هولوکاست؛دروغ بزرگ یهودیان

63 پرسش و پاسخ درباره هولوکاست

حق تکثیر: انتشار اینترنتی

» کتابناکهای مرتبط:
ژاپن در گذشته و حال
اتحاد شوروی از تکوین تا فروپاشی
آیا پاریس می سوزد؟

نسخه ها
PDF
حجم: 2 مگابایت
تعداد صفحات: 52
3.1 / 5
با 609 رای
امتیاز دهید
5 4 3 2 1

دانلود
دیدگاه‌ها: 742
۱۳۸۸/۰۷/۲۲


پاسخنگارش دیدگاه
Khwanirath
Member
ایشان حق دارند که کتاب بیان معانی در کلام ربانی را نیابند. این خرده ایست که می توان به مدیریت کتابناک گرفت که چرا اجازه انتشار نداد. علی ای حال برای اینکه بهانه ای نباشد آن را در این آدرس قرار داده ام. این را هم عرض کنم که مجلد دوم است. ایشان می تواند پس از کسب اجازه به آدرس زیر برود:

بیان معانی در کلام ربا...رکه نساء

جالب است این نابغه سخن خود را نیز فراموش می کند. این عین سخن ایشان:"در قرآن شیوه وضوء تا اندازه‌ای آمده است با این روی شیوه برپا داشتن چیزی که وضوء را برای آن گیرند، ستون دینش، همانا نماز نیامده است."

نابغه ی دوران تصور فرموده که چون شکل خاصی از نماز در قرآن نیامده؛ پس قرآن کافی نیست. الان که به ایشان نشان داده شد که نمازی مورد تایید خداست که قابل فهم باشد و در نتیجه زبان نماز اهمیت ندارد و وقتی زبان نماز می تواند متفاوت باشد؛ فرم آن نیز می تواند تفاوت کند؛ خودش را کوچه علی چپ زده که اصلا به بحث ما چه ارتباطی دارد. ارتباطش این است که فرم کنونی نماز مورد تاکید خدا نیست و با کافی بودن قرآن تضاد ندارد. خدا نفرموده چگونه نماز بخوانید چون هر نوع از نمازی که از فحشاء و منکر ممانعت کند و خدا را به یاد انسان بیاورد و یکی دو شرط دیگر مذکور در قرآن را داشته باشد پذیرفتنی ست. جالب است که بسیاری از اسلام شناسان با این استدلال مفسران این امر را پذیرفته اند؛ نابغه ی بی اطلاع عربی ندان مفسر خودخوانده از درک ارتباط این دو امر عاجز است.

سخن خودش را هم نقض می کند. در دو جمله پشت سر هم تناقض دارد. این جمله ایشان با تفسیرهای بی سر و ته من در آوردی: " فردید قرآن آن است کسی بداند چه بگوید نه آنکه زبان تازی را بداند". بالاخره اگر کسی زبان عربی نداند نمی داند در نماز چه می گوید.

ایشان نه تنها کم هوش و حواس است؛ از درک سخن راست و درست نیز عاجز است. می گوید اف کردن به پدر و مادر به قرآن کفایی چه ارتباطی دارد. این دستور که فقط به "اف کردن" اشاره دارد به این معناست که هیچگونه و بطور مطلق هیچگونه آزار کلامی و ورای آن نیز نباید به پدر و مادر داشت. از آن گذشته قرآن به پیامبری که پدر و مادرش را در کودکی از دست داده می گوید بال های رحمت بر سر پدر و مادرت بگستران. منظور چیست؟ منظور این است که مسلمانان هم چنین کنند. از این دو امر چه برداشتی باید کرد؟ اینکه وقتی قرآن می فرماید که این کتاب کافی است؛ یعنی حکم تخصیصی نیست. نه تنها در زمینه نشانه بودن کافی است؛ بلکه در همه زمینه های دینی دیگر نیز کافی است. عالیجناب برای خودش زحمت کشیده و تفسیر نموده که نخیر؛ فقط در زمینه نشانه بودن کافی است. نشانه یا بی نشانه؛ قرآن خود را کافی نامیده است.

تا چه اندازه ایشان از ابتدائیات اسلام ناآگاه است. سخن سقراط زمان را ببینیم:"مگر پیش خدا هم توان رفت؟" مفسر بزرگ فراموش نموده اند که در اندیشه اسلامی خدا همه جا هست و همه ی انسان ها در محضر خدا هستند. نه که نداند. فراموش کرده. وَهُوَ مَعَکُمْ أَیْنَ مَا کُنْتُمْ و او با شماست هر جا که باشید- ۴ الحدید

تصور کرده که در قرآن؛ کتاب؛ یعنی همین مجلدات روزمره خودمان. در سوره بقره که می گوید ذلک الکتاب؛ از منظر علامه ی دوران احتمالا بعد از مجلد شدن قرآن نازل شده. البته این که کسی بالهوسانه به تفسیر کتابی دست بزند که نه از آن آگاهی دارد و نه زبانش را بلد است ستودنی نیست. ولی از شجاعت ایشان در این طبع آزمایی لذت بردم.
نقل قول  
دوستانی که عشق نظام سرمایه داری دارند درباره بحرانهای اقتصاد بین الملل که هر ۱۰ سال یکبار اتفاق میافتد چه جوابی دارند یا درباره نا برابری اقتصادی در خود کشورهای غربی چه جوابی دارند یا درباره بحرانهای زیست محیطی ناشی از سرمایه داری چه جوابی دارند مدل کشورهای اسکاندیناوی مثل سوئد و نروژ و فنلاند در پیش روی همه دنیاست مدل قانون جنگل امریکا هم در پیش روی ماست، در مورد ساندیس خوری هم که دوستمان نوچه عزرائیل گفته بود به نظرم همین ساندیس خورهایی مثل الموت الاسراییل با آدمهایی مثل رضا پهلوی که جشن پوریم ( ایرانی کشی) را به سردمداران اسرائیل تبریک میگویند تفاوت چندانی نداشته باشد تازه اون الموت اسرائیل ادعای شاهزاده بودن یک کشور هفت هزار ساله را ندارد ثروت رضا پهلوی را هم ندارد یکی از دلایل ماندگاری الموت الاسراییل ها( ۴۱ سال) در دشمنان احمقشان نهفته است
نقل قول  
Jeremiah
Member
ببین کی به کی گوید اینترنتی! حضرت آقا همیشه گرفتگاه سخنش از ویکی‌پدیا پارسی باشدو بالاترین هنری که کرده، این است از ویکی‌فقه گرفتگاه بدهد از کتاب "بیان معانی در کلام ربانی" که هر چه گردم کتابش را گیر نیاورم گفتاورد کند، تازه صفحه‌اش را که ندهد. اف کردن به پدرومادر به بسندگی یا نابسندگی قرآن چه؟ نمازگزاری به زبان مادری به جستار ما چه؟ از جستار بیرون نرو زیاده‌گو کی به کی گوید از این شاخه به آن شاخه نپر. همچنین فردید قرآن آن است کسی بداند چه بگوید نه آنکه زبان تازی را بداند چون کسانی که سیاه‌مست هستند حتی زبان مادری‌شان را درست نگویند. از جای دیگر سوخته‌ای، داری اینجا با پرخاشگری‌و راه انداختن جستارهای بی‌ربط خودت را خنک ‌می‌کنی؟ خوب کردم زیر اینجا نشان دادم چه ساندیس‌خوری هستی تا آنگونه زیر کتابی دیگر درشت بارت کنند. آشکار است تا چه اندازه سوخته‌ای
مگر پیش خدا هم توان رفت؟ کتاب را هم ننوشته بود. آن سخنان درون [ ] فولاوند نوشته است. فولادوند در میان کروشه آورده. آن آیه ۱۸ سوره مکی عنکبوت منسوخ آیه ۵۹ سوره مدنی نساء است. نخست ناسخ‌و منسوخ را یاد بگیر سپس بالا منبر بدو، شما افسوسمندانه حتی پیش‌پا افتاده‌ترین مفاهیم از قرآن را ندانید. زمانی که گوییم قرآن پارادوکس دارد، تازی‌پرستان گویند نه اینها ناسخ‌و منسوخ است با این روی هرگاه که کم آورند از منسوخها بهره‌وری کنند. آن من به معنای از است تو حتی "ادوات الربط" تازی را هم ندانی، اگر می خواست زنان مستضعف را بیاورد آن را به ریخت والنساء المستضعفات یا والمستضفعات می‌آورد. ترکیب وصفی هم که ندانی. افاده بعض دیگر چه صیغه‌ای است. خود انصاریان، فولادوند با آیتی آن بخش را "مردان، زنان‌و کودکان مستضعف" آورده‌اند اگر تفسیر را بخوانی که نمی‌خوانی بهتر آیه را دریابی. هر چند این را بایست از خدایت پرسی، نه اینکه در زبان تازی دست ببری. تو که راست گویی، آشکار است تا چه اندازه پاسخانم نمی‌خوانی هنگامی که در بسیاری از جایها بالای سخنم پاسخ کسی دیگر را داده‌ای. تو را خدا بینید چه هذیانی گوید:
نقل قول از Khwanirath:
... حقیقتا تالم و اندوه بزرگی است که شوهر ارمیا سخنم را باور نمی کند. تنها کاری که می توانم انجام دهم این است که به شتر ابوسفیان حواله کنم. این نکته هم قابل عرض است که بنده اصلا نظر آن فردی که سخنش قرار داده شده را در ذیل هیچ کتابی نمی خوانم.

نقل قول از E R S:
... در مورد سطح منطق و استدلال ایشان هم کافی است نگاهی بکنید به این کامنت اخیرش که چطور آیه در مورد عدم مستی حین نماز را ربط داده به جایز بودن تغییر فرم نماز! آسمان را به زمین و شقایق را به گودرز ربط داده. سطح فکر و استدلال این فرد همین است. چه انتظاری می توان داشت؟ گذشته از این، ویژگی های اخلاقی دیگری هم دارد که خودتان مستحضر هستید. دوستانه توصیه میکنم وقت و اعصاب خودتان را هدر ندهید.
موفق باشید.

باشد اگر پیامی در زیر همین کتاب داد صفحه آن را باز نخواهم کرد تا ببینم‌و پاسخش را دهم. رفیقان کمونیستش هم خوب است ببینند چگونه به پرولتاریا (انعام: ستوران مانند گاو یا خر) گفت. زنده باشید
نقل قول  
E R S
Publisher
Jeremiah عزیز؛
منظور بنده از کاربران کتابخوان و باسواد اما آمریکاستیز، کمونیست ها و بعضی چپ های غیر کمونیست حاضر در کتابناک بود نه این فردی که اینجا طرف گفت و گوی شماست. البته جالب این است که همین آقا که اینجا بخش مهمی از مردم را عوام کالانعام خطاب می کند همانی است که زیر همین کتاب برای توهین به تماشاگران فوتبال یقه پاره می کرد (هر چند توهینی هم در کار نبود و بحث عدم بی تفاوتی به حقوق بانوان بود). بعدش هم برای کاربران موعظه ادب و تربیت می خواند. اینجا این واعظ زاهد برای بار صدم نشان داد منظورش از ادب و تربیت چیست.

در مورد سطح منطق و استدلال ایشان هم کافی است نگاهی بکنید به این کامنت اخیرش که چطور آیه در مورد عدم مستی حین نماز را ربط داده به جایز بودن تغییر فرم نماز! آسمان را به زمین و شقایق را به گودرز ربط داده. سطح فکر و استدلال این فرد همین است. چه انتظاری می توان داشت؟ گذشته از این، ویژگی های اخلاقی دیگری هم دارد که خودتان مستحضر هستید. دوستانه توصیه میکنم وقت و اعصاب خودتان را هدر ندهید.
موفق باشید.
نقل قول  
Khwanirath
Member
نقل قول از ettttttt:
جناب Khwanirath و جناب Jeremiah
من یکی از کسانی هستم که واقعا عاشق یادگیری زبان‌های باستانی ایران هستم و به‌دلایلی از این موهبت محروم هستم و اطلاعات زبانی شما، در حد فهم من، قابل ستایش است. وقتی می‌بینم شما با این دانش این‌گونه وقت خود را تلف می‌کنید، ناپالوده و به کنایه سخن می‌گویید و ما را نگران می‌کنید که اگر در شرایط صلح، دو مرد اهل دانش این‌گونه با یکدیگر سخن می‌گویند پس در زمان نابه‌سامانی، آدم‌های معمولی قرارست چگونه با یکدیگر رفتار کنند واقعا حیران و غم‌زده می‌شوم. به‌جدّ، از هر دوی شما خواهش می‌کنم به «گفتار نیک» سخن بگویید.
امیدوارم جسارت مرا ببخشید!


فروتنانه عرض می کنم که نمی توانم وصف کنم بابت اینکه در کنار علامه ی دهر، اهل دانش خوانده شدم تا چه اندازه احساس توهین می کنم. این البته ایراد از بنده بود که تا به الان تلاش داشتم که چشم پوشانه از نظرات 3،4 نفری که خواندن نظراتشان را اتلاف وقت می دانستم عبور کنم. اینکه اهل علم چه می گویند یک مسئله است، اینکه عوام کالانعام از نظرات پیشرو کشاورز و بنا و کارگر در تحلیل مسائل استفاده کنند مسئله ای دیگر.

زاین سپس مایل هستم به جای سر پریدن از نظرات فخیم این نخبه کتابناکی، نظراتشان را مجدانه پیگیری کنم تا نه تنها از عصاره فضایل ایشان بهره مند گردم، بلکه از فرصتی کوچک برای نشاندن لبخند بر گوشه لب هایم نیز استفاده نمایم.
نقل قول  
Khwanirath
Member
نمونه ای از تفسیر دانشمند مقیم کتابناک:

"در آن آیه قرآن را برای نشانه بودن بسند دانسته شده است"

نمی دانم نخبه ی کتابناکی چرا با این حجم از توانایی برای تفسیر قرآن، در این زمینه طبع آزمایی نمی کنند. در نهایت هم با دانش محفلی و اینترنتی خود نظر می دهند که کسانی که قرآن را با استناد به آیه 51 عنکبوت کافی می دانند، چیز جدیدی اختراع کرده اند. شوربختانه حضرت علامه نه تنها تفسیر نمی داند، نه تنها زبان عربی نمی داند، بلکه جریان های اسلامی را هم نمی شناسد. لابد وقتی هم در آیه 23 اسراء خداوند به پیامبر خویش دستور می دهد که به پدر و مادر خود "اف" نگوید، باید برداشت کنیم که پس فحش چارواداری می توان نثار ایشان کرد و فقط "اف" نباید گفت. ابن حزم اندلسی مجدداً زنده شد. حتی نمی داند تخصیص چیست و کجا بکار می رود.

گویا تصور کرده اند همه ی مسلمان ها بایستی به یک شکل و به یک زبان نماز بخوانند. البته که چنین نیست. آن فرد مسلمان پرتغالی زبان یا اسپانیولی زبان که زبان عربی بلد نیست، چرا باید چیزی بگوید که نمی فهمد؟ اما چرا باید نماز را به زبانی خواند که آن را می فهمیم؟ بدلیل آیه 43 نساء:

یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لَا تَقْرَبُوا الصَّلَاةَ وَأَنْتُمْ سُکَارَى حَتَّى تَعْلَمُوا مَا تَقُولُونَ

ای کسانی که ایمان آورده اید، به نماز نزدیک نشوید در حالی که مست هستید تا زمانی که بدانید چه می گویید.

مطابق این آیه، چرا نباید در حال مستی نماز خواند؟ چون فرد نمی داند چه می گوید. حال اگر کسی مست نباشد ولی بدلیل تفاوت زبانی نداند چه می گوید، به این نماز باید نزدیک شود؟ البته که نه! پس باید به زبانی نماز بخواند که آن را می فهمد. حال وقتی زبان نماز را می توان تغییر داد، چرا فرم آن را نتوان تغییر داد؟ کجا خداوند فرموده که همه به یک شکل و یک زبان نماز بخوانند؟

تفسیر دیگر مفسر بزرگ هم خالی از طنز نیست. آیه بطور واضح می گوید اگر مسلمین در زمینه ای با اولیای امر نزاع کرده اند به خدا و رسول مراجعه کنند. علامه می فرمایند منظور از رسول، سنت است. از کجای آیه؟ از هیچ کجا! با اینکه به وضوح آیات قرآن می گوید وَمَا عَلَى الرَّسُولِ إِلَّا الْبَلَاغُ الْمُبِینُ .

این نکته تفسیری را هم باید عرض کنم که در زبان عربی وقتی قبل از "الا" ادات نفی بیاید (که در اینجا "ما" آمده است)، آن را تبدیل به "الای حصر" می کند. یعنی تنها و تنها و تنها وظیفه پیامبر، ابلاغ مبین قرآن است. البته در محضر علامه درس پس می دهیم.

باز هم حضرت علامه، ما را به ترجمه ها سوق می دهند. نمی دانم ایشان با این همه کمالات و فضل و دانش و ادعای زبان عربی شناسی (که البته مرغ پخته را نیز به خنده می اندازد) چرا خود از درک یک آیه ساده در قرآن عاجزند؟ منظور مردان و زنان و کودکان مستضعف هستند! آن کلمه "مِن" در "من الرجال" را نمی تواند درک کند که افاده ی بعض است، بعد عطش اظهار فضلش هم زیاد است. خوب می شد معنی کودک غیر مستضعف را برایمان بیان بفرمایند تا قطره ای از اقیانوس معرفتی ایشان بهره مند گردیم.

و در نهایت هم که قافیه برایشان تنگ آمده، شاعرانه گریزی به صحرای کربلا می زند و آیه ای غیر مرتبط را مطرح می کند. در واکنش به این رندی شاعرانه، بنده هم البته عاجزانه از دانشمند مقیم کتابناک خواهشمندم از این شاخه به آن شاخه نپرند که کار آدمیزاد نیست.

حقیقتا تالم و اندوه بزرگی است که شوهر ارمیا سخنم را باور نمی کند. تنها کاری که می توانم انجام دهم این است که به شتر ابوسفیان حواله کنم. این نکته هم قابل عرض است که بنده اصلا نظر آن فردی که سخنش قرار داده شده را در ذیل هیچ کتابی نمی خوانم.
نقل قول  
ettttttt
Member
جناب Khwanirath و جناب Jeremiah
من یکی از کسانی هستم که واقعا عاشق یادگیری زبان‌های باستانی ایران هستم و به‌دلایلی از این موهبت محروم هستم و اطلاعات زبانی شما، در حد فهم من، قابل ستایش است. وقتی می‌بینم شما با این دانش این‌گونه وقت خود را تلف می‌کنید، ناپالوده و به کنایه سخن می‌گویید و ما را نگران می‌کنید که اگر در شرایط صلح، دو مرد اهل دانش این‌گونه با یکدیگر سخن می‌گویند پس در زمان نابه‌سامانی، آدم‌های معمولی قرارست چگونه با یکدیگر رفتار کنند واقعا حیران و غم‌زده می‌شوم. به‌جدّ، از هر دوی شما خواهش می‌کنم به «گفتار نیک» سخن بگویید.
امیدوارم جسارت مرا ببخشید!
نقل قول  
Jeremiah
Member
نقل قول از Khwanirath:
این جمله ی "مجبور هستیم به شان نزول هم برویم" در صورتی دارد ادا می شود که خود متن قرآن بصورت کاملا صریح و واضح خود را کافی می داند. در آیه 51 سوره مبارکه عنکبوت:

أَوَلَمْ یَکْفِهِمْ أَنَّا أَنْزَلْنَا عَلَیْکَ الْکِتَابَ یُتْلَى عَلَیْهِمْ إِنَّ فِی ذَلِکَ لَرَحْمَةً وَذِکْرَى لِقَوْمٍ یُؤْمِنُونَ

آیا برای ایشان کافی نیست که کتاب را بر تو نازل کردیم که آیاتش بر ایشان تلاوت می شود. براستی در آن رحمت و ذکری برای کسانی است که ایمان می آورند.

مشاهده می شود که قرآن خود را کافی می داند. این کاسه داغ تر از آش شدن چه معنایی دارد؟ وقتی خودِ کتاب خود را کافی معرفی می کند، عده ای بگویند که نخیر، کافی نیستی و ما مجبور هستیم به سراغ شان نزول برویم!

و سوالی درست و مناسب: "جایی که قاتلوا فی سبیل الله گوید با زنان هم هست؟"

جواب این هست که نیست. قاعده ی تغلیب در صورتی اعمال نمی گردد که در خود آیه یا در آیات دیگر ذکر کند که منظور فقط مردان هستند نه زنان. در آیه 75 سوره شریفه نساء این استثنا ذکر می شود:

وَمَا لَکُمْ لَا تُقَاتِلُونَ فِی سَبِیلِ اللَّهِ وَالْمُسْتَضْعَفِینَ مِنَ الرِّجَالِ وَالنِّسَاءِ وَالْوِلْدَانِ

و شما را چه شده که در راه خدا و مردان مستضعف و زنان و کودکان نمی جنگید؟

در این آیه سه دسته هستند که از جنگیدن مستثنا شده اند و در کنار خداوند، در راه ایشان باید جنگید، نه اینکه خود بجنگند:

1-مردان مستضعف
2-زنان
3-کودکان
گویا برخی مانند حروفیه در قرآن چیزهای نویی می‌بینند! آن آیه ۵۱ عکنبوت دنباله آیه ۵۰ یا پیشین خودش است:
و گفتند: «چرا بر او از جانب پروردگارش نشانه‌هایى [معجزه‌آسا] نازل نشده است؟» بگو: «آن نشانه‌ها پیش خداست، و من تنها هشداردهنده‌اى آشکارم.»
در آن آیه قرآن را برای نشانه بودن بسند دانسته شده است، (چرا آن را نفرستادید؟) ارنه در قرآن شیوه وضوء تا اندازه‌ای آمده است با این روی شیوه برپا داشتن چیزی که وضوء را برای آن گیرند، ستون دینش، همانا نماز نیامده است. خود قرآن هم گوید:
اى کسانى که ایمان آورده‏ اید خدا را اطاعت کنید و پیامبر و اولیاى امر خود را [نیز] اطاعت کنید پس هر گاه در امرى [دینى] اختلاف نظر یافتید اگر به خدا و روز بازپسین ایمان دارید آن را به [کتاب] خدا و [سنت] پیامبر [او] عرضه بدارید این بهتر و نیک‏فرجام‌تر است. (نساء، ۵۹)
استاد گویا خودش ترگمانی کرده است! در آن آیه گفته شده است "مستضعفان از مردان، زنان‌و کودکان" نه تنها《مردان مستضعف》( اگر سخن مرا پذیرا نیستید، می‌توانید به ترگمانی‌های گوناگون روید تا ببینید من درست گویم یا شما)، خوب است ایشان خودش را استاد زبان تازی داند. زنان نامستضغف بایست بجنگند؟ در آن آیه سخن از زن‌و کودکان بود، در آیه‌ای مانند ۲۹ توبه مگر هست؟
نقل قول از Khwanirath:
ذیل کتاب پایان عصر آمریکا و نظر فرد مورد نظر را هم الان ملاحظه کردم.

عین کلام فرد مورد نظر: "اون کاربران کتاب‌خوان و باسواد همونهایی اند که در درون هم فکر این آقا "الموز" هستن فقط همونطور که عرض کردم ماسک و اسم کاربری خودشون رو "اسم جغرافیایی اوستایی" گذاشتن"

نمی دانم بایستی بابت اینکه "با سواد" خوانده شدم به قول اسطوره ادب و تربیت "پاچه" بگیرم یا بابت "کتاب خوان" خوانده شدن.
تو گفتی‌و منم باور کردم. آفرین! کوچولو ذوق کرده بهش کتابخوان گفتند، حضرت نوچه آن را در پاسخ این سخن بود:
نقل قول از E R S:
قبلاً هم این کینه و آمریکاستیزی را از برخی کاربران کتاب‌خوان و باسواد سایت دیده بودیم.
خوب است خودش این را جدا کرده بود. همچنین سخنان دیگری هم زده بودو در آنجا نا سر راست ساندیسخور خوانده شده بودید (حتی در همان بخش که فرستادید). گویا حضرت آقا حتی در کوچک‌ترین چیزهای روزانه، خو بر آن دارد که در آن دست بردو چیزهایی که دوست دارد جدا کند.
نقل قول  
Khwanirath
Member
ذیل کتاب پایان عصر آمریکا و نظر فرد مورد نظر را هم الان ملاحظه کردم.

عین کلام فرد مورد نظر: "اون کاربران کتاب‌خوان و باسواد همونهایی اند که در درون هم فکر این آقا "الموز" هستن فقط همونطور که عرض کردم ماسک و اسم کاربری خودشون رو "اسم جغرافیایی اوستایی" گذاشتن"

نمی دانم بایستی بابت اینکه "با سواد" خوانده شدم به قول اسطوره ادب و تربیت "پاچه" بگیرم یا بابت "کتاب خوان" خوانده شدن.
نقل قول  
Khwanirath
Member
این جمله ی "مجبور هستیم به شان نزول هم برویم" در صورتی دارد ادا می شود که خود متن قرآن بصورت کاملا صریح و واضح خود را کافی می داند. در آیه 51 سوره مبارکه عنکبوت:

أَوَلَمْ یَکْفِهِمْ أَنَّا أَنْزَلْنَا عَلَیْکَ الْکِتَابَ یُتْلَى عَلَیْهِمْ إِنَّ فِی ذَلِکَ لَرَحْمَةً وَذِکْرَى لِقَوْمٍ یُؤْمِنُونَ

آیا برای ایشان کافی نیست که کتاب را بر تو نازل کردیم که آیاتش بر ایشان تلاوت می شود. براستی در آن رحمت و ذکری برای کسانی است که ایمان می آورند.

مشاهده می شود که قرآن خود را کافی می داند. این کاسه داغ تر از آش شدن چه معنایی دارد؟ وقتی خودِ کتاب خود را کافی معرفی می کند، عده ای بگویند که نخیر، کافی نیستی و ما مجبور هستیم به سراغ شان نزول برویم!

و سوالی درست و مناسب: "جایی که قاتلوا فی سبیل الله گوید با زنان هم هست؟"

جواب این هست که نیست. قاعده ی تغلیب در صورتی اعمال نمی گردد که در خود آیه یا در آیات دیگر ذکر کند که منظور فقط مردان هستند نه زنان. در آیه 75 سوره شریفه نساء این استثنا ذکر می شود:

وَمَا لَکُمْ لَا تُقَاتِلُونَ فِی سَبِیلِ اللَّهِ وَالْمُسْتَضْعَفِینَ مِنَ الرِّجَالِ وَالنِّسَاءِ وَالْوِلْدَانِ

و شما را چه شده که در راه خدا و مردان مستضعف و زنان و کودکان نمی جنگید؟

در این آیه سه دسته هستند که از جنگیدن مستثنا شده اند و در کنار خداوند، در راه ایشان باید جنگید، نه اینکه خود بجنگند:

1-مردان مستضعف
2-زنان
3-کودکان
نقل قول  

درج دیدگاه مختص اعضا است! برای ورود به حساب خود اینجا و برای عضویت اینجا کلیک کنید.


Powered by You