواهم کرد تا ببینم‌و پاسخش را دهم. رفیقان کمونیستش هم خوب است ببینند چگونه به پرولتاریا (انعام: ستوران مانند گاو یا خر) گفت. زنده باشید
نقل قول  
E R S
Publisher
Jeremiah عزیز؛
منظور بنده از کاربران کتابخوان و باسواد اما آمریکاستیز، کمونیست ها و بعضی چپ های غیر کمونیست حاضر در کتابناک بود نه این فردی که اینجا طرف گفت و گوی شماست. البته جالب این است که همین آقا که اینجا بخش مهمی از مردم را عوام کالانعام خطاب می کند همانی است که زیر همین کتاب برای توهین به تماشاگران فوتبال یقه پاره می کرد (هر چند توهینی هم در کار نبود و بحث عدم بی تفاوتی به حقوق بانوان بود). بعدش هم برای کاربران موعظه ادب و تربیت می خواند. اینجا این واعظ زاهد برای بار صدم نشان داد منظورش از ادب و تربیت چیست.

در مورد سطح منطق و استدلال ایشان هم کافی است نگاهی بکنید به این کامنت اخیرش که چطور آیه در مورد عدم مستی حین نماز را ربط داده به جایز بودن تغییر فرم نماز! آسمان را به زمین و شقایق را به گودرز ربط داده. سطح فکر و استدلال این فرد همین است. چه انتظاری می توان داشت؟ گذشته از این، ویژگی های اخلاقی دیگری هم دارد که خودتان مستحضر هستید. دوستانه توصیه میکنم وقت و اعصاب خودتان را هدر ندهید.
موفق باشید.
نقل قول  
Khwanirath
Member
نقل قول از ettttttt:
جناب Khwanirath و جناب Jeremiah
من یکی از کسانی هستم که واقعا عاشق یادگیری زبان‌های باستانی ایران هستم و به‌دلایلی از این موهبت محروم هستم و اطلاعات زبانی شما، در حد فهم من، قابل ستایش است. وقتی می‌بینم شما با این دانش این‌گونه وقت خود را تلف می‌کنید، ناپالوده و به کنایه سخن می‌گویید و ما را نگران می‌کنید که اگر در شرایط صلح، دو مرد اهل دانش این‌گونه با یکدیگر سخن می‌گویند پس در زمان نابه‌سامانی، آدم‌های معمولی قرارست چگونه با یکدیگر رفتار کنند واقعا حیران و غم‌زده می‌شوم. به‌جدّ، از هر دوی شما خواهش می‌کنم به «گفتار نیک» سخن بگویید.
امیدوارم جسارت مرا ببخشید!


فروتنانه عرض می کنم که نمی توانم وصف کنم بابت اینکه در کنار علامه ی دهر، اهل دانش خوانده شدم تا چه اندازه احساس توهین می کنم. این البته ایراد از بنده بود که تا به الان تلاش داشتم که چشم پوشانه از نظرات 3،4 نفری که خواندن نظراتشان را اتلاف وقت می دانستم عبور کنم. اینکه اهل علم چه می گویند یک مسئله است، اینکه عوام کالانعام از نظرات پیشرو کشاورز و بنا و کارگر در تحلیل مسائل استفاده کنند مسئله ای دیگر.

زاین سپس مایل هستم به جای سر پریدن از نظرات فخیم این نخبه کتابناکی، نظراتشان را مجدانه پیگیری کنم تا نه تنها از عصاره فضایل ایشان بهره مند گردم، بلکه از فرصتی کوچک برای نشاندن لبخند بر گوشه لب هایم نیز استفاده نمایم.
نقل قول  
Khwanirath
Member
نمونه ای از تفسیر دانشمند مقیم کتابناک:

"در آن آیه قرآن را برای نشانه بودن بسند دانسته شده است"

نمی دانم نخبه ی کتابناکی چرا با این حجم از توانایی برای تفسیر قرآن، در این زمینه طبع آزمایی نمی کنند. در نهایت هم با دانش محفلی و اینترنتی خود نظر می دهند که کسانی که قرآن را با استناد به آیه 51 عنکبوت کافی می دانند، چیز جدیدی اختراع کرده اند. شوربختانه حضرت علامه نه تنها تفسیر نمی داند، نه تنها زبان عربی نمی داند، بلکه جریان های اسلامی را هم نمی شناسد. لابد وقتی هم در آیه 23 اسراء خداوند به پیامبر خویش دستور می دهد که به پدر و مادر خود "اف" نگوید، باید برداشت کنیم که پس فحش چارواداری می توان نثار ایشان کرد و فقط "اف" نباید گفت. ابن حزم اندلسی مجدداً زنده شد. حتی نمی داند تخصیص چیست و کجا بکار می رود.

گویا تصور کرده اند همه ی مسلمان ها بایستی به یک شکل و به یک زبان نماز بخوانند. البته که چنین نیست. آن فرد مسلمان پرتغالی زبان یا اسپانیولی زبان که زبان عربی بلد نیست، چرا باید چیزی بگوید که نمی فهمد؟ اما چرا باید نماز را به زبانی خواند که آن را می فهمیم؟ بدلیل آیه 43 نساء:

یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لَا تَقْرَبُوا الصَّلَاةَ وَأَنْتُمْ سُکَارَى حَتَّى تَعْلَمُوا مَا تَقُولُونَ

ای کسانی که ایمان آورده اید، به نماز نزدیک نشوید در حالی که مست هستید تا زمانی که بدانید چه می گویید.

مطابق این آیه، چرا نباید در حال مستی نماز خواند؟ چون فرد نمی داند چه می گوید. حال اگر کسی مست نباشد ولی بدلیل تفاوت زبانی نداند چه می گوید، به این نماز باید نزدیک شود؟ البته که نه! پس باید به زبانی نماز بخواند که آن را می فهمد. حال وقتی زبان نماز را می توان تغییر داد، چرا فرم آن را نتوان تغییر داد؟ کجا خداوند فرموده که همه به یک شکل و یک زبان نماز بخوانند؟

تفسیر دیگر مفسر بزرگ هم خالی از طنز نیست. آیه بطور واضح می گوید اگر مسلمین در زمینه ای با اولیای امر نزاع کرده اند به خدا و رسول مراجعه کنند. علامه می فرمایند منظور از رسول، سنت است. از کجای آیه؟ از هیچ کجا! با اینکه به وضوح آیات قرآن می گوید وَمَا عَلَى الرَّسُولِ إِلَّا الْبَلَاغُ الْمُبِینُ .

این نکته تفسیری را هم باید عرض کنم که در زبان عربی وقتی قبل از "الا" ادات نفی بیاید (که در اینجا "ما" آمده است)، آن را تبدیل به "الای حصر" می کند. یعنی تنها و تنها و تنها وظیفه پیامبر، ابلاغ مبین قرآن است. البته در محضر علامه درس پس می دهیم.

باز هم حضرت علامه، ما را به ترجمه ها سوق می دهند. نمی دانم ایشان با این همه کمالات و فضل و دانش و ادعای زبان عربی شناسی (که البته مرغ پخته را نیز به خنده می اندازد) چرا خود از درک یک آیه ساده در قرآن عاجزند؟ منظور مردان و زنان و کودکان مستضعف هستند! آن کلمه "مِن" در "من الرجال" را نمی تواند درک کند که افاده ی بعض است، بعد عطش اظهار فضلش هم زیاد است. خوب می شد معنی کودک غیر مستضعف را برایمان بیان بفرمایند تا قطره ای از اقیانوس معرفتی ایشان بهره مند گردیم.

و در نهایت هم که قافیه برایشان تنگ آمده، شاعرانه گریزی به صحرای کربلا می زند و آیه ای غیر مرتبط را مطرح می کند. در واکنش به این رندی شاعرانه، بنده هم البته عاجزانه از دانشمند مقیم کتابناک خواهشمندم از این شاخه به آن شاخه نپرند که کار آدمیزاد نیست.

حقیقتا تالم و اندوه بزرگی است که شوهر ارمیا سخنم را باور نمی کند. تنها کاری که می توانم انجام دهم این است که به شتر ابوسفیان حواله کنم. این نکته هم قابل عرض است که بنده اصلا نظر آن فردی که سخنش قرار داده شده را در ذیل هیچ کتابی نمی خوانم.
نقل قول  
ettttttt
Member
جناب Khwanirath و جناب Jeremiah
من یکی از کسانی هستم که واقعا عاشق یادگیری زبان‌های باستانی ایران هستم و به‌دلایلی از این موهبت محروم هستم و اطلاعات زبانی شما، در حد فهم من، قابل ستایش است. وقتی می‌بینم شما با این دانش این‌گونه وقت خود را تلف می‌کنید، ناپالوده و به کنایه سخن می‌گویید و ما را نگران می‌کنید که اگر در شرایط صلح، دو مرد اهل دانش این‌گونه با یکدیگر سخن می‌گویند پس در زمان نابه‌سامانی، آدم‌های معمولی قرارست چگونه با یکدیگر رفتار کنند واقعا حیران و غم‌زده می‌شوم. به‌جدّ، از هر دوی شما خواهش می‌کنم به «گفتار نیک» سخن بگویید.
امیدوارم جسارت مرا ببخشید!
نقل قول  
Jeremiah
Member
نقل قول از Khwanirath:
این جمله ی "مجبور هستیم به شان نزول هم برویم" در صورتی دارد ادا می شود که خود متن قرآن بصورت کاملا صریح و واضح خود را کافی می داند. در آیه 51 سوره مبارکه عنکبوت:

أَوَلَمْ یَکْفِهِمْ أَنَّا أَنْزَلْنَا عَلَیْکَ الْکِتَابَ یُتْلَى عَلَیْهِمْ إِنَّ فِی ذَلِکَ لَرَحْمَةً وَذِکْرَى لِقَوْمٍ یُؤْمِنُونَ

آیا برای ایشان کافی نیست که کتاب را بر تو نازل کردیم که آیاتش بر ایشان تلاوت می شود. براستی در آن رحمت و ذکری برای کسانی است که ایمان می آورند.

مشاهده می شود که قرآن خود را کافی می داند. این کاسه داغ تر از آش شدن چه معنایی دارد؟ وقتی خودِ کتاب خود را کافی معرفی می کند، عده ای بگویند که نخیر، کافی نیستی و ما مجبور هستیم به سراغ شان نزول برویم!

و سوالی درست و مناسب: "جایی که قاتلوا فی سبیل الله گوید با زنان هم هست؟"

جواب این هست که نیست. قاعده ی تغلیب در صورتی اعمال نمی گردد که در خود آیه یا در آیات دیگر ذکر کند که منظور فقط مردان هستند نه زنان. در آیه 75 سوره شریفه نساء این استثنا ذکر می شود:

وَمَا لَکُمْ لَا تُقَاتِلُونَ فِی سَبِیلِ اللَّهِ وَالْمُسْتَضْعَفِینَ مِنَ الرِّجَالِ وَالنِّسَاءِ وَالْوِلْدَانِ

و شما را چه شده که در راه خدا و مردان مستضعف و زنان و کودکان نمی جنگید؟

در این آیه سه دسته هستند که از جنگیدن مستثنا شده اند و در کنار خداوند، در راه ایشان باید جنگید، نه اینکه خود بجنگند:

1-مردان مستضعف
2-زنان
3-کودکان
گویا برخی مانند حروفیه در قرآن چیزهای نویی می‌بینند! آن آیه ۵۱ عکنبوت دنباله آیه ۵۰ یا پیشین خودش است:
و گفتند: «چرا بر او از جانب پروردگارش نشانه‌هایى [معجزه‌آسا] نازل نشده است؟» بگو: «آن نشانه‌ها پیش خداست، و من تنها هشداردهنده‌اى آشکارم.»
در آن آیه قرآن را برای نشانه بودن بسند دانسته شده است، (چرا آن را نفرستادید؟) ارنه در قرآن شیوه وضوء تا اندازه‌ای آمده است با این روی شیوه برپا داشتن چیزی که وضوء را برای آن گیرند، ستون دینش، همانا نماز نیامده است. خود قرآن هم گوید:
اى کسانى که ایمان آورده‏ اید خدا را اطاعت کنید و پیامبر و اولیاى امر خود را [نیز] اطاعت کنید پس هر گاه در امرى [دینى] اختلاف نظر یافتید اگر به خدا و روز بازپسین ایمان دارید آن را به [کتاب] خدا و [سنت] پیامبر [او] عرضه بدارید این بهتر و نیک‏فرجام‌تر است. (نساء، ۵۹)
استاد گویا خودش ترگمانی کرده است! در آن آیه گفته شده است "مستضعفان از مردان، زنان‌و کودکان" نه تنها《مردان مستضعف》( اگر سخن مرا پذیرا نیستید، می‌توانید به ترگمانی‌های گوناگون روید تا ببینید من درست گویم یا شما)، خوب است ایشان خودش را استاد زبان تازی داند. زنان نامستضغف بایست بجنگند؟ در آن آیه سخن از زن‌و کودکان بود، در آیه‌ای مانند ۲۹ توبه مگر هست؟
نقل قول از Khwanirath:
ذیل کتاب پایان عصر آمریکا و نظر فرد مورد نظر را هم الان ملاحظه کردم.

عین کلام فرد مورد نظر: "اون کاربران کتاب‌خوان و باسواد همونهایی اند که در درون هم فکر این آقا "الموز" هستن فقط همونطور که عرض کردم ماسک و اسم کاربری خودشون رو "اسم جغرافیایی اوستایی" گذاشتن"

نمی دانم بایستی بابت اینکه "با سواد" خوانده شدم به قول اسطوره ادب و تربیت "پاچه" بگیرم یا بابت "کتاب خوان" خوانده شدن.
تو گفتی‌و منم باور کردم. آفرین! کوچولو ذوق کرده بهش کتابخوان گفتند، حضرت نوچه آن را در پاسخ این سخن بود:
نقل قول از E R S:
قبلاً هم این کینه و آمریکاستیزی را از برخی کاربران کتاب‌خوان و باسواد سایت دیده بودیم.
خوب است خودش این را جدا کرده بود. همچنین سخنان دیگری هم زده بودو در آنجا نا سر راست ساندیسخور خوانده شده بودید (حتی در همان بخش که فرستادید). گویا حضرت آقا حتی در کوچک‌ترین چیزهای روزانه، خو بر آن دارد که در آن دست بردو چیزهایی که دوست دارد جدا کند.
نقل قول  
Khwanirath
Member
ذیل کتاب پایان عصر آمریکا و نظر فرد مورد نظر را هم الان ملاحظه کردم.

عین کلام فرد مورد نظر: "اون کاربران کتاب‌خوان و باسواد همونهایی اند که در درون هم فکر این آقا "الموز" هستن فقط همونطور که عرض کردم ماسک و اسم کاربری خودشون رو "اسم جغرافیایی اوستایی" گذاشتن"

نمی دانم بایستی بابت اینکه "با سواد" خوانده شدم به قول اسطوره ادب و تربیت "پاچه" بگیرم یا بابت "کتاب خوان" خوانده شدن.
نقل قول  
Khwanirath
Member
این جمله ی "مجبور هستیم به شان نزول هم برویم" در صورتی دارد ادا می شود که خود متن قرآن بصورت کاملا صریح و واضح خود را کافی می داند. در آیه 51 سوره مبارکه عنکبوت:

أَوَلَمْ یَکْفِهِمْ أَنَّا أَنْزَلْنَا عَلَیْکَ الْکِتَابَ یُتْلَى عَلَیْهِمْ إِنَّ فِی ذَلِکَ لَرَحْمَةً وَذِکْرَى لِقَوْمٍ یُؤْمِنُونَ

آیا برای ایشان کافی نیست که کتاب را بر تو نازل کردیم که آیاتش بر ایشان تلاوت می شود. براستی در آن رحمت و ذکری برای کسانی است که ایمان می آورند.

مشاهده می شود که قرآن خود را کافی می داند. این کاسه داغ تر از آش شدن چه معنایی دارد؟ وقتی خودِ کتاب خود را کافی معرفی می کند، عده ای بگویند که نخیر، کافی نیستی و ما مجبور هستیم به سراغ شان نزول برویم!

و سوالی درست و مناسب: "جایی که قاتلوا فی سبیل الله گوید با زنان هم هست؟"

جواب این هست که نیست. قاعده ی تغلیب در صورتی اعمال نمی گردد که در خود آیه یا در آیات دیگر ذکر کند که منظور فقط مردان هستند نه زنان. در آیه 75 سوره شریفه نساء این استثنا ذکر می شود:

وَمَا لَکُمْ لَا تُقَاتِلُونَ فِی سَبِیلِ اللَّهِ وَالْمُسْتَضْعَفِینَ مِنَ الرِّجَالِ وَالنِّسَاءِ وَالْوِلْدَانِ

و شما را چه شده که در راه خدا و مردان مستضعف و زنان و کودکان نمی جنگید؟

در این آیه سه دسته هستند که از جنگیدن مستثنا شده اند و در کنار خداوند، در راه ایشان باید جنگید، نه اینکه خود بجنگند:

1-مردان مستضعف
2-زنان
3-کودکان
نقل قول  
Jeremiah
Member
زبان عربی برای جنسیت زده بودنش ابهام در بسیاری از جایها دارد و پس مجبور هستیم به شان نزول هم برویم، جایی که قاتلوا فی سبیل الله گوید با زنان هم هست؟ جز آن که بایستی اینجا خارج از زبان عربی رویم؟ این بحث برای بالای یک ماه پیش است، ثابت بن رفاعه را برای همین ثابت بن رافعه گفتم. ما وارون برخی آیت الله ویکی پدیا نیستم. خوشحالیم در این یک و ماه نیم آغاز به خواندن زبان عربی کردید و سپس پاسخ دادید، جلوتر بروید با مدرسه تفاوت های بیشتری گیر آورید شما اگر آن تفسیر قبول دارید چرا باور دارید سن ازدواج در آن آیه آشکار است‌و نه سال نیست؟ راستی صفحه آن کتاب را هم بدهید. یزی را که قبول دارید بفرستید. هر چند من می دانم از کجا به تو زور آمده است که اینجا پاچه اش را گیری، سخن نوچه عزرائیل در زیر کتاب پایان عصر آمریکا به تو زور آورد ساندیسخور؟ از دیدگاه بنده با کسی کور است و شان نزول را نمی بیند یا از جایی منبع آورد که سخن وارون آن را زند نباید بحث کرد، جدای آن که نخست درباره عربی سخن گوید و سپس رود یاد گیرد
نقل قول  
Khwanirath
Member
حضرت عشق گویا با زبان عربی کار ندارند؛ با نظر تقی و نقی کار دارند. مهم نیست که زبان عربی چه می گوید. مهم این است که فلانی گفته بلغوا یعنی مرد شدن!

مثل اینکه اخیرا شیعه مرحوم طباطبایی هم به جمع فِرَق اضافه شده است. تغلیب حاکم نیست چون مرحوم طباطبایی نگفته. استاد گویا خودشان عربی نمی دانند به هر دستاویزی متوسل می شوند تا برداشت ناصحیح خود را توجیه نمایند.

اگر معیار و ملاک این است که تفسیری به این مسئله اشاره کند (که نیست)؛ از متن تفسیر "بیان معانی در کلام ربانی" مصطفی حسینی طباطبایی در ذیل آیه ۶ نساء عینا می نویسم:

"استقلال مالی یتیم دو شرط دارد؛ ۱-رسیدن به بلوغ جنسی و ۲-دستیابی به رشد عقلی. هیچ سن معینی نیز ذکر نشده و بنابر این دختر یا پسر در هر سنی که به دو ضابطه ی (بلوغ و رشد عقلی) فوق رسیدند به لحاظ شرعی بالغ شمرده می شوند و سنین ۹ و ۱۵ سال که به عنوان سن بلوغ دختر و پسر ذکر شده؛ ماخذ قرآنی ندارد."

آن یکی هم ثابت بن رافعه نیست و ثابت بن رفاعه است. با تعجیل؛ زیر و رو کردن اینترنت موجب خطا می شود.

ثابت بن رفاعه

خیلی بی معناست با کسی که زبان عربی نمی داند گفتگویی پیرامون لغت عربی داشته باشم. زبان عربی از آنچه در راهنمایی و دبیرستان خوانده اند گسترده تر است.
نقل قول  
Jeremiah
Member
حضرت زمخشری، در اینجا تغلیب پیش نیاید، آیه در شان ثابت بن رافعه که پسر است آمده است، همچنین در تفسیر طباطبایی واژه "مرد شدن" را به کار رفته است، (بنده هم از همین روی آن را تغلیب ندانستم) حال تو خودت را از طباطبایی علامه تر دانی چیز شگفتی نباید باشد، این هم از زبان کامل! زیر کتاب هولوکاست سخن از صیغه و راهنمایی و رانندگی راه انداختی، اکنون هم بیا درباره زبان عربی سخن بران
نقل قول  
Khwanirath
Member
گویا حضرت استاد در زمینه تفسیر قرآن و زبان عربی هم سر رشته دارند.

بلغوا جمع مذکر است!!!

این اندازه نمی داند که این را در زبان عربی قاعده ی تغلیب می نامند. لابد گمان کرده اند وقتی در قرآن می گوید اقیموا الصلوه یعنی فقط مردان نماز بخوانند!

زهی عقل!
نقل قول  
kap
Member
نقل قول از vforw:
محض توجه دوستداران این کتاب باید بگم که این آقای مولف (حمیدرضا نیک‌بخش) از سردمداران جبش نئونازیسم در ایران اس. فقط کافیه یک نگاه به کتاب های ایشون بیندازید و دروغگو بودن این آدم را بفهمید. بر فرض اینکه هلوکاست دروغ باشد، نازیسم یک جنبش نژادستیزی است و حمایت از نژادستیزی است که طبقه بندی نژادی دارد و هرکس از نازیسم و هیتلر دفاع کند یا ناآگاه است یا احمق.


با درود

مولف مذکور( حمید رضانیک بخش) در نوجوانی و اوایل جوانی تحت تاثیر نئونازیهای اروپایی بود اما بعد که با دین زرتشت و فلسفه اش آشنا شد و همچنین آگاه شدن از این جریان که اکثر راست گرایان افراطی و نئونازی ها در خارج از ایران(بعد از نازی ها و مدتی بعد از جنگ جهانی دوم) توسط سازمانهای اطلاعاتی تعدادی از کشورهای خارحی هدایت میشوند(جهت اهدافی که یکی از این اهداف تخریب چهره نازی های به تاریخ پیوسته است)نژاد پرستی را کنار گذاشت و راه و هدف خود را تغییر داد
نقل قول  
Jeremiah
Member
بازهم برخی نخود هر آش شدند. این دیدگاه خونیرث نیست در برگه 9 نیست؟:
نقل قول از Khwanirath:
اصلا اسرائیلی وجود ندارد. یک ملت مصنوعی و اشغالگر است که به فضل خدا باید از پهنه ی زمین محو شود. معنا ندارد خاک مسلمین ده ها سال در اشغال بماند و بعد این اشغال رسمیت یابد

خیلیها هستند که نه دین دارند نه نونازی هستند، با این روی پشتیبان اسرائیل هم نیستند، ایشان باز هم اینجا دینش را درون دیدگاهش کرد، نمی توانید یک جا دیدگاهی بگذارید که هیچ پیوستگی به دینتان نداشته باشد؟ از این گذشته اسرائیل به هولوکاست چه پیوستگی دارد؟ هولوکاست به گفته پشتیبانانش پیش از ریختگیری کشور اسرائیل کنونی بوده است. بروید ببینید زیر نسک "چرا مردم از آمریکا متنفر هستند؟" در برگه 17 از روی قرآن دارد فتوا میدهد یا دارد پبشگویی میکند که اسرائیل باید نابود شود :
نقل قول از Khwanirath:
مطابق آیات 39 و 40 سوره شریفه الحج، اسرائیل باید از پهنه ی زمین محو گردد و در این زمینه به فضل خدا هیچ گونه اغماضی نخواهد شد. آیه 246 البقره هم تایید دیگری بر آن است. این تفکر اگر در زمان جنگ سکاندار می بود، به جای جنگیدن با نیروی اشغالگر به مذاکره روی می آورد "تا راه اساسی حل مشکلات از طریق گفت و گوهای نتیجه بخش باز شود". هیچ گفتگویی جز گلوله در جواب اشغالگران نخواهد بود.

ضمن اینکه مطابق آیه 9 سوره مبارکه الممتحنه، ارتباط و پیوند با اسرائیل و رژیم ایالات متحده حرام مطلق است. معیار و ملاک ما این نباید باشد که در جابلقا و جابلسا چه می کنند. هند و پاکستان چه شکری می خورند و نمی خورند، مهم این است که دستور خداوند چه هست و سیاست خارجی در یک حکومت اسلامی بایستی از قرآن منبعث گردد.

بنیادگرایی و خشکه مقدس بودنش هم در دیدگاهش آشکار است. چیزی که در ایشان بنده دیدم، کینه شتری و پاپی شدن بسیار است؛ گویا خیلی به وی زور آمده است که دیده است قرآن کاری دربرابر دلار نتوانسته است بکند در اینجا بازهم زیر این نسک سخن نابجا زده است.
نقل قول  
mt1397
Member
درود.

بهتر است دوستان چند برگ پیشین را نگاه بندازند و ببینن جستارهای دینی و رانندگی را چه کسی نخست بار آغاز کرد، وانگهی به دیگران انگ بزنند!

امیدوارم مدیران پیام های بی ربط اینجا را از دم پاک کنند!

مانا باشید.
نقل قول  
Jeremiah
Member
نقل قول از vforw:
من نفهمیدم این بحث ها چه بطی به کتاب داشت!

اینها را باید به خونیرث گفت، بار نخستش هم نیست که جستار را به بیراهه می کشاند، هرگاه پا به هر گفتمانی گذاشته، در پایان به گفتمانی دگر آن را انجامیده است. اکنون هم رفته است کلاس آموزش راهنمایی و رانندگی گذاشته است. از کسانی که حتی اسلامشان را در سوک و سوی دستشویی کردنشان درون می کنند، باید همین اندازه چشم داشت زیر نسک "هولوکاست: دروغ بزرگ یهودیان" بیایند سخن از صیغه و دادگری در اسلام راه بیاندازند. پیش از این هم زیر همین نسک، نزدیک به یک هفته به خرده گیری از سرودگان محمدرضا قربانی پرداخته بود. گوش ما هم مفت نیست که دری وری های ایشان، همانهایی که تیشه به ریشه میهن گرامی مان، همانا ایران زده اند، بشنود و پاسخ دندانشکن به این بیگانه پرستان ندهد.
نقل قول  
vforw
Member
من نفهمیدم این بحث ها چه بطی به کتاب داشت!
نقل قول  
Jeremiah
Member
درباره آن لینکهایی هم که ایشان فرستاده است، همین بسند که آن بخش "پیامدهای جهاد نکاح" در ویکی پدیا پارسی که خودش فرستاده خوانده شود. در خود ویکی پدیا انگلیسی هم که آن هم خودش فرستاده، نوشته شده است:

Publicity first arose in 2013, and the veracity of the practice became the subject of greater debate in September 2013 after the Interior Minister of the 98% Muslim nation of Tunisia made a public statement identifying it as a significant issue

In April 2013, the Grand Mufti of Tunisia, Othman Battikh, claimed that Tunisian girls were visiting Syria to take part in a sexual jihad

همان گونه که در بالا می خوانید این کار تا چه اندازه بیخ پیدا کرده بود که تا تونس هم رفته بود. (دیگر بخشهای Reports and allegations بد نیست خوانده شود) ایشان چشمش نمی بیند؟ گذشته از این آن همه زنانی که پیش داعش کار می کردند و از آنان باردار شدند، پس چه هستند؟ تازه در آن جا (جهاد عشق) Love Jihad هم دیدم! سخنان شگفت آوری درباره اش زده بودند. این هم فیلمی است درباره جهاد نکاح: متن لینک ایشان شاید وهابی باشد، اگر ریز شوید میبینید چگونه دارد از وهابیها و داعشیها پدافند می کند.
نقل قول  
Jeremiah
Member
درباره آیه 3 نساء پیشتر گفتم، اکنون باید درباره آیه 6 آن باید بگویم: ایشان راست می گوید، "سن بلوغ" روشن و نِشاخت نشده است، امروزه در برخی از جایهای آمریکا سال پیوگانی (Marriageable age) بیست و یک است. (خود کاربر اسلامگرا با پیش پنداره خودش سال رسیدگی یا سن بلوغ را بالای نوجوانی برآورد می کند و به گفته خودشان "تفسیر به رای"می کند.) ایشان با این که خیلی برآن است که استاد زبان تازی می باشد، چرا نمی داند "بلغوا"، "جمع مذکر غایب" است؟ از دختران در اینجا سخنی به میان رانده نشده است. خود طباطبایی هم در تفسیر این آیه می نویسد:
«جمله:" فادفعوا ..." کنایه است از اینکه مال یتیم را به دست خودش بدهید و اگر به جای" فاعطوا" کلمه" فادفعوا" را آورد، برای همین بود که هم معنای تحویل دادن را برساند و هم کنایه از این باشد که :" زحمت و شر و مسئولیت او را از سر خودت رفع کن، مالش را بده تا برود و از تو دور شود"، پس این تعبیر در عین اینکه تعبیری است پیش پا افتاده، کنایهای لطیف هم در بر دارد . و جمله" حَتَّی إِذا بَلَغُوا النِّکاحَ ..." متعلق به جمله:" و ابتلوا ..." است و معنایش این است که یتیم سفیه را بیازمائید و این معنا را میرساند که این آزمایش باید از زمان تمیز دادن هم چنان ادامه داشته باشد تا به سن ازدواج برسد، آن گاه اگر دیدید که رشد عقلی یافته، مالش را به دست خودش بدهید. پس این تعبیر تا حدی دلالت بر استمرار آزمایش دارد، و این را میرساند که کودک یتیم وقتی که میخواهد به حد تمیز و عقل برسد، یعنی به حدی برسد که بشود مورد آزمایشش قرار داد، او را مورد آزمایش قرار بدهید و این آزمایش تا حد ازدواج و حد مرد شدن ادامه داشته باشد.»
راستی به یاد هم ندارم تازی پرستی را پیوست صیغه خواهی کرده باشم که برخی چنین می گویند. ایشان هم گفت پیوگانی سپید پول نمی خواهد؟ چه بسا پول یک تسو یا ساعت کامگیری از یک زن کمتر از دست و پا کردن خانه ای برای همباشی است، با این روی همانند صیغه اینجا دختر دسمتزدی نمی خواهد. خوب است خودش هم خستو می باشد صیغه ساخته و پرداخته اش هیچ ناهمسانی با پیوگانی سپید ندارد، خوب برود پیوند سپید کند، بیک بداند هیچ دختر باخانواده ای (چه مسلمان، چه لائیک) تن به صیغه نمی دهد و برای صیغه کردن باید پیش صیغه ایها و روسپیان برود. این جمهوری که بدست همانندان ایشان درست شد، پر از خانه های عفاف است، هر چند اسلامگرایان مگر تروریستها را که دست پرورده خودشان بودند می پذیرند که بیایند خانه های عفاف را بپذیرند؟ شاید هم کور می باشند
نقل قول  
siawash110
Member
از دوستان مذهبی (‌سنی و یا شیعه ) سئوالی دارم :

این برادران می فرمایند که : دستورات الهی را نمی توان به رای اکثریت گذاشت و مثلا اگر مجلس یک کشوری ، قانونی تصویب کرد این موضوع دلیل بر درست بودن و یا الهی بودن آن قانون نیست . اکنون سئوال من این است :

در یک کشور ( به خصوص مانند ایران ) حدود 20 میلیون نفر اهل سنت داریم و تعداد زیادی شیعه و تعدادی هم ارمنی و تعدادی هم زرتشتی و تعداد اندکی هم یهودی ( بهایی ها را هم فعلا بی خیال می شویم )

هر کدام از این برادران و خواهران عزیز و گرامی ، در کتب آسمانی و الهی خودشان دستورات متفاوت و بعضا متضاد با سایر ادیان دارند . . . وارد مسائل شخصی هم نمی شویم ولی مسائلی وجود دارد که ایجاد تنش و تضاد می کند مثلا :

1- غاطبه اهل سنت ، اطاعت از حاکم ، ولو ظالم را واجب می دانند ، در تشیع ، قصه کاملا بر عکس است و تاریخ شیعه سرشار از شورش و قیام علیه حکومت خلفاست . . . به نظر شما ((اگر مبنا کتاب آسمانی و برداشت پیروان هر مذهب باشد )) تکلیف چیست ؟

2- شیعه ، برائت از مشرکین را از واجبات حج می داند که اگر انجام ندهد حجش صحیح نیست . . خوب ، این موضوع با قوانین داخلی عربستان در تضاد است . . تکلیف چیست ؟ ؟ ؟


تازه ، اینها مواردیست که مربوط به قوانین داخلی کشورها می شود و اگر به قوانین بین الملل یا قوانین مشترک بپردازیم ، مساله ، دو چندان دشوارتر می شود . . . مثلا روز پنجنشبه و جمعه نزد مسلمین مقدس است و تعطیل . . . یهودیان و مسیحیان شنبه یکشنبه را مقدس و تعطیل می کنند اکنون میان ایران و دنیای خارج عملا چهار روز تعطیلی داریم !‌!‌!‌! ( در زمینه سفارت و اخذ ویزا و معاملات بانکی . . . ) و میلیاردها ضرری که از این بابت وارد می شود . . . . تکلیف چیست ؟ ؟ ؟


در این زمینه باز هم می توان ، مثالهای متعددی زد . پس آیا بهتر نیست از خر شیطان پیاده شویم و قوانین را بر مبنای انسانیت و منافع جمع بنویسیم ؟ که اگر خواستیم تغییری در آن بدهیم امکان پذیر باشد و کسی چوب تکفیر و ارتداد را هم بلند نکند و موجب تفرقه های قومی و مذهبی هم نشود ؟ ؟ ؟
نقل قول  
siawash110
Member
به نظر من ، نوع طرح این بحث اشتباه است . . نوع طرح سئوال و ایراد هم اشتباه است

فرض کنیم قوانین دو کشور ( مثلا در رابطه با راهنمایی و رانندگی و یا ازدواج و یا روش سیاسی اداره یک کشور ) از زمین تا آسمان با هم متفاوت باشد و حتی یک مورد مشابه هم نداشته باشد ولی هر دو قانون ، توسط :

- انسان های عاقل
- منتخب واقعی مردم
- بدون تعصب مذهبی یا نژادی
- با رعایت نیازهای روز جامعه

نوشته شده و روح آزادی و عشق در آن جریان داشته باشد ، هر دو قانون ، قابل احترام و اجراست . . .

البته در هر حال باید امکان تغییر و یا اصلاح قوانین ، وجود داشته باشد

بهترین و زیباترین قوانین ،‌اگر مورد پذیرش اکثریت نبوده و روح استبداد و اجبار بر آن حاکم باشد و امکان تغییر آن هم وجود نداشته باشد ، جز بدبختی و فلاکت هیچ ارمغان دیگری برای نوع بشر نخواهد داشت . . . .
نقل قول  
Khwanirath
Member
نقل قول از ctr2006:
کاربر گرامی اصول قوانین راهنمایی و رانندگی در تمام جهان یکی است در همه جای جهان علایم چراغ راهنمای ترافیک یکی است در همه جهان حالا چه ایران باشد چه اسرائیل چه چین باشد چه آمریکا تابلو عبور ممنوع یک نشان مشخص دارد البته طبیعی هست در جزئیات بومی سازی می شود مثلا در تابلو ایست در ایران به فارسی نوشته شده ایست در تابلو ایست بریتانیا نوشته شده stop

شما لینکی که در مورد صلیب سرخ بود را اصلا خواندید؟! به واژه هایی مانند جهان شمولی و نهضت بین المللی و اصول نهضت و همچنین بی طرفی و حفظ استقلال سازمان از دولت ها توجه کردید؟


با هم لینک هایی که فرستاده ام را مرور می کنیم. با سه مثال از قوانین راهنمایی و رانندگی شروع می کنیم. قابل ذکر است که این مطالب عینا از تارنگارهایی که ارسال کرده ام کپی شده اند:

-تردد با خودروی کثیف در جاده‌های روسیه جریمه‌ی قانونی در پی دارد

-خیابان‌های سنگاپور برای تفکیک ترافیک خودرو و عبور و مرور عابرین پیاده طراحی شده است. بر اساس قوانین راهنمایی و رانندگی به‌دلیل جمعیت بالا، ایمنی عابرین پیاده اولویت اول در رانندگی است. اگر خودرویی فاصله‌ی کمتر از ۵۰ متر با عابرپیاده داشته باشد، قطعاً جریمه خواهد شد.

-دِنوِر، کلرادو: تردد با خودروی سیاه رنگ در روزهای یکشنبه ممنوع است

اما مثال شما و مثال نقض بنده چه چیزی را نشان می دهد؟ این که "برخی" از قوانین جهانی و "برخی" دیگر سرزمینی است. در همین منشور حقوق بشر هم همینطور است. برخی را کشورهای اسلامی می پذیرند و برخی دیگر را نمی پذیرند.

به تارنگار هلال احمر نگاه کنیم. جایی که شما این اصل درون سازمانی که "همه جمعیت‌ها در نهضت بین‌المللی صلیب سرخ و هلال احمر از موقعیت یکسان برخوردارند و مسوولیت‌ها و وظایف یکسانی را در کمک به یکدیگر دارند." را نه یک اصل سازمانی یک ارگان بین المللی بلکه به معنای "قوانین جهان شمول صلیب سرخ " در نظر گرفته اید. اصول یک سازمان؛ غیر از قانون جهان شمول است.

اما در همین تارنگار دقت نفرمودید که: نهضت مستقل است. نمایندگان محلی ضمن آنکه در خدمت انسان‌دوستانه دولت‌های خود نقش کمکی را ایفا خواهند کرد و منطبق با قوانین کشور متبوع خود خواهد بود باید همواره استقلال خود را حفظ کنند تا بتوانند منطبق با اصول نهضت عمل کنند.

نقل قول از ctr2006:

مسلما با توجه به گوناگونی و تضادی که بین ادیان وجود دارد هیچ قوانین برگرفته از دینی خاص نمی تواند قوانین جهان شمولی باشد برای همین نخبگان در ایجاد اعلامیه جهانی حقوق بشر بر روی مذهبی خاص تمرکز نمی کنند پس قوانین قرآنی نمی تواند جهان شمول باشد


صد البته همینگونه است. ما قوانین دینی جهان شمول نداریم و این قوانین تنها در حیطه ای که باورمندان به آن دین در اکثریت باشند عملی ست. ولی مسئله از این هم فراتر است. ما نه تنها هیچ "قانون دینی جهان شمول" نداریم؛ بلکه هیچ "قانون انسانی جهان شمول" هم نداریم.

فلانی خود را نخبه دانسته و قانون جهان شمول وضع فرموده و بقیه هم باید به این قوانین من در آوردی گردن بنهند. چشم. امر دیگری هم بود می توانند بفرمایند تا ما گردن بنهیم. این حرف ها کدام است؟

نقل قول از ctr2006:

بنظر من انسان ها نیازمند قوانین انسانی هستند ، قوانینی که روی آن بحث شده باشد و بررسی های مختلفی روی آن صورت گرفته باشد و با گذر زمان امکان انعطاف داشته باشد، نه یکی سری قوانین متعلق به گذشته و جغرافیایی خاص


نظر شما هم محترم است. به نظر من اینطور نیست. اگر چه شیوه ی زیست انسانی متحول شده؛ ولی اخلاقیات مطلق انسانی تغییر ناپذیر است و تغییر قوانین بی مبناست.

مطایبه حضرتعالی در خصوص چپ دست ها را نیز به فال نیک می گیرم.

وقت بخیر
نقل قول  
ctr2006
Member
کاربر گرامی اصول قوانین راهنمایی و رانندگی در تمام جهان یکی است در همه جای جهان علایم چراغ راهنمای ترافیک یکی است در همه جهان حالا چه ایران باشد چه اسرائیل چه چین باشد چه آمریکا تابلو عبور ممنوع یک نشان مشخص دارد البته طبیعی هست در جزئیات بومی سازی می شود مثلا در تابلو ایست در ایران به فارسی نوشته شده ایست در تابلو ایست بریتانیا نوشته شده stop
شما لینکی که در مورد صلیب سرخ بود را اصلا خواندید؟! به واژه هایی مانند جهان شمولی و نهضت بین المللی و اصول نهضت و همچنین بی طرفی و حفظ استقلال سازمان از دولت ها توجه کردید؟ اصول صلیب سرخ ( یا شیر و خورشید سرخ) در همه جهان یکی است البته طبیعی است که در اجرای این اصول بومی سازی وجود دارد ولی ماهیت اصول تغییری نمی کند و مفاد آن مورد احترام همه کشورها باید باشد در اعلامیه جهانی حقوق بشر نیز همین موضوع (ماده 30 اعلامیه جهانی حقوق بشر و میثاق های اعلامیه) اجرای مفاد اعلامیه با قوانین هر کشوری موجود است


مسلما با توجه به گوناگونی و تضادی که بین ادیان وجود دارد هیچ قوانین برگرفته از دینی خاص نمی تواند قوانین جهان شمولی باشد برای همین نخبگان در ایجاد اعلامیه جهانی حقوق بشر بر روی مذهبی خاص تمرکز نمی کنند پس قوانین قرآنی نمی تواند جهان شمول باشد (بگذریم که روایتی واحد از تفسیرهای قرآنی وجود ندارد)
بنظر من انسان ها نیازمند قوانین انسانی هستند ، قوانینی که روی آن بحث شده باشد و بررسی های مختلفی روی آن صورت گرفته باشد و با گذر زمان امکان انعطاف داشته باشد، نه یکی سری قوانین متعلق به گذشته و جغرافیایی خاص



من هرگز تصمیمی برای مطالب غیراخلاقی ندارم امید و باور این است که تبعیض از زندگی و جامعه انسان ها کمتر شود و انسان ها علاوه بر زنده بودن زندگی کنند، چهقدر خوب میشد انسان هایی که انتخابی برای احساسات و گرایش های خویش نداشته اند مورد پذیرش جامعه قرار گیرند و برای ماهیت خویش به ابتذال متهم نشوند
در صد سال اخیر بخشی از مذهبی ها حضور چپ دست ها در جامعه را پذیرفته اند دیگر آنان را به خاطر خوردن نان با دست چپ به اهانت متهم نمی کنند یا برای نوشتن نام الله با دست چپ آنان را تنبیه نمی کنند، یک چپ دست مذهبی چه احساس ناگواری داشت وقتی که به اهانت به الله متهم میشد
نقل قول  
Khwanirath
Member
نقل قول از A_S:

البته برای یک اسلامیست خشک مغزی مثل ایشان سه - چهارتا کم است


آیه ۶ سوره نساء بسیار در این مورد وضوح دارد.

وَابْتَلُوا الْیَتَامَى حَتَّى إِذَا بَلَغُوا النِّکَاحَ

و یتیمان را بیازمایید تا برای نکاح بالغ شوند.

فلذا آیه شریفه شرط ازدواج را بلوغ گذاشته و از آنجا که نوع آن را مشخص نفرموده؛ همه انواع بلوغ را شامل می شود (جسمی؛ عقلی؛ عاطفی و ...). دیگر از این صریح تر به بلوغ اشاره کند؟

اما آیه ۳ سوره شریفه نساء نیاز به تفسیر دارد.

وَإِنْ خِفْتُمْ أَلَّا تُقْسِطُوا فِی الْیَتَامَى فَانْکِحُوا مَا طَابَ لَکُمْ مِنَ النِّسَاءِ مَثْنَى وَثُلَاثَ وَرُبَاعَ

و اگر می ترسید که در مورد یتیمان عادلانه رفتار نکنید؛ با آنچه می پسندید از زنان ازدواج کنید؛ دو تا دو تا و سه تا سه تا و چهار تا چهار تا

در تفسیر آقای دکتر غروی و همینطور تفسیر پرتوی از نور آقای مهندس بازرگان؛ در خصوص مثنی و ثلاث و رباع نکته ای آمده است. توجه به لفظ به کار رفته (دو تا دو تا و سه تا سه تا و چهار تا چهار تا) مسئله ای را نشان می دهد. فی المثل وقتی گفته می شود کتاب های روی میز را بین افراد تقسیم کنید؛ دو تا دو تا بدهید؛ سه تا سه تا بدهید؛ چهار تا چهار تا بدهید؛ از لفظ این برداشت می شود که تعداد کتاب ها؛ چند برابر افراد حاضر در جمع است. و اگر نه خداوند متعال از بکار بردن لفظ ساده؛ عاجز نبود.
در شرایطی که تعداد زنان مومن (مسلمان و اهل کتاب) در جامعه ای؛ چند برابر تعداد مردان آن جامعه باشد (نه در شرایط طبیعی جامعه) این حکم جواز چند همسری؛ مجددا محل توجه قرار می گیرد.

ما در اسلام خانه عفاف و صیغه و جهاد نکاح نداریم. تسهیل در امر ازدواج داریم.

در مورد جهاد نکاح هم توصیه بنده تارنگارهای زیر است:

متن لینک

متن لینک

رستگار باشید
نقل قول  
siawash110
Member
لطفا هوچی بازی در نیار و افکار و تمایلات خودت را به دیگران نسبت نده :

اگر به اندازه سر سوزن از واژه ها و ادبیات این مروز و بوم ، آگاهی داشتی فرق بین زن و دختر را در نوشته های من می فهمیدی

من از همان اول هم گفتم صیغه یا متعه را به روش فعلی نمی پسندم ( ولی شما گویا زحمت خواندن کامنت های قبلی را به خودت نمی دهی )

گفتم برای زنان ( و نه برای دختران ) پس در پاسخ شما باید بگویم : بله ، اگر خواهری داشتم که ازدواج ناموفقی داشت . . . طلاق گرفت و بعد از آن ،‌ مدتی کنج خانه مانده بود و موفق به ازدواج دائم نشده بود ، من با ازدواج موقت او مشکلی ندارم ( مگر اینکه بخواهم خواهرم گوشه خانه بنماند و روانی و دیوانه شود و البته موافق ازدواج او نبودم با آدم های بیشعوری که درک درستی از ازدواج موقت ندارند ) ضمنا گفتم مشکل واژگان نیستند شما به جای ازدواج موقت ، بالای عقد نامه بنویس ازدواج سفید یا ازدواج عاشقانه و یا . . . . مگر کلمات ، تغییری در ماهیت کار می دهد ؟‌ مثلا در ازدواج دائم ، مرد به شیوه های متفاوت با ازدواج موقت با همسرش رابطه بر قرار می کند (‌البته برخی از اذهان سطحی ، یا اشخاص لوده ، توان درک این مسائل را ندارند )

گفتم شرط ازدواج موقت در نظر من بالای 30 سال است و صرفا برای جوانان مجرد ولی باز هم شما متوجه نمی شوید ، گناه من چیست !

گفتم اگر بر مبنای عشق و محبت و آگاهی باشد به احتمال قریب به یقین همین ازدواج موقت تبدیل به دائم می شود ولی برخی از آدم ها از عشق چه می دانند ؟

در ازدواج سفید پول نمی خاد ؟ یعنی تمام استدلال و منطقت ، در همین حد بود !‌!‌!‌!‌

حالا باز هم دوباره ،‌ بیا و شخصیت خودت را با توهین برای دیگران به نمایش بگذار . . . .
نقل قول  
A_S
Member
آخه سر کی رو داری شیره میمالی؟ تو ازدواج سپید بر عکس صیغه دختر پولی نمی خواد، کسایی رو هم من دیدم صیغه میشن، از روی عشق نبوده، راه درآمدشون بوده و بهشون صیغه ای میگفتن (یا به گفته یکی از دوستان: روسپی اسلامی)، خودت دوست داری خواهرت صیغه یکی باشه یا عقد دائمش؟ گیریم صیغه اصلا خوب باشه، زشت نیست اومدی اینجا همش داری نیاز جنسیتو جار می زنی؟ برو تو اینترنت سرچ کن "سایت صیغه یابی"، ببین برات چی میاره
نقل قول  
siawash110
Member
در کتاب وزین شازده کوچولو جمله زیبایی وجود دارد :

بیشتر سوء تفاهم ها زیر سر زبان است . . . .

برای من جالب است اگر کسی از ازدواج سفید حمایت کند او روشنفکر و آدم منطقی و واقع گرایی است ولی اگر کسی به جای استفاده از این عبارت بگوید متعه و یا صیغه او می شود امل و تازی و عرب پرست ؟ !‌!‌!‌ در صورتیکه نفس عمل در هر دو رفتار یکیست .

- دو نفر به یکدیگر علاقه مند شده اند
- و می خواهند تا مدتی زیر یک سقف زندگی کنند
- بدون اینکه خودشان را دچار تعهدات سنگینی حقوقی و مالی کرده باشند

البته من با این موضوع مشکلی ندارم و اینکه چه واژه ای برای این رفتار اختراع کنیم . . . . این کار از نظر مذهبی ها اسمش زناست از نظر روشنفکرها ازدواج سفید و از نظر امل ها و خرافاتی ها :‌صیغه . . . . حالا علت اینهمه درگیری و بحث چیست ؟ خدا می داند !

ولی به هر حال برای اینکه سوء استفاده ای در این بین انجام نشود (‌به خصوص از جانب مردها در جامعه مرد سالار ما ) آیا بهتر نیست این عشق و علاقه ، تحت قاعده و قانونی درآید که اگر مردی خواست هرزگی کند یا دروغ بگوید و سر زن بیچاره کلاه بگذارد ما بتوانیم یقه او را بگیریم و حداقل برای رفتار حیله گرانه او ، یک بار مالی و یک تعهد قانونی ایجاد کنیم ؟
حالا شما مختار هستید بالای برگه ازدواج ،‌ بنویسی موقت یا بنویسی صیغه یا بنویسی سفید یا بنویسی : عشق (‌البته این آخری به نظر من زیباتر است )

اصولا به نظر من (‌و باز هم می گویم این ربطی به خدا و اسلام و قرآن ندارد و شاید حقیقت امر چیز دیگری باشد ) اگر عناصر زیر ، در یک پدیده وجود نداشته باشد نمی توان به آن پدیده نام گناه یا ناپسند داد :

1- در آن موضوع خاص : دروغ و کلک و حیله در کار نباشد .

2- به زور و اجبار نباشد.

3- بیماری و مشکل خاص جسمی برای افراد ایجاد نکند . (‌در مثال حاضر :‌ ایدز و . . . )

4- افراد را دچار بیماری روحی و عصبی نکند .

5- مسائل حقوقی در آن رعایت شده باشد . (‌در مثال حاضر : وجود بار مالی یا ضمانت اجرایی برای افراد شیاد )

البته در چنین مسائلی که با عواطف بشری سر و کار دارد ، باید نهایت ریزه کاری و دقت به خرج داده شود مثلا در خصوص بند 4 (‌بیماری روحی ) من برنامه ای دیدم (‌از اپرا ) که دختری در آمریکا از آنجا که طی چند سال با 12 پسر وارد رابطه شده و بعد جدا شده بود دچار بیماری روحی روانی شده بود ! به همین دلیل ، عقل و منطق حکم می کند روابط میان زن و مرد طبق اصول و قواعدی باشد که صد البته آن اصول بر مبنای عشق پایه ریزی شده باشد . موفق باشید
نقل قول  
Jeremiah
Member
درباره متعه هم باید بگویم در قرآن درباره اش آمده است:
و [ازدواج با] زنان شوهردار [بر شما حرام شده است] مگر زنانی که [به سبب جنگ با شوهران کافرشان از راه اسارت] مالک شده اید؛ [این احکام] مقرّر شده خدا بر شماست. و زنان دیگر غیر از این [زنانی که حرمت ازدواج با آنان بیان شد] برای شما حلال است، که آنان را با [هزینه کردن] اموالتان [به عنوان ازدواج] بخواهید در حالی که [قصد دارید با آن ازدواج] پاکدامن باشید نه زناکار. و از هر کدام از زنان بهره مند شدید، مهریه او را به عنوان واجب مالی بپردازید، و در آنچه پس از تعیین مهریه [نسبت به مدت عقد یا کم یا زیاد کردن مهریه] با یکدیگر توافق کردید بر شما گناهی نیست؛ یقیناً خدا همواره دانا و حکیم است. (انصاریان، نساء، ۲۴)
اگر این حدیث را در صحیح مسلم که از نوشته های ارزشمند پذیرفته چهاریاریان (اهل تسنن) هست (همانهایی که صیغه را زنا میدانند )، بخوانیم، آیه بالا را بهتر در می یابیم:
باب ۳ - در بیان اینکه نکاح متعه ابتدا مباح گردید سپس منسوخ شد؛ دیگر بار مباح گردید و سپس برای همیشه حرام شد
۱۱ - (۱۴۰۴) از قیس روایت است که عبدالله [بن مسعود] گفت: ما به همراه رسول خدا جهاد می کردیم؛ در حالی که ما همسران خود را همراه نداشتیم. پس گفتین: آیا خود را اخته کنیم؟ رسول خدا ما را از این کار منع کرد. سپس به ما اجازه داد تا با زنی بر سر جامه ای به مدتی مشخص نکاح [متعه] کنیم. سپس عبدالله برای ما خواند:《[گروهی از صحابه بر آن شدند و خود را ملزم ساختند که مدام روزه بگیرند و نماز بخوانند و زنان و چیزهای معطر نزدیک نشوند و گوشت نخورند و بر فرش و جا انداز نخوابند، پس این آیه نازل شد.] ای کسانی که ایمان آورده اید! آن چه را که خدا از پاکی ها بر شما حلال کرده است، بر خود حرام مکنید و [از امر خدا] در مگذرید، بی گمان خدا متجاوزان [و از حد درگذرندگان] را دوست نمی دارند)). {المائده، ۸۷} (برگردان: خالد ایوبی نیا، پوشینه ۲، رویه ۵۷۲ - ۵۷۱)
در رویه های پسین بازهم گواه برای متعه در زمان پیامبر آورده می شود (نمی اندیشم در این دیدگاه بگنجد، کسی دوست دارد برود بخواند) ایشان به پادویی تازیان آوازه دارد، خشک اندیشیها و پی فراخیهایش همانند سلفیان است، بهتر است این تازی پرست گرامی، سوار شتر شود به دشت تازیان، همانجایی که به آن وابسته است، پیش دیگر سلفیان بازگردد.
نقل قول  
Jeremiah
Member
نه دوست گرامی من یکی که نمی بینم، شاید به گفته شما ایشان همان قرآن ویژه خودش را داشته باشد، پیشتر می اندیشیدم ایشان تنها پادوی آن تازیانی هست که به ایران یورش بردند، اکنون میبینم پادوی همه تازیان حتی تروریستهایشان هم هست و دارد پَلَشتیها و پلیدیهای آنان را انکار و اَرَندان می کنند. تازی پرستی هم اندازه ایی دارد، پیشتر درباره کودک همسری در دین اسلام پاسخ ایشان را در زیر نسک "چرا مردم از آمریکا متنفر هستند"، در رویه ۱۳ داده ام، کنون پاسخ ایشان را باید درباره چندهمسری در اسلام بدهم، در آن آیه ای که ایشان فرستاده بود گفته هم نشده بود در آغاز اسلام تنها روا است، ایشان حتی آن سوره را هم درست نخوانده است، آن آیه "منسوخ" آیه دیگری از همان سوره است:
و شما هرگز نمیتوانید میان زنان به عدالت رفتار کنید هر چند بر عدالت حریص باشید! پس به یک طرف یکسره تمایل نورزید تا آن [زن دیگر] را سرگشته [=بلاتکلیف] رها کنید. و اگر سازش نمایید و پرهیزگاری کنید، یقینا خدا آمرزنده مهربان است. (فولادوند، نساء، ۱۲۹)
در این آیه که "ناسخ" آیه ۳ سوره خودش هست گفته می شود شما نمی توانید دادگر باشید و برتری دادن به تک زنی را وازده است و جای آن سفارش کرده میان همسران دادگر باشید.
بنده نمی خواهم درباره فزونی زنان پیامبر حدیث بیاورم چون قرآن آشکارا به زنان بسیار پیامبر نمار می کند:
ای پیامبر، ما برای تو آن همسرانی که مَهرشان را داده ای حلال کردیم، و [کنیزانی] که خدا از غنیمت جنگی در اختیار تو قرار داده، و دختران عمویت و دختران عمه هایت و دختران دایی تو و دختران خاله هایت که با تو مهاجرت کرده اند، و زن مومنی که خود را [داوطلبانه] به پیامبر بیخشد - در صورتی که پیامبر بخواهد او را به زنی گیرد. [این ازدواج از روی بخشش] ویژه توست نه دیگر مومنان. ما نیک میدانیم که در مورد زنان و کنیزانشان چه بر آنان مقرر کرده ایم، تا برای تو مشکلی پیش نیاید، و خدا همواره آمزرنده مهربان است. (فولادوند، احزاب، آیه ۵۰)
نقل قول  
A_S
Member
از دوستان کسی در زیر می بینه ازدواج با کودکان حرام اعلام شده؟:
و يتيمان را بيازماييد تا وقتى به [سن‌] زناشويى برسند؛ پس اگر در ايشان رشد [فكرى‌] يافتيد، اموالشان را به آنان رد كنيد، و آن را [از بيم آنكه مبادا] بزرگ شوند، به اسراف و شتاب مخوريد. و آن كس كه توانگر است بايد [از گرفتن اجرت سرپرستى‌] خوددارى ورزد؛ و هر كس تهيدست است بايد مطابق عرف [از آن‌] بخورد؛ پس هر گاه اموالشان را به آنان رد كرديد بر ايشان گواه بگيريد، خداوند حسابرسى را كافى است.

اصلا در آیه مشخص نشده که حد ازدواج کی هست، و اصلا حرفی از ازدواج به میان نیامده، راستی اگر بزرگسال است چرا باید آزموده بشه؟ این آیه خودش نشون مید سن زناشویی در کودکی هست. ممنون از اینکه آن را فرستادید و پاسخ خودتون راو دادید. گویا ایشان قرآنی ویژه خودشون رو داره. تو قرآنی که دست ما هست درباره آیه دیگه آمده:
و اگر در اجراى عدالت ميان دختران يتيم بيمناكيد، هر چه از زنان [ديگر] كه شما را پسند افتاد، دو دو، سه سه، چهار چهار، به زنى گيريد. پس اگر بيم داريد كه به عدالت رفتار نكنيد، به يك [زن آزاد] يا به آنچه [از كنيزان‌] مالك شده‌ايد [اكتفا كنيد]. اين [خوددارى‌] نزديكتر است تا به ستم گراييد [و بيهوده عيال‌وار گرديد].
البته برای یک اسلامیست خشک مغزی مثل ایشان سه - چهارتا کم است. خود متهم می گوید کشتم، قاضی میگه نکشتی! درباره جهاد نکاح و لواط برای راست بودنش به دو نمونه اشاره می کنم: سابینا سلیمویچ و سمرا کسینویچ (دو داعشی که جهاد نکاح کردند) و عبدالله حسن عسیری (یک القاعده ایی که جهاد مقعد کرد) آن صیغه هم ایشان بحث فلسفی کند، درباره خانه های عفاف چه می گویید؟
نقل قول  
Khwanirath
Member
نقل قول از A_S:

اینکه خودشون میرن دختربچه های نه ساله رو عقد می کنن، چندتا چندتا زن می گیرن، خیلی اخلاقی هست؟ کثافتکاریهای دیگرشون هم مانند «جهاد مقعد» و «جهاد نکاح» بر من پوشیده نیست (در اینترنت اینها را سرچ کنید تا اخلاق اسلامیستها را ببینید). گویا کسی از جوانان هم که با ترتبیت غارنشینهای عقب افتاده ایی همانند اینها بزرگ شده، خیلی بهش فشار اومده و داره از صیغه تعریف میکنه، آزمون اخلاق اینها پس داده شده


خب من باز هم به یک دوگانگی رسیدم. زمانی یکی از کاربران دیرین کتابناک؛ پس از ماجرای خودسوزی فردی بر سر بازی فوتبال؛ کسانی که به تماشای فوتبال می روند را بی شرف خوانده بود.

در ذیل کتابی؛ سخنی از درونمایه سخیف کتاب شعری کرده بودم و حضرتعالی نقد مرا به متن آن کتاب؛ توهین آمیز و بی ادبانه خواندید ولی از بی احترامی آن کاربر دیرین؛ دفاع کردید که عصبانی شده و یک چیزی گفته!

این دوگانگی شما را یادآور شدم که اگر دغدغه شما ادب است؛ نمی توان نقد من به درونمایه کتابی را بی ادبی دانست ولی بی شرف خواندن تماشاچیان فوتبال را توجیه کرد.

فرد کوتاه بینی هم پیدا شد که نظر شما را گذاشت و نظر مرا حذف نمود. اینجا حالا نکته دیگری از استاد اخلاق می بینم.

من مطمئن هستم اگر جستجوی بیشتری می کردید؛ متوجه می شدید که اصطلاحاتی مثل جهاد نکاح؛ ساخته و پرداخته دستگاه اطلاعاتی ایران و سوریه بوده که فتوای آن را به شیخ محمد العریفی نسبت داده اند. قابل ذکر است که شیخ العریفی آن را تکذیب نمود.

در بحث صیغه هم اگرچه همان فحشاء است؛ ولی فرد مدافع؛ بیان نموده که آن را اسلامی نمی داند و مباحثه اش عقلی است. چه انتظاری می رود؟ ما مسلمان ها یقه ایشان را بگیریم که نخیر؛ باید بحث قرآنی کنی؟

در بحث ازدواج با کودکان هم که مطابق آیه ۶ سوره مبارکه نساء حرام است.

بحث چند همسری هم مطابق آیه ۳ سوره مبارکه نساء؛ امری کاملا محدود در زمان صدر اسلام و یکی دو قرن اول است و بیان آیه شریفه؛ خود موید این قضیه است.

رستگار باشید
نقل قول  
A_S
Member
نقل قول از Khwanirath:
نقل قول از ctr2006:برای مثال اخیرا چند کلیسا و حتی مسجد در دنیای غرب اعلام کرده اند اسلام و مسیحیت در ضدیت با همجنس گرایی نیست و حتی خطبه عقد برای همجنس گراها صادر می کنند این حرکت شاید ( اگر نیاز باشد) برای همجنس گراهایی که مذهبی هستند نوعی تسلی خاطر باشد.


در پایان خواهشمندم از بیان مطالب غیراخلاقی خودداری فرمایید. با سپاس

اینکه خودشون میرن دختربچه های نه ساله رو عقد می کنن، چندتا چندتا زن می گیرن، خیلی اخلاقی هست؟ کثافتکاریهای دیگرشون هم مانند «جهاد مقعد» و «جهاد نکاح» بر من پوشیده نیست (در اینترنت اینها را سرچ کنید تا اخلاق اسلامیستها را ببینید). گویا کسی از جوانان هم که با ترتبیت غارنشینهای عقب افتاده ایی همانند اینها بزرگ شده، خیلی بهش فشار اومده و داره از صیغه تعریف میکنه، آزمون اخلاق اینها پس داده شده
نقل قول  
Khwanirath
Member
نقل قول از ctr2006:
نخبه های بشر دست به ایجاد استاندارد های جهانی زده اند


باز هم فرمایش شما کلی است. چه کسی گفته این افراد نخبه هستند؟ معیار نخبگی ایشان چیست؟ نماینده چه تفکری هستند؟

استفاده از واژگان "متخصص" و "نخبه"؛ نقل و نبات نیست که هر جا خواستیم و مطابق نظر ما بود بر سر هم نظرانمان خیرات کنیم.

