Hiweb-->

روشنفکران ایرانی و مساله هویت در آیینه بحران

نویسنده: دکتر محمد باقر خرم شاد، سیدابراهیم سرپرست سادات

مقاله:در جستجوی الگوی هویت در اندیشه روشنفکران ایرانی، ضرورت داشت به این پرسش پرداخته شود که چه عواملی نگاه روشنفکران ایرانی به هویت را تحت تاثیر خود قرار داده است؟ و ایا می توان توضیحی از تنوع الگوها به دست داد؟ با بهره گیری از جامعه شناسی معرفت «وبری» و جستار روشی توماس اسپریگنز، تلاش شده تا تحول و تنوع الگوها توضیح و نشان داده شود که چگونه نظریه های متعدد هویتی روشنفکران ایرانی، تحت تاثیر بحران زمانه روشنفکران بوده است. چهار الگوی هویتی پدیدامده در خلال بحران های مختلف عبارتند از:
1. الگوی هویتی باستانی به دست امده از بحران عقب ماندگی،
2. الگوی هویتی اسلامی ناشی از بحران انحطاط و گسست معرفت از اندیشه قدسی،
3. الگوی هویتی چندگانه منتج از بحران ایدئولوژی گرایی و انعطاف ناپذیر دانستن فرهنگ ها و تمدن ها،
4. الگوی ایران شهری متولدشده از بحران فراموشی جدال قدما و متاخرین و غوطه ور شدن در نزاع سنت و مدرنیته.

www.sid.ir
پایگاه اطلاعات علمی
حق تکثیر:
تحقیقات فرهنگی » تابستان 1389 - شماره 10

» کتابناکهای مرتبط:
واکنش جریان روشنفکری ایران در برابر لیبرالیسم
تعارض دین و مدرنیته در اندیشه روشنفکران غیردینی عصر مشروطه
ساخت یابی روشنفکری دینی؛ «مطالعه موردی مهندس بازرگان»

نسخه ها
PDF
حجم: 782 کیلوبایت
دریافت ها:
تعداد صفحات: 34
4.2 / 5
با 16 رای
امتیاز دهید
5 4 3 2 1

دانلود
دیدگاه‌ها: 9
۱۳۹۲/۰۲/۰۷


پاسخنگارش دیدگاه
tankamanee
Member
نقل قول از khar tu khar:
انسان مدرن، شخصیتی بازاری است، به این معنا که من همانم که شما می خواهید و از خودم هیچ هویت ثابتی ندارم .
اگر هویت انسان در دوره مدرن ،سیال نباشد، نمی توان در او مرتب احساس نیاز به وجود آورد .
اریک فروم
------------
نظام سرمایه داری به شدت به هویت سیال نیازمند است .

کبیر عزیز میدانید که این اریک فروم بزرگ یک روانکاو و یک فیلسوف هست و البته جز مکتب فرانکفورتیها هست "گرچه من اعضای فرانکفورت بسیار دوست دارم " ولی خب این جماعت نگاه مارکسیستی " در اندیشه ها و نوشته ها و عقایدشون موجود هست " ونظام سرمایه داری را انتقاد میکنند و البته نقدهای که وارد میکنند بسیار علمی و قوی هست " ولی خب وقتی چون نظام سرمایه داری نقد میکنند نمیشه گفت که حتما همه حرفهاشون درست هست که واقعا نظام سرمایه داری نیاز به یک
هویت سیال دارد یا ندار د؟
در یکی از معروفترین و مهمترین آثار خود چه جمله ای گفته هست که خیلی هم قابل تامل هست و علمی وارزشمند هست:
اولین کتاب فروم، «گریز از آزادی» نام دارد که نظر و عقیده‌ی او را درباره‌ی وضعیت انسان نشان میدهد. به نظر فروم، هرچه آزادی انسان بیش‌تر باشد، احساس تنهایی، پوچی و بیگانگی او بیشتر است و برعکس هرچه آزادی فرد کمتر باشد احساس امنیت و تعلق‌پذیری او بیش‌تر است و برای توجیه عقیده‌ی خود میگوید: «در قرن بیستم که افراد بیش‌تر از هر دوره ای دیگری دارای آزادی هستند، احساس سرگشتگی و تنهایی بیش‌تری نسبت به افراد قرون گذشته دارند.»
ولی در کل من با اریک فروم خودم موافقم ..کلا با اندیشه های کارل مارکس تا حدود 80درصد موافقم!!
نقل قول  
khar tu khar
Publisher
انسان مدرن، شخصیتی بازاری است، به این معنا که من همانم که شما می خواهید و از خودم هیچ هویت ثابتی ندارم .
اگر هویت انسان در دوره مدرن ،سیال نباشد، نمی توان در او مرتب احساس نیاز به وجود آورد .

اریک فروم
------------
نظام سرمایه داری به شدت به هویت سیال نیازمند است .
نقل قول  
tankamanee
Member
هویت ، یعنی من کیستم ؟
نقل قول  
Btaraf
Pro Member
هویت یعنی منه آدم کی هستم و این وقتی نمی تونم درونمو تو بیرون_به هر دلیلی_نشون بدم بحران زده میشه.تو سن بلوغم مسئله هویت گیجیه بدیه!فکر می کنم اولی روانیه و به فلسفه ی وجودی مربوطه دومی بیشتر درگیری شیمیایه.به نظرم عقده ها و سرکوب ها ناخالصی های هویت هر انسانیه.یه بخش هویت بوده که ذاتیه و بخش دیگه شکل می گیره.روشنفکرا هویتشون منسجم تر و بکر تره.تفاوت یعنی روشن بودنه فکر.یعنی فکری که پیشتازه..
نقل قول  
tankamanee
Member
نقل قول از faketab:
منم همین رو گفتم که تو کشورهای در حال گذار هویت موضوع بحرانی هست،بنابراین اولویت با شناخت هویت میباشد وفریاد زدن اون موضوع بعدی میشه، بنظر من جهان وطنی بمعنی شباهت فکری و هویتی نیست که خطر اعلام هویت وجود داشته باشه

به نظر شما از چه راهی میشه هویت شناخت ؟
وقتی که مثلا من میگم من یک ایرانی هستم ؛ این ایرانی بودن من محدود به وطن خودم تنها نمیکنه؟
بزارید اول جهان وطنی بودت تعریف بکنیم ببینیم معنیش چی هست؟
برگفته از ویکی پدیا:
جهان میهنی (به انگلیسی: Cosmopilitanism)‏ یا جهان‌وطنی، مفهومی است که باور به متعلق بودن به تمام جهان و مردم آن و عدم وابستگیهای قومی-ملی و در کل، باور به اینکه جهان، میهن مشترک تمامی مردم است.
در این مفهوم، تعلقات مادی و معنوی ویژه ای به کشور خاصی (به ویژه خودی) وجود ندارد و فرد جهان میهن علایق فرهنگی، سنتی و سیاسی ویژه‌ای نسبت به سرزمین و کشور اصلی خود ندارد و بنا به اعتقاد به مشترک بودن جهان به عنوان سرزمین تمامی بشر، به حکومت جهانی می‌اندیشد؛ و با هرگونه مرز فرهنگی، سیلسی، و اجتماعی مغایرت دارد.
خب اگر با هر گونه مرز فرهنگی و سیاسی و اجتماعی مغایرت داره ,هویت نمیتونه به چالش بکشونه ؟
نقل قول  
faketab
Member
منم همین رو گفتم که تو کشورهای در حال گذار هویت موضوع بحرانی هست،بنابراین اولویت با شناخت هویت میباشد وفریاد زدن اون موضوع بعدی میشه، بنظر من جهان وطنی بمعنی شباهت فکری و هویتی نیست که خطر اعلام هویت وجود داشته باشه
نقل قول  
tankamanee
Member
نقل قول از faketab:
نقل قول از tankamanee:هر کسی هویت خود را بیشتر فریاد بزند ؛ بیشتر هویتش در خطر هست "
برا اینکه کسی بتونه هویت خودش رو فریاد بزنه لازمه که هویتش رو بطور کامل بشناسه که در جوامع در حال گذار این اتفاق کمتر میفته و آدمها دچار بحران هویت هستن و با این وضعیت در هیج جا نمیتونن هویت رو پیدا کنن و اگه بتونن زمان زیادی لازمه

نه شاید منظور ایشون اینه که حتی ادمهای که هویتشون کامل میشناسند نباید فریاد بزنند ..اگر فریاد بزنند شاید دیگه مفهوم حقوق بشر و مفهوم جهان وطنی از بین میره "البته این برداشت منه شما نمیدونم دوست عزیز faketab "..
اتفاقا توی کشورهای که در حال گذار هستند بیشتر بحران هویت وجود داره!مقاله ای بود درمورد گذار به دموکراسی در خاورمیانه که به این مساله ام اشاره میکرد که بحران هویت در خاور میانه فراگیر ..باید این بحران اول حل بشه ..!!
نقل قول  
faketab
Member
نقل قول از tankamanee:
هر کسی هویت خود را بیشتر فریاد بزند ؛ بیشتر هویتش در خطر هست "

برا اینکه کسی بتونه هویت خودش رو فریاد بزنه لازمه که هویتش رو بطور کامل بشناسه که در جوامع در حال گذار این اتفاق کمتر میفته و آدمها دچار بحران هویت هستن و با این وضعیت در هیج جا نمیتونن هویت رو پیدا کنن و اگه بتونن زمان زیادی لازمه
نقل قول  
tankamanee
Member
توی کتاب "هویت چهل تیکه؛ افسون زدگی جدید اثر داریوش شایگان" یادم جمله ای افتادم که خوندم بودم که نوشته بود هر کسی هویت خود را بیشتر فریاد بزند ؛ بیشتر هویتش در خطر هست "
هر چقدر زمان میگذره به سمت گذار حرکت میکنیم اینو بیشتر درک میکنم ..
توی کتاب رازفال ورق نوشته بود :
جمله ای زیبای داشت که دراصل میخواست این مفهوم برسونه ؛ هر انسانی که درهر مکانی که زندگی میکند ، نتواند هویت خود را پیدا بکند در جای دیگر هرگز نمیتواند پیدا بکند و آن را هم فراموش خواهد کرد ..
اگر در اون کتاب اولی با اون مفهوم هویت اشنا میشیم یعنی داریم به سمت جهان وطنی پیش میریم!؟؟
ولی توی کتاب راز فال ورق یه چیز دیگه میگه ؟!

به سمت جهان وطنی رفتن یه سری مزایای خودشون داره ولی اولین و خطر افرینترین نقصی هم که داره اینکه هویت به خطر میندازه و به چالش میکشونه!!
خب اینها یعنی چی؟کدوم باید ترجیح بدیم به هم؟
نقل قول  

درج دیدگاه مختص اعضا است! برای ورود به حساب خود اینجا و برای عضویت اینجا کلیک کنید.


Powered by You