فاوست: داستانی در نه مکتوب بانضمام لوکریا

فاوست: داستانی در نه مکتوب بانضمام لوکریا

✔️ گزیده ای از کتاب:
سیمون نیکلایویچ عزیزم، مثل اینکه بیش از یک ماه است نامه ای به تو ننوشته ام. خبر قابل عرضی ندارم و خود را تنبل تر از همیشه حس می کنم. راستش را بخواهی باید اعتراف کنم که اصلا فکر تو نبودم. آیا میدانی، حدسیات تو در آخرین نامه ات، به یک اندازه نادرست و سطحی بود؟ تو تصور می کنی من عاشق ورانیکلایونا هستم؟ اشتباه!... حقیقت آن است که ما اغلب یکدیگر را می بینیم و او مرا بیشتر از آنچه به بیان آید، دوست دارد. اما او چرا نباید از من خوشش بیاید؟ خیلی دلم میخواست تو در جای من بودی. اه که چه موجود قابل ستایشی است!
او همراه دانایی فراوانش پاکی یک کودک و فرزانگی و درستی و غریزه ای معنوی نیز داراست. او مفتون حقیقت و هر آنچه که خودبخود بزرگ است می باشد. او میخواهد همه چیز را از بدنهادیها و پوچی ها بفهمد، بدون اینکه تمایلات مختلف، حسن فرشته آسای طبیعت او را تغییر بدهد. اما به تو چه می گویم....

» کتابناکهای مرتبط:
تکامل آگاهی - از دن کیشوت تا فاوست
پدران و پسران

نسخه ها
PDF
حجم: 2 مگابایت
تعداد صفحات: 116
کلمات کلیدی
4.4 / 5
با 59 رای
امتیاز دهید
5 4 3 2 1

دانلود
دیدگاه‌ها: 1
۱۳۹۲/۰۲/۰۷


پاسخنگارش دیدگاه
کتاب قشنگی بود بخصوص از رعایت اخلاق و عفت در بین شخصیتهای داستان منو خوشحال میکرد
نقل قول  

درج دیدگاه مختص اعضا است! برای ورود به حساب خود اینجا و برای عضویت اینجا کلیک کنید.


Powered by You