نقل قول از ctr2006:
قوانین مربوط به سازمان صلیب سرخ ( و هلال احمر و شیر و خورشید سرخ) جهان شمول هستند و متخصین قوانین و استاندارد هایی ایجاد کرده اند که جهان شمول هست این قانون در مورد قوانین جهانی راهنمایی و رانندگی هم صدق می کند.


قانون دانستن "اصول صلیب سرخ" هم برایم تازگی دارد. صلیب سرخ اصولی دارد که مطابق اساسنامه آن تابع قوانین سرزمینی است.

متن لینک

حتی قوانین راهنمایی و رانندگی نیز در جهان یکسان نیستند.

متن لینک



نقل قول از ctr2006:
در باب حقوق بشر مسلما در بین نخبگان نویسنده این اعلامیه جهانی از اعضای داعش یا هر فرد مذهبی که دین و مذهب خودش را بر دیگری ارزشمند تر می داند وجود ندارد



جالب شد. بیش از میلیارد انسان مذهبی در چهان وجود دارد که طبعا اگر دین و مذهب خود را برتر از سایر اندیشه ها نمی دانستند؛ اندیشه دیگری را اختیار می نمودند. شما بطور واضح دارید می گویید این نخبگان خودخوانده بدون اینکه کوچکترین رسالتی از جانب مذهبیون جهان داشته باشند؛ خود را در جایگاهی دیده اند که برای ایشان منشوری صادر کنند و در حکم جالینوس زمانه؛ نسخه بپیچند که چنان باید بشود و چنان نباید بشود و منشور ما اعتبار اخلاقی دارد. چرا دارد؟ چون خود ما خودمان را نخبه می دانیم!


نقل قول از ctr2006:
امید است با گذر زمان تفسیرهایی بیشتر بپسندید که هنوز انسانی تر باشد



متوجه عرض بنده نشدید. بنده تفسیری را می پذیرم که از نظر من قرآنی تر باشد نه انسانی تر!




نقل قول از ctr2006:
برای مثال اخیرا چند کلیسا و حتی مسجد در دنیای غرب اعلام کرده اند اسلام و مسیحیت در ضدیت با همجنس گرایی نیست و حتی خطبه عقد برای همجنس گراها صادر می کنند این حرکت شاید ( اگر نیاز باشد) برای همجنس گراهایی که مذهبی هستند نوعی تسلی خاطر باشد.


در پایان خواهشمندم از بیان مطالب غیراخلاقی خودداری فرمایید. با سپاس
نقل قول  
در ادامه کامنت قبلی، در صفحه کتاب سه رساله در بارۀ تئوری میل جنسی هم می تونید درباره هولوکاست یا علل تنفر مردم از آمریکا بحث بفرمایید.
نقل قول  
وقت همه دوستان بخیر
واقعاً از گستره اطلاعات و قدرت مباحثه همه دوستان لذت می برم. ولی شخصاً از اون آدمهایی هستم که بحثهای از این شاخه به اون شاخه رو دوست ندارم و اصلاً نمی پسندم که یک بحث از مسیر اصلیش به موضوعات دیگه منحرف بشه.
جسارتاً پیشنهاد می کنم درباره هولوکاست ذیل کتاب ازدواج دائم و ازدواج م...ظر اسلام بحث بفرمایید. هم فاله و هم تماشا.
موفق باشید.
نقل قول  
siawash110
Member
اول : ممنون از وقتی که گذاشتید

دوم : منظور من از اشاره به فروید این بود که اگر بنا باشد توجه به سائق جنسی در انسان ها ((و اینکه یکی از علل مهم در ازدواج همین نیروی جنسی است ))‌ را توهین به انسانیت بدانیم
(‌زیرا دوستان به من گفتند تو به خاطر این نوع نگاهت به انسانیت توهین کردی !‌!‌!‌)

پس با این حساب ، فروید توهین بیشتری کرده است . . . . بحث من توهین یا کاستن از ارزش انسانها نیست . آری بسا ازدواج ها که چنان نیروی عمیقی از عشق و ایثار از آن جوشیده است . . . ولی از نظر کمیت و همچنین از نقطه نظر اولین عامل محرک در ازدواج (‌موقت یا دائم ) به نظر من اگر کسی منکر نیروی جنسی شود واقعا خیلی آدم ایده آل گرا با ذهنی کاملا به دور از واقعیات بشری است . . . .

براستی اگر غیر از این است ، چرا دخترهای زیبا ، خواستگاران بیشتری دارند و زودتر ازدواج می کنند و دخترهای زشت ، غالبا کنج خانه می مانند ؟ ؟‌؟‌

ضمنا کسی هنوز جواب نمی هد که جوان بیکاری که توان مالی ازدواج را ندارد در برخورد با نیروی جنسی که یک غریزه کاملا طبیعی است چکار باید بکند ؟ ؟‌؟‌
نقل قول  
mpana
Member
[siawash110][به هر حال شما بگویید (( اگر پیشنهاد من اشتباه است )) ، جوان مجردی که نیروی جنسی به او فشار می آورد ، آخرش چکار باید بکند ؟]

جناب آقای siawash110
باور بفرمایید حتی شرایطی که شما برای صیغه برشمردید (1-جوان 2-مجرد 3-مدت زمانی بیش ازیکسال 4- با یک فرد خاص )باز هم در نهایت منجر به آسیب های روحی به هر دو نفر می گردد.دیده شده اشخاصی گرفتاریهای که در زندگی دارند نتیجه صیغه پیش از ازدواجشان می دانند.(کشته شدن همسر ناصر محمد خانی به دست شهلا که صیغه ایشان بود )و .کسانی که از قوانین آزادی صیغه و چند همسری دفاع می کنند نه آحاد جامعه بلکه قشر مرفه همچون آقای علی مطهری ( که متاسفانه نماینده مجلس ) می باشند .
در جایی دیگر نام فروید را بعنوان فردی که نیازهای جنسی را از کودکی چه سالم و چه ناسالم مورد بررسی قرارداد.بد نیست برای اینکه ،بحث اصلی هولوکاست را نیز بصورت موازی پی بگیریم به به زندگینامه ایشان توجه کنیم با روی کار آمدن هیتلر ،دشمنی با یهودیان آغاز گردید و کتابهایش ممنوع و سوزانده شد .فروید در مورد ارتش نازی گفت :چه اندازه پیشرفت کردیم اگر در قرون وسطی زندگی می کردیم خودم را می سوزاندند ولی امروز به سوزاندن کتابها و نوشته هایم بسنده کردند (پیش بینی که به حقیقت پیوست ) در سال 1934 یهودیان سرشناس از آلمان نازی مهاجرت نمودند قروید ابتدا پافشاری کرد در وین بماند و سپس بدلیل فشارهای که منجر به کشتار یهودیان گردید به انگلستان مهاجرت کرد .زندگینامه فروید ، پدر علم روانکاوی ، دلیلی بر وجود هولوکاست باشد.
نقل قول  
siawash110
Member
دوست عزیز ، فکر می کنم شما کامنت های من را به دقت مطالعه نکردید من نوشتم که صیغه (‌ یا ازدواج موقت )‌ به روش مرسوم فعلی را قبول ندارم . ازدواج موقت به نظر من از نظر عقلی باید دارای شرایط زیر باشد :

1- صرفا برای مردی باشد که همسر ندارد و مجرد است (‌یا همسر دارد ولی همسر او بیمار خاص جسمی و یا روحی دارد که امکان ارتباط زناشویی را غیر ممکن می کند )

2- برای مدت زمان بیشتر از یکسال باشد . (‌به عبارت دیگر نظر شما را من نیز تایید می کنم که برای چند ساعت و حتی چند روز و چند ماه ،‌ واقعا کار اشتباهی است )
( به نوشته های قبلی بنده مراجعه کنید دقیقا همین دو عبارت را نوشته ام )

به هر حال شما بگویید (( اگر پیشنهاد من اشتباه است )) ، جوان مجردی که نیروی جنسی به او فشار می آورد ، آخرش چکار باید بکند ؟
نقل قول  
mpana
Member
[siawash110 ][/دیگر سو اگر کسی بگوید که مردی می خواهد به خاطر نیازهای جنسی ازدواج موقت داشته باشد این می شود توهین به زن و مرد ؟ ]
جناب آقای siawash110
عجیب است که توهین به این واضحی را درک نمی کنید هیچ کس با علاقه و نیاز دو انسان به یکدیگر که باعث ایجاد رابطه و درنهایت یگانگی می گردد تعارض و دشمنی ندارد ولی این بسیار غیر طبیعی و خارج از عرف بشری است که یک مرد با وجود داشتن همسر احتیاج دارد طی روز برای تایمی کوتاه به زنی دیگر نزدیک شود و یا در زمانی که به مسافرت می رود برای یک یا دو روز بدون داشتن هیچگونه عاطفه و احساسی فقط به صرف پرداخت پول چند ساعت را با خانمی بگذراند و هیچگاه دیگر او را نبیند و به روی خود نیاورد که با روح و روان آن زن چه کرده است .دقت کردید اکثر افرادی که صیغه میکنند از بی احساسی و عدم همکاری خانم ها می نالند چون خشم فرو خورده آن زن را که به جهت فشار مالی مجبور به صیغه گردیده نمی بینند . شما که آخوند نیستید که منبع درآمدتان جاری کردن صیغه باشد و بخواهید با کودک همسری ، تعداد افراد مطلقه شده در سنین پایین را افزایش و بازار کسب و کارتان را رونق دهید . به نظر من شما یک انسان هستید که باید درک کنید آن نیاز جنسی که عنوان نمودید بدون عواطف ، عشق و علاقه حتی اندکی نیز به سلامت روحی و جسمی فرد کمک نمی کند و متاسفانه اجازه تعداد نامحدود صیغه برای یک فرد در جامعه طبقاتی ما (که برخی افراد به نان شب محتاجند و برخی دیگر میلیاردها تومان در منازلشان پول دارند که بعضا دزد می برد و ما متوجه می گردیم ) به نوعی سوق دادن بخشی از جامعه به سمت فحشا پنهان است و بدیهی است که این امر خود باعث بی نهایت آسیب به بدنه خانواده و در نهایت جامعه می گردد.
نقل قول  
ctr2006
Member
نخبه های بشر دست به ایجاد استاندارد های جهانی زده اند قوانین مربوط به سازمان صلیب سرخ ( و هلال احمر و شیر و خورشید سرخ) جهان شمول هستند و متخصین قوانین و استاندارد هایی ایجاد کرده اند که جهان شمول هست این قانون در مورد قوانین جهانی راهنمایی و رانندگی هم صدق می کند در مورد اعضا و رای کمیسیون پزشکی هم صدق می کند در باب حقوق بشر مسلما در بین نخبگان نویسنده این اعلامیه جهانی از اعضای داعش یا هر فرد مذهبی که دین و مذهب خودش را بر دیگری ارزشمند تر می داند وجود ندارد همانقدر که رای کمیسیون پزشکی و قوانین راهنمایی و رانندگی بین المللی اعتبار دارد متن اعلامیه جهانی حقوق بشر اعتبار اخلاقی دارد.

نقل قول:
ضمن اینکه در اسلام حتی هندوها هم نجس نیستند

نقل قول:
سنگسار و قطع دست فیزیکی دزد قانون اسلامی نیست


هرچند تفسیرهای شما با روایت معمول در طول تاریخ اسلام در عمل سازگاری ندارد ولی باعث خوشحالی است که شما نظرات مفسران را خوانده اید و آنچه از نظر شما بیشتر با متن قرآن سازگار بود را پسندیده اید و امید است با گذر زمان تفسیرهایی بیشتر بپسندید که هنوز انسانی تر باشد، هرچند به شخصه معتقد هستم هر گونه تلاش برای توجیه دینی پیدا کردن به نفع جامعه نیست عملکرد شما نکات مثبتی بعد از آزادی ایران می تواند داشته باشد.
برای مثال اخیرا چند کلیسا و حتی مسجد در دنیای غرب اعلام کرده اند اسلام و مسیحیت در ضدیت با همجنس گرایی نیست و حتی خطبه عقد برای همجنس گراها صادر می کنند این حرکت شاید ( اگر نیاز باشد) برای همجنس گراهایی که مذهبی هستند نوعی تسلی خاطر باشد.
نقل قول  
siawash110
Member
نقل قول از majid889:

1-مغلطه ی تعمیم جز به کل
شما کلاس خوبی برای مرور مغالطات هستید-مدت ها بود که تمرین مغالطات رو نکرده بودیم که الحمدالله به لطف کامنت های شما بیشتر مغالطات رو مرور کردیم.با سپاس از شما


مغلطه توسل به مغلطه

مغلطه به جای پاسخ : ایراد مغلطه


با این حساب ، کنفوسیوس و حضرت عیسی و بسیاری دیگر از بزرگان تاریخ نیز مغلطه می کرده اند . زیرا آنها می گفته اند : آنچه برای خود نمی پسندی برای دیگران نیز مپسند . . .
یعنی اگر دوست نداری کسی با خواهر تو دوست شود تو نیز با خواهر دیگران دوست نشو . . . پس دوست گرامی ، دست از مغلطه بازی با مغلطه گری بردار

بدون شک شما بهتر از دیگران در روش های مغلطه استاد هستید و به قول معروف : کافر همه را به کیش خود پندارد

وقتی تمام راههای فرافکنی و هوچی بازی و مظلوم نمایی و . . . را رفته ای و توان پاسخ گویی در برابر استدلال منطقی را نداری ، متوسل به چنین روش هایی می شوی . . . به هر حال ، خدا را شکر مردم در عصر حاضر ،‌عقل و شعور دارند و دوران فریب آنها دیگر گذشته است . . . .
نقل قول  
majid889
Member
نقل قول از siawash110:
مشکل مسلمان ها این است که به جای پرداختن به اصل کار سرگرم مسائل حاشیه ای شده اند

اصل و ذات اسلام مبتنی بر لا اله الا الله است یعنی نفی بندگی و پیروی از آقا بالاسرها از ابوسفیان ها و از خلیفگان و از فراعنه و بلعم باعورها و کاهنان مذهبی که عقل و خرد مردم را بازیچه امیات قدرت طلبانه و شهوات دنیوی خودشان می کنند . . .

اصل و ذات اسلام این است : بسم الله الرحمن الرحیم :‌مهربانی و بخشندگی مردم نسبت به یکدیگر . . . مانند خدا نسبت به مخلوقاتش . . . ولی متاسفانه عده ای تحت پوشش اسلام از صبح تا شب سرگرم حواشی اسلام شده اند مسائلی مانند قصاص و شلاق زدن و رعایت حجاب و . . . .

در صورتیکه شک نداشته باشید اگر اصول رعایت شود (‌یعنی مقلد نبودن و پیروی از عقل و منطق به جای شخص پرستی و انتقاد پذیر بودن و داشتن عشق و محبت نسبت به همنوع ) شک نکنید آن مسائل حاشیه ای خود به خود حل می شود و اصلا کسی مزاحم خانم ها نیم شود که شما بخواهید وارد بحث مثلا حجاب شوید و کسی بلایی سر کسی نمی آورد که شما بخواهید قصاص کنید . . موارد اندک و جزئی را نیز ( به جای چوب و چماق و شلاق ) با روش های علمی و آکادمیک اصلاح می کنند . . . .

1-مغلطه ی تعمیم جز به کل
شما کلاس خوبی برای مرور مغالطات هستید-مدت ها بود که تمرین مغالطات رو نکرده بودیم که الحمدالله به لطف کامنت های شما بیشتر مغالطات رو مرور کردیم.با سپاس از شما
نقل قول  
majid889
Member
نقل قول از siawash110:
ظاهرا کسی نمی تواند راهکار عملی ارائه کند و به جای آن ، ملا لقطی شده ایم و به الفاظ و ظواهر سطحی کار ایراد می گیریم . . . . بگذریم . . .

ضمنا کسانی که توصیه داشتن دوست دختر می کنند (‌البته با عرض معذرت . . . امیدوارم ناراحت نشوید زیرا صرفا یک پیش فرض است )

اگر دختر یا خواهر خودشان را در خیابان با پسری مشاهده کنند انصافا چه عکس العملی نشان می دهند ؟‌؟ ؟‌. . . کمترین واکنش آنها به نظر من این است که ناراحت می شوند . . . البته این موضوع در خصوص صیغه نیز صدق می کند و افراد ناراحت می شوند اگر یکی از اطرافیان آنها صیغه کرده باشد . . . .

من متوجه نمی شوم منظور شما از اهانت به زن و مرد چیست ؟ شما از یک سو می گویید امیال جنسی از زمان کودکی وجود دارد از دیگر سو اگر کسی بگوید که مردی می خواهد به خاطر نیازهای جنسی ازدواج موقت داشته باشد این می شود توهین به زن و مرد ؟
پس با این حساب بالاترین توهین ها را فروید به عالم انسان داشته است

به هر حال من فکر می کنم در مباحث علوم انسانی ، این فرافکنی و توهین و سفسطه و بازی با کلمات و . . . است که بزرگترین توهین به شعور انسان هاست

1-مغلطه ی قیاس مع الفارق
2-مغلطه ی سراشیبی لیز
نقل قول  
siawash110
Member
مشکل مسلمان ها این است که به جای پرداختن به اصل کار سرگرم مسائل حاشیه ای شده اند

اصل و ذات اسلام مبتنی بر لا اله الا الله است یعنی نفی بندگی و پیروی از آقا بالاسرها از ابوسفیان ها و از خلیفگان و از فراعنه و بلعم باعورها و کاهنان مذهبی که عقل و خرد مردم را بازیچه امیات قدرت طلبانه و شهوات دنیوی خودشان می کنند . . .

اصل و ذات اسلام این است : بسم الله الرحمن الرحیم :‌مهربانی و بخشندگی مردم نسبت به یکدیگر . . . مانند خدا نسبت به مخلوقاتش . . . ولی متاسفانه عده ای تحت پوشش اسلام از صبح تا شب سرگرم حواشی اسلام شده اند مسائلی مانند قصاص و شلاق زدن و رعایت حجاب و . . . .

در صورتیکه شک نداشته باشید اگر اصول رعایت شود (‌یعنی مقلد نبودن و پیروی از عقل و منطق به جای شخص پرستی و انتقاد پذیر بودن و داشتن عشق و محبت نسبت به همنوع ) شک نکنید آن مسائل حاشیه ای خود به خود حل می شود و اصلا کسی مزاحم خانم ها نیم شود که شما بخواهید وارد بحث مثلا حجاب شوید و کسی بلایی سر کسی نمی آورد که شما بخواهید قصاص کنید . . موارد اندک و جزئی را نیز ( به جای چوب و چماق و شلاق ) با روش های علمی و آکادمیک اصلاح می کنند . . . .
نقل قول  
siawash110
Member
ظاهرا کسی نمی تواند راهکار عملی ارائه کند و به جای آن ، ملا لقطی شده ایم و به الفاظ و ظواهر سطحی کار ایراد می گیریم . . . . بگذریم . . .

ضمنا کسانی که توصیه داشتن دوست دختر می کنند (‌البته با عرض معذرت . . . امیدوارم ناراحت نشوید زیرا صرفا یک پیش فرض است )

اگر دختر یا خواهر خودشان را در خیابان با پسری مشاهده کنند انصافا چه عکس العملی نشان می دهند ؟‌؟ ؟‌. . . کمترین واکنش آنها به نظر من این است که ناراحت می شوند . . . البته این موضوع در خصوص صیغه نیز صدق می کند و افراد ناراحت می شوند اگر یکی از اطرافیان آنها صیغه کرده باشد . . . .

من متوجه نمی شوم منظور شما از اهانت به زن و مرد چیست ؟ شما از یک سو می گویید امیال جنسی از زمان کودکی وجود دارد از دیگر سو اگر کسی بگوید که مردی می خواهد به خاطر نیازهای جنسی ازدواج موقت داشته باشد این می شود توهین به زن و مرد ؟
پس با این حساب بالاترین توهین ها را فروید به عالم انسان داشته است

به هر حال من فکر می کنم در مباحث علوم انسانی ، این فرافکنی و توهین و سفسطه و بازی با کلمات و . . . است که بزرگترین توهین به شعور انسان هاست
نقل قول  
Khwanirath
Member
نقل قول از ctr2006:
رویایی که شما (مذهبیون) آنرا صادقانه نام می گذارید، یک خواب و تصور است که خارج از دنیای مادی و تصورات و توهمات سلول های مغزی نیست، این خیال که فردی حس می کند فلان اتفاق را در خواب دیده است چیزی جز تصورات طبیعی او نیست

هرچند جامعه آلمان اجازه قطع ید و سنگسار و قصاص به مسلمین نمی دهد ولی به احتمال قوی آزادی مسلمین در آلمان بسیار بیشتر از آزادی غیر مسلمین در نظام های حکومتی اسلامی است
نکته دیگر مسلمین در آلمان عمدتا مهاجر هستند ولی آتئیست ها یا سکولارها در ایران کشورشان را ارث اجدادیشان می دانند.


منظور از تصورات طبیعی بودن رویای صادقه را درک نکردم. اگر ممکن است توضیحات بیشتری دهید.

این را هم عرض کنم که تقریبا موضوعی را سراغ ندارم که در زمینه تفسیر آیاتی که تا به حال قرار داده ام؛ مفسری در آن زمینه قلم فرسایی نکرده باشد. بطور مطلق هیچ یک از برداشت های قرآنی بنده؛ کشف خود بنده نبوده است. نظرات مفسران را خوانده ام و آنچه از نظر من بیشتر با متن قرآن سازگار بود را پسندیدم. جنبه های مختلف آیات را پیش از من همه دریافته اند. سخن من؛ بیان نظرات ایشان است.

در مورد مثال آلمان؛ فرمایش شما؛ رد عرایض بنده نیست. در حال حاضر جامعه آلمان ظرفیت اجرای قوانین اسلامی را ندارد -سنگسار و قطع دست فیزیکی دزد قانون اسلامی نیست- ولی تضمینی نیست که الی الابد چنین باشد. وانگهی سخن از تبعیت اقلیت از قوانین مصوب اکثریت است. چه علی خواجه چه خواجه علی!

ایرانی الاصل بودن کفار ایرانی یا آلمانی الاصل نبودن مومنان آلمانی؛ تغییری در اصل ماجرا نمی دهد. وقتی کسی تابعیت جایی را دریافت می کند با کسی که هفتاد نسلش در آنجا ساکن است دیگر تفاوتی ندارد و به اندازه وی از حقوق سرزمینی برخوردار است.

صد البته عرض بنده در خصوص قوانین اسلامی؛ در صورتی است که مومنان در اکثریت باشند. الان چه هست و چه نیست را چندان مطمئن نیستم.
نقل قول  
Khwanirath
Member
نقل قول از ctr2006:
علامیه جهانی حقوق بشر دستاوردی بشری و این جهانی و جهان شمول است که با بحث ها و بررسی های زیادی بین نخبگان بشر تهیه شده است از این رو بسیار در باب حقوق بشر ارزشمند است.
قوانین اسلامی برداشت واحدی ندارد و هیچکس نمی تواند خوب یا بد در برداشت خود از اسلام دیگران را متقاعد کند، قوانین اسلامی جهان شمول نیست و متعلق به جغرافیا و تاریخی خاص است و عمده برداشت ها از اسلام تبعیض آمیز، بی رحمانه و ضد انسانی است.
به این مثال توجه کنید، منتقد:در اسلام هندوها و اهل کتاب نجس هستند اسلام گرا: در اسلام اهل کتاب نجس نیستند (سکوت در برابر نجس بودن هندوها) و ده ها مثال از این قبیل که تلاش می شود از سبوعیت اسلام کاسته شود (نه از بین رود)


اصطلاح "دستاورد بشری" مفید هیچ بار ارزشی خاصی نیست. دستاورد بشری می تواند مثبت یا منفی باشد. از بمب اتم گرفته تا قوانین جابلقا و جابلسا همه و همه دستاورد بشری ست. اما جهان شمولی آن را از کجا در آورده اید؟ یعنی همه ابناء بشر بر سر آن توافق دارند؟ بنده به عنوان یکی از همین "بشر"؛ اگر آن را نپسندم و اگر خود را مشمول آن ندانم؛ "جهان شمول"ی و دستاورد بشری بودن آن چه می شود؟

چه کسی این افراد نخبه را انتخاب کرده و این افراد؛ نمایندگی کدام دسته از انسان ها را بر عهده داشته اند؟ بنده -چنانچه خود را نخبه بدانم- چرا در میان ایشان نبودم و از من دعوتی صورت نگرفت؟ این افراد بر مبنای کدام متر و معیار؛ نخبه بوده اند؟

که گفته قوانین اسلام بی رحمانه و غیرانسانی است؟ غیر انسانی به چه معناست؟ و وقتی از نظر یکی مثل من این قوانین بی رحمانه و غیرانسانی نباشد چه؟

مخلص فرمایش شما این است: اعلامیه حقوق بشر خوب است چون "من" آن را خوب می دانم و چون "من" نویسندگان آن را نخبه می دانم و قوانین اسلامی بد است چرا که "من" آن را خشن می دانم و از نظر "من" غیر انسانی است و از نظر "من" سبوعانه است.

این ها همه نظراتی شخصی است بدون هیچ گونه اثباتی!

ضمن اینکه در اسلام حتی هندوها هم نجس نیستند.
نقل قول  
Khwanirath
Member
نقل قول از kavehtanhaeivash:

روابط جنسی با رضایت طرفین همان زناست؟!


هر رابطه جنسی خارج از ازدواج را زنا می گویند که می تواند محصن (زنای افراد متاهل) و یا غیر محصن (زنای افراد مجرد) باشد. در صورت عدم رضایت یکی از طرفین؛ آنرا تجاوز می نامند.
نقل قول  
mt1397
Member
درود.
جالب است که گفتمان به کجا کشیده شد! یعنی باید رفت زیر نَسک قرآن درباره هولوکاست خواند.


نقل قول از ctr2006:
ترجمه های کلی همانی بود که جناب بهرام پور بیان کردند.

درود.

جناب بهرام پور آمدن و به اشتباه خود اقرار کردن. یعنی چنان سوتی بزرگی در کرد که خودش نیز شرمنده شد. اکنون، شما مرتب به ایشان اشاره می کنید!
متهم میگه من کُشتم، قاضی میگه تو نکشتی!


دوستان رستگار باشند.
نقل قول  
جناب کاوه درباره موارد «سرکشی» و «مشکل روانی» که به درستی اشاره داشتید:

متاسفانه تنها فایده و کاربرد «علم» برای برخی این است که تصورات و تخیلات باطل خود را با استفاده از آن مشروع جلوه بدهند.
«مبانی علم روانشناسی» (البته نه روانشناسان بازاری) نشان می‌دهد که جامعه دائماً و بی‌وقفه بر روی غرایز ابتدایی کودک عمل می‌کند. این عمل جامعه بر روی غرایز را سه نوع می‌دانند: محدودکننده، تغییردهنده و سرکوب‌کننده. یعنی شکلی که غرایز انسان در سنین بالاتر به خودش می‌گیرد (آسیب‌زا باشد یا تکامل‌دهنده) محصول کار نهادهای جامعه روی انسان است. و یک دستاورد بزرگ علم روانشناسی این است که ثابت می‌کند غریزه جنسی تنها غریزه و حتی قوی ترین غریزه انسان نیست. غریزه‌های دیگری با همین قوت و ضرورت یا با قوت بیشتر در انسان وجود دارند: مثل غذا خوردن تمایل به مورد توجه و محبت قرار گرفتن، دیده شدن، مورد تقدیر قرار گرفتن و ... حال هرچه جامعه درمورد مجموع غرایز انسان سرکوب‌کننده‌تر باشد، یک یا چند غریزه به شکل قوی‌تر یا سرکش‌تر بروز می‌کنند.

بدبختانه کل مسائل و پیچیدگی‌های جامعه را کنار می‌گذارند و بعد کل رابطه زن و مرد را به مساله جنسی تقلیل می‌دهند و تازه می‌گویند درباره این معضل راه حل بدهید!!
خوب معلوم است که وقتی شما 90 درصد کوه یخ را نادیده گرفته‌اید تنها یک راه حل برای مساله پیدا می‌شود. یعنی سلطه یک جنس بر جنس دیگر فقط برای ارضاء غرایزی که نامتعادل رشد کرده‌اند! که بدیهی است این راه‌ حل‌های عالمانه به سرکوب‌کنندگی‌های بیشتر و مشکلات بیشتر دامن می‌زند.
نقل قول  
از ابتدا بگم حرفهایی که میزنم ربطی به مذهب و تحلیل مذهبی ندارن، موضوع صرفا مباحث علمیه.

نقل قول از siawash110: "از زمان سرکشی امیال جنسی..."
باید بگم که این کاملا نادرست است. اولا سرکشی چه معنایی دارد؟ اما اگر موضوع احساس کردن امیال جنسی توسط شخص هست، از کودکی این اتفاق می افتد.

نقل قول از siawash110: "...سالها صبر کرده و عفت پیشه نموده و بر خلاف مبانی علم روانشناسی ، مشکل روانی هم پیدا نکرده !‌!‌!‌ "
شخص با سالها صبر کردن مشکل روانی پیدا نمی کند. ضمن اینکه مشکل روانی در صحبت شما کاملا مبهم است. ضمنا چون من دارم درباره امروز و قرنی که در اون هستیم حرف میزنم، اولا یکی از راه های خوب برای کسی که صبر زیادی کرده خود ارضایی ست که به هیچ وجه مشکلی برای روان فرد ایجاد نمی کند (بر خلاف باور قدیمی و جا افتاده اشتباه). و باز تاکید می کنم چون در قرن 20 هستیم و صحبت من درباره امروزه، راه حل داشتن دوست دختر و دوست پسر راه حل مناسبی دیده شده ست. (در جواب گفته شما که راه حلی می خواستید)

نقل قول از siawash110: "...اسلام را کنار بگذارد و بگوید من کاری با صیغه ندارم انسان یا باید ازدواج کند یا وارد روابط جنسی با رضایت طرفین بشود (‌همان زنای مورد اشاره مذهب )".
روابط جنسی با رضایت طرفین همان زناست؟!

نقل قول از siawash110: "
2- امکان ازدواج موقت ، صرفا برای مجردین بالای سی سال بدون تمکن مالی باشد و یا متاهلینی که پزشک معتمد ، بیماری خاص همسر آنها را تایید کرده است .
3- ولی اگر زنی ، همسرش بیماری داشت اینکه چه باید بکند واقعا پرسش سخت و دشواری است و من به جز طلاق ، چیز دیگری به ذهنم نمی رسد !‌ و ازدواج موقت برای زن شوهر دار را عمل مناسبی نمی دانم (‌به خصوص به خاطر بحث باروری و بچه دار شدن و . . .)"
این شماره 2 و 3 وحشتناک است. اهانتی بیش از این به زن قابل تصور نیست. همینطور به مرد هم.

نقل قول از siawash110: "... نهایتا به مدت یک دوره کوتاه مدت مثلا 5 ساله در یکی از مناطق کشور اجرایی شده و در نهایت ، در صورتیکه بازخورد مثبتی داشت در سایر نقاط نیز اجرا شود"
این روش اجرایی کردن مساله ای که به قول خودتون با کارشناسی کافی انجام شده است؟ "در مدت کوتاه در جایی اجرا بشه و بعد در همه جا انجام بشه اگر مثبت بود!" مشخصا روش انجام و اجرای کارهای پژوهشی از این نوع را نمی دانید. این روش من درآوردی شماست.
نقل قول  
siawash110
Member
1- منظور من ، مبانی فکر و عقیدتی شماست که از پای وبست ویران است . . . و مخالف صریح ذات اسلام اصلی و حقیقی

2- اینکه صیغه در اسلام هست یا نیست را ، هنوز صدها عالم شیعه و سنی پس از 1400 سال بحث و جدل نتوانسته اند به نتیجه برسند شما چگونه متوجه شده اید ؟ والله اعلم !

3- براستی در این رابطه انسان 3 راه بیشتر ندارد :

- یا مقلد صرف باشد و تابع و پیرو فلان عالم شیعه یا فلان عالم اهل سنت . . . که خیلی راحت ،‌ تکلیفش با حرام یا حلال بودن صیغه مشخص می شود

- یا اصلا اسلام را کنار بگذارد و بگوید من کاری با صیغه ندارم انسان یا باید ازدواج کند یا وارد روابط جنسی با رضایت طرفین بشود (‌همان زنای مورد اشاره مذهب )

- یا با عقل و استدلال خودش ، به کند و کاو در مبانی وحی و روایات و آیات بپردازد و به این نتیجه برسد که اگر واقعا اکنون فرشته ای از سوی خدا نازل می شد در این رابطه چه می گفت ؟

من با عقل ناقص خودم به این نتیجه رسیده ام که در شرایط خاص ،‌برای اینکه کسی مرتکب زنا و گناه نشود می تواند وارد ازدواج موقت داشته باشد ولی به شرطی که :

1- امکان ازدواج دائم برای او وجود نداشته باشد . (‌و از این موضوع ،چند سال گذشته است ،‌مثلا صرفا برای جوانان بالای 30 سال . . . البته این عدد باید کارشناسی شده تر باشد )

2- امکان ازدواج موقت ، صرفا برای مجردین بالای سی سال بدون تمکن مالی باشد و یا متاهلینی که پزشک معتمد ، بیماری خاص همسر آنها را تایید کرده است .

3- ولی اگر زنی ، همسرش بیماری داشت اینکه چه باید بکند واقعا پرسش سخت و دشواری است و من به جز طلاق ، چیز دیگری به ذهنم نمی رسد !‌ و ازدواج موقت برای زن شوهر دار را عمل مناسبی نمی دانم (‌به خصوص به خاطر بحث باروری و بچه دار شدن و . . .)

4- مدت زمان ازدواج موقت به هیچ وجه نباید کمتر از یکسال باشد زیرا در غیر این صورت کار را به هرزگی و فساد و شهوت رانی مردها می کشاند . . . .


مجددا متذکر می شوم هیچکدام از این موارد که گفتم هیچ ربطی به خدا و پیامبر و قرآن ندارد و صرفا نظر شخصی من بوده و ممکن است 100%‌غلط و اشتباه باشد
این موضوعی است که باید در کمیته های کارشناسی با حضور روانشناس و جامعه شناس و . . . بحث و بررسی شده و نهایتا به مدت یک دوره کوتاه مدت مثلا 5 ساله در یکی از مناطق کشور اجرایی شده و در نهایت ، در صورتیکه بازخورد مثبتی داشت در سایر نقاط نیز اجرا شود
نقل قول  
ctr2006
Member
نقل قول:
چه دیدید؟ شاید شما روزی دانستید که ماوراء طبیعه وجود دارد (رویای صادقه مثالی از همین قشر است) و با تجزیه و تحلیل فنی و نظری به حقانیت اسلام پی بردید.

از آینده بی خبرم اما در این لحظه می دانم ماوراءطبیعه نمی تواند وجود داشته باشد و با قوانین فیزیک جور نمی آید و هر نوع دخالتی در عالم مادی توسط ماورءطبیعه باید توسط قوانین فیزیکی قابل پیگیری باشد رویایی که شما (مذهبیون) آنرا صادقانه نام می گذارید، یک خواب و تصور است که خارج از دنیای مادی و تصورات و توهمات سلول های مغزی نیست، این خیال که فردی حس می کند فلان اتفاق را در خواب دیده است چیزی جز تصورات طبیعی او نیست و این موضوع از نظر علمی اثبات شده است، شما را دعوت به مطالعه در باب فیزیکالیسم می کنم.
پیشتر هم به شما گفتم شما تنها کسی نیستید که به عربی احتمالا تسلط دارد و اتفاقا ترجمه های شما و برداشت شما بین مفسرین و مترجمین بسیار نادر است و حتی می شود گفت موضوعی جدید است و پیش از به خشونت متهم شدن اسلام این ترجمه ها و تفسیرها بسیار کم تر از امروز بود و ترجمه های کلی همانی بود که جناب بهرام پور بیان کردند.
مشکل اینجاست که همین چند حکم سیاسی و اقتصادی قرآن راه را بری هرگونه مباحثه و گفت و گو می بندد مگر گفت و گویی که این نظرات قرآنی را اثبات کند
نقل قول:
ممکن است بخشی از جامعه تفکر مذهبی نداشته باشند. منکر این قضیه نیستم. ولی در این صورت چه باید کرد؟ به نظرم منطقی ترین راهکار، همان است که در غرب اجرا می شود. با اینکه 5 درصد جمعیت آلمان مسلمان هستند، از قوانین اکثریت سکولار تبعیت می کنند و فی المثل در ازای کشته شدن نزدیکانشان، مجاز به قصاص قاتل نیستند. اقلیتی هستند که تابع اکثریت هستند. همین امر در ایران هم می تواند اجرا شود. اقلیت کافر از قوانین اکثریت مسلمان پیروی می کنند.

چند نکته در این پیام شما قابل ذکر است برای مثال در کشور آلمان که مثال می زنید جامعه ای از نظر تاریخی مسیحی است که نظام سکولار دارد نه حکومتی مسیحی و نکته دوم شاید تا چند سال دیگر تعداد مساجد برلین و لندن از کلیساها بیشتر شود در کشور آلمان مسلمین زیادی در سمت های بالای مدیریتی و حکومتی شاغل هستند هرچند جامعه آلمان اجازه قطع ید و سنگسار و قصاص به مسلمین نمی دهد ولی به احتمال قوی آزادی مسلمین در آلمان بسیار بیشتر از آزادی غیر مسلمین در نظام های حکومتی اسلامی است
نکته دیگر مسلمین در آلمان عمدتا مهاجر هستند ولی آتئیست ها یا سکولارها در ایران کشورشان را ارث اجدادیشان می دانند.
موضوع بنیادی ای که شما فراموش کرده اید این هست که آیا اصلا اکثریت جامعه ایران امروزه خود را مذهبی می داند؟! یا جامعه به تعریف یک دستی از مذهب رسیده است؟! تعاریف از مذهب در بین جامعه فراوان شده و شخصی شده است مثلا هستند اشخاصی که حین مستی در عزاداری حسین بن علی شرکت می کنند و به نظرات درست یا غلط هیچ قرآن پژوهی اهمیت نمی دهند، آنها باورها و برداشت های مذهبی و شخصی خویش را دارند .احتمالا در یک رای گیری سکولاریسم اقبال بیشتری بین ایرانیان دارد و شاید مذهبیون بتوانند در جزیره ای یا شهری چون قم به مانند واتیکان زندگی کنند، کشور ایران یک جامعه عمدتا شیعه زاده ( و احتمالا ده درصد سنی) است پس اگر حکومت قرار بر اسلامی باشد اولا درصد بسیار قابل توجه ای با قوانین شیعه کنار نخواهند آمد و احتمالا بحث آنان به مجادله و سپس به تکفیر، مرتد و خوارج اعلام کردن همدیگر خواهد رسید.
نقل قول  
ctr2006
Member
نقل قول:
صد البته قرآن با اعلامیه جهانی حقوق بشر، سازگاری کامل ندارد. به نظر من نیازی هم نیست که سازگاری داشته باشد. ممکن است این اعلامیه برای شما معیار باشد و ممکن هم هست که برای عده ای نباشد. که گفته همه باید از این متن پیروی کنند؟

اعلامیه جهانی حقوق بشر دستاوردی بشری و این جهانی و جهان شمول است که با بحث ها و بررسی های زیادی بین نخبگان بشر تهیه شده است از این رو بسیار در باب حقوق بشر ارزشمند است.
قوانین اسلامی برداشت واحدی ندارد و هیچکس نمی تواند خوب یا بد در برداشت خود از اسلام دیگران را متقاعد کند، قوانین اسلامی جهان شمول نیست و متعلق به جغرافیا و تاریخی خاص است و عمده برداشت ها از اسلام تبعیض آمیز، بی رحمانه و ضد انسانی است.
به این مثال توجه کنید، منتقد:در اسلام هندوها و اهل کتاب نجس هستند اسلام گرا: در اسلام اهل کتاب نجس نیستند (سکوت در برابر نجس بودن هندوها) و ده ها مثال از این قبیل که تلاش می شود از سبوعیت اسلام کاسته شود (نه از بین رود)
نقل قول  
Khwanirath
Member
صدر تا ذیل سخنان شما، یک آیه در استدلال ندیده ام.

علی چنین بود و چنان بود. خوارج چنان بودند و چنین بودند. خشک مغزی و تعصب بد است و ناپسند است. قال الباقر فلان، قال الصادق بیسار.

همه و همه درست. از کجای این ها بر می آید که چیزی به نام صیغه در اسلام داریم؟
نقل قول  
siawash110
Member
امام صادق (ع) :

نحن اصحاب الدلیل ،‌ نمیل علی یمیل

ما اصحاب و یاران دلیل و منطق هستیم ، هر کجا باشد ما نیز همانجا هستیم ( یعنی میل ما فقط جانب حق و حقیقت و عقل و منطق است )

اگر اسلام ، این است و شیعه یعنی این . من افتخار می کنم که هم مسلمانم و هم شیعه . . .

و اگر اسلام شما چیزی جز عقل و منطق ، چیزی به غیر از تحمل و مدارا ، چیزی به غیر از توجه به نیازهای اولیه و عمیق بشری و توجه به رفاه حال جامعه ،‌ چیزی به جز تصمیم گیری بر مبانی شرایط عینی و ملموس روز جامعه ( به جای عقاید پوسیده تاریخی ) است . . . . من به این اسلام کافرم . . .
نقل قول  
siawash110
Member
از اسماعیل جعفى، گوید: از امام باقر (ع) پرسیدم از دینى که براى بندگان روا نیست بدان نادان بمانند، در پاسخ فرمود:

دین واسع است و رسا و خوارج از نادانى بر خود تنگ گرفتند

گفتم: قربانت! من دین خودم را که بدان معتقدم باز گویم؟ فرمود:آرى، گفتم:
گواهم که تنها معبود شایسته خدا است و گواهم که محمد بنده و رسول او است و آنچه از جانب خدا آورده قبول دارم و شما را دوست دار و پیروم و از دشمن شما بیزارم . . . .
نقل قول  
siawash110
Member
1- اول برایتان متاسفم که از چارچوب آنچه فکر می کنید منظور خدا در قرآن است ، نمی توانید خارج شوید و صد البته این مشکل شما نیست زیرا این مشکل ، 1400 سال پیش نیز وجود داشته است . . . وقتی حضرت علی (ع) به خوارج می گویند این قرآن های نوک نیزه را بزنید زیرا قرآن ناطق من هستم . . . می دانید دوست عزیز ، انسانهای خوب و ساده ای مانند شما فقط ظاهر یک آیه را می خوانند و از درک هزاران رابطه علی و معلولی دیگر و شرایط پیچیده زمان و مکان و حتی ارتباط و تاثیر آیات دیگر در آن آیه به خصوص ، غافل شده و اینگونه می شود که نهایتا شمشیر بر فرق علی می کوبند . فکر می کنید در جریان جنگ صفین خوارج ، خواسته ای جز پایبندی به صریح آیات قرآن داشته اند . صریح آیه قرآن می فرماید وقتی دو گروه مسلمان با یکدیگر به نبرد برخاستند باید میان آنها صلح بر قرار کنید و اگر در میان جنگ ، یکی از آن دو دسته درخواست صلح کرد و آین دیگری قبول نکرد بروید به کمک کسی که درخواست صلح کرده . . ولی این فقط علی بود که می دانست درخواست صلح معاویه ای حیله ای بیش نیست برای فرار از شکست و شروع مجدد جنگ . . . .

2- خودتان برای خودتان می برید و می دوزید ؟ من کی گفتم در قرآن تعارض وجود دارد ؟ من گفتم وقتی میان برداشت شیعه با برداشت اهل سنت از مساله صیغه در قرآن یا سنت پیامبر ،‌ تعارض وجود دارد و هنوز پس از 14 قرن این تعارض حل نشده ، عقل حکم می کند نظر هر دو را ساقط کنیم و به فکر راه چاره و برداشتی عقلی و منطقی و صحیح و خداپسندانه باشیم .

3- چوپان وسط بیابان نمی تواند گناه کند ؟ متاسفانه عفت کلام اجازه نمی کند و گرنه شما اگر اندازه سر سوزن تحقیق کنید متوجه گناهانی می شوید که بارها و بارها در نقاط مختلف در این رابطه انجام شده (‌ارتباط با حیوانات یا خود ارضایی و . . . )

4- من عقل خودم را به حدیث و آیه می چسبانم ؟ می شود بگویید شما چگونه و با چه چیزی به حقانیت قرآن و اسلام پی بردید و در ادامه با چه چیزی این آیات و روایات را تفسیر و تحلیل می فرمایید ؟ با معده خودتان این کار را انجام می دهید ؟‌ !‌!‌!‌ یا با عقل یک نفر دیگر؟ یا با نرم افزار رایانه ای ؟

5- عجب راه حلی ؟ ‌12 سال با هم عقد کنند بعد بروند سر خانه و زندگی !‌!‌!‌!‌!‌

6- غنی در لغت نامه دهخدا شایسته و سزاوار ،‌درخور و لایق معنی شده در برخی لغتنامه ها توانگر هم معنی شده ولی آیا در نظر شما همه اینها معنی پول و ثروت می دهد . مثلا کسی نمی تواند از نظر عقلی یا عاطفی یا جسمی ، فقیر باشد و نیاز به بازپروری و توانمند شدن داشته باشد ؟

7- من نگفتم شما داعشی هستید من گفتم نقطه شروع تندروی و داعشی شدن در همین برداشت های سطحی از قرآن و عدم توجه به شرایط عینی و ملموس جامعه است .. . ضمنا نمی توانید به بهانه خارج بودن موضوع از آیات کسی را از بحث خارج کنید زیرا اگر امثال من با این چماقی که شما برداشته اید ، سکوت کنند عده کثیری با برداشت غلط شما به مرور زمان به گمراهی کشیده می شوند و اثرات سوء آن در جامعه غیر قابل کنترل می شود و حتی به جنایات بسیار بزرگ ختم خواهد شد ( اینکه تمام تصمیمات و تحلیل ها را منحصر کنیم در برداشت مذهبیون از یک آیه خاص از کتاب آسمانی آن مذهب)
7-چون شما سخنی با عقل و منطق ندارید و قرآن را ابزار عقاید شخصی خود کرده اید ، من نیز دیگر کاری به شما ندارم و فقط از درگاه خداوند دعا می کنم قلبتان را به نور هدایت منور کند زیرا به نظر می رسد در یک گمراهی و انحراف بسیار عمیق به سر می برید که جز خدا کسی را یارای نجات دادن شما نیست . . .
نقل قول  
Khwanirath
Member
اول که منظور از "قواعد فقهی خودتان" را درک نکردم. به عنوان کسی که به فقه قرآنی معتقدم، مایلم بدانم کجا در قرآن تعارضی وجود دارد که حالا بخواهد ساقط شود؟

دوم اینکه واقعا متعجبم. درک تفاوت زنای شیعی با ازدواج این اندازه سخت است؟ حضرتعالی اگر نسخه عقلی -صد البته عقل خودتان- را می پیچید، چرا حدیث و روایت به آن می چسبانید. من با عقل جنابعالی کاری ندارم. نظری دارید که برای خودتان محترم است. من با آیه قرآن کار دارم. شما در نهایت بهتر است با طرفداران روابط آزاد جنسی مباحثه کنید. بحث من با مومنین به کتاب است.

خودتان یعنی این اندازه نمی دانید که وقتی می گویید "زنا" یا "عقد موقت"، در حال بیان مفاهیمی هستید که در چارچوب دین و مذهب مطرح می شوند؟ حالا بعد مدعی عقل مداری هستید و می فرمایید با بحث دینی کاری ندارید؟ در بحث غیر دینی واژه "زنا" که بار معنایی فقهی دارد چه معنا دارد؟

شما را به این سخن گهربار خودتان ارجاع می دهم. از این سخن خام، جز نگاه کالایی چه برداشت دیگری می توان نمود؟
فرمودید: " مرد همسر داری باشد که همسرش از عهده ارتباط زناشویی بر نیاید (‌به علت بیماری یا سردمزاجی یا کهولت سن و . . . ) شاید ازدواج موقت آنها (‌به دور از جنبه شهوت رانی و اینکه هر روز با یک نفر باشند ) تحت قاعده و قانونی مشکل نداشته باشد و چه بسا پس از مدتی با همان زن به عقد دائم هم برسند"

ترجمه اش چه می شود؟ یعنی اگر خانمی به علت بیماری از عهده ارتباط زناشویی بر نیاید، همسر او برود زن دیگری را صیغه کند و چه بسا با این فرد عقد دائم هم ببندد. بسیار خب بزرگوار. بفرمایید اگر مردی از عهده ارتباط زناشویی بر نیامد همسرش چه کند؟

در مورد آیه 33 سوره مبارکه نور، جالب است یکی به قرآن می زنید و یکی به عقل خودتان. بعد هم خرده می گیرید که بحثتان عقلی است. از کجا معلوم که منظور عرب چوپان در وسط بیابان نبوده؟ یا منظور پیدا نکردن همسر ایده آل باشد؟ یا کسی که در سفر است؟ به دو علت. 1- در ادامه آیه می فرماید: حتی یغنیهم الله من فضله. تا خدا او را از فضل خود غنی کند. پس مسئله فقر و غناست. 2-چوپان وسط بیابان چه کار می تواند بکند که مخالف عفت ورزیدن باشد؟

اما در مورد مثالی که ذکر کردید. فردی که توان مالی خرید خانه و شغل ندارد. راهکار در عقد طولانی مدت است. 10 سال یا 12 سال یا هر چه، می توانند در عقد یکدیگر باشند و بعد که تمکن مالی یافتند بروند سر خانه و زندگی شان.

جالب است در سخنان خودتان فرقی بین صیغه و زنا قائل هستید. این در و گهر شماست: "ایشان یا باید رو به سوی زنا بیاورد ....... و یا اینکه مثل آدم برود و با زنی که در شرایط خودش می باشد به صورت موقت و در چارچوب و قاعده خودش ازدواج موقت کند". نگاه صرف جنسی!

تفکرات داعشی، طالبانی... متاسفانه هیچگاه تحت تاثیر این برچسب ها نبودم و خوشبختانه نیستم. نتیجه تفکرات فوق مدرن شما را در غرب و همینطور در قم و مشهد خودمان هم داریم مشاهده می کنیم.

چون شما سخنی با قرآن ندارید، بنده هم بحث دیگری با شما ندارم. فرمایشم تمام
نقل قول  
siawash110
Member
هوچی بازی و مظلوم نمایی و کشاندن بحث به انحراف از خصوصیات کسانی است که توان پاسخ علمی و منطقی به مسائل روز جامعه را ندارند . اولا من گفتم در زمینه ازدواج موقت ، کاری به بحث اینکه شیعه درست می گوید یا سنی درست می گوید ندارم ((‌یعنی در این زمینه که بر خلاف نماز و حجاب و روزه میان شیعه و سنی اختلاف است من از تفسیر و تعبیر آیات مربوط به ازدواج و صیغه و نکاح کنار می کشم . حتی قواعد فقهی خودتان نیز می گوید : اذا تعارضا تساقطا : وقتی دو امر معارض در برابر هم قرار گرفتند هر دو ساقط می شوند )

من از نقطه نظر عقلی سخن می گویم همان عقلی که در قرآن و احادیث ، بارها به آن اشاره شده است .

- من کجا ارزش زن را به مسائل جنسی تقلیل دادم ؟ در اینجا سخن از یک رابطه دو طرفه است . مرد هم می تواند بگوید تو ارزش من را به مسائل جنسی تقلیل دادی ؟ اینکه زن و مرد ندارد ! دوست عزیز توان پاسخ نداری ، چرا جوسازی می کنید ؟ بدون شک ، عشق و شناخت و ایثار از ملزومات حتمی یک ازدواج موفق است . ولی کدام انسان عاقلی است که نقش و تاثیر عمیق غرایز جنسی را منکر شود ؟ حتی بعضا این نقش به عنوان محرک اولیه وارد میدان شده و به دنبال آن ،‌سایر مسائل زیبا و عمیق بشری وارد صحنه می شود . . . . (( شما چون خودتان چنین برداشت و نگاه سطحی و تاسف آوری به زن داری ، فکر کردی همه مثل خودت هستند و منظور من هم این بوده است ؟ به قول مولوی : هر کسی از ظن خود شد یار من . . . . ))

- فکر می کنم این شما هستید که برخی از آیات تاریخی و خاص قرآنی را با عینک زمان حال تجزیه و تحلیل می کنید . ( حداقل من اگر اشتباه کنم به خدا و پیامبر دروغ نبسته ام زیرا همان اول گفتم کاری به دعوای شیعه و سنی و آیات قرآن در این رابطه ندارم ولی این شما هستید که اگر اشتباه کنید آتش دوزخ را به جان خریده اید : و من اظلم ممن افتری علی الله کذبا . . . . کیست ستمکارتر از کسی که به خدا دروغ می بندد ؟ متاسفانه ، داعش و تفکرات داعشی و طالبانی از دل همین تفاسیر غلط تاریخی سر در می آورد . . . بگذریم . . . در خصوص الذین لا یجدون النکاح . . . از کجا معلوم ، منظور عرب چوپانی بوده که وسط بیابان به زن دسترسی نداشته ؟ اگر منظور خدا فقر و مسائل مالی بود خیلی راحت می فرمود الذین فقرا ! یا الذین لا یستطیعون ( که در خصوص حج نیز با همین عبارت آمده ) از کجا معلوم پیدا نکردن زن و همسر ایده ال منظور بوده است یعنی کسی فعلا نتوانسته زنی هم کفو و در شان خود پیدا کند و قصد ازدواج دائم دارد باید صبر و عفت پیشه کند . از کجا معلوم در خصوص کسانی است که در سفر بوده اند ؟ چون مسافرتها در زمانهای قدیم ماهها و بعضا سالها طول می کشیده ؟ من نمی گویم اینها منظور خداست بلکه شقوق مختلف قصه را بیان می کنم . . .

- از همه اینها گذشته ، چرا به جای هوچی بازی و سفسطه و غبار آلوده نمودن بحث ، پاسخی گره گشا نمی دهید . . . مردی هست که بنا به توصیه دوست مذهبی مان ، سالها صبر کرده و عفت پیشه نموده و بر خلاف مبانی علم روانشناسی ، مشکل روانی هم پیدا نکرده !‌!‌!‌ ( از زمان سرکشی امیال جنسی مثلا از سن 18 سال و حالا 35 سال دارد ) و هنوز توان مالی خرید خانه و یافتن شغل و . . را پیدا نکرده است . . . ایشان یا باید رو به سوی زنا بیاورد یا در کوچه و خیابان ، مزاحم زن و بچه مردم شود یا او را بگیرند و هر روز شلاق بزنند تا دست بردارد ! !‌ یا باز هم صبر پیشه کند تا روانی شود !‌!‌!‌ و یا اینکه مثل آدم برود و با زنی که در شرایط خودش می باشد به صورت موقت و در چارچوب و قاعده خودش ازدواج موقت کند و چه بسا به امید خدا این ازدواج در ادامه به ازدواج دائم و عشق و محبت واقعی هم برسد . . .
شما راه حل بهتری دارید :‌ بسم الله . . این گوی و این میدان . . مرد میدان باشید و به جای مباحث انحرافی و غبار آلوده کردن فضا و برداشت غلط از سخنان من . . . . بیایید و خیلی راحت و شفاف ،‌ راهکاری عملی ارائه فرمایید . . .
نقل قول  
نقل قول از siawash110:
زیرا همسر او نیز می تواند استدلال کند : خوب ، من هم می توانم شوهر موقت داشته باشم !‌!‌!‌


نقل قول از siawash110:
ولی اگر مردی مجرد باشد و توان مالی ازدواج را نداشته باشد یا مرد همسر داری باشد که همسرش از عهده ارتباط زناشویی بر نیاید (‌به علت بیماری یا سردمزاجی یا کهولت سن و . . . ) شاید ازدواج موقت آنها (‌به دور از جنبه شهوت رانی و اینکه هر روز با یک نفر باشند ) تحت قاعده و قانونی مشکل نداشته باشد و چه بسا پس از مدتی با همان زن به عقد دائم هم برسند . . . .


این استهزا و حقیرشماری و این نگاه ابزاری و وسیله‌ای به زن را از ویکتور هوگو و چارلز دیکنز و ژان ژاک روسو و «سمفونی پاستورال» یاد گرفته‌اید؟! این شد عقل و منطق انسان؟! بیچاره چارلز دیکنز اگر کتاب‌هایش را شما بخوانید. به محض اینکه زن پاسخگوی خوشگذرانی مرد نباشد، مرد می‌تواند سراغ یکی دیگر برود که پاسخگو باشد «چه بسا پس از مدتی با همان زن به عقد دائم برسد»؟؟؟!!!! آدم‌ها درباره ماشین و حیوان خانگی‌شان با احترام و احساس و دلبستگی بیشتری حرف می‌زنند. جالب است که ایشان حامی پرشور لیبرالیسم هم هستند! حتی توماس هابز هم جسارت نمی‌کرد که چنین تصویری از زن بسازد. واقعاً چرا ما کتاب می‌خوانیم؟ برای اینکه نام و زحمت بزرگان تاریخ را به لجن بکشیم یا برای اینکه حجابی بکشیم بر این ابتذال و خودپرستی زائدالوصف‌مان؟
نقل قول  
Khwanirath
Member
نقل قول از siawash110:
در زمینه جواز یا عدم جواز صیغه ، اگر صد سال هم به سخنان دو طرف شیعه و سنی توجه کنی به هیچ نتیجه قاطعی نمی رسید ولی از نقطه نظر عقلی و منطقی :

1- به نظر می رسد ازدواج موقت ،‌برای مردی که همسر دارد امر مذموم و ناپسندی باشد زیرا همسر او نیز می تواند استدلال کند : خوب ، من هم می توانم شوهر موقت داشته باشم !‌!‌!‌ (( ضمنان این کار بنیان خانواده را سست و زمینه را برای شهوت رانی فراهم می کند . . . ))

2- ولی اگر مردی مجرد باشد و توان مالی ازدواج را نداشته باشد یا مرد همسر داری باشد که همسرش از عهده ارتباط زناشویی بر نیاید (‌به علت بیماری یا سردمزاجی یا کهولت سن و . . . ) شاید ازدواج موقت آنها (‌به دور از جنبه شهوت رانی و اینکه هر روز با یک نفر باشند ) تحت قاعده و قانونی مشکل نداشته باشد و چه بسا پس از مدتی با همان زن به عقد دائم هم برسند . . . .


واقعا این برداشت شرم آور است. تقلیل مسئله ازدواج از یک تجربه ی عمیقاً معنوی به صرف ارتباط زناشویی را از منظر دیگری هم می توان دید. اگر مرد متاهلی از عهده ارتباط زناشویی بر نیاید چه؟

بنده سنی نیستم که صیغه را زنا می دانم. مسلمان هستم -نه شیعه و نه سنی- و با قرآن سر و کار دارم.

من از این حد از شجاعت تعجب می کنم. مطابق آیه 25 نساء و 5 المائده ارتباط عاطفی -و نه جنسی- با فردی جز همسر، حرام است و کسانی که دوست دختر و دوست پسر می گیرند وعده ی عذاب الهی به ایشان داده شده، حبط عمل می شوند (تمامی اعمال خیر زندگی ایشان از بین می رود) و ازدواج با ایشان حرام ابدی می گردد (در زمره 3 حکمی که با توبه هم برداشته نمی شود). بعد می گویید ارتباط جنسی بلا اشکال است؟

در آیه 6 سوره مومنون ارتباط جنسی جز با همسر و ملک یمین حرام است و مطابق آیه 12 نساء، همسران بایستی از هم ارث ببرند. همسر صیغه ای ارث نمی برد و یکی از مهمترین شروط ازدواج از شروط شش گانه -ارث، طلاق، عده، نفقه، اذن، تکرر- واقع نمی گردد.

در آیه 33 سوره مبارکه نور، امر شده که ولیستعفف الذین لایجدون نکاحا حتی یغنیهم الله من فضله..... آن ها که امکان ازدواج ندارند، عفت بورزند تا خدا از فضل خود ایشان را بی نیاز سازد.

می توانست بگوید بروند صیغه کنند.

ما این اندازه بر سر تفسیر یک "واو" در آیه 7 آل عمران دست و بالمان می لرزد، حضرتعالی اینگونه فحشاء را جایز می دانید.

این نسخه های من در آوردی به کنار، خوب است به استدلال قرآنی بپردازید.
نقل قول  
siawash110
Member
در زمینه جواز یا عدم جواز صیغه ، اگر صد سال هم به سخنان دو طرف شیعه و سنی توجه کنی به هیچ نتیجه قاطعی نمی رسید ولی از نقطه نظر عقلی و منطقی :

1- به نظر می رسد ازدواج موقت ،‌برای مردی که همسر دارد امر مذموم و ناپسندی باشد زیرا همسر او نیز می تواند استدلال کند : خوب ، من هم می توانم شوهر موقت داشته باشم !‌!‌!‌ (( ضمنان این کار بنیان خانواده را سست و زمینه را برای شهوت رانی فراهم می کند . . . ))

2- ولی اگر مردی مجرد باشد و توان مالی ازدواج را نداشته باشد یا مرد همسر داری باشد که همسرش از عهده ارتباط زناشویی بر نیاید (‌به علت بیماری یا سردمزاجی یا کهولت سن و . . . ) شاید ازدواج موقت آنها (‌به دور از جنبه شهوت رانی و اینکه هر روز با یک نفر باشند ) تحت قاعده و قانونی مشکل نداشته باشد و چه بسا پس از مدتی با همان زن به عقد دائم هم برسند . . . .
نقل قول  
Khwanirath
Member
نقل قول از agha sohrab:


اقای محترم ناصبی سلفی گرامی ! میگویمت داریم - خوبش را هم داریم - حکم و تجویز خداست


بسم الله
بفرمایید بگویید در کجا خداوند چنین حکمی را تجویز فرموده.
نقل قول  
agha sohrab
Member
نقل قول از Khwanirath


نقل قول:
نکته دیگر هم عرض کنم. بنده تا آنجا که می دانم، ما در اسلام چیزی به نام صیغه نداریم که حالا بخواهد برای اهل کتاب چنین و چنان باشد. حداقل شما که تعداد پیروان یک اندیشه را نشان حقانیت آن اندیشه می دانید باید بدانید که تمامی مسلمانان اهل سنت، صیغه را همان زنا می دانند و این اختراعات صفوی، فقط در بین شیعیان خریدار دارد.


