Hiweb

کاش یک زن نبودم

کاش یک زن نبودم

نویسنده:مرتضی
داستانی تکان دهنده از ماجرای یک دختر فراری
یک داستان واقعی که بر گرفته از دفتر خاطرات خانمی به اسم مارال است که در صفحه اول دفتر با قلم درشت و خط زیبایی نوشته شده بود: کاش یک زن نبودم

» کتابناکهای مرتبط:
خاک آشنا
جن نامه
و من آنگاه خواهم گفت

نسخه ها
PDF
حجم: 749 کیلوبایت
تعداد صفحات: 108
4 / 5
با 437 رای
امتیاز دهید
5 4 3 2 1

دانلود
دیدگاه‌ها: 74
۱۳۸۸/۰۶/۲۵


پاسخنگارش دیدگاه
mary1992
Member
وقتی این کتاب رو خوندم با اینکه خیلی اینگونه داستان ها رو شنیده بودم خیلی ناراحت شدم
خیلی تاسف خوردم
نقل قول  
lindy
Member
نقل قول از عزیز وطن:
نقل قول از lindy:
استاد واقعاخوشم میاد که اهل نقد نیستین!بالاخره واقعیتم قلمی میخواد دیگه!همچین میگین افسانه نیست ک انگار ما داریم رو واقعی بودن یانبودنش بحث میکنیم!
قشنگ نوشته شده بود وگیرا!!جایی واسه بحثم نداره!مثالتونم اصلا مصداق جالبی نبود!نقد میتونه از هرجنبه ای از یه نوشته باشه!ما داریم درمورد یه دست نویس صحبت میکنیم!قیاس قشنگی با یه تصادف نیست!بالاخره یه داستان واقعی هم میتونه طوری نوشته شه ک ادمو جذب کنه هم میتونه طوری باشه ک ادمو دل زده کنه!حالا نظرات متفاوته!ب نظر من گیرا بود و قلم خوبی داشت ب نظراون عزیزم نه!من نوعی ک دارم خاطرمو مینویسم یا حالا یه نویسنده ای که حتی داره واقعیتو مینویسه باید ب گونه ای ب نوشتار درش بیاره ک گیرا باشه...واقعیتشم نباید راحت الحلقوم باشه و نه باید از هزاران تشبیه و تلمیح و...واسه توصیف حالش استفاده کنه!قشنگ نوشته شده بود...من خواننده حس و حال رو درک میکردم!پس هنر و کیفیت نوشتست ک منو تحت تاثیرقرار داد!پس قابله ستایشه!حالا چرا من نباید دراین باره نظربدم؟؟ولو واقعیت باشه....
چه ربطی به نقد داره رفیق؟؟ نقد سر جای خودش شما اگه واقعا نکته سنج بودید و اهل نقد حتما تاحالا به نکته سیاسی اجتماعی داستان هم اشاره ای میکردین این داستان کاملا جنبه مبارزه معکوس مدنی داره که نمیخوام وارد بحث تخصصی بشم اما نکته ای که اکثریت خوانندگان این کتاب به آن دست پیدا میکنند عبرت گرفتن از واقعه ایست که شما اونو یک اثر هنری و نوشتاری میبینید. کاش برای یک لحظه هم با چشمان و نگاه یک خبرنگار این کتاب رو میخواندید تا اندکی از وخامت اوضاع کشور بیشتر آشنا میشدید. بدرود...


استاد گرامی...گاهی همه چیزو نمیشه مطرح کرد!گاهی ماجوونام دوست داریم به دورازهرگونه نگاه سیاسی و جنبه مبارزه معکوس مدنیش!!!!چشم نظری ب کتاب بندازیم!
عزیز...باورکنین همه چیزایی ک شما گفتین درست!نگاه اجتماعیتون..وخامت اوضاعی ک شما میبینین...
اما فکر نمیکنم دوست داشته بشم از برخی کمبودا بگم...دوس داشته باشم بار دیگه نقدی کنم ک داغونم کنه!
من دوست ندارم!حقیقتش دوست ندارم نگاهم نگاه سیاسی_اجتماعی باشه!!
بگم ازاوضاع ادمایی ک منو شما جزوشون هستیم!کشور؟؟نگاه خبرنگارانه ازمنظر من و شما متفاوته!پس بیایم لطف کنیم گاهی ب طور عمد از فرعیات بگیم تاریشه پیام داستان رو هرکس خودش دریابه...تا مجبورنباشیم چیزایی روبازکنیم که حتی نیم نگاهی بهشون وجود ادمو ب رعشه میندازه...
فقط یه جمله:کشوری ک این جوری از وخامت اوضاعش میگین رو ما میسازیم!نگاه اجتماعی و....و نگاه خبرنگارانتون رو تصدیق میکنم!اماخواهشابیایم سعی کنیم اینقدر دنبال تغییرزاویه ی دید دیگران نباشیم...شاید اون دیگرانی ک من میگم از قلم کتاب و هزاران چیزدیگه میگن تا فرار کنن از جنبه مبارزه معکوس مدنی!
نقل قول  
flashover
Member
نقل قول از عزیز وطن:
نقل قول از lindy:نقل قول از flashover:نقل قول از lindy:نقل قول از flashover:قلمش ک تعریفی نبود .ولی جایسوال داره که جرا توی جامعه این آدمارو که بیشتر از هرکسی ب کمک نیاز دارن طرد میکنن هم زنا وهم مردا... به خاطر یه مشت عقاید سنتی...و تاحد زیادی بیهوده...
قربون تو چرا گلم!!!؟؟قلمش ک تعریفی نبود؟؟شیوه بیانش..این ک خیلی جالب ازکجا بکجا رسید...ارتباط شخصیت ها....
جالب بود...البته سلایق متفاوته....نه به نظر من خیلی تعریفی نبود بعضی جاها محاواره بود بضی جاها فارسی معیار...بله عزیزم سلایق متفاوته...فقط خیلی دوس دارم بدونم دختر فرارایارو ک پلىس مىگىره جکارشون مىکنن (اوناىى ک خونواده ندارن)؟زندان ک فک نکنم ببرنشون... 
نه خوشم اومد!!اما تا اونجا ک من خوندم سر صحبتاش میومد محاوره ایش میکرد!و خب ببین اولش و اخرش باید معیار بود اما خود داستانی ک توسط مارال نقل شد اجازه مانور رو محاوره ای بودنش بود!اما خب بازم حرفات عالی و متین بود!خوشم اومد!از دقتت!لایک..
تا اونجا ک من میدونم محلی ب نام محل نگهداری دختران فراری وجود داره ک تا ی مدتی اونجا نگرشون میدارن!(قربون تو دختر فراری باید از ی جایی فرار کرده باشه دیگ!خانواده باید داشته باشه!نداشته باشه ک دیه فراری نی!بدبخت بی خانمان و یتیمه!)

دوستان ماجرای این کتاب یک واقعیت بود (نه افسانه) کتاب داستان و یا فیلمنامه نبود که اینطوری در مورد کیفیت نوشتاریش دارید نظر میدید. کامنت شما درست مشابه زمانی هست که بعد از یه حادثه تصادف بجای اینکه درس از تصادف بگیریم و نظراتمونو پیرامون درس و عبرتش بگوییم از کیفیت حادثه سخن بگوییم (مثلا بگوییم عجب تصادف سختی بود هم کامیون مقابلشو له کرد هم راننده شو ای ول)!!!من ک نمیفهمم...خو ما باید درباره قلم یه کتاب و داستانی نظر بدیم یا نه؟؟؟؟؟؟؟حالا خیالی یا واقعی...تازه خوبه من ی سوالی هم پرسیدم دربارش...
نقل قول  
faezeh1500
Member
نقل قول از m 1381:
نقل قول از sagaro:بی خیال جاستین، کسی راضی به شکستن غرور دیگری نیست، میگذره، مثل فصل های سال، آب روان و لحظات عمر
اسم من جاستین نیست اسم عشقم جاستینه
اسم من اریسا سامل هست!
تا جایی که یادمه قبلا اسمت مهدیه بود نبود؟؟؟؟؟؟
نقل قول  
niyoshaps
Member
واقعا داستان تکان دهنده ای بود.از وقتی خوندم همش ب این فکر میکنم ک چرا؟ واقعا ناراحت شدم.کاش بجای خانه ترک اعتیاد خانه سبز یا اغوش سبز واسه اینجور افرادی بود ک بخاطر رفتارای بد خانواده سربنیست میشن.امیدوارم همه جوونا عاقبت بخیر بشن
نقل قول  
lindy
Member
نقل قول از عزیز وطن:
نقل قول از lindy:نقل قول از flashover:نقل قول از lindy:نقل قول از flashover:قلمش ک تعریفی نبود .ولی جایسوال داره که جرا توی جامعه این آدمارو که بیشتر از هرکسی ب کمک نیاز دارن طرد میکنن هم زنا وهم مردا... به خاطر یه مشت عقاید سنتی...و تاحد زیادی بیهوده...
قربون تو چرا گلم!!!؟؟قلمش ک تعریفی نبود؟؟شیوه بیانش..این ک خیلی جالب ازکجا بکجا رسید...ارتباط شخصیت ها....
جالب بود...البته سلایق متفاوته....نه به نظر من خیلی تعریفی نبود بعضی جاها محاواره بود بضی جاها فارسی معیار...بله عزیزم سلایق متفاوته...فقط خیلی دوس دارم بدونم دختر فرارایارو ک پلىس مىگىره جکارشون مىکنن (اوناىى ک خونواده ندارن)؟زندان ک فک نکنم ببرنشون... 
نه خوشم اومد!!اما تا اونجا ک من خوندم سر صحبتاش میومد محاوره ایش میکرد!و خب ببین اولش و اخرش باید معیار بود اما خود داستانی ک توسط مارال نقل شد اجازه مانور رو محاوره ای بودنش بود!اما خب بازم حرفات عالی و متین بود!خوشم اومد!از دقتت!لایک..
تا اونجا ک من میدونم محلی ب نام محل نگهداری دختران فراری وجود داره ک تا ی مدتی اونجا نگرشون میدارن!(قربون تو دختر فراری باید از ی جایی فرار کرده باشه دیگ!خانواده باید داشته باشه!نداشته باشه ک دیه فراری نی!بدبخت بی خانمان و یتیمه!)

دوستان ماجرای این کتاب یک واقعیت بود (نه افسانه) کتاب داستان و یا فیلمنامه نبود که اینطوری در مورد کیفیت نوشتاریش دارید نظر میدید. کامنت شما درست مشابه زمانی هست که بعد از یه حادثه تصادف بجای اینکه درس از تصادف بگیریم و نظراتمونو پیرامون درس و عبرتش بگوییم از کیفیت حادثه سخن بگوییم (مثلا بگوییم عجب تصادف سختی بود هم کامیون مقابلشو له کرد هم راننده شو ای ول)!!!


استاد واقعاخوشم میاد که اهل نقد نیستین!بالاخره واقعیتم قلمی میخواد دیگه!همچین میگین افسانه نیست ک انگار ما داریم رو واقعی بودن یانبودنش بحث میکنیم!
قشنگ نوشته شده بود وگیرا!!جایی واسه بحثم نداره!مثالتونم اصلا مصداق جالبی نبود!نقد میتونه از هرجنبه ای از یه نوشته باشه!ما داریم درمورد یه دست نویس صحبت میکنیم!قیاس قشنگی با یه تصادف نیست!بالاخره یه داستان واقعی هم میتونه طوری نوشته شه ک ادمو جذب کنه هم میتونه طوری باشه ک ادمو دل زده کنه!حالا نظرات متفاوته!ب نظر من گیرا بود و قلم خوبی داشت ب نظراون عزیزم نه!من نوعی ک دارم خاطرمو مینویسم یا حالا یه نویسنده ای که حتی داره واقعیتو مینویسه باید ب گونه ای ب نوشتار درش بیاره ک گیرا باشه...واقعیتشم نباید راحت الحلقوم باشه و نه باید از هزاران تشبیه و تلمیح و...واسه توصیف حالش استفاده کنه!قشنگ نوشته شده بود...من خواننده حس و حال رو درک میکردم!پس هنر و کیفیت نوشتست ک منو تحت تاثیرقرار داد!پس قابله ستایشه!حالا چرا من نباید دراین باره نظربدم؟؟ولو واقعیت باشه....
نقل قول  
من فارغ از همه مشکلاتی که یه زن میتونه داشته باشه عاشق زن بودن خودم هستم و به خودم افتخار میکنم...!!!
بعله یه همچین آدم خود شیفته ای هستم من....
نقل قول  
m 1381
Member
نقل قول از sagaro:
بی خیال جاستین، کسی راضی به شکستن غرور دیگری نیست، میگذره، مثل فصل های سال، آب روان و لحظات عمر

اسم من جاستین نیست اسم عشقم جاستینه
اسم من اریسا سامل هست!
نقل قول  
lindy
Member
نقل قول از flashover:
نقل قول از lindy:نقل قول از flashover:قلمش ک تعریفی نبود .ولی جایسوال داره که جرا توی جامعه این آدمارو که بیشتر از هرکسی ب کمک نیاز دارن طرد میکنن هم زنا وهم مردا... به خاطر یه مشت عقاید سنتی...و تاحد زیادی بیهوده...
قربون تو چرا گلم!!!؟؟قلمش ک تعریفی نبود؟؟شیوