رسته‌ها
امتیاز دهید
5 / 4
با 23 رای

چه خوب می شد اگر دگمه ات لباس نداشت

نویسنده:
حق تکثیر : مجوز کتبی مولف
Lorem ipsum dolor sit amet, consectetur adipiscing elit.
آپلود شده توسط: sobhan
۱۳۹۲/۰۲/۱۰
اطلاعات نسخه الکترونیکی
تعداد صفحات:
204
فرمت:
PDF
حق نشر:
نویسنده
ویرایش

کتاب‌های مرتبط

درج دیدگاه مختص اعضا است! برای ورود به حساب خود اینجا و برای عضویت اینجا کلیک کنید.

دیدگاه‌های کتاب الکترونیکی چه خوب می شد اگر دگمه ات لباس نداشت

تعداد دیدگاه‌ها:
17
مصراع اول غزل صفحه ۱۷۴ اشتباه تایپ شده. صورت صحیح‌اش این گونه‌ست:
بی تو خورشید ز تصمیمِ قضا می‌گذرد
از سکته ها و ایرادهای عروضی که بگذریم؛ نظم ِ صرف. چیدن کلمات در کنار هم. بازی با کلمات.

هر چیزی هست جز "شعر".
غزلی از این مجموعه:

ببین که باغ قدیمی چه بی بهار شده ست
چقدر پرده ی شفاف عشق تار شده ست

فقط نه بچه شتر را ، که کوه را کشتند
خدای حضرت صالح چه بی بخار شده ست

قرار بود دلم مطمئن ترین باشد
بنا نبود ببینی که بی قرار شده ست

عقاب جنگ گرفتار چنگ قرقی ننگ
دوباره باز به دست مگس شکار شده ست

نخند خرس عزیزم بیا ببین که چطور
خروسِ گردنه بر گرده ات سوار شده ست

سگان عرش خدا در تعجب اند هنوز
که نسل حضرت آدم چقدر هار شده ست

به جرم سبز شدن در کنار لاله و یاس
ببین که تیغ تبر قسمت چنار شده ست
نقل قول از اتیفرد:
نقل قول از ahmadtadi:تقلیدی محض از استاد سید علی موسویه ولی ........................کاش نبود

کار موسوی کجا و این کار کجا؟! این کار خیلی خیلی ضعف داره. ضعف های اساسی. موسوی ادبیات رو خوب می شناسه. این کار متاسفانه در اصول اولیه هم مشکل داره.

در کمال احترام:حقیقتش گمان کنم در کتابناک ، از نظر مدرک تحصیلی من از همه پایین تر باشم.و خدا را شکر از (اصول اولیه)هم بی اطلاع هستم.اما حقیقتش به عنوان یک شعر خوان از نوع عامش واقعا از این کار لذت بردم.گمان کنم رسالت اصلی هنر هم همینه.به عنوان مثال نیاز نیست برای لذت بردن از تابلوی (شام آخر) از اصول نقاشی و ساخت رنگ و نسبت طلایی و سری فیبو ناچی و اسرار کار های داویچی آشنا باشیم.کافی است بدون اطلاع از (اصول اولیه )به تابلو نگاه کنیم و لذت ببریم.ضمن اینکه آیا میشه برای هنر اصول مشخصی را تعریف کرد؟درسته قوانینی واسه داستان نویسی و شعر وجود داره اما به نظر من هر سبکی اصول و قوانین خودش را داره و (چه خوب می شد اگر دگمه ات لباس نداشت )از اصول سبک خودش به خوبی استفاده کرده که این حس لذت در من و یا امثال من ایجاد شده.(البته با کسب اجازه از شاعر محترم )
از کتاب:

...
یا نشئه ایم یا مست؛ یا حالتی از این دست
تا در توان ما هست، بر این روال باشیم
...
از متن کتاب:

صعود می کنی از غم. چه کار پر خطری
نمی شود که مرا با خودت به غم ببری؟

نشسته برفِ مُصیبت به روی صخره ی غم
پلنگِ ضجّه کمین کرده پشت هر گذری

من و تو در هر حالی کنار هم بودیم
از این بلا تک و تنها چگونه می گذری؟

...
از متن کتاب:

صعود می کنی از غم. چه کار پر خطری
نمی شود که مرا با خودت به غم ببری؟

نشسته برفِ مُصیبت به روی صخره ی غم
پلنگِ ضجّه کمین کرده پشت هر گذری

من و تو در هر حالی کنار هم بودیم
از این بلا تک و تنها چگونه می گذری؟

...
الحق که شاعری من از حد گذشته است
دیگر تو هم به گرد نبوغم نمیرسی
عمرن ندارم از تو توقع که من شوی
اما چرا به سن بلوغم نمیرسی؟
نقل قول از arura14:
من به عنوان یک "متخصص" کارهای موسوی رو اصلن نمیپسندم ولی با سبحان خیلی حال میکنم


متخصص؟؟؟؟
ای بابا! روزگار غریبی ست نازنین!

ادبیات از اون دست اموریه که متخصص(!!!) زیاد داره.

من به عنوان یک "متخصص" کارهای موسوی رو اصلن نمیپسندم ولی با سبحان خیلی حال میکنم
افزودن نسخه جدید
انتخاب فایل