اقای محترم ناصبی سلفی گرامی ! میگویمت داریم - خوبش را هم داریم - حکم و تجویز خداست- با تحریم عمر !! حکم و مجوز خدا حرام و باطل نمیشه - که تمامی ناصبی های چون جنابعالی انرا همان زنا بدانند - ما هم در حق شما نواصب هم عرایضی به استناد قران و فقه داریم که بدانیمتان - مودب صحبت کن !- عقد موقت یک مجوز و راه چاره و ارایه طریق است! هان؟ صیغه عقد موقت را حرام و زنا میگویی - آنوقت لابد زنا و لواط که در برخی مراکز شماها شیوع دارد حلاله نه؟ -بزرگانت که شروحش در تواریخ و در صحاح سته - صحیح مسلم . موجود است ..... بدان عامل نبوده اند..؟؟ تو میدانی تاریخ را -در جوامع سنی و سلفی هم همین عقود هست با استثمار زن تحت عنوان عقد شرعی کامجویی و هوسرانی و سپس طلاق -!که مبغوض خداوند است - جه علی خواجه جه خواجه علی! در غرب و جوامع غیر مذهبی تحت عنوان گرل فرند و معشوقه وجود دارد - افاضه فضل نکن - من ایرانی شیعه رافضی منتطر طهور هستم - رفضت اصنامک و خلفاءک الظالمین الخونه ---
نقل قول  
Khwanirath
Member
نقل قول از ctr2006:
امیدوارم روزی برسد که متوجه شوید همین اسلام نیز خود از بدعت در دین های دیگر ایجاد شده است

امثال بهرام پور که می گویند در برابر ترجمه و متن صحیح قرآن مسئول هستم تعداد کمی نیستند و ترجمه شما در اقلیت است

تفکرات شما به این امر دامن می زند که اسلام دینی نه تنها برای دیانت بلکه برای اقتصاد و سیاست نیز است و تاریخ نشان داده این تفکر بسیار خطرناک است، مخصوصا برای امروز ایران که بخش مهمی از جامعه تفکر مذهبی ندارند،

شاید نتایج بررسی های شما از اسلام برداشتی بهتر از داعش و بهرام پور باشد ولی احتمالا با اعلامیه جهانی حقوق بشر صد در صد سازگاری ندارد و در دایره قدرت تفکری که اسلام را اعتدالی می داند توسط اسلام گراهای دیگر نابود می شود پیامدهای سخن امثال شریعتی ها چیزی جز مجاهدین خلق نبود.


خب این مسئله دیگری ست. من از این سخنان برداشت می کنم که مشکل شما با "ذات اسلام" نیست. بلکه با قرائت های ارائه شده است.

چه دیدید؟ شاید شما روزی دانستید که ماوراء طبیعه وجود دارد (رویای صادقه مثالی از همین قشر است) و با تجزیه و تحلیل فنی و نظری به حقانیت اسلام پی بردید.

ما باز بر سر موضع قبلی هستیم. اگر بحثمان بر سر این است که چرا آقای بهرام پور چنین ترجمه ای ارائه داده، اصلا گفت و گویی نداریم. هر دو با سخن ایشان مخالفیم. اگر سخن ما این است که چرا قرآن چنین گفته، در این صورت چه کار به این داریم فلانی چه گفته است؟ باید دید که کدام برداشت به متن قرآن نزدیک تر است. اگر شما با زبان عربی قرآنی آشنایی ندارید، بنده دارم و عرض می کنم سخن آقای بهرام پور اشتباه است و در این زمینه هم تنها نیستم و مفسرانی آشنا به عربی، چنین برداشتی کرده اند. استدلال را هم که خدمت شما عرض کردم. شخصا این توضیح و تفسیر آیه را از آقای دکتر غروی دریافت کرده بودم. ملاک من این نیست که غروی چه گفت و بهرام پور چه گفت. معیار من این است که استدلال این دو کدام است و کدام استدلال صحیح تر است و با قرآن سازگارتر.

خیر، تفکر من این نیست که مدل اقتصاد اسلامی و یا سیاست اسلامی وجود دارد. اقتصاد و سیاست امری بسیار گسترده است و مجموعه ی 4 یا 5 حکم سیاسی و 2 یا 3 حکم اقتصادی، یک اقتصاد و یک سیاست را اسلامی نمی سازد.

ممکن است بخشی از جامعه تفکر مذهبی نداشته باشند. منکر این قضیه نیستم. ولی در این صورت چه باید کرد؟ به نظرم منطقی ترین راهکار، همان است که در غرب اجرا می شود. با اینکه 5 درصد جمعیت آلمان مسلمان هستند، از قوانین اکثریت سکولار تبعیت می کنند و فی المثل در ازای کشته شدن نزدیکانشان، مجاز به قصاص قاتل نیستند. اقلیتی هستند که تابع اکثریت هستند. همین امر در ایران هم می تواند اجرا شود. اقلیت کافر از قوانین اکثریت مسلمان پیروی می کنند.

صد البته قرآن با اعلامیه جهانی حقوق بشر، سازگاری کامل ندارد. به نظر من نیازی هم نیست که سازگاری داشته باشد. ممکن است این اعلامیه برای شما معیار باشد و ممکن هم هست که برای عده ای نباشد. که گفته همه باید از این متن پیروی کنند؟
نقل قول  
ctr2006
Member
بزرگوار چند نکته را باید یادآوری کنم
اول جای بسی خرسندی دارد که شما می دانید فرقه رافضی صفوی یک بدعت در اصل اسلام بود امیدوارم روزی برسد که متوجه شوید همین اسلام نیز خود از بدعت در دین های دیگر ایجاد شده است و کلام قرآن را نه با نام وحی ملزم بلکه در پژوهش های علوم انسانی و علمی تجزیه و تحلیل کنید و از ماورالطبیعه دوری کنید.
پیشتر دو ایراد به مطالب شما عنوان کردم اول اینکه تنها شما نیستید مدعی ترجمه صحیح قرآن هستید بسیاری حتی مسلط به زبان عربی هستند که ترجمه و برداشت شما را ندارند من که به زبان عربی تسلط ندارم پس عاقلانه است به ترجمه اکثریت تکه کنم امثال بهرام پور که می گویند در برابر ترجمه و متن صحیح قرآن مسئول هستم تعداد کمی نیستند و ترجمه شما در اقلیت است، که این حس را به من می دهد برخی ترجمه های شما درواقع نظرات و آرزوها و فانتزی های شماست.
دوم مشکل مهم تر اصل مساله اسلام بنیادی است تفکرات شما به این امر دامن می زند که اسلام دینی نه تنها برای دیانت بلکه برای اقتصاد، سیاست و قضاوت نیز است و تاریخ نشان داده این تفکر بسیار خطرناک است، مخصوصا برای امروز ایران که بخش مهمی از جامعه تفکر مذهبی ندارند، شاید نتایج بررسی های شما از اسلام برداشتی بهتر از داعش و بهرام پور باشد ولی احتمالا با اعلامیه جهانی حقوق بشر صد در صد سازگاری ندارد و در دایره قدرت تفکری که اسلام را اعتدالی می داند توسط اسلام گراهای دیگر نابود می شود پیامدهای سخن امثال شریعتی ها چیزی جز مجاهدین خلق نبود.
نقل قول  
Khwanirath
Member

اما در مورد برداشت آقای بهرام پور، عرض می کنم که آیه 33 سوره مبارکه مائده، فعل امر ندارد. هر جا حکمی باشد، فعل امر دخیل می گردد.

إِنَّمَا جَزَاءُ الَّذِینَ یُحَارِبُونَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَیَسْعَوْنَ فِی الْأَرْضِ فَسَادًا أَنْ یُقَتَّلُوا أَوْ یُصَلَّبُوا أَوْ تُقَطَّعَ أَیْدِیهِمْ وَأَرْجُلُهُمْ مِنْ خِلَافٍ أَوْ یُنْفَوْا مِنَ الْأَرْضِ ذَلِکَ لَهُمْ خِزْیٌ فِی الدُّنْیَا وَلَهُمْ فِی الْآخِرَةِ عَذَابٌ عَظِیمٌ

سزاى کسانى که با خدا و پیامبر او مى ‏جنگند و در زمین به فساد مى ‏کوشند جز این نیست که به سختی کشته شوند یا بر دار آویخته گردند یا دست و پایشان در خلاف جهت‏ یکدیگر بریده شود یا از آن سرزمین تبعید گردند این رسوایى آنان در دنیاست و در آخرت عذابى بزرگ خواهند داشت

در دو آیه در قرآن کریم -124 الاعراف و 71 طه- فرعون به ساحرانی که به موسی علیه السلام ایمان آوردند چنین تعذیبی می نماید.

لَأُقَطِّعَنَّ أَیْدِیَکُمْ وَأَرْجُلَکُمْ مِنْ خِلَافٍ ثُمَّ لَأُصَلِّبَنَّکُمْ أَجْمَعِینَ

دستها و پاهایتان را یکى از چپ و یکى از راست ‏خواهم برید سپس همه شما را به دار خواهم آویخت-الاعراف 124

قَالَ آمَنْتُمْ لَهُ قَبْلَ أَنْ آذَنَ لَکُمْ إِنَّهُ لَکَبِیرُکُمُ الَّذِی عَلَّمَکُمُ السِّحْرَ فَلَأُقَطِّعَنَّ أَیْدِیَکُمْ وَأَرْجُلَکُمْ مِنْ خِلَافٍ وَلَأُصَلِّبَنَّکُمْ فِی جُذُوعِ النَّخْلِ وَلَتَعْلَمُنَّ أَیُّنَا أَشَدُّ عَذَابًا وَأَبْقَى

گفت آیا پیش از آنکه به شما اجازه دهم به او ایمان آوردید قطعا او بزرگ شماست که به شما سحر آموخته است پس بی‏شک دستهاى شما و پاهایتان را یکى از راست و یکى از چپ قطع مى ‏کنم و شما را بر تنه ‏هاى درخت‏ خرما به دار مى ‏آویزم تا خوب بدانید عذاب کدام یک از ما سخت‏ تر و پایدارتر است

فلذا این رفتار، رفتاری فرعونی است. جان کلام آیه این است که سزای این افراد شرور این است که به دست امثال فرعون دچار گردند.

البته امیدوارم باز با این مسئله روبرو نشوم که چون حسنعلی جعفر چنان برداشت کرده، پس علی رغم عدم وجود فعل امر در آیه حرف او را می پذیرید. مشکل دقیقا همینجاست. آقای بهرام پور می گوید "باید زجرکش بشود " در صورتی که واژه "بشود" در آیه نیست و صدالبته الله تعالی از بکار بردن فعل امر ناتوان نبود. اگر حکمی بیان فرموده بود، حتماً فعل امر بکار می برد.

در مورد کشتار غیرنظامیان اسرائیلی، دو بحث مطرح است. یا کودکان هستند یا بزرگسالان. کشتار کودکان صد البته محکوم است. بزرگسالان ولی اشغالگر خاک فلسطین هستند. طبعا خود را برای آسیب دیدن مهیا ساخته اند که به اشغال سرزمین دیگران مبادرت کرده اند. معنایی ندارد کسی خانه دیگری را اشغال کند، ولی انتظار آسیب دیدن نداشته باشد. هزار البته راه حل بدون خشونت ارجحیت دارد و باید تا می توان سعی در پرهیز از آسیب زدن به اشغالگران غیرنظامی داشت. در هر حال با توجه به واجب بودن کشتن اشغالگران نظامی، کشتن اشغالگران غیرنظامی بزرگسال کراهیت شدید دارد.

در پایان اجازه دهید به عنوان کسی که تا 20 سالگی نه دین گریز، که دین ستیز بوده ام نکته ای را خدمت حضرتعالی عرض کنم. مسئله نه اسلام، نه فعل پیروان اسلام، که عدم آشنایی برخی از دوستان با متن صریح و واضح کلام الله است.

رستگار باشید
نقل قول  
Khwanirath
Member
نقل قول از ctr2006:

بله بزرگوار به نظر من نوع جهان بینی اسلام است که باعث تنش و کشتار می شود این دین پتانسیل زیادی برای کشتار می دهد


به نظر بنده شما از دایره ی انصاف خارج شده اید.

حکایت پیغمبر دروغینی است که پس از پشیمانی، اعتراف نمود که دروغ گفته است و در پاسخ، پیروان او گفتند که: تو اگر می خواهی به خود کافر شوی، ما از مذهب تو دست بر نمی داریم.

بزرگوار، متن قرآن واضح است. شما در جمله نخست فرمودید که "نوع جهان بینی اسلام است که باعث تنش و کشتار می شود" و مرا امیدوار ساختید که با نقد اسلام مواجه می شوم. در عوض به نقد دینداران و قرائت های دینی پرداختید. چرا مشرکان نجس اند؟ چون آقایان بهجت و مکارم و خمینی و خامنه ای گفته اند. استدلالش کجاست؟ هیچ جا!

شما که تا هفده سالگی مذهبی بوده اید، نیک می دانید در جایی که آب هست، تیمم باطل است. وقتی قرآن هست، نظر تقی و نقی چه اهمیتی دارد؟ به آیه 5 المائده نگاه کنیم:

الْیَوْمَ أُحِلَّ لَکُمُ الطَّیِّبَاتُ وَطَعَامُ الَّذِینَ أُوتُوا الْکِتَابَ حِلٌّ لَکُمْ وَطَعَامُکُمْ حِلٌّ لَهُمْ وَالْمُحْصَنَاتُ مِنَ الْمُؤْمِنَاتِ وَالْمُحْصَنَاتُ مِنَ الَّذِینَ أُوتُوا الْکِتَابَ مِنْ قَبْلِکُمْ

امروز چیزهاى پاکیزه براى شما حلال شده و طعام کسانى که اهل کتابند براى شما حلال و طعام شما براى آنان حلال است و زنان پاکدامن از مسلمان و زنان پاکدامن از کسانى که پیش از شما کتاب به آنان داده شده


متن خیلی واضح اینجا قرار دارد. یک محقق که مقلد نمی شود. چون فلانی گفت -علی رغم متن- پس حرف او درست است! مگر می شود خداوند فرموده باشد با کسی ازدواج کنید که نجس است؟

از کی تا به حال ملاک درستی یک عقیده، تعداد باورمندان آن عقیده بوده است؟ چون فلان برداشت از اسلام عمومیت ندارد پس برداشت ناصحیحی است؟ از آناتول فرانس جمله ای خوانده ام: "حتی اگر پنجاه‌ میلیون نفر هم به یک چیز احمقانه اعتقاد داشته باشند، آن چیز همچنان احمقانه است".

قصدم این نیست که بگویم برداشت عموم ایشان احمقانه است. منظور این است که سخن درست را با تعداد باورمندان آن سخن نمی سنجند. وقتی نقد شما به اسلام است -و نه پیروان آن- استناد به پیروان آن بی مبناست. درستی یک قرائت دینی، با انطباق بیشتر آن قرائت با متن دینی برداشت می شود نه تعداد پیروان. این رویکرد محققانه ای نیست.

اصلا ما به جهت همین تردیدهای تاریخی است که به جای روایت و حدیث، به قرآن مراجعه می کنیم. به عنوان مثال بارها در کتب مختلف در مورد اختلاف 15 ساله رسول الله با همسر نخست ایشان خوانده ایم. دوبله اش این می شود که بانو خدیجه در 50 سالگی و یا 60 سالگی حضرت فاطمه را بدنیا آورده است.

وقتی متن قرآن می گوید اسیر را یا با منت و یا با فدیه باید رها ساخت، استناد شما به روایت اختلافی چه معنا دارد؟ اگر هم یک روایت را پذیرفته اید، آن را نمی توانید به عنوان فکت تاریخی مطرح کنید. ضمن اینکه پذیرفتن آن هم دلیل می خواهد. چرا این روایت آری و چرا آن روایت نه؟

اصلا اصطلاح "اسلام گرای معتدل" اصطلاح اشتباهی است. اسلام گرایی، خود همان اعتدال گرایی است. الصاق پسوند "معتدل" بر "اسلام گرا" حشو زائد است.

نکته دیگر هم عرض کنم. بنده تا آنجا که می دانم، ما در اسلام چیزی به نام صیغه نداریم که حالا بخواهد برای اهل کتاب چنین و چنان باشد. حداقل شما که تعداد پیروان یک اندیشه را نشان حقانیت آن اندیشه می دانید باید بدانید که تمامی مسلمانان اهل سنت، صیغه را همان زنا می دانند و این اختراعات صفوی، فقط در بین شیعیان خریدار دارد.
نقل قول  
ctr2006
Member
مختاری ارجمند
بسیار شبیه به دیدگاه شما در مورد مسلمین سال ها پیش در همین سایت نظری درج کردم می دانم مسلمین به دلیل تعصب مذهبی جبهه خواهند گرفت و مقاومت خواهند کرد حتی می دانم مشکل اصلی مذهب نیست بلکه حکومت مذهبی است چنانچه در دموکرات ترین کشورها نیز اشخاص مذهبی وجود دارند
اما چند نکته اینجا دنیای مجازی است و اکثریت اشخاص این سایت افراد فرهیخته ای هستند
بارها دیده شده اشخاص مذهبی به خود اجازه می دهند بقیه نظرات و سلایق را تحقیر و سرکوب کنند و با نگاه جرم انگاری شده واکنش دهند و در کمال وقاحت بگویند اینجا یک کشور اسلامی است
تلاش من بر این است که این قشر جامعه با این حقیقت رو به رو شوند که امروزه بخش قابل توجه ای از ایرانیان مذهبی نیستند و علاقه ای به قوانین مذهبی ندارند.
یاد و خاطره مادر شما گرامی باد ولی نسل ایشان این قشر در ایران رو به پایان است برخلاف پیشین به باور من باید خود سانسوری را کنار گذاشت تا حقمان ذایل نشود چهل سال است با حکومت دینی مدارا می کنیم و نتیجه ای حاصل نشده است اینکه بگویم دهانمان را ببندیم تا به آنان بر نخورد روش موثری نیست، هرچند با شما موافقم که در مباحثه باید احترام و ادب را همواره حفظ کرد.
وقتش است که احساسات و سبک زندگی و انتظارمان از حاکمیت را انکار و سرکوب نکنیم
در مورد هلوکاست چند نکته را عرض کنم
شاید اگر بعد از نسل کشی ارامنه جهان واکنش مناسبی داده بود بشریت شاهد یک نسل کشی دیگر نبود امروزه هلوکاست به عنوان آخرین نسل کشی بشریت با قتل حدود شش میلیون انسان که حتی به مقابله نظامی با هیتلر نپرداخته بودند فقط به دلیل نژادشان امروز نمادی برای هر کشور نژادپرستی که آن واقعه را تکرار نکند
در حین جنگ حتی بسیاری از متفقین با دولت هیتلر در سرکوب سازمان یافته یهودیان همکاری کردند برخلاف رایج در همه کشورهای غربی انکار هلوکاست جرم نیست و در در کشورهای اتریش، بلژیک، جمهوری چک، فرانسه، آلمان، اسرائیل، لیتوانی، لهستان، رومانی، اسلواکی و سوئیس انکارکنندگان هولوکاست جرم است ( که مجازات اعدام و حبس ابد و ... ندارد) و در بقیه کشورها در افکار عمومی عملی قبیح است ( همان طور که حمایت از صدام و اعمالش یا انکار حملات شیمیایی وی در ایران و کردستان عملی قبیح است)در این کشورها جرم است زیرا یا این کشورها جمعیت انسانی زیادی را از دست داده اند یا در هلوکاست مشارکت زیادی داشته اند

در کمال تعجب گروهی پیدا می شود که چون امکان گفتن جمله "کاش هیتلر تمام یهودیان را می کشت" را در کشورهای غربیی ندارند این کشورها را به عدم آزادی بیان متهم می کنند
مدارک بسیاری زیادی از هولوکاست موجود است و هیچ انکار کننده هولوکاستی من به شخصه ندیدم که یهودستیز نباشد
نقل قول  
mokhtariski
Member
در باره‌ی هولوکاست یا همه‌سوزی نظر قطعی ندارم و علت ورودم به این مبحث درباره‌ی کتاب فوق صرفا انتقادم نسبت به ممنوع بودن تحقیق در آن بوده است. اگر احتمال وقوع این حادثه‌ی وحشتناک حتی یک در میلیارد هم باشد من به عنوان کسی که ادعای بشر دوستی دارد نمی‌توانم آن را با قاطعیت انکار کنم و اگر هم کسی علت این انکار نکردن را از من بپرسد می‌گویم از جنایت کارانی مثل هیتلر، گوبلز و اطرافیان‌شان با چنان افکار پلیدِ نژادپرستانه‌یی ارتکاب هیچ جنایت مخوفی از آن دست بعید نبود. بحث بر سر کشتن یک نفر دو نفر نیست که آدم به خاطر انتقاد از این یا آن کشور انکار کند. بحث بر سر کشتن هزاران نفر است. پس بهتر است بگویم نظری ندارم و نظر دادن را به استادان و پژوهشگران بی‌طرف تاریخ می‌سپارم.
نقل قول  
mokhtariski
Member
جناب ctr2006 گرامی لطفا قبل از ادامه‌ی بحث‌های احتمالی بعدی، فقط اجازه بدهید در اینجا به شما توصیه کنم با هر اعتقادی که دارید در صحبت‌هایتان به هیچ دین و مذهبی نتازید! این تهدید یا توصیه‌ی مذهبی یا اخلاقی نیست. این را به عنوان خیرخواهی برای شما و دست کم ثمربخش‌تر بودن بحث‌تان عرض می‌کنم. چون هیچ فایده‌یی برای پیشبرد بحث‌تان نخواهد داشت، به عکس، حتی بی‌طرفان بحث را هم به گشودنِ جبهه‌های جدیدی علیه شما تشویق خواهد کرد یا از شما روگردان خواهد ساخت. به اعتقادات دینی و مذهبی توده‌های صدها میلیونی یا حتی میلیاردی نمی‌توان تاخت و اگر هم بتازید نه تنها به شکاری دست نخواهید یافت محتمل است که خود نیز شکار شوید! خاطره‌یی دارم از مادر مهربان و گرامی‌ام چند ساعت قبل از وفات او در سال پیش، که در آن فشار بیماری حتی مرا هم نمی‌شناخت. هر چه او را صدا می‌زدم پاسخ نمی‌داد. در گوش‌اش آهسته گفتم مامان حضرت علی را می‌شناسی. ناگهان چشم گشود و با صدایی شمرده بلند گفت:" یا علی جان کمکم کن"! به هرحال باور کنید مردم جهان را نمی‌توان از این اعتقادات دور کرد! پس بهتر است در هر بحثی اگر نمی توان اسباب وحدت را فراهم آورد دست کم از مقایسه و در گیر کردن ادیان پرهیز کرد. برای شما نوشتم ولی خطابم به همه‌ی آنانی است که بیهوده به دین و مذهب دیگران می‌تازند.
نقل قول  
mokhtariski
Member
جناب ctr2006 تشکر فراوان بابت مطالعه‌ی نوشته‌های من و واکنش‌هایتان نسبت به آنها. من هم نوشته‌های شما را هم در این مبحث و هم در مبحث دیگر (در باره‌ی آمریکا) و در فرصت مناسب با دقت کافی خواهم خواند و نیز در باره‌ی آنها خواهم اندیشید و در صورت لزوم و در زمان مناسب به برخی از آنها ( مثل چرا حاکمان و نظریه پردازان غربی راه دموکراسی در منطقه‌ی ما را بهتر می‌دانند) پاسخ خواهم گفت. البته اصراری به پاسخ گویی به همه چیز ندارم مگر آنکه لازم بدانم. واقعا فکر می‌کنم تفکر در باره‌ی مطالب نوشته شده توسط هر کس مهم‌تر است و از همه مهم تر باید خالی از احساسات و تا حدی بی‌طرفانه باشد! در هرحال سپاسگزارم.
نقل قول  
نژاد پرست و وحشی و تروریست برگزارکنندگان جشن پوریم هستند که جنایاتشان را جشن میگیرند کجای کتابهای درسی ایران به اشغال بلندیهای جولان اشاره شده هر ادم بیسوادی هم نقش یهودیها در کشتن مسیح را میداند سوالی که مطرح میشه این شش میلیون یهودی در فلسطین اشغالی از کجا آمدند اگر این طوری میشه کشور تشکیل داد ما ایرانیها هم یک کشور در کالیفرنیا و لس آنجلس تشکیل بدیم خود امریکاییها با شور و شعف از این کار استقبال کنند مثل تشکیل اسراییل
نقل قول  
ctr2006
Member
تا جایی که من می دانم دعوای سوریه با اسرائیل روی کاغذ بود و مدت ها بود سوریه درست یا غلط هیچ اسمی از بلندی های جولان به زبان نمی آورد ( آنقدر که توی کتاب های درسی در رژیم جمهوری اسلامی در مورد جولان صحبت می شد در خود سوریه صحبت نمی شد) کشور اسرائیل در حین بروز انقلاب از این وضعیت خشنود نبود زیرا تکلیفش با بشار اسد مشخص بود و رابطه به نوعی ثبات رسیده بود، اسرائیل اسد را به داعش ترجیح می داد. امروز اسرائیل بدون اینکه مخالفت جدی از طرف سوریه ببینید در جلو چشم موشک های ضدهوایی روسیه مواضع سپاه پاسداران انقلاب اسلامی را بمباران می کند. حقیقتا بازنده جنگ سوریه در میان کشورهای خارجی رژیم ایران بود که با خرج صدها میلیون دلار سودی بدست نیاورد. و امروز حتی اسد نیز می خواهد از جمهوری اسلامی خلاص شود زیرا روسیه و رابطه با کشورهای عربی و غربی برایش ارجحیت بیشتری دارد.
هرگز نباید از خواست واقعی خود ملت سوریه غافل شد آنان بشار اسد را نمی خواستند زیرا یک دیکتاتور بود پدرش حافظ اسد بعد از گرفتن قدرت بالغ بر سی هزار تن را به قتل رسانید. سوریه هرگز کشور آزادی نبود و رژیم بعث سوریه با تجربه سیاست های مختلف ضربه های مهلکی به مردم و اقتصاد کشور وارد کرده بود (گاهی با سیاست پان عربیسم می خواست با عراق تشکیل یک کشور واحد بدهد گاهی می خواست با ادغام با اردن تبدیل به یک کشور واحد شوند عجیب که اتحاد با ایران گزینه آخر (و البته کوتاه مدت) سوریه بود و الان هم سر رژیم ضد ملی جمهوری اسلامی بی کلاه مانده است) دستگاه مخوف اطلاعات بشار اسد هرگونه انتقادی را با مرگ پاسخ می داد. هرگز نباید فراموش کرد خود بشار اسد باعث شد تظاهرات مسالمت آمیز خود شهروندان سوریه به خشونت کشیده شود کبریت داعش را او روشن کرد. همین الان هم از نظر آماری تعداد کشته های بشار اسد با بمباران های هوایی و سلاح های شیمیایی و تک تیراندازهایی که با آن معترضین را هدف می گرفتند و ادامه جنگ توسط روسیه و ترکیه و... بسیار بیشتر از کشتار داعش است و برای ایجاد داعش مقصر اصلی بشار اسد است و باید برای کشتار مردم سوریه پاسخگو باشد، تلاش برای نشان دادن چهره بشار اسد به عنوان یک منجی عملی بسیار ضدانسانی است.
نقل قول:
آیا تحکیم بیشتر ناتو پس از فروپاشی شوروی و تحقیر روسیه جهان را بی ثبات‌تر نکرد؟

کشور روسیه بعد از فروپاشی شوروی تهاجم های بسیار زیادی داشته است از اوکراین و سوریه گرفته تا گرجستان و غیره همچنین سلاح های دوره شوروی را هنوز دارد کشورهای دیکتاتوری و تمامیت خواه به هیچ اصولی پایبند نیستند
نقل قول:
مگر حاکمان کشورهای عربی منطقه بهتر از اسد و قذافی بودند؟

بله حاکمین امارات و قطر و کویت و ... هرگز قابل قیاس با اسد و قذافی نبودند و سابقه کشتار رژیم اسد و دیوانگی های معمر قذافی را ندارند.
نقل قول:
حاکمان و نظریه‌پردازان غرب بهتر از همه می‌دانند که منطقه‌ی ما به دلایلی که در این بحث نمی‌گنجد هنوز برای پذیرش دموکراسی به معنای واقعی کلمه مستعد نیست! آنها راه واقعی پیشبرد دموکراسی در منطقه را می‌دانند ولی دائما مسیر آن را مسدود می‌کنند. تحریم اقتصاد ما و مردم ما یکی از آن کثیف‌ترین ترفندهاست که هم به گسترش فقر در جامعه یاری می‌رساند و هم فساد آفرین است.

با این نظر تئوری توطئه موافق نیستم. کشور ایران آماده دموکراسی است و در طول چهل سال حکومت جمهوری اسلامی حتی با فشار تحریم ها اگر می خواستند می توانستند با پول نفت ایران را آباد کنند اتفاقا تحریم ها هدیه ای خود خواسته برای جمهوری اسلامی بود و رژیم های انقلابی مانند جمهوری اسلامی با سیاست صدور انقلابش، خود به خود واکنش کشورهای منطقه و جهان رو بر می انگیخت. مشکل ایران قبل از اینکه دنیای غرب باشد رژیمی ضد میهنی است که منافع ملی ایران ارزشی برایش ندارد.
نقل قول  
ctr2006
Member
در مورد ایغور ها استدلال شما برای من شوک آور بود ترکستان شرقی (ایغورستان) از نظر تاریخی، فرهنگی، مذهبی، نژادی و زبانی هیچ ارتباطی با چین ندارد آن منطقه برای قرن ها قوم های ایرانی مانند سغدها بودند و رفته رفته با اقوام دیگر ادغام و از 840 میلادی با مغول ها ادغام شدند و مردم ایغور ایجاد و ساکن آنان شدند این منطقه هیچ پیوندی با چین ندارد نه در دنیای باستان و نه درعصر معاصر در سال 1949 چین این مکان را اشغال و نامش را سین کیانگ ( به زبان چینی یعنی سرزمین جدید) گذاشت
عجیب است که شما حکمرانی و فشار کمونیست ها بر مسلمین ایغور را مثالی جدا با فلسطین می دانید. و بمب گذاری های چچنی ها را محکوم می کنند ولی حملات کور شبهه نظامی های فلسطینی به فرمان حماس و کشتار غیرنظامی های اسرائیلی را محکوم نمی کنید. ظلم و ستم و بازداشت و سرکوب صدهاهزار ایغوری در چین قابل قیاس با فلسطینیان نیست و برای افرادی که مدعی حمایت از مسلمین هستند به نظر من این یک سیاست دوگانه است
منبع
منبع
منبع

نقل قول  
ctr2006
Member
نقل قول:
به این معناست که مسئله؛ دیگر عملکرد افراد نیست بلکه جهان بینی اسلام مد نظر شماست.

بله بزرگوار به نظر من نوع جهان بینی اسلام است که باعث تنش و کشتار می شود این دین پتانسیل زیادی برای کشتار می دهد و مثال های تاریخی آنرا برای شما ذکر کردم
مشکل دیگر آیین ها با دین محمد فحاشی ها و اهانت هایی بود که پیغمبر اسلام به سایر ادیان داشت و عرضه را بر آنان تنگ کرده بود و باعث شد مسلمین را طرد کنند و وقتی مسلمین به مدینه رسیدند کسی با آنان کاری نداشت تا اینکه مسلمین کاروان ها را غارت کردند و باعث جنگ بدر شد . به هر حال دین های مختلف با مسیحی ها و یهودی ها در حجاز زندگی می کردند و بعد از چند دهه از ظهور اسلام اثری از آنان نماند.
پیشتر چند نکته را خدمت شما بزرگوار عرض کرده ام اول اینکه نتایج تحقیقات و پژوهش ها و تفسیرهای شما از قرآن بین علمای اسلام در گذشته و حال عمومیت ندارد و اکثریت صاحب نظران در دنیای اسلام نظراتی مخالف با اظهارات شما چاپ کرده اند و دوم اینکه در باب بنی قریظه کتاب هایی به این موضوع پرداخته بودند که با تردید در آنان باید در کل تاریخ صدراسلام دچار تردید شد.
در مورد اهل کتاب نیز اکثریت قاطع علمای اسلام در شیعه و سنی آنان را نجس می دانند و در اسلام می شود با اهل کتاب ازدواج موقت ( برای کام جویی جنسی مردان مسلمان) کرد البته مرد اهل کتاب نمی تواند با زن مسلمان ازدواج کند
حتی در حین انقلاب مشروطه امثال شیخ فضل الله نوری خواستار آن شده بودند یهودیان با داشتن نشانه هایی روی لباس خویش دین خویش را اعلام کنند تا از نجس شدن مسلمین جلوگیری شود و ارامنه حق استفاده از حمام های عمومی شهرها را نداشتند
در دنیای امروز که لیبرالیسم توانسته بخش هایی از جامعه را همراه خویش کند علما سعی می کنند از این حکم اسلامی عبور کنند
آیت الله خمینی و بهجت اهل کتاب را نجس می دانند و خامنه ای احتیاط مستحب می داند که نجس هستند و مکارم احتیاط واجب می داند که نجس هستند
سند
در این تفسیر شما از نجس نبودن اهل کتاب باید عرض کنم شما تفسیر رایج و عمومیت داری ندارید و تفاسیر شما بخشی از آرزوها و فانتزی های شماست و نه حقایق موجود، همان طور که پیشتر به شما اعلام کرده ام هرگونه تلاش برای بروز کردن اسلام و مدرن و انسانی جلوه دادن آن نتایج فاجعه باری دارد مثلا شما در نظرتان گفته اید در اسلام اهل کتاب نجس نیستند ولی در مورد اشخاصی که دین ابراهیمی ندارند مانند هندوها سکوت کرده اید که باز از فاشیستی و پلیدی حکم نجس بودن انسان ها در دین اسلام نمی کاهد.
سخنان هیلاری کلینون در مورد گروهک های تروریستی که عمدا با تحریف از آن سواستفاده های زیادی توسط دستگاه پروپاگاندای دیکتاتوری های اسلامی و پوپولیست هایی چون ترامپ شد در یوتیوب موجود است. البته من یک لیبرال هستم ولی مدافع همه سیاست های آمریکا نیستم و همان طور که پیشتر گفتم تصور اینکه اسلام گرای معتدلی وجود دارد سیاست اشتباهی بود
سپاس از سفارش شما دوست ارجمند روزگاری باورهای اسلامی داشتم اما از هفده سالگی به بعد کمرنگ شد نتوانستم برداشتی متفاوت با بردشت جناب آقای ابوالفضل بهرام پور و امثال تیمور خان که بسیار مورد توجه علما بود داشته باشم و نپذیرفتم که داعش و خمینی بدون داشتن پتانسیلی در اسلام ایجاد شده اند . ابوالفضل بهرام پور می گوید: " هم شما و هم مردم لذت ببرند من آیه معنا می کنم و آدرس آنرا دادم و فردا هیچ کس نمی تواند مرا متهم کند، من اگر نگم به قرآن خیانت کردم، قرآن رو باید درست معنا کرد 1- باید زجرکش بشود و... " به نظر شخصی من مفاهیم مذهبی درواقع نوعی برداشت های این جهانی و در قالب علوم انسانی است و جنبه ماورایی ندارند.
نقل قول  
ctr2006
Member
نقل قول:
پیامبر اسلام هم اگر با یهودیان برخورد نمی کرد مثل مسیح بالای صلیب بود پس سیاست ایشان در برابر یهود از عقل سیاسی و دانش تاریخی ایشان بود

بگذریم که قصه مصلوب شدن مسیح توسط رومی ها ربطی به یهودیان نداشت و کلیسا برای نفرت پراکنی آنرا به یهودیان ربط می داد و خود یهودیان قربانیان اصلی رومی ها بودند چون اورشلیم را غارت کردند و رومی ها مسیح را یک یهودی می دانستند.
تقریبا همه علمای اسلام و تاریخ پژوهان اسلام چون همانند شما برخورد با یهودیان ( درواقع نسل کشی) را قبول دارند و برای آن اسناد زیادی ارایه می کنند این نظر شما بشدت یهودستیزانه است علارغم انتقاد هایی که به سیاست خارجه کشور اسرائیل دارم وقتی نظرات وحشت آور شما و هم فکران شما را می خوانم به اسرائیل حق میدهم از خویشتن دفاع کند.
پیغمبر اسلام بدون هیچ مقاومت نظامی وارد بنی قریظه شد و فرمان قتل عام تمام شهروندان مرد غیرنظامی آنجا را صادر کرد و به دخترکان تجاوز شد رئیس دختر قبلیه نیز سهم پیغمبر اسلام شد که رسول الله به وی بعد از گردن زدن برادران و شوهرش تجاوز کرد. در دنیایی که بخش اعظمی از مسلمین چنین عقایدی دارند این حق یهودیان است که کشوری داشته باشند و دور از افکار ضدانسانی شما زندگی کنند.
لازم به یادآوری است کشور اسرائیل شهروندان فلسطینی ندارد البته در کشور اسرائیل شهروندان یهودی و اسرائیلی مسلمان با هم زندگی می کنند و درحالی که در ایران ما یک وزیر سنی وجود ندارد مسلمین به مدارج بالای سیاسی و اجتماعی در اسرائیل می رسند در ایران ما بهاییان از نظر فتوای علما مهدورالدم هستند و فرقه ضاله خطاب می شوند ولی در کشور آزاد اسرائیل حق داشتن عبادتگاه های خویش را دارند. در کشور اسرائیل اکثریت خیابان های مهم به دو زبان عبری و عربی آدرس دهی می شود و زبان عربی در آن کشور آموزش داده می شود در کشور اسرائیل مردم یهودی و مسلمان با رای مستقیم خویش نخست وزیر را انتخاب می کنند و پارلمان اسرائیل (کنست) احزاب مختلفی وجود دارند و سه حزب عربی در بین احزاب اسرائیل کاملا فعالیت می کنند بخش قابل توجه ای از ارتش اسرائیل را مسلمین تشکیل می دهند و دولت اسرائیل، همچنین هر ساله بیش از ده درصد بودجه عمومی کشور را به آموزش و توسعه مدارس، موسسات علمی و تحقیقاتی و دانشگاه‌های اسرائیل اختصاص می‌دهد. رشته‌های فرهنگ عربی و اسلام، ریاضی - فیزیک و علوم تجربی، جزء سه رشته مقطع دبیرستان اسرائیل محسوب می‌شود.

نفرت و کینه عده ای از یهودیان و برتری طلبی آنان باعث می شود دموکراسی در بزرگترین دموکراسی خاورمیانه را انکار کنند. مسلما از نظر من سیاست خارجه اسرائیل جای انتقاد زیادی دارد ولی اینکه عده ای خواهان نابودی اسرائیل و برخورد !!! همانند پیغمبر اسلام با شهروندان اسرائیل باشد و به دلیل نفرت و کینه تنها دموکراسی موجود در خاورمیانه را انکار می کنند. دوست دارند آن دموکراسی و جامعه پویا را نابود کنند و بجایش حکومتی اسلامی چون حکومت آل سعود یا حکومت ملاها ایجاد کنند . بشریت ارزش و بهایی برای این نظرات داعشی قائل نیست و به نفع همه است کشوری که بیش از هفتاد سال موجودیت دارد و پیشتر از آن سابقه حضور در آن داشته است را بپذیرند.
به نفع بشریت است که برخی کشورهای تمامیت خواه که خود را پدرخوانده فلسطینیان قالب می کنند ( درحالی که فلسطینی ها ارزشی برای آنان قائل نیستند) این حقیقت آشکار را بپذیرند که تنها راه نجات دو کشور و دو ملت است.
نقل قول  
mokhtariski
Member
دوست گرامی arouya@ بحث در باره آزادی‌های اجتماعی بسیار مناقشه برانگیز است و ربطی هم به بحث ما ندارد در این باره شما می‌توانید به منابع اینترنتی مختلف تحت نام social freedom سری بزنید یا برای تحقیق بیشتر و درک تفاوت دیدگاه‌ها به نظرات مرحوم مطهری و بزرگان و منابع داخلی و خارجی دیگر مراجعه بفرمایید. ذکر چند مورد برای پیشبرد بحث ما در اینجا کافی است، مثلا مقایسه آزادی اجتماعی خانم ها در عربستان با کشور خودما. خانم‌های ایرانی سی چهل سال پیش یا حتی پیشتر هم می‌توانستند رای بدهند، رانندگی کنند آزادانه به دانشگاه بروند به مقامات بالایی حتی وزارت دست یابند در ورزش های گوناگون شرکت کنند، در زمینه‌ی موسیقی هنرمند شوند، در مورد طلاق و خانواده و فرزند منافع آنها کاملا پایمال نشود و ... حتی خود ما سی چهل سال پیش استادی داشتیم به نام خانم دکترمنیژه‌ی رهبر، یک خانم جوان، زیبا و دانشمند که از جمله راکتور و فیزیک هسته‌یی درس می‌دادند و خیلی از ماها از مرد و زن حتی با مدارج بالاتر از لیسانس به عنوان مستمع آزاد در کلاس ایشان شرکت می‌کردیم تا از دانش ایشان بهره‌مند شویم. خیلی از این آزادی ها برای خانم‌های عربستانی وجود نداشت. تازه چند سال است که حرکتی در این زمینه به وجود آمده است آن هم بیشتر به خاطر بازی‌های سیاسی. در حالی که همه‌ی این موارد در زمان حافظ اسد و بشار اسد در سوریه و حتی در لیبی مطرح شدند و به پیش رفتند. در این زمینه می‌توانید مثلا به women in Syria در ویکی پدیای انگلیسی مراجعه کنید . تاکید می‌کنم قصد دفاع از اسدها یا قذافی را ندارم ولی در منطقه‌ی ما به دلایلی که در این چهار چوب نمی‌گنجد طرح آزادی های گسترده‌ی اجتماعی- سیاسی توسط غربی‌ها بیشتر ترفندی است برای پیشبرد اهداف خود در به هم ریختن این مناطق. آن حاکمانِ ترفندبازِ تردست غربی، از آنچه در لیبی (و سوریه) به پیش می رفت آگاه بودند و دلسوزی شان برای مردم آنجا در به هم ریختن کشورشان فریبی بیش نبود و می‌دانستند سرانجام ویرانه‌‌یی را که آشیانه‌ی مهیب ترین تروریست هاست تحویل مردم لیبی خواهند داد. ولی مردم لیبی از آنچه می‌کردند آگاه نبودند و کشورشان را نابود کردند. آیا حاکمان غرب از وجود دیکتاتوری مثل اسد رنج می‌بردند؟ مگر حاکم فعلی مصر دیکتاتور نیست؟ مگر پادشاه اردن با انتخابات بر سر کار آمده! مگر حاکمان کشورهای عربی منطقه بهتر از اسد و قذافی بودند؟ حاکمان و نظریه‌پردازان غرب بهتر از همه می‌دانند که منطقه‌ی ما به دلایلی که در این بحث نمی‌گنجد هنوز برای پذیرش دموکراسی به معنای واقعی کلمه مستعد نیست! آنها راه واقعی پیشبرد دموکراسی در منطقه را می‌دانند ولی دائما مسیر آن را مسدود می‌کنند. تحریم اقتصاد ما و مردم ما یکی از آن کثیف‌ترین ترفندهاست که هم به گسترش فقر در جامعه یاری می‌رساند و هم فساد آفرین است.
نقل قول  
"هولوکاست" صد درصد دروغ محض است. شمار جانباختگان ( و نه کشته شدگان) اردوگاههای کار اجباری آلمان (و نه "اردوگاه مرگ" ) چیزی مابین 70000 تا نهایت 290000 نفر برپایه گزارشهای صلیب سرخ و پژوهشگران بی طرف بوده است؛ که آنهم دربرگیرنده همه زندانیان (و نه تنها جهودها) میباشد.
و این تعداد نیز، نه در یک برنامه کشتار همگانی از سوی آلمانی ها، بلکه عموماً به دلیل گرسنگی و بیماری تیفوس در شش ماه پایانی جنگ مردند؛ که دلیل آنهم بمبارانهای وحشیانه و همه سویه متفقین و نابود کردن زیرساختهای صنعتی و اقتصادی آلمان بود که رساندن آب و خوراک و دارو و آذوقه به اردوگاهها را ناممکن کرده و به پیدایش و گسترش اپیدمی تیفوس انجامیده بود. میلیونها تن از شهروندان آلمان به همین دلایل در ماههای پایانی جنگ کشته شدند. همه کشورهای متفقین در آن هنگام و تا سالها و دهه ها پس از آن در نظام قضایی خود دارای اردوگاه کار اجباری بودند؛ که مجرمین یا "عناصر نامطلوب سیاسی" را به آنها میفرستادند و از این نگر مانند آلمان بودند؛ با این تفاوت که شرایط نگهداری زندانیان در آلمان به مراتب از همه این کشورها بهتر بود. حتی امروزه نیز در چندین کشور جهان مانند چین و کره شمالی اردوگاه کار اجباری با شرایط بسیار بد وجود دارد و فعالیت میکند. میتوان با کلیت چنین سیستمی مخالف بود؛ اما نباید درباره رویدادهای تاریخی دروغ گفت.
دولت آلمان نه برنامه ای برای کشتار همگانی جهودها داشت و نه هرگز دست به چنین کاری زد. درخواست دولت آلمان از جهودها این بود که آلمان را ترک کنند. آن بخشی که اطاعت نمیکردند به اردوگاه کار اجباری فرستاده میشدند. ولی حتی همانها هم هنگامی که میپذیرفتند کشور را ترک کنند آزاد شده و با همه دارایی خود از آلمان میرفتند. نه چیزی به نام "اتاق گاز" وجود داشت نه "کوره آدمسوزی" و نه هیچکدام از آن فانتزیهای بیمارگونه جهودی که در فیلمهای هالیوودی درباره "هولوکاست" میبینیم. با همه محدودیتهای آزادی بیان که در این زمینه در کشورهای غربی وجود دارد؛ شمار فراوانی کتاب و مقاله و فیلم مستند به ویژه در بیست سال گذشته در اینباره ساخته شده است؛ که بدبختانه تقریباً هیچکدام آنها به فارسی برگردان نشده است.
نقل قول  
aryoua
Member
با درود چرا به من اینها را فرموده اید؟
نقل قول از Aristoteles:
arouya@...آیا باید اسد کشور را دودستی تقدیم داعش و مزدوران بیگانه میکرد ؟ البته که حق داشت تا برای دفاع از شهروندانش ...

درستی حرف شما را قبول دارم ولی ربطی به صحبت من درباره آزادی اجتماعی در سوریه قبل از جنگ ندارد.
نقل قول از صدرا_1:
البته از کسانی که امروز سبعیت اسرائیل و داعش را دیدند و باز هم ایران و سوریه و جبهه مقاومت را متهم به خشونت و جنگ طلبی میکنند، تحریف وقایع چهل سال گذشته چندان بعید نیست.

این دو جمله تظاهرات مسالمت آمیز یا نظام صنفی و کشتار ۱۹۸۲ حما در کنار هم نوشتم. منظور این نبود که واقعه حما تظاهراتی مسالمت آمیز بوده است. بلکه منظور اصلی این بود که در کشوری که اختلافات به این صورت خشونت بار و بی ملاحظه حل می شود زمینه ای برای حقوق مدنی و اجتماعی باقی نمی ماند. به هر حال به دلیل عجله و تلاش در مختصر نویسی این اشتباه رخ داد که تصحیح می کنم. واقعه حما به دلیل شورش اخوان المسلمین پیش آمد. برای ما امکان قضاوت در مورد قتل عام شهروندان عادی سوری در این واقعه مثل همین هولوکاست یهودیها و واقعه بنی قریضه وجود ندارد. قصد تحریف این واقعه نبود و در نوشته های من اشاره ای به خشونت ایران یا عدم سبعیت اسرائیل نشده است.
نقل قول از mokhtariski:
دوست گرامی aryoua آزادی اجتماعی مفهومی گسترده‌تر از آنچه شما برشمردید دارد و با آزادی سیاسی هم متفاوت است ...

تعیین نکردید این مفهوم گسترده تر چیست. البته چون که این مفهوم گسترده تر در عربستان کم است و در سوریه زیاد ظاهراً همان الکل و پوشش زنها و نهاد نهی از منکر در عربستان و مانند آن مد نظر است. نه مثلاً مطبوعات آزاد یا نهادهای مدنی و صنفی.
سوالات شما در پست قبلی زیاد بود و اختلاف نظرها روی هر سوال زیادتر . امید دارم این گفته ها به توافق بیشتر یا حداقل افزایش اطلاعات ما کمک کند.
نقل قول  
mokhtariski
Member
دوست گرامی aryoua آزادی اجتماعی مفهومی گسترده‌تر از آنچه شما برشمردید دارد و با آزادی سیاسی هم متفاوت است ولی منظور بنده مقایسه‌ی آزادی های اجتماعی در قیاس با کشورهایی مثل عربستان بود نه آزادی اجتماعی به طور مطلق. چون از جمله‌ بهانه‌های غربی ها فقدان آزادی در کشورهایی مثل لیبی و سوریه بوده است... در مورد بلندی های جولان هم که فرمودید در دست اسرائیل است فرمایش شما درست است ولی منظور بنده سپردن آن به طور قانونی به اسرائیل مطابق با شرط اسرائیل برای صلح بود که سوریه زیر بار نرفت و این بخش درحال حاضر از دیدگاه سوریه غصب شده محسوب می‌شود.
نقل قول  
صدرا_1
Member
نقل قول:
اما اگر منظورتان آزادی تظاهرات مسالمت آمیز یا نظام صنفی باشد فقط به کشتار بیست هزاری نفر حافظ اسد در سال ۱۹۸۲ در حما توجه کنید. اسدها و علویها بر زور تکیه دارند و حقوق مدنی را به رسمیت نمی شناسند.
بنا ندارم حزب بعث سوریه را در گذشته و حال تطهیر کنم، اما آنچه شما تظاهرات مسالمت آمیز مینامیدش، در هر نظام سیاسی رسما جنگ داخلی تلقی می‌شود! متن لینک
البته از کسانی که امروز سبعیت اسرائیل و داعش را دیدند و باز هم ایران و سوریه و جبهه مقاومت را متهم به خشونت و جنگ طلبی میکنند، تحریف وقایع چهل سال گذشته چندان بعید نیست. (منظورم شخص شما نیست.)
نقل قول  
Aristoteles
Member
arouya@
شما نمیتوانید کتمان کنید که دشمنان حکومت اسد در سوریه داعشی و تجزیه طلب ها و بویژه اسراییل و عربستان سعودی هستند ،آیا باید اسد کشور را دودستی تقدیم داعش و مزدوران بیگانه میکرد ؟ البته که حکومت سوریه حق داشت تا برای دفاع از شهروندانش ، داعشی ها و تکفیری ها که در ضمن بیشترشان شهروند سوریه نیستند و ترکیه و عربستان و امارات آنها را از شرق چین و آسیای میانه و قفقاز و شمال آفریقا و حتی کشور های اروپایی به سوریه فرستاده است تا با حکومت سوریه بجنگند ، را سرکوب کند ، البته هیچ حکومتی بی عیب نیست ولی شهروندان عادی سوریه حکومت اسد را به داعش و یا اشغالگری ترکیه و مزدوران بیگانه تکفیری و تجزیه طلبان پانکرد و پانترک ، ترجیح میدهند.
نقل قول  
aryoua
Member
نقل قول از mokhtariski:
...آیا سوریه قبل از ویرانی (از میان کشورهای عربی و منطقه به ویژه عربستان) بهترین کشور از جنبه‌ی آزادی‌های اجتماعی برای مردمش نبود؟ آیا اگر بشار اسد با سپردن جولان به اسرائیل و رفتن به سوی آمریکا ( مانند مصر)به صلح با اسرائیل تن می‌داد سوریه اینگونه ویران می‌شد؟


اگر منظور شما از آزادی های اجتماعی دیسکو و کلاب و مشروبات الکلی علنی و پوشش آزادتر زنها باشد سوریه بخصوص شهر حلب در بین عربهای این منطقه (و نه شمال آفریقا) رتبه اول یا دوم را داشت. اما اگر منظورتان آزادی تظاهرات مسالمت آمیز یا نظام صنفی باشد فقط به کشتار بیست هزاری نفر حافظ اسد در سال ۱۹۸۲ در حما توجه کنید. اسدها و علویها بر زور تکیه و دارند و حقوق مدنی را به رسمیت نمی شناسند. بلندیهای جولان در دست اسراییل هست بشار نمی تواند آن را به اسراییل بدهد یا ندهد.
نقل قول  
mokhtariski
Member
همانطور که قبلا در جایی دیگر عرض کردم از اظهار نظر قطعی پیرامون بسیاری از موضوعات( به ویژه در زمینه‌هایی غیر از علوم ریاضی فیزیک) می‌هراسم بنابراین یاری جستن از عبارت‌های پرسشی را برای خود مناسب‌تر می‌بینم. باشد که با مطالعه‌ی پاسخ‌های دوستان به شناخت بیشتری دست یابم. آیا سوریه قبل از ویرانی (از میان کشورهای عربی و منطقه به ویژه عربستان) بهترین کشور از جنبه‌ی آزادی‌های اجتماعی برای مردمش نبود؟ آیا اگر بشار اسد با سپردن جولان به اسرائیل و رفتن به سوی آمریکا ( مانند مصر)به صلح با اسرائیل تن می‌داد سوریه اینگونه ویران می‌شد؟ آیا وجود ریشه‌های جهان بینی داعشی در منطقه‌ی ما در زیر خاک قرون و اعصار را می‌توان انکار کرد؟ آیا نقش غرب و به ویژه حکومت آمریکا در بیرون کشیدن جهان بینی داعشی از زیر خاک و سامان دادن آن برای بی سامانی منطقه قابل انکار است؟ آیا نقش حکومت آمریکا وغرب در ویرانی لیبی قابل انکار است؟ آیا تنفر از یهودیان در طول تاریخ و کشتار آنان توسط هیتلر را کاملا می‌توان انکار کرد؟ آیا ظلم هیتلر و دیگران به یهودیان، اشغال سرزمین دیگران و ستمگری به آنان را توجیه می‌کند؟ آیا ممنوع کردن تحقیقات در باره‌ هلو کاست و رفتار آمریکا و اسرائیل به طور عام و خاص خود به اغراق آمیز بودن شمار کشته‌شدگان هلوکاست دامن نمی‌زند؟ آیا آمریکا و اسرائیل با وجود مطلوب بودن برای کار و زندگی در گوشه‌یی از جهان برای بسیار یا پاره‌یی از مردمان( مثلا هجوم بردن مردم برای زندگی بهتر به آن مناطق و به ویژه آمریکا) خود در جهت نابودی جهان نمی‌کوشند؟ آیا اسرائیل جز یک پایگاه نظامی آمریکاست که هر عملی از او رواست؟ آیا رفتار سامانه‌های حکومتی آمریکا در خودکامگی برجهان(که بیشتر شبیه خودکامگی پادشاه بر کشور است) و در نظامی‌تر کردن جهان، جهان را به ورطه‌ی نابودی نمی‌برد و با این عمل آن چه را که دموکراسی می‌نامند در نهایت ناکارا و بی‌پایه نمی‌نماید؟ آیا نمی‌بایست بعد از فرو پاشی پیمان ورشو، پیمان ناتو هم برچیده می‌شد؟ آیا تحکیم بیشتر ناتو پس از فروپاشی شوروی و تحقیر روسیه جهان را بی ثبات‌تر نکرد؟ ایا می‌شود درگوشه‌یی از کره‌ی زمین چتر امنی گسترد و در جهت نابودی خود کره‌ی زمین کوشید؟ آیا سامانه‌یی که اینگونه عمل می‌‌کند باطل نیست؟ آیا فرو افکندن دو بمب اتمی در میان مردم توسط حکومت آمریکا جنایت علیه بشریت نبود و باید فراموش شود؟ آیا اینکه بشر روشنفکر به صرف آنکه آمریکا را بهترین مکان برای پیشرفت زندگی و کار خود می‌پندارد باید چنین خودکامگی‌ها را توجیه کند و سامانه‌یی که چنین و چنان کرده را مناسب ترین سامانه برای جامعه بشری بداند؟ آیا تفکر حکومت آمریکا بر پایه‌ی دموکراسی است پس چرا این دموکراسی حکومت آمریکا را در سطح جهان نمی‌بینیم و حکومت آمریکا عملا مانند یک پادشاه جاهل، گردن کلفت و زورگو در همه جای جهان دخالت می‌کند و پرسش های بی‌شمار دیگر. باور بفرمایید که طرح این پرسش‌هابرخلاف تصور برخی از دوستان فرهیخته، آگاهانه و از نوعی جهان بینی یقینی در ذهن من، برنمی‌خیزد. شاید بتوان گفت که فکر می‌کنم برخی از آنها درست است ولی تردید هم دارم. من از خواندن سخنان مخالف و موافق پیرامون این پرسش‌ها که به آگاهی بیشتر من می‌انجامد لذت می‌برم و همه‌ دوستان مخالف و موافق را که در جهت آگاهی بیشتر من و امثال من یاری می‌رسانند و در ذهن ما روشنی می‌آفرینند گرامی می‌دارم.
نقل قول  
Khwanirath
Member
نقل قول از aryoua:


به نظر می رسد به استناد به این حدیث پیامبر اکرم (ص) الاسلام یعلوا و لا یُعلی علیه اسلام برتری می گیرد و چیزی بر اسلام برتری نمی گیرد. جمله اول درست باشد. حال این که ذات اسلام دقیقاً چیست و حقانیت این جمله موضوع دیگری است.


کَلِمَةُ حَقٍّ یُرَادُ بِهَا بَاطِلٌ
نقل قول  
aryoua
Member
نقل قول از Khwanirath:
نقل قول از ctr2006:اسلام در ذات خویش برتری طلب است و فاشیزم در اسلام جولان می دهد.


گمان می کنم بر سر کلماتی که بکار می برید ..


به نظر می رسد به استناد به این حدیث پیامبر اکرم (ص) الاسلام یعلوا و لا یُعلی علیه اسلام برتری می گیرد و چیزی بر اسلام برتری نمی گیرد. جمله اول درست باشد. حال این که ذات اسلام دقیقاً چیست و حقانیت این جمله موضوع دیگری است.
نقل قول  
Aristoteles
Member
mt1397 گرامی :
نقل قول:
ز دید تاریخی، مردمان فلسطین همان بنی اسرائیل هستند که در زمان گسترش اسلام، مسلمان شدن و مانند مصری ها زبانشان عربی شد
بله در خود اسراییل هم پژوهشگر اسراییلی Shlomo Sand در کتاب The Invention of Jewish Peopleدقیقا به همین نتیجه گیری رسیده است که باعث دلخوری صهیونیست ها شده است
در پاسخ agha sohrab :
حالا اگر هلوکاست به این اندازه بوده و یا نبوده جای بحث دارد و باید درباره اش بحث شود ولی ما از کشتار بیگناهان شاد نمیشویم و برایش جشن نمیگیریم و کشتار هر بیگناهی را محکوم میکنیم درحالیکه یهودیان در جشن "پوریم " شان کشتار تاریخی ایرانیان را جشن میگیرند و به آن افتخار هم میکنند ، حتی نتانیاهو هم چندی پیش در موضوع گیری بر ضد ایران ار همان داستان" استر و مردخای " و کشتار ایرانیان تورات بهانه آورده و ایران ستیزی خودرا توجیه کرده است.
نقل قول  
agha sohrab
Member
هولو کاست دروقه باورکن جدی میگم تو این کتابم نوشته- آ قا / سبور چی /صبور چی /زبور چی اینام خیلی گفتن ... ینی راسه راسه-!! برا همینم اونا گفتن ما دوسته مردم اسراییل خبیثیم!
نقل قول  
mt1397
Member
درود.

از دید تاریخی، مردمان فلسطین همان بنی اسرائیل هستند که در زمان گسترش اسلام، مسلمان شدن و مانند مصری ها زبانشان عربی شد. چه اینکه افرادی از ایشان همچنان بر آیین ترسایی خود ماندن.
از دید ژنتیکی، نزدیکی چشمگیری میان عرب های فلسطین و یهودیان می باشد. نیز، همسانی کروموزم های Y ایشان به یک منبع کروموزمی برمی گردد. این سخنی است که پژوهش های معتبر ژنتیکی موسسه علمی اشپرینگر می گوید.

گویا سخن و پیشگویی حضرت موسی در سِفر تثنیه باب 31 بندهای پایانی در صهیونیسم محقق شده!

رستگار باشید.
نقل قول  
Aristoteles
Member
جناب emadkh185
اولا که در اینترنت میلیاردها سایت با موضوع های جورواجور هست ، کسی شما را مجبور نکرده که بیایید در این سایت کامنت های مربوط به این کتاب را بخوانید
دوما اگر شما دوست داشتید میتوانید در زیر کتابهای مربوط به اقتصاد و سیاست های اقتصادی درباره بیکاری و تورم بحث کنید
سوما اگر شما بگفته خودتان :
نقل قول:
من خودم انقدر فکرم به مشکلاتم گرمه که نمی دانم ا
پس بجای اینترنت گردی و کامنت های نا مربوط و حرص خوردن از اینکه چرا درباره کتاب هلوکاست بحث میشود ، بروید چیزی سودمند یاد بگیرید و را حل کاربردی برای مشکلات خودتان پیدا کنید
نقل قول  
emadkh185
Member
آفرین دست بزنیم برای نویسنده کتاب ... ثابت کرد هولوکاست دروغه ... یعنی الآن همه مشکلاتمون حل شد!! تورم حل شد بیکاری حل شد و همه مشکلات حل شد ... چقدر بدبخت هستیم ما ایرانیها که هزار جور مشکل رنگارنگ داریم بعد قدرت بالای سرمان خیلی خوش و خرم وخجسته مشکلات ما اونجاش هم نیست و همه مشکلش اینه که ثابت کنه هولوکاست دروغه!! واقعن خیلی دلخوش و بی مشکل و مرفه و بی درد هستند اونهایی که همه مشکلشون اسرائیله ... من خودم انقدر فکرم به مشکلاتم گرمه که نمی دانم اسرائیل کدوم سمتی هست؟! چقدر بیمشکل هستند اونهایی که همه غمشون اسرائیله!!
نقل قول  
پیامبر اسلام هم اگر با یهودیان برخورد نمی کرد مثل مسیح بالای صلیب بود پس سیاست ایشان در برابر یهود از عقل سیاسی و دانش تاریخی ایشان بود
نقل قول  
دموکراسی در اسرائیل هم از آن جوکهای خنده دار است اسرائیل تنها رژیم فاشیستی منطقه است که دو نوع شهروند دارد شهروند درجه سه فلسطینی هر روز کشتار میشوند و شهروندان درجه یک که در راس امورند واقعا چه تفاوتی میان آلمان نازی و اسرائیل وجود دارد البته غرب با کمال پر رویی آلمان نازی را محکم میکند اما از اسرائیل حمایت میکند
نقل قول  
Khwanirath
Member

نوع دیگری از آدرس غلط دادن ها که باز هم ناشی از ناآگاهی است را در سخنان شما مشاهده می کنیم. آنجا که تظاهرات در سوریه را تا پیش از ورود جمهوری اسلامی "مسالمت آمیز" می دانید. تظاهرات سوریه از ماه ژانویه ۲۰۱۱ آغاز شد و از ژوئن همان سال وارد فاز مسلحانه گردیده و در ژوئیه همان سال ارتش آزاد اعلام حضور کرد. آن تظاهرات شش تا هفت ماه مسالمت آمیز بود و ایران در سال ۲۰۱۳ وارد میدان شد.

ایجاد داعش ارتباطی با ایران ندارد. داعش ترکیبی از عقاید ابن تیمه؛ ابن قیم جوزیه و سید قطب است و ارتباط دادن آن به ایران آدرس غلط است. این قسم توهمات توطئه که ایران یک دشمن قسم خورده برای خود ایجاد می کند زیادی ساده انگارانه است.

نکته نغز دیگری نیز در سخن شما هست. آنجا که معتقدید آقای بهرام پور در حال بیان "حقایق" است. مثال تاییدش؟ آغا محمد خان قاجار!!! این مسئله بیش از آنکه محققانه باشد از سر لج و لج بازی و کودکانه است. مفسرانی هم در نفی سخن آقای بهرام پور قلم زده اند. پاسخ آیت الله کاظم قاضی‌زاده ، مدرس دروس خارج فقه حوزه قم و عبدالعلی بازرگان مفسر قرآن را بنده شخصا از نظر گذرانده ام. طرفه آنکه برداشت خشن از آیه ای که فعل امر هم ندارد از منظر جنابعالی بیان "حقایق" است. ولی نظر سایر مفسرین برای حضرتتان کوچک ترین اهمیتی ندارد. چرا ندارد؟ چون آغا محمد خان قاجار خوب اسلام را فهمید!!

بی اطلاعی دیگری نیز از شما می بینم. آنجا که می فرمایید: "یهودیان بخش زیادی از اموال اجدادی خویش را از فلسطینیان خریدند". ببینید تا چه اندازه ناآگاهید. صهیونیست ها ۶ درصد زمین های فلسطینیان را خریداری کردند. الان ۸۹ درصد فلسطین بزرگ را رژیم اسرائیل در اختیار دارد. یعنی ۸۳ درصد را با سرنیزه صاحب شده.

اما سوال مهمی پرسیدید که فارغ از پاسخ نامعقول شما؛ قابل توجه است. تفاوت مسئله فلسطین با مسلمین چچن و اویغورها در چیست؟

فلسطین اشغال شده است و رژیم دیگری با یک ملت مصنوعی در خاک مسلمین اعلام وجود کرده. در حالی که نه چچنی ها روس ها را اشغالگر می دانند و نه اویغورها. حتی در بین قاطبه تجزیه طلب های امروزه ی ایران هم من ندیده ام که کسی حکومت ایران را اشغالگر بخواند. همیشه ی تاریخ سین کیانگ جزوی از چین بوده است. از بمب گذاری ها و انهدام هواپیماهای روسی توسط ایشان می گذرم.

مسئله فلسطین ولی یک مسئله مطلق است. یک طرف (فلسطین) حق مطلق است و طرف دیگر (رژیم اسرائیل) ناحق مطلق. خاک مسلمین اشغال شده؛ رژیم دیگری در آن تشکیل شده؛ مسلمین را از خانه رانده اند. به کشتارشان هم می پردازند که حسب وعده خداوند متعال؛ پایان شایسته ای در انتظار رژیم سفاک اسرائیل است.

در پایان سپارش می کنم در اوقاتی که فراغت بال دارید؛ به مطالعه جامع و عمیق کلام الله بپردازید.
نقل قول  
Khwanirath
Member
نقل قول از ctr2006:
اسلام در ذات خویش برتری طلب است و فاشیزم در اسلام جولان می دهد.


گمان می کنم بر سر کلماتی که بکار می برید بایستی دقت بیشتری داشته باشید. وقتی چیزی را در "ذات" اسلام می دانید؛ به این معناست که مسئله؛ دیگر عملکرد افراد نیست بلکه جهان بینی اسلام مد نظر شماست.

ماجرای کشتار بنی قریظه که با آیه ۴ سوره محمد (ص) رد می شود و قابل اعتنا نیست. ولی جامعه بدوی عربستان که از منظر جنابتان "جامعه ای با پذیرش دیگری بود"؛ چندان با نومسلمان ها روامدارانه رفتار نکرد. بسیاری از تازه مسلمان ها توسط همین "جامعه ی با پذیرش دیگری" زجرکش شدند و بسیاری از ایشان از خانه هایشان رانده شده و مهاجرین را تشکیل دادند. بخشی از ایشان در شعب ابی طالب محاصره و تحریم شدند و عده ای نیز به شهادت رسیدند.

برخلاف نظر شما مسلمین کاملا با مشرکین مدارا کردند و صلح حدیبیه -که خداوند در قرآن آن را فتح مبین می خواند- نمونه بارزی از رواداری اسلام است.

مسائلی مثل نجاست زرتشتی ها یا یهودی ها هم ارتباطی با "ذات اسلام" ندارد. در آیه ۵ المائده ازدواج با اهل کتاب جایز است. با آدم نجس که نمی توان ازدواج کرد. این بیشتر نشان بی اطلاعی شماست.

جالب است آقای ترامپ در بحبوبه ی انتخابات آمریکا به این حرف خانم کلینتون استناد می کند که آمریکا داعش و القاعده را بوجود آورده؛ حضرتعالی گویا کاتولیک تر از پاپ شده اید و می گویید "هیچ فیلمی در این باره وجود ندارد". فیلمی وجود دارد و ندارد؛ در اصل قضیه -که حمایت رجاله های آمریکایی از تروریست ها در سرزمین های اسلامی و ایضا فلسطین اشغالی است- تفاوتی نمی کند.
نقل قول  
ctr2006
Member
با دورد
زیر این پست موضوعات غیرمرتبط زیاد دیده میشد و متاسفانه من نیز وارد این بحث غیرمرتبط شدم
چند نکته بی بی سی رسانه محبوب من نیست و عجیب است نظرات من شما را یاد بی بی سی می اندازد، تا جایی که می دانم این رسانه تبلیغات ضد اسرائیلی زیادی دارد و تبلیغ اسلام را بسیار می کند. مهمترین علت نفرت از یهودیان تفکرات مذهبی بوده است این باور که مسیح توسط یهودیان به قتل رسیده است حتی در تفکر نازیسم نیز ریشه داشت.. در کل اروپا هیچ تنشی که نشان دهد یهودیان بر ضد طبقه خاصی کاری کرده اند وجود ندارد ولی به دلایل مذهبی در اروپا همواره این مردم تحت فشار و ظلم بودند نوشتار " این نژاد در طول تاریخ با مللی نبوده که مشکلی نداشته باشد! " جمله ای بشدت فاشیستی و نژادپرستانه است. شما که کتب زیادی می خوانید نیک می دانید یهودیان پیش از 1945 نه با کشوری جنگ کرده اند و نیروی نظامی فرستاده اند و نه حقی در دیوان سالاری هیچ یک از کشورهای اروپایی داشته اند اما همیشه متهم شده اند و هیچ وقت به عنوان هم میهن در اروپا شناخته نشدند
رژیم نازی انقدر جنایت کرده بود که هر دادگاه منصفی حکم به جنایتکار بودن آنان بدهد حالا خود فاتحین هم جنایت کردند این بحث دیگری است
سازمان صلیب سرخ جهانی هلوکاست را به رسمیت می شناسد و آلمان ها سعی در انکار وقایع اردوگاه ها داشتند حتی فیلم های تبلیغاتی زیادی که اردوگاه های کار اجباری برای یهودیان را ( صرفا به دلیل یهودی بودن) یک تفرج گاه قلمداد می کرد ساخته شد
و نیک می دانید هر کس حق نظر دادن دارد و هر کس حق خواندن یا نخواندن نظر دیگری دارد
بدرود و ایام به کام
نقل قول  
درود
ctr2006 هیچ یک از نوشته های شما هیچ ربطی به تاپیک مربوطه ندارد از بنیان نوشته های شما در این باب اشتباه هست، من هر وقت نوشته های شما را میخوانم ناخوداگاه یاده بی بی سی می افتم!
پیشنهاد میکنم ابتدای حداقل چهار کتاب تاریخی بخوانید سپس در مورد قومیت یهود صحبت کنید، این نژاد در طول تاریخ با مللی نبوده که مشکلی نداشته باشد!
بنا به دلایلی سالهای سال دور از وطن زندگی کرده ام بیشتر جاهای دنیا نژاد پرست هستند از جمله فرانسویان و آلمانی ها و .... ایرانیان به هیچ وجه نژاد پرست نبوده اند
اما تا جائی که مربوط به این تاپیک میشود به چند نکته میپردازم آلمان شکست خورده و از پای در آمده، چاره‌ای نداشت جز آنکه تسلیم خواست فاتحان شود در دادگاه نورنبرگ و در صدها دادگاه علنی دیگر به آلمان اجازه داده نشد تا از خود دفاع کنند و حتی بدون مدرک و دلیل بر مبنای واقعیت، بدون یک گزارش کارشناسی فنی و علمی، فاتحان، این کشور را محکوم به انجام اعمال نفرت انگیز فراوانی کردند و حتی در زمان حال هم کسی در کشورهای توسعه یافته حق ندارد از این ادعای تاریخی تحقیقی به عمل بیاورد!
و در پاسخ شما به گفته من، در ژوئن 1944 پلیس امنیتی آلمان اجازه داد که یک تیم از صلیب سرخ بین المللی از اردوگاه- گتوی ترزین اشتاد در کشور تحت الحمایه بوهمیا و موراویا (جمهوری چک کنونی) بازدید کنند.

در پایان پیشنهاد میکنم از بحث های خسته کننده اسلام که در همه پست های شما دیده میشه دوری کنید من حتی معمولا پست های شما نمیخوانم همه آنها شبیه هم هستند! و یک نکته هم بگویم من در شناسنامه هم مسلمان نیستم انگ مسلمان زدن و تفکر مسلمانی زدن بس است. من همیشه با صراحت حرف هایم را میزنم

نقل قول  
ctr2006
Member
اسلام در ذات خویش برتری طلب است و فاشیزم در اسلام جولان می دهد.
نگاهی به سیر تاریخی اسلام کنیم با کشتارهای بنی قریظه و پاک سازی های مذهبی آغاز می شود حجاز که دیرزمانی مذاهب و ادیان مختلف و متضاد در کنار خویش با هم زندگی می کردند جامعه ای با پذیرش دیگری بود ولی اسلام شعار الله اکبر سر داد و با شعار لااله الاله دست به نابودی دیگر مذاهب زد و در این میان فقط ذره ای راه برای تنفس ادیانی که اسلام آنان را اهل کتاب خطاب می کرد باقی گذاشت ، روزنه ای که فقط آنان را زنده نگه می داشت
بعد از تغییرات گسترده که بشر با انقلاب صنعتی به آن نایل آمد تلاش بسیاری از روشن فکران این بود که یک یهودی یا زرتشتی نجس نیست اگر روز بارانی در حال عبور از کوچه ها بودید وحشت نکنید، یک هندو مهدورالدم نیست.
این تلاش ها امروز تا حدودی نتیجه داده است هرچند ذهن یهودستیز مسلمین دست به قصه سازی و داستان سازی برای اشاعه خشونت و نفرت پراکنی می زند.
دوست دارد باور کند هیلاری کلینتون اعتراف کرده است که داعش را به وجود آورده است در حالی که هیچ فیلمی در این باره وجود ندارد تنها درست یا غلط هیلاری کلینتون در کلیپی خودش را مقصر گسترش داعش می داند زیرا دنیای آزاد عکس العمل متحد و درستی نداشته است.
بگذریم که رژیم جمهوری اسلامی اعتراضات مسالمت آمیز مردم سوریه را برای حفظ اسد به خاک و خون کشید و باعث ایجاد داعش شد و در عراق با حمایت از تشییع در برابر تسنن باعث شدت گرفتن نزاع های فرقه ای و گسترش داعش شد و از آن طرف میراث داران عثمانی به حمایت کامل از داعش پرداختند
دوست دارد تصور کند سازمان صلیب سرخ جهانی هلوکاست را رد کرده است و تصور میکند برای این موضوع سندی وجود دارد
جالب تر اینکه با ضرب المثل دایه بهتر از مادر زدن یهودیان را از جامعه انسانی جدا میکند و باور دارد جامعه انسانی اعضای یک پیکر نیستند.

رادیکالیسم اسلامی در ذات اسلام است ابوالفضل بهرام پور که سالها استاد دانشگاه الهیات، مفسر و قرآن پژوه قرآنی است از قول سوره مائده آیه 33 رادیکالیسم اسلامی را بر همگان اثبات میکند البته وی تنها قرآن پژوه در دنیای اسلام نیست که چنین حقایقی را بیان می کند و در طول 1400 سال تاریخ اسلام توسط پیغمبر اسلام، علی، بنی امیه و بنی عباس، محمد غزنوی، تیمورخان، صفویه و عثمانی ، آقامحمد خان، اخوان المسلمین، مجاهدین خلق، خمینی،طالبان، القاعده، بکوحرام، الشباب، جبهه النصره، داعش و سایر گروه های تروریستی - اسلامی به آن عمل شده است سخنان ابوالفضل بهرام پور تازه نیست، پیشتر آیت الله خمینی و قرائتی و دیگر نامداران عرصه اسلام سخنان مشابه زده بودند.
سند

کشور اسرائیل از خشونت بی امان در اسلام آگاه است و تمایلی ندارد نسل کشی بنی قریظه تکرار شود و یا چون خیبر اموال یهودیان غصب شود و طبیعتا به دفاع از خویش می پردازد بگذریم که آزادترین مسلمین خاورمیانه در کشور اسرائیل زندگی می کنند
بعد از تجزیه عثمانی دو کشور فلسطین و اسرائیل با هم به وجود آمدند و یهودیان بخش زیادی از اموال اجدادی خویش را از فلسطینیان خریدند
کشور اسرائیل یک دموکراسی پویا است و از اعضا سازمان ملل متحد است و قرار نیست خاک اسرائیل چون قسطنطنیه دومرتبه اشغال شود.
مسلمین در چین عملا خاکشان اشغال شده است و حتی حق گفتن شعار الله اکبر را نیز ندارند در چچن وضع مشابه ای قرار دارد مشخص نیست چرا بخشی از مسلمین روی موضوع فلسطین کلید کرده اند. من به شخصه علت این موضوع را در دموکراسی اسرائیل می دانم که باعث می شود تمرکز رسانه ای روی آن باشد و همچنین سابقه کمونیستی روسیه و چین می دانم که باعث می شود احزاب چپ روی این دو کشور تمرکز نداشته باشند
نقل قول  
درود
جالبیش این هست سال 1944 از خود سازمان صلیب سرخ بین المللی از آشویتس دیدن کرد و هولوکاست را حین جنگ رد کرد آنوقت ما دایه مهربانتر از مادر داریم و این واقعه را می پذیرد! سپس خود یهودیت فرهنگ ملی فلسطین را اشغال میکند و میگوید به سرزمین موعد بازگشته ایم، روزگار شگفت انگیزیست
نقل قول  
رادیکالیسم اسلامی زاده امریکا و اسراییل است وهابیت را انگلستان به وجود اورد نتانیاهو از مجروحین داعش در بیمارستانهای اسراییل عیادت میکرد اسلحه و پول رادیکالیسم اسلامی را امریکا میدهد و نقشه و طرح را انگلیس و جهود میکشند به سخنرانی هیلاری کلینتون و نقش امریکا در ایجاد القاعده توجه کنید تاسف برای بیسوادی دوستان که مسائل به این روشنی را نمیفهمند
نقل قول  
mehdyblue86
Member
مع التاسف حکومت رژیم اسلامی اجازه داد تا رادیکالیسم اسلامی با بی پرنسیب بودنش غلط زیادی بکند، همین است که دوست دارد جامعه جهانی را به خون بکشاند و از کشته ها پشته بسازد، زهی خیال باطل که جهان چنین مجوزی را برای جیب گشاد آخوند باز بگذارد تا هر ناسزایی و هر حرف مفتی برای جاکن کردن دگر اندیشان و دیگر مذاهب عالم باشد، بچرخید تا بچرخیم
نقل قول  
Khwanirath
Member
نقل قول از جان اسنو:
لیست جنایتهای اسرائیل


اصلا اسرائیلی وجود ندارد. یک ملت مصنوعی و اشغالگر است که به فضل خدا باید از پهنه ی زمین محو شود. معنا ندارد خاک مسلمین ده ها سال در اشغال بماند و بعد این اشغال رسمیت یابد.
نقل قول  
البته آدم عاقل از تروریستهایی مثل اریل شارون و نتانیاهو و امثالهم باید هم بترسد چه مسلمان باشه چه نباشه یک ونیم میلیارد باشه یا ده نفر حالا صهیونیستها مظلوم شدند و مسلمانان ظالم لیست جنایتهای اسرائیل بر علیه مردم فلسطین و لبنان و ایران و...احتیاج به مثنوی هفتاد من دارد
نقل قول  
mpana
Member
[Mark21][احمقانی که با دهانی باز و بدون عقل و هوش شنیده های خود را نشخوار می کنند]
عطف به اینکه کاربر mark21 جملاتی از اینجانب را نقل قول کرده اند و سپس در پست بعدی با اهانت و فحاشی جواب داده است لازم دیدم چند کلمه در پاسخ به مطالب عنوان شده اظهار نمایم : نخست پست خود را که نقل قول کردید لایک نمودم تا بدانید بر سر حرف خود هستم و کاش همه ما وقتی نظری داشتیم پای آن می ایستادیم .و اما وقتی می گویی (حقیقت وجود ندارد ...همه چی دروغه حتی تو حتی من )من فکر می کنم چه چیز باعث شده اینقدر آشفته شوی ؟ آیا تاکنون کسی جمعیت یهودیان در سراسر جهان را سرچ کرده که پس از مصایبی که داشته اند چه تعدادی شده اند ؟ باور میکنید کلا از جمعیت تهران کمتر هستند و اما یک سوال چرا این یک میلیارد مسلمان اینقدر از این تعداد کم می ترسند برخی از مسلمانان نگرانند و اهانت می کنند و حتی با فحاشی اتفاقات را انکار می کنند ؟ چرا دقیق تر بررسی نمی کنید بجای بی احترامی به دیگران ، جمعیت یهودیان جهان ، جمعیت یهودیان اسراییل و جمعیت یهودیان ایران را سرچ کن شاید ریشه این عناد ناخواسته را درک کنی بجای تمامی اهانت های که کردی برایت برکت و روشن بینی می خواهم و کاش تا زمانی که در قید حیات هستی بتوانی حقیقت را درک نمایی .
نقل قول  
Mark21
Member
میتوان حقیقت را انکار کرد اصلا چیزی به اسم حقیقت وجود ندارد تنها ان حرفی درست است که احمقان بیشتری گرد خود جمع کند
احمقانی که با دهانی باز و بدون عقل و هوش شنیده های خود را نشخوار میکنند

همه چی دروغه حتی تو حتی من
همه چی دروغه
چی راست بوده ؟
از روز اول که چشم باز کردی چی راست بوده ؟
کدام وعده زمینی و اسمانی محقق شد و چه کسی پای حرفش موند و شهامت گفتن کار انجام شده را داشت ؟
نقل قول  
Mark21
Member
نقل قول از mpana:
دوستان واقعا برای من این سوال پیش آمده که آیا در جنگ جهانی دوم تعدادبیشماری یهودی فراری ، زندانی ، شکنجه ، مورد آزمایشات پزشکی ، و درنهایت در کوره های آدم سوزی کشته نشده اند؟آیا با گفتن اینکه این فجایع اتفاق نیفتاده می توان بر وحشیگری حکومت نازی سرپوش گذاشت ؟چرا انسانها با کتمان نسل کشی در طول تاریخ می خواهند خود را از جنایات بری کنند دقیقا همین اتفاق برای ارامنه در ترکیه و ایرانیان در زمان حمله اعراب پیش آمده است دولت ترکیه به کل منکر نسل کشی ارامنه و مرگ بیش از دو میلیون انسان ارمنی می باشد و اعراب که می گویند ایرانیان باعشق به دین اسلام مشرف گردیدند و حرفی از نهرهای خون سرهای بریده زرتشتیان و جنازه های سوخته نمی زنند وفقط به واژه پدر سوخته ( پدرش اسلام نیاورد و در آتش سوزانده شد) اکتفا می کنند. اگر چنین است دانشمندان یهودی از ترس جانشان از آلمان نگریختند و فهرست شیندلر صحت ندارد و کوره آدم سوزی در زندان آشویتس برای سوزاندن ذغال سنگ بوده است . اما بدانید هیچگاه با انکار حقیقت نمی توان حقیقت را نابود کرد
نقل قول  
Khwanirath
Member
تیغ سانسور در دست زنگی مست
نقل قول  
New Dawn
Member
چه در رد و چه در تایید هر مطلبی باید ابتدا به منابع دست اول مراجعه کرد. این همه جار و جنجال زیر جزوه ای با این سطح از کیفیت تنها تلف کردن انرژی و وقت است.

برخی هم شده اند وکیل مدافع شیطان.
نقل قول  
کامنت‌ها می‌آیند و می‌روند، آنچه باقی می‌ماند رویاهای بچه‌گانه آقای حمیدرضا نیک‌بخش است درباره پیشوای ابرمردی که می‌خواست تاریخ را از نو بسازد آن‌هم با اصلاح نژاد آدمیان که دست از نیرنگ و ریا و دروغ بردارند!!!

خوش باشید









نقل قول  
vforw
Member
محض توجه دوستداران این کتاب باید بگم که این آقای مولف (حمیدرضا نیک‌بخش) از سردمداران جبش نئونازیسم در ایران اس. فقط کافیه یک نگاه به کتاب های ایشون بیندازید و دروغگو بودن این آدم را بفهمید. بر فرض اینکه هلوکاست دروغ باشد، نازیسم یک جنبش نژادستیزی است و حمایت از نژادستیزی است که طبقه بندی نژادی دارد و هرکس از نازیسم و هیتلر دفاع کند یا ناآگاه است یا احمق.
نقل قول  
spiderman2019
Member
اگر در آشوویتس حتی یک نفر هم کشته شده باشد می توان درباره قتل همان یک نفر هم هزاران کتاب نوشت و معترض شد. این چانه زدن بر سر ده نفر یا صد نفر عجیب است. بهرحال جنایت جنایت است و نفس این عمل با تغییر آمار تغییر نمی کند. ضمنا فیلسوفانی چون ادگار مورن هم اذعان کرده اند که تحقیق درباره هولوکاست یک تابو نیست و همه می توانند در این باره اظهار نظر کنند. فیلم الن رنه به نام شب و مه هم روایت بسیار خوبی برای تایید این فاجعه انسانیست
نقل قول  
mpana
Member
[]دوست گرامی ایکاش نخست صهیونیست را از یهودیت جدا می کردید سپس در خصوص مصائب قوم یهود در زمان جنگ جهانی می پرداختید .شما که با این نفرت از اسرائیل یاد میکنید آیا طالبان ، داعش ، پوکوحرام و بسیاری از جنبش های افراطی اسلامی را نماد مسلمانان می دانید ؟وقتی با نفرت از تعدادی صهیونیست یهودی یاد می کنید وباور دارید با نفی بلایای که طی جنگ بر یهودیان پیش آمده می توانید از اسرائیل انتقام بگیرید حال آنکه کشور ما یکپارچه بوده و نزدیک به 3000 سال پیش یهودیان ایرانی در آن میزیسته اند پس حداقل کاری که می توانید برای هم وطنان یهودی که تاکنون به من و شما آسیب نرسانده اند این است از دست رفتن اقوام و هم کیشان شان در زمان جنگ جهانی را محترم شمرده و اگر همدردی نمی کنید نمک بر زخم شان نپاشید
نقل قول  
A_S
Member
نقل قول از Aristoteles:
جناب A_S
شما میگویید نقل قول:یهودی فقط نام پیروان یک دین نیست، نام دارندگان یک نژاد هم هست و یهودیان خداناباور و ندانم گرا هم داریم.
خوب یهودیان ضد صهیونست و ضد اسراییل و حتی یهودیان ضد یهودیت هم هستند ، این تفکر قبیله گرایی و خود برتر پنداری و نیز تفکر دیگران را از انسان پایینتر شمردن (Goyim ) خود یهودیت است که انتقاد پذیر است نه فردی که در خانواده یهودی زاده شده است .

جناب Aristotle مگه من چیزی در این باره گفتم؟ یا گفتم اینگونه یهودی ها نیستند؟ ولی کامنت شما منو یاد گفته ورنر سومبارت انداخت که میگفت تفکر برتر بودن نژاد آریایی چیزی نیست جز همان تفکر قوم برگزیده بودن یهود، به نوعی دیگر. منم یهودیت را مانند بسیاری از ادیان دیگر قبول ندارم ولی با یهودی زادگان مشکلی ندارم.
نقل قول  
Aristoteles
Member
جناب A_S
شما میگویید
نقل قول:
یهودی فقط نام پیروان یک دین نیست، نام دارندگان یک نژاد هم هست و یهودیان خداناباور و ندانم گرا هم داریم.

خوب یهودیان ضد صهیونست و ضد اسراییل و حتی یهودیان ضد یهودیت هم هستند ، این تفکر قبیله گرایی و خود برتر پنداری و نیز تفکر دیگران را از انسان پایینتر شمردن (Goyim ) خود یهودیت است که انتقاد پذیر است نه فردی که در خانواده یهودی زاده شده است .
نقل قول  
A_S
Member
نقل قول از Khwanirath:
من نمی دانم برخی از عزیزان در کدام سیاره زیست می کنند. این گونه افکار در مورد یکی از ادیان الهی چه توجیهی دارد؟ کم کم کتابناک هم عرصه ظهور افکار و اندیشه های زرد شده است.

این یکی به پیروان یک دیانت الهی توهین می کند. (بماند که در دین خودشان هم مهر تایید بر این دین زده شده است)

آن یکی می گوید چرا به جای نقد کتاب به اختلاس نمی پردازید!!!! (نمی دانم حضرتشان اینجا پس چه می کنند؟)

دیگری می گوید هر کسی ورزشگاه برود و مسابقه فوتبال تماشا کند شرف ندارد (از قماش کسانی که بر در و دیوار شهر می نویسند بر پدر و مادر کسی لعنت که در این مکان آشغال بریزد)

یکی از روی شکم آمار می دهد که فلان کتاب فلان نویسنده وطنی در فلان سال یک میلیون نسخه (!!!!) فروخته شده است (تو گویی هری پاتر نوشته)

جماعتی هم برای هزلیات و لاطائلات شاعر کاسته سرای خودخوانده ای؛ فریاد و فغان احسنت و مرحبا سر می دهند (نمی دانم سلیقه نازل ایشان با آثار فاخر فارسی چگونه برخورد می کند)

این ها تازه جماعت کتابخوان مملکت هستند که به جای استدلال و ارائه دلیل؛ شطحیات از خودشان صادر می فرمایند.

برادر بزرگوار؛ شما بر پایه کدام دلیل و برهان؛ کدام گناه و خطا؛ چنین نسخه ای برای بندگان خدا می پیچید؟ این طرز فکر از کدام اندیشه و تفکر منتج شده است؟


پیش از همه چیز، یهودی فقط نام پیروان یک دین نیست، نام دارندگان یک نژاد هم هست و یهودیان خداناباور و ندانم گرا هم داریم. پس باید دنبال دلایلی انسانی باشیم تا یهودی ستیزی رو سرزنش کنیم. آقای Khwanirath در این جا به بهونه یهودی ستیزی اومده از دیگران با الفاظ تحقیرآمیز و بی ادبانه که همه داریم میبینیم، در زیر همین کتاب، در صفحات پیش گله کرده، اون کسی که گفته هر کسی ورزشگاه برود و مسابقه فوتبال تماشا کند شرف ندارد، بخاطر اون واقعه دلخراش احساساتی شده و اینجوری گفته، خب امثال آقای Khwanirath که خانومها براشون مهم نیستند، برن استادیوم، کسی که جلوشون رو نگرفته. سلیقه کسی هم نازل نیست، هر کسی یک سلیقه ای داره و به دیگری هم مربوط نیست چرا سلیقه اش اینجوریه
نقل قول  
E R S
Publisher
نقل قول:
ما مشتی افراد ک..خل هستیم


مشکل از افراد نیست. مشکل از سیستمه، توی سیستمی که درست طراحی نشده باشه، حتی بهترین و فرهیخته ترین ملت دنیا هم رفتار و عملکرد مناسب نخواهد داشت. یکی از موارد طراحی نادرست اینجا، عدم جداسازی بخش "نقد کتاب" (یا همان Review در سایتی مثل گودریدز) و بخش بحث آزاد و سوالات است، این دو باید از هم جدا باشه وگرنه لاجرم زیر هر کتابی حاشیه روی وجود خواهد داشت.
نقد کتاب "هولوکاست؛دروغ بزرگ یهودیان" نوشته ی حمیدرضا نیک بخش خیلی فرق داره با بحث آزاد در مورد موضوع هولوکاست. که گاهی حاشیه روی اش حتی به موضوع برده داری در ایران باستان هم میکشه! در نتیجه باید صفحات و بخش های جداگانه ای برای این دو کار (نقد کتاب و بحث آزاد) در نظر گرفته بشه که البته در کتابناک نشده. عده ای برای مطالعه نقد این کتاب میان و با بحثهای متفرقه مواجه میشن. عده دیگه ای برای بحث آزاد میان، عده ای هم برای طرح سوال، و همه این کار ها باید در یک صفحه انجام بشه. بعد این افراد با اهداف مختلف با هم درگیر میشن که چرا وضع کامنت ها اینطوریه؟! ما ملت خیلی فلان و بهمان هستیم!! نخیر عزیز. ما ملت از دیگر ملت ها نه بهتریم و نه بدتر. ساختار سیستم ایراد داره اینجا.
مشکل دیگر هم نظارت دائم و درسته که اینجا وجود نداره. گودریدز قوانین محکم و مشخصی در مورد کامنت ها داره و مداوم و پیگیر هم اعمال میکنه: Review Guidelines
در کتابناک هم قوانین مختصری در مورد کامنت ها وجود داره ولی همان هم یا سلیقه ای اعمال میشد (در گذشته) یا مثل الان اصلا اعمال نمیشه. شما در کشورهای پیشرفته و توسعه یافته هم خیابان ها رو بدون ناظر و پلیس رها کن و ببین بعد از چند وقت چه هرج و مرجی به وجود میاد.

ایرادات دیگر هم فراوان موجود است که حوصله نوشتنش نیست..

البته انتظار نمیره کتابناک در حد و اندازه های گودریدز عمل کنه. چون ظاهراً اصلا بیزنس مدلِ درست و حسابی و پشتوانه مالی مناسب نداره. اما اگر اراده اش وجود داشت، با همان منابع کم هم میشد بهتر عمل کرد.
به هر حال فکر میکنم درست ترین کار، دل نبستن به این سایت (علیرغم همه خاطرات) و وقت گذاشتن در شبکه های اجتماعیِ مناسب تر باشه.
نقل قول  
meran444
Member
آیا مشکل ما این است که هولوکاست دروغ است یا راست؟ حالا بر فرض که دروغ . خوب به چه ربطی به ما دارد ؟ تمام مسائل و مشکلات مملکت رو رها کردید که هولوکاست دروغ بوده . چه کسی گفته ملت ما باید تاوان راست یا دروغ بودن هولوکاست را بدهد ؟ مگر این ملت تعهدی در قبال راست و دروغ بودن آن داده اند ؟ 40 سال پیش پدران و مادران ما بر اثر جهل و بی سوادی دچار یک اشتباه بزرگ تاریخی شدند که بر اثر آن چندین نسل در تارهای یک نظام اختاپوسی وحشتناکی اسیر و گرفتار شدند که مهمترین دغدغه اش فلسطین و لبنان و غزه بوده است . 40 سال است که بر اثر این اشتباه تاریخی داریم تاوان دروغ یا راست بودن هولوکاست را با فقر و فلاکت خود می دهیم . 40 سال است که دلارهای نفتی مان که می توانست در جهت رفاه و آسایش و امنیت مملکت هزینه شود ، در فلسطین و لبنان و سوریه هدر رفته است .
نقل قول  
nikdoost
Member
mpana گرامی؛
شما می توانید به اسناد تاریخی موجود متقن مراجعه کنید، اگر منظورتان از این پرسش افراد عقده ای و فضل فروشانی است که چند روز است مشغول چِرت و پِرت نوشتن زیر این کتاب هستند اشتباه
گرفته اید، اساساً هرگونه پرسش از کاربرانی که زیر کتابها مطالبی به دلخواه خود درج می کنند نادرست است، آنها اگر سوادشان از شما کمتر نباشد بیشتر هم نیست، فقط شلنگ و تخته می اندازند
بعد ازین وادی فقر است و فنا
کی بود اینجا سخن گفتن روا




نقل قول  
mpana
Member
دوستان واقعا برای من این سوال پیش آمده که آیا در جنگ جهانی دوم تعدادبیشماری یهودی فراری ، زندانی ، شکنجه ، مورد آزمایشات پزشکی ، و درنهایت در کوره های آدم سوزی کشته نشده اند؟آیا با گفتن اینکه این فجایع اتفاق نیفتاده می توان بر وحشیگری حکومت نازی سرپوش گذاشت ؟چرا انسانها با کتمان نسل کشی در طول تاریخ می خواهند خود را از جنایات بری کنند دقیقا همین اتفاق برای ارامنه در ترکیه و ایرانیان در زمان حمله اعراب پیش آمده است دولت ترکیه به کل منکر نسل کشی ارامنه و مرگ بیش از دو میلیون انسان ارمنی می باشد و اعراب که می گویند ایرانیان باعشق به دین اسلام مشرف گردیدند و حرفی از نهرهای خون سرهای بریده زرتشتیان و جنازه های سوخته نمی زنند وفقط به واژه پدر سوخته ( پدرش اسلام نیاورد و در آتش سوزانده شد) اکتفا می کنند. اگر چنین است دانشمندان یهودی از ترس جانشان از آلمان نگریختند و فهرست شیندلر صحت ندارد و کوره آدم سوزی در زندان آشویتس برای سوزاندن ذغال سنگ بوده است . اما بدانید هیچگاه با انکار حقیقت نمی توان حقیقت را نابود کرد
نقل قول  
Behruz67
Member
نقل قول از Jeremiah:
بنده بیخود به ایشان تند نشدم ایشان این واژه را به کار برد:
برای‌تان معادل‌های همان نقل‌قول‌های دوست‌مان را از همان کتاب فرانسوی که ادعای نداشتن دسترسی به آن‌ها را دارید آوردم و می‌نالید که چرا این کار را کردم!

و اکنون به عبارتی مشغول نقل‌قول گزینشی هستید که درست نیست. دوستان می‌توانند ببینند که این نقل‌قول بعد از چند کامنت که رد و بدل شد نوشته شده.
در هر حال، من نه شما را می‌شناسم و نه آیدی‌تان برایم آشناست (هر چند نوع نوشتاری‌تان بسیار مشابه یکی دو آیدی دیگری‌ست که گاها به چشم می‌آید و شاید تصادفی باشد و شاید نه).
کامنت‌هایی که درباره‌ی اصل فرانسوی گذاشتم عمدتا برای دوست‌مان Khwanirath بود و این احتمال که مورد استفاده‌ی شما نیز قرار گیرد و شاید این بحث حاشیه‌ای به جایی برسد که برای دیگران نیز مفید واقع شود.
اگر اعتقاد سوسیالیستی من مبنی بر تلاش برای رفع تضادهای طبقاتی و اقتصادی طبقات در جوامع انسانی و حق حیات برای همگان برای‌تان معادل با دزدی یا جنایت است، متاسفانه کاری از دست من برنمی‌آید و طبعا نظر شما هم برای خودتان محترم است ولی یکی دانستن این با دیکتاتوری‌هایی که با نام کمونیسم همان وظیفه‌ی سرمایه‌داری هار را بر عهده‌ گرفتند صحیح نیست. علاوه بر آن، به گمانم برداشت‌های متفاوتی از ارزش‌های اجتماعی انسان‌ها که لزوما ارتباطی با افکار سیاسی و ایدئوژیکی آن‌ها ندارد، داریم و لزومی بر بحث بیشتر نیست.
اگر هم در ارتباط با موضوع یهودیت که محور اصلی این گفتگوهاست به چند نکته اشاره کردم به خاطر آمادگی‌ام در این مبحث بود که به تازگی می‌بایست پاسخ دو فعال سیاسی ایرانی را می‌دادم که در قطب دیگری با پژوهش‌های بی‌مبنای به ظاهر علمی مدعی بودند که اسرائیل در واقع ارض اصلی یهودیان بود و با مشقات بسیار بدان رسیده‌اند. و گرنه ترجیحا در آرامش منزل یا سر کار به مطالعه‌ی کتاب‌های بیشتر می‌پردازم و در حد امکان به اسکن و آپلود برخی کتاب‌ها.
گفته‌ها درباره‌ی این کتاب کمابیش گفته شده و با اجازه‌ی دوستان دیگر در این بخش دخالتی نمی‌کنم و اگر جملاتی از من کسی را آزار داد، عذرخواهی می‌کنم.
نقل قول  
Jeremiah
Member
نقل قول از E R S:
بی احترامی به کاربر Behruz67 کار نادرستی بود. کامنت های ایشون غالباً مفید بوده، حتی اگر با برخی نظراتش مخالف باشیم.
اما جالبه کسی اینجا از "غیراخلاقی و بی ادبانه" بودن نظرات دیگران شکایت میکنه که خودش هم چندان مبادی آداب نبوده و در بحث های مختلف از انواع متلک ها و تحقیرها و نگاه بالا به پایین به دیگران ابائی نداره. این رفتار رو زیر کناب های مختلف از ایشون دیدیم. رطب خورده منع رطب چون کند؟

بنده بیخود به ایشان تند نشدم ایشان این واژه را به کار برد:
برای‌تان معادل‌های همان نقل‌قول‌های دوست‌مان را از همان کتاب فرانسوی که ادعای نداشتن دسترسی به آن‌ها را دارید آوردم و می‌نالید که چرا این کار را کردم!
نقل قول  
Jeremiah
Member
نقل قول از Khwanirath:
نقل قول از Jeremiah:

* یک کمونیست دزد دارد دم از انسانیت میزند ... بگذریم، چه زمانه ای شده است.


عجب حرفی! انواع بد و بیراه ها را در کتابناک دیده بودم جز اینکه یک نفر به خودش این اندازه جسارت دهد و یکی از اعضای کتابناک را به دزدی متهم کند. این سخن بدون اینکه دلیلی برای اثبات دزدی ذکر شود؛ بی اندازه غیراخلاقی و بی ادبانه است.

یکی از خصلت های عزیزان گویا این است که هر کسی با ایشان هم صحبت شود و در زمینه ای مخالفتی با نظر گهربارشان داشته باشد؛ اسلام گرای دروغگو؛ کمونیست دزد و یا انواع و اقسام اتهامات شخصی را بدون اثبات قضیه باید دریافت کند.

این هم نکته ای دیدنی ست که وقتی کسی پاسخی به ادعای عزیزان مطرح می کند؛ پاسخ می شنود که نخود آش نشود و فلانی خودش دست دارد که تایپ کند! دوبله اش این است که من با استدلال کاری ندارم؛ بلکه قصدم کشتی گرفتن و در رینگ بوکس رفتن با طرف صحبت است.

آخر دزد؟!! قاعدتا باید مدرکی بر دزدی آقای Behruz67 وجود داشته باشد که ما از آن بی خبریم. و اگر اثبات نشود؛ چگونه فردی به خود اجازه می دهد به دیگری چنین اتهام بزرگی نسبت دهد؟

در حیرتم که این حجم عظیم از ناپختگی و خامی چگونه در سر کوچک انسان جا می شود؟

گاهی می اندیشم که شاید از روی ساده دلی باشد که اینگونه سخن میگویید و نه از روی بد نهادی! مگر میشود در کتابناک چیزی را دزدید که بنده کسی را دزد بدانم؟ بنده فرمانروایی کمونیستی را دزدی میدانم و کمونیستها در تایخ کم ندزدیده اند؛ برای همین گفتم دزد (که این هم گفتگویی دیگری میخواهد). با اسلامیست دروغگو خودتان نسنجید در خود واژه "کمونیست" چرایی دزد گفتن من گنجانده شده است. آن دوبله هم برای خویش کردید، از دید خودتان من اینگونه به چشم می آیم، کشتی گرفتن و سخن گفتن را نمیتوان به هم مانند کرد. امیدوارم خودتان بدانید دارید چه میگویید.
نقل قول  
Khwanirath
Member
نقل قول از Jeremiah:


* یک کمونیست دزد دارد دم از انسانیت میزند ... بگذریم، چه زمانه ای شده است.


عجب حرفی! انواع بد و بیراه ها را در کتابناک دیده بودم جز اینکه یک نفر به خودش این اندازه جسارت دهد و یکی از اعضای کتابناک را به دزدی متهم کند. این سخن بدون اینکه دلیلی برای اثبات دزدی ذکر شود؛ بی اندازه غیراخلاقی و بی ادبانه است.

یکی از خصلت های عزیزان گویا این است که هر کسی با ایشان هم صحبت شود و در زمینه ای مخالفتی با نظر گهربارشان داشته باشد؛ اسلام گرای دروغگو؛ کمونیست دزد و یا انواع و اقسام اتهامات شخصی را بدون اثبات قضیه باید دریافت کند.

این هم نکته ای دیدنی ست که وقتی کسی پاسخی به ادعای عزیزان مطرح می کند؛ پاسخ می شنود که نخود آش نشود و فلانی خودش دست دارد که تایپ کند! دوبله اش این است که من با استدلال کاری ندارم؛ بلکه قصدم کشتی گرفتن و در رینگ بوکس رفتن با طرف صحبت است.

آخر دزد؟!! قاعدتا باید مدرکی بر دزدی آقای Behruz67 وجود داشته باشد که ما از آن بی خبریم. و اگر اثبات نشود؛ چگونه فردی به خود اجازه می دهد به دیگری چنین اتهام بزرگی نسبت دهد؟

در حیرتم که این حجم عظیم از ناپختگی و خامی چگونه در سر کوچک انسان جا می شود؟

نقل قول  
Jeremiah
Member
اگر کسی نخود آش نشود هنگامی که چند دیدگاه پیش را خواندم سخنانی را دیدم که نژداپرستانه بود، این سخنان را کسانی میزدند که خودشان را پاد نژادپرست میدانند. باید بگویم که امروزه برای کاربردهای بد و سوء استفاده از واژه "آریایی" بدست نازیها و برتر پنداران نژاد سپید (White Supremacists)، برخی می کوشند هرگونه پیشینه داشتن ایرانیان را با آریاییان را نپذیرند با اینکه هندو-ایرانیان نخسین کسانی بودند که خودشان را آریایی نامیدند. خود نژادپرستان اروپایی و آمریکایی بر پایه چیزی که بنده دیده ام در همین تارنماها، باور دارند که ایرانیان و هندیان تنها به دست آریاییان (درستش: هندو-اروپاییان) فرمانروایی شده اند و هیچ گونه نزدیکی با آنها ندارند؛ چرا؟ چون بلوند و چشم رنگی نیستند (پندارهای روان پریشانه ای که در آلمان نازی به بالاترین اندازه اش رسید) با اینکه هندو-اروپاییان دیگر هم با مردم بومی پیوند یافتند، مانند خود هندو-اروپاییان جنوبی اروپا که با مدیترانه ایی ها آمیختند. این سخن که ایرانیان همان هستند که پیش از درون شدن هندواروپاییان بودند، همانند این سخن که ایرانیان همه سراسر آریایی هستند، خشک اندیشانه و ناخردمندانه است. نمونه هایش مانند آیت الله بی بی سی که بدون دادن هیچ گونه نموداری می گوید ایرانیان از نژاد همان مردم جیرفت و ایلام هستند بی آنکه نموداری نشان دهد و برخی هم می آیند از کتاب "اسناد نام خلیج فارس، میراثی کهن و جاودان" گواهی می آورند! آن تیره های هندو-اروپایی که به ایران آمده اند چه به سرشان آمد؟ همه شان مردند؟ یا از ایران رفتند؟ نژادپرستی آریایی و نژادهراسی از آریایی، هر دو زشت هست.
نقل قول  
Jeremiah
Member
* بنده آن را از شما نخواستم و گفتم کانون گفتگوی ما نبود. اندازه خود را بدانید تا اینگونه پاسختان را ندهند.

* شما همچون کودکان آداب سخنوری و اجتماعی را نمیدانید، سپس به من می گویید،

* یک کمونیست دزد دارد دم از انسانیت میزند ... بگذریم، چه زمانه ای شده است. خود دانید بروید از هر شوخی و جوکی مانند "زبان خورشید" هواخواهی کنید. کسی که هواخواه ایدئولوژی باشد، جدایی از ایدئولوژیستش ندارد و همان است.

* پس آن سخن را بیجا آوردید، چون خودتان گویا اکنون دیدگاهتان برگرداننده و میگویید چنین نمی پنداشتم. اگر "بیجا" بودن را خنده دار می دانید این نشان می دهد که به چه اندازه لوده هستید. پس از دید شما "در یک مکان عمومی بحث و گفتگو" باید هر سخنی را بگوییم ... شما همان ادب را ندارید.

* بنده با کاربر خونبرث داشتم دیدگاه گذاری می کردم ، پس همین کار را داشتم می کردم و شما را نیازی نبود
نقل قول  
Behruz67
Member
نقل قول از Jeremiah:

* کجا گفتم؟ تنها گفتم: ((پیش از هر چیز نوشته پایه فرانسوی است، پس این خود واژه ایی که پیر برایان به کار برده نیست و بانو ناهید فروغان "اسیر" برگردانده است (نشر فرزان) پس هر دوی ما به نوشته فرانسوی دسترسی نداریم، اگر فرانسوی میدانید، کتاب فرانسوی را بیاورید)) همانگونه که میبینید با شما نبودم و با کاربر خونیرث بودم. شما خودتان را بیخود درون کردید.
* بسیاری از کارها ناقانونی نیست مانند پریدن میان سخن دیگران، "تو" گفتن به کسی و ... ولی زشت و از ادب به دور است، پدر و مادرتان یادتان نداده است این چیزها را؟
* "معمولا با پان‌ترکیست خواندن یکی دیگر، می‌پذیرید که خود یک پان دیگر هستید." پیش از هر چیز خرد در این گزاره سوفیستانه بسیار دیده می شود! از کجا این را برداشت کردید؟ بیستار و باستار را هر چند که برخی خودشان هم می گویند ما پان-تورک هستیم، خودمان به یک پان دیگر پیوستگی پیدا میکنیم. پان-ترک توهین است؟ اگر بد است چرا هستید؟ شما خیلی از استدلال بهره ورید ... برای من سود فراوانی ندارد تنها نشان دادم برخی که از ناسیونالیستها بدشان می آید دردشان ناسیونالیسم نیست، دردشان ناسیونالیسم ایرانی است.
* با پرداختن به آنکه زود پاسخ مرا دادید دنباله آن را نوشتم، بروید دوباره دیدگاه را بخوانید. هنگامی که چنین پاسخی میدهید، نشان میدهد که شما در سخنان بنده چیزی را در این باره دیده اید، و اگر ندیده اید و گفته اید، کار بیجا همانند دویدن در میان گفتگو بنده با آن کاربر کردید.

* نوشتید که
نقل قول:
پس هر دوی ما به نوشته فرانسوی دسترسی نداریم، اگر فرانسوی میدانید، کتاب فرانسوی را بیاورید
، برای‌تان معادل‌های همان نقل‌قول‌های دوست‌مان را از همان کتاب فرانسوی که ادعای نداشتن دسترسی به آن‌ها را دارید آوردم و می‌نالید که چرا این کار را کردم! اگر منظورتان این نبود در فارسی‌نویسی دقت بیشتر داشته باشید تا موجب اتلاف وقت دیگران نشود.
* صحبت از قانون و ناقانون نیست، خود را به بی‌اطلاعی از مکان‌های بحث عمومی هم نکنید. اگر علاقه‌ای به گفتگو ندارید اعلام کنید تا تمام شود و گرنه این نوع رفتار کودکانه درخور اعضای کتابناک نیست.
* آیا جایی اعلام کرده‌ام که من پان‌ترک هستم که این ادعا را از طرف من می‌کنید؟ موضوع ناسیونالیسم چه ارتباطی با بحث هولوکاست دارد؟ برای شما ناسیونالیسم ایده‌ی خوبی شاید باشد و مبارک‌تان باد، از دید من هر نوع ناسیونالیسمی مذموم و غیرانسانی‌ست و تنها بر جدایی و تفرقه و جنگ‌طلبی می‌افزاید، اما چرا بحث کتاب‌های دیگر را به اینجا می‌کشانید؟ به غیر از این که با حاشیه‌روی‌های بیشتر بر نبود استدلال‌تان سرپوش بگذارید!
* دوباره، آیا جایی من ذکر کردم که شما برده‌داری در ایران را نفی کرده‌اید که این ادعا را به من چسبانده‌اید؟ آیا به صرف پاسخ‌گویی «سریع» به شما، این ادعای شما صحیح است؟ دوباره‌خوانی لازم نیست، صحبت الکی کرده‌اید و یک اشاره به نادرستی این برداشت‌تان کافی بود.
* استفاده از اصطلاح «کار بیجا» در یک مکان عمومی بحث و گفتگو دیگر خنده‌دار نیست و حتی نمی‌توان تبسم کرد، اگر شخصیت شما در این سطح از گفتگوست حداقل به دیگران احترام بگذارید. توهین و حمله‌ی شخصی را تمام کنید و درباره‌ی کتاب و مباحث مربوط به آن نظر دهید، نه درباره‌ی افراد شرکت‌کننده (یک اصل پیش‌پا افتاده و بسیار بدیهی)!
نقل قول  
Jeremiah
Member
نقل قول از Behruz67:
نقل قول از Jeremiah:نخست با پوزش، با شما سخن نمیگفتم که میان گفتار من دویدید، مگر من آمدم میان گفتارتان در زیر همین کتاب بگویم که آن تیره هایی که دانشمندان گفتند به ایران آمدند از جنوب روسیه آمده اند و نه از شمال آن، دوم آنکه فرانسوی این نوشته جستاری افزون است و جستار پایه دریافت واژه "برده" در دوران باستان از روی گفته های خود هرودوت و دیگران بود و گیرمان روی فرانسوی اش نبود. چشم داشتم که زیر این کتاب متن لینک در پاسخم از خودتان رفتارهای پان-تورکیستانه نشان دهید نه اینجا. اسلامیست و کمونیست! دو دوست دیرین هم! خیلی هم به فرخندگی! بنده کجا گفتم در ایران برده داری نبوده است؟
* پوزش نخواهید ولی درست بنویسید، مگر نگفتید که اصل فرانسوی کتاب باید مد نظر باشد؟
* در ضمن، اینجا مکانی عمومی برای گفتگوست و شما در سطحی نیستید که به دیگران امر کنید که طرف صحبت شما با کیست و چه کسی می‌تواند در ارتباط با کامنت‌های زیر کتاب‌ها نظر دهد یا نه.
* توهین شخصی را هم که آغاز کردید، مثلا با پان‌ترکیست‌ خواندن من چه نفعی برای‌تان دارد؟‌ که وجهه‌ی عمومی برای خودتان کسب کنید چون از استدلال بی‌بهره‌اید؟ بگذریم از اینکه معمولا با پان‌ترکیست خواندن یکی دیگر، می‌پذیرید که خود یک پان دیگر هستید.
* و جمله‌ی آخرتان چه ارتباطی با من دارد؟! آیا من چنین چیزی در ارتباط با شما گفتم؟


* کجا گفتم؟ تنها گفتم: ((پیش از هر چیز نوشته پایه فرانسوی است، پس این خود واژه ایی که پیر برایان به کار برده نیست و بانو ناهید فروغان "اسیر" برگردانده است (نشر فرزان) پس هر دوی ما به نوشته فرانسوی دسترسی نداریم، اگر فرانسوی میدانید، کتاب فرانسوی را بیاورید)) اگر چنین می گفتم به دنبالش استدلال نمیکردم و چشم به راه نوشته فرانسوی میشدم. همانگونه که میبینید با شما نبودم و با کاربر خونیرث بودم. شما خودتان را بیخود درون کردید.

* بسیاری از کارها ناقانونی نیست مانند پریدن میان سخن دیگران، "تو" گفتن به کسی و ... ولی زشت و از ادب به دور است، پدر و مادرتان یادتان نداده است این چیزها را؟

* "معمولا با پان‌ترکیست خواندن یکی دیگر، می‌پذیرید که خود یک پان دیگر هستید." پیش از هر چیز خرد در این گزاره سوفیستانه بسیار دیده می شود! از کجا این را برداشت کردید؟ بیستار و باستار را هر چند که برخی خودشان هم می گویند ما پان-تورک هستیم، خودمان به یک پان دیگر پیوستگی پیدا میکنیم. پان-ترک توهین است؟ اگر بد است چرا هستید؟

* با پرداختن به آنکه زود پاسخ مرا دادید دنباله آن را نوشتم، بروید دوباره دیدگاه را بخوانید. هنگامی که چنین پاسخی میدهید، نشان میدهد که شما در سخنان بنده چیزی را در این باره دیده اید، و اگر ندیده اید و گفته اید، کار بیجا همانند دویدن در میان گفتگو بنده با آن کاربر کردید.
نقل قول  
Behruz67
Member
نقل قول از Jeremiah:
نخست با پوزش، با شما سخن نمیگفتم که میان گفتار من دویدید، مگر من آمدم میان گفتارتان در زیر همین کتاب بگویم که آن تیره هایی که دانشمندان گفتند به ایران آمدند از جنوب روسیه آمده اند و نه از شمال آن، دوم آنکه فرانسوی این نوشته جستاری افزون است و جستار پایه دریافت واژه "برده" در دوران باستان از روی گفته های خود هرودوت و دیگران بود و گیرمان روی فرانسوی اش نبود. چشم داشتم که زیر این کتاب متن لینک در پاسخم از خودتان رفتارهای پان-تورکیستانه نشان دهید نه اینجا. اسلامیست و کمونیست! دو دوست دیرین هم! خیلی هم به فرخندگی! بنده کجا گفتم در ایران برده داری نبوده است؟

* پوزش نخواهید ولی درست بنویسید، مگر نگفتید که اصل فرانسوی کتاب باید مد نظر باشد؟
* در ضمن، اینجا مکانی عمومی برای گفتگوست و شما در سطحی نیستید که به دیگران امر کنید که طرف صحبت شما با کیست و چه کسی می‌تواند در ارتباط با کامنت‌های زیر کتاب‌ها نظر دهد یا نه.
* توهین شخصی را هم که آغاز کردید، مثلا با پان‌ترکیست‌ خواندن من چه نفعی برای‌تان دارد؟‌ که وجهه‌ی عمومی برای خودتان کسب کنید چون از استدلال بی‌بهره‌اید؟ بگذریم از اینکه معمولا با پان‌ترکیست خواندن یکی دیگر، می‌پذیرید که خود یک پان دیگر هستید.
* و جمله‌ی آخرتان چه ارتباطی با من دارد؟! آیا من چنین چیزی در ارتباط با شما گفتم؟
نقل قول  
Jeremiah
Member
نخست با پوزش، با شما سخن نمیگفتم که میان گفتار من دویدید خود رفیق خونیرث راه پاسخ دادن را میداند نیازی به راهنما نیست، مگر من آمدم میان گفتارتان در زیر همین کتاب بگویم که آن تیره هایی که دانشمندان گفتند به ایران آمدند از جنوب روسیه آمده اند و نه از شمال آن، دوم آنکه فرانسوی این نوشته جستاری افزون است و جستار پایه دریافت واژه "برده" در دوران باستان از روی گفته های خود هرودوت و دیگران بود و گیرمان روی فرانسوی اش نبود. چشم داشتم که زیر این کتاب متن لینک در پاسخم از خودتان رفتارهای پان-تورکیستانه نشان دهید نه اینجا. اسلامیست و کمونیست! دو دوست دیرین هم! خیلی هم به فرخندگی! بنده کجا گفتم در ایران برده داری نبوده است؟ دوستتان می گوید: ((عجیب تر حرف های دیگری ست که برده داری کورش "با خرد سازگاری ندارد". چرا ندارد؟ چون ما دوست نداریم داشته باشد.)) با اینکه ایشان نمیتواند درست نوشته مرا بخواند، من گفتم گزارشهای نویسندگان یونان را (حتی ستایشهای گزنفون)، را بدون هیچ گونه بررسی و گمانه زنی بیاوریم با خرد سازگار نیست. گویا شما و دوستان خوب بهم می آید زیرا پاسخ های میدهید به چیزهایی که من نیاورده ام
نقل قول  
Behruz67
Member
و معادل نقل‌قول صفحه‌ی ۳۸:
نقل قول:
Les Cariens furent asservis par Harpage sans avoir accompli aucun exploit

اگر دقت فرمائید در هر دو مورد واژگان متفاوتی برای برده‌داری به کار رفته که هر دو در فرانسوی دارای این معنا هستند (به چند دیکشنری فرانسوی به انگلیسی مراجعه کنید).
البته، ارجاع به برده‌داری در ایران باستان در صفحات دیگر این کتاب به کرات تکرار شده مانند صفحات ۱۵۶ و ۱۵۸ و غیره که به هر حال بحثی دیگر را می‌طلبد.
نقل قول  
Behruz67
Member
نقل قول از Jeremiah:
پیش از هر چیز نوشته پایه فرانسوی است پس این خود واژه ایی که پیر برایان به کار برده نیست و بانو ناهید فروغان "اسیر" برگردانده است (نشر فرزان) پس هر دوی ما به نوشته فرانسوی دسترسی نداریم، اگر فرانسوی میدانید، کتاب فرانسوی را بیاورید،..

نسخه‌ی فرانسوی در اینترنت در دسترس است و این هم معادل نقل‌قولی که دوستمان از صفحه‌ی ۳۷ نسخه‌ی انگلیسی آوردند:
نقل قول:
de réduire en esclavage tous les autres qui, avec les Lydiens, avaient marché contre Sardes, et de lui amener vivant, à tout prix, Paktyès en personne
نقل قول  
Behruz67
Member
نقل قول از سپربلوط:
در تاریخ 1897 میلادی پس از آن‌که محل اجلاس نخستین کنگره یهود در شهر بال سوئیس طعمه حریق گشت، اسنادی به دست پلیس تزاری افتاد که بعدها به پروتکل‌های 24گانه یهود معروف شدند. این اسناد در حقیقت عهدنامه‌هایی بود که راه آینده صهیونیست‌ها را به منظور سلطه بر جهان ترسیم می‌کردند. این پروتکل‌های 24 گانه که در واقع اصول سیاست صهیونیسم و نوع نگرش آنان به جوامع انسانی را نشان می‌دهد، حتی سالها پیش از تاسیس رژیم صهیونیستی در سرزمین فلسطین گویای دسیسه‌های شیطانی آنها بر ضد جهان بشریت است: ...

گویا شما اهل صحبت جدی نیستید، به جای این همه پرگویی فقط لازم بود که منبع این کتاب یا نوشته‌ی غیرواقعی رو معرفی کنید (که نکرده‌اید) تا دیگران هم نگاهی بدان بیندازند و برخلاف دوستی که بقیه رو اهل خرد نمی‌داند به گمانم بیشتر دوستان حاضر در کتابناک (چه موافق و چه مخالف) به اندازه‌ی کافی خردمند هستند تا خود به ارزیابی این نوع منابع بنشینند.
نقل قول  
nikdoost
Member
[نقل قول ار سپربلوط: بنده به کمک یزدان پاک هیچ مشـکل جدی در این دنیـا ندارم اما کسی که از بحث کردن و تبـادل اطلاعات و بیان حقایق ناراحت میشه حتما مشکل داره در بـحث کردن ها بنده به
به اطلاعاتم خیلی اضافه شده نیک دوست گرامی از اتاقهای گاز و گاز سمی زیگلون بی چه خبر].
جناب سپربلوط، گوساله ها هم تا به کمک یزدان پاک در آخور هایشان علوفه و کاه و یونجه و جُو فَت و فراوان است به مانند تو هیچ مشگل جدی در این دنیا ندارند، و هیچ باکی هم ندارند، از اتاق های
گاز و گاز سمی زیگلون که پرسیده ای خبر ندارم اما می دانم جای تو در آنجا خالی است، در ضمن در تبادل اطلاعات و بیان حقایق در ارتباط با هلوکاست و این کتاب (مزخرفاتی که به آن اشاره کرده ای
و مثل گنداب از روزنه ی منجلاب افکار پوسیده ات پیوسـته و بی امان روانه می سازی) آنقدر متعفن است که به آنها نزدیک و ناراحت نمی شوم و به آنها توجه ندارم، راحت باش و هرچه می خواهد دل
تنکت بِسُرف و بر اطلاعاتت بیفـزا تا در آن دنیا هم هیچ مشگل جدی از آتش جهنمی که خود برای خودت بر می افروزی نداشته باشی
بـدی را بـدی سهل باشـد جزاء
اگر مردی احسن الیٰ من اساء
نقل قول  
Jeremiah
Member
اکنون میخواهم بندی را که در آن هرودوت آن گفتگویی که بنده مانده ام از کجا آن را شنیده است بیاورم تا ببینید خود همین هرودوت که شما بر آن بودید که گفته است "قیام کنندگان لیدیه" برده شده اند؛ میگوید کوروش لیدیاییها را برده نکرد:

155 - همین که کوروش در طی راه از این وقایع با خبر شد، خطاب به کروزوس چنین گفت: ((سرانجام حادثه ایی که در سارد برای من روی داده است، چه خواهد بود؟ چنین به نظر می رسد که لیدیها از ایجاد مشکلات برای من و خود بر نخواهند داشت؛ در اندیشه ام که آیا بهتر نیست آنها را به اسارت و بردگی در بیاورم؟ من کار کسی را کرده ام که پس از قتل پدر، فزرندان او را عفو میکند. بدین ترتیب ترا که برای لیدیها از یک پدر عزیز بودی با خود می برم در حالی که شهر را به خود آنها واگذار کرده ام، با این حال در شگفتم که چگونه بر ضد من طغیان کرده اند)) کوروش آنچه که می اندیشید بر زبان میراند. کروزوس که می اندیشید پادشاه مبادا سارد را از بیخ و بن ویران کند، چنین پاسخ داد: ((ای پادشاه آنچه که میگویی درست است؛ با این حال تسلیم خشم و غضب نشو، یک شهر باستانی را ویران نکن، چه این شهر با آنچه نسبت در گذشته روی داده مسبب آن من بوده ام و من آن را به عهده میگیرم. ولی آنچه امروز روی میدهد مقصر آن خود پاکتیس است که تو خود شهر سارد را به آن سپرده ای، اوست که باید مورد مجازات تو واقع شود. مردم لیدی را عفو کن و برای اینکه آنها بار دیگر طغیان نکنند و خظری از آنها جانب تو نباشد، آنچه که به تو میگویم به آنها تحمیل کن: آنها را از داشتن سلاح جنگی منع کن و به آنان امر کن که به زیر لباس روئین قبائی بر تن کنند و کفش های پاشنه بلند بر پا کنند و به آنان امر کن که به فرزندان خود نواختن چنگ و موسیقی و تجارت و کسب بیاموزند، بزودی مشاهده خواهی کرد که مردان خوی زنان یافته اند بقسمی که دیگر بیمی از طغیان و شورش آن ها نخواهی داشت!))
156 - کرزوس از آن جهت به کوروش چنین توصیه میکرد که معتقد بود چنین مجازاتها برای مردم لیدی از اسارت و فروخته شدن در کوچه و بازار قابل تحمل تر است. (چه او اطمینان داشت چنانچه دلیل معقولی به کوروش ارائه نمیداد نمی توانست او را از اجرای تصمیم خود منصرف کند) و نیز کرزوس بیم داشت مبادا لیدیها حتی اگر در حال حاضر از خطر سالم جهند، در آینده بار دیگر بر ضد پارسها بشورند و موجبات نابودی خود را فراهم آورند. کوروش این پیشنهاد را از روی میل پذیرفت، خشم خود را تسکین داد و اظهار کرد که با عقیده کرزوس موافق است. پس از آن یکی از مادها را مازارس نام داشت طلبید و به او امر کرد که اقداماتی کزروس توصیه میکرد به اطلاع مردم لیدی برساند و نیز فرمان داد تا تمام افراد دیگری که با لیدی ها در حمله به سارد شرکت کرده بود اسیر کند و شخص پاکتیس را به هر قیمتی که ممکن است زنده در محضر او حاضر کنند. (تاریخ هرودوت، جلد اول، دکتر هادی هدایتی، 236 - 235)
نقل قول  
Jeremiah
Member
شما دارید درباره یک شاه باستانی سخن میگویید در آن زمان پادشاهی خواهی، همچون امروز ستمگری خوانده نمیشده است پلاتون یا افلاطون و گزنفون آرزوی پادشاهی برای کشورشان داشته اند، نکند اندیشیده اید، مردمسالاری یا دموکراسی یونانی همان دموکراسی هست که امروزه میبینید؟ دموکراسی آن زمان سر راست و بی هیچ بندی بوده است و نام دیگر آن را میتوان "تیرانی یا دُژسالاری بیشتران" نهاد. زیرا هرچه را بیشتران میگفتند انجام میدادند، همانند آن بیدادگری ایی که برای سوکراتِس یا سقراط کردند. تا آنجایی که به یاد دارم، خود آریستوتلس یا ارسطو، معلم اول، با اینکه به اندازه آموزگارش پلاتون، به دموکراسی بدبین نبود، باز هم آن را همراه با آریستوکراسی یا نژاده سالاری می پذیرفت و فرمانروایی ای را نیک میدانست که میان مردم سالاری و نژاده سالاری باشد، این هم بینش تاریخی کوتاه شما را نشان می دهد که شاهنشاهی هخامنشی را با شاهنشاهی قاجاری میسنجید، قاجار در زمانه نوین، زمانه ای که بسیاری از کشورها به مردم سالاری درست رسیده بوده اند، شاهی میکرد نه زمانه باستان، دیدیم شاهستیزیتان هم چه به سرمان آورد! شما اسلامیستها خیلی ستودنی هستید! هنگامی که برایتان از صحیح بخاری که نوشته خود یک مسلمان است، حدیثی می آوریم میگویید: ((همینگونه که نمیشود آن را پذیرفت، علم حدیث داریم و ...)) لیک هرچه که یونانیان، که بیشترشان از ایرانیان بیزار بودند، مانند هرودوت، کسی که ایرانیان زادگاهش را ساتراپی خود کرده بودند، میگویند، بی چون و چرا میپذیرید و از دیدگاهتان دانش تاریخنگاری دیگر بودش ندارد. همین پیر برایان خودش سوگیری های یونانیان را بارها گوشزد کرده است. پیر برایان نه یهودی است و نه ایرانی! که مهر ویژه ای به هخامنشیان داشته باشد.
نقل قول  
Jeremiah
Member
پیش از هر چیز نوشته پایه فرانسوی است پس این خود واژه ایی که پیر برایان به کار برده نیست و بانو ناهید فروغان "اسیر" برگردانده است (نشر فرزان) پس هر دوی ما به نوشته فرانسوی دسترسی نداریم، اگر فرانسوی میدانید، کتاب فرانسوی را بیاورید، خود آقای برایان در دیباچه در کنار خستو شدن به آنکه پارسی باستانی نمیداند، گفته است که یونانی و لاتین را به جایش میداند پس برگردانش از هرودوت، کار خودش است و جایهایی میگفت که این را خودم اینگونه برگردانده ام. بردگی در دوران گذشته میان پارسیان باستان، چَم "فرمانبرداری" میداده است و به آن "بَندَکَه" میگفتند و امروزه بَنده میگویند. داریوش در کتیبه اش میگوید "این اقوام که به نیروی اهورامزدا از آن من شدند، بندکه هایم گشتند، "باجی" برایم آوردند و هر چه به آنها فرمودم شب چون روز انجام دادند" (امپراتوری هخامنشیان، پیر برایان، 273) پس از آنکه درایوش به تخت نشست شورشهایی در سراسر ایران شد و داریوش این تیره ها را فرمانبردار کرد و اگر برده بودند نمیتوانستند برای داریوش باج یا همان خراج بیاورند، چون برده خودش ابزار و کالا است و دارایی ندارد که بتواند باج یا خراج دهد، آن هم به پادشاه! گذشته از این، داریوش به ویدَرنَه پارسی و بسیاری دیگر از سرداران سپاهش میگوید "بنده یا همان بندکه" ("فرمانهای شاهنشاهان هخامنشی"، ستون 2، از بند 6 به آن ور)، سردار سپاه میتواند برده باشد؟ همچنین هرودوت میگوید: ((در گذشته پارس ها که بردگان مادها بوده اند امروزه فرمانروای آنان شده اند)) (نسک 1، بند 129) اگر کسی سرگذشت ایران باستان را خوانده باشد میداند که پارسیان از زیردستان و فرمانبرداران مادها بودند و آنچه که خود هرودت از پارسیان گزارش میدهد، هیچ گونه همانندی به برده بودن ندارد. همچنین بر پایه گفته دیودوروس، کوروش به کروسوس میگوید که بیاید خودش را برده شاه بشناساند تا شاه ایران (کوروش) گناه او را ببخشد و آن را ساتراپ لیدیا کند. (تاریخ سیاسی هخامنشی، محمد داندادامایف، فرید جواهرکلام، 33) آیا یک برده ساتراپ میشود؟ کروسوس هم اینگونه پاسخ میدهد پارسیان پیش از این برده مادها بودند، پس اکنون باید خودشان را بردگان شاه لیدی (کروسوس) بدانند. پس هم کوروش (اگر به پارسی باستان به مازارس گفته باشد) و هم هرودوت برده را در اینجا به چم "فرمانبردار" به کار برده اند. اینگونه بررسیها در خور تاریخ خوانان است نه اسلامیستهایی که دنبال راستی نیستند، پس شما را با آن کاری نیست. همچنین "کاریا" کجا، "لیدیا" کجا؟ چرا برای آنکه دروغتان را بپوشانید یک رخداد دیگر را با یک رخداد دیگر به هم می آمیزید؟ هارپاگ پس از شورش لیدیا و مرگ مازارس ماد به آسیای کوچک میرود ... شما سخنی از کاریاییها به میان نیاوردید، همچنین ناهید فروغان برگردانده است: ((هارپاگ، کاریاییان را بی آنکه پیکار نمایانی انجام دهند، مطیع کرد.)) (58)، من هم " ... باستانی" بودن هرودوت را در دید داشتیم و به تاریخ نگاری آغازین آن خرده گرفتم، درست دریافت کنید. من از ستایشهای هرودوت سخنی گفتم؟ هر چند هرودوت از ستایشگران ایران نبود.
نقل قول  
aryoua
Member
نقل قول از سپربلوط:
پروتکل ....

پروتکلهای یادشده جعلی و ساخته دستگاه پلیسی تزاری هستند از جمله عبدالله شهبازی (با همه اکراهی که از نامش وجود دارد) مقاله مفصلی در مورد پروتکل یهود و تاریخچه ابطال آن دارد.
نقل قول  
Khwanirath
Member
دانشمندان و نخبگان محترم کتابناک می توانند جهت کسب اطلاع به کتاب: "From Cyrus to Alexander: A History of the Persian Empire" اثر پی یر بریان مراجعه کنند:

متن لینک

همچنین این کتاب با نام "تاریخ امپراتوری هخامنشیان (از کورش تا اسکندر)" توسط آقای مهدی سمسار ترجمه شده است

متن لینک

عین متن کتاب را تقدیم عزیزان می کنم (در صفحه ۵۵ پی دی اف و ۳۷ کتاب) که دستور مستقیم شاه هخامنش برای برده گیری را بیان می کند:

Advised about the revolt on the way to Ecbatana, Cyrus sent the Mede Mazares back, entrusting him with some of his troops, and issued an order "to sell into -----slavery---- everybody who had joined in the Lydian attack on Sardis. Pactyes himself was at all costs to be taken alive and brought before him."-*

در صفحه ۵۶ پی دی اف و ۳۸ کتاب از برده شدن اهالی کاریه توسط هارپاگ فرمانده کورش سخن می گوید که از هرودوتوس نقل کرده است:
The Carians were reduced to slavery by Harpagus

ضمن اینکه رد کرد مدعای هرودوت با استدلال هایی نظیر یونانی بودن و ... بی مبناست. اینچنین باشد که کل کتب تاریخی بی مبناست. تعریف هایش چرا بی مبنا نیست؟ عجیب تر حرف های دیگری ست که برده داری کورش "با خرد سازگاری ندارد". چرا ندارد؟ چون ما دوست نداریم داشته باشد.


در نهایت اگر کسی از عزیزان موفق شد ارتباطی بین برخی از ادعاهای حضرات با شقیقه پیدا کند و بگوید چه ارتباطی بین مخالفت با اقدامات شاه هخامنش با ایران ستیزی وجود دارد و اینکه آیا شاه ستیزی (آن هم نه همه ی شاهان) برابر ایران ستیزی است یا نه و اینکه با همین استدلال؛ آیا مخالفت با اقدامات فتحعلیشاه را نیز باید جزو ایرانستیزی به حساب آورد یا نه را کشف کند؛ و اگر نه؛ چرا نه؟ یک آبنبات چوبی به او هدیه می دهم.
نقل قول  
ctr2006
Member
تا جایی که من اطلاع دارم ایرانیان باستان به برده داری شهره نبودند
مسلما در مورد تاریخ باستانی انسان ها صحبت می کنیم و مثال های موردی زیادی ممکن است وجود داشته باشد به هر حال نباید انتظار داشت بشر چند هزار سال پیش اجرا کننده اعلامیه حقوق بشر امروز باشد.
امپراطوری هخامنشی که هم عصر با تمدن های آشور و بابل و مصر و یونان باستان بود نمونه های پررنگ برده داری را از خود نشان نمی دهد حتی برخلاف تورات در آثار بجا مانده از هخامنشیان قوانین واضح برده داری موجود نیست، در یونان و مصر و آشور و بابل نشانه های پررنگی از برده داری توسط باستان شناسان و مورخین آشکار شده است. همچنین خبری از کلسیوم های رومی در زمان اشکانیان نیز یافت نمی شود و در دوره ساسانی علارغم اینکه به تبار فرد اهمیت داده می شود نشانه های پررنگی از برده داری وجود ندارد

امروزه بازمانده های برده هایی که پرتغالی ها در دوره صفویه با خود به جنوب آوردند در ایران شهروند هستند و برخی برنده ها نیز در دوره قاجاریه، انگلستان با خود به ایران آورد که از روی بیشتر تحرم ایرانیان برخی از آنان را پناه دادند، مسلما مثال های موردی در مورد رفتار ناشایست با برده ها در ایران را می شود پیدا کرد
ولی برده داری سیستماتیک در ابعاد گسترده بیشتر توسط مغول ها و چینی ها و تمدن های آمریکای مرکزی و جنوبی و رومیان در دنیای باستان داشته اند و سپس در دوره اسلامی در دوره عمر بن خطاب برده داری های هولناک صورت گرفت و راه خلیفه دوم مسلمین توسط بنی امیه و بنی عباس در برده گیری و فاجعه بار تر از آنان در دوره امپراطوری عثمانی ادامه یافت در آن زمان در دوره صفویه نیز مثال های موردی وجود دارد ولی صفویه در قیاس با حکومت های هم عصر خود در برده داری شهره نیست در عصرهای متاخر انگلستان قرن شانزدهم و آمریکا و تا حدودی بلژیک و فرانسه و اسپانیا و پرتغال و آلمان برده داری سیستماتیک داشته اند

دیدن مستند سیاهان جنوب از فرهاد ورهرام را پیشنهاد می کنم
نقل قول  
Jeremiah
Member
نقل قول از Khwanirath:
هم در کتاب تواریخ هرودوت و هم در تاریخ ایران کیمبریج و هم در کتاب تاریخ امپراطوری هخامنشیان از پی یر بریان اشاره به این دارد که قیام کنندگان لیدیه و نیز برخی از مادها توسط کورش به بردگی گرفته شدند.

اگر میشود شماره برگه هایی که درش آمده است "قیام کنندگان لیدیه" و "برخی از مادها" بدست کوروش به بردگی گرفته شده اند را بدهید ... همچنین نامش، "امپراتوری هخامنشی" است نه "تاریخ امپراطوری هخامنشیان" و در آن نوشته نشده است که کوروش برخی از مادها را به بردگی گرفته است، در آنجا نویسنده برآیند کرده هنگامی که مادها رفتار خوب کوروش با آستیاگ را دیدند برخی از مادها همکاری با شاه را پذیرفتند (51 - 50). هرودوت هم میگوید که مادها به زیر یوغ پارسیان رفته اند و فرمانبردار آنان شده اند نه اینکه برده شدند (کتاب 1، بند 130). زیرا بسیاری از آن ها در همچنین در این کتاب سخنی از برده شدن لیدیان به دستور کوروش به میان نیامده است. در آنجا نوشته شده است که بر پایه گفته هرودوت کوروش به مازارس ماد که برای سرکوب شورشیان وی را میفرستاد، دستور داد تمام کسانی که شورش کرده اند را اسیر کنند و پاکتوئس (سرکرده شورشیان) را به هر بهایی که دارد، زنده به نزد او بیاورد. روی هم رفته کوروش دستور داد آن ها را نکشند، کاری که در آن زمان برای سزا دادن شورشیان میکردند. همچنین پس از سرکوب، جنگ افزارهای لیدیاییها را گرفتند تا دیگر توانایی شوریدن نداشته باشند (58 - 56). گویا شما سرکوب شورش لیدیه در دوران کوروش را با سرکوب شورش ایونیا در دوران داریوش جای هم گرفته اید یا دارید از برای ایزانستیزی و اسلامیست بودنتان دروغ میگویید. همچنین هرودوت را نمیتوان سر راست خواند، زیرا از سوی خودش بسیار سر هم میکند همانند آنکه از سوی هر کسی سخنانی به زبان می آورد که با خرد سازگاری ندارد که گرفتگاهش گیر آورده باشد، همانند آنکه چگونه هرودوت میتواند گفتگوی نهانی کوروش با کرسوس را که در یک سده پیش از خودش رخ داده است، دانسته باشد؟ هرودوت برداشتهای تاریخی خود را از انگیزه آدمیان را در سخنانشان میگنجاند و اگر بخواهیم بر پایه شیوه تاریخ نگاری یونانی باستانی سر راست و بی هیچ گونه گمانه زنی داوری کنیم بسیار سبک سرانه است.
نقل قول  
اسم این کتاب را نویسنده باید میگذاشت هلوکاست دروغ بزرگ صهیونیستها
نقل قول  

در تاریخ 1897 میلادی پس از آن‌که محل اجلاس نخستین کنگره یهود در شهر بال سوئیس طعمه حریق گشت، اسنادی به دست پلیس تزاری افتاد که بعدها به پروتکل‌های 24گانه یهود معروف شدند. این اسناد در حقیقت عهدنامه‌هایی بود که راه آینده صهیونیست‌ها را به منظور سلطه بر جهان ترسیم می‌کردند. این پروتکل‌های 24 گانه که در واقع اصول سیاست صهیونیسم و نوع نگرش آنان به جوامع انسانی را نشان می‌دهد، حتی سالها پیش از تاسیس رژیم صهیونیستی در سرزمین فلسطین گویای دسیسه‌های شیطانی آنها بر ضد جهان بشریت است:



پروتکل اول:
حق با زور است. آزادی ایده‌ای بیش نیست. الفبای سیاست عبارت است از: اختلافات حزبی، استبداد مطلق در حکومت، رواج مشروبات الکلی، کهنه‌پرستی و تباهی اصول و قواعد.

پروتکل دوم:
شالوده‌های تفرق یهود: جنگ‌های اقتصادی، حکومت‌های ظاهری و مشاوران مخفی مانند دولت آمریکا.

پروتکل سوم:
افعی نماد یهود که مفهوم آن عبارت است از: اختلال در معیارهای شرعی و قانونی کشورها، ترور و وحشت در کاخ‌ها و حکومت‌ها، حمایت از پارلمان‌ها و سخنرانان و نویسندگان پرحرف و کم‌کار، سو‌ءاستفاده از قدرت، بردگی اقتصادی، تاجگذاری و حکومت پادشاهان حاکم (یهود) بر سراسر جهان.

پروتکل چهارم:
مراحل مختلف یک حکومت جمهوری از دید یهود: آزادیخواهی توسط عوامل یهود، رقابت اقتصادی بین‌المللی، نقش سفته‌بازی‌ها و زرپرستی که نتیجه آن را در پروتکل پنجم می‌بینیم.

پروتکل پنجم:
راه‌های ایجاد یک حکومت مرکزی مقتدر یهودی: گرفتن زمام قدرت با حربه آزادیخواهی، تاثیر فراوان انتقاد و عیب‌جویی در تخریب و ویرانگری اندیشه‌ها به‌وسیله فن مخرب سخنوری.

پروتکل ششم:
انحصار و وابستگی ثروت کشورها و بیرون‌آوردن ثروت‌های مستغلاتی (زمین) از دست دولت‌ها، تجارت صنعت و بورس‌بازی، رواج عیاشی و تجمل‌پرستی، افزایش دستمزدهای کارگری و گران کردن مایحتاج عمومی و ترویج عوامل هرج و مرج و میگساری.

پروتکل هفتم:
مسلح شدن یهود جهت دفاع و حملات شدید، سرکوب قیام‌ها توسط عوامل، برافروختن جنگ‌های محدود و منطقه‌ای یا جهانگیر، رازداری رمز موفقیت سیاست ما (یهود)، استفاده از مطبوعات و افکار عمومی، استفاده از قدرت‌های عواملی مانند آمریکا، چین، ژاپن و دولت‌های دیگر.

پروتکل هشتم:
به‌کارگیری حقوق قانونی بصورت مبهم و گمراه‌کننده توسط دستیارانی از مرکز صهیونیست در مدارس و در میان فارغ‌التحصیلان سطح بالای علمی، اقتصاددان‌ها و میلیونرها، صاحبان پست‌های بزرگ و حساس در حکومت‌ها.

پروتکل نهم:
پیاده کردن اصول آزادیخواهی آن‌طور که ما در تعلیمات خود به ملت‌ها می‌آموزیم، از بین بردن مفهوم و اندیشه یهودستیزی با استفاده از ابزار دیکتاتوری، ترور و وحشت توسط خدمتگزاران ما، ایجاد فرضیه‌های دروغ و
به راه انداختن جنبش‌های سری و لانه‌های مخفی با استفاده از شور جوانان نا آگاه.

پروتکل دهم:
نمای بیرونی صحنه سیاسی یهود: وعده‌‌های تو خالی انقلاب و آزادی ، از بین بردن اعتماد به نفس توسط رهبران دست نشانده و منتشر کردن میکروب‌ بیماری‌های اخلاقی و زشتی‌های آزادیخواهی.

پروتکل یازدهم:
برنامه‌های قانون اساسی جدید در حکومت‌ها و انقلاب‌های نوین توسط عوامل ما، نمای بیرونی آزادی در حکومت‌ها است.

پروتکل دوازدهم:
تسلط برمطبوعات و بنگاه‌های خبرگزاری، ترقی در قاموس یهود، همبستگی در مطبوعات به صورت زنجیره‌ای، دامن زدن به خواست‌های مردم در اطراف شهرها وروستاها و افشای خطای حکومت‌ها.
نقل قول  

پروتکل سیزدهم:
نیاز به مسائل سیاسی و صنعتی و تفریحات و سرگرمی‌ها مانند نیاز انسان به نان روزانه است.

پروتکل چهاردهم:
یهودیت دین آینده: شکل‌های آینده بردگی در قالب دین پوشیده و ناشناخته خواهد بود.

پروتکل پانزدهم:
قیام یهود کودتایی که جهان آینده را فراخواهد گرفت، اعدام سرنوشت آزادیخواهان و حتی دست‌نشانده‌های ما، یهود مظهر پدر در حکومت‌های جهان، پادشاه اسرائیل همان پدر جهان است.


پروتکل شانزدهم:
از بین بردن و عقیم کردن برنامه‌های آموزشی دانشگاه‌ها، جایگزین کردن تعالیم و راهبردهای ما بوسیله قدرت تبلیغ در مراکز علمی، حذف آموزش آزاد به منظور فراری دادن نظریات نوین (استقلال فکر.)

پروتکل هفدهم:
وکالت قضایی تنها از آن ماست که با نفوذ روحانیون دست‌نشانده به نام آزادی وجدان با
از میان برداشتن حکومت پاپ و جایگزین کردن پادشاهی یهود در مبارزه با کلیسای فعلی انجام می‌­شود.

پروتکل هجدهم:
اندیشه تدابیر دفاعی مخفی، زیر نظر داشتن توطئه‌ها از داخل و خارج، تدابیر دفاع علنی با به دست‌آوردن ابزار جنگی هرچند مخالف جهان باشد، ایجاد گارد مخفی پیرامون پادشاه یهود، از بین بردن صبغه مذهبی حکومت‌ها بر دین یهود، دستگیری، زندان و اعمال فشار با کمترین شبهه.
نقل قول  

پروتکل نوزدهم:
اندیشه حق ملت‌ها در ارائه شکایات و پیشنهادها در جامعه که همان آشوب سیاسی در حکومت‌ها است.

پروتکل بیستم:
برنامه مالی یهود: مالیات تصاعدی، خزانه‌داری کل و اسناد وام با بهره، کاهش سطح دستمزدهای کارگری، وام‌های دولتی و انتشار اوراق با ربح درصدی (ربا).

پروتکل بیست و یکم:
قرضه داخلی، دیون و مالیات‌ها، تبدیل دیون به دیون تلفیقی، ورشکستگی بانک‌های پس‌انداز و درآمد (قرض‌الحسنه)، حذف ارزش‌های صنعتی.

پروتکل بیست و دوم:
اسراری که در آینده معلوم خواهد شد با عمل به پروتکل بیست و یکم، بدهی‌های دولت‌ها و شالوده آینده خوب برای ما به شمار می‌روند.

پروتکل بیست وسوم:
بیکاری صنعتگران، از بین بردن ممنوعیت باجگیری و مشروبات الکلی برای از بین بردن جوامع و ادیان پیشین غیر یهود و احیای برگزیده خداوند که همان حکومت یهودیت است.

پروتکل بیست و چهارم:
تلاش ما در تثبیت و تقویت سلاله پادشاه داوود که به یهود ختم می‌شود، تربیت و آماده کردن پادشاه برای حکومت و تخت و کنار زدن وارثان غیر شایسته هرچند از تبار داوودی باشند. فقط پادشاه و دستیاران سه گانه او حاکمان جهان و تعیین‌گر سرنوشت امت یهود هستند، در واقع تلاش ما بر آن است تا پادشاه یهود را از هر عیبی مبرا داریم.

منبع: بیداری اندیشه
نقل قول  
بنده به کمک یزدان پاک هیچ مشکل جدی در این دنیا ندارم اما کسی که از بحث کردن و تبادل اطلاعات و بیان حقایق ناراحت میشه حتما مشکل داره در بحث کردن ها بنده به اطلاعاتم خیلی اضافه شده نیک دوست گرامی از اتاقهای گاز و گاز سمی زیگلون بی چه خبر
نقل قول  
nikdoost
Member
سپربلوط گرامی؛
همچنان برای هلوکاست بنال، برای حل مشگلات تو و هم اندیشانت و مخاطبانت در امور زندگی راه حلی فراتر و بهتر از این مزخرفاتی که می نویسید وجود ندارد،
هـر کسی پیش کلوخی ســینه چاک
کاین کلوخ از حسن گشته جرعه ناک
باده، درد آلودتـــان مجنون کند
صاف اگر باشد ندانم چون کند
نقل قول  
«غلام را در ایران هرگز به کار سخت و شاق یا کشاورزی نمی‌گمارند بلکه آنها را در خانه‌های اعیان مانند یکی از وسایل تجملی نگاه می‌دارند؛ این دیگر از لوازم بزرگی بشمار می‌آید که خدم و حشمی از رنگهای گوناگون داشته باشند. به همین دلیل در هیچ مزرعه یا کارخانه‌ای غلام دیده نمی‌شود، و همچنین است در خانه تنگدستان. علل این امر ممکن است چنین باشد:

١. کار اجباری اصولا با طبع و نهاد ایرانی مباینت دارد. هرگاه غلامی از فشار کار سخت بنالد و شکوه کند، از صاحب او حق تملک وی برای ابد سلب می‌شود و مالک غلام را مجبور می‌کنند یا او را به دیگری بفروشد و یا کاملا آزادش سازد.

٢. فروش غلام به کسی دیگر کاری پسندیده نیست؛ تنها هنگامی که از فرط احتیاج کارد به استخوان رسیده باشد یا هنگامی که غلام بسیار عنود و کج خلق و بدطینت باشد و دیگر درنگ او در خانه تحمل‌ناپذیر بشود ممکن است او را بفروشند. با همه اینها در چنین صورتی به راحتی خواهانی برای این غلام پیدا نمی‌شود و ناگزیر باید چنین متاعی را علی‌رغم میل باطنی آزاد ساخت یا سهل و ساده بدون دادن سند آزادی او را از منزل بیرون کرد. از اینها هم گذشته رسم و سنت چنین است که به هنگام رخ دادن واقعه فرخنده‌ای در خانواده، مانند تولد، عروسی و غیره و همچنین در اثر وصیت به یک یا چند نفر غلام یا کنیز آزادی می‌بخشند».

گونه توصیفی که ادوارد پولاک پزشک اروپایی دربار ناصرالدین شاه قاجار در سفرنامه‌اش «ایران و ایرانیان» از وضعیت غلامان در ایران آن روزگار به دست می‌دهد، موضوعی است که بسیار مورد توجه جهانگردان و شرق‌شناسان قرار گرفته است. مری شیل، همسر وزیرمختار انگلستان در ایران عصر ناصری، نیز بر همین رویکرد ایرانیان در برابر غلامان خویش تاکید می‌ورزد «بطور کلی باید دانست که مردم ایران نسبت به بردگان، شبیه سایر نوکران و خدمه منزل رفتار می‌کنند و اگر این برده از نوع حبشی و یا «نوبی» باشد، رفتار اهل منزل با آنها بمراتب بهتر خواهد بود».

غلام یا کنیز در دوره قاجار به بردگانی اشاره دارد که در ایران تا پایان روزگار قاجار در نظامی برده‌داری در خانه‌های ثروتمندان ایرانی حضور داشته‌اند؛ نظامی که اما مهر «ایرانی» بر آن خورده و با همسانان خود در کشورهای دیگر تفاوتی بسیار داشته است. در واقع اگر بخواهیم این تفاوت را بهتر دریابیم باید به توصیف سرپرسی سایکس در این زمینه استناد کنیم که برای بردگان «ایران بهشت است».
نقل قول  
کنیزان، غلامان و خواجگان در ایران تا پایان روزگار قاجار، بخشی از گروه مستخدمان و نوکران بودند که در خانه ثروتمندان یافت می‌شدند. بردگان سیاه، آفریقایی بودند و خرید و فروش آن‌ها از راه خلیج فارس صورت می‌پذیرفت. سفیدها از قومیت‌های گوناگون بودند که از راه تجارت و خرید و فروش یا اسارت در جنگ‌ها و تهاجم‌های ناگهانی تامین می‌شدند. غالبا رفتاری که با این طبقه می‌شد مورد پذیرش همگان بود. کنیزان یا به عنوان زن‌های صیغه‌ای یا همیشگی به حرمسرا وارد می‌شدند یا در خدمت زنان بزرگان، به کارهای خانگی می‌پرداختند. غلامان در زمینه‌های گوناگون نظامی، خدمات خانگی، نگهبانی، کشاورزی و آبیاری، ماهی‌گیری و غواصی (در ساحل‌های جنوبی) به کار گرفته می شدند. گاه پیش می‌آمد که در صورت داشتن توانایی و کاردانی به منصب‌های بالای اداری و نظامی نیز دست می‌یافتند.

به روایت نویسندگان نوشتار «نگاهی به وضعیت کنیزان، غلامان و خواجگان در عصر قاجار» ورود بردگان آفریقایی‌تبار، از میانه‌های سده دوازدهم هجری بدین‌سو قابل توجه است. با آغاز سده سیزدهم هجری و در سراسر حکومت قاجار در ایران، بازرگانان و دلالان برده، تعداد زیادی از این بردگان را از آفریقای شرقی به بندرهای جنوبی ایران وارد کردند. از این تعداد، برخی در همین بندرها به جای ماندند و دیگران به نقاط گوناگون ایران به ویژه شهرهای بزرگ همچون تهران، شیراز و اصفهان فرستاده می‌شدند. روند ورود بردگان آفریقایی به ایران تا میانه‌های سده چهاردهم هجری ادامه یافت
نقل قول  
غلامان و کنیزان در ایران از وضعیتی نسبتا خوب برخوردار بودند، بدانسان که به روایت پولاک، به هیچ‌وجه این حالت را در ایران نمی‌توان برده‌داری نامید. البته این وضعیت خوب را نمی‌توان به همه غلامان و کنیزان در سراسر ایران نسبت داد، زیرا در بخش‌هایی از ایران از جمله در میان ترکمن‌ها در شمال شرقی و بلوچ‌ها در جنوب شرقی، بردگان عمدتا از راه اسارت در شبیخون‌ها و تهاجم‌های ناگهانی به بردگی کشیده شده بودند و وضعیتی نامطلوب داشتند.

شیوه ایرانی در نگهداری از غلامان و کنیزان و به کارگیری آنان، به شکل خانگی بوده، این روش با برده‌داری در کشورهای دیگر تفاوت‌های بسیار داشته است. بردگان نیز مانند خدمتکاران غالبا عضو خانواده به شمار می‌آمدند. پولاک تصریح می‌کند که شیوه رفتار با غلامان و کنیزان در ایران «با رعایت حال آنان و ملایمت توأم است؛ تنبیه بدنی بسیار نادر است و آن هم با شدت و حدت نیست؛ خوب می‌خورند و خوب می‌پوشند و در کار ازدواج و تربیت کودکان آنها مراقبت می‌شود.

در موقعی که رفتار نامطلوبی با آنها بشود حق شکایت دارند و هرگاه مسلم بشود که با آنها بدرفتاری شده است حق دارند پافشاری کنند که به صاحب دیگری فروخته شوند».

دگرگونی‌های جهانی که در ایران با آغاز سده چهاردهم خورشیدی هم‌زمان بود، موجبات برچیده شدن رسمی نظام برده‌داری را در ایران همچون بسیاری کشورهای دیگر فراهم آورد. با وجود آن که از آغاز دوره قاجار، زمزمه‌هایی برای رویارویی با این نظام شنیده شد و کوشش‌هایی در این‌باره انجام پذیرفت، اما برچیده‌شدن آن، پس از تغییر حکومت در ایران و پیوستن حکومت قاجار به تاریخ محقق شد.

مجلس شورای ملی، قانون منع خرید و فروش برده در خاک ایران و آزادی برده در موقع ورود به مملکت را به سال ١٣٠٧ خورشیدی تصویب کرد. به موجب این ماده واحده «در مملکت ایران هیچ کس به عنوان برده شناخته نشده و هر برده به مجرد ورود به خاک یا آبهای ساحلی ایران آزاد خواهد بود».

این قانون تصریح می‌کرد «هر کس انسانی را به نام برده خرید و فروش کرده یا رفتار مالکانه دیگری نسبت به انسانی بنماید یا واسطه معامله و حمل و نقل برده شود ـ محکوم به یک تا سه‌سال حبس تأدیبی خواهد گردید».

همچنین ماموران دولتی مکلف شدند «به محض اطلاع یا مراجعه کسی که مورد معامله یا رفتار بردگی شده است فوراً وسائل استخلاص او را فراهم آورده» مجرم را دستگیر کنند.
نقل قول  
دوره ناصر الدین شاه که بعد از اسلامه و ربطی به ایران باستان ندارد
نقل قول  
مورخان باستانی خیلی بیشتر از این حرف ها بودند. دی نن مورخ یونانی قرن سه پیش از میلاد کتاب های راجع به آسیا و اردشیر دوم نوشته، مان تن مورخ مصری قرن دو پیش از میلاد تمام سلسه های مصری تا فتح مصر توسط اردشیر سوم هخامنشی، برس معاصر اسکندر و سلوکی های اول بود در مورد ایران مطلب هم نگاشته و نویسندگان دیگری هم هستند. کم لطفی نکنید گزنفون کم به ایرانیان در کتابهایش به بزرگی یاد نکرده گزنفون شاگرد معلم اول سقراط بود.
در ایران باستان هم برده داری بوده در دولت ماد و عیلام و پارس در دوره ساسانیان هم واژه به نام وردگ بوده که تبدیلش به زبان ما همان برده میشده حتی تا دوره ناصرالدین شاه هم برده داری در خانواده های بزرگان مرسوم بوده
نقل قول  
از مطالب برده داری دوره هخامنشیان و ساسانیان در ایران باستان در ویکی پدیا برداشت میشود برده داری در ایران باستان گستردگی نداشته و بیشتر در مورد اسرای جنگی و کسانی که برای افراد ثروتمند کار میکرده اند به کار میرفته که با برده داری در بقیه نقاط جهان از زمین تا اسمات تفاوت دارد
نقل قول  
در آغاز دوره هخامنشی، نهاد برده داری هنوز در ایران به‌طور کامل رشد نکرده بود. در میان مادها رسمی وجود داشت که به موجب آن، مردی تهیدست می‌توانست، در برابر دریافت غذای روزانه، خود را در اختیار مردی ثروتمند بگذارد. چنین شخصی وضع بردگان را داشت، اما چنانچه اربابش به او کم غذا می‌داد، او هر زمان می‌توانست وی را ترک کند. پارسیها، به هنگام تشکیل دولت شان، فقط چنین بردگی ساده‌ای را می‌شناختند و کار برده از لحاظ اقتصادی مهم نبود. اصطلاح متعارف برای مشخص کردن برده در ایران باستان، کلمة بَنْدَکَه، مشتق از بَندَه به معنای بند و زنجیر، بود، داریوش اول «ساتراپ» ها و امرای خود را بندکه‌های خود می‌خواند. همچنین داریوش اول، گاداتس، حاکم خود در دیونی، را برده («دولس / دُولوس») خویش می‌نامد. درست به سان بسیاری از کشورهای شرق باستان، تمام اتباع پادشاه، حتی عالی‌ترین صاحب منصبان، بندگان پادشاه شمرده می‌شدند، زین رو لقمان یونانی نوشته‌اند که جز پادشاه، تمامی مردم ایران جماعت بندگان اند. به همین ترتیب، اقتدار بزرگان خانواده‌های پدرشاهی بر افراد خانواده‌های خودشان مستبدانه بود و آنها می‌توانستند با فرزندان ایشان چون برده رفتار کنند[۶][۷]

یکی از اصطلاحات فارسی باستان برای برده،[۸] «گرده»، به معنای برده (برده‌های) خانگی، بود. این اصطلاح در مکتوبات آرامیِ اَرشام، ساتراپ مصر در قرن پنجم پیش از میلاد، و در متون بابلی دورة هخامنشی، به صورت،[۹] «گرده / گردو»، و در اسناد عیلامی که از تخت جمشید به دست آمده به صورت،[۱۰] «کورتش» آمده‌است. این افراد کارگران اعضای خانواده سلطنتی و خانواد نجبای پارس در ایران و بابل و مصر بودند. در گذر زمان، معنای کلمه «کورتش» گسترش یافت و به مفهوم «کارگر» به کار رفت. در متن عیلامی کتیبه بیستون، «کورتش» معادل «مانیه»[۱۱] در فارسی باستان (در متنِ بابلی، به معنای کارگران مزدور) است. احتمالاً «مانیه» به معنای «برده خانگی» بوده‌است. بسیاری از بردگانی که برای نجبای هخامنشی و پارسی کار خانگی می‌کردند (مانند نانوایان، آشپزها، ساقیان، و خواجه سرایان)، نیز از بین نمایندگان ملتهای شکست خورده گرفته می‌شدند. پارسیها تعداد معینی از این بردگان را از بازار برده فروشان می‌خریدند. دانسته‌های ما دربارهٔ برده‌های تحت مالکیت خصوصی در ایران نادر و اتفاقی است. یک قرارداد بابلی خرید بردهه از تخت جمشید که سالم مانده، تاریخ دوره حکومت داریوش اول را دارد. اما طرفین قرارداد و خود برده بابلی بوده‌اند.[۶]

در زمان هخامنشیان، در بابل و دیگر کشورهای فتح شده، نجبای پارسی به برده داران بزرگ تبدیل شدند. طبق برخی اسناد، ایرانیان برده‌های خود را در بابل می‌فروخته‌اند. در مجموع، حتی در پیشرفته‌ترین سرزمینهای قلمرو هخامنشی هم فقط تعداد کمی برده در قبال افراد آزاد وجود داشته‌اند و کار برده هیچگاه جایگزین کار کارگران آزاد نمی‌شده‌است. به هنگام پیدایش دولت پارس، در این نواحی برده داری تغییرات مهمی یافته بود؛ بردگی ناشی از بدهکاری دیگر مرسوم نبود. گذشته از کسانی که خودشان خود را می‌فروختند، به وثیقه گرفتن شخص در برابر وام، پیش از زمان پارسها به‌طور کامل از بین رفته بود. اگر بدهکاری وام خود را در مهلت مقرر نمی‌پرداخت، طلبکار حق داشت که فرزندان او را برده خود کند، یا بدهکار ورشکسته را دستگیر و در زندان بدهکاران محبوس کند، اما نمی‌توانست بدهکار را به بردگی به نفر سوم بفروشد. غالباً بدهکار وام خود را از راه کار آزاد به طلبکار می‌پرداخت و آزادیش را به دست می‌آورد. با قضاوت از روی اسناد بابلی و پاپیروسهای آرامیِ دوره هخامنشی، می‌توان گفت که بردگان اگر به خدمت ارباب ادامه می‌دادند یا غذا و لباس او را تا زمانی که زنده بود تأمین می‌کردند، گاهی آزاد می‌شدند
نقل قول  







ترجمهٔ کتیبه‌های گنجنامه: کتیبهٔ داریوش کبیر متن آن عبارت است از:


«خدای بزرگ است اهورامزدا، که این زمین را آفرید، که آن آسمان را آفرید، که مردم را آفرید، که شادی را برای مردم آفرید، که داریوش را شاه کرد، شاهی از [میان] بسیاری، فرمانروائی از [میان] بسیاری. مَنَم داریوش، شاه بزرگ، شاهِ شاهان، شاهِ سرزمین‌ها[یی] که نژادهای گوناگون دارند، شاه سرزمین دور و دراز، پسر ویشتاسب هخامنشی.»

کتیبهٔ خشایارشا نیز در قسمت پائین همین کتیبه‌است و متن آن عبارت است از:


«خدای بزرگ است اهورامزدا، که بزرگ‌ترین خدایان است، که این زمین را آفرید، که آن آسمان را آفرید، که مردم را آفرید، که برای مردم شادی آفرید، که خشایارشا را شاه کرد، یگانه از میان شاهان بسیار، یگانه فرمانروا از میان فرمانروایان بی‌شمار. من خشایارشا، شاه بزرگ، شاهِ شاهان، شاهِ کشورهای دارای ملل بسیار، شاه این سرزمین بزرگِ دوردستِ پهناور، پسر داریوش شاه هخامنشی.»
نقل قول  
داریوش شاه در همین کتیبه بیستون از اهورامزدا سخن میگوید در کتیبه گنج نامه هم خشایار شاه به وضوح از اهورامزدا نام میبرد پس در زرتشتی بودن پادشاهان هخامنشی منهای کوروش تردیدی وجود نداردکوروش احتمالا پیرو ایین میترائیسم بوده
نقل قول  
کسی که در جنگ اسیر میشود به بردگی گرفته نمیشود بلکه اسیر جنگی است که کاملا طبیعی است
نقل قول  
کتزیاس بیست و سه کتاب نگاشته‌است. شش کتاب او دربارهٔ تاریخ ماد و آشور و بابل و شش کتابش دربارهٔ رویدادهای تاریخ ایران از پادشاهی کورش بزرگ تا مرگ خشایارشا و ده کتاب واپسینش دربارهٔ دنبالهٔ تاریخ ایران تا سال ۳۹۸ (پیش از میلاد) است که او از ایران رفته‌است. او خود ادعا می‌کند که در نگارش کتاب‌هایش از دفترهای پادشاهی ایران در شوش یاری می‌گرفته‌است. از کتاب‌هایی که دربارهٔ تاریخ ایران و هندوستان نوشته، چیزی به‌جز گفتاوردهای نویسندگان یونانی و رومی به جای نمانده‌است. او کتاب‌هایش را با گویش یونانی ایونی نوشته‌است و نوشته‌هایش دربارهٔ تاریخ ایران با نوشته‌های هرودوت در تضاد کامل است.
نقل قول  
هرودت یونانی بوده و یونانیان با ایرانیان دشمن مثل این که ترامپ بخواهد درباره اوباما تاریخ بنویسد تاریخ ایران کمبریج و مابقی هم که رونوشت هرودت و کتزیاس است
نقل قول  
Khwanirath
Member
نقل قول از vforw:
طبق نوشته ها، کوروش اسرا را به بردگی نمیگرفت


هم در کتاب تواریخ هرودوت و هم در تاریخ ایران کیمبریج و هم در کتاب تاریخ امپراطوری هخامنشیان از پی یر بریان اشاره به این دارد که قیام کنندگان لیدیه و نیز برخی از مادها توسط کورش به بردگی گرفته شدند.
نقل قول  
vforw
Member
نقل قول از جان اسنو:
شما که عاشق یهودیان هستید از ایران باستان انتقاد نکنید کوروش رهایی دهنده یهودیان از اسارت بابلیان بود اگر کسی هم در ایران باستان خطایی کرده به فهم نادرست او از ایین زرتشی بر میگرده نه خود زرتشت

حرف شما اشتباه نیست ولی باید گفت که برده‌داری در همه‌ جای دنیای باستان رایج بود، اما اصلا چیز عجیبی نبود، خود انگلستان تا قرن 18 برده داری بود. بیشتر این برده ها اسرای جنگی بودند. اولین گفتار درباره برده داری از کتاب هرودوت و کتب یهودی میاید که درباره به بردگی گرفتن آشوریان بدست مادها میگویند. درباره زمان کوروش باید گفت که ما سندی در دست نداریم که آیا برده داری بود یا نه، اما طبق نوشته ها، کوروش اسرا را به بردگی نمیگرفت. در کتیبه بیستون ما به واژه maniya kurtaş برمیخوریم که معنای برده خانگی میدهد که گوماته آزادشان کرد ولی داریوش پس از شاهنشاه شدن اینهارا به برده داران برمیگرداند. طبق کتاب پادشاهی ماد.
لازم بذکر است که هنوز معلوم نیست هخامنشیان آیا زرتشتی بودند یا نه زیرا در کتیبه ها لفظ قربانی میاید که در دین زرتشتی حرام بود، همچنین نوشیدن نوشابه هوم که در دین زرتشت معن شده. البته دین زرتشت در سالیان سال تغیرات بسیاری کرده است.
نقل قول  
اقای سلام سلامتی شما با این افکار شباهت بی نظیری به همین صهیونیستهای اسراییلی دارید در هر قومی افراد خوب و بد پیدا میشود البرت انیشتین هم یهودی بود و مخالف جنگ و خشونت ریاست جمهوری اسراییل را هم بهش پیشنهاد کردند نپذیرفت
نقل قول  
قراردادهای بین المللی قابل احترام اند و یکجانبه قابل فسخ نیستند شما افکارت شبیه صدام حسین است که قرداد الجزایر را که حاکنیت ایران بر نصف اروند رود را به رسمیت میشناخت لغو کرد تنها کشوری که از لحاظ ارضی در زمان شاه ایران از او امتیاز گرفت همین عراق بود بهتر است مطالعه تان را افزایش دهید در مورد برده داری در ایران باستان به دو دلیل برده داری وجود نداشته یک دلیل اقتصادی دو دلیل فرهنگی دلیل اقتصادی ان این است که در ایران منابع اب و خاک قابل کشاورزی محدود است پس احتیاجی به نیروی زیاد نداشتیم بر عکس بابل باستان که منابع فراوان اب و خاک داشت و احتیاج به نیروی انسانی فراوان در ایران به هزار زحمت اب را از دل زمین با قنات بیرون می اوردند چیزی به اسم سد در مناطق کوهستانی وجود نداشت که بتوان از رودخانه های کوهستانها استفاده کرد دلیل دوم نمونه بارزش لوحه کورش هخامنشی و اندیشه های انسانی اشور زرتشت بزرگ است شما که عاشق یهودیان هستید از ایران باستان انتقاد نکنید کوروش رهایی دهنده یهودیان از اسارت بابلیان بود اگر کسی هم در ایران باستان خطایی کرده به فهم نادرست او از ایین زرتشی بر میگرده نه خود زرتشت
نقل قول  
nikdoost
Member
"سلام سلامتی" گرامی؛
چرا با این اراجیف حماقت خود را آشکار می سازی، یهودی هم به مانند تو انسان است، آفریده ی خداوند است، چرا به همنوعان خود جسارت می کنی، یهودی دارای همان خصائصی است که تو هم داری
ستمگر و ظالم است که منفور است، خواه مسلمان باشد، خواه یهودی و یا نصرانی و یا باورمند به هر دین و آئین دیگر
به مَـردَم درآویز گَـر مَـردُمی
که با آدمی خو گر است آدمی
نقل قول  
nikdoost
Member
به دوستانی که دنباله ی این مبحث بیهوده را رها نمی کنند؛
هولوکاست قضیه ای به درد بخور نیست، چرا رهایش نمی کنید، البته ادامه ی آن نه چیزی از من کم می کند و نه چیزی بر معلومات من می افزاید زیرا اساساً هیچوقت پی گیر چنین مسائل زائد کثیف
نبوده و نیستم و حتی یک سطر از مزخرفاتی را که در این ارتباط می نویسند نمی خوانم، تـکرار این دیدگاه ها در قالب فضل فروشی و ادعاهای جور و واجور که نمی دانم چیسـت و عاقبت کِی به پـایان
می رسد بسیار چندش آور است، انگار که به خونخواهی عده ای یهودی که صحت و سقم آن به درسـتی معلوم نیست برخاسته اند و می خواهند غرامت بگیرند، بَس کنید و برای وقت خود ارزش قائل
شوید، کتابی انتخاب کنید که تقدیرات حد اقل خودتان را به به سوی کمال رهنمون گردد و سازنده باشـد، چیز هائی که در کف خیال و اندیشـه ی خود در باره ی این کتاب دارید و یا از روی سـایر مقالات
وام می گیرید تا به خورد هم اندیشان و مخاطبان خود قرار دهیـد واقعاً بی ارزش است، هولوکاست مُرده است مباحث این چنین را همراه آن دفن کنید. " خداوند کسی را آمُرزد که آنچه در کف دارد رها
کند و آنچه در دو فَک دارد نگهدارد " بیهوده وقت خود را صرف مسائلی که نه سر پیازش هستید و ته تَهِ پیازش نکنید. از من گفتن و از شما نشنیدن. ادامه ی آن نتیجه ی بیکاری و بیعاری است
یک اِمـروز است ما را نقدِ ایّـام
بر آن هم اعتمادی نیست تا شام
نقل قول  

یهودی یعنی
دروغگو
بی شرف
ترسو
حریص
موش کثیف
نادان
ابله
احمق
نفهم
و لایق مرگ در یک لجنزار بدبو
نقل قول  
Behruz67
Member
نقل قول از جان اسنو:
تو ایران ما چهره داریم سیاه مثل مردم افریقا چهره داریم مثل لبو سرخ چهره داریم مثل برف سفید اگر دراویدی ها قتل عام شده بودند چهره های سبزه در کرمان و بلوچستان و هرمزگان و بوشهر و اصفهان و خوزستان وجود خارجی نداشت دوستان یک مقدار از خردشون استفاده کنند تو ایران باستان ما برده داری هم نداشتیم چه برسد به نسل کشی

قبل از اینکه توصیه به استفاده از خرد برای دیگران کنید چند تا وب‌سایت رو چک کنید تا ببینید در ایران برده‌داری بوده یا نه!
در ایران باستان که برده‌ بوده ولی بحث‌اش رو به لقایش می‌بخشم چون می‌دونم قراره کلی کامنت در رد اون بزارید بدون اینکه زحمت خوندن چند صفحه یا سایت رو به خودتون بدید.
در دوره‌های تاریخی اخیرتر هم که برده بوده و یک سایت سر راست همینجاست.
نقل قول  
Behruz67
Member
نقل قول از جان اسنو:
دوستان که میگفتند کانادا و استرالیا وضعیت خوبی دارند

منابعی که اشاره کردید چندان دقیق نیستند. حداقل درباره‌ی کانادا درست نیستند و به همین سیاق شاید بشود آن را به استرالیا و آمریکا هم ارتباط داد.
گزارشی که به نقل از منابع دست چندم آوردید هر کدام برای خود داستانی‌ست ولی دو خبر تایید شده وجود داره که یکی مربوط به ناپدید شدن زنان در طول یک شاهراه نسبتا دور افتاده است که از سال ۱۹۶۹ تا کنون در حدود ۴۰ مورد شناسایی شده (لینک). علل متفاوتی برای این موضوع توضیح داده شده که دلیل عمده در بی‌اهمیت قلمداد شدن آن بوده چون عمدتا زنان بی‌خانمان یا روسپی بوده‌اند که کسی متوجه غیبت آنان نشده تا مدت‌ها گذشته و بعد از گزارش به پلیس دیگر کار چندانی از دست پلیس برنمی‌آمد و یا علاقه‌ای به ادامه‌ی تحقیقات نبود چون زنان از قشر فقیر جامعه بودند (و بیشترشان سرخ‌پوست چون پول هنگفتی که هر ساله می‌گیرند به جیب روسای آنها میره و افراد معمولی‌شان هم پول ماهانه‌ی دولتی رو خرج آبجو می‌کنند و سه هفته‌ی دیگر رو مشغول گدایی یا روسپی‌گری).
و دومی مربوط به یک قاتل زنجیره‌ای که در طی دو دهه نزدیک به سی نفر رو در مزرعه‌ی دورافتاده‌اش تجاوز کرده و به قتل رسانده و به خورد خوک‌هاش داده که دوباره تمامی آن‌ها روسپی‌ها و بشترشان سرخ‌پوست بوده‌اند.
گزارش‌های بعدی خود برخی مورد تردید هستند که گمان بر آن است که به دست خودشان کشته شده‌اند ولی چون کامیونتی‌های آن‌ها اجازه‌ی کامل برای تحقیقات پلیس نمیده، پلیس مدارک کافی در این باره نداره. (قوانین عجیبی دارند من جمله اینکه اگر جرمی مرتکب شده‌اند ریش‌سفیدان به آن می‌پردازند و اجازه‌ی دخالت پلیس رو نمیدن حتی اگر همسرآزاری یا کودک آزاری و کتک‌کاری و غیره باشه).
جا برای صحبت درباره این مسائل بازه و چندین صفحه میشه نوشت ولی هنوز سوال اصلی من پاسخی نگرفته که گیرم تمامی این‌ها درست، چه ارتباطی با نفی هولوکاست یهودی‌ها داره که مدام پای کشورهای‌ دیگر رو به بحث می‌کشونید؟
نقل قول  
Behruz67
Member
نقل قول:
... عراق و جمهوری اذربایجان(اران) دو کشور مستقل هستند و احترام به حق حاکمیت کشورها از اصول عقلی و اخلاقی است در مورد بحرین هم خیانتی بود که توسط سلطنت طلب ها صورت گرفت بحرین هم کشور مستقلی است
ما ایرانی هستیم اگر ما هم صهیونیست و امریکایی و اروپایی بودیم به تجاوز دست میزدیم ما از تبار اشو زرتشت هستیم ظلم در فرهنگ ایرانی جایی ندارد

منظور من از عراق بخش‌هایی از ایران بود که زمان رضاشاه به عراق داده شد و همینطور بخش‌هایی که به ترکیه بخشیده شد ولی اشاره‌ی من به صحبت شما درباره‌ی پاکستان، افغانستان، کانادا، استرالیا و آمریکاست که مترداف با اسرائیل قلمداد کرده‌اید ... ادامه‌ی این بحث حاشیه‌ای به کل ما رو به جاهای دیگری پرت خواهد کرد پس من یکی این بخش رو طولانی‌تر نمی‌کنم.
در ارتباط با جمله‌ی دوم‌تان هم شما رو به تاریخ قدیم ایران حواله میدم که کشورگشایی‌ها جزوی از سیاست همیشگی بود. بگذریم از این که تحت حاکمیت زرتشتیسم چه مصائبی که بر سر مردم نیامد. این هم به حاشیه‌های دیگری خواهد کشاند که زیر کتاب‌های دیگر صحبت شده است.
نقل قول  
Behruz67
Member
نقل قول:
در این مورد اتفاق نظری وجود ندارد. از جمله در کتاب اسناد نام خلیج فارس می... جاویدان ادعا شده که ایرانیان، بومیان همین سرزمین بوده اند.

درست می‌فرمائید، نظریه‌ی غالب مبنی بر آمدن چندین قبیله و از جمله آریایی‌ها از شمال روسیه به ایران و هند و غیره در برخی تحفیقات اخیر مورد انتقاد قرار گرفته ولی با این حال هنوز روایت رسمی در محافل آکادمیک می‌باشد.
نقل قول  
aryoua
Member
نقل قول از Khwanirath:
... رئیس رئیسان شانابوشو در تعقیب وی به شهر آمل مازندران آمده بودند به یاری آترادات پیشوای آماردان (قهرمان باستانی ایران در عهد پیش از کوروش و در مقام اسبق وی) شکست داده و تار و مار نمود و ایران مادی بعد از این واقعه (هفتخوان رستم، گرشاسپ، آترادات) برای نخستین بار در تاریخ مستقل شد...

پارسال در موزه لوور تهران که در محل موزه خیابان سی تیر برگزار شد. نقش نگاره ای از یک مرد مادی (ایرانی) (گمانم برای قرن ششم پیش از میلاد بود) که به عنوان خراجگزار به بابل رفته بود. با تعجب برای اولین بار بود که می دیدم که ادعا می شود حکومت ماد خراجگزار و تابع دولت بابل بوده است. در همین سالهایی که صد سال قبل از تأسیس هخامنشی و کوروش هست آشور بانیپال امپراطوری قدرتمندی داشت. حالا این با ادعای نبرد ماد و آشور چندان در تناقض نیست ولی احتمال این که نبرد با دیوها در شاهنامه اشاره به نبرد ماد با دولت آشور در زمان آشور بانیپال یا پدرش باشد را کاهش می دهد.

نقل قول  
Khwanirath
Member
نقل قول از aryoua:
اگر واقعاً مهاجرت ایرانی ها از سیبری واقعیت داشته باشد آنها بومیان سرزمین ایران را قلع وقمع کردند. استاد ما می گفت جنگ رستم با دیو در شاهنامه اشاره به جنگ با بومیان سرزمین ایران است. ظاهراً بومیان منطقه ایران از نژاد دراویدی بوده اند. هنوز در ایران دراویدی در بلوچستان هست.
ااگر اجداد آریایی ما اجداد آنها را کشته باشد باید ایران را کاملا تحویل دراویدی های مقیم ایران که در خاش و اطراف آن زندگی می کنند بدهیم.


معقول ترین نظری که دیده ام از آقای جواد مفرد کهلان و به شرح زیر است:

کی کاوس در سمت کوه ارزیفیه (کوه عقاب/ کرکس) با دیوان (آشوریان) به نبرد پرداخت و با عقابانش (منظور مردم سمت کوه ارزیفیه) از بالای البرز به شهر آمل نزول کرد و در آنجا در محاصره دیوان (آشوریان) قرار گرفت. متقابلا خشثریتی در سمت کوه کرکس کاشان به نبرد با اسرحدون پادشاه آشوری بر خاست و چون یارای مقاومت در خود ندید از بالای البرز به شهر آمل مازندران گریخت. وی در عهد آشور بانیپال سپاهیان آشوری را که به سرداری رئیس رئیسان شانابوشو در تعقیب وی به شهر آمل مازندران آمده بودند به یاری آترادات پیشوای آماردان (قهرمان باستانی ایران در عهد پیش از کوروش و در مقام اسبق وی) شکست داده و تار و مار نمود و ایران مادی بعد از این واقعه (هفتخوان رستم، گرشاسپ، آترادات) برای نخستین بار در تاریخ مستقل شد: واقعه هفتخوان رستم یا نبرد گرشاسپ با دیوان بزرگ در کنار دریای مازندران یک واقعه بسیار مهم اساطیری در تاریخ ایران بوده است: گرشاسپ یاِ ساسپ در اصل مرکب است از کرس=راهزن و سپ= در هم کوفتن یعنی در مجموع به معنی در هم شکننده راهزنان و ستمگران است. قهرمانی وی نیز نظیر روتستهم در سمت دریای فراخکرت یعنی مازندران است. پدر وی ثریته را سگهای وحشی جنگلی (ببران مازندران) می درند. روتستهم (رستم، یعنی ریشه کن کننده ستمگران) بنا به قول مارکوارت ایرانشناس معروف آلمانی همان گرشاسپ است. چه هفتخوان رستم نیز در مازندران اتفاق می افتد و در شاهنامه رستم هم از همان خانواده گرشاسپ می باشد. از جانب دیگر فرامرز (بسیار بخشاینده یا بسیار ضربت خورده) پاره پاره شده به دست بهمن (دیوان دژ بهمن) مطابق همان اورواخشیه اوستا برادر گرشاسب است. سگستان عهد رستم یا همان سرزمین سگساران یعنی سگ سروران( در اصل همان ) لفظاً سرزمین کاسپیانه (کا-سپی-یانه، یعنی محل سگپرستان) یعنی مازندران است، نه سمت زرنج. در عهد کوروش و هخامنشیان این قهرمان مازندران با نام اصلی اش آترادات پیشوای مردان (آماردان) نامیده می شده است. نام آذربرزین (یعنی آتش بلند پایه) با بهمن (در واقع دیوان دژ بهمن= آشوریان) در سمت شهر ساری مازندران نبرد می کند. وجود نام پهلوانی داتام کادوسی اساطیری (یعنی مخلوق نیرومند) در این سمت گواه آن هستند. وی لشکریان آشوری (دیوان مازندران) را که در آغاز حکومت آشوربانیپال به رهبری شانابوشو برای دستگیری یا مصالحه با خشثریتی (کیکاوس) به شهر آمل مازندران آمده بودند تار مار می نماید و ایران برای نخستین بار صاحب دولتی مستقل و مقتدر می گردد.
نقل قول  
vforw
Member
دوستان عزیز
قضیه مهاجرت یک قوم خارجی به یک کشور قطعا دردناک است. اما نسل‌کشی برایش زیاد است! چنانکه ببینید ما نمونه‌اش را در مهاجرت ترکان در قرون وسطی دیدیم. ترکان با نسل کشی نسل خودرا گسترش ندادند بلکه با مدت زیاد فرمانروایی در ایران و آذربایجان و کوچ دادن و یکجانشین کردن بقیه ایل های ترک، نسلشان گسترش یافت. البته باید گفت بخش اعظم ترکان ایران ترکزبان هستند مانند آذربایجان ولی بخشی دارای اکثریت ترک هستند مانند آسیای مرکزی. البته غارت ها و حملاتی هم شده اما لفظ نسل‌کشی خیلی تندروی است.
درباره آریایی ها هم باید گفت مثل قضیه ترکان هستند. بصورت پرورش دهندگان اسب و ژنرال به خدمت شاهان بومی رسیدند و پس از انقراض خاندان شاه، آنها تمام منطقه را اشغال و حکومت تشکیل میدهند و کم‌کم زبانشان، زبان غالب مردم میشود. مانند فارس و ماد. در ماد ما یک اتحادیه مادای میبینیم که بخش اعظم شرق را تحت سلطه دارند و آنجارا آریایی زبان میکنند و پس از حکومت سکاها و سپس مادها، زبان آریایی زبان غالب میشود. باید گفت ما در ایران کلی قوم و اقوام داشتیم و اینکه بگوییم ما آریایی خالص هستیم اشتباه است. از کجا معلوم جناب فارسی، شما عیلامی باشید! از کجا معلوم آقای گیلکی، شما کاسی باشید! از کجا معلوم آقای کرد، شما آمیخته سه رگه گوتی، لولوبی، آریایی نباشید! از کجا معلوم آقای ارانی، شما دورگه آلبانیایی، اوتی نباشید!
اینهارا از هوا نمیگویم، براساس کتاب پادشاهی ماد اقرار علی‌یف و ایران از آغاز تا اسلام گیرشمن میگویم که هنوز بزرگترین مرجع هستند.
لازم بذکر است که نسل کشی با هجوم کوچ نشین ها فرق دارد. نسل‌کشی عملی هدف‌دار و بابرنامه و طبق دستور است، اما هجوم کوچ‌نشینی یک تحول کوچک است که معمولا اوایلش خیلی دردناک است و سپس باهم راه میایند. در نسل‌کشی هیچوقت فاتح و مغلوب نمیتوانند باهم راه بیایند زیرا دستور و هدفف فاتح مشخص است، اما کوچ نشینان نه. و میتوانند با بومیان دوستی و متحدی کنند. چنانکه در قرون وسطی بین ترک و تازیک دیدیم.
لازم بذکر است که این دیدگاه اصلا قصدتوهین به هیچ قومی را ندارد.
نقل قول  
تو ایران ما چهره داریم سیاه مثل مردم افریقا چهره داریم مثل لبو سرخ چهره داریم مثل برف سفید اگر دراویدی ها قتل عام شده بودند چهره های سبزه در کرمان و بلوچستان و هرمزگان و بوشهر و اصفهان و خوزستان وجود خارجی نداشت دوستان یک مقدار از خردشون استفاده کنند تو ایران باستان ما برده داری هم نداشتیم چه برسد به نسل کشی
نقل قول  
aryoua
Member
اگر واقعاً مهاجرت ایرانی ها از سیبری واقعیت داشته باشد آنها بومیان سرزمین ایران را قلع وقمع کردند. استاد ما می گفت جنگ رستم با دیو در شاهنامه اشاره به جنگ با بومیان سرزمین ایران است. ظاهراً بومیان منطقه ایران از نژاد دراویدی بوده اند. هنوز در ایران دراویدی در بلوچستان هست.
ااگر اجداد آریایی ما اجداد آنها را کشته باشد باید ایران را کاملا تحویل دراویدی های مقیم ایران که در خاش و اطراف آن زندگی می کنند بدهیم.
نقل قول  
دوستان که میگفتند کانادا و استرالیا وضعیت خوبی دارند
نقل قول  

فرادید| یک گزارش تاریخی دولتی به تازگی افشا کرد: تعداد زنان بومی که طی دهه‌ها در کانادا مفقود شده یا به قتل رسیده‌اند به حدی است که می‌توان از آن با عنوان «نسل کشی کانادایی» یاد کرد.



تهیه این سند، با عنوان «احیای مجدد قدرت و مکان»، دو سال و نیم به طول انجامیده است. این گزارش به صورت رسمی روز دوشنبه منتشر خواهد شد.


در این گزارش، که توسط نهادی با عنوان تحقیق ملی درباره زنان و دختران بومی مفقود شده و به قتل رسیده تهیه شده است، ذکر شده «اعمال کرده و ناکردۀ دولتی که ریشه در استعمار و ایدئولوژی استعماری» داشتند، علت اصلی ناپدید شدن هزاران زن بومی هستند.


این گزارش می‌گوید: «ما می‌دانیم که هزاران زن، دختر و افرادی با گرایشات متفاوت تا به امروز قربانی نسل کشی کانادایی شده‌اند.»


تخمین زده شده که بیش از ۴۰۰۰ زن بومی مفقود شده‌اند؛ اما گزارش می‌گوید نمی‌توان آمار دقیقی در‌این‌باره داد.


فعالان و مردم بومی کانادا سال‌ها خواستار تحقیقات دولت در زمینه علت مفقود و کشته شدن هزاران زن بومی کانادایی بوده‌اند.



نسل کشیِ کانادایی: کشتار زنان بومی


دولت محافظه‌کار قبلی ایده تحقیق را رد کرد؛ اما نخست‌وزیر فعلی کانادا، جاستین تروردو از حزب لیبرال، با راه‌اندازی کمپینی خواستار مشخص شدن ابعاد این مسئله شده است.


نویسندگان این گزارش با اتکا به گزارش‌های حقوقی و اندیشمندان بومی درباره رویداد نسل‌کشی در این کشور نتیجه‌گیری کردند.


بر طبق این گزارش، «نسلی کشی مجموعه‌ای از اعمال اجتماعی، فرضیات و اقدامات است که در این گزارش به آن اشاره شده است.»


این نخستین باری نیست که یک گزارش دولتی اتهامات نسل‌کشی در این کشور را بررسی می‌کند.


در سال ۲۰۱۵، سناتور موری سینکلر، که هدایت کمیسیون حقیقت و آشتی را برعهده داشت، اعلام کرد: سیاست مدرسه که برطبق آن هزاران کودک بومی را در مدارس شبانه‌روزی زندانی می‌کردند یک «نسل‌کشی فرهنگی» است—اصطلاحی که قاضی دادگاه عالی، بورلی مکلکلین هم از آن حمایت کرد. از او به خاطر این بیانیه به شدت انتقاد شد.


برای تهیه این گزارش ۱۲۰۰ صفحه‌ای که مربوط به قتل زنان بومی و نسل کشی در کاناداست، ۲۴ جلسه استماع در سراسر کشور برگزار شد و حداقل ۲۳۸۰ نفر شامل خانواده کسانی که مفقود شده یا به قتل رسیده بودند، در آن شرکت کردند. دانشگاهیان، افراد مسن و مسئولان دولتی نیز در‌این‌باره شهادت دادند.


برطبق گزارش دولت فدرال ۱۲۰۰ زن بومی از سال ۱۹۸۰ به قتل رسیده یا مفقود شده اند، اما فعالان می‌گویند این آمار بیشتر است.



نسل کشیِ کانادایی: کشتار زنان بومی


قتل یک نوجوان بومی به نام تینا فونتین در سال ۲۰۱۴ حمایت ملی برای حفاظت بهتر از زنان بومی را بسیج کرد.


تهیه این گزارش ۶۷ میلیون دلار هزینه داشته است و موضوع اصلی آن بررسی علت خشونت‌های سیستماتیک علیه زنان بومی و همینطور چگونگی جلوگیری از آن است.



در حدود ۱.۶ میلیون بومی در کانادا زندگی می‌کنند.


منبع: گاردین و بی بی سی
نقل قول  
بر اساس گزارشات مستند منتشره، دولت کانادا مسبب کشتار سیتماتیک بیش از 1000 زن و دختر بومی در طول سه دهه اخیر در این کشور بوده است.


به گزارش ایسنا به نقل از ستاد حقوق بشر، در بخشی از گزارش 1200 صفحه‌ای منتشره توسط کمیته تحقیق آمده است: خشونت طولانی مدت، تبعیض علیه مردم بومی و ناتوانی دولت کانادا در حمایت از این قشر امری قطعی و غیر قابل انکار می باشد.

لازم به ذکر است پلیس کانادا در سال 2014 اعلام کرده بود که 1017 زن بومی بین سال های 1980 تا 2012 به طرز فجیعی در این کشور به قتل رسیده‌اند.

گزارشی که با تاخیر فراوان منتشر شده و نهایتاً نیز دولت کانادا را مجبور کرد تا تعداد زیادی از کارکنان دولتی خود را اخراج کند.
نقل قول  


نابودی کامل ساکنان بومی جزیره تاسمانی

جزیره تاسمانی واقع در سواحل جنوبی استرالیا، بخشی از این کشور است که بیش از ده هزار سال قدمت دارد. بومیان این جزیره نیز همانند ساکنین اصلی استرالیا، جنگ و قتل عام توسط انگلیسی ها را شاهد بودند. هزاران سال پیش بومیان از آب های جنوب شرق استرالیا عبور کرده و نخستین ساکنان این جزیره شدند.

در سال 1803، آسایش بومیان تاسمانی با تجاوز نیروهای انگلیسی به هم خورد. متجاوزین پس از مدتی شروع به آغاز فعالیت های اقتصادی، تجارت، واردات و صادرات، ماهیگیری و حتی برده داری کردند.

جمعیت متجاوزین که در ابتدا بسیار کم تعداد بودند تا سال 1818 به 3000 نفر، 1824 به بیش از 13 هزار نفر و در سال 1830 به 23 هزار و 500نفر رسید. تا سال 1830، تمامی زمین های بومیان از آن ها گرفته و اشغال شدند.

در سال 1803، جمعیت بومیان تاسمانی 6000 نفر بود که در سال 1818 به دو هزار و در سال 1829 به 400 نفر رسید. در سال 1832، دویست بومی باقیمانده به زندانی رو باز در جزیره فلیندرز منتقل شدند. در سال 1847، تعداد 45 بومی باقیمانده در خانه ای متروک محبوس شدند. آخرین بازمانده بومیان تاسمانی زنی به نام تروگانی نی بود که در سال 1876 از دنیا رفت
نقل قول  
آویزان کردن سر بریده شده مردها بر گردن زنانشان

در سال 1803، انگلیسی ها 24 زندانی، 8 سرباز و چندین داوطلب را به استرالیا تبعید کردند. فاجعه از آنجایی آغاز شد که این زندانیان فرار کرده و به صورت تصادفی بومیان منطقه را به قتل می رساندند و به زنانشان تجاوز می کردند. از میان، افرادی که خشن تر بودند، سر قربانیان بومی خود را بریده و زنان آن ها را مجبور می کردند سر همسرشان را از گردن خود آویزان کنند.

جایزه 5 دلاری در برابر شکار انسان‌ها

در سال 1829، زندانیان را برای شکار بومیان می فرستادند. به ازای شکار هر بومی، زندانیان 5 دلار جایزه می گرفتند. در سال 1830، زنجیره ای از 5000 سرباز برای راندن بومیان به منطقه ای بسیار کوچک، اعزام شدند. تا چندین هفته این زنجیره در سراسر جزیره می گشت تا در نهایت تنها 300 بومی باقی ماندند.

کاهش جمعیت از 750 هزار به 30 هزار نفر

از سال ۱۷۸۸ و با آغاز حکومت بریتانیا تا سال ۱۹۱۱ جمیعت بومیان استرالیا از 750 هزار نفر به تنها 30 هزار نفر کاهش پیدا کرده بود . کشتارهای گسترده و دست جمعی، مهاجرت های اجباری و شیوع بیماری های واگیردار که از اروپا به قاره جدید منتقل شده بود از عوامل اصلی این کاهش چشمگیر در جمیعت بومیان استرالیا است. جنایتی از بریتانیای کبیر که به طور قاطع لایق عنوان نسل کشی است
نقل قول  
تنوع ژنتیکی مردم ایران و تنوع قیافه ها و رنگ پوست در اکثر شهرهای ایران به خصوص مناطق جنوبی ایران نشان دهنده این است اریاییها و اقوام باستانی ایران در هم ادغام شده اند تنها مورد مشکوک تمدن شهر سوخته است که ادعایی در مورد نابودی این تمدن وجود دارد عراق و جمهوری اذربایجان(اران) دو کشور مستقل هستند و احترام به حق حاکمیت کشورها از اصول عقلی و اخلاقی است در مورد بحرین هم خیانتی بود که توسط سلطنت طلب ها صورت گرفت بحرین هم کشور مستقلی است ما ایرانی هستیم اگر ما هم صهیونیست و امریکایی و اروپایی بودیم به تجاوز دست میزدیم ما از تبار اشو زرتشت هستیم ظلم در فرهنگ ایرانی جایی ندارد
نقل قول  
Khwanirath
Member
نقل قول از Behruz67:

بعله، این نوع اتفاقات در خیلی از مناطق جغرافیایی رخ داده مانند ایران قدیم که ظاهرا قبایلی از شمال روسیه اومدند و بومی‌های اصیل رو کشتند و مطیع کردند!


در این مورد اتفاق نظری وجود ندارد. از جمله در کتاب اسناد نام خلیج فارس می... جاویدان ادعا شده که ایرانیان، بومیان همین سرزمین بوده اند.
نقل قول  
Behruz67
Member
نقل قول از سپربلوط:
صد میلیون سرخپوست توسط تروریستهای امریکایی قتل عام شده اند پول چی میدند سرزمینشو غصب کرده اند سرزمینشو باید پس بدهند کشور مستقل سرخ پوستها باید تشکیل بشود همین داستان در کانادا و استرالیا هم اتفاق افتاده

بعله، این نوع اتفاقات در خیلی از مناطق جغرافیایی رخ داده مانند ایران قدیم که ظاهرا قبایلی از شمال روسیه اومدند و بومی‌های اصیل رو کشتند و مطیع کردند!
خوب که چی؟!
از چه رو نگران وقایع داخلی و نزدیک‌تر نیستید و برای مثال همین آذربایجان شمالی که صد سال و اندی پیش بخشی از ایران بود یا عراق و بحرین رو ول کردید ولی وکیل مدافع سرخ‌پوستانی شدید که خودشون با اوضاع کنونی‌شون راه اومدند و حالا باید شما رو راضی کرد!!
ضمنا، برای اطلاع جناب و دوستان‌تان، کشتار سرخ‌پوستان عمدتا در آمریکا رخ داد، مقداری در استرالیا و تقریبا در سطح خیلی پایین در کانادا، یعنی وضعیت هر سه کشور در برخورد با سرخ‌پوستان کاملا متفاوته و نمیشه همه رو در یک کاسه گذاشت.
اصلا در نظر بگیریم که این گونه بوده که شما می‌گویید و در کامنت قبل‌ترها هم گفتم که کشتار سرخ‌پوستان باید جزو کشتار نسلی یا هولوکاست محسوب بشه و گیرم که شد ... چه ارتباطی با نفی هولوکاست یهودی‌ها داره که این همه دارید زمین و آسمان رو به هم می‌بافید؟
نقل قول  
Behruz67
Member
نقل قول از HAMEDLORDOFCHAOS:
حرف های شما برای من واقعا خنده داره ، اگر در پست های پی در پی جواب شما را ندادم مطمئنن تنها دلیلش این بوده زمان و وقتم برام با ارزش تر از این بوده که با امثال شما که هر روزه باهاشون برمیخورم هم کلام بشم متاسفانه امثال شما زیادن
خیلی خنده داره من متهم به یهودی ستیزی میکنی! انگاری با من سالها زیر یک سقف زندگی کردی! از زندگی و گذشته من با خبری! یهودی ستیزی را در بستر دینی، سیاسی و یا نژادی میگی در حالی که من جائی که بزرگ شدم دوستان زیادی از اقسا نقاط دنیا داشتم و خیلی بهتر از تو یهودی ها را میشناسم نژاد پرست تر از یهودیان در این کره خاکی وجود نداره و چیزهای که شما در اینترنت میخونید من به چشم دیدم به من انگ نژاد پرستی نزن
خیلی خنده داره واقعا سرخ پوست ها راضی هستند!!! مطمئنن امریکا بدون هالیوود وجود نخواهد داشت هر ساله صدها فیلم در مورد نازی میسازند چند فیلم جهانی در مورد کشتار سرخپوست ها ساخته شده؟ مطمئنن امریکا بدون امپریالیسم فرهنگی به این شکل وجود نخواهد داشت که کارکرد سیاسی و اقتصادی فراوانی برایشان داشته و دارد اما در اینده دور نخواهد داشت! و محصولات آدم های مثل تو هستند

زمانی که حمله‌ی شخصی رو آغاز می‌کنید معمولا نشانی از پایان استدلال و منطق حساب میشه (اگر چنین چیزی در هیچ یک از نوشته‌های‌تان اصلا بوده).
از توهین مستقیم شما می‌گذرم که نشا‌ن‌دهنده‌ی سطح فکری شما و کسانی که لایک‌تان می‌کنند است ولی تا جایی که به صحبت قبلی من مربوطه شما چه پاسخی داشتید؟ هیچی!
مطمئن نیستم که «یهودی‌ستیزی» در دیکشنری شخصی شما چه تعریفی داره ولی وقتی که این‌ها رو از دیگران متمایز می‌کنید و اعلام می‌کنید که «نژاد پرست تر از یهودیان در این کره خاکی وجود نداره» آیا هنوز به این ریشه‌یابی من از نظرات امثال شما انتقادی دارید؟!
دوباره تکرار می‌کنم که چه منبعی برای ناراضی بودن سرخ‌پوستان دارید تا بر آن اساس صحبت کنیم؟ اگر ندارید شاید کمی سکوت کردن هم بدک نباشد.
فعلا تا بعد!
نقل قول  
نقل قول از Behruz67:
نقل قول از HAMEDLORDOFCHAOS:
من متاسفم برای کسی که هولوکاست چند ده میلیونی سرخپوستان را ندیده ...
و برای کسانی که حتی نمیدونند در نورنبرگ چقدر داستانهای تخیلی تعریف شده ...
جریان هولوکاست بقدری آش شور واشور هست که شما اجازه نداری دربارش تحقیق کاملی انجام بدی بعد میگی همش واقعیته؟
* به نادرست برای دیگران متاسفید که کشتار سرخ‌پوستان رو نادیده گرفتند! آیا منبعی برای این نادیده‌گرفتن سراغ دارید که دیگران بی‌خبر هستند؟ هر دو دولت‌های کانادا و آمریکا به کرات از سرخ‌پوستان بابت کشتارها و مدارس اجباری کودکان عذرخواهی کرده‌اند و سالانه کلی غرامت مالی به آنان پرداخت می‌کنند و تا جایی که می‌دانم همه‌ی این کامیونتی‌های سرخ‌پوستان راضی از این قراردادها هستند!
* خود نهادهای یهودی نخستین در یافتن این دروغ‌ها و نادرستی‌هاست و موفق هم بوده‌اند، نمونه‌های آن در همان سایت‌های رسمی موجوده. اینکه مسئولین ارتشی آمریکا بعد از دستگیری سران نازی دست به شکنجه‌ی احتمالی آن‌ها زده‌اند و اعترافات کذب وجود داشته چه ارتباطی با اصل موضوع که انکار کشتار یهودیان باشد، داره؟
به هر حال، ظاهرا باید تکرار مکرر کرد که تمامی این اطلاعات در اینترنت در دسترس هستند ولی شخصا دلیلی بر اینکه بعضی‌ها به عمد به اننخاب اطلاعات نادرست یا نیمه‌درست برای مغشوش کردن موضوع اصلی می‌پردازند رو میشه چه آگاهانه یا ناآگاهانه در یهودی‌ستیزی (چه در قالب دینی، سیاسی و یا نژادی) اینان دید که در کنار دگم‌های بسیار دیگر هنوز گریبانگیر جامعه‌ی انسانی است.


حرف های شما برای من واقعا خنده داره ، اگر در پست های پی در پی جواب شما را ندادم مطمئنن تنها دلیلش این بوده زمان و وقتم برام با ارزش تر از این بوده که با امثال شما که هر روزه باهاشون برمیخورم هم کلام بشم متاسفانه امثال شما زیادن
خیلی خنده داره من متهم به یهودی ستیزی میکنی! انگاری با من سالها زیر یک سقف زندگی کردی! از زندگی و گذشته من با خبری! یهودی ستیزی را در بستر دینی، سیاسی و یا نژادی میگی در حالی که من جائی که بزرگ شدم دوستان زیادی از اقسا نقاط دنیا داشتم و خیلی بهتر از تو یهودی ها را میشناسم نژاد پرست تر از یهودیان در این کره خاکی وجود نداره و چیزهای که شما در اینترنت میخونید من به چشم دیدم به من انگ نژاد پرستی نزن
خیلی خنده داره واقعا سرخ پوست ها راضی هستند!!! مطمئنن امریکا بدون هالیوود وجود نخواهد داشت هر ساله صدها فیلم در مورد نازی میسازند چند فیلم جهانی در مورد کشتار سرخپوست ها ساخته شده؟ مطمئنن امریکا بدون امپریالیسم فرهنگی به این شکل وجود نخواهد داشت که کارکرد سیاسی و اقتصادی فراوانی برایشان داشته و دارد اما در اینده دور نخواهد داشت! و محصولات آدم های مثل تو هستند
نقل قول  
پاکستان و افغانستان از تولیدات انگلستان بود با هزاران بحران
نقل قول  
norhana
Member
نقل قول از سپربلوط:
کشورهای کانادا و استرالیا و امریکا از لحاظ چگونگی به وجود امدن شباهت بی نظیری به اسراییل دارند


هم چنین کشور پاکستان
نقل قول  
کشورهای کانادا و استرالیا و امریکا از لحاظ چگونگی به وجود امدن شباهت بی نظیری به اسراییل دارند
نقل قول  
کشتار سرخ‌پوستان جنایت پردامنه و طولانی‌مدتی بود که به دنبال کشف قاره آمریکا توسط دریانوردان اسپانیایی در قرن شانزدهم آغاز شد. این کشتارها عمدتاً توسط کشورهای استعمارگر اروپایی خصوصاً اسپانیا، پرتغال، فرانسه و انگلستان به منظور سلطه بر مناطق مختلف قاره آمریکا و با هدف دستیابی اموال و املاک سرخ‌پوستان صورت می‌گرفت. بعدها و به خصوص در نیمه دوم قرن نوزدهم، آمریکاییان با کوچ دادن اجباری و جنگ‌هایی که به دنبال آن صورت می‌گرفت نقش پررنگی در کشتار سرخ‌پوستان آمریکای شمالی ایفا کردند.

جنگ‌های آمریکا با اولین حمله به سرخپوستان در شهر جیمزتاون در سال ۱۶۶۲ میلادی آغاز شد که به دنبال آن جنگ با سرخپوستان آلگوکین طی سال‌های ۱۶۳۵ و ۱۶۳۶ و جنگ سال‌های ۱۶۷۵ و ۱۶۷۶ که منجر به ویرانی نیمی از شهرهای ماساچوست شد را در پی داشت. دیگر جنگ‌ها و حملات امریکا به سرخپوستان تا سال ۱۹۰۰ ادامه داشت. در مجموع آمریکایی‌ها حدود ۱۰۰ میلیون سرخ پوست را به قتل رساندند.
نقل قول  
صد میلیون سرخپوست توسط تروریستهای امریکایی قتل عام شده اند پول چی میدند سرزمینشو غصب کرده اند سرزمینشو باید پس بدهند کشور مستقل سرخ پوستها باید تشکیل بشود همین داستان در کانادا و استرالیا هم اتفاق افتاده
نقل قول  
Behruz67
Member
نقل قول از HAMEDLORDOFCHAOS:

من متاسفم برای کسی که هولوکاست چند ده میلیونی سرخپوستان را ندیده ...
و برای کسانی که حتی نمیدونند در نورنبرگ چقدر داستانهای تخیلی تعریف شده ...
جریان هولوکاست بقدری آش شور واشور هست که شما اجازه نداری دربارش تحقیق کاملی انجام بدی بعد میگی همش واقعیته؟

* به نادرست برای دیگران متاسفید که کشتار سرخ‌پوستان رو نادیده گرفتند! آیا منبعی برای این نادیده‌گرفتن سراغ دارید که دیگران بی‌خبر هستند؟ هر دو دولت‌های کانادا و آمریکا به کرات از سرخ‌پوستان بابت کشتارها و مدارس اجباری کودکان عذرخواهی کرده‌اند و سالانه کلی غرامت مالی به آنان پرداخت می‌کنند و تا جایی که می‌دانم همه‌ی این کامیونتی‌های سرخ‌پوستان راضی از این قراردادها هستند!
* خود نهادهای یهودی نخستین در یافتن این دروغ‌ها و نادرستی‌هاست و موفق هم بوده‌اند، نمونه‌های آن در همان سایت‌های رسمی موجوده. اینکه مسئولین ارتشی آمریکا بعد از دستگیری سران نازی دست به شکنجه‌ی احتمالی آن‌ها زده‌اند و اعترافات کذب وجود داشته چه ارتباطی با اصل موضوع که انکار کشتار یهودیان باشد، داره؟
به هر حال، ظاهرا باید تکرار مکرر کرد که تمامی این اطلاعات در اینترنت در دسترس هستند ولی شخصا دلیلی بر اینکه بعضی‌ها به عمد به اننخاب اطلاعات نادرست یا نیمه‌درست برای مغشوش کردن موضوع اصلی می‌پردازند رو میشه چه آگاهانه یا ناآگاهانه در یهودی‌ستیزی (چه در قالب دینی، سیاسی و یا نژادی) اینان دید که در کنار دگم‌های بسیار دیگر هنوز گریبانگیر جامعه‌ی انسانی است.
نقل قول  
Behruz67
Member
نقل قول:
دیروز سالگرد هلوکاست واقعی صبرا و شتیلا بود که توسط تروریست صهیونیست اریل شارون انجام شد بهانه انجام این کار و هفتاد سال جنایت علیه مردم فلسطین و لبنان و سوریه داستان خیالی هلوکاسته

و متاسفانه هنوز برخی به عمد یا غیرعمد مشکل صهیونیسم رو عمده می‌کنند تا کشتار یهودی‌ها و هولوکاست رو بپوشونند!
گرامی، کسی منکر کشتار مردم عرب‌ توسط دولت اسرائیل و نیروهای شبه‌نظامی لبنانی و غیره نیست (بگذریم که خود دولتمندان کشورهای عرب‌زبان هم در این کشتارها بی‌تقصیر نبوده‌اند) ولی این دلیلی بر چشم پوشیدن بر کشتار هدقمند یهودی‌ها و کولی‌ها و معلولین توسط فاشیست‌ها نیست. می‌توانید چندین کتاب رو اینجا کپی پست کنید ولی هنوز تغییری در این واقعیت داده نمیشه.
نقل قول  
shamlo
Member
دبورا لیپستات
ورای دروغ‌های انکار هولوکاست
دبورا لیپستات، کارشناس تاریخ در تعریف داستان جالب توجهش از تحقیق خود درباره انکارکنندگان هولوکاست و مخدوش کردن آگانه تاریخ توسط آنان می‌گوید:‌ «حقایق هست، عقاید هست و دروغ هست.» لیپستات ما را ترغیب می‌کند تا علیه آنانی که حقایق و وقایع را هدف تهاجم قرار می‌دهند، برخیزیم. او می‌گوید:‌ «حقیقت نسبی نیست.»
لینک دانلود فایل صحبت‌های خانم دبورا لیپستات


نقل قول  
من متاسفم برای کسی که هولوکاست چند ده میلیونی سرخپوستان را ندیده
و برای کسانی که حتی نمیدونند در نورنبرگ چقدر داستانهای تخیلی تعریف شده
قاضی کل دادگاه نورنبرگ چارلز ونیر استروم، مدعی شد «بسیاری از مدارک ارائه شده در دادگاه‌ها، از میان چندین تن! مدارک بدست آمده انتخاب شده‌اند… فضا در اینجا خفقان‌آور است. وکلا، منشی‌ها، بازجوها و مترجمانی بکار گرفته شده‌اند که به تازگی به تابعیت آمریکا درآمده‌اند. سابقه آنان سرشار از تنفر اروپایی است… اگر هفت ماه پیش می‌دانستم، هرگز به اینجا نمی‌آمدم.
ماده ۱۹ اساسنامه دادگاه نورنبرگ تصریح می‌کند «دادگاه خود را به قواعد فنی ارائه مدرک مقید نمی‌کند… و هر مدرکی را خواهد پذیرفت» بنابراین هیچ متهمی در دادگاه نتوانست اصالت مدرکی را (معمولاً اعترافات هنگام بازجویی) رد نماید
در دادگاه داخائو یک شاهد یهودی به نام اینشتاین مدعی شد که متهم منزل، برادر وی را به قتل رسانده‌است. متهم خاطرنشان کرد که برادر شاهد بر روی صندلی تماشاچیان نشسته‌است. در صورتجلسه دادگاه ثبت شده‌است که بازپرس با فریاد به شاهد خود (اینشتاین) گفت: «چطور می‌توانیم این خوک را اعدام کنیم، در حالی که توی احمق برادرت را به دادگاه آورده‌ای؟»
اینها نمونه ای از دروغ بودن بیش از 10هزااااار مدرک در نورنبرگ هست
جریان هولوکاست بقدری آش شور واشور هست که شما اجازه نداری دربارش تحقیق کاملی انجام بدی بعد میگی همش واقعیته؟
نقل قول  
جنگ لبنان

قانا دو بار شاهد کشتار جمعی از سوی صهیونیست‌ها بود. بار اول آوریل سال ۱۹۹۶ بود، که در خلال عملیات خوشه های خشم که در آن ۲۵۰ لبنانی به شهادت رسیدند، ۱۱۰ نفر از اهالی قانا در میان آنها بودند. بار دوم در جریان حمله صهیونیست‌ها به لبنان در سال ۲۰۰۶ بود، که در اثر موشک باران جنگنده های صهیونیست در قانا ۵۷ نفر جان خود را از دست دادند، که تعداد زیادی از آنها زن و کودک بودند. در مجموع جنگ ۳۳ روزه نیز ۱۰۸۴ لبنانی به شهادت رسیدند که دو سوم آنها غیر نظامی بودند.

افشای همکاری اسرائیل با عربستان در موضوع یمن

رژیم صهیونیستی از طریق رسانه ها و مطبوعات خود، حمایت کاملش را از تجاوز عربستان سعودی به یمن اعلام و تاکید کرده است، که همکاری عربستان و این رژیم آشکارتر شده است.
نقل قول  
- انتفاضه الاقصی:

در تاریخ ۲۸/۹/۲۰۰۰ آریل شارون اقدام به بازدید از مسجدالاقصی کرد. این بازدید به علت اعتراض جوانان فلسطینی کامل نشد. روز بعد از این حادثه که مصادف با روز جمعه بود نیروهای اسرائیلی اقدام به گشودن آتش روی نمازگزاران کردند، که بر اثر آن ۷ نفر کشته و ۲۵ نفر زخمی شدند. این درگیری منجر به انتفاضه دوم مردم فلسطین شد. و همچنان این کشتارها در قرن بیست‌و‌یکم ادامه دارد .





بیشتر بخوانید: اقدام ترامپ به نتایج تعیین شده نخواهد رسید


۲۵- جنایت اردوگاه جنین:

ارتش خونریز اسرائیل در ۲۹ مارس ۲۰۰۲ م حمله گسترده اى را به اردوگاه جنین واقع در کرانه باختری آغاز کرد. پس از دو هفته محاصره اردوگاه جنین و شروع جنگ شدید بین نیروهاى مقاومت فلسطین و اسرائیل، نیروهاى اشغالگر به ریاست شائول موفاز با تانکهاى خود وارد آنجا مى شوند. آنان با تهاجم گسترده به این اردوگاه پس از اتمام مهمات نیروهاى مقاومت، آنجا را تسخیر مى کنند. سپس آنها وارد اردوگاه مى شوند و بسیارى از جوانان اردوگاه را اعدام مى کنند. سپس تانکهاى اسرائیل وارد شده، برخى خانه ها را تخریب مى کنند. تعداد شهداى این واقعه، حدود ۲۰۰ نفر است. هنوز تعداد شهداى دفن شده در گورهاى جمعى، مشخص نیست.

۲۶- جنایت در غزه ۲۰۰۶ تا ۲۰۱۴

رژیم صهیونیستی پس از پیروزی حماس در انتخابات پارلمان فلسطین در ژانویه سال ۲۰۰۶ در اقدامی نژادپرستانه با هدف تنبیه مردم فلسطین خصوصا مردم نوار غزه که بیشترین آرای حماس از این منطقه بود اقدام به محاصره کامل زمینی و هوایی این منطقه کرد. در پی این محاصره کشنده اسراییلی ها حتی از خروج بیماران فلسطینی برای مداوا به خارج جلوگیری کردند، که طی آن تا اواسط سال ۲۰۱۰ نزدیک به ۳۸۰ فلسطینی جان خود را از دست دادند. در خلال این سالها خصوص در اواخر سال ۲۰۰۸ تا اواسط ژانویه سال ۲۰۱۰ اسراییل جنگی خانمانسوز را علیه غزه راه انداخت، که به تجاوز ۲۲ روزه شهرت یافت در این جنگ ۱۴۵۰ شهروند فلسطینی به شهادت رسیدند و ساختار زیربنایی نوار غزه آسیب جدی دید. قاضی گلدستون که بعدها از سوی سازمان ملل مامور شد، که این جنایات را بررسی کند ثابت نمود، که اسراییل مرتکب جنایت جنگی و جنایت علیه بشریت در این جنگ شده است. همچنین صهیونیستها در جنگ ۵۱ روزه تمام تلاش خود را برای از بین بردن حماس در غزه به کار برد؛ اما پس از گذشت ۵۱ روز دست از پا درازتر نتوانست هیچ موفقیت قابل ذکری داشته باشد.

۲۷- جنایت علیه ناوگان بین المللی امداد رسان به غزه ۲۰۱۰

در بامداد روز دوشنبه ۱۰ خرداد (۳۱ می سال ۲۰۱۰ ) در برابر چشمان افکار عمومی جهان نیروی دریایی ارتنش صهیونیستی در اقدامی که دزدی دریایی لقب گرفت در آبهای بین المللی به کشتی بین المللی حامل کمک های انساندوستانه به نوار غزه حمله کرد و نه شهروند ترکیه را به قتل رساند و دهها نفر را زخمی کرد. تمامی ۷۵۰ سرنشین این کشتیها بازداشت و به بندر اشدود منتقل شدند. یک بانوی فلسطینی اما همچنان سرنوشتش در پرده یی از ابهام باقی مانده است.

کشتار اسرای مصری

روزنامه مصری الجمهوریه در تاریخ ۱۲ اکتبر سال ۱۹۹۵ تحقیقاتی را در مورد جنایات صهیونیست‌ها بر ضد اسرای مصری انجام داد، در این تحقیقات معلوم شد، که نظامیان اسرائیلی اسرای مصری را در منطقه‌ای به صف کردند، آنها ادعا کردند که می خواهند زندانیان را آزاد کنند، روی آنها را به سمت دریا چرخاندند و به سمت آنها شلیک کردند این عملیات چندین بار تکرار شد و قریب به ۳ هزار اسیر مصری به این ترتیب به شهادت رسیدند.
نقل قول  
به گزارش پایگاه اینترنتی العربیه در زمان وقوع جنگ ۳۳ روزه، خاخام‌ها‌ ضمن اعتراض به انتقادها و محکومیت‌ها‌ی جهانی علیه جنایت قانا، مدعی شدند بنا به قوانین کتاب مقدس یهودیان، در زمان جنگ هیچ بی گناهی در صف دشمن وجود ندارد. آنها افزودند: هر گونه حرف درباره اخلاق در شرایط کنونی باعث تضعیف روحیه نظامیان و مردم، اسراییل می‌شود.

خاخام‌ها‌ی صهیونیست همچنین درجنگ موسوم به ۲۲ روزه غزه نیز حکمی درباره کشتار غیرنظامیان لبنانی و فلسطینی در غزه صادر کرده و مدعی شدند بنا به احکام تورات، کشتار زنان و کودکان در زمان جنگ مباح است.

۲۳- جنایت در حرم ابراهیمی در الخلیل:

کشتار حرم ابراهیمى: باروخ گلدشتاین و گروهى از شهرک نشینان شهرک صهیونیست نشین کریات اربع ۲۵/۲/۱۹۹۴ م، هنگام نماز صبح وارد مسجد الاقصى مى شوند. گلدشتاین، پشت یکى از ستونهاى مسجد مى ایستد و منتظر مى شود، تا نمازگزاران سجده کنند. پس از آن به سوى ایشان تیراندازى مى کند. گلوله ها و ترکشهاى نارنجک، باعث زخمى شدن بیش از ۳۵۰ نفر مى شود. نظامیان ارتش اسرائیل، هنگام این کشتار، درهاى مسجد را مى بندند و از فرار نمازگزاران جلوگیرى مى کنند. همچنین به هیچ کس اجازه نمى دهند، تا براى نجات مجروحان به داخل حرم برود. در همین زمان، گروهى نیر در خارج از مسجد کشته مى شوند. عده اى نیز در حین تشییع جنازه شهدا به خیل شهدا مى پیوندند و در این کشتار ۵۰ نفر به شهادت مى رسند که ۲۹ نفر از آنها از نمازگزاران حرم بودند.
نقل قول  
- جنایت صبرا وشاتیلا:

در سال ۱۹۸۲ نیروهای اسرائیلی با همکاری برخی از نیروهای نظامی لبنانی دست نشانده با نقشه وزیر جنگ آن زمان آریل شارون به اردوگاه‌های صبرا و شتیلا در نزدیکی بیروت که برخی از پناهندگان فلسطینی را در خود جای داده بودند، حمله کردند و حدود ۸۰۰ نفر فلسطینی به اضافه تعدادی لبنانی را به قتل رساندند .

۱۹- جنایت اردوگاه البرج الشمالی:

این اردوگاه در لبنان واقع است. هواپیماهای صهیونیستی در هفتم ژوئن سال ۱۹۸۲ با حمله به این اردوگاه با استفاده از بمبهای فسفری ۹۴ فلسطینی را در این اردوگاه به خاک خون کشیدند. این حمله در واکنش مقابله جوانان اردوگاه در برابر حمله نظامیان پیاده صهیونیستی به اردوگاه صورت گرفت.
نقل قول  




بیشتر بخوانید: اعتراض فرمانده مسیحى حشد شعبى به اردوغان


۱۶- کشتار عباسیه:

در سال ۱۹۷۸ نیروی هوایی اسرائیل مسجدی را در شهر کوچک عباسیه در لبنان که تعدادی از خانواده‌ها در آنجا پناه گرفته بودند، را هدف قرار داد. در این بمباران هوایی ۱۱۲ نفر که بیشتر آنها زن و کودک بودند کشته شدند .

۱۷- جنایت خان یونس:

خان یونس در نوار غزه واقع است. این روستا در دو نوبت به فاصله نه روز هدف حملات اشغالگران صهیونیست قرار یکی در در ۳ نوامبر ۱۹۵۶ که ۵۰۰ فلسطینی به قتل رسید و دیگری ۱۲ نوامبر که ۲۷۰ فلسطینی به شهادت رسیدند
نقل قول  
- کشتارعیترون:

عیترون نام شهری کوچک در جنوب لبنان است. این شهر در سال ۱۹۷۵ بر اثر انفجار یک بمب کارگذاشته شده توسط نیروهای اسرائیلی شاهد کشته شدن ۹ کودک بود .

۱۱- کشتار بنت جبیل:

در سال ۱۹۷۶ نیروهای اسرائیلی پنجشنبه بازار شهر کوچک بنت جبیل در لبنان را بمباران کردند. این بمباران منجر به کشته شدن ۲۳ و زخمی شدن ۳۰ نفر شد .

۱۲-کشتار اوزاعی:

در سال ۱۹۷۸ نیروهای هوایی اسرائیل واحدهای مسکونی و موسسات تجاری منطقه اوزاعی در نزدیکی بیروت را هدف قرار دادند. در این حادثه ۲۶ نفر کشته و ۳۰ واحد مسکونی کاملا ویران شد .

۱۳- کشتار راشیا:

در سال ۱۹۷۸ توپخانه اسرائیل ۱۵ لبنانی را که به سمت کلیسای شهر کوچک راشیا روانه بودند، به قتل رساند .

۱۴- کشتار کونین:

نیروهای اسرائیلی در سال ۱۹۷۸ ده کونین در لبنان را مورد هدف قرار داد. در این حمله ۲۹ نفر که اکثرا کودک بودند، کشته شدند .

۱۵- کشتار عدلون:

در سال ۱۹۷۸ کماندوهای اسرائیلی مستقر در ساحل عدلون در لبنان ۲۰ نفر از افرادی را که در ۲ ماشین در حال حرکت بودند هدف قرار داده و به قتل رساندند .
نقل قول  
- جنایت کفرقاسم:

در روز ۲۹/۱۰/۱۹۵۶ کفر قاسم دهی نزدیک شهر قلقیلیه در فلسطین هدف حمله نیروهای صهیونیستی قرار گرفت. در این حمله که در ساعت ۵ عصر و هنگام بازگشت اهالی ده از مزارع صورت گرفت ۴۹ نفر کشته شدند. این کشتار با شعار «‌بدون عاطفه باش تا خدا رحمتت کند» به وقوع پیوست .

۹- کشتار حانین:

نیروهای اسرائیلی در ۲۶ نوامبر سال ۱۹۶۷ بعد از حدود ۳ ماه از محاصره روستای حانین در لبنان وارد این روستا شدند و اقدام به قتل ساکنان با تبر کردند. همچنین منازل را آتش‌زده و آنها را با خاک یکسان کردند. کشتار یارین در این کشتار که در سال ۱۹۷۴ به وقوع پیوست نیروهای اسرائیلی پس از ورود به شهر کوچک یارین در لبنان ۱۷ منزل را ویران و ۹ نفر را به قتل رساندند
نقل قول  
- جنایت الدوایمه:

این روستا در استان الخلیل واقع است و در اکتبر سال ۱۹۴۸ شاهد هجوم وحشیانه شبه نظامیان صهیونیست بود که در پی ان ۵۰۰ نفر به قتل رسیدند، که از این بین ۲۰۰ نفر متعلق به روستاهای دیگری بودند که در این روستا پناه گرفته بودند.

۶- جنایت قبیه:

روستای قبیه در ۲۲ کیلومتری شمال شرقی قدس و ۴۴ کیلومتری غرب رام الله واقع است و ساعت ۷ بعد از ظهر ۱۴ اکتبر سال ۱۹۵۳ مورد حمله و اشغال نظامیان صهیونیست در آمد. این هجوم که نظامیان صهیونیست با لباس مبدل صورت دادند، به رهبری آریل شارون انجام گرفت که طی آن ۶۹ زن و مرد و کودک فلسطنیی به قتل رسیدند.

۷- کشتار حولا:

بامداد ۳۱/۱۰/۱۹۴۸ نیروهای اسرائیلی به سرکردگی مناحیم بگین به حولا شهر کوچکی در لبنان حمله بردند. در این حمله نیروهای اسرائیلی مردان شهر را اعدام نمودند و منازل مسکونی را منهدم کردند. همچنین ده‌ها نفر از کشته شده‌ها را در گورهای دسته جمعی دفن کردند. این فاجعه باعث مهاجرت اکثر اهالی این منطقه به بیروت شد. در این کشتار ۹۰ لبنانی کشته شدند.
نقل قول  
- جنایات اللد و الرمله:

ژوئن ۱۳۴۸ شبه نظامیان صهیونیست با حمله به این دو روستا جز ۲۵ خانواده فلسطینی دیگر هیچ فلسطینی را زنده نگذاشتند. ۱۷۶ فلسطینی در این جنایت به شهادت رسیدند

۴- جنایت الطنطوره:

این روستا در جنوب شهر اشغالی حیفا واقع است و در ۲۳ می ۱۹۴۸ شاهد بزرگترین جنایت صهیونیستها علیه اهالی روستا بود. وقایع فاجعه بار این روستا از سال ۱۹۴۸ تا سال ۲۰۰۰ میلادی سری باقی ماند، تا اینکه یک اسراییلی به نام تد کاتس در پایان نامه دوره کارشناسی ارشدش با استفاده از آرشیو ارتش صهیونیستی فاش کرد که در این روستا ۲۰۰ فلسطینی قتل عام شدند.
نقل قول  


مشهورترین جنایات رژیم صهیونیستی
انتشارات الزیتونه در بیروت با انتشار کتابی ۱۱۳ صفحه یی علاوه بر پوشش تمامی جنایات رژیم صهیونیستی علیه ملت فلسطین از زمان اشغال این کشور در سال ۱۹۴۸ میلادی به تشریح کامل مشهورترین این جنایت ها حتی از زمان جنگ جهانی دوم در سال ۱۹۴۵ پرداخته و ۲۷ جنایت را در لیست مشهورترین جنایات رژیم صهیونیستی از حیث ابعاد فاجعه بر شمرده است.
۲۱ شهریور ۱۳۹۶




مشهورترین جنایات رژیم صهیونیستی
مشهورترین جنایات رژیم صهیونیستی

این جنایات عبارت است از:

جنایت دیر یاسین:

دیر یاسین نام دهی کوچک نزدیک قدس می‌باشد. تعداد ساکنان این ده در سال ۱۹۴۸ نزدیک به ۷۰۰ نفر بودند. در ۱۰/۴/۱۹۴۸ این ده شاهد هجوم ۳ گروه مسلح به نام ارگون به سرکردگی مناحیم بگین، گروه شتیرن به سرکردگی اسحق شامیر و گروه هاگانا به سرکردگی دیوید بن گوریون بود. در این یورش که با مقاومت ساکنان ده همراه بود ۲۵۰ نفر که بیشتر آنها را زنان، کودکان و سالمندان تشکیل می‌داد کشته شدند. همچنین در این حمله فجایع دیگری از جمله تجاوز جنسی، مثله کردن، پاره کردن شکم زنان باردار و منفجر کردن منازل نیز رخ داد
نقل قول  
کشتار صبرا و شَتیلا به وقایعی اطلاق می‌شود که در ۱۶ سپتامبر تا ۱۸ سپتامبر ۱۹۸۲ و در طول جنگ داخلی لبنان در اردوگاه پناهندگان فلسطینی در لبنان به وقوع پیوست و در آن شبه‌نظامیان فالانژ لبنانی به انتقام ترور بشیر جمیل، رئیس جمهور لبنان و رهبر حزب فالانژ (معروف به کتائب) از فلسطینیان، به دو اردوگاه صبرا و شتیلا در بیروت غربی وارد شدند و بین ۷۰۰ تا ۳۵۰۰ نفر از فلسطینیان را به قتل رساندند.[۱][۲]

عمل نیروهای فالانژ لبنانی تحت رهبری ایلی حبیقه انجام گرفت که بعدها در دهه ۱۹۹۰ میلادی به عضویت مجلس لبنان درآمد و بعداً وزیر کابینه شد. تعداد کشته‌شدگان این کشتار از ۷۰۰ تا ۳۵۰۰ نفر برآورد شده‌است.

در فاصله روزهای 16 تا 18 سپتامبر 1982 (25 تا 27 شهریور 61) اردوگاه های فلسطینی صبرا و شتیلا در جنوب بیروت شاهد به خاک و خون کشیده شدن هزاران زن و کودک و پیر و جوان آواره فلسطینی توسط صهیونیست ها به فرماندهی آریل شارون وزیر جنگ وقت رژیم صهیونیستی و مزدوران وی یعنی نیروهای فالانژ لبنانی به رهبری سمیر جعجع و ایلی حبیقه بودند.

نظامیان صهیونیست و نیروهای فالانژ لبنان از عصر روز پنج شنبه 16 سپتامبر 1982 با محاصره کامل اردوگاه صبرا و شتیلا به آن یورش برده تا صبح روز شنبه 18 سپتامبر به فجیع ترین شکل به جنایات خود در این اردوگاه ادامه دادند. در این قتل عام سه هزار و 297 فلسطینی و لبنانی به دیدار حق شتافتند.اولین واحد شامل 150 فالانژیست پس از عبور از موانع اسرائیلی‌ها از در اردوگاه شتیلا وارد شدند که گروهی از آنها علاوه بر سلاح، چاقو نیز به همراه داشتند. قتل عام فلسطینی ها به این ترتیب شروع شد و حتی در شب نیز با روشن کردن محوطه اردوگاه توسط اسرائیلی ها ادامه داشت. آنها به زور وارد خانه های مردم شده و فلسطینی های در خواب را به رگبار مسلسل بستند.

فالانژها بعضاً قبل از کشتن آنان را شکنجه می دادند چشم‌هایشان را درمی آوردند، زنده زنده پوستشان را می کندند، شکم ها را می دریدند، به زنان و دختران گاه بیش از 6 بار تجاوز می‌کردند و بعد سینه هایشان را می‌بریدند و در آخر به ضرب گلوله آنها را از پا درمی آوردند. بچه‌ها را از وسط دو شقه می کردند و مغزشان را به دیوار می کوبیدند. در حمله به بیمارستان عکا تمام بیماران را بر روی تخت کشتند. دست بعضی را به ماشین می بستند و در خیابان ها می کشیدند، دست های فراوانی برای بیرون آوردن دستبند و انگشتر قطع شد.

"غازی خورشید" در کتاب خود «تروریسم صهیونیستی در فلسطین اشغالی» می نویسد: در خیابانی جسد 5 زن و چند کودک روی تلی از خاک افتاده بود... از جمله یک زن که مثله شده بود و در کنارش سر بریده دخترکی با نگاهی خشمگینانه به قاتلانش دیده می شد. زن جوانی را دیدم در حالی که طفل شیرخواره اش را در آغوش گرفته، گلوله ها از بدنش عبور کرده و در بدن طفل شیرخوارش نشسته بود.«وجنات زین عبدالطیف» می‌گوید: در روز جمعه به بیمارستان غزه پناه بردم و آنها ما را صبح شنبه محاصره کردند و فلسطینی ها را که شامل زنان و کودکان نیز می شدند از دیگران جدا کرده و به یک ورزشگاه بردند و در چاله هایی که بر اثر بمباران حفر شده بود انداخته و گفتند همه دراز بکشند. سپس بر روی همه آتش گشودند و در آخر با سه بولدوزر بر روی آنها چه زنده و چه مرده خاک ریختند.

مقامات ارتش اسرائیل، از جمله ژنرال آموس یارون فرمانده این نیروها در لبنان، بر بالای بام ساختمانی 7 طبقه در 200 متری اردوگاه مستقر شده بودند و از نزدیک بر این فاجعه نظارت می کردند. آریل شارون که در آن زمان وزیر جنگ رژیم صهیونیستی بود و بعدها به قصاب صبرا و شتیلا معروف شد، دستور مستقیم این حمله را به فالانژها داده بود و سایر یگان های صهیونیست نیز مانع از آمد و شد به اردوگاه ها می شدند.
[b]
[/b]
نقل قول  
دیروز سالگرد هلوکاست واقعی صبرا و شتیلا بود که توسط تروریست صهیونیست اریل شارون انجام شد بهانه انجام این کار و هفتاد سال جنایت علیه مردم فلسطین و لبنان و سوریه داستان خیالی هلوکاسته
نقل قول  
sepideh201
Member
نقل قول:
با ذهنیت پریشان و نکبتی که روانت فرا گرفته قابلیت پاسخ نداری، یاوه گوئی را کنار بگذار

جناب نیکدوست گرامی! بنده نبوغ نهفته در استدلال قاطع شما را تحسین کردم! چرا ناراحت شدید؟!!!
نقل قول:
قربانیان به هر تعدادی و کشار آنان به هر طریقی واقعیتی است که نیاز به اثبات ندارد...

در طولِ قریب 80 سال، هیچ مورخ و فیلسوف و دانشمندی نتوانسته بود چنین پاسخی ارائه کند و اینچنین مستدل و مختصر و کوبنده، واقعه هولوکاست را اثبات کند و مشت محکمی به دهان یاوه گویان بزند! با این استدلال زین پس، هولوکاست جزو حقایق انکارناپذیر و اثبات شده تاریخ در خواهد آمد!!!
________________
نقل قول  
nikdoost
Member
به sepideh201 ؛
با ذهنیت پریشان و نکبتی که روانت فرا گرفته قابلیت پاسخ نداری، یاوه گوئی را کنار بگذار
نقل قول  
sepideh201
Member
نقل قول:
با ذهنیت پریشان و نکبتی که روانت فرا گرفته قابلیت پاسخ نداری، یاوه گوئی را کنار بگذار
جناب نیکدوست گرامی! بنده استدلال قاطع شما را تائید کردم! چرا ناراحت شدید؟!!!
نقل قول:
قربانیان به هر تعدادی و کشار آنان به هر طریقی واقعیتی است که نیاز به اثبات ندارد...
استدلال از این رساتر، شیواتر، قاطع تر و مستدل تر می توان پیدا کرد؟!!! بسیار کوبنده و با قاطعیت، پاسخِ حدود 520 کامنت را در یک جمله دادید و همه را خاموش کردید و سر جایشان نشاندید! از آن مهمتر اینکهدر طولِ قریب 80 سال، هیچ مورخ و فیلسوف و متکلم و دانشمندی نتوانسته بود چنین پاسخی ارائه کند و اینچنین مستدل و مختصر و قاطع و کوبنده، واقعه هولوکاست را اثبات کند و مشت محکمی به دهدن یاوه گویان بزند!

البته بد نبود اگر مانند کامنت های قبلی تان، این نوشته گُهربارتان را نیز به یک بیت شعر مزین می فرمودید! معذالک بسیار مستفیض شدیم!
نقل قول  
nikdoost
Member
به sepideh201 ؛
با ذهنیت پریشان و نکبتی که روانت فرا گرفته قابلیت پاسخ نداری، یاوه گوئی را کنار بگذار
نقل قول  
sepideh201
Member
نقل قول:
قتل مردمان بی گناه به هر شکلی و با هر وسیله و در هر مکانی محکوم است، قربانیان به هر تعدادی و کشار آنان به هر طریقی واقعیتی است که نیاز به اثبات ندارد، هلوکاست فاجعه ای هولناک و انکار ناپذیر است...

جل الخالق!!! عجب استدلال و برهان بدیعی! نقطه پایانی است بر هر سخن و از هر کسی!!! با این استدلال، هر کسی قانع خواهد شد!!! و با این استدلال زین پس، هولوکاست جزو حقایق انکارناپذیر و اثبات شده تاریخ در خواهد آمد!!!
_________________________
نقل قول  
Aligh20
Member
"فاشیست بودن یا ناسیونالیست بودن، کار دشواری نیست. کافی است چشم بر ارزش های انسانی ببندیم و کمی با حرف های کلی سرگرم بشویم، زبان خود را بهترین زبان دانستن و زبان دیگری را گوش خراش خواندن؛ موسیقی قومی خود را سحرانگیز دانستن و موسیقی دیگری را سرسام آور خواندن؛ لباس محلی خود را زیبا نامیدن و لباس محلی دیگری را به تمسخر گرفتن؛ سنت های قبیله ای خود را ستودن و سنت های قبیله ای دیگری را ابلهانه خواندن... و دردناک تر آن که آسیب دیدگان از ناسیونالیسم و قوم پرستی، خود به قوم پرستی تندروتر بدل می شوند و این چنین، انسان به جای رهایی از چنگال تعصب و تلاش برای گسترش هم زیستی، تعصب بیشتر را به عنوان شیوه نجات برمی گزینند."

فرد_اولمن / دوست بازیافته
ترجمه: مهدی سحابی

به دوستان توصیه میکنم حتما نگاهی به این کتاب که از یک نویسنده یهودی است و دوران جنگ جهانی دوم و آلمان نازی را روایت میکند بیاندازند
https://ketabnak.com/book/35054/%D8%AF%D...%81%D8%AA%D9%87
نقل قول  
Khwanirath
Member
نقل قول از سلام سلامتی:
یهودی یعنی
دروغگو
بی شرف
ترسو
حریص
موش کثیف
نادان
ابله
احمق
نفهم
و لایق مرگ در یک لجنزار بدبو


من نمی دانم برخی از عزیزان در کدام سیاره زیست می کنند. این گونه افکار در مورد یکی از ادیان الهی چه توجیهی دارد؟ کم کم کتابناک هم عرصه ظهور افکار و اندیشه های زرد شده است.

این یکی به پیروان یک دیانت الهی توهین می کند. (بماند که در دین خودشان هم مهر تایید بر این دین زده شده است)

آن یکی می گوید چرا به جای نقد کتاب به اختلاس نمی پردازید!!!! (نمی دانم حضرتشان اینجا پس چه می کنند؟)

دیگری می گوید هر کسی ورزشگاه برود و مسابقه فوتبال تماشا کند شرف ندارد (از قماش کسانی که بر در و دیوار شهر می نویسند بر پدر و مادر کسی لعنت که در این مکان آشغال بریزد)

یکی از روی شکم آمار می دهد که فلان کتاب فلان نویسنده وطنی در فلان سال یک میلیون نسخه (!!!!) فروخته شده است (تو گویی هری پاتر نوشته)

جماعتی هم برای هزلیات و لاطائلات شاعر کاسته سرای خودخوانده ای؛ فریاد و فغان احسنت و مرحبا سر می دهند (نمی دانم سلیقه نازل ایشان با آثار فاخر فارسی چگونه برخورد می کند)

این ها تازه جماعت کتابخوان مملکت هستند که به جای استدلال و ارائه دلیل؛ شطحیات از خودشان صادر می فرمایند.

برادر بزرگوار؛ شما بر پایه کدام دلیل و برهان؛ کدام گناه و خطا؛ چنین نسخه ای برای بندگان خدا می پیچید؟ این طرز فکر از کدام اندیشه و تفکر منتج شده است؟
نقل قول  
نقل قول از سلام سلامتی:
یهودی یعنی
دروغگو
بی شرف
ترسو
حریص
موش کثیف
نادان
ابله
احمق
نفهم
و لایق مرگ در یک لجنزار بدبو


حالا کاری ندارم گور پدر همشون یهودی ، نازی ها و... ولی با این کلمات خودت و دیگران اذیت نکن هر چی باشند مطمئن باشید که خوب میفهمند اگر نبودند وضعشون این نبود
نقل قول  
یهودی یعنی
دروغگو
بی شرف
ترسو
حریص
موش کثیف
نادان
ابله
احمق
نفهم
و لایق مرگ در یک لجنزار بدبو
نقل قول  
nikdoost
Member
با عرض معذرت در دیدگاه ذیل خطای املائی وجود دارد که به ترتیب زیر اصلاح شد؛
دنبال کردن مزخرفاتی که چند تن از ورّاجان یاوه سرا در ارتباط با این کتاب اباطیل و لاطائلات نوشته و می نویسند به هیچ دردی نمی خورد، ملخص کلام؛ کلاف سَر دَر گُم و اتلاف وقت و بی فایده است
تا کِی این حرص و طمع، شرمی بِدار اِی سخت رو
تا کِی این طولِ اَمَل، عُذری بخـواه اِی بی حیــا
نقل قول  
nikdoost
Member
دنبال کردن مزرخافاتی که چند تن از ورّاجان یاوه سرا در ارتباط با این کتاب اباطیل و لاطائلات نوشته و می نویسند به هیچ دردی نمی خورد، ملخص کلام؛ کلاف سردم گم و اتلاف وقت و بی فایده است
تا کِی این حرص و طمع شرمی بِدار اِی سخت رو
تا کِی این طولِ اَمَل، عُذری بخـواه اِی بی حیــا
نقل قول  
Aligh20
Member
دوستان در نقد ادعاهای این کتاب و پیرامون مستندات بیشتر درباره هولوکاست میتوانند به سایت زیر مراجعه کنند.
http://www.projetaladin.org/holocaust/pr...-site1/102.html
همچنین کتاب اعراب و مساله ی هولوکاست نوشته ژیلبر آشکار را برای مطالعه به دوستان توصیه میکنم.
درباره کتاب به نقل از دویچه وله فارسی
https://m.dw.com/fa-ir/%D8%AC%D9%86%DA%A...D8%AA/a-5774802

دانلود کتاب به زبان انگلیسی
http://93.174.95.29/_ads/E3789F1AF336F0CB4ED6B5EF34BFA84A
نقل قول  
Behruz67
Member
نقل قول از جان اسنو:
اگر توضیحی داریید بفرمایید وگرنه فرار به جلو نفرمایید داستان خاطرات دورغین بازماندگان اشویتس را هم توضیح بدهید درباره عدد یهودیان اروپای غربی که نیم میلیون نفر بوده نه شش میلیون هم توضیح دهید در مورد گاز زیگلون بی هم توضیح دهید البته میتوانید به قسم و ایه متوسل شوید تنها را حقیقت جلوه دادن هلوکاست

تمامی این اطلاعات در اینترنت هست ولی چشم من زحمت پیدا کردنش رو براتون می‌کشم.
درباره‌ی کدوم موضوع می‌خوایید شروع کنیم؟‌ یک موضوع مشخص رو بگید تا سرش صحبت کنیم و ببینیم به کجا می‌رسه ...
نقل قول  
nikdoost
Member
دنیائی که می تواند در آن حضور صلح آمیز تمدن ها را با خود داشـته باشد تبدیل به جدال بر سر مسـائلی شده که جز انقراض تمدن ها را در آینده ی نه چندان دور به بار نخواهد آورد، هلوکاسـت تنها
موردی نیست که در ارتباط با کمیت و چند و چون آن حواشی جعلی و نادرستی به ثبت رسـیده و بزرگ نمائی شـده است، بازهم دو صـد رحمت بر به هم بافندگان راسـت و دروع برای مظلوم نمائی و
نکوهش یهودی ستیزی زیرا با وجود گسترش رسانه های جهانی تٱثیر چندانی نداشته است امّا در گذشته های دور هزار ساله و چندهزار ساله و کمتر و بیشتر که هیچ رسانه ای وجود نداشته و خبـر
رسانی تا یکصد سال قبل حتی از محله ای به محله ی دیگر کار آسانی نبوده است چنان داستان سرائی کذب و افسانه سازی کرده اند که انسان وقتی به اعماق آنها فکر می کند متحیّر می ماند که
مثلاً چگونه گفت و گو ها بین طرف های درگیر در جنگها و مبادلات سیاسی ثبت و ضبط شده است، به هیچ وجه عاقلانه نیست که بپذیریم جای جای تحرکات بسیار خشن و خونبار و مرگبار را کاتبان یا
تاریخ نویسان همراهی می کرده اند حالا اگرچه هلوکاست موضوعی است که مورد سوء استفاده ی صهیونیسـت ها قرار گرفته ولی در لابلای آن فاجعه ی وحشی گری هیتلر و هم رزمان او و کشـتار
بی رحمانه میلیونها انسان بیگناه برای عبرت هرگز نباید فراموش شود، اطاق گاز و وسائل قَتـّاله به هر شکل و طریق دیگر در مقابل ظلم و ستمی که بر مردمان بی گناه به هر تعدادی رفته است قابل
اعتنا و در شمار اهمیت نیست
همه انکار دارد او که چشمی تار دارد او
وگر نه از بَنا هم می توان پِی بُـرد بر بَنّا
نقل قول  
اگر توضیحی داریید بفرمایید وگرنه فرار به جلو نفرمایید داستان خاطرات دورغین بازماندگان اشویتس را هم توضیح بدهید درباره عدد یهودیان اروپای غربی که نیم میلیون نفر بوده نه شش میلیون هم توضیح دهید در مورد گاز زیگلون بی هم توضیح دهید البته میتوانید به قسم و ایه متوسل شوید تنها را حقیقت جلوه دادن هلوکاست
نقل قول  
Behruz67
Member
نقل قول از جان اسنو:
فکت تاریخی صهیونیستها اتاقهای گاز بود که با دلایل علمی رد شد

آن «دلایل عملی» که مد نظر شماست تخیل یکی دو تن شارلاتان بود که مدت‌ها پیش رد شدند.
آیا «دلایل علمی» دیگر هم سراغ دارید که من بی‌خبر باشم؟
ضمنا، «صهیونیسم» رو با «یهودیت» مترادف نگیرید و گرنه در همان اطلاعات ویکی‌پیدیایی دوستان نیز حیرت‌آور خواهد بود.
نقل قول  
فکت تاریخی صهیونیستها اتاقهای گاز بود که با دلایل علمی رد شد
نقل قول  
Behruz67
Member
تازه، کجاشو دیدید، دماغ یهودی‌ها هم بزرگه و همسایه‌های اخی هستند و مدام چشم‌شون رو زمینه که خرده پول‌های افتاده رو وردارند و ... و باقی مزخرفات رایج که ظاهرا برخی دوستان بیشتر به این نوع چیزها علاقمندند تا فاکت‌های مستند و تاریخی.
نقل قول  
ناتان روچیلد با دادن خبر دروغین شکست ارتش انگلستان ثروتش را 2500 برابر کرد همین یک نمونه برای پی بردن به راستگویی و شرافت صهیونیستها کافی است حالا بگذریم از نقش یهودیها در اغاز جنگ جهانی اول و دوم و جنگ سرد و بحرانهای اقتصادی نکته جالب این که اکثر اقتصاددانها هم یهودی اند
نقل قول  
خانواده روتشیلد ثروت بسیار زیادی از جنگ‌های ناپلئون به دست آورد. از سال ۱۸۱۳ تا ۱۸۱۵ ناتان میر روتشیلد به تنهایی مخارج جنگ ارتش بریتانیا را تأمین می‌کرد. در سال ۱۸۱۵، روتشیلد ۹٫۸ میلیون پوند (معادل ۶٫۵۸ میلیارد پوند در پول امروزی) به صورت قرض به متحدان انگلستان داد.

به دلیل کمک بقیه برادران، روتشیلد موفق شد، شبکه بزرگی از مأمورین، باربرها و پست در اروپای نابود شده به واسطه جنگ، ایجاد کند، تا به واسطه آن، اخبار سیاسی و اقتصادی را زودتر از بقیه به دست آورده و از رقبای خود پیش باشد. در این زمان ارزش روتشیلدها برای حکومت انگلستان فزونی یافت.

این شبکه به ناتان اجازه داد، که خبر پیروزی ولینگتون را در جنگ واترلو یک روز کامل قبل از پیام‌آور دولتی به دست آورد. مهمترین فکر ناتان این بود، که از این اطلاع چگونه پول بیشتری به دست آورد. او خبر را به دولت نداد. ناتان شروع به فروختن سهام دولتی خود کرد، که باعث ایجاد ترس در بازار و کاهش شدید قیمت آن کرد. بعد از اینکه قیمت به پایین‌ترین حد خود رسید، او تمامی سهام افراد دیگر را خریداری کرده و موفق شد، رقبای خود را از صحنه به در کند. روز بعد با پخش شدن خبر پیروزی انگلستان ارزش سهام مجدداً به مقدار قبلی خود بازگشت.

ناتان فعالیت‌های اقتصادی خود را از منچستر شروع کرد، سپس به لندن رفت. در سال ۱۸۰۹ او ساختمان اصلی خود را در خیابان سوئیتین محله شهر لندن (با شهر لندن عادی اشتباه نشود) خرید و شرکت ن. م. روثشیلد و پسران را در سال ۱۸۱۱ ایجاد کرد. او چنان قدرتی به دست آورد که در سال ۱۸۲۵ توانست به قدر کافی سکه به بانک انگلستان بدهد که از بحران نقدینگی جلوگیری کند.
نقل قول  
برادران و خواهران صهیونیست در دروغگویی استاد شده اند نمونه اش چوپان دروغگو (بنیامین نتانیاهو ) و داستان ساختگی تورقوزاباد و مرگ مشکوک امانو رییس قبلی اژانس اتمی حتما مخالفت کرده بود سرنگ پتاسیم بهش تزریق کردند در تعجم از احمق هایی که از این جانوران هفت سر حمایت هم میکنند
نقل قول  

تنها بازمانده اردوگاه آشویتس دروغگو از آب درآمد

مردی که مدعی است از اردوگاه مرگ آشویتس فرار کرده و سال‌هاست درباره تجربه‌اش از آشویتس سخنرانی می‌کند، اعتراف کرد که از اساس دروغ می‌گفت. پیش از این اعتراف یک معلم تاریخ در نیویورک تناقض‌گویی‌های او را بر ملا کرده بود.




فراتاب-سرویس بین الملل: جوزف هیرت، مرد۸۶ ساله‌ی ساکن پنسیلوانیا سال‌هاست به‌عنوان یکی از معدود افرادی شناخته می‌شود که موفق به فرار از اردوگاه کار اجباری "آشویتس" در دوران آلمان نازی شده است. اکنون او اعتراف کرد که همه‌ی این سال‌ها دروغ گفته و هیچ‌وقت اصلا در آشویتس زندانی نبوده است.

هیرت سال‌هاست که به‌عنوان یکی از شاهدان زنده‌ی جنایات نازی‌ها در آشویتس به دانشگاه‌ها، مدارس، سخنرانی‌ها و مراسم یادبود قربانیان هولوکاست دعوت می‌شود و تاکنون صدها نشریه با او مصاحبه کرده‌اند.

هیرت همچنین همه‌ی این سال‌ها مدعی بود که یوزف منگله، پزشک نازی اردوگاه مرگ آشویتس را نیز از نزدیک دیده بود.

سال‌هاست که هیرت در سراسر دنیا سخنرانی می‌کند که چطور با حمله‌ی آلمان نازی به لهستان، خانواده‌ی یهودی او ناچار به فرار به سوی بلگراد شدند.



او مدعی بود که در این فرار او بازداشت و به آشویتس فرستاده شد و توانست از یک لحظه غفلت ماموران اردوگاه استفاده کرده و از پارگی سیم خاردارها در گوشه‌ای فرار کند.

معلم تاریخی که متوجه تناقض‌گویی هیرت شد

به گزارش روزنامه‌ی بریتانیایی "گاردین"، اندرو راید، معلم تاریخ دبیرستانی در نیویورک، فردی است که متوجه تناقض‌گویی‌های هیرت شد.

او بعد از این‌که هیرت در مراسمی در دبیرستان محل کار برای سخنرانی حضور پیدا کرد، متوجه شد برخی ادعاهای این مرد با واقعیت‌های ثبت‌شده هم‌خوانی ندارد.

تمام افرادی که به اردوگاه مرگ آشویتس منتقل می‌شدند، صاحب یک شماره می‌شدند و نازی‌ها این شماره را روی بازوی زندانیان خالکوبی می‌کردند.

اندرو راید شماره‌ی روی بازوی هیرت را یادداشت کرد و به سراغ مرکز داده‌های قربانیان و بازماندگان آشویتس رفت. این اطلاعات به شکل عمومی در دسترس است و می‌توان با وارد کردن شماره یا نام، هویت و سرنوشت افراد را جست‌وجو کرد.

اندرو راید در کمال تعجب دید که شماره‌ی روی بازوی هیرت، در واقع شماره‌ی پریمو لوی، نویسنده و شیمی‌دان یهودی است که در آشویتس زندانی بوده و کشته شده است.

راید همچنین با بررسی اسناد و شواهد تاریخی متوجه شد که ادعای هیرت که یوزف منگله را در آشویتس از نزدیک دیده است، نمی‌تواند صحت داشته باشد. چرا که در آن تاریخی که هیرت مدعی است، منگله اصلا هنوز به آشویتس منتقل نشده بود.

راید با انتشار مطلبی با تکیه بر مستندات نوشت که جوزف هیرت دروغ می‌گوید و روایت او نمی‌تواند واقعی باشد.

"می‌خواستم خاطره هولوکاست فراموش نشود"

هیرت سرانجام زیر فشار رسانه‌ها و افکارعمومی بالاخره اعتراف کرد که دهه‌هاست دروغ‌ می‌گوید و هرگز زندانی آشویتس نبوده است.

او در ادعای عجیبی گفت که "نیت خیر" داشته و می‌خواسته "خاطره هولوکاست فراموش نشود."

هیرت در نامه‌ی عذرخواهی که منتشر کرد، مدعی شد که شماره‌ی پریمو لوی را روی بازوی خود خالکوبی کرد تا "خاطره‌ی این شیمی‌دان بزرگ" را زنده نگه دارد و قصد "سوء‌استفاده" نداشته است.

او در این نامه نوشت:«من در آشویتس زندانی نبودم. کار من اشتباه بود و عذر می‌خواهم.»

این اولین‌بار نیست که فردی به دروغ مدعی می‌شود که در اردوگاه‌های مرگ آلمان نازی زندانی بوده است یا درباره‌ی آن وقایع داستان‌سرایی می‌کند. تاکنون چندین نفر دیگر نیز چنین ادعاهایی داشته‌اند.

در یکی از مشهورترین نمونه‌ها، هرمان روزن‌بلت، یک زندانی لهستانی در آشویتس، در کتاب زندگی‌نامه‌ی خود ادعاهایی کاملا ساختگی و دروغین مطرح کرد. کن والتزر، مورخ متخصص در هولوکاست با انتشار مطلب مفصلی دروغ‌های روزن‌بلت را افشا کرد و تاکید کرد که این داستان‌سرایی‌ها بسیار مخرب است و می‌تواند بر واقعیت مسلم و هولناک هولوکاست، سایه‌ی تردید بیفکند.
نقل قول  
nikdoost
Member
سپربلوط گرامی؛
قتل مردمان بی گناه به هر شکلی و با هر وسیله و در هر مکانی محکوم است، قربانیان به هر تعدادی و کشار آنان به هر طریقی واقعیتی است که نیاز به اثبات ندارد، هلوکاست فاجعه ای هولناک و انکار ناپذیر است
دلا از وی چه دیدستی، همی حرفی شنیدستی
کس از نادیده گوید وصف، نی نی دیده ای حاشا
نقل قول  
Behruz67
Member
نقل قول از سپربلوط:
... چرا فقط به یهودیها المان خسارت میپردازد دروغهای این داستان عدد 6 میلیون یهودی داستان اتاقای خیالی گاز داستان خیالی صابون یهودی داستان فقط یهودی بودن اسرا و سوال بزرگتر این که المانها جنایت کردند مردم فلسطین و خاورمیانه باید خسارت بپردازند زمینهای فلسطینی ها را به یهودیها باید داد یا زمینهای المانها ر ا هلوکاست واقعی در ایران زمان جنگ جهانی اول اتفاق افتاد هلوکاست واقعی را اریل شارون و بنیامین نتانیاهو در فلسطین راه انداخته اند

گرامی، زمین و آسمان رو به هم می‌بافی تا چی بگی؟ مشکل اصلی‌ات چیه؟ بر این روایت رسمی هولوکاست نقد داری؟ از اساس منکرش هستی؟ با ارقام مشکل داری؟ مشکل‌ات با جنس یهودیان است؟ مشکل‌ات با دولت اسراییل و ظلم به فلسطینی‌هاست؟ یا به صرف خواندن چند مطلب بی سر و ته از یک سری سایت‌های مشخص دنبال توجیحات آریایی‌پرستانه‌ هستی؟
در هر حال، نخست تکلیف خودت با سوالاتی که داری مشخص کن تا پاسخ درست هم بهت داده بشه.
نقل قول  
داستان کشتار اسرار در زمان جنگ جهانی دوم این است که المانها اسرای روسی و لهستانی و فرانسوی و کولی و یهودی را در این مجتمع ها نگه داری میکردند به عنوان نیروی کار و این اسرا بخش کمی شون یهودی بودند و اینها بر اثر سرما و کمبود تغذیه و انواع بیماری ها میمردند و اینها را دفن نمیکردند به علت نداشتن وقت و امکانات ودر کوره میسوزاندند البته همه اینها جنایت است اما سوال اساسی این است چرا فقط به یهودیها المان خسارت میپردازد دروغهای این داستان عدد 6 میلیون یهودی داستان اتاقای خیالی گاز داستان خیالی صابون یهودی داستان فقط یهودی بودن اسرا و سوال بزرگتر این که المانها جنایت کردند مردم فلسطین و خاورمیانه باید خسارت بپردازند زمینهای فلسطینی ها را به یهودیها باید داد یا زمینهای المانها ر ا هلوکاست واقعی در ایران زمان جنگ جهانی اول اتفاق افتاد هلوکاست واقعی را اریل شارون و بنیامین نتانیاهو در فلسطین راه انداخته اند
نقل قول  
شما از لحاظ علمی داستان اتاق گاز را اثبات کنید بنده هلوکاست را میپذیرم
نقل قول  
nikdoost
Member
سبربلوط گرامی؛
با در آمیختن خیال در واقعیت ها چیزی را نمی توان کتمان کرد، در کُلّ اروپای زمان جنگ هر چند میلیون نفر جمعیت یهودی که وجود داشته است آنچه مهم است ستم و ظلمی است که بر زن و مرد، کودک و نو جوان و جوان و
پیر رفته است که بیگناه در مسلخ ستمگران کشته شده اند، تکذیب ابزار کشتار آنان نیز واقعیت تلخ را توجیه نمی کند، حالا شما بیائید و از اساس هولوکاست را تکذیب کنید؛ آثار به جامانده ی آن هرگز محو نخواهند شد
تا پسِ صد سال دیگر از تفِ شمشیر او
شعله ها بیرون جهد از کَلّه ی مُردار ها
نقل قول  
این بخشی از یک مقاله درباره جوک اتاقای گاز است کامل ان را میتوانید در خبرگزاری فارس بخوانید
نقل قول  
با این ‌حال در همان دوره، پذیرفتم که هنوز هم نمی‌دانم از لحاظ فنی، این اتاق‌های گاز نازی - که مثلاً در آشویتس روز و شب کار می‌کردند، تا صدها یا هزاران نفر را در هر بار از بین ببرند - چگونه ممکن بود ایجاد شده باشند و یا چگونه کار می‌کردند. هیچ‌کسی را نتوانستم در فرانسه یا خارج از آن پیدا کنم که برایم توضیح دهد که متخصصین گاز و دست‌یاران آن‌ها چه‌طور می‌توانستند جسدها را جابه‌جا نمایند؛ بدون این‌که خودشان آلوده ‌شده و بمیرند. (هیدروسیانیک اسید به پوست نفوذ کرده و در همان‌جا می‌ماند؛ درحالی‌که با خارج نمودن هوا، تهویه‌ اجباری و حتی روش‌های دیگر می‌توان آن را از لباس‌ها، موها، اشیای فلزی و موارد دیگر خارج نمود.)

بر اساس متنی که به‌عنوان اعتراف «رادولف هِس»(Rudolf Höss) یکی از سه فرمانده متوالی آشویتس، ارائه ‌شده، من سردرگم شده بودم و هیچ‌کس نمی‌توانست این ابهامات را برای من توضیح دهد. برای مثال، چگونه اعضای یک ‌«سوندرکاماندو»(Sonderkommando) یا «جوخه‌ ویژه» بعد از توقف فریادهای قربانیان و روشن شدن یک دستگاه تهویه‌ هوا، قادر به ورود فوری به درون چیزی می‌شدند که احتمالاً دریایی از «هیدروژن سیانید»(hydrogen cyanide) بوده باشد؛ آن‌هم درحالی‌که غذا می‌خوردند و سیگار می‌کشیدند؛ یعنی بدون پوشیدن حتی یک ماسک گاز؟! زیکلون بی شامل هیدروسیانیک اسید بر روی یک زیر لایه‌ متخلخل خنثی است. این ماده که در سال 1922 اختراع‌ شد و در اواخر 1926 به ثبت رسید، دارای مشکل انفجاری بودن است و با کوچک‌ترین جرقه، آتش می‌گیرد؛ حتی جرقه‌ الکتریسیته‌ ساکن
نقل قول  
در کل اروپای زمان جنگ جهانی دوم شش ملیون یهودی وجود نداشت در اسراییل بعد از هفتاد سال 8 میلیون جمعیت دارد که نزدیک دو میلیون ان عرب فلسطینی هستند هولوکاست واقعی در ایران زمان جنگ جهانی اول اتفاق افتاد و انگلستان با ایجاد قحطی 8 ملیون ایرانی را قتل عام کرد
نقل قول  
صدرا_1
Member
نیکولا فیلیبر nicolas philibert مستندساز مشهور فرانسوی می‌گوید:
«برخلاف تصور رایج، تفاوت چندانی میان فیلم داستانی و فیلم مستند از نظر "دست‌کاری واقعیت" وجود ندارد. فیلم مستند هرگز فیلم خامی نیست که فکر کنید هیچ قضاوتی در آن نیست و قطعاً تفسیر فیلمساز در آن وجود دارد. همیشه دید در فیلم مستند وجود دارد. فیلم مستند همیشه به نگاه فیلمساز نزدیک‌تر است تا فیلمی که قصد دارد واقعیت را بازسازی کند. بنابراین یک مستندساز نگاه خنثی ندارد بلکه همچون هر فیلمساز دیگری درگیر نگاه شخصی است.»
از یک نظر؛ بعضی وقایع تاریخی شبیه بسیاری از مسائل فلسفی پاسخ تام و تمام و خالی از مناقشه ندارند. اما آنچه باعث پذیرش عمومی یک دیدگاه می‌شود به طورعمده مساله تبلیغات و پروپاگاندایی است که سبب گرایش عمومی به یک فرضیه میشود، تا جایی که در احساس و ذهن مخاطب شواهد و مدارک فرضیه مقابل حتی ارزش دیده و شنیده شدن هم ندارند.
اما آنچه مد نظر من است، قبول یا ردّ هولوکاست و کمپ‌های آدم‌کشی در آلمان به عنوان یک موضوع تاریخی نیست.

آنچه که به نظرم مهم است دو چیز است:

یک: اصل نگاه پرسشگرانه و منتقدانه نسبت به غرب؛ آنچنان که از نظر سیاسی در ایران در سطح کلان دنبال می‌شد به معنای استنطاق و پرسشگری از نظام سیاسی ، حقوقی و تبلیغاتی هژمونی لیبرال سرمایه داری. و به طور خلاصه جا به جایی صندلی مجرم و بازجو! چرخاندن میز متهم و قاضی!
اینکه غرب و امپریالیسم مکرر میپرسد، چرا اسرائیل را به رسمیت نمی‌پذیرید؟ چرا حقوق همجنسبازان را انکار می‌‌کنید؟ چرا بهائیان را به رسمیت نمیشناسید؟ چرا قصاص می‌‌‌‌‌‌کنید؟ چرا الزام به حجاب بانوان دارید؟ چرا به دنبال انرژی هسته‌ای هستید؟ چرا به عراق و سوریه کمک می‌دهید؟...؟چرا؟چرا؟
اما در مقابل؛ ما تاریخ ساختگی نظام سلطه را مورد استنطاق قرار دهیم. نظام سیاسی-حقوقی تبعیض‌آمیز حامی رژیم جعلی اسرائیل را تخطئه کنیم. ارزش‌های دوگانه دول اروپایی را درباره آزادی بیان و اندیشه به روی آن‌ها بیاوریم. و اساسا برای خود حق پرسشگری و آزاد اندیشی قائل باشیم.
این همان چیزی است که اغلب به مذاق جریان غربگرا و اذهان تحت تاثیر امپریالیسم خوش نمی‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌آید که اساسا خیال کنیم چیزی(یا کسی) محسوب میشویم که بخواهیم نظام لیبرال سرمایه داری را به چالش بکشیم! بلکه از نظر آنان آنچه موظفیم انجام دهیم تنها و تنها آن است که نُرم‌ها و معیارهای نظام سلطه را با جان و دل بپذیریم. نرمال باشیم یعنی تابع نظام جهانی سلطه باشیم.

دو: پاسخگو کردن غرب و موظف ساختن امپریالیسم نسبت به پذیرش و جبران آنچه که خود علت اساسی آن است، از جنگ‌های جهانی و هولوکاست، 11سپتامبر، حمایت از رژیم صهیونیستی، تجهیز و رابطه با داعش و مراودات تسلیحاتی کلان با دولت های جنگ افروزی همچون عربستان، همه موضوعاتی است که آمریکا و اروپا باید نسبت به آن پاسخگو باشند. نه اینکه هر بهانه‌ای بسازند جهت دست اندازی و تعدی به کشورهای مستقل.
در این باره این دو لینک را هم ببینید:
http://tarjomaan.com/neveshtar/9501/

https://ketabnak.com//book/79897/%D8%AC%...%A7%D9%86%DB%8C
نقل قول  
Behruz67
Member
نقل قول از HAMEDLORDOFCHAOS:
... این مستند یک جو سازی سیاسی هست همان پروپاگاندا ... هولوکاست واقعی در ایران سال 1293الی 1298 شمسی رخ داد که انگلیس از جنوب و روسها از شمال وارد ایران شدند و میلیون ها ایرانی در آن به ناحق کشته شدند یا در خلال جنگ جهانی دوم بر اثر قحطی دوم یا اردوگاه مرگ آیزنهاور که آلمانی های فراوانی کشته شدند بالغ بر یک میلیون و پانصد هزار تا دو میلیون نفر کشته شدند ... چون اصلا نیازی نمیبینم در مورد فیلم پیشنهادی شما صحبت بکنم اصلا حتی ارزش وقت گذاشتن نداره! فقط یک نکته بگم پس از تحقیقات پرفسور فوریسون صحبتی از ایشان نقل میکنم ... هیچ سند واقعی در خصوص صحت هولوکاست وجود ندارد و به صورت تکنیکی غیر ممکن است که چنین حادثه‌ای اتفاق بیفتد. ... هولوکاست یک افسانه است ...

* از همان اول شما پیش‌داوری کردید و این مستند رو یک لایق وقت گذاشتن هم نمی‌دونید ولی لابد فیلم‌های انکارکنندگان ارزش وقت گذاشتن دارند؟!
یک اینکه این مستند متعلق به سال‌های پس از شکست آلمان هیتلری بوده و تمامی فیلم‌ها هم مال اون زمانه که احتمال تقلب رو کم میکنه. دوم این که این فیلم مستند بر اساس واقعیت‌های ضبظ‌شده به صورت فیلم است. مسلما آمریکا قصد تبلیغاتی از این فیلم داره که خودش رو ناجی اروپا بدونه و یهودی‌ستیزی خودش رو پنهان کنه (کشتی مملو از یهودیان پناهجو رو راه نداد و تا مدت‌ها این رویه ادامه داشت). اما این بخش تبلیغاتی نمی‌تونه حقایقی که در این فیلم ضبط شده رو خدشه‌دار کنه. اگر قصد انکار هولوکاست رو دارید حتما باید این فیلم و مشابه رو ببینید تا بتونید تا تصمیم‌گیری‌تون با اطلاع کامل باشه.
* ظاهرا مثل خیلی‌های دیگه شما هم مشکل درک ایده‌ی هولوکاست رو دارید. هولوکاست در معنای کشتار عظیم (کشته‌ها با ارقام بالا) نیست بلکه برنامه‌ی از پیش ریخته‌شده برای قتل‌عام یا نابودی گروهی از مردم بر اساس نژاد، دین و غیره است. در این معنا، نمونه‌هایی که شما ذکر کردید جزو کشتارهای غم‌انگیز است ولی هولوکاست نیست. برای هولوکاست به غیر از مورد یهودیان می‌توان به نمونه‌های سرخ‌پوستان آمریکای شمالی و یا حتی یزیدیان عراقی اشاره کرد.
* تحقیقات پرفسور فوریسون شما هم خودش کلا زیر سواله و این یکی واقعا ارزش وقت گذاشتن نداره!
نقل قول  
درود
سالهای سال قبل این مستند دیدم ، اول یک نکته بگم نه من دوستدار نازی هستم نه نژاد پرستی نه برایش شان و منزلتی قائلم اما به قول توماس هابس حقیقت همان قدرت شمشیر هست (برداشت من از فرمایشات توماس هابس نه صرفا کلام ایشان) این مستند یک جو سازی سیاسی هست همان پروپاگاندا.
هولوکاست واقعی در ایران سال 1293الی 1298 شمسی رخ داد که انگلیس از جنوب و روسها از شمال وارد ایران شدند و میلیون ها ایرانی در آن به ناحق کشته شدند یا در خلال جنگ جهانی دوم بر اثر قحطی دوم یا اردوگاه مرگ آیزنهاور که آلمانی های فراوانی کشته شدند بالغ بر یک میلیون و پانصد هزار تا دو میلیون نفر کشته شدند
کل جنگ جهانی دوم پنج سال و چند ماه طول کشید یعنی اگر هولوکاست شش میلیون قربانی داشته باید روزی سه هزار نفر در جنگ کشته شده باشند! اصلا حتی چنین آماری با عقل هم جور در نمیاد شما فکر نمی کنید انجام چنین کاری چقدر نیرو و انرژی میخواهد اصلا و ابدا شدنی نیست
چون اصلا نیازی نمیبینم در مورد فیلم پیشنهادی شما صحبت بکنم اصلا حتی ارزش وقت گذاشتن نداره! فقط یک نکته بگم پس از تحقیقات پرفسور فوریسون صحبتی از ایشان نقل میکنم (یکی از تصاویری که مورد استناد موافقان هولوکاست قرار گرفته تصویری است که یک نفر با بولدوزر اجساد را به داخل گودالی می‌ریزد.با تحقیقاتی که انجام دادم متوجه شدم که راننده این بولدوزر یک یهودی است که این مسئله خشم خیلی‌ها را برانگیخت. این استاد فرانسوی با اشاره به حمله فیزیکی به وی به خاطر بیان افکار مخالف هولوکاست یادآور شد: هیچ سند واقعی در خصوص صحت هولوکاست وجود ندارد و به صورت تکنیکی غیر ممکن است که چنین حادثه‌ای اتفاق بیفتد. فوریسون با تاکید بر این که بایستی یک بازنگری جدی در خصوص واقعه هولوکاست صورت گیرد، افزود: من با یکی از قربانیان این مسئله صحبت کردم و به او گفتم که در اتاق‌های گاز هیتلری چند روزی در آن بوده و جالب است که می‌گفت گاز آرسنیک فضای این اتاق را پرکرده بود و من به او گفتم که این امکان ندارد، چرا که اگر شما در آن اتاق بودید الان پیش من حضور نداشتید. این استاد فرانسوی در پایان با تاکید بر این که هولوکاست یک افسانه است، افزود: این افسانه بواسطه شجاعت کسانی که در مقابل آن ایستاده‌اند در حال زوال است و روزی شاهد مرگ این افسانه خواهیم بود.)

یک نقل قول میکنم از گروه موسیقی رامشتاین در آهنگ rammstein : Deutschland

Wir (wer hoch steigt, der wird tief fallen
ما (کسانی که به بالا صعود می‌کنند و سقوط عمیق‌تری در پیش دارند) یا (هر که بالاتر میرود عمیق تر سقوط میکند)
نقل قول  
Behruz67
Member
نقل قول از صدرا_1:
... جالب اینجاست مدتی دنبال کتاب اسطورهﻫﺍﻱ بنیانگذار سیاست اسرائیل نوشته روژه گارودی بودم، با اینکه ظاهرا این کتاب در راستای سیاست های ضد اسرائیلی ایران است، اما حتی یک نسخه از آن را پیدا نکردم، ظاهرا بایکوت این موضوع در داخل خود ایران هم وجود دارد! ...

دو ترجمه از این کتاب در ایران هست و قابل دریافت در برخی از کتابخانه‌های عمومی. وضعیت کتابفروشی‌ها رو نمی‌دونم.
با برخی از نکاتی که گارودی در کتابش مطرح کرده موافقم (جدا کردن یهودیان از صهیونیسم، نقش سرمایه‌داری جهانی در پیدایش فاشیسم ...) ولی در نهایت با در نظر گرفتن کشتارهای جنگ جهانی دوم توسط طرفین و نبود مدرک نوشتاری از هیتلر مبنی بر کشتن تمام یهودیان و اعتماد بر گفته‌های «محققی» که منکر وجود اتاق‌های گاز بوده به نفی هولوکاست در معنای برنامه‌ی برای کشتار سیستماتیک یهودیان میرسه (کشتار یهودیان رو قبول میکنه).
این پاراگراف از کتاب جالبه:
«جای تردید نیست که به واسطه‌ی تئوری نژادپرستانه‌ی برتری «نژاد آریایی» هیتلر، یهودی‌ها یکی از هدف‌های مطلوب وی بود و و ملغمه‌ای که از یهودیان و کمونیست‌ها (دشمن اصلی) ساخت با این واقعیت به نمایش گذاشته شد که موجب اعدام صدها هزار کمونیست آلمانی شد و به خصوص در برخوردش با زندانیان اسلاو بیرحم بود. از نظر وی، این دو چنان جفت و جور بودند که اصطلاح خاصی برای آنان آفرید: «یهودی-بلشویسم».»
نقل قول  
Behruz67
Member
نقل قول از صدرا_1:
... درباره اینکه هولوکاست خط قرمز اروپاست حق با شماست، به منظرم هرگونه تشکیک(چه رسد به انکار) با بایکوت رسانه‌ای و اقدامات امنیتی و قضایی در غرب روبرو میشه. ...

تا جایی که اطلاعاتم قد میده «قوانین علیه انکار هولوکاست» فقط در چندین کشور اجراء میشه (۱۶ کشور در کل) و نه کل غرب یا حتی کل اروپا، چرا که زیر سوال بردن حقایق مربوط به کشتار رو بدتر از هر چیزی میدونن. این قوانین هم موافقین و مخالفین خودش رو داره، برای مثال یک نکته‌ی عمومی موافقین اینه که کشورهایی که به نوعی در این کشتارها دخیل بودند همیشه احتمال تکرار رو دارن و باید تحت کنترل باشند و به همین خاطر هم این قوانین عمدتا در کشورهای اروپایی وجود داره که میزبان کمپ‌های آدمکشی بودند (و به شدت جناح راست فعالی دارند).
روشنفکران زیادی هم هستند که وجود هولوکاست را تایید کردند ولی موافق این قوانین کذایی هم نیستند چون معمولا تبلیغات منفی تولید میکنه و جماعت فکر می‌کنند که نظریات سرکوب‌شده واقعا چیزی برای گفتن داشتند. من هم شخصا پیرو این دومی هستم.
نقل قول  
agha sohrab
Member
عاقایون ینی هیچ وخ دیگه این هلو گیلاس و میوه های دیگه ارزون میشه؟که بتونیم ما هم بخوریم >؟ گوشت تنظیم هم که دیگه نمیدن! اجاره خونه ها بازم بالا میره ؟ صاب خونه جوابمون کرده - نمیدونیم چیکار کنیم آخه؟ دکتر و دندون پزشکم که شدن برامون کالای لوکس از دور با حصرت نگاشون میکنیم ؟...نیاز به دکتر و دندون پزشک و روانپزشک ارزون داریم- چند تاشونم بهم گفتن اول تغزیتو درس کن بعد بیا دکتر - بدون تغذیه نیا که کاری نمیشه کرد. موندم بخدا ! فقط ملتمس دعاییم!
نقل قول  
Behruz67
Member
نقل قول از HAMEDLORDOFCHAOS:
اگر دل و دماغ مستند دارید مستند The Greatest Story Never Told هم پیشنهاد میکنم در ضمن اگر خواستید بگید خودم بهتون لینک بدم
به حتم و به یقین مطمئنم هیچ هولوکاستی وجود نداشته تنها اردوگاه کار اجباری بوده آن هم با حقوق! ...
فقط دو نکته را بگم 1. تنها آثاری که از اردوگاه مرگ به گفته فاتحانش موقع فتح وجود داشته مقداری زیادی مو در زمین بوده که آن هم بخاطره شپش بوده نه بیشتر و اون اتاق های شیشه ای هم تنها یک سالون از آن در زمان وجود داشته تازه در آن هم لباس ها و کفش ها را بخاطره بیماری تیفوس ضد عفونی میکردند 2. از آنجا که تا حدودی به چند زبان مسلط هستم دایره تحقیقاتی خودم گسترش دادم و به یک نتیجه کلی رسیدم سال 1945 بعد از جنگ روزنامه ای در امریکا برای اولین بار او تیتر زد سیصد هزار نفر در اردوگاه های کار اجباری مردند و به مرور زمان این تعداد همینطور تعدادش افزایش پیدا کرد!در حالی که کل اروپا در آنزمان تنها پنج میلیون و اندی یهودی داشت و کل یهودی های تحت اشغال آلمان نازی تنها دو و نیم میلیون هم به زور بودند ...

مسلط بودن‌تون به چند زبان مسئولیت و تعهد شما رو در قبال حقیقت بیشتر می‌کنه.
برای انکارکنندگان پیشنهاد می‌کنم سرسری هم که شده نگاهی به فیلم مستند زیر بیندازند که چکیده‌ی بیش از ۲۴ هزار کیلومتر فیلم گرفته شده از کمپ‌های مرگ آلمانی بوده و به عنوان یکی از مستندات در محاکمات جنایات جنگ نورمبرگ استفاده شد. فقط همین فیلم به ویژه ده دقیقه‌ی پایانی که بخاطر تعداد هنگفت لاشه‌ها مجبور به ریختن آنان با بولدوزر به گورهای دستجمعی هستند به تنهایی کذب سخنانی که نقل کردم رو نشون میده، نیازی به پاسخ‌گویی به باقی نمی‌بینم:
Nazi Concentration and Prison Camps (1945)
و اگر دسترسی به دانلود فیلم بالا نداشتید، این هم لینک یوتیوب که بیشتر از فیلم مستند منتشر شده است.
نقل قول  
norhana
Member
نقل قول از صدرا_1:
نقل قول از HAMEDLORDOFCHAOS:درود
به اون دوستانی که فکر میکنند هولوکاستی وجود داشته پیشنهاد میکنم مستندی از (دیوید کوله) به نام کوله در آشویتس، ببیند
هولوکاست ابتدا توسط شوروی برای نازی زدائی در آلمان و جهان ترویج شد و به دروغ ساخته شد
چرا هولوکاست خط قرمز اروپائیان هست هیچ محققی حق تحقیق کردن در موردش را ندارد؟ جالبه حتی چند محققی که در موردش تحقیق کردن دستگیر و زندانی شدند ! فقط به تعدادی از محققانی که در مورد هولوکاست تحقیق کردند و زندانی شدند اشاره میکنم. ارنست زوندل، یورگن گراف، گردهارد فورستر
، دیوید ایروینگ و خیلی محقق دیگر
هولوکاست تنها واقعه تاریخی هست که توسط قانون اجبار میشود!
دنیا آزادی نداریم که هیچ، در در غل و زنجیر در اسارتیم اما نمیتونیم ببینم!

سلام، اگر ممکنه لطف کنید از مستندی که معرفی کردید مشخصات دقیق تری بگذارید،با این مشخصاتی که گفتید چیزی پیدا نکردم.
درباره اینکه هولوکاست خط قرمز اروپاست حق با شماست، به منظرم هرگونه تشکیک(چه رسد به انکار) با بایکوت رسانه‌ای و اقدامات امنیتی و قضایی در غرب روبرو میشه. مضاف بر اینکه هالیوود و رسانه های غربی اساسا مخاطب رو از نظر روانی و احساسی با فیلم هایی مثل زندگی زیباست، پیانیست، فهرست شیندلر...چنان مسحور میکنند که مخاطب هرگونه بحث تاریخی مستندی که به تشکیک در هولوکاست منجر بشه رو پس میزنه.
مایلم به اسامی محققین منکر هولوکاست که نام بردید، به دو چهره سرشناس دیگر پروفسور روبر فوریسون و پروفسور روژه گارودی اشاره کنم.
جالب اینجاست مدتی دنبال کتاب اسطورهﻫﺍﻱ بنیانگذار سیاست اسرائیل نوشته روژه گارودی بودم، با اینکه ظاهرا این کتاب در راستای سیاست های ضد اسرائیلی ایران است، اما حتی یک نسخه از آن را پیدا نکردم، ظاهرا بایکوت این موضوع در داخل خود ایران هم وجود دارد! حتی خاطرم هست زمانی که احمدی نژاد ادعای انکار هولوکاست رو مطرح کرد، کاسه لیس‌های غربگرای ایرانی چنان با شدت و حدت و تمسخر با او برخورد کردند که گویی کفر گفته! (البته کفرگویی هم در قاموس لیبرال ها چندان ناموجه و نامعقول نیست که انکار هولوکاست هست!) بگذریم! به قول بعضیا:
!!iran never denied it(Holocaust). The man who was perceived to be denying it is now gone. Happy new year






یک فرد شاخص دیگر در این زمینه هم یک آلمانی تبعیدی به استرالیا فردریک توبن رئیس موسسه مطالعات آدلاید استرالیا می باشد
در زمینه روژه گارودی یک نکته شگفت دیگری هم وجود دارد که یکی از قربانیان قتل های زنجیره ای مجید شریف مترجم آثار گارودی به فارسی بود
نقل قول  
نقل قول از :
نقل قول از صدرا_1:
نقل قول از HAMEDLORDOFCHAOS:درود
به اون دوستانی که فکر میکنند هولوکاستی وجود داشته پیشنهاد میکنم مستندی از (دیوید کوله) به نام کوله در آشویتس، ببیند
هولوکاست ابتدا توسط شوروی برای نازی زدائی در آلمان و جهان ترویج شد و به دروغ ساخته شد
چرا هولوکاست خط قرمز اروپائیان هست هیچ محققی حق تحقیق کردن در موردش را ندارد؟ جالبه حتی چند محققی که در موردش تحقیق کردن دستگیر و زندانی شدند ! فقط به تعدادی از محققانی که در مورد هولوکاست تحقیق کردند و زندانی شدند اشاره میکنم. ارنست زوندل، یورگن گراف، گردهارد فورستر
، دیوید ایروینگ و خیلی محقق دیگر
هولوکاست تنها واقعه تاریخی هست که توسط قانون اجبار میشود!
دنیا آزادی نداریم که هیچ، در در غل و زنجیر در اسارتیم اما نمیتونیم ببینم!

سلام، اگر ممکنه لطف کنید از مستندی که معرفی کردید مشخصات دقیق تری بگذارید،با این مشخصاتی که گفتید چیزی پیدا نکردم.
درباره اینکه هولوکاست خط قرمز اروپاست حق با شماست، به منظرم هرگونه تشکیک(چه رسد به انکار) با بایکوت رسانه‌ای و اقدامات امنیتی و قضایی در غرب روبرو میشه. مضاف بر اینکه هالیوود و رسانه های غربی اساسا مخاطب رو از نظر روانی و احساسی با فیلم هایی مثل زندگی زیباست، پیانیست، فهرست شیندلر...چنان مسحور میکنند که مخاطب هرگونه بحث تاریخی مستندی که به تشکیک در هولوکاست منجر بشه رو پس میزنه.
مایلم به اسامی محققین منکر هولوکاست که نام بردید، به دو چهره سرشناس دیگر پروفسور روبر فوریسون و پروفسور روژه گارودی اشاره کنم.
جالب اینجاست مدتی دنبال کتاب اسطورهﻫﺍﻱ بنیانگذار سیاست اسرائیل نوشته روژه گارودی بودم، با اینکه ظاهرا این کتاب در راستای سیاست های ضد اسرائیلی ایران است، اما حتی یک نسخه از آن را پیدا نکردم، ظاهرا بایکوت این موضوع در داخل خود ایران هم وجود دارد! حتی خاطرم هست زمانی که احمدی نژاد ادعای انکار هولوکاست رو مطرح کرد، کاسه لیس‌های غربگرای ایرانی چنان با شدت و حدت و تمسخر با او برخورد کردند که گویی کفر گفته! (البته کفرگویی هم در قاموس لیبرال ها چندان ناموجه و نامعقول نیست که انکار هولوکاست هست!) بگذریم! به قول بعضیا:
!!iran never denied it(Holocaust). The man who was perceived to be denying it is now gone. Happy new year


cole in auschwitz
اگر دل و دماغ مستند دارید مستند The Greatest Story Never Told هم پیشنهاد میکنم در ضمن اگر خواستید بگید خودم بهتون لینک بدم
به حتم و به یقین مطمئنم هیچ هولوکاستی وجود نداشته تنها اردوگاه کار اجباری بوده آن هم با حقوق!
بحث در موردش طولانی هست منم آدم با حوصله ای نیستم بخواهم ریز بشم دنیای اینترنت تنها مشکلش برای من تایپ کردن هست!
فقط دو نکته را بگم 1. تنها آثاری که از اردوگاه مرگ به گفته فاتحانش موقع فتح وجود داشته مقداری زیادی مو در زمین بوده که آن هم بخاطره شپش بوده نه بیشتر و اون اتاق های شیشه ای هم تنها یک سالون از آن در زمان وجود داشته تازه در آن هم لباس ها و کفش ها را بخاطره بیماری تیفوس ضد عفونی میکردند 2. از آنجا که تا حدودی به چند زبان مسلط هستم دایره تحقیقاتی خودم گسترش دادم و به یک نتیجه کلی رسیدم سال 1945 بعد از جنگ روزنامه ای در امریکا برای اولین بار او تیتر زد سیصد هزار نفر در اردوگاه های کار اجباری مردند و به مرور زمان این تعداد همینطور تعدادش افزایش پیدا کرد!در حالی که کل اروپا در آنزمان تنها پنج میلیون و اندی یهودی داشت و کل یهودی های تحت اشغال آلمان نازی تنها دو و نیم میلیون هم به زور بودند
چگونه هیتلر با همه یهودیان بد بود در حالی که از بهترین دوستانش امیل ماوریس یک یهودی بود!
تاریخ را فاتحان مینویسند
نقل قول  
صدرا_1
Member
نقل قول از HAMEDLORDOFCHAOS:
درود
به اون دوستانی که فکر میکنند هولوکاستی وجود داشته پیشنهاد میکنم مستندی از (دیوید کوله) به نام کوله در آشویتس، ببیند
هولوکاست ابتدا توسط شوروی برای نازی زدائی در آلمان و جهان ترویج شد و به دروغ ساخته شد
چرا هولوکاست خط قرمز اروپائیان هست هیچ محققی حق تحقیق کردن در موردش را ندارد؟ جالبه حتی چند محققی که در موردش تحقیق کردن دستگیر و زندانی شدند ! فقط به تعدادی از محققانی که در مورد هولوکاست تحقیق کردند و زندانی شدند اشاره میکنم. ارنست زوندل، یورگن گراف، گردهارد فورستر
، دیوید ایروینگ و خیلی محقق دیگر
هولوکاست تنها واقعه تاریخی هست که توسط قانون اجبار میشود!
دنیا آزادی نداریم که هیچ، در در غل و زنجیر در اسارتیم اما نمیتونیم ببینم!


سلام، اگر ممکنه لطف کنید از مستندی که معرفی کردید مشخصات دقیق تری بگذارید،با این مشخصاتی که گفتید چیزی پیدا نکردم.
درباره اینکه هولوکاست خط قرمز اروپاست حق با شماست، به منظرم هرگونه تشکیک(چه رسد به انکار) با بایکوت رسانه‌ای و اقدامات امنیتی و قضایی در غرب روبرو میشه. مضاف بر اینکه هالیوود و رسانه های غربی اساسا مخاطب رو از نظر روانی و احساسی با فیلم هایی مثل زندگی زیباست، پیانیست، فهرست شیندلر...چنان مسحور میکنند که مخاطب هرگونه بحث تاریخی مستندی که به تشکیک در هولوکاست منجر بشه رو پس میزنه.
مایلم به اسامی محققین منکر هولوکاست که نام بردید، به دو چهره سرشناس دیگر پروفسور روبر فوریسون و پروفسور روژه گارودی اشاره کنم.
جالب اینجاست مدتی دنبال کتاب اسطورهﻫﺍﻱ بنیانگذار سیاست اسرائیل نوشته روژه گارودی بودم، با اینکه ظاهرا این کتاب در راستای سیاست های ضد اسرائیلی ایران است، اما حتی یک نسخه از آن را پیدا نکردم، ظاهرا بایکوت این موضوع در داخل خود ایران هم وجود دارد! حتی خاطرم هست زمانی که احمدی نژاد ادعای انکار هولوکاست رو مطرح کرد، کاسه لیس‌های غربگرای ایرانی چنان با شدت و حدت و تمسخر با او برخورد کردند که گویی کفر گفته! (البته کفرگویی هم در قاموس لیبرال ها چندان ناموجه و نامعقول نیست که انکار هولوکاست هست!) بگذریم! به قول بعضیا:
!!iran never denied it(Holocaust). The man who was perceived to be denying it is now gone. Happy new year
نقل قول  
Behruz67
Member
نقل قول از HAMEDLORDOFCHAOS:
من یک عمر هست تحقیق میکنم. ادعای هم در کار نیست. شما لحنت درست کن نه من یهودی هستم و فکر میکنم نه شما
به زمانه این آقا توجه بکن و شرایط دنیا در چه زمانه ای حرف میزنه طبعا کاملا نمیتونه منکر بشه

به سختی متوجه منظورتون شدم ... ولی اگه نتیجه‌ی یک عمر تحقیق‌تون انکار هولوکاست و وصل کردن اون به تقلب شوروی برای مقابله با نازیسم بوده که من یکی دیگه صحبتی ندارم چون لابد منابع تحقیقی بسیار مهمی دارید که در دسترس همگان نیست!
نقل قول  
نقل قول از Behruz67:
نقل قول از HAMEDLORDOFCHAOS:درود
به اون دوستانی که فکر میکنند هولوکاستی وجود داشته پیشنهاد میکنم مستندی از (دیوید کوله) به نام کوله در آشویتس، ببیند
فیلم دیوید کول در ارتباط با زیر بردن آشویتس به عنوان یکی از کمپ‌های آدم‌کشی بود و گرنه وی منکر هولوکاست و کشته شدن یهودیان لهستانی و دیگران در کمپ‌های غیر آشویتس نبود. طبق نظر وی، ۱۹۴۳ آلمان نظرش رو سر کشتن یهودی‌ها عوض میکنه تا بتونه از قدرت کاری اون‌ها در کارخانه‌ها استفاده کنه و این که طرح از پیش‌ریخته‌ای وجود نداشت بلکه این کشتارها بدون برنامه و به تدریج پیش می‌رفت و نه شش میلیون بلکه چهار میلیون کشته شدند! لینک
زمانی که شما گام نخست رو با ادعاهای نادرست آغاز می‌کنید طبیعی‌ست که باقی صحبت‌تون رو هم به این روال حساب کنیم. اگر جدی هستید لطفا کمی بیشتر تحقیق کنید!


من یک عمر هست تحقیق میکنم. ادعای هم در کار نیست. شما لحنت درست کن نه من یهودی هستم و فکر میکنم نه شما
به زمانه این آقا توجه بکن و شرایط دنیا در چه زمانه ای حرف میزنه طبعا کاملا نمیتونه منکر بشه
نقل قول  
pink floyd1
Member
انکارهای صورت گرفته در خود آلمان چیزی نیست جز وسوسه ای برای شستن اجساد و تطهیر پیشینه تاریخی. قبیح بودن کشتار نازی ها ریشه در ایدئولوژی آن دارد. ایدئولوژی ای که شخص یهودی را عامل تمامی نابسامانی های خود جا می زد. ایدئولوژی ای که قربانی آن صرفا یهودیان نبوده اند. امروزه این ایدئولوژی در اروپا به سمت مسلمان بودن تغییر جهت داده است. و در کشور خودمان نیز گاهی شاهد این ایدئولوژی پر آفت هستیم، وقتی کل نابه سامانی های جامعه خود را به گروه خاصی( مثلا مهاجرین افغان و ...) نسبت می دهیم شاید فقط یک قدم تا نازیسم فاصله داشته باشیم و این در حالی است که بسیاری از افراد چه در ایران و چه در نقاط دیگر دنیا فاشیسم را محکوم کرده و ژست No to Racism را به خود می گیرند.
نقل قول  
Behruz67
Member
نقل قول از HAMEDLORDOFCHAOS:
درود
به اون دوستانی که فکر میکنند هولوکاستی وجود داشته پیشنهاد میکنم مستندی از (دیوید کوله) به نام کوله در آشویتس، ببیند

فیلم دیوید کول در ارتباط با زیر بردن آشویتس به عنوان یکی از کمپ‌های آدم‌کشی بود و گرنه وی منکر هولوکاست و کشته شدن یهودیان لهستانی و دیگران در کمپ‌های غیر آشویتس نبود. طبق نظر وی، ۱۹۴۳ آلمان نظرش رو سر کشتن یهودی‌ها عوض میکنه تا بتونه از قدرت کاری اون‌ها در کارخانه‌ها استفاده کنه و این که طرح از پیش‌ریخته‌ای وجود نداشت بلکه این کشتارها بدون برنامه و به تدریج پیش می‌رفت و نه شش میلیون بلکه چهار میلیون کشته شدند! لینک
زمانی که شما گام نخست رو با ادعاهای نادرست آغاز می‌کنید طبیعی‌ست که باقی صحبت‌تون رو هم به این روال حساب کنیم. اگر جدی هستید لطفا کمی بیشتر تحقیق کنید!
نقل قول  
درود
به اون دوستانی که فکر میکنند هولوکاستی وجود داشته پیشنهاد میکنم مستندی از (دیوید کوله) به نام کوله در آشویتس، ببیند
هولوکاست ابتدا توسط شوروی برای نازی زدائی در آلمان و جهان ترویج شد و به دروغ ساخته شد
چرا هولوکاست خط قرمز اروپائیان هست هیچ محققی حق تحقیق کردن در موردش را ندارد؟ جالبه حتی چند محققی که در موردش تحقیق کردن دستگیر و زندانی شدند ! فقط به تعدادی از محققانی که در مورد هولوکاست تحقیق کردند و زندانی شدند اشاره میکنم. ارنست زوندل، یورگن گراف، گردهارد فورستر
، دیوید ایروینگ و خیلی محقق دیگر
هولوکاست تنها واقعه تاریخی هست که توسط قانون اجبار میشود!
دنیا آزادی نداریم که هیچ، در در غل و زنجیر در اسارتیم اما نمیتونیم ببینم!
نقل قول  
pink floyd1
Member
همانطور که هانا آرنت تاکید می کند، خوفناکی غیر قابل تحمل آشویتس در این حقیقت قرار دارد که مرتکبان آن فیگورهایی همچون شیطان میلتون نبودند که اظهار می کرد"بگذار شر، خیر من باشد"- علت حقیقی برای خوفناکی چیزی که اتفاق افتاد کاراکتر "انسانی، بس بسیار انسانی" مرتکبان آن بود. پریمو لوی که خود از بازماندگان آشویتس است می نویسد: در تنفر نازی هیچ عقلانیتی وجود ندارد، تنفر آنان تنفری است که در ما نیست؛ این تنفر بیرون از انسان است، این تنفر میوه ای سمی است که از درخت مرگبار فاشیسم به بار آمده است.
نقل قول  
khosro1952
Publisher
حالا نمی خواد زیاد راه دور بروید به رفتار حکومت گران با سیل زدگان در ایران نگاه کنید به رفتار حکومت با کارگران و زحمت کشان جامعه نگاه کنید هر جا که تبعیض و نابرابری وسرکوب رو دیدید یقین بدانید با هولوکاست روبرو هستید نمی خواد که اردوگاه با سیم خاردار محصور شده باشه می تونه به وسعت یک کشور باشه هر جا . لازم نیست حتما یهودی باشید می تونید دارای هر رنگ و نژاد و دین و باور باشید و در یک هولوکاست گرفتار باشید. کسی هم جرات نداشته باشه ان را توطئه و نژاد پرستی و نسل کشی بنامد
نقل قول  
saeidborji
Member
سال گذشته یکی از اتفاقات نادری که شاید احتمالش یک در صد ملیون باشه برای من افتاد: با یکی از بازماندگان هولوکاست ملاقات کردم. خانمی بود 96 ساله و به کمک چرخ دستی و با سختی فراوان توی خانه اش اینور و اونور میرفت ولی از لحاظ ذهنی هیچ نشانی از الزایمر و یا پیرمغزی درش مشهود نبود. خوش اخلاق بود و ساده زی. صبحانه اش چند تا بیسکوییت بود و یه لیوان چای تازه. مدت دو ساعت برام صحبت کرد و در اون میون از خاطراتش توی کمپ آشویتز، پیاده راه تبعید را در زمستان طی کردن و ..... تعریف کرد. فکر نمیکنم خلیلی از این افراد دیگه زنده باشند. این خانم هم 18 سالش بوده که دستگیر و به کمپ فرستاده شده. عددی که روی ساعدش توسط کمپ خالکوبی شده بود رو نشانم داد ولی پس از اونهمه سال و چروکیدگی پوست به سختی چیزی ازش معلوم بود. یه رد آبی رنگ به طول شاید 5 سانت. او فقط گوینده بود و من شنونده و من هیچ سوالی یا اشاره ای به موضوعی نکردم ولی همه حدسیاتی که از قبل داشتم رو خاطرات این خانم برام تایید کرد. اون طوری که من از زبان یک بازمانده هولوکاست رودر رو شنیدم (صحبت فقط صرفا بران وقت گذرانی بود و نه مثل کسی که جلوی دوربین واستاده باشه و متن دیکته شده بخونه یا محبور باشه چیزایی بگه که نمیخاد) هولوکاست واقعی بوده. یهودیان دستگیر و به کانسنتریشن کمپ فرستاده شدند ولی بیشتر فیلما و مستند هایی که دیده ام بر این اساس خیلی اغراق کردن.
نقل قول  
nikdoost
Member
مختصر مطالبی که در ارتباط با " هولوکاست؛دروغ بزرگ یهودیان "، به عرض می رسانم در پاسخ به هیچیک دیدگاههای دوستان که بطور مفصل در تٱیید یا ردِّ این فاجعه ی هولناک نوشته اند نیست، زیرا اساساً کش
دادنِ این بحث را کاملاً بیهوده می می دانم، تا وقتی که هزاران کتاب ارزشمند در کتابناک وجود دارد که می توانند حلّ المسائل مشکلات زندگانی ی فردی و جامعه باشند و مطالعه و گشایش و ارائه سلیقه ای از
روشنگری ی آنها برای همگان مفید باشد، " گفت و گوی نا مساعد و نامبارک در باره ی " هلوکاست " که مورد سوء استفاده ی صهیونیستها برای ادامه ی تجاوز به فلسـطینی ها است که هیچ نقشی در حوادث و
وقایع آن نداشته اند و از آن بی خبر هستند چرا!، واقعیت این است از پیش معلوم است که برخی از این طریق برای خود سرگرمی درست کرده اند و بعضی نیز ممکن است مذهب متفاوتی از اسلام داشته باشند و
به بهانه ی هلوکاست به مانند E R S می خواهند برای خود طرفدار جذب کنند، بلکه راه توجیهی برای سـتمگری و نسل کشی صهیونیسـتها بیابند. در واقعه ی جنگ جهانی دوم به اندازه کل جمعیت فعلی ی ایران
یعنی نزدیک به 75 میلیون نفر کشته شدند، مظلوم تراشی فقط برای مجموعه ای از کشته شدگان از یهودیان و مخالفان نظام نازیسم در هلوکاست چرا!، آیا خون یهودیان رنگین تر از سـایر میلیونها کودک و زن و مرد
پیر و جوانی بوده که به خاطر توسـعه طلبی و جاه طلبی حاکمان در جنگ جهانی دوم کشـته شدند، پس مظلوم تراشی تنها برای هلوکاست چرا!، هرگز جنایات هلوکاست با کشـته شدن کمتر یا بیشتر از 6 میلیون
نفر یهودی که تعداد آن به درستی معلوم نیست نمی تواند توجیهی بر غصب سرزمینهای فلسلطینیان و کشتن ده ها هزار از کودک و زن و مرد مظلوم ساکن فلسطین و ادامه ی تجاوز و توسعه طلبی ی صهیونیست
ها باشد، در جنگ جهانی اوّل بیش از نیمی از جمعیت کشور ما در اثر جنایات انگلسـتان و بروز قحطی کشته و به فراموشی سپرده شدند، مظلوم تراشی فقط برای هولوکاست چرا!، تاریخ حال و گذشـته ی دور و
نزدیک جهان، عرصه جنایات و کشتار، هزاران، صدها هزار، میلیونها و شاید میلیاردها انسان مظلوم و بی دفاع در خاک و خون غلطیده است، اشک تمساح برای هلوکاست و بزرگنمائی ی آن چرا!، بهانه جوئی چرا!!
بسی مثال خمیرت دراز و گِرد کننـد ... کَهَت کنند و دو صد بار کهربات کنند
تو مرد دل تنکی پیش آن جگر خواران ... اگر روی چو جگربند شوربات کنند
تو اعتماد مکن بر کمال و دانش خویش .. که کوه قاف شوی زود در هوات کنند
نقل قول  
bina88
Member
اول از اینکه به بنده اجازه دادید تحقیق کنم سپاسگزارم . ممکن است بجرم تخلف از قانون و یهودی ستیزی , شما را اردوگاه هایی مثل گوانتانامو یا ابوغریب بفرستند.

اما بعد

1- طبق اسنادی که فاتحین ارائه میدهند در این اردوگاه ها بغیر از یهودیان لهستانی ها , کولی ها و سیاسیونی هم زندانی بوده اند و این اعتراف بدین معنی است که اگر هولوکاست تخصیص یافته نسل کشی است باید این تخصیص شامل حال این اقوام هم میشد.

2- اگر لفظی تخصیص یافت دیگر از آن افاده شمولیت نمی شود . پس واژه هولوکاست اگر به معنی "نسل کشی" بود و برای تمام نسل کشی ها , یا حداقل نسل کشی یهودیان , لهستانی ها و سیاسیون مخالف نازی اتلاق معنی میشد , پس از تخصیص به قوم یهود ( صهیونیست ) , و تبئین قوانین متعدد و ذیل آن دیگر نمیتوان آن را برای مخالفت با نسل کشی دیگران دانست.

3- این تخصیص معنی نه بصورت سهوی و در لفظ مردم عادی و عامی , بلکه در قوانین بین المللی و نتیجتا بشکلی کاملا آگاهانه صورت گرفته .

4- جعل واژه های دیگر برای مخالفت با نسل کشی دیگر ملتها و جدا کردن این قوانین از هم خود نشان دهنده رفتاری نژادپرستانه است.

الف : شک یا تحقیق در مورد هیچ یک از نسل کشی ها تخلف از قانون نیست
ب : رد نسل کشی چه در کلیت یا در جزئیت توسط هر محققی تخلف محسوب نمیشود و پیگرد قانونی ندارد
ج : هرگونه اظهار تردید بشکل لفظی در "هولوکاست یهودی" فرد را یهودی ستیز و مجرم میکند ولی ارتکاب جنایت و قتل عام بیش 50000 نفر کسی را جانی نمیکند چون این نسل کشی جنایت علیه بشریت نیست .
نقل قول  
E R S
Publisher
این جمله رو اصلاح می کنم:
نقل قول از E R S:
که به رسمیت شناخته شده اند (از جمله نسل کشی بوسنی و میانمار و ...) طبق قانون ضد نژاد پرستی جرم محسوب میشه.

به جای میانمار، منظور بنده رواندا بود که سهوا نوشتم میانمار. موضع اروپا در مورد میانمار هم هر چه باشد یا نباشد، ارتباطی با وقوع یا عدم وقوع واقعه ی تاریخی هولوکاست ندارد.
نقل قول  
E R S
Publisher
این کامنت آخر من در این صفحه است.

جدای از همه ی بحث های مسخره،
اگر روزی آدم محقق، روشن فکر و جدی گذار اش به این صفحه افتاد و تصمیم گرفت در مورد هولوکاست تحقیق کنه لینک های زیر رو تقدیمش می کنم:

1.مجموعه ای از اسناد مربوط به هولوکاست
Holocaust Documents
Nazi Conspiracy and Aggression
2.کتابی بسیار خوب در مورد ریشه های واقعی انکار هولوکاست و پاسخ درخور به برخی ادعاها
Holocaust Denial
3.دو مورد خیلی معروف از خاطرات مربوط به هولوکاست
The Diary of a Young Girl
Man's Search for Meaning
نقل قول  
E R S
Publisher
bina88

این نکات رو که در کامنت های قبلی ام گفتم، برای بار آخر این جا خلاصه می کنم

1.خیلی صریح گفتم که حق شک و تحقیق در مورد همه ی نسل کشی ها (از جمله هولوکاست) رو برای شما قائلم.

2.همچنین گفتم اگر به هر دلیلی یک نسل کشی مورد توجه قرار نگرفت (چه دلایل سیاسی و چه دلایل دیگر)، این موضوع هیچ ارتباطی به صحت تاریخی هولوکاست نداره. بلکه نهایتا نشانه معیار دوگانه اون دولت هاست. وقوع یا عدم وقوع هولوکاست با بررسی اسناد تاریخی معلوم میشه، نه با این که فلان دولت امروز چه کار می کنه یا نمی کنه.

3.اتحادیه اروپا در سال 2001 قانون ضد نژاد پرستی رو تصویب کرد که مطابق این قانون انکار یا سعی در بی اهمیت جلوه دادن نسل کشی ها جرم محسوب می شه. این نسل کشی ها، فقط هولوکاست نیست. بلکه موارد دیگری هم در اروپا به عنوان نسل کشی به رسمیت شناخته شده اند، که چند مورد رو مثال زدم و لینک هم در موردش قرار دادم. از جمله نسل کشی ها در بوسنی و اوکراین و میانمار که هیچکدام یهودی نیستند. در بوسنی مسلمان کشته شدند و این نسل کشی به رسمیت شناخته شده.

4.دلیل نگرانی از انکار نسل کشی ها، این هست که انکار نسل کشی، می تواند مقدمه تکرار نسل کشی باشد.

5.من لینک هایی گذاشتم که سندهایی رو در مورد هولوکاست ارائه داده. اگر دلایل موجه برای نامعتبر بودن اون ها دارید، این دلایل رو ارائه بدید لطفا. من هم استقبال می کنم. مدام حاشیه میرید که "چرا فلان جا انکار هولوکاست ممنوع هست" و "چرا بهمان جا نسل کشی در میانمار رو به رسمیت نمی شناسند"! آقای عزیز، داریم در مورد هولوکاست صحبت می کنیم. دوباره تکرار می کنم: صحت تاریخی واقعه ی هولوکاست با بررسی اسناد تاریخی معلوم میشه، نه با بررسی اینکه این دولت و اون دولت امروز چی کار می کنند یا نمی کنند. شما هم الان در ایران هستید لابد. پس با خیال راحت هر برداشتی از این اسناد دارید، منتشر کنید.

6.هزاران صفحه سند در مورد هولوکاست وجود داره. من لینک قرار دادم و کتاب هم معرفی کردم.

جناب bina88
بحث بنده با شما، از نظر من تمام شده است. موفق باشید.
نقل قول  
E R S
Publisher
آقای bina88

این حرف هایی که گفتید رو در کامنت های قبلی جواب دادم. واقعا خسته کننده است اگر قرار باشه مطلبی چند بار تکرار بشه. خلاصه ای می نویسم و تمام.

ولی قبل از اون، این جمله شما به چه معناست؟!
نقل قول:
هیچ نسل کشی دیگری , غیر از هولوکاست در قوانین بین المللی رشما بنام هولوکاست شناخته نمیشوند


عزیز،
واژه ی هولوکاست به طور عام به معنای نسل کشی هست، اما به خاطر کثرت کاربرد درباره ی یک مورد تاریخی، کم کم به صورت اسم خاص در آمده و اشاره اش به یک واقعه ی مشخص تاریخی است. اون واقعه ی تاریخی هم نسل کشی یهودیان به دست آلمان نازی، در جنگ جهانی دوم هست.

سایر نسل کشی ها هم گاهی به اسامی مشخصی معروف شدن، مثلا نسل کشی در اوکراین توسط نیروهای شوروی به هولودومور معروفه.

این که به سایر نسل کشی ها، عموما هولوکاست گفته نمی شه، به این معنی نیست که اون ها رو به عنوان نسل کشی نمی شناسند!! بلکه برای اون ها عنوان Genocide به کار میره. و انکار genocide هایی که به رسمیت شناخته شده اند (از جمله نسل کشی بوسنی و میانمار و ...) طبق قانون ضد نژاد پرستی جرم محسوب میشه.

موضوع اینقدر روشن و واضحه که رغبت نمی کنم بیشتر از این توضیح بدم.
نقل قول  
jarage
Member
نقل قول از bina88:

عرض کردم اگر معتقدند اسناد اینقدر زیاد است که غیر قابل انکار است پس نیازی به تصویب قانون مجازات برای تحقیق و شک نیست . مگر میشود برای تشکیک و تحقیق درباره کلیت یا جزئیات یک واقعه تاریخی مردم را مجازات کرد ؟

درود بر شرف و شجاعت و آزادگی شما
هولوکاست افسانه ساخته افسانه سازان یهود هست برای باج گیری از جهان،این گله دشمن ملت ها و ملیت ها و نژاد انسان هست (ولی در مورد یهود کمی تیز بین تر از این باشید که یهودی خوب و بد تفکیک کنید)
فقط بگم که اگر انکار کنیم که یهود با یهود فرقی نداره و سر و ته یه کرباسند خطر خیلی جدی تری بشر رو تهدید خواهد کرد برای مثال شاید در زمان عثمانی فکر می کردن شاباتای زوی و فرقش(دونمه ها) یک یهودی مسلمان شده هستن که با یهودیانی که به گله برترشون اعتقاد دارند فرق دارن اما دونمه ها عاملان فروپاشی عثمانی شدن.
یا همینطور ژاکوب فرانک که کلیسای کاتولیک فکر می کرد مسیحی شده هایی هستن که با یهودیانی که به گله برتر بودنشون اعتقاد دارن فرق دارن اما همین ژاکوب فراک و پیروانش عاملان آشوب های ضد کلیسایی در اروپا شدن
یهودی ها چه در جلد صهیونیست چه در جلد مسلمان شده و چه در جلد یهودی غیر صهیونیست به یک اندازه خطرناک،ویرانگر و مضر برای بشر و نژادبشر هستن
نقل قول  
bina88
Member
نقل قول از E R S:
نقل قول:راستش اگر هیتلر پیروز میشد و تاریخ را باید از اسناد کتابخانه نازی ها میخواندید و میدانستید هرگونه شک و تحقیق در مورد صحت اسناد مجازات قانونی دارد مجبور میشدید همان مطالب را در کتابخانه اش بعنوان حقیقت و وحی منزل بپذیرید . درست مانند امروز

در مورد اسناد؛

قبلا تاکید کردم که اینها اسناد دست اول هستند و شامل حرف ها و سخنرانی های خود سران نازی اند. از جمله حرف ها و سخنرانی های شخص هیتلر ، صحبت های هیملر رئیس SS (که بعد از هیتلر، قدرتمند ترین فرد آلمان نازی بود و مسئول اصلی نسل کشی ها)، نامه ها و مکاتبات افسران عالی رتبه آلمانی در جنگ جهانی دوم و ...

اینها چیز هایی نیست که متفقین تولید کرده باشند!

این که هیتلر در سخنرانی های عمومی که متنشون در همین کتابناک هم هست، یهودیان رو عملا به نسل کشی تهدید می کنه، چه ارتباطی به پیروزی متفقین داره؟

در واقع در مورد هولوکاست، چون جزو تاریخ معاصر هست، مقدار اسناد و مدارک باقی مانده اونقدر زیاده که انکارشون تعجب برانگیزه.



عرض کردم اگر معتقدند اسناد اینقدر زیاد است که غیر قابل انکار است پس نیازی به تصویب قانون مجازات برای تحقیق و شک نیست . مگر میشود برای تشکیک و تحقیق درباره کلیت یا جزئیات یک واقعه تاریخی مردم را مجازات کرد ؟

آیا می شود بگوئیم هرکسی عین آنچه که ما میگوئیم را قبول ندارد پس "دشمن یهود است" ( البتهمنظورشان صهیونیست هاست) و... برچسب های دیگر بزنیم و با این شرایط یک عاقلی هم پیدا شود بگوید ... بله آنها راست میگویند چون تهدید کرده اند ؟

نقل قول  
bina88
Member
نقل قول از E R S:


اتفاقاتی زیاد دیگری هم رخ داده که هر چند جنایت های بزرگ و غیرقابل بخشش هستند، اما مصداق نسل کشی به حساب نمیان. چون نسل کشی تعریف مشخص داره و هر جنایتی، نسل کشی نیست.


دقیقا چه جنایتی نسل کشی محسوب شده ؟ معیارها چیست و چه کسی تعریف کرده ؟ این صفحه را نگاه کنید " اینجا " بر اساس آن معیار این نسل کشی هست یا نیست "

من هم دیده ام , فقط در بازه ای از زمان بنا بلحاظ سیاسی یک یا چند کشور یک کشتار را نسل کشی تلقی کرده اند مثلا نسل کشی ارامنه مربوط به 100 سال پیش است ولی زمانی آن را نسل کشی دانستند که با ترک ها مشکل پیدا کردند و نیاز به چماق داشتند
اما نسل کشی ارامنه
و نه هیچ نسل کشی دیگری , غیر از هولوکاست در قوانین بین المللی رشما بنام هولوکاست شناخته نمیشوند هیچ عواقب حقوقی بین المللی ندارد و هیچ مصونیتی برای آن اقوام ایجاد نمیکند .
نقل قول  
E R S
Publisher
آقای bina88

اگر فرصت داشتید، حتما و حتما کتاب زیر رو مطالعه کنید:
Holocaust Denial
این کتاب در مورد ریشه های انکار هولوکاست و پاسخ به اون ها بحث می کنه و بسیار مفیده.
نقل قول  
E R S
Publisher
نقل قول:
راستش اگر هیتلر پیروز میشد و تاریخ را باید از اسناد کتابخانه نازی ها میخواندید و میدانستید هرگونه شک و تحقیق در مورد صحت اسناد مجازات قانونی دارد مجبور میشدید همان مطالب را در کتابخانه اش بعنوان حقیقت و وحی منزل بپذیرید . درست مانند امروز

در مورد اسناد؛

قبلا تاکید کردم که اینها اسناد دست اول هستند و شامل حرف ها و سخنرانی های خود سران نازی اند. از جمله حرف ها و سخنرانی های شخص هیتلر ، صحبت های هیملر رئیس SS (که بعد از هیتلر، قدرتمند ترین فرد آلمان نازی بود و مسئول اصلی نسل کشی ها)، نامه ها و مکاتبات افسران عالی رتبه آلمانی در جنگ جهانی دوم و ...

اینها چیز هایی نیست که متفقین تولید کرده باشند!

این که هیتلر در سخنرانی های عمومی که متنشون در همین کتابناک هم هست، یهودیان رو عملا به نسل کشی تهدید می کنه، چه ارتباطی به پیروزی متفقین داره؟

در واقع در مورد هولوکاست، چون جزو تاریخ معاصر هست، مقدار اسناد و مدارک باقی مانده اونقدر زیاده که انکارشون تعجب برانگیزه.
نقل قول  
E R S
Publisher
نقل قول:
ولی این قوانین و حقوق آن تنها برای نژاد خاصی وضع شده و برای دیگر ملتها هیچ ارزش حقوقی و اعتباری ندارد .

خیر، این حرف اشتباهه. تا جایی که من اطلاع دارم، فقط هولوکاست نیست که انکارش در اورپا ممنوعه. نسل کشی های دیگری هم هستند که انکارشون مجازات در پی داره . چند مثال:

1. نسل کشی ارامنه
2. نسل کشی مسلمانان بوسنی
3. نسل کشی در اوکراین
4. نسل کشی در رواندا
5. نسل کشی صرب ها


می بینید که ممنوعیت انکار نسل کشی ها منحصر به یهودیان نیست. در واقع این ها جزو قانون ضد نژاد پرستی هستند که از سال 2001 در اتحادیه اروپا اجرایی شده، و نسل کشی هایی که انکارشون ممنوع است هم متعدد هستند (و نه فقط هولوکاست). ولی حکومت فعلی ایران طوری تبلیغات انجام میده و بر ذهن مردم کار می کنه، که گویی فقط یهودیان تنها موضوع این قانون هستند.

من هم موافقم که جنایات دیگری هم رخ داده که باید به عنوان نسل کشی در نظر گرفته شوند، مثلا اتفاقاتی در مورد بومیان آمریکایی (سرخ پوست ها) در قرن های 18 و 19 میلادی رخ داد هم به نظر من باید به عنوان نسل کشی در نظر گرفته بشه. و خیلی موارد دیگه. اما اینکه این موارد تا به حال مورد توجه قرار نگرفتند، هیچ ارتباطی به خود هولوکاست و صحتش نداره. نمی تونید ادعا کنید چون به فلان نسل کشی توجه نشده، پس هولوکاست دورغه! این استدلال از نظر منطقی غلطه.

اتفاقاتی زیاد دیگری هم رخ داده که هر چند جنایت های بزرگ و غیرقابل بخشش هستند، اما مصداق نسل کشی به حساب نمیان. چون نسل کشی تعریف مشخص داره و هر جنایتی، نسل کشی نیست.
نقل قول  
bina88
Member
نقل قول از E R S:
نقل قول از bina88:1- آیا این حق را دارد که در خصوص آن موضوع یا موضوعات تحقیق کند ؟
2- و اگر نتیجه تحقیقاتش مخالف ادعا بود این حق را دارد آن را بگوید یا اینکه این حق را ندارد و شما برای او چنین حقی قائل نیستید ؟

این دو سوال شما در واقع یک سواله، جواب من هم خیلی روشن و صریح اینه: بله حق داره در این مورد تحقیق کنه و نتایجش را هم منتشر کنه. اینکه در اروپا برای مثال این کار جرم هست، به بنده مربوط نیست. مگر من مسئول قوانین اروپایی ها هستم که این سوال رو از من می پرسید؟ اگر همین الان، شخص شما برای هر کدام از سندهای ارائه شده در لینک ها، دلیل منطقی دال بر نامعتبر بودن ارائه کنید، من استقبال می کنم.

از این گذشته، بنده اصولا در جایگاهی نیستم که حق اینکار رو از شما سلب کنم. (شما هم زیاد نگران نباشید، امروز در کشور ما نفی نسل کشی، نه فقط مجازات نداره، بلکه مورد تشویق هم قرار می گیره!)

اما در مورد ممنوعیت نفی هولوکاست در اروپا؛
هر چند من به چند دلیل طرفدار این قانون ممنوعیت نیستم، اما جهت اطلاع شما باید بگم که در پس این قوانین، استدلال ها و نگرانی های قابل درکی وجود داره. این جوری نیست که سرخود و بی هیچ دلیل و منطقی قانون تصویب کرده باشند.
اصولا بحث انکار نسل کشی ها، خطرناکه. چرا که این انکارها، می تونه مقدمه ای برای تکرار نسل کشی باشه.
در مورد اینکه چرا انکار نسل کشی ها کار خطرناکی است رجوع کنید به لینک زیر:
The Cost of Denial
(این لینک رو قبلا هم گذاشته بودم)


بسیار عالی . اگر غرب و تابعین آن بمانند شما این حق را قائل میشدند و مجازات قانونی وضع نمیکردند برای کسی ه دست به تحقیق و تشکیک بزند میپذیرفتم که آنها صادقانه از واقعه ای دارند صحبت میکنند و لذا قوانین بازدارنده ای برای ممانعت از تکرار وضع کرده اند.

ولی آنها بر عکس شما هرگز این صداقت را نداشته اند .

راستش اگر هیتلر پیروز میشد و تاریخ را باید از اسناد کتابخانه نازی ها میخواندید و میدانستید هرگونه شک و تحقیق در مورد صحت اسناد مجازات قانونی دارد مجبور میشدید همان مطالب را در کتابخانه اش بعنوان حقیقت و وحی منزل بپذیرید . درست مانند امروز

اما در مورد موضوع بعدی ای که مطرح کردید عرض شود که

هولوکاست نه بلحاظ تاریخی و نه بلحاظ قانون بین المللی ارتباط به هیچ قومی بجز یهود صهیونیست ندارد . اگر این معنی ارزشمند بود باید قابل تعمیم برای تمام ابناء بشر بود و در این صورت خود بنده مدافع هولوکاست میشدم.

ولی این قوانین و حقوق آن تنها برای نژاد خاصی وضع شده و برای دیگر ملتها هیچ ارزش حقوقی و اعتباری ندارد . بلحاظ این رویکرد و محدودیت قئل شدن نژادی این قوانین نژادپرستانه اند و دفاع از آن تنها دفاع از حقوق یک نژاد است . در حالیکه نسل کشی های متعدد از اقوام دیگر صورت گرفته و میگیرد ولی این قانون بدرد آنها نمیخورد.

همین چند روز پیش دولت نیجریه دهها شیعه را قتل عام کرد . پارسال هم 350 نفر دیگر را به گلوله بست . مگر این قانون بدرد آنها میخورد ؟ بدرد مسلمان میانمار میخورد ؟ بدرد ارامنه چظور ؟ یا کردها و یا ایرانی هائی که در طی جنگ جهانی اول 10 میلیون نفرشان قتل عام شدند . ( ر.ک : قحطی بزرگ / محمد قلی مجد / ترجمه محمد کریمی / موسسه تحقیقات پژوهشهای سیاسی 1387 / ص 85 )

نه بدرد هیچکدام آنها و یا هیچ دام دیگر نمیخورد . این قانون و اتفاقی که از آن صحبت مینند فقط برای یک نژاد خاص است .

نقل قول  
12873
Member
همیشه نسل کشی وجود داشته این که دیگه واقعیت داره
نقل قول  
E R S
Publisher
نقل قول از bina88:
1- آیا این حق را دارد که در خصوص آن موضوع یا موضوعات تحقیق کند ؟
2- و اگر نتیجه تحقیقاتش مخالف ادعا بود این حق را دارد آن را بگوید یا اینکه این حق را ندارد و شما برای او چنین حقی قائل نیستید ؟

این دو سوال شما در واقع یک سواله، جواب من هم خیلی روشن و صریح اینه: بله حق داره در این مورد تحقیق کنه و نتایجش را هم منتشر کنه. اینکه در اروپا برای مثال این کار جرم هست، به بنده مربوط نیست. مگر من مسئول قوانین اروپایی ها هستم که این سوال رو از من می پرسید؟ اگر همین الان، شخص شما برای هر کدام از سندهای ارائه شده در لینک ها، دلیل منطقی دال بر نامعتبر بودن ارائه کنید، من استقبال می کنم.

از این گذشته، بنده اصولا در جایگاهی نیستم که حق اینکار رو از شما سلب کنم. (شما هم زیاد نگران نباشید، امروز در کشور ما نفی نسل کشی، نه فقط مجازات نداره، بلکه مورد تشویق هم قرار می گیره!)

اما در مورد ممنوعیت نفی هولوکاست در اروپا؛
هر چند من به چند دلیل طرفدار این قانون ممنوعیت نیستم، اما جهت اطلاع شما باید بگم که در پس این قوانین، استدلال ها و نگرانی های قابل درکی وجود داره. این جوری نیست که سرخود و بی هیچ دلیل و منطقی قانون تصویب کرده باشند.
اصولا بحث انکار نسل کشی ها، خطرناکه. چرا که این انکارها، می تونه مقدمه ای برای تکرار نسل کشی باشه.
در مورد اینکه چرا انکار نسل کشی ها کار خطرناکی است رجوع کنید به لینک زیر:
The Cost of Denial
(این لینک رو قبلا هم گذاشته بودم)
نقل قول  
bina88
Member
نقل قول از E R S:
متاسفانه لینک هایی که گذاشتم، رفت صفحات قبل. چون این لینک ها مرتبط به کتاب و مهم هستند، دوباره اینجا می ذارم.
خوشحال می شم اگر کسی نقد یا ارزیابی برای مطالبشون داشته باشه.

1. Holocaust Documents
2. Nazi Conspiracy and Aggression



یک سوالی دارم از شما . اگر کسی در صحت موضوع یا موضوعاتی که در این اسناد به آن استناد شده شک و تردیدی داشته باشد به نظر شما

1- آیا این حق را دارد که در خصوص آن موضوع یا موضوعات تحقیق کند ؟
2- و اگر نتیجه تحقیقاتش مخالف ادعا بود این حق را دارد آن را بگوید یا اینکه این حق را ندارد و شما برای او چنین حقی قائل نیستید ؟

نقل قول  
E R S
Publisher
متاسفانه لینک هایی که گذاشتم، رفت صفحات قبل. چون این لینک ها مرتبط به کتاب و مهم هستند، دوباره اینجا می ذارم.
خوشحال می شم اگر کسی نقد یا ارزیابی برای مطالبشون داشته باشه.

1. Holocaust Documents
2. Nazi Conspiracy and Aggression
نقل قول  
Rgorji
Member
داناود نمیییییییشه
نقل قول  
Azkia
Member
نقل قول از jarage:

با سیه دل چه سود گفتن وعظ نرود میخ آهنین در سنگ
هر چه گفتیم یهود قوم هست و کسی که در این قوم به دنیا بیاد رو یهودی می گن هر چند بی خدا باشه به مغزت نمیره دیگه بیش از این تکرار سودی نداره.
خود یهودی ها به جز ارتدکس ها(که اینها هم با مراسم خاصی شخص غیر قومی رو به دین یهود می پذیرند و نه قوم یهود) کسی رو که از قوم دیگه ای ایمان به یهودیت بیاره رو یهودی نمیدونند و میگن یهود قوم هست و از خون مادر یا پدر منتقل میشه و اگر کسی بی دین هم بشه ولی خون یهود داشته باشه یهودی هست. این شعر زیبایی هست که دوباره باید نوشت:
با سیه دل چه سود گفتن وعظ نرود میخ آهنین در سنگ


کسی راجع به ایمان آوردن یا بی ایمانی صحبت کرد؟
نقل قول  
bina88
Member
در رسانه های حکومت هم که چه عرض کنم . ما رد این حد از رسانه هایشان شنیده ایم که صهیونیست ها یهودی نیستند و جریان یهودی ضد صهیونیستی هم هست بنام "ناتوری کارتاها" . یهودیانی که 60 سال است که برای حفظ و احیاء شریعت یهود و نجات آن از دست صهیونیست ها دارند تاوان میدهند و در نهایت فقر و فشار در فلسطین و دیگر کشورهای اروپائی دارند مقابله میکنند.

خبرها اینطوری است تنها در حد یک متن مختصر و مجمل :

http://www.snn.ir/detail/News/336091/1579
نقل قول  
E R S
Publisher
نقل قول از jarage:
وقتی فاحشه های سیاسی ...
نتانیاهو دست و دلبازه خوب خرج میکنه ...
کجایی ببینی چه کردی گوسفند پشت هم ردیف کردی...

قبلا هم بارها در این سایت به من فحش دادن. و خیلی هم بدتر و رکیک تر از این!

بنده معمولا در طول یک سال بیشتر از 4 یا 5 بار وارد مباحثه و جدل در کتابناک نمی شم. موارد کمی هم که بحث می کنم صرفا به این خاطر هست اون موضوعات به نظرم برای ما ایرانی ها مهم هستن.

من هم مثل همه ی مردم نظراتی دارم؛ در بعضی موارد میانه رو هستم در بعضی موارد هم یک جورهایی رادیکالم. ممکنه خیلی از حرف هام هم نادرست باشه و بعد ها خودم به اشتباهاتم پی ببرم.

با این حال در مورد دو چیز مطمئنم اشتباه نکردم:
1. سعی کردم در بیان نظراتم صادق باشم حتی اگر این نظرات برای من دردسر آفرین و خطرناک باشند و از طرف بعضی دوستانم در سایت طرد بشم
2. هر جا که ادب دیدم، ادب هم نشان دادم.

در مدتی که در این سایت بودم سعی کردم در حد توانم عضو مفیدی باشم. همین حد برای اثبات شرافتم کافیه. و من نیاز ندارم بیشتر از این از خودم دفاع کنم.
نه فحش و نه تعریف دیگران، من رو بالا یا پایین نخواد برد.
حالا هر کس می تونه هر چقدر دوست داشت فحش بده. و هر کس می تونه هر جور دوست داره فکر کنه
نقل قول  
bina88
Member
نقل قول از jarage:

من نمیدونم چرا عده ای سنگ یهود رو به سینه میزنن؟!
خوب حمایت میکنن و خوب خرج میکنن؟


اینها بنا بر لهجه خاص صهیونیست ها , "گوئیم" هستند . ما سعی مان را داریم میکنیم که به آنها بگوئیم کرامت انسانی خود را حفظ کنند . ولی خب , عده ای یا نمیدانند و ندانسته ته طناب را گرفته اند که امیدواریم متوجه بشوند و عده ای هم میدانند و عمدا چنین میکنند . آنها خواسته اند آن دسته از گوئیم ها باشند که بندگی صهینونیست ها را میکنند تا به آنها حق حیاتی در خور یک گوئیم داده شود . نه آن دسته که به بردگی در نمی آیند و باید کشته شوند .

این مخالفتهای ج. ا. ایران هم آبکی است و بنظر فقط در سطح شعار دادن دارد مخالفت میکند و حتی یک نفرشان درست متن " پروتکل یهود " صهیونیست ها را نخوانده .
نقل قول  
jarage
Member
نقل قول از E R S:
ن بنده خودم بارها (تاکید می کنم: بارها) حرف های ضد یهود (نه فقط ضد صهیونیسم، بلکه ضد یهود) رو در رسانه ی به اصطلاح ملی، روزنامه ها و کتب مختلف که با کمک نهادهای وابسته به حکومت تهیه شده اند دیده ام. مقامات رده بالا هم صریحا هولوکاست رو دروغ اعلام کردند! از چه چیزی دفاع می کنید؟! یهود ستیزی و انکار هولوکاست رو همه ی ما در این حکومت دیده ایم

من نمیدونم چرا عده ای سنگ یهود رو به سینه میزنن؟!
خوب حمایت میکنن و خوب خرج میکنن؟
وقتی فاحشه های سیاسی میگن یاد سینه زنان یهود می افتم سنگ رو محکم بزن به سینه چه مصیبتی از این بزرگتر که مردم ایران افسانه ساخته یهودیان رو قبول نمی کنن،چه مصیبتی از این بالاتر که در رسانه های ایران حقیقت یهود رو میگن وای وای وای چه مصیبتی محکم بزن اون سنگ رو نتانیاهو دست و دلبازه خوب خرج میکنه تو فقط محکم تر بزن سینه رو. نتان کجایی ببینی چه کردی گوسفند پشت هم ردیف کردی
نقل قول  
E R S
Publisher
نقل قول از E R S:

.... این که دو کشور مستقل بر اساس مرزهای 1948 تشکیل بشود عدالت به آن معنای آرمانی نیست اما حداقل موجب ....

این جمله رو اصلاح می کنم: .... این که دو کشور مستقل بر اساس مرزهای 1967 تشکیل بشود عدالت به آن معنای آرمانی نیست اما حداقل موجب ....
با عجله می نویسم و این اشتباهات در تایپ و جمله بندی و اعداد هم گاهی پیش میاد. عذر می خوام
نقل قول  
E R S
Publisher
در باره ی موارد 12 و 15 : یادم هست که این مورد (قرآن) قبلا با شما بحثی داشتم و فکر کنم شما هم به خاطر داشته باشید، دلیلی نیست دوباره تکرار کنم. این آیات به هیچ عنوان جواب قانع کننده برای هیچکدام از سوالات من نیستند.

آقای Khwanirath ، درانتها قصد دارم کثیف بودن فضای سیاسی این حکومت رو به شما یادآوری کنم و به یاد شما بیاورم که همین حکومت عدالت جو در جایی که لازمشان شد، با همین صهیونیست ها همکاری کردند.
این حرف ها ابزارهای سوءاستفاده ای و فریبی هست که ج.ا. برای بقای خودش و پیگیری برخی جاه طلبی ها استفاده می کنه ... و صد البته به قیمت درد و رنج و نابودی آینده ی ملت ایران.

قصد داشتم پنج شش خط بیشتر ننویسم، ولی زیاد شد دیگه. آخر در این مورد حرف خیلی زیاده. اما به همین مقدار بسنده می کنیم.

"والسلام" !
نقل قول  
E R S
Publisher
در پاسخ به مورد 14:

این حرف شما کلیشه ای ترین و توخالی ترین ادعایی ست که مطرح کردید. این که مردم در انتخابات شرکت کنند به معنای تاکید نظام حاکم به کشور نیست. این حرف شما مغلطه ی کاملا آشکاره. مردم در انتخابات های مختلف به این سوال که آیا این حکومت رو قبول دارید یا نه جواب نمی دهند. بلکه صرفا اسامی افرادی رو به صندوق می اندازند. که تازه همین افراد هم از فیلتر غیر دموکراتیک شورای نگهبان رد شده اند! مردم در انتخابات برای انتخابی بین بد و بدتر شرکت می کنند. مردم در انتخابات شرکت می کنند تا فلانی و بهمانی رای نیاورند!! مردم در انتخابات شرکت می کنند چون احساس درد می کنند از رفتارهای این حکومت اما هیچ راه دیگری برای اعتراض و هیچ روزنه ی امیدی برای تغییرات اساسی ندارند.

مگه شما در این کشور زندگی نمی کنید؟! چطور می تونید تا این حد کلیشه ای صحبت کنید؟ بعد از این همه سال فسادهای سیاسی و اقتصادی (و حتی اخلاقی) و سرکوب مردم و هزاران محدودیت و استبداد، چطور این حکومت رو دارای "مشروعیت مردمی" می دانید؟

اکثریت بزرگی از مردم فعلی ایران در سال 58 یا به دنیا نیامده بودند، یا اینکه کوچک تر از آن بودند که رای بدهند. پس تعداد کمی از جمعیت فعلی ایران در 58 به ج.ا. آری گفتند. 58 رو به رخ من جوان می کشید که چی؟ خیلی از افرادی که در 58 رای "آری" هم دادند الان پشیمانند! خیلی از کسانی که رای آری دادند، اصلا هیچ درک درستی از حکومت ج.ا. نداشتند، سال ها زمان لازم بود که ماهیت خراب و متناقض ج.ا. خودش را نشان دهد. پس خیلی ها به چیزی رای دادند که اصلا درک صحیحی از آن نداشتند.

در سال 58 ، طبق آمار ها نزدیک نصف مردم ایران بی سواد مطلق بودند! اکثر با سوادها هم تحصیلاتی در حد سیکل و دیپلم داشتند. بله، در چنین فضای اجتماعی، معلوم هست که چیزی مثل ج.ا. رای خواهد آورد! الان در سال 95، با این نسل جوان تحصیل کرده و دانشگاهی و این همه امکانات ارتباطی، معنا نداره که رای 58 رو به رخ ما بکشید!
نقل قول  
E R S
Publisher
مورد 8: بنده نفهمیدم این بند از حرف های شما به این معناست که مذاکرات صلح بین فلسطینی ها و اسرائیل رو به رسمیت می شناسید یا نه؟ اگر می شناسید که اختلافی وجود ندارد. اما مسئولان ج.ا. این مذاکرات رو بیهوده می دانند و برای تمسخر به مذاکرات صلح، مذاکرات "سازش" می گویند (چون از دید این جماعت سازش امری ناپسنده).

درباره مورد 9: جمهوری اسلامی به خانواده هر فلسطینی که عملیات به اصلاح "شهادت طلبانه" انجام بدهد کمک مالی خواهد کرد. ج.ا. سال هاست در حال تزریق پول و پروپاگاندا در میان فلسطینی هاست. عامل خیلی از این مبارزه طلبی ها، کارها و تبلیغات حکومت ماست! میگن یک روزی یکی نوزادی رو بغل کرده بود مثلا برای آرام کردن کودک مدام او رو این ور و اون ور تکون می داد و هی ناله می کرد که این بچه چرا آرام نمیشه؟! کسی برگشت و گفت : شما اگه لطف کنی بچه رو ول کنی خودش آرام میشه! این هم حکایت جمهوری اسلامی و مبارزه طلبی فلسطینی هاست.

مورد ده: من از شما ممنونم که سودمند بودن رویکرد ج.ا. برای صهیونیست ها رو حداقل در کوتاه مدت قبول می کنید. ولی لطف کنید روشن کنید در بلند مدت مثلا که کاری قراره انجام بشه؟! اینکه همه بدانند بزرگ ترین دشمن اسرائیل ایران هست؟ خب که چه؟ دشمن نادانی که جای آسیب زدن، سود میرساند! چه دشمن خوبی... خداوندا، این جور دشمنان رو برای ایران هم قرار بده!

مورد یازده: یک تشکر بزرگ دیگر هم به شما بدهکارم که تا این حد صادقانه، مسئله ی فلسطین رو بی ارتباط به منافع ایران می دانید. خیلی ها هستند که هرگز صداقت شما رو ندارند. قضاوت هم باشد با مردم ایران. که آیا مایلند منافع ملی قربانی شود یا نه؟
نقل قول  
E R S
Publisher
نقل قول:
این فرمایش های جناب ERS را پیشتر دیده بودم و به دلایلی کمتر تمایل به مباحثه داشته ام
.......
والسلام.

با احترام،

این جمله ی اول و عبارت آخر شما به چه معناست؟ اول گفتید تمایل به بحث با بنده ندارید، در انتها هم یک "والسلام" نوشتید، منظور شما این هست که جوابی برای ادعاهای شما ننویسم؟ اما ادعاهایی مطرح کردید که باید جواب داده بشه.
جناب Khwanirath ، خدایی نکرده قصد بی ادبی ندارم، اما باید بگم این عدم تمایل به مباحثه، کاملا دو طرفه است و بنده هم علاقه ی زیادی به بحث و جدل با شما ندارم.
پس سعی می کنم خلاصه بنویسم و تمامش کنم.

بنده از دید یک فرد سکولار و معتقد به واقع گرایی سیاسی به موضوع نگاه می کنم. اما نگاه شما، دید یک فرد معتقد به اسلام سیاسی و آرمان گرایی در سیاست است. ریشه ی اصلی اختلاف نظر هم همین جاست. خیلی هم بعید هست که این اختلاف با نوشتن چند جمله رفع بشه. انگار دنیای فکری بنده و شما از زمین تا آسمان با هم فرق دارد.

در موارد 4 و 5 و6 و 7 گفتید صهیونیست ها هیچ حقی ندارند و مرزها باید به حدود 1948 برگرده. خب بفرمایید این سیاست رو اجرا کنید! فکر می کنید همین صهیونیست ها بعد همه ی سرمایه گذاری ها و ایجاد زیر ساخت ها حاضرند زمین رو خالی کنند و دو دستی تحویل اعراب کنند؟! این رویکرد قابل اجرا نیست. در زندگی هم خیلی موارد هست که ما توان برقراری "عدالت" به طور کامل نداریم اما قادریم تا حدودی موضوعات و مشکلات رو رفع کنیم. این که دو کشور مستقل بر اساس مرزهای 1948 تشکیل بشود عدالت به آن معنای آرمانی نیست. اما حداقل موجب آرامش در منطقه و رفع درد و رنج اعراب فلسطین میشه. تشکیل کشور فلسطین بر اساس مرزهای 1967 امکان پذیره هست اما تشکیل فلسطین بر اساس مرزهای 1948 خیال بافی بیش نیست. این یعنی واقع گرایی. افراد بالغ (از نظر فکری) هم در زندگی همین رویه رو دارند. خیلی روشن می گم و این گفته بنده رو فراموش نکنید: آرمان گرایی در موضوع فلسطین، نه تنها موجب تشکیل فلسطین بر اساس مرزهای 1948 نخواهد شد، بلکه فرصت واقعی تشکیل دو کشور مستقل فلسطین-اسرائیل را هم از بین خواهد برد.

در پاسخ به موارد 1 و 2 شما: بنده خودم بارها (تاکید می کنم: بارها) حرف های ضد یهود (نه فقط ضد صهیونیسم، بلکه ضد یهود) رو در رسانه ی به اصطلاح ملی، روزنامه ها و کتب مختلف که با کمک نهادهای وابسته به حکومت تهیه شده اند دیده ام. مقامات رده بالا هم صریحا هولوکاست رو دروغ اعلام کردند! از چه چیزی دفاع می کنید؟! یهود ستیزی و انکار هولوکاست رو همه ی ما در این حکومت دیده ایم. یهویان هم مانند سایر اقلیت های دینی در این کشور شهروند درجه چندم حساب میشن، این که در مجلس چند نماینده داشته باشند، بچه گول زدن هست. آیا یک یهودی در این حکومت قادر به رئیس جمهور شدن هست؟ وزیر شدن چطور؟ مسئولیت های رده بالا یا امنیتی چه طور؟ اصل قانون اساسی در مورد اقلیت های مذهبی، صرفا فریب کاریست و جهت فرار از مجکومیت به نقض حقوق بشر و اقلیت ها ایجاد شده و البته هیچ کس رو هم نمی تواند فریب بدهد. چون واقعیت در این جامعه مثل روز روشن هست.

درباره ی مورد 3: یکی از مواردی که توسط حکومت به عنوان ابزار پروپاگاندا استفاده شده و میشه، این هست که صحبت از اشغال کشور فلسطین به منظور اینجاد حس همدردی در ایرانیان می کنند، مثلا خودم بار ها دیده ام که به کسانی که منتقد ج.ا. هستند گقته میشه وقتی صدام ایران رو اشغال می کرد، ما باید با او مذاکره می کردیم یا مبارزه؟! در حالی اصل این مقایسه اشتباهه. ترکیه، کویت، قطر و ... الان کشورهای مستقل هستند. اگر کسی الان این کشورها رو اشغال کنه، میشود به درستی از لفظ "اشغال" استفاده کرد. در مورد فلسطین موضوع به این صورت نبوده.
نقل قول  
Khwanirath
Member
15-کجا قرآن به مسلمین فرموده که از سرتاسر خاک فلسطین دفاع کنند؟
الف)در آیه 246 البقره:
قَالُوا وَمَا لَنَا أَلَّا نُقَاتِلَ فِی سَبِیلِ اللَّهِ وَقَدْ أُخْرِجْنَا مِنْ دِیَارِنَا وَأَبْنَائِنَا
گفتند چرا در راه خدا نجنگیم با آنکه ما از دیارمان و از [نزد] فرزندانمان بیرون رانده شده‏ ایم-ترجمه فولادوند

پس رانده شدن از سرزمین حق دفاع می دهد.

ب)آیه 8 سوره مبارکه انفال
وَإِنِ اسْتَنْصَرُوکُمْ فِی الدِّینِ فَعَلَیْکُمُ النَّصْرُ
و اگر در [کار] دین از شما یارى جویند یارى آنان بر شما [واجب] است-ترجمه فولادوند

پس کمک طلبیدن ملت های مظلوم یاری ما را می طلبد.

ج)آیه 9 سوره مبارکه الحجرات
وَإِنْ طَائِفَتَانِ مِنَ الْمُؤْمِنِینَ اقْتَتَلُوا فَأَصْلِحُوا بَیْنَهُمَا فَإِنْ بَغَتْ إِحْدَاهُمَا عَلَى الْأُخْرَى فَقَاتِلُوا الَّتِی تَبْغِی حَتَّى تَفِیءَ إِلَى أَمْرِ اللَّهِ
و اگر دو طایفه از مؤمنان با هم بجنگند میان آن دو را اصلاح دهید و اگر [باز] یکى از آن دو بر دیگرى تعدى کرد با آن [طایفه‏ اى] که تعدى مى ‏کند بجنگید تا به فرمان خدا بازگردد-ترجمه فولادوند

مشاهده می فرمایید در آیه 9 الحجرات در مورد دو دسته از مومنان مشغول جنگ هستند که ممکن یکی از ایشان ستم کند. اگر مظلوم مومن باشد و ظالم نباشد، دفاع به طریق اولی واجب است.

و آیاتی دیگر. والسلام
نقل قول  
Khwanirath
Member
8-مذاکره فلسطینی ها با صهیونیست بسیار مساله ای طبیعی و تا حد زیادی لازم است. به عنوان مثال حزب الله لبنان که بنا را بر نامشروع بودن موجودیت رژیم صهیونیستی می گذارد بارها-تا کنون 7 مرتبه- با این رژیم -از جمله در بحث تبادل 528 اسیر فلسطینی و لبنانی با جسد 3 نظامی صهیونیست - مذاکره کرده است. حزب الله مذاکره می کند، فلسطینی ها به طریق اولی نیازمند مذاکره هستند.

9-و که گفته مردم فلسطین به دنبال مبارزه نیستند؟ در قاموس جنبش حماس در 1987 به آزادی سرتاسر فلسطین بزرگ اشاره شده است. حماس در انتخابات 2006 اکثریت کرسی های پارلمان را در رقابت با فتح کسب نمود. جنبش فتح و آقای ابومازن ولی در انتخاباتی بدون حضور نمایندگان حماس به ریاست جمهوری رسیدند. پس در میدان رقابت، گرایش به حماس با رویکرد آزادی خواهانه است و نه جنبش فتح با رویکرد مصالحه جویانه. وانگهی در سال گذشته در انتخابات نمادین دانشگاهی در فلسطین، حماس باز هم در رقابت با فتح پیروز شد.

10-ممکن است رویکرد جمهوری اسلامی در کوتاه مدت منافعی هم برای صهیونیست ها داشته باشد. ولی کیست که نداند بزرگترین دشمن رژیم صهیونیستی کدام کشور است؟

11-پاسخ به ارتباط مساله فلسطین/رژیم صهیونیستی با منافع ملی ایران دقیقاً هیچ است. نمی دانم جایی خداوند فرموده از منافع ملی خود تبعیت کنید یا فرموده از حق تبعیت کنید؟ نشانه بارز تایید این رفتار توسط خداوند متعال، زندگانی رسول الله صلی الله علیه در شعب ابی طالب با سخت ترین شرایط برای دفاع از حق است. نظام اسلامی البته موظف است که منافع مردم خویش را هم تامین نماید. منتها در چارچوب شرع مقدس.

12-اینکه فلسطینی ها در طول تاریخ چه واکنشی نسبت به ایرانی ها داشته اند و ما باید چه واکنشی داشته باشیم، پاسخی درخور دارد. در آیه 8 سوره مبارکه المائده

وَلَا یَجْرِمَنَّکُمْ شَنَآنُ قَوْمٍ عَلَى أَلَّا تَعْدِلُوا اعْدِلُوا هُوَ أَقْرَبُ لِلتَّقْوَى وَاتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ خَبِیرٌ بِمَا تَعْمَلُونَ
و البته نباید دشمنى گروهى شما را بر آن دارد که عدالت نکنید عدالت کنید که آن به تقوا نزدیکتر است و از خدا پروا دارید که خدا به آنچه انجام مى‏ دهید آگاه است-ترجمه فولادوند

ما موظف به اعاده ی حق مظلوم هستیم و اگرچه ایشان با ما به عدالت رفتار نکنند. این وظیفه را چه کسی بر عهده نظام اسلامی گذاشته است؟ خداوند تبارک و تعالی.

13-من نمی فهمم ما از کجا باید بفهمیم که یک ملت "هیچ علاقه ای به شما ندارن" را چگونه بروز می دهد؟ اینکه عده ای برای صدام مراسم ترحیم می گیرند؟ اینجا هم نه غزه نه لبنان گفته اند. اینکه اسیر فلسطینی هم در زمان جنگ داشته ایم؟ موشه کاتساو هم ایرانی است. اینکه عده ای به داعش می پیوندند؟ ایرانیان داعشی بیشتر از فلسطینی ها هستند.

14-مردم ایران مسلمان هستند. در انتخابات سال 58 به جمهوری اسلامی رای داده اند. هر انتخابات هم با حضور اکثریت مردم در انتخابات تایید مجدد می شود-به ای نحو. فلذا این حکومت مشروعیت مردمی دارد. حکومتی که مشروعیت مردمی دارد محق است به نمایندگی از مردم مسلمان ایران، اسلام عزیز را پیاده سازد. به قول داریوش هخامنشی: ببین که نیزه مرد پارسی بسی دورتر جای رفته و مرد پارسی بسا دور از پارس جنگیده است
نقل قول  
Khwanirath
Member
این فرمایش های جناب ERS را پیشتر دیده بودم و به دلایلی کمتر تمایل به مباحثه با حضرتشان داشته ام. به عنوان فردی که مدتها در موسسه ثنا-بزرگترین NGO حمایت از فلسطین- آمد و شد داشته ام لازم می دانم نظرم را خدمت ایشان و عزیزانی که ممکن است برای ایشان تفهیم مساله صورت نگرفته باشد عرض کنم.

1- مساله نفی هلوکاست از جانب مسئولین نظام، بارها به عنوان تشکیک در کیفیت موضوع عنوان شد و نه اصل موضوع. اصل تشکیک در این موضوع هم محترم است. بلغارستان ورود ایرانی ها -ملیت ایرانی نه مسئولین ایرانی- به جهت تحقیق در مساله هولوکاست را ممنوع اعلام کرده بود.

2-مخالفت با بقای رژیم صهیونیستی، مخالفت با یهود نیست. دیانت یهود جزو ادیان رسمی در قانون اساسی نظام اسلامی است و یهودی های ایران در مجلس شورای اسلامی نماینده دارند. تعمیم مخالفت با بقای اسرائیل به سامی ستیزی و یهود ستیزی و قس علی هذا، مغالطه و آدرس غلط است.

3-در تاریخ کشورهایی به نام ترکیه، کویت، عربستان، بحرین، قطر و غیرو هم وجود نداشته است. اسرائیل هم وجود نداشته است و فلسطین عزیز در این بین تنها نیست.

4-مستعمره بودن یک کشور به این معنا نیست که کشور استعمارگر حق دارد سکنه ای از جابلقا و جابلسا در کشور مستعمره ساکن کند.

5-در حدود 6% زمین های فلسطینی ها توسط صهیونیست ها خریداری شد. امروز 89% فلسطین بزرگ را رژیم صهیونیستی اشغال کرده است. یک تفریق ساده 89-6=83 نشان می دهد که 83% فلسطین به زور اشغال شده است.

6-منابع امریکایی مورد اشاره ابداً و اصلاً به دنبال احقاق کامل حق فلسطینی ها در برخورداری از حق حکومت بر سرتاسر فلسطین-از بحر تا نهر- نیستند و به دنبال تاسیس فلسطین در مرزهای 1967 و پیش از اشغال بیت المقدس می باشند. یعنی هبه کردن بخش زیادی از خاک فلسطین به رژیم صهیونیستی از کیسه فلسطینی ها توسط آقایان منورالفکر. جمهوری اسلامی به درستی به دنبال به رسمیت شناختن مرزهای 1948 است. یعنی زمانی که رژیم صهیونیستی متولد نشده بود.

فلذا مسائل زیر قابل توجه است.
7-کشور مستقل فلسطین وجود نداشته، مردم فلسطین و سرزمین فلسطین وجود داشتند. خاک به ساکنان آن میرسد.
نقل قول  
E R S
Publisher
در نهایت هم باید جمع بندی کنم که همه ی ادعاهای ج.ا.ایران در مورد هولوکاست، یهودیان، اسرائیل و مبارزه با آن ... ترکیب عجیبی از حماقت و دروغ گویی ست و صرفا به منافع حاکمان بر این کشور کمک می کنه، اما هزینه و بدبختی اش برای ما مردم عادی است.
نقل قول  
E R S
Publisher
(3) "فردین بازی" !!

بنده چند وقت قبل با یک روحانی که سابقا در حکومت مقام بالایی داشته صبحت کردم و از ایشون پرسیدم مساله اسرائیل/فلسطین چه ارتباطی با منافع ملی ایران داره؟
برای من خیلی جالب بود که ایشون حتی یک دلیل قانع کننده برای ارتباط بین این دو نداشت. و صرفا همه ی صحبتشون این بود که ما باید به مظلوم کمک کنیم...

من می خوام بپرسم : اون روزی که روس ها و انگلیس ها سرزمین های ایران رو اشغال می کردن، کدام یک از این فلسطینی های مظلوم اعتراضی کرد و از ملت مظلوم ایران دفاع کرد؟! اون روزی که صدام جنگ لعنتی اش رو شروع کرد، این فلسطینی های مظلوم چه طور رفتاری داشتند و تا چه حد از مردم مظلوم ایران دفاع کردند؟! حتی همین الان، بعد از این همه کمک و هزینه ای که جمهوری اسلامی برای فلسطین کرده، نسبت به ایران چه رفتاری دارند؟ در سوریه چه قدر از ایران دفاع کردند؟!

این یعنی فردین بازی!! و حتی شاید بدتر... چون وقتی شما میشی مدافع کسانی که هیچ علاقه ای به شما ندارن، بلکه حتی در مقابل شما در فرصت های مختلف می جنگن، به این دیگه صرفا میشه نام حماقت رو داد.
(در مورد رفتار فلسطینی ها با ایران لینک های جالبی دارم که به علت فیلتر بودن، اینجا نمی ذارم. اما کسی که دنبالش باشه به سادگی می تونه مطالب رو پیدا کنه.)

کشور ما خودش با مشکلات خیلی خیلی بزرگ روبه روست. طی این سال ها همه ی ما مردم با پوست و گوشت و خونمون مشکلات و ناتوانی حکومت در رفع اون ها رو حس کردیم. ایران در این مقطع از تاریخ، توان این کارها رو نداره. کسانی که مسئول هستند، حق ندارند منابع ملتی که خودش سخت نیازمند هست رو برای ماجراجویی های بی معنی به هدر بدهند.
نقل قول  
E R S
Publisher
(2) کشور فلسطین

قبلا هم در جای دیگه ای از سایت گفته بودم که در تاریخ هرگز کشوری به نام فلسطین وجود نداشته. فلسطین بیش تر نام یک سرزمین و محدوده جغرافیایی بوده و نه یک کشور به شکلی مشابه سایر کشورها. قبل از اعلام موجودیت اسرائیل، این سرزمین تحت الحمایه بریتانیا و قبل از اون هم به مدت چند قرن جزو حکومت عثمانی بوده. صحبت در مورد اینکه فلسطین اشغال شده، به شکلی که گویی کشور مستقلی بوده که یهودیان اون رو اشغال کردن، نادرسته. با این حال اسرائیل در سال های بعد از اعلام موجودیت مقدار زیادی زمین رو به بهای آواره کردن اعراب، بدست آورد.
حتی خیلی از منابع آمریکایی هم این سرزمین هایی که اسرائیل بعدا با خشونت بدست آورد رو زمین های اشغالی می نامند. مذاکرات صلح در مورد برگشتن آواره ها و تشکیل کشور مستقل فلسطین در این زمین های اشغالی سال هاست که جریان داره...
History of the Israeli-Palestinian Conflict

اما ...!

نکته ی جالب در اینجا نوع رفتار جمهوری اسلامی در این موضوعه! حکومت ما هر نوع مذاکره و تفاهم با اسرائیل رو مردود می دونه. وقتی می پرسیم چرا؟ جواب اینه که یهودی ها اشغال گرند و با اشغال گر باید مبارزه کرد نه مذاکره!
اولا: چون کشور مستقل فلسطین وجود نداشته، پس اشغال گری هم به معنای رایج کلمه اتفاق نیفتاده
ثانیا: خود فلسطینی ها با اسرائیل مذاکره می کنند! مسخره و احمقانه ست که مقامات حکومت ما دم از ضرورت مبارزه میزنن در حالیکه بسیاری از خود مردم فلسطین تا این حد به دنبال مبارزه نیستند.

در دنیا حکومت های کمی با مذاکرات صلح فلسطین و اسرائیل مشکل دارن. دو مورد از این حکومت های مشکل دار : جمهوری اسلامی و حکومت نتانیاهو!
در نتیجه جمهوری اسلامی که مدعی مبارزه با اسرائیله، با رویکرد کور و بی معنایش بزرگ ترین کمک رو به صهیونیست های تند رو می کنه.
در واقع این وابستگی بین تندرو های ایرانی و اسرائیلی خودش داستان خیلی جالبیه که فقط به موضوع فلسطین هم ختم نمیشه ...

Why Israeli and Iranian Hardliners Need Each Other
نقل قول  
E R S
Publisher
(1) هولوکاست

هولوکاست بار ها توسط مقامات بالای جمهوری اسلامی (با هدف های سیاسی) زیر سوال برده شده. و مردم عادی ما هم متاسفانه گاهی همین پروپاگاندا و حرف ها و ادعاها رو باور می کنن. ولی این زیر سوال بردن هولوکاست تا چه حد منطقیه؟
از همه ی کاربران عزیز که به مسئله ی هولوکاست و یهودیان علاقه دارن، خواهش می کنم حتما لینک زیر رو بررسی کنن.
Holocaust Documents

در این صفحه، مدارک دست اول در مورد هولوکاست آورده شده. منظور از "دست اول" هم این هست که این مدارک، گفته ها و مکاتبات خود سران و مقامات حکومت نازی است. این مدارک حرف های افراد بی ربط یا دشمن نازی ها نیست بلکه مستقیم و بی واسطه متعلق به خود نازی هاست.
منبع اصلی خیلی از این مدارک، کتابی هست با نام Nazi Conspiracy and Aggression . این کتاب طی سال های 1945 و 1946 ، در 8 جلد که هر جلد هم بیش تر از 600 یا 700 صفحه است برای دادگاه نظامی نورنبرگ تهیه شد. کتاب شامل مدارک و اسناد مهم دست اول در مورد جنایات سران نازی در جنگ جهانی ست.
کسانی که لینک بالا برایشان کافی نیست و مایل به مطالعه ی بیشتر در این زمینه اند، لطفا از لینک زیر این کتاب 8 جلدی رو دریافت کنن:
Nazi Conspiracy and Aggression

در مورد نفرت شخص هیتلر از یهودیان، علاوه بر کتاب نبرد من، می تونید به کتاب زیر هم رجوع کنید که منتخبی از سخنرانی های هیتلره:
Speeches of Adolf Hitler

در واقع دشمنی نازی ها با یهودیان اونقدر واضح و پر سند و مدرک هست که انکارش به صورت منطقی ممکن نیست. با این وجود در مورد تعداد یهودیان کشته شده در طول جنگ می شه شک کرد. شاید عده ای بگن شش میلیون اغراق آمیزه. بله، شک کردن در مورد تعداد کشته ها ممکنه.
اما قطعا در مورد اصل وجود برنامه ی نسل کشی یهودیان و اجرای اون در طی جنگ جهانی توسط حکومت نازی، نمی شه شک کرد. فقط همین لینک هایی که گذاشتم شامل چند هزار صفحه سند و مدرکه.
نقل قول  
E R S
Publisher
این کامنت ها رو به این دلیل اینجا میذارم که مایلم کمی رویکرد جمهوری اسلامی در موضوع اسرائیل و هولوکاست رو زیر سوال ببرم. ولی قبلش یه توضیح کوچک باید بدم که چرا بحث بر سر موضوع هولوکاست و یهودیان، از بحث در مورد خیلی مشکلات دیگه (مثلا قوم گرایی) به مراتب مهم تر و ضروری تره؟

یکی از اصول و اهداف اصلی حکومت ناکارآمد و پرفساد جمهوری اسلامی، دشمنی با اسرائیله. تعداد زیادی رسانه، شامل شبکه های پرتعداد صداوسیما، ده ها روزنامه، صد ها مجله، هزاران کتاب و ... در ایران هر روز مشغول انتشار مطالب ضد اسرائیل و در خیلی موارد ضد یهودیت هستند. افکار مردم ایران رو طوری با این پروپاگاندا بمباران می کنن که گویی اسرائیل ریشه ی همه ی بدبختی ها و عقب ماندگی های ما و بلکه کل جهانه!

برای همین دشمنی با اسرائیل فقط خدا می دونه چه قدر از سرمایه های ملت ایران به هدر رفته، چه هزینه های وحشتناکی داده شده و چه ضربه های کاری به کشور ما وارد شده.
دقیقا مشخص نیست چند ده میلیارد دلار پول توسط جمهوری اسلامی خرج شده تا در سطح منطقه با اسرائیل مبارزه بشه! می دونید ریشه ی درگیری های ایران در سوریه هم به مبارزه با اسرائیل بر می گرده (تلاش برای باز نگه داشتن خط تدارکاتی حزب الله).

با این حساب بحث در مورد اسرائیل و یهودیان واقعاً حیاتیه. ما فکر می کنیم که شاید ... موضوع "قوم گرایی" در آینده ممکن است فلان خسارت ها رو به ایران وارد کنه ... در حالیکه مسئله ی یهود ستیزی کور و بی معنی، همین الان داره خسارت های وحشتناک به ما وارد می کنه، و خیلی از کسانی که خودشون رو "ایران دوست" می دونن، در مورد این موضوع بی تفاوت هستن و حتی گاهی در کوره ی یهودستیزی هم می دمند!

در کامنت هایی که در ادامه میاد هدفم زیر سوال بردن رویکرد جمهوری اسلامی در مورد هولوکاست و اسرائیله.
نقل قول  
Khwanirath
Member
نقل قول از Behruz67:

خود زرتشت در یکی از جنگ‌های تهاجمی دینی‌اش کشته شد


دیانت زرتشت جنگ تهاجمی ندارد و انبیای کرام از این مساله مبرا هستند. حضرت زرتشت رحمه الله تعالی نیز در حمله ارجاسپ تورانی در بلخ به شهادت رسیدند. به کتاب پهلوی "گزیده های زادَسپَرَم" مراجعه بفرمایید.
نقل قول  
bina88
Member
نقل قول از Behruz67:
دخالت در موارد دیگری که شما لیست کردید نیست ولی آیا واقعا انتظار دارید که در زیر هر موضوع جداگانه یه ناسزایی هم به دیگران هم داده شود تا مبادا اتهام یکجانبه‌گری به‌مان بخورد! من به شخصه تلاشم در اینست که در ارتباط با موضوع خاص هر کتاب نظر بدم هر چند گاها بنا به اجبارهایی از ریل خارج می‌شود.


بنده تا جائیکه مقدور بود سعی کردم واضح توضیح دهم . حال ممکن است کسی متوجه مقصود نشود . خب بیشتر از این از توان من خارج است و معذورم.
در مورد مقاله مساله یهود , از شما سپاسگزارم . همانطوریکه اشاره فرمودید این مقاله مورد تائید همگان نیست .
و البته بنده مخالفت و مقابله ای از طرف مارکس در این کتاب با قالب "مذهبیت و قومیت یهود" ندیدم .

نقل قول  
Behruz67
Member
نقل قول از bina88:
و بعد اینکه اگر هر گروهی خود را در قالب نظریه گروهی از دیگر اقوام جدا میکند مشکلی ندارد خب این تنها در قالب نظر شخصی یا گروهی است مثل ارامنه که نژاد و دین خود را جدا می کنند و عقاید فاشیستی هم ندارند و برای هر گروهی احترام قائلند یا زرتشتیان که عقاید نژادی دینی خاص خودشان را دارند و برتری جوئی های نژادی را در این دین قبول ندارند و محکوم میکنند و ...

اما مساله بعد اینکه حتی اگر گروهی عقاید و نظریات فاشیستی داشته باشد باز هم مشکلی ایجاد نمیکند

ولی در مورد این دسته دوم مساله زمانی مشکل ایجاد میکند که این گروه با عقاید فاشیستی سلطه گرایانه بخواهد بلای جان دیگران شود و آن را بخواهد به منصه ظهور و عمل در بیاورد . تائید میفرمائید که حقیقتا این مساله مشکل ایجاد میکند. مثل صهیونیسم که با عقاید و نظریات فاشیستی امروز مهر تائید جهانی هم دارد و قانونا و بصورت سیستماتیک جنایت میکند.

* تفاوت فرهنگی و زبانی برایم آشناست ولی این که «هر گروهی خود را در قالب نظریه گروهی از دیگر اقوام جدا می‌کند» برایم چندان واضح نیست. اما در این گفته‌تان که مثلا ارامنه یا زرتشتیان مشکلی نداشتند را کمی سوال‌برانگیر می‌بینم. فارغ از درستی یا نادرستی، ارامنه جنگ‌های دینی و نژادی خود را داشته‌اند و همچنین زرتشتیان نیز همینطور (خود زرتشت در یکی از جنگ‌های تهاجمی دینی‌اش کشته شد و دوران خفقان ساسانی نیز معروف است). به هر حال این نیز مبحثی است طولانی برای خود.
* تا زمانی که گروه‌های مخالف نیز به همان اندازه از آزادی بیان برخوردار باشند مشکلی با آزادی فاشیست‌ها در ابراز نظرات خود نمی‌بینم.
* در اطلاق «فاشیسم» به هر چیزی چندان موافق نیستم چون این محصول خاص در شرایط خاصی بود که فعلا وجود ندارد. اما با جنایات صهیونیست‌ها با شما موافقم هر چند با بخش «سیستماتیک» آن نه. من جایی نه خوانده و نه شنیده‌ام که صهیونیست‌ها به «صورت سیستماتیک» درصدد تمام عرب‌های دنیا بوده باشند.
نقل قول  
Behruz67
Member
نقل قول از bina88:
عرض بنده مشوش نیست . اینکه هر شکل نژاد پرستی را در قالب هر گروه و دسته ای حقیقتا محکوم بدانیم .
تنها زمانی در این مساله دچار سردرگمی میشویم که آن را فقط برای کولاکس کلان ها و نازی ها محکوم کنیم ولی برای گروه و دسته ای خاص از یهودیان مسلمانان یا بودائیان یا نظامات سرمایه داری یا کمونیستی و .. بواسطه انتساب به آن مکتب مجاز بدانیم نخواهیم محکوم کنیم .

و یادآوری مجدد: این کتاب و این کامنت‌ها زیر موضوعی در ارتباط با هولوکاست یهودیان است و طبعا مرتبط به کوکلاس‌کلان‌ها و نازی‌ها و فاشیست‌ها و نظریات نژادپرستانه!
این موضوع نافی دخالت در موارد دیگری که شما لیست کردید نیست ولی آیا واقعا انتظار دارید که در زیر هر موضوع جداگانه یه ناسزایی هم به دیگران هم داده شود تا مبادا اتهام یکجانبه‌گری به‌مان بخورد! من به شخصه تلاشم در اینست که در ارتباط با موضوع خاص هر کتاب نظر بدم هر چند گاها بنا به اجبارهایی از ریل خارج می‌شود.
نقل قول  
Behruz67
Member
نقل قول از bina88:
از طرفی شواهدی موجود هست که مساله سیستماتیک بودن و البته غیر آن را در دوران فاشیستی دچار تزلزل میکند از جمله آن وجود افسران یهودی است در ارتش نازی که اساس قومیتی بودن این نظریه و ادعا را رد میکند .
و بعد اینکه فرمودید در آن متن اشاره به اقوام دیگر شده ولی بنده نه بصورت تئوری و نه عملی تا به الان ندیده ام چنین واژه ای برای غیر یهود بکار برده شده باشد . حتما و مطمئنا شما هم ندیده اید .

وجود افسران یهودی در ارتش آلمان رو گذرا دیده‌ام ولی فرصتی نبود روشون تامل کنم. نگاهی به چند منبع می‌کنم و اگه موضوعی قابل گفتنی یافتم برای‌تان می‌نویسم.
دوباره متوجه جمله‌ی بعدی‌تان نشدم. اشاره به کدام اقوام؟ واژه برای غیریهود؟ اشاره‌تان به کدام کامنت است؟
نقل قول  
Behruz67
Member
نقل قول از bina88:
جناب بهروز گرامی اشاره به کشتار سیستماتیک یهود داشتند . خب اگر واقعا چنین جریانی وجود داشته کاملا محکوم است نه برای صرفا این قوم برای هر گروه و تیره ای ؛ عنایت بفرمائید , برای هر جمع و گروهی نه فقط یک گروه خاص از یک جمع . این خود نمود نژادپرستی است که چون بصورت قانون در جوامع بین المللی تعریف و تثبیت شده مستندا میتوان آن را یک نژادپرستی سیستماتیک نامید :

باز هم همون شد که گفتم، میگین اگه واقعا اینچنین بود محکوم است ولی نه صرفا برای این قوم و گرنه این نژادپرستی هستش!!
و من دوباره تکرار می‌کنم که این موضوع فقط درارتباط با کشتار یهودی‌ها هست و آگاهی‌بخشی این موضوع فقط یک شیوه‌ی ممانعتی از فجایع احتمالی مشابه هست. این که نمونه‌های شبیه به این هم بوده و یا لابی قدرتمند یهودی‌ها داره دنیا رو می‌چرخونه علیرغم درستی موضوع بیشتر به تلاشی برای بی‌اعتبار کردن هولوکاست میخوره تا حساسیت انسان‌گرایانه به این نوع فجایع.
نقل قول  
Behruz67
Member
نقل قول از bina88:
نقل قول از Behruz67: و این که جزوه‌ی مارکس در ارتباط یا یهودیان کاملا انتقادی بود که هنوز که هنوزه اتهام یهودی‌ستیزی به وی زده میشه
اتهام یهودی بودن مارکس و انگلس تروتسکی لنین و ... و عدم مبارزه با سرمایه داری و ملی گرائی یهودی , اتهام شایعی است . اگر ممکن و در دسترس هست جزوه ای که از مارکس اشاره فرمودید را نقل فایل یا متن بفرمائید .
باسپاس مجدد

متاسفانه منظورتون رو از جمله‌ی نخست نگرفتم.
در ارتباط با جمله‌ی بعدی، اشاره به جزوه‌ی «درباره‌ی مسئله‌ی یهود» یا On the Jewish Question سال ۱۸۴۴ بود که چپی‌ها منکر اشارات ضدیهودی در این متن هستند و راستی‌ها تاییدگر آن.
یکی از پاراگراف‌ها که بیشتر معروف هست رو کپی / پست می‌کنم:
What is the worldly religion of the Jew? Huckstering. What is his worldly God? Money.…. Money is the jealous god of Israel, in face of which no other god may exist. Money degrades all the gods of man – and turns them into commodities…. The bill of exchange is the real god of the Jew. His god is only an illusory bill of exchange…. The chimerical nationality of the Jew is the nationality of the merchant, of the man of money in general.
از سایت‌هایی که در تایید ضدیهودی‌گری مارکس هستند برای مثال میشه این لینک رو گفت: متن لینک
و یا فصل نخست کتاب Political Discourse in Exile: Karl Marx and the Jewish Question از Dennis Fischman. و البته اگه یه جستجوی مارکس و ضدیهودی‌ بکنید کلی خواهید یافت.
نقل قول  
Behruz67
Member
نقل قول از jarage:
نوشته این مارکسیست رو نگاه کنید! گپ بعد عرق خوری اینا اینطوری هستن لات،شارلاتان،عرق خور های عربده کش،چاقو کش،اسلحه کش مگه کم اسلحه کشی و تروریست بازی درآوردن؟

توصیه‌ی پایانی: نیازی به مذخرف‌گویی نیست، شیوه‌های بهتری برای در رفتن از بحث هم وجود داره، و ممنون که درجه‌ی آگاهی نازل خودت رو در سطح اجتماعی و فرهنگی نشون دادی، سیاسی‌ش‌رو که ول‌معطلی.
نقل قول  
bina88
Member
نقل قول از Behruz67:
و این که جزوه‌ی مارکس در ارتباط یا یهودیان کاملا انتقادی بود که هنوز که هنوزه اتهام یهودی‌ستیزی به وی زده میشه


اتهام یهودی بودن مارکس و انگلس تروتسکی لنین و ... و عدم مبارزه با سرمایه داری و ملی گرائی یهودی , اتهام شایعی است . اگر ممکن و در دسترس هست جزوه ای که از مارکس اشاره فرمودید را نقل فایل یا متن بفرمائید .

باسپاس مجدد
نقل قول  
bina88
Member
نقل قول از دبیرزاده:
هموطن گرامی bina88
این هلوکاست رویداده یا نه ، و اینکه یهودیان چگونه باشند که بحثی در پهنه جهانی است، بجای خود و نکته ایی است که سرانجام بایستی میان خود مردم آلمان حل شود ،



عرض سلام و ادب خدمت جناب دبیر زاده

بخش دوم فرمایش شما مربوط به این بحث نمیشود ولی بنده به احترام , دیدگاه شما را تائید و امیدوارم در موضوعی مرتبط با هم گفتگوئی داشته باشیم.

اما در مورد بخش اول باید عرض کنم که "هولوکاست " تنها واژه ای نیست که بیانگر یک اتفاق تاریخی باشد بلکه فراتر از آن است و امروز جنبه حقوقی و سیاسی دارد .
شما حتما در یک رشته تخصصی تحصیل کرده اید و کلیدی بودن واژه های تخصصی را در آن رشته میدانید . این مساله ای است که عوامی که با رشته شما آشنائی ندارند ارزش آن واژه ها را درک نمیکنند.
مثلا اگر رشته شما حقوق باشد تفاوت قتل با قید "عمد" و "غیر عمد" را در قانون مجازات اسلامی میدانید و متوجه هستید ولی یک عامی ترکیب "قتل عمد" و "قتل غیر عمد" را ببیند فقط معنی قتلش را درست میفهمد ؛ او هرگز نمیداند و نخواهد دانست که تفاوت بین مجازت آنها تا چه حد است مگر اینکه معنی این واژه و کلیدی بودن آن را در مجازات , رشته حقوق بداند.

هولوکاست واژه ای حقوقی است که در تمام تصمیمات کلی و جزئی جهانی مدخل دارد و تنها به امنیت صهیونیسم مرتبط میشود. یک سلطه گری سیستماتیک حقوقی است .
چنانکه در آن لینک آمده این واژه را نه تنها در قوانین بین المللی برسمیت میشناسند بلکه کشورهای متعدد آن را در قوانین مجازات و مدنی خود آورده اند .

پس تنها یک واژه برای توصیف یک اتفاق تاریخی نیست .
نقل قول  
هموطن گرامی bina88
این هلوکاست رویداده یا نه ، و اینکه یهودیان چگونه باشند که بحثی در پهنه جهانی است، بجای خود و نکته ایی است که سرانجام بایستی میان خود مردم آلمان حل شود ،
اما من همچون ملیگرا ی ناسیونالیست ( افتخار میکنم ) دغدغه ام ایران است، اگر من با قبیله گرایی یهودیت مخالفت دارم ،اما امروزه من خطر اصلی برای کشور عزیزمان را در قبیله گرایان داخلی که همچون گرگ درنده و گرسنه ایی خواهان پاره پاره کردن ایران اند میبینم ، چرا شما که صدها و هزاران واژه خرج این بحث هلوکاست میکنید (که هر بحثی رواست) ، چرا چند خط در پاسخ دشمنان ایران و تجزیه طلبان نمیدهید؟ ، آیا منتظرید تا اتفاق ناگواری برای کشور عزیزمان بیافتند و پس از آن درباره اش بحث کنید ؟
نقل قول