Hiweb

هولوکاست؛دروغ بزرگ یهودیان

63 پرسش و پاسخ درباره هولوکاست

حق تکثیر: انتشار اینترنتی

» کتابناکهای مرتبط:
جریانهای اصلی در مارکسیسم - جلد دوم
سرکوب شتابزدۀ نویه راینیشه تسایتونگ
طبقات (جلد 7)

نسخه ها
PDF
حجم: 1 مگابایت
دریافت ها:
تعداد صفحات: 52
3.1 / 5
با 599 رای
امتیاز دهید
5 4 3 2 1

دانلود
دیدگاه‌ها: 622
۱۳۸۸/۰۷/۲۲


پاسخنگارش دیدگاه
Jeremiah
Member
نقل قول از Behruz67:
نقل قول از Jeremiah:نخست با پوزش، با شما سخن نمیگفتم که میان گفتار من دویدید، مگر من آمدم میان گفتارتان در زیر همین کتاب بگویم که آن تیره هایی که دانشمندان گفتند به ایران آمدند از جنوب روسیه آمده اند و نه از شمال آن، دوم آنکه فرانسوی این نوشته جستاری افزون است و جستار پایه دریافت واژه "برده" در دوران باستان از روی گفته های خود هرودوت و دیگران بود و گیرمان روی فرانسوی اش نبود. چشم داشتم که زیر این کتاب متن لینک در پاسخم از خودتان رفتارهای پان-تورکیستانه نشان دهید نه اینجا. اسلامیست و کمونیست! دو دوست دیرین هم! خیلی هم به فرخندگی! بنده کجا گفتم در ایران برده داری نبوده است؟
* پوزش نخواهید ولی درست بنویسید، مگر نگفتید که اصل فرانسوی کتاب باید مد نظر باشد؟
* در ضمن، اینجا مکانی عمومی برای گفتگوست و شما در سطحی نیستید که به دیگران امر کنید که طرف صحبت شما با کیست و چه کسی می‌تواند در ارتباط با کامنت‌های زیر کتاب‌ها نظر دهد یا نه.
* توهین شخصی را هم که آغاز کردید، مثلا با پان‌ترکیست‌ خواندن من چه نفعی برای‌تان دارد؟‌ که وجهه‌ی عمومی برای خودتان کسب کنید چون از استدلال بی‌بهره‌اید؟ بگذریم از اینکه معمولا با پان‌ترکیست خواندن یکی دیگر، می‌پذیرید که خود یک پان دیگر هستید.
* و جمله‌ی آخرتان چه ارتباطی با من دارد؟! آیا من چنین چیزی در ارتباط با شما گفتم؟


* کجا گفتم؟ تنها گفتم: ((پیش از هر چیز نوشته پایه فرانسوی است، پس این خود واژه ایی که پیر برایان به کار برده نیست و بانو ناهید فروغان "اسیر" برگردانده است (نشر فرزان) پس هر دوی ما به نوشته فرانسوی دسترسی نداریم، اگر فرانسوی میدانید، کتاب فرانسوی را بیاورید)) اگر چنین می گفتم به دنبالش استدلال نمیکردم و چشم به راه نوشته فرانسوی میشدم. همانگونه که میبینید با شما نبودم و با کاربر خونیرث بودم. شما خودتان را بیخود درون کردید.

* بسیاری از کارها ناقانونی نیست مانند پریدن میان سخن دیگران، "تو" گفتن به کسی و ... ولی زشت و از ادب به دور است، پدر و مادرتان یادتان نداده است این چیزها را؟

* "معمولا با پان‌ترکیست خواندن یکی دیگر، می‌پذیرید که خود یک پان دیگر هستید." پیش از هر چیز خرد در این گزاره سوفیستانه بسیار دیده می شود! از کجا این را برداشت کردید؟ بیستار و باستار را هر چند که برخی خودشان هم می گویند ما پان-تورک هستیم، خودمان به یک پان دیگر پیوستگی پیدا میکنیم. پان-ترک توهین است؟ اگر بد است چرا هستید؟

* با پرداختن به آنکه زود پاسخ مرا دادید دنباله آن را نوشتم، بروید دوباره دیدگاه را بخوانید. هنگامی که چنین پاسخی میدهید، نشان میدهد که شما در سخنان بنده چیزی را در این باره دیده اید، و اگر ندیده اید و گفته اید، کار بیجا همانند دویدن در میان گفتگو بنده با آن کاربر کردید.
نقل قول  
Behruz67
Member
نقل قول از Jeremiah:
نخست با پوزش، با شما سخن نمیگفتم که میان گفتار من دویدید، مگر من آمدم میان گفتارتان در زیر همین کتاب بگویم که آن تیره هایی که دانشمندان گفتند به ایران آمدند از جنوب روسیه آمده اند و نه از شمال آن، دوم آنکه فرانسوی این نوشته جستاری افزون است و جستار پایه دریافت واژه "برده" در دوران باستان از روی گفته های خود هرودوت و دیگران بود و گیرمان روی فرانسوی اش نبود. چشم داشتم که زیر این کتاب متن لینک در پاسخم از خودتان رفتارهای پان-تورکیستانه نشان دهید نه اینجا. اسلامیست و کمونیست! دو دوست دیرین هم! خیلی هم به فرخندگی! بنده کجا گفتم در ایران برده داری نبوده است؟

* پوزش نخواهید ولی درست بنویسید، مگر نگفتید که اصل فرانسوی کتاب باید مد نظر باشد؟
* در ضمن، اینجا مکانی عمومی برای گفتگوست و شما در سطحی نیستید که به دیگران امر کنید که طرف صحبت شما با کیست و چه کسی می‌تواند در ارتباط با کامنت‌های زیر کتاب‌ها نظر دهد یا نه.
* توهین شخصی را هم که آغاز کردید، مثلا با پان‌ترکیست‌ خواندن من چه نفعی برای‌تان دارد؟‌ که وجهه‌ی عمومی برای خودتان کسب کنید چون از استدلال بی‌بهره‌اید؟ بگذریم از اینکه معمولا با پان‌ترکیست خواندن یکی دیگر، می‌پذیرید که خود یک پان دیگر هستید.
* و جمله‌ی آخرتان چه ارتباطی با من دارد؟! آیا من چنین چیزی در ارتباط با شما گفتم؟
نقل قول  
Jeremiah
Member
نخست با پوزش، با شما سخن نمیگفتم که میان گفتار من دویدید خود رفیق خونیرث راه پاسخ دادن را میداند نیازی به راهنما نیست، مگر من آمدم میان گفتارتان در زیر همین کتاب بگویم که آن تیره هایی که دانشمندان گفتند به ایران آمدند از جنوب روسیه آمده اند و نه از شمال آن، دوم آنکه فرانسوی این نوشته جستاری افزون است و جستار پایه دریافت واژه "برده" در دوران باستان از روی گفته های خود هرودوت و دیگران بود و گیرمان روی فرانسوی اش نبود. چشم داشتم که زیر این کتاب متن لینک در پاسخم از خودتان رفتارهای پان-تورکیستانه نشان دهید نه اینجا. اسلامیست و کمونیست! دو دوست دیرین هم! خیلی هم به فرخندگی! بنده کجا گفتم در ایران برده داری نبوده است؟ دوستتان می گوید: ((عجیب تر حرف های دیگری ست که برده داری کورش "با خرد سازگاری ندارد". چرا ندارد؟ چون ما دوست نداریم داشته باشد.)) با اینکه ایشان نمیتواند درست نوشته مرا بخواند، من گفتم گزارشهای نویسندگان یونان را (حتی ستایشهای گزنفون)، را بدون هیچ گونه بررسی و گمانه زنی بیاوریم با خرد سازگار نیست. گویا شما و دوستان خوب بهم می آید زیرا پاسخ های میدهید به چیزهایی که من نیاورده ام
نقل قول  
Behruz67
Member
و معادل نقل‌قول صفحه‌ی ۳۸:
نقل قول:
Les Cariens furent asservis par Harpage sans avoir accompli aucun exploit

اگر دقت فرمائید در هر دو مورد واژگان متفاوتی برای برده‌داری به کار رفته که هر دو در فرانسوی دارای این معنا هستند (به چند دیکشنری فرانسوی به انگلیسی مراجعه کنید).
البته، ارجاع به برده‌داری در ایران باستان در صفحات دیگر این کتاب به کرات تکرار شده مانند صفحات ۱۵۶ و ۱۵۸ و غیره که به هر حال بحثی دیگر را می‌طلبد.
نقل قول  
Behruz67
Member
نقل قول از Jeremiah:
پیش از هر چیز نوشته پایه فرانسوی است پس این خود واژه ایی که پیر برایان به کار برده نیست و بانو ناهید فروغان "اسیر" برگردانده است (نشر فرزان) پس هر دوی ما به نوشته فرانسوی دسترسی نداریم، اگر فرانسوی میدانید، کتاب فرانسوی را بیاورید،..

نسخه‌ی فرانسوی در اینترنت در دسترس است و این هم معادل نقل‌قولی که دوستمان از صفحه‌ی ۳۷ نسخه‌ی انگلیسی آوردند:
نقل قول:
de réduire en esclavage tous les autres qui, avec les Lydiens, avaient marché contre Sardes, et de lui amener vivant, à tout prix, Paktyès en personne
نقل قول  
Behruz67
Member
نقل قول از سپربلوط:
در تاریخ 1897 میلادی پس از آن‌که محل اجلاس نخستین کنگره یهود در شهر بال سوئیس طعمه حریق گشت، اسنادی به دست پلیس تزاری افتاد که بعدها به پروتکل‌های 24گانه یهود معروف شدند. این اسناد در حقیقت عهدنامه‌هایی بود که راه آینده صهیونیست‌ها را به منظور سلطه بر جهان ترسیم می‌کردند. این پروتکل‌های 24 گانه که در واقع اصول سیاست صهیونیسم و نوع نگرش آنان به جوامع انسانی را نشان می‌دهد، حتی سالها پیش از تاسیس رژیم صهیونیستی در سرزمین فلسطین گویای دسیسه‌های شیطانی آنها بر ضد جهان بشریت است: ...

گویا شما اهل صحبت جدی نیستید، به جای این همه پرگویی فقط لازم بود که منبع این کتاب یا نوشته‌ی غیرواقعی رو معرفی کنید (که نکرده‌اید) تا دیگران هم نگاهی بدان بیندازند و برخلاف دوستی که بقیه رو اهل خرد نمی‌داند به گمانم بیشتر دوستان حاضر در کتابناک (چه موافق و چه مخالف) به اندازه‌ی کافی خردمند هستند تا خود به ارزیابی این نوع منابع بنشینند.
نقل قول  
nikdoost
Member VIP
[نقل قول ار سپربلوط: بنده به کمک یزدان پاک هیچ مشـکل جدی در این دنیـا ندارم اما کسی که از بحث کردن و تبـادل اطلاعات و بیان حقایق ناراحت میشه حتما مشکل داره در بـحث کردن ها بنده به
به اطلاعاتم خیلی اضافه شده نیک دوست گرامی از اتاقهای گاز و گاز سمی زیگلون بی چه خبر].
جناب سپربلوط، گوساله ها هم تا به کمک یزدان پاک در آخور هایشان علوفه و کاه و یونجه و جُو فَت و فراوان است به مانند تو هیچ مشگل جدی در این دنیا ندارند، و هیچ باکی هم ندارند، از اتاق های
گاز و گاز سمی زیگلون که پرسیده ای خبر ندارم اما می دانم جای تو در آنجا خالی است، در ضمن در تبادل اطلاعات و بیان حقایق در ارتباط با هلوکاست و این کتاب (مزخرفاتی که به آن اشاره کرده ای
و مثل گنداب از روزنه ی منجلاب افکار پوسیده ات پیوسـته و بی امان روانه می سازی) آنقدر متعفن است که به آنها نزدیک و ناراحت نمی شوم و به آنها توجه ندارم، راحت باش و هرچه می خواهد دل
تنکت بِسُرف و بر اطلاعاتت بیفـزا تا در آن دنیا هم هیچ مشگل جدی از آتش جهنمی که خود برای خودت بر می افروزی نداشته باشی
بـدی را بـدی سهل باشـد جزاء
اگر مردی احسن الیٰ من اساء
نقل قول  
Jeremiah
Member
اکنون میخواهم بندی را که در آن هرودوت آن گفتگویی که بنده مانده ام از کجا آن را شنیده است بیاورم تا ببینید خود همین هرودوت که شما بر آن بودید که گفته است "قیام کنندگان لیدیه" برده شده اند؛ میگوید کوروش لیدیاییها را برده نکرد:

155 - همین که کوروش در طی راه از این وقایع با خبر شد، خطاب به کروزوس چنین گفت: ((سرانجام حادثه ایی که در سارد برای من روی داده است، چه خواهد بود؟ چنین به نظر می رسد که لیدیها از ایجاد مشکلات برای من و خود بر نخواهند داشت؛ در اندیشه ام که آیا بهتر نیست آنها را به اسارت و بردگی در بیاورم؟ من کار کسی را کرده ام که پس از قتل پدر، فزرندان او را عفو میکند. بدین ترتیب ترا که برای لیدیها از یک پدر عزیز بودی با خود می برم در حالی که شهر را به خود آنها واگذار کرده ام، با این حال در شگفتم که چگونه بر ضد من طغیان کرده اند)) کوروش آنچه که می اندیشید بر زبان میراند. کروزوس که می اندیشید پادشاه مبادا سارد را از بیخ و بن ویران کند، چنین پاسخ داد: ((ای پادشاه آنچه که میگویی درست است؛ با این حال تسلیم خشم و غضب نشو، یک شهر باستانی را ویران نکن، چه این شهر با آنچه نسبت در گذشته روی داده مسبب آن من بوده ام و من آن را به عهده میگیرم. ولی آنچه امروز روی میدهد مقصر آن خود پاکتیس است که تو خود شهر سارد را به آن سپرده ای، اوست که باید مورد مجازات تو واقع شود. مردم لیدی را عفو کن و برای اینکه آنها بار دیگر طغیان نکنند و خظری از آنها جانب تو نباشد، آنچه که به تو میگویم به آنها تحمیل کن: آنها را از داشتن سلاح جنگی منع کن و به آنان امر کن که به زیر لباس روئین قبائی بر تن کنند و کفش های پاشنه بلند بر پا کنند و به آنان امر کن که به فرزندان خود نواختن چنگ و موسیقی و تجارت و کسب بیاموزند، بزودی مشاهده خواهی کرد که مردان خوی زنان یافته اند بقسمی که دیگر بیمی از طغیان و شورش آن ها نخواهی داشت!))
156 - کرزوس از آن جهت به کوروش چنین توصیه میکرد که معتقد بود چنین مجازاتها برای مردم لیدی از اسارت و فروخته شدن در کوچه و بازار قابل تحمل تر است. (چه او اطمینان داشت چنانچه دلیل معقولی به کوروش ارائه نمیداد نمی توانست او را از اجرای تصمیم خود منصرف کند) و نیز کرزوس بیم داشت مبادا لیدیها حتی اگر در حال حاضر از خطر سالم جهند، در آینده بار دیگر بر ضد پارسها بشورند و موجبات نابودی خود را فراهم آورند. کوروش این پیشنهاد را از روی میل پذیرفت، خشم خود را تسکین داد و اظهار کرد که با عقیده کرزوس موافق است. پس از آن یکی از مادها را مازارس نام داشت طلبید و به او امر کرد که اقداماتی کزروس توصیه میکرد به اطلاع مردم لیدی برساند و نیز فرمان داد تا تمام افراد دیگری که با لیدی ها در حمله به سارد شرکت کرده بود اسیر کند و شخص پاکتیس را به هر قیمتی که ممکن است زنده در محضر او حاضر کنند. (تاریخ هرودوت، جلد اول، دکتر هادی هدایتی، 236 - 235)
نقل قول  
Jeremiah
Member
شما دارید درباره یک شاه باستانی سخن میگویید در آن زمان پادشاهی خواهی، همچون امروز ستمگری خوانده نمیشده است پلاتون یا افلاطون و گزنفون آرزوی پادشاهی برای کشورشان داشته اند، نکند اندیشیده اید، مردمسالاری یا دموکراسی یونانی همان دموکراسی هست که امروزه میبینید؟ دموکراسی آن زمان سر راست و بی هیچ بندی بوده است و نام دیگر آن را میتوان "تیرانی یا دُژسالاری بیشتران" نهاد. زیرا هرچه را بیشتران میگفتند انجام میدادند، همانند آن بیدادگری ایی که برای سوکراتِس یا سقراط کردند. تا آنجایی که به یاد دارم، خود آریستوتلس یا ارسطو، معلم اول، با اینکه به اندازه آموزگارش پلاتون، به دموکراسی بدبین نبود، باز هم آن را همراه با آریستوکراسی یا نژاده سالاری می پذیرفت و فرمانروایی ای را نیک میدانست که میان مردم سالاری و نژاده سالاری باشد، این هم بینش تاریخی کوتاه شما را نشان می دهد که شاهنشاهی هخامنشی را با شاهنشاهی قاجاری میسنجید، قاجار در زمانه نوین، زمانه ای که بسیاری از کشورها به مردم سالاری درست رسیده بوده اند، شاهی میکرد نه زمانه باستان، دیدیم شاهستیزیتان هم چه به سرمان آورد! شما اسلامیستها خیلی ستودنی هستید! هنگامی که برایتان از صحیح بخاری که نوشته خود یک مسلمان است، حدیثی می آوریم میگویید: ((همینگونه که نمیشود آن را پذیرفت، علم حدیث داریم و ...)) لیک هرچه که یونانیان، که بیشترشان از ایرانیان بیزار بودند، مانند هرودوت، کسی که ایرانیان زادگاهش را ساتراپی خود کرده بودند، میگویند، بی چون و چرا میپذیرید و از دیدگاهتان دانش تاریخنگاری دیگر بودش ندارد. همین پیر برایان خودش سوگیری های یونانیان را بارها گوشزد کرده است. پیر برایان نه یهودی است و نه ایرانی! که مهر ویژه ای به هخامنشیان داشته باشد.
نقل قول  
Jeremiah
Member
پیش از هر چیز نوشته پایه فرانسوی است پس این خود واژه ایی که پیر برایان به کار برده نیست و بانو ناهید فروغان "اسیر" برگردانده است (نشر فرزان) پس هر دوی ما به نوشته فرانسوی دسترسی نداریم، اگر فرانسوی میدانید، کتاب فرانسوی را بیاورید، خود آقای برایان در دیباچه در کنار خستو شدن به آنکه پارسی باستانی نمیداند، گفته است که یونانی و لاتین را به جایش میداند پس برگردانش از هرودوت، کار خودش است و جایهایی میگفت که این را خودم اینگونه برگردانده ام. بردگی در دوران گذشته میان پارسیان باستان، چَم "فرمانبرداری" میداده است و به آن "بَندَکَه" میگفتند و امروزه بَنده میگویند. داریوش در کتیبه اش میگوید "این اقوام که به نیروی اهورامزدا از آن من شدند، بندکه هایم گشتند، "باجی" برایم آوردند و هر چه به آنها فرمودم شب چون روز انجام دادند" (امپراتوری هخامنشیان، پیر برایان، 273) پس از آنکه درایوش به تخت نشست شورشهایی در سراسر ایران شد و داریوش این تیره ها را فرمانبردار کرد و اگر برده بودند نمیتوانستند برای داریوش باج یا همان خراج بیاورند، چون برده خودش ابزار و کالا است و دارایی ندارد که بتواند باج یا خراج دهد، آن هم به پادشاه! گذشته از این، داریوش به ویدَرنَه پارسی و بسیاری دیگر از سرداران سپاهش میگوید "بنده یا همان بندکه" ("فرمانهای شاهنشاهان هخامنشی"، ستون 2، از بند 6 به آن ور)، سردار سپاه میتواند برده باشد؟ همچنین هرودوت میگوید: ((در گذشته پارس ها که بردگان مادها بوده اند امروزه فرمانروای آنان شده اند)) (نسک 1، بند 129) اگر کسی سرگذشت ایران باستان را خوانده باشد میداند که پارسیان از زیردستان و فرمانبرداران مادها بودند و آنچه که خود هرودت از پارسیان گزارش میدهد، هیچ گونه همانندی به برده بودن ندارد. همچنین بر پایه گفته دیودوروس، کوروش به کروسوس میگوید که بیاید خودش را برده شاه بشناساند تا شاه ایران (کوروش) گناه او را ببخشد و آن را ساتراپ لیدیا کند. (تاریخ سیاسی هخامنشی، محمد داندادامایف، فرید جواهرکلام، 33) آیا یک برده ساتراپ میشود؟ کروسوس هم اینگونه پاسخ میدهد پارسیان پیش از این برده مادها بودند، پس اکنون باید خودشان را بردگان شاه لیدی (کروسوس) بدانند. پس هم کوروش (اگر به پارسی باستان به مازارس گفته باشد) و هم هرودوت برده را در اینجا به چم "فرمانبردار" به کار برده اند. اینگونه بررسیها در خور تاریخ خوانان است نه اسلامیستهایی که دنبال راستی نیستند، پس شما را با آن کاری نیست. همچنین "کاریا" کجا، "لیدیا" کجا؟ چرا برای آنکه دروغتان را بپوشانید یک رخداد دیگر را با یک رخداد دیگر به هم می آمیزید؟ هارپاگ پس از شورش لیدیا و مرگ مازارس ماد به آسیای کوچک میرود ... شما سخنی از کاریاییها به میان نیاوردید، همچنین ناهید فروغان برگردانده است: ((هارپاگ، کاریاییان را بی آنکه پیکار نمایانی انجام دهند، مطیع کرد.)) (58)، من هم " ... باستانی" بودن هرودوت را در دید داشتیم و به تاریخ نگاری آغازین آن خرده گرفتم، درست دریافت کنید. من از ستایشهای هرودوت سخنی گفتم؟ هر چند هرودوت از ستایشگران ایران نبود.
نقل قول  

درج دیدگاه مختص اعضا است! برای ورود به حساب خود اینجا و برای عضویت اینجا کلیک کنید.


Powered by You