Hiweb

بوف کور: نسخه دستنویس

بوف کور» مهمترین اثر صادق هدایت است کتابی پر از نماد که از چنان عمق و محتوایی برخوردار است که با انواع مختلف تحلیلها قابل بررسی میباشد تا به حال نقدهای بسیاری، به ویژه در حوزه نقد روانشناسانه، از این داستان ارائه شده، این اثر سمبولیک آنقدر عمیق است که هرکسی قادر به درک آن نیست و از دید خود آن را تفسیر میکند. کتابهای متعددی در شرح و تفسیر بوف کور نوشته شده است که هرکدام از دید همان نویسنده بوف کور را تفسیر میکند.شاید گفت «بوف کور» معروفترین و تنها داستان ایرانی است که هم طرفداران وعاشقان بسیار و هم در نزد بسیاری دیگر مطرود و منفور میباشد .



» کتابناکهای مرتبط:
رؤیابین
تأویل بوف کور (قصه ی زندگی)
رویای وهمی بوف کور رویایی سه بعدی است - چاپ دوم

نسخه ها
PDF
حجم: 16 مگابایت
تعداد صفحات: ?
4.7 / 5
با 393 رای
امتیاز دهید
5 4 3 2 1

دانلود
دیدگاه‌ها: 100
۱۳۹۲/۰۱/۰۴


پاسخنگارش دیدگاه
نقل قول از sadaf zackaric:
از زندگی بیزار شدن بخاطر این کتاب میتواند بخاطر دشواری در فهم آن باشد! ما که چیزی غیر از این ندیدیم.
انصافا بیایید با خودمان راحت باشیم 80٪ ما اثری را که چیزی از آن نفهمیم شاهکار مینامیم.به سواد و غیره هم ربطی ندارد.
استاد ادبیات ما میگفت : با اینکه بیش از 50 بار این کتاب را خوانده ام هنوز نمیدانم چه نکته ای برای بازگو داشت . . .



استاد ادبیات شما بهتر است مدرکش را لب کوزه بگذارد!
بوف کور حرف دارد بسیاری هم حرف دارد ولی متاسفانه سواد این عزیزان بقدری نیست که درکش کنند یا به خود زحمت نداده مابقی آثار او را مطالعه کنند.
تمام حرفهای هدایت در بوف کور و در آخر در کتاب توپ مرواری او زده شده ولی چه بسیارند این اساتیدی که هنوز در بند سنت هستند و مشخص است که یک اثر بدیع را درک نکنند مگر شعر نیما را درک کردند؟
زرتشت نیچه وقتی چاپ شد با هیچ استقبالی روبرو نشد ولی امروز اون رو شاهکار نویسنده یا انجیل نیچه می دونند.
اثری رو که بانیان سوررئال یک شاهکار خوانده اند چه فرقی می کند یک استاد ادبیات در ایران که هنوز نمیتواند صحیح اشعار حافظ و مولوی و فردوسی را تلفظ کند و بخواند در مورد بوف کور چه گفته یا دیگر اساتید چه نوشته اند؟!

نقل قول  
نقل قول از es999:

یکی از دوستان خواسته بود که در مورد کتاب توضیح داده بشه؛و یکی از دوستان توضیحاتی داده بود و یه چیزایی رو گفته بودند که به نظرم اصلا بوف کور رو درست معرفی نمی کندکه هیچ بلکه به اشتباه هم می اندازه؛اول باید بدونیم که این رمان ،رمان نیست (لطفا فعلا صبر کنید و تمام توضیحاتی که میدم رو با دقت بخونید)،این کتاب در پی کشف خداوند و اثبات و یا عدم اثبات وجود خداست!اصلا رنگی از نا امیدی و پوچی و ... این توضیحاتی که دوستان گفته اند و نظر دادند در داستان نمی بینید(باز صبر کنید تا توضیح بدم)؛قبلا در یک کامنت توضیح داده بودم که کتابی است سمبلیسم و نمادی و باید فلسفه ها رو بلد باشید تا کتاب رو متوجه بشید.بنابراین توضیحی در مورد سمبل های کتاب به شما میدم و با این سمبل ها کتاب رو پیش ببرید تا متوجه بشید که چقدر کتاب بزرگی است و نویسنده آن باهوش(لطفا این فکر که هدایت پوچ گراست و ضد دین و ... را دور بریزید و این کتاب رو بدون این تفکرات بخونید تا واقعا صادق هدایت را بشناسید ).
شروع داستان در مورد زخم هایی در زندگی است(در زندگی زخم هایی است که مثل خوره....)؛و این زخم ها در مورد اتفاقات ماوراء طبیعه است (آیا روزی به اسرار این اتفاقات ماوراء طبیعی ...کسی پی خواهد برد؟).و نتیجه تفکر در مورد اتفاقات ماوراء طبیعه؛اثبات و یا نفی وجود خداوند است!
در این کتاب شراب نماد خیال و تخیل و افیون نماد(سمبل) فکر و تعقل است.
اتاق نویسنده نماد فضای عقل و فکر کردن اوست.یعنی زمانی که وارد اتاقش می شود در حال فکر کردن است.
زن نماد امور ماوراء طبیعه است که به صورت موجودی دلخواه و جذاب است(کلا فکر کردن در مورد خدا و ماوراء طبیعه لذت بخش است)؛دقت کنید که این زن اصلا وجود خارجی به عنوان جنس مخالف مرد نداره و نماد امور ماوراء طبیعه است.بنابراین اشتباهی که از همین جا رخ میده همینه که اکثر دوستان فکر می کنند که این زن به معنای واقعی زنه!
در جایی نویسنده می گوید "سه ماه نه،دو ماه و چهار روز بود که پی او را گم کرده بودم" منظور سه هزار سال پیش ؛نه دو هزار و چهار صد سال پیش بود که حکمت شرق به یونان رفت.و باید بدونیم که حکمت جهان وقتی به یونان رسید تاریخچه دار شد.نویسنده می گوید که از آن زمان تفکر خدا بودن یا نبودن شروع شده؛ولی باز نمی داند که این تفکرات از کجا سرچشمه گرفته.
در ابتدای داستان شراب بر تریاک و افیون مقدم است.بدین معنی که ابتدا نویسنده با تخیلات خود در مورد خدا پیش می رود و سپس تفکر را چاشنی آن می کند یعنی تخیلاتش به تفکراتش می چربدو بعدا خواهید دید که جای این دو عوض می شود.ضمن اینکه می دونید که تخیل بدون تفکر امکان پذیر نیست!
خب اگر بخواهم کتاب رو اونجور که باید و شاید است توضیح بدم باید 60 تا کامنت سه چهار صفحه ای بذارم که از حوصله دوستان خارج است کتاب رو همان طور که پیش ببرید به نماد های بیشتر بر می خورید مثلا شاخه گل های نیلوفر که سمبل فریب و وعده های شیرین توهمات است و سرو نماد آزادی(مثل همیشه) پیرمرد نماد فلاسفه روشنفکر محافظه کار و نهر سمبل سیر دائمی توهمات بشری و زن(این زن با زنی که در اول مطرح شد فرق می کند این زنی است که در کنار یک نهر دارد گل نیلوفر به پیرمرد تعارف می کند!) نماد کشش جنسی است؛تا حالا باید متوجه شده باشید که کتاب رمان نیست؛بلکه پژوهشی است در مورد خداوند.!(البته ظاهر رمان گونه دارد).
در پایان اگر دوستان سوالی در مورد بوف کور داشتند بنده حقیر هر آنچه که از بوف کور می دانم در خدمت دوستان علاقه مند قرار میدهم.



شما بهتر بود بجای اینکه قیافه حق بجانب بگیرید منبع گفتارتان را که کتاب این است بوف کور جناب قطبی است معرفی میکردید نه به طرزی سخن بگویید که انگار این تفسیر از ذهن مبتکر شما تراوش کرده!

نقل قول  
باز صحبت از بوف کور کرده بودی که تریاک و عینک و تنباکو در آن زمان وجود نداشته ولی این موضوع تاریخی نیست یک نوع

Fantaisie [خیال پردازی ]
تاریخی است که آن شخص به واسطهٔ
ٔ
instinct dissimulation [ انگیزش غریزه کتمان کاری]

or simulation [ یا شبیه سازی ]

فرض کرده است و زندگی واقعی خودش را
Romancée [ داستان تخیلی ]
قلم داده به هیچ وجه تاریخی حقیقی نیست.
تقریباً رمان inconscient [ ناخودآگاه ]

است.

نامه به مجتبی مینوی
صادق هدایت
نقل قول  
amirabbastaba
Member
کتاب جالبی نیست
نقل قول  
samradin
Member
بسیار عمیق و عالی
نقل قول  
saman01
Member
عالیله درسته صادق هدایت به نقطه ی دردناکی در زندگیش میرسه که این موضوع برای اون غیرقابل تحمل بوده خیلیها با همون اندیشه به زندگیشون دارن ادامه میدن
در ضمن بعضی از صحبت هایی که میشه فقط برای تخریب شخصیت ایشوونه
بنظر من صادق داستانشو جوری مینویسه که انگار داره تمام صفحات کتابشو نقاشی میکنه فوق العاده زیبا هستند
نقل قول  
پاداش کسانی که مرز های ذهن را میشکنند و از شتر به شیر جهش میکنند , همیشه تنهاییست و با سایه های خمیده سخن گفتن.
.
.
این نوشته ها از ذهنی ست که نمیتواند با زمان حال پیش رود.
نقل قول  
alireza cr7
Member
واقعا عالیه!!!
نقل قول  
seed7794
Member
قبل از هر اضهار نظری باید دیگاه وتفکرات اورا مطالعه کرد.
نقل قول  
shahrooz king
Member
درد تو انقدر عمیق است که ته چشم گیر کرده ... و اگر گریه بکنی یا اشک از پشت چشمت درمی اید یا اصلا اشکت در نمی اید !

(بوف کور )
نقل قول  

درج دیدگاه مختص اعضا است! برای ورود به حساب خود اینجا و برای عضویت اینجا کلیک کنید.


Powered by You