Hiweb بوکیار - دانلود کتاب های انگلیسی دانشگاهی و علمی

آرامگاه کوروش بزرگ

آرامگاه کوروش بزرگ

نویسنده:
علی سامی نویسنده، محقق و استاد دانشگاه، باستان‌شناس و رییس مؤسسه باستانشناسی تخت جمشید بود. مرمت آرامگاه کورش بزرگ در سال ۱۳۵۰ خورشیدی به سرپرستی وی انجام شد.

» کتابناکهای مرتبط:
سهم ایران در تمدن جهان
کوروش بزرگ
تخت جمشید

آگهی
نسخه ها
PDF
حجم: 4 مگابایت
دریافت ها:
تعداد صفحات: 27
4.4 / 5
با 78 رای
امتیاز دهید
5 4 3 2 1

دانلود
دیدگاه‌ها: 125
۱۳۹۲/۰۴/۲۷


پاسخنگارش دیدگاه
Khwanirath
Member
نقل قول از irlanguage:

کوروش کوچک؟!!! یعنی همه جای دنیا ما باید از عر عر شما پان ها رو داشته باشیم؟ بهتر است از ماتحت جعفر پیشه وری بیایید بیرون تا هر چه بیشتر از فر و شکوه این سرزمین بسوزید ...


کورش کوچک یا کورش اصغر یا کورش جوان از شاهزاده های هخامنشی فرزند داریوش دوم و برادر اردشیر دوم است و با کورش به اصطلاح بزرگ فرزند کامبیز متفاوت است. در تاریخ تمدن ویل دورانت مجلد یکم به ایشان اشاره شده است.
نقل قول  
irlanguage
Member
نقل قول از اسپرانتو:
نقل قول:حرف های گزنفون در مورد کورش اعتبار ندارد. زیرا گزنفون خواسته است که کتاب اخلاقی بنویسید نه کتاب تاریخ. گزنفون شخصا به ایران نیامده است. تنها سخنان کتزیاس یونانی اهمیت دارد که پزشک دربار هخامنشی بوده و از توطئه های دربار باخبر بوده است.
خسته نباشید واقعن گزنفون به ایران نیامده اما کتزیاس امده!!
اولا که گزنفون در زمان کوروش کوچک ... کوروش کوچک به عنوان ...!


کوروش کوچک؟!!! یعنی همه جای دنیا ما باید از عر عر شما پان ها رو داشته باشیم؟ بهتر است از ماتحت جعفر پیشه وری بیایید بیرون تا هر چه بیشتر از فر و شکوه این سرزمین بسوزید ...

نقل قول  
نقل قول:
حرف های گزنفون در مورد کورش اعتبار ندارد. زیرا گزنفون خواسته است که کتاب اخلاقی بنویسید نه کتاب تاریخ. گزنفون شخصا به ایران نیامده است. تنها سخنان کتزیاس یونانی اهمیت دارد که پزشک دربار هخامنشی بوده و از توطئه های دربار باخبر بوده است.

خسته نباشید واقعن گزنفون به ایران نیامده اما کتزیاس امده!!
اولا که گزنفون در زمان کوروش کوچک به ایران امده همراه سربازان یونانی که کوروش کوچک به عنوان مزدور اجیر کرده بوده براش بجنگند. کوروش کوچک بر برادش اردشیر دوم شورش کرد. بعد از کشته شدن کوروش کوچک در جنگ هم همین گزنفون ارتش باقی مانده یونانی رو از ایران و اسیای کوچک عبور می ده و به یونان می رسونه. کتابش اناباسیس هم داستان همین لشگر کشی کوروش کوچکه. کوروش نامه هم درباره اخلاقیات و تربیت جوانانه که منظور هم همون کوروش کوچکه.
کتزیاس نامی هم در دوره داریوش دوم و اردشیر دوم و برادرش کوروش کوچک در دربار ایران به سر می برد اما اینکه شخص کتزیاسی که این کتاب را نوشته همان شخص باشه توش تردید زیاده چون اشتباهات تاریخی و مکانی بسیار فاحشی داره و طوری نویسنده نوشته که گویا هیچ وقت پاشو تو ایران نذاشته و در واقع از شهرش تو یونان تکون نخورده. در بین مثلا تاریخ نویس های یونانی بیشترین اعتبار رو به هرودوت و سپس به گزنفون می دن اما شخص کتزیاس چنان بی سرو ته نوشته که از همه تقریبا بی اعتبارتره نوشته هاش.دلایل اش هم زیاده یکی اش فاصله زمانی که بین کتزیاس پزشک و کتزیاسی که بهش پرسیکا رو نسبت می دن هست. چنان اشتباهات فاحشی داره که به هر تاریخ دانی برمی خوره! در کتابش سمیرامیس را با زورواستر یکی دانسته! حتی نام های شاهان بابل را اشتباه نوشته! نینوا را در کنار فرات در محل بابل ادرس داده!!! تاریخ هایی که می ده همه اشتباه اند: اشور رو به ۱۵۰۰ سال پیش از خودش نسبت می ده!! شاهان ماد رو تا اواسط هخامنشی سال می ده و زمانی رو به هخامنشیان نسبت می ده که هنوز وجود نداشتن!!! و البته اشوری که به هند حمله کرد!!!! حتی جغرافیای این منطقه رو نمی شناخته و فاصله بین اشور و هند و باختر رو نمی دونسته و اون رو در کنار اشور ادرس داده!! این شخص از شهرهایی مثل بابل و شوش که بزرگترین و ابادترین شهرهای اون زمان بودن هیچ حرفی نزده در حالی که امکان نداشته کسی به اون منطقه سفر کنه و به این شهرها نره ولی گویا این مرد حتی اسم این شهرها رو هم نشنیده بوده!! مشخصا از کوروش چیزی نمی دونسته و داستان هایی که درباره اون گفته رسما کپی داستان زندگی سارگن اکدیه!! نام هایی که ازشون اسم می بره کاملا از نااشناییش خبر می دن و نام های بابلی رو به پارسی، ایرانی رو به هندی، یونانی رو به ایرانی..... و نام هایی که به افراد اشتباه نسبت می ده!!! و...... در کل این مرد نه تنها به داخل فلات ایران سفر نکرده و دربار ایران رو ندیده بلکه پاشو از یونان هم بیرون نذاشته بوده که حتی ادرس شهرهای در اسیای کوچک و میانرودان رو هم اشتباه می داده!
نقل قول  
fuzuli
Member
حرف های گزنفون در مورد کورش اعتبار ندارد. زیرا گزنفون خواسته است که کتاب اخلاقی بنویسید نه کتاب تاریخ. گزنفون شخصا به ایران نیامده است. تنها سخنان کتزیاس یونانی اهمیت دارد که پزشک دربار هخامنشی بوده و از توطئه های دربار باخبر بوده است.
نقل قول  
behdad1970
Member
گزنفون یکی از نویسندگانی بوده که نطق و سخنرانی کوروش کبیر را در بابل نقل کرده است! در این 200 سال اخیر هرچه از هخامنشیان کشف شده حالا چه یک خشت یا لوح گلی یا یک سنگ نبشته بر دل کوه یا در دل زمین همه در تایید اخلاقیات و سیاستمداری و بخصوص سخنرانی کوروش بزرگ در بابل بوده است
نقل قول  
avr2010
Member
با سلام
در مثنوی مولوی خراسانی داستانی را می خوانیم که به حال ما بی شباهت نیست :
****دفتر دوم-منازعت چهار کس جهت انگور کی هر یکی به نام دیگر فهم کرده بود آن را****
چار کس را داد مردی یک درم
آن یکی گفت این بانگوری دهم
آن یکی دیگر عرب بد گفت لا
من عنب خواهم نه انگور ای دغا
آن یکی ترکی بد و گفت این بنم
من نمی خواهم عنب خواهم ازم
آن یکی رومی بگفت این قیل را
ترک کن خواهیم استافیل را
در تنازع آن نفر جنگی شدند
که ز سر نامها غافل بدند
مشت بر هم می زدند از ابلهی
پر بدند از جهل و از دانش تهی
صاحب سری عزیزی صد زبان
گر بدی آنجا بدادی صلحشان
پس بگفتی او که من زین یک درم
آرزوی جمله تان را می دهم
چونک بسپارید دل را بی دغل
این درمتان می کند چندین عمل
یک درمتان می شود چار المراد
چار دشمن می شود یک ز اتحاد
گفت هر یکتان دهد جنگ و فراق
گفت من آرد شما را اتفاق
پس شما خاموش باشید انصتوا
تا زبانتان من شوم در گفت و گو
گر سخنتان می نماید یک نمط
در اثر مایه نزاعست و سخط
گرمی عاریتی ندهد اثر
گرمی خاصیتی دارد هنر
سرکه را گر گرم کردی ز آتش آن
چون خوری سردی فزاید بی گمان
زانک آن گرمی او دهلیزیست
طبع اصلش سردیست و تیزیست
ور بود یخ بسته دوشاب ای پسر
چون خوری گرمی فزاید در جگر
پس ریای شیخ به ز اخلاص ماست
کز بصیرت باشد آن وین از عماست
از حدیث شیخ جمعیت رسد
تفرقه آرد دم اهل جسد
چون سلیمان کز سوی حضرت بتاخت
کو زبان جمله مرغان را شناخت
در زمان عدلش آهو با پلنگ
انس بگرفت و برون آمد ز جنگ
شد کبوتر آمن از چنگال باز
گوسفند از گرگ ناورد احتراز
او میانجی شد میان دشمنان
اتحادی شد میان پرزنان
تو چو موری بهر دانه می دوی
هین سلیمان جو چه می باشی غوی
دانه جو را دانه اش دامی شود
و آن سلیمان جوی را هر دو بود
مرغ جانها را درین آخر زمان
نیستشان از همدگر یک دم امان
هم سلیمان هست اندر دور ما
کو دهد صلح و نماند جور ما
قول ان من امة را یاد گیر
تا به الا و خلا فیها نذیر
گفت خود خالی نبودست امتی
از خلیفه حق و صاحب همتی
مرغ جانها را چنان یکدل کند
کز صفاشان بی غش و بی غل کند
مشفقان گردند همچون والده
مسلمون را گفت نفس واحده
نفس واحد از رسول حق شدند
ور نه هر یک دشمن مطلق بدند
نقل قول  
نقل قول از fuzuli:
بهداد1970:شاهنامه هست بی اغراق قرآن عجم

فضولی: قرآن ما مسلمان به زبان عربی و بر حضرت محمد ( ص) نازل شده است و از قرآنی که به زبان عجم بر فردوسی علیه الرحمه نازل شده است ، هیچ خبری ندارم.


شما مسلمانان که در قرآنتان به زبانتان برایتان. همه چیزتان. مشخصتان. شده است دیگر چه کم دارید. که در تاریخ ایران و. شاهان آن پی. آن می گردید ؟
نقل قول  
amenmarr
Member
fuzuli عزیز، منظور محمد تقی بهار مقایسه قرآن کریم با شاهنامه فردوسی نبوده است، ملک الشعراء بهار انسانی متدین و بسیار دانشمند بوده
و به چند و چون کلماتی که در ابیات اشعارش بکار میبرده واقف بوده است، قرآن در زبان عربی به معنای مهیا ساختن و جمع آوری و نیز از ریشه قرء
به معنی خواندنی است، تمثیل ( شاهنامه هست بی اغراق قرآن عجم ) هیچ ارتباطی با قرآن کریم نداشته و قیاسی در کار نبوده است.
نقل قول  
fuzuli
Member
بهداد1970:شاهنامه هست بی اغراق قرآن عجم

فضولی: قرآن ما مسلمان به زبان عربی و بر حضرت محمد ( ص) نازل شده است و از قرآنی که به زبان عجم بر فردوسی علیه الرحمه نازل شده است ، هیچ خبری ندارم.
نقل قول  
behdad1970
Member
ملک شعرای بهار یکی از استادان بزرگ در علم تحقیق و پژوهش آثار ادبی قدیم و یکی از بهترین شاعران معاصر، شاهنامه فردوسی را قرآن عجم می خواند ایشان در شعرش اشاره میکند که :

آنچه کورش کرد و دارا و آنچه زرتشت مهین
زنده گشت از همت فردوسی با آفرین
شاهنامه هست بی اغراق قرآن عجم
رتبه دانای طوسی رتبه پیغمبری
(ملک الشعرای بهار)


همین نکته برای همه ایرانی دوستان کافی هست چرا که از قدیم گفتن در خانه اگر کس است یک حرف بس است
نقل قول  

درج دیدگاه مختص اعضا است! برای ورود به حساب خود اینجا و برای عضویت اینجا کلیک کنید.


Powered by You