Hiweb

والدین دروغگو؛ کودکان دروغگو!

والدین دروغگو؛ کودکان دروغگو!

گردآورنده : داوود خانی خلیفه محله

گفتار اول: دروغ‌های والدین در خدمت تربیت فرزندان!
گفتار دوم: نحوه رفتار با کودک دروغگو

حق تکثیر : نشر الکترونیکی رایگان توسط گردآورنده

» کتابناکهای مرتبط:
اعتماد به نفس: دستیابی به آن و زندگی با آن
بهشت خانواده - جلد 2
چگونه با هر کسی صحبت کنیم

نسخه ها
PDF
حجم: 85 کیلوبایت
دریافت ها:
تعداد صفحات: 11
4.4 / 5
با 16 رای
امتیاز دهید
5 4 3 2 1

دانلود
دیدگاه‌ها: 2
۱۳۹۱/۱۱/۱۵


پاسخنگارش دیدگاه
heavonlord
Member
دوست عزیز شیدای صحرا در پاسخ به شما باید بگویم : درست است که شما دروغ سفید را زشت جلوه داده اید اما این گفته شما نباید باعث خوب جلوه دادن دروغ سیاه بشود . ضرب المثل معروف ( آمد ابروش درست کنه زد چشمش هم کور کرد )در مورد این گفته شما صدق می کند . متاسفانه شما یک گناه رو فدای یک گناه دیگر کرده اید . با عرض معذرت باید بگم اصولا دروغ ، دروغ است سفید و سیاه هم ندارد البته دروغ کوچک و بزرگ دارد و میتوانیم این تقسیم بندی شما را به کوچک و بزرگ تغییر دهیم . این توضیحات شما ممکن است برای عده ای مجوز دروغ گفتن بدهد . درحالیکه در دین ما این مجوز ( دروغ گفتن ) چه کوچک چه بزرگ صادر نشده . باز هم عذرخواهی می کنم .
نقل قول  
شیدای صحرا
Pro Member
یک ایمیل
در مورد دروغ سیاه و دروغ سفید چیزی شنیده اید؟

دروغ سفید: بیایید اعتراف کنیم…
دو سه سال اخیر، در بخشی از کلاسهای مذاکره و ارتباطات، از دروغ حرف می زنم و در مورد نحوه مواجهه با آن می گویم. دروغ ها را به دو گروه تقسیم میکنند: دروغ سیاه و دروغ سفید. دروغ سیاه دروغی است که با گفتن آن به زندگی فرد دیگری آسیب می زنیم. مثلاً فردی که به همسر خود خیانت میکند اما به او میگوید که هنوز عاشقانه دوستش دارد. شرکتی که درآمد سرشار دارد اما در اظهارنامه های مالیاتی، خود را ضررده معرفی میکند. کسی که از شرکت خود دزدی میکند ولی کس دیگری را برای این دزدی متهم می کند.

دروغ سفید دروغهایی است که برای آسیب به دیگران گفته نمی شوند. در جاده با سرعت ۵۰ کیلومتر در ساعت رانندگی میکند اما در جمع دوستان میگوید که کمتر از ۱۲۰ کیلومتر در ساعت نمیرود. روزی یک صفحه کتاب میخواند اما در حضور دیگران میگوید اگر کمتر از ده صفحه در روز بخوانم نمیخوابم! هر روز تا ساعت ۱۱ صبح خواب است اما میگوید: من از هفت بیدار هستم! و …
چند روز اخیر که کتابهای پاول اکمن را بیشتر و دقیق تر میخواندم جمله ای نظرم را جلب کرد:
«من دروغهای سیاه را بخشودنی می دانم چون انسانها به دلیل حفظ منافع خود و در تلاش برای پیروزی در تنازع برای بقا، همنوعان خود را فریفته اند. این نوع دروغ حتی در رفتار حیوانها نسبت به همنوع خود نیز مشاهده میشود. اما دروغ سفید نابخشودنی است. این دروغ انسانها را به پرتگاه نابودی می برد».

بیشتر و بیشتر خواندم و دیدم راست میگوید. ما با دروغ سفید دیگران را فریب نمیدهیم بلکه «خود» را «فریب» میدهیم. به اندازه ای که تصویر بیرونی ما با واقعیت درونی ما تفاوت دارد، دچار تعارض و اضطراب و تنش میشویم. به همان اندازه وادار میشویم در مواجهه با دیگران نقاب بر چهره بزنیم و به همان اندازه از تحقق برنامه های توسعه تواناییهای فردی خویش، جا می مانیم.
اگر من روزی یک صفحه کتاب میخوانم و خود را متعهد کنم که در حضور دیگران نیز همین حرف را بزنم، زودتر به افزایش میزان کتابخوانی خود تشویق میشوم. اگر روزها ساعت ۱۱ از خواب بیدار میشوم و این را به دیگران نیز بگویم، انرژی من برای بیدار شدن در ساعت ۹ افزایش می یابد و به دیگران هم میتوانم با افتخار بگویم: «اخیراً هر روز ۲ ساعت زودتر بیدار میشوم».
اما کسی که ساعت ۱۱ بیدار میشود و به همه میگوید ساعت ۷ بیدار است، حتی وفتی دو ساعت از خواب خود کم میکند (و ۹ صبح بیدار میشود) دو گزینه برای دروغ گویی سفید پیش رو دارد:
گزینه اول: همچنان به همه بگوید ساعت ۷ بیدار میشود (پس هیچ جایزه ی بیرونی برای این تلاش دریافت نمیکند و بی انگیزه میشود)
گزینه دوم: از این به بعد به همه بگوید: من ساعت ۵ از خواب بیدار میشوم (و به این صورت در باتلاق دروغ سفید بیش از قبل فرو میرود و عزت نفسش نیز خدشه دار میگردد)
بیایید با هم قرار بگذاریم هیچوقت دروغ سفید نگوییم. اثرات این دروغ از هر نوع دروغ سیاهی بدتر است.
اعتراف من: من مدتهاست در هفته یک یا دو صفحه کتاب مینویسم اما هنوز به عادت قدیم به همه میگویم شبی یک صفحه مینویسم (هفت برابر واقعیت!) تا به دروغ تصویر یک نویسنده حرفه ای را حفظ کنم. از این به بعد این دروغ سفید را نخواهم گفت.

نقل قول  

درج دیدگاه مختص اعضا است! برای ورود به حساب خود اینجا و برای عضویت اینجا کلیک کنید.


Powered by You