Hiweb

هولوکاست؛دروغ بزرگ یهودیان

63 پرسش و پاسخ درباره هولوکاست

حق تکثیر: انتشار اینترنتی

» کتابناکهای مرتبط:
جریانهای اصلی در مارکسیسم - جلد اول
صدام از اینجا عبور کرد
تاریخ طبری (جلد ششم)

نسخه ها
PDF
حجم: 1 مگابایت
دریافت ها:
تعداد صفحات: 52
3.1 / 5
با 598 رای
امتیاز دهید
5 4 3 2 1

دانلود
دیدگاه‌ها: 622
۱۳۸۸/۰۷/۲۲


پاسخنگارش دیدگاه
«غلام را در ایران هرگز به کار سخت و شاق یا کشاورزی نمی‌گمارند بلکه آنها را در خانه‌های اعیان مانند یکی از وسایل تجملی نگاه می‌دارند؛ این دیگر از لوازم بزرگی بشمار می‌آید که خدم و حشمی از رنگهای گوناگون داشته باشند. به همین دلیل در هیچ مزرعه یا کارخانه‌ای غلام دیده نمی‌شود، و همچنین است در خانه تنگدستان. علل این امر ممکن است چنین باشد:

١. کار اجباری اصولا با طبع و نهاد ایرانی مباینت دارد. هرگاه غلامی از فشار کار سخت بنالد و شکوه کند، از صاحب او حق تملک وی برای ابد سلب می‌شود و مالک غلام را مجبور می‌کنند یا او را به دیگری بفروشد و یا کاملا آزادش سازد.

٢. فروش غلام به کسی دیگر کاری پسندیده نیست؛ تنها هنگامی که از فرط احتیاج کارد به استخوان رسیده باشد یا هنگامی که غلام بسیار عنود و کج خلق و بدطینت باشد و دیگر درنگ او در خانه تحمل‌ناپذیر بشود ممکن است او را بفروشند. با همه اینها در چنین صورتی به راحتی خواهانی برای این غلام پیدا نمی‌شود و ناگزیر باید چنین متاعی را علی‌رغم میل باطنی آزاد ساخت یا سهل و ساده بدون دادن سند آزادی او را از منزل بیرون کرد. از اینها هم گذشته رسم و سنت چنین است که به هنگام رخ دادن واقعه فرخنده‌ای در خانواده، مانند تولد، عروسی و غیره و همچنین در اثر وصیت به یک یا چند نفر غلام یا کنیز آزادی می‌بخشند».

گونه توصیفی که ادوارد پولاک پزشک اروپایی دربار ناصرالدین شاه قاجار در سفرنامه‌اش «ایران و ایرانیان» از وضعیت غلامان در ایران آن روزگار به دست می‌دهد، موضوعی است که بسیار مورد توجه جهانگردان و شرق‌شناسان قرار گرفته است. مری شیل، همسر وزیرمختار انگلستان در ایران عصر ناصری، نیز بر همین رویکرد ایرانیان در برابر غلامان خویش تاکید می‌ورزد «بطور کلی باید دانست که مردم ایران نسبت به بردگان، شبیه سایر نوکران و خدمه منزل رفتار می‌کنند و اگر این برده از نوع حبشی و یا «نوبی» باشد، رفتار اهل منزل با آنها بمراتب بهتر خواهد بود».

غلام یا کنیز در دوره قاجار به بردگانی اشاره دارد که در ایران تا پایان روزگار قاجار در نظامی برده‌داری در خانه‌های ثروتمندان ایرانی حضور داشته‌اند؛ نظامی که اما مهر «ایرانی» بر آن خورده و با همسانان خود در کشورهای دیگر تفاوتی بسیار داشته است. در واقع اگر بخواهیم این تفاوت را بهتر دریابیم باید به توصیف سرپرسی سایکس در این زمینه استناد کنیم که برای بردگان «ایران بهشت است».
نقل قول  
کنیزان، غلامان و خواجگان در ایران تا پایان روزگار قاجار، بخشی از گروه مستخدمان و نوکران بودند که در خانه ثروتمندان یافت می‌شدند. بردگان سیاه، آفریقایی بودند و خرید و فروش آن‌ها از راه خلیج فارس صورت می‌پذیرفت. سفیدها از قومیت‌های گوناگون بودند که از راه تجارت و خرید و فروش یا اسارت در جنگ‌ها و تهاجم‌های ناگهانی تامین می‌شدند. غالبا رفتاری که با این طبقه می‌شد مورد پذیرش همگان بود. کنیزان یا به عنوان زن‌های صیغه‌ای یا همیشگی به حرمسرا وارد می‌شدند یا در خدمت زنان بزرگان، به کارهای خانگی می‌پرداختند. غلامان در زمینه‌های گوناگون نظامی، خدمات خانگی، نگهبانی، کشاورزی و آبیاری، ماهی‌گیری و غواصی (در ساحل‌های جنوبی) به کار گرفته می شدند. گاه پیش می‌آمد که در صورت داشتن توانایی و کاردانی به منصب‌های بالای اداری و نظامی نیز دست می‌یافتند.

به روایت نویسندگان نوشتار «نگاهی به وضعیت کنیزان، غلامان و خواجگان در عصر قاجار» ورود بردگان آفریقایی‌تبار، از میانه‌های سده دوازدهم هجری بدین‌سو قابل توجه است. با آغاز سده سیزدهم هجری و در سراسر حکومت قاجار در ایران، بازرگانان و دلالان برده، تعداد زیادی از این بردگان را از آفریقای شرقی به بندرهای جنوبی ایران وارد کردند. از این تعداد، برخی در همین بندرها به جای ماندند و دیگران به نقاط گوناگون ایران به ویژه شهرهای بزرگ همچون تهران، شیراز و اصفهان فرستاده می‌شدند. روند ورود بردگان آفریقایی به ایران تا میانه‌های سده چهاردهم هجری ادامه یافت
نقل قول  
غلامان و کنیزان در ایران از وضعیتی نسبتا خوب برخوردار بودند، بدانسان که به روایت پولاک، به هیچ‌وجه این حالت را در ایران نمی‌توان برده‌داری نامید. البته این وضعیت خوب را نمی‌توان به همه غلامان و کنیزان در سراسر ایران نسبت داد، زیرا در بخش‌هایی از ایران از جمله در میان ترکمن‌ها در شمال شرقی و بلوچ‌ها در جنوب شرقی، بردگان عمدتا از راه اسارت در شبیخون‌ها و تهاجم‌های ناگهانی به بردگی کشیده شده بودند و وضعیتی نامطلوب داشتند.

شیوه ایرانی در نگهداری از غلامان و کنیزان و به کارگیری آنان، به شکل خانگی بوده، این روش با برده‌داری در کشورهای دیگر تفاوت‌های بسیار داشته است. بردگان نیز مانند خدمتکاران غالبا عضو خانواده به شمار می‌آمدند. پولاک تصریح می‌کند که شیوه رفتار با غلامان و کنیزان در ایران «با رعایت حال آنان و ملایمت توأم است؛ تنبیه بدنی بسیار نادر است و آن هم با شدت و حدت نیست؛ خوب می‌خورند و خوب می‌پوشند و در کار ازدواج و تربیت کودکان آنها مراقبت می‌شود.

در موقعی که رفتار نامطلوبی با آنها بشود حق شکایت دارند و هرگاه مسلم بشود که با آنها بدرفتاری شده است حق دارند پافشاری کنند که به صاحب دیگری فروخته شوند».

دگرگونی‌های جهانی که در ایران با آغاز سده چهاردهم خورشیدی هم‌زمان بود، موجبات برچیده شدن رسمی نظام برده‌داری را در ایران همچون بسیاری کشورهای دیگر فراهم آورد. با وجود آن که از آغاز دوره قاجار، زمزمه‌هایی برای رویارویی با این نظام شنیده شد و کوشش‌هایی در این‌باره انجام پذیرفت، اما برچیده‌شدن آن، پس از تغییر حکومت در ایران و پیوستن حکومت قاجار به تاریخ محقق شد.

مجلس شورای ملی، قانون منع خرید و فروش برده در خاک ایران و آزادی برده در موقع ورود به مملکت را به سال ١٣٠٧ خورشیدی تصویب کرد. به موجب این ماده واحده «در مملکت ایران هیچ کس به عنوان برده شناخته نشده و هر برده به مجرد ورود به خاک یا آبهای ساحلی ایران آزاد خواهد بود».

این قانون تصریح می‌کرد «هر کس انسانی را به نام برده خرید و فروش کرده یا رفتار مالکانه دیگری نسبت به انسانی بنماید یا واسطه معامله و حمل و نقل برده شود ـ محکوم به یک تا سه‌سال حبس تأدیبی خواهد گردید».

همچنین ماموران دولتی مکلف شدند «به محض اطلاع یا مراجعه کسی که مورد معامله یا رفتار بردگی شده است فوراً وسائل استخلاص او را فراهم آورده» مجرم را دستگیر کنند.
نقل قول  
دوره ناصر الدین شاه که بعد از اسلامه و ربطی به ایران باستان ندارد
نقل قول  
مورخان باستانی خیلی بیشتر از این حرف ها بودند. دی نن مورخ یونانی قرن سه پیش از میلاد کتاب های راجع به آسیا و اردشیر دوم نوشته، مان تن مورخ مصری قرن دو پیش از میلاد تمام سلسه های مصری تا فتح مصر توسط اردشیر سوم هخامنشی، برس معاصر اسکندر و سلوکی های اول بود در مورد ایران مطلب هم نگاشته و نویسندگان دیگری هم هستند. کم لطفی نکنید گزنفون کم به ایرانیان در کتابهایش به بزرگی یاد نکرده گزنفون شاگرد معلم اول سقراط بود.
در ایران باستان هم برده داری بوده در دولت ماد و عیلام و پارس در دوره ساسانیان هم واژه به نام وردگ بوده که تبدیلش به زبان ما همان برده میشده حتی تا دوره ناصرالدین شاه هم برده داری در خانواده های بزرگان مرسوم بوده
نقل قول  
از مطالب برده داری دوره هخامنشیان و ساسانیان در ایران باستان در ویکی پدیا برداشت میشود برده داری در ایران باستان گستردگی نداشته و بیشتر در مورد اسرای جنگی و کسانی که برای افراد ثروتمند کار میکرده اند به کار میرفته که با برده داری در بقیه نقاط جهان از زمین تا اسمات تفاوت دارد
نقل قول  
در آغاز دوره هخامنشی، نهاد برده داری هنوز در ایران به‌طور کامل رشد نکرده بود. در میان مادها رسمی وجود داشت که به موجب آن، مردی تهیدست می‌توانست، در برابر دریافت غذای روزانه، خود را در اختیار مردی ثروتمند بگذارد. چنین شخصی وضع بردگان را داشت، اما چنانچه اربابش به او کم غذا می‌داد، او هر زمان می‌توانست وی را ترک کند. پارسیها، به هنگام تشکیل دولت شان، فقط چنین بردگی ساده‌ای را می‌شناختند و کار برده از لحاظ اقتصادی مهم نبود. اصطلاح متعارف برای مشخص کردن برده در ایران باستان، کلمة بَنْدَکَه، مشتق از بَندَه به معنای بند و زنجیر، بود، داریوش اول «ساتراپ» ها و امرای خود را بندکه‌های خود می‌خواند. همچنین داریوش اول، گاداتس، حاکم خود در دیونی، را برده («دولس / دُولوس») خویش می‌نامد. درست به سان بسیاری از کشورهای شرق باستان، تمام اتباع پادشاه، حتی عالی‌ترین صاحب منصبان، بندگان پادشاه شمرده می‌شدند، زین رو لقمان یونانی نوشته‌اند که جز پادشاه، تمامی مردم ایران جماعت بندگان اند. به همین ترتیب، اقتدار بزرگان خانواده‌های پدرشاهی بر افراد خانواده‌های خودشان مستبدانه بود و آنها می‌توانستند با فرزندان ایشان چون برده رفتار کنند[۶][۷]

یکی از اصطلاحات فارسی باستان برای برده،[۸] «گرده»، به معنای برده (برده‌های) خانگی، بود. این اصطلاح در مکتوبات آرامیِ اَرشام، ساتراپ مصر در قرن پنجم پیش از میلاد، و در متون بابلی دورة هخامنشی، به صورت،[۹] «گرده / گردو»، و در اسناد عیلامی که از تخت جمشید به دست آمده به صورت،[۱۰] «کورتش» آمده‌است. این افراد کارگران اعضای خانواده سلطنتی و خانواد نجبای پارس در ایران و بابل و مصر بودند. در گذر زمان، معنای کلمه «کورتش» گسترش یافت و به مفهوم «کارگر» به کار رفت. در متن عیلامی کتیبه بیستون، «کورتش» معادل «مانیه»[۱۱] در فارسی باستان (در متنِ بابلی، به معنای کارگران مزدور) است. احتمالاً «مانیه» به معنای «برده خانگی» بوده‌است. بسیاری از بردگانی که برای نجبای هخامنشی و پارسی کار خانگی می‌کردند (مانند نانوایان، آشپزها، ساقیان، و خواجه سرایان)، نیز از بین نمایندگان ملتهای شکست خورده گرفته می‌شدند. پارسیها تعداد معینی از این بردگان را از بازار برده فروشان می‌خریدند. دانسته‌های ما دربارهٔ برده‌های تحت مالکیت خصوصی در ایران نادر و اتفاقی است. یک قرارداد بابلی خرید بردهه از تخت جمشید که سالم مانده، تاریخ دوره حکومت داریوش اول را دارد. اما طرفین قرارداد و خود برده بابلی بوده‌اند.[۶]

در زمان هخامنشیان، در بابل و دیگر کشورهای فتح شده، نجبای پارسی به برده داران بزرگ تبدیل شدند. طبق برخی اسناد، ایرانیان برده‌های خود را در بابل می‌فروخته‌اند. در مجموع، حتی در پیشرفته‌ترین سرزمینهای قلمرو هخامنشی هم فقط تعداد کمی برده در قبال افراد آزاد وجود داشته‌اند و کار برده هیچگاه جایگزین کار کارگران آزاد نمی‌شده‌است. به هنگام پیدایش دولت پارس، در این نواحی برده داری تغییرات مهمی یافته بود؛ بردگی ناشی از بدهکاری دیگر مرسوم نبود. گذشته از کسانی که خودشان خود را می‌فروختند، به وثیقه گرفتن شخص در برابر وام، پیش از زمان پارسها به‌طور کامل از بین رفته بود. اگر بدهکاری وام خود را در مهلت مقرر نمی‌پرداخت، طلبکار حق داشت که فرزندان او را برده خود کند، یا بدهکار ورشکسته را دستگیر و در زندان بدهکاران محبوس کند، اما نمی‌توانست بدهکار را به بردگی به نفر سوم بفروشد. غالباً بدهکار وام خود را از راه کار آزاد به طلبکار می‌پرداخت و آزادیش را به دست می‌آورد. با قضاوت از روی اسناد بابلی و پاپیروسهای آرامیِ دوره هخامنشی، می‌توان گفت که بردگان اگر به خدمت ارباب ادامه می‌دادند یا غذا و لباس او را تا زمانی که زنده بود تأمین می‌کردند، گاهی آزاد می‌شدند
نقل قول  







ترجمهٔ کتیبه‌های گنجنامه: کتیبهٔ داریوش کبیر متن آن عبارت است از:


«خدای بزرگ است اهورامزدا، که این زمین را آفرید، که آن آسمان را آفرید، که مردم را آفرید، که شادی را برای مردم آفرید، که داریوش را شاه کرد، شاهی از [میان] بسیاری، فرمانروائی از [میان] بسیاری. مَنَم داریوش، شاه بزرگ، شاهِ شاهان، شاهِ سرزمین‌ها[یی] که نژادهای گوناگون دارند، شاه سرزمین دور و دراز، پسر ویشتاسب هخامنشی.»

کتیبهٔ خشایارشا نیز در قسمت پائین همین کتیبه‌است و متن آن عبارت است از:


«خدای بزرگ است اهورامزدا، که بزرگ‌ترین خدایان است، که این زمین را آفرید، که آن آسمان را آفرید، که مردم را آفرید، که برای مردم شادی آفرید، که خشایارشا را شاه کرد، یگانه از میان شاهان بسیار، یگانه فرمانروا از میان فرمانروایان بی‌شمار. من خشایارشا، شاه بزرگ، شاهِ شاهان، شاهِ کشورهای دارای ملل بسیار، شاه این سرزمین بزرگِ دوردستِ پهناور، پسر داریوش شاه هخامنشی.»
نقل قول  
داریوش شاه در همین کتیبه بیستون از اهورامزدا سخن میگوید در کتیبه گنج نامه هم خشایار شاه به وضوح از اهورامزدا نام میبرد پس در زرتشتی بودن پادشاهان هخامنشی منهای کوروش تردیدی وجود نداردکوروش احتمالا پیرو ایین میترائیسم بوده
نقل قول  
کسی که در جنگ اسیر میشود به بردگی گرفته نمیشود بلکه اسیر جنگی است که کاملا طبیعی است
نقل قول  

درج دیدگاه مختص اعضا است! برای ورود به حساب خود اینجا و برای عضویت اینجا کلیک کنید.


Powered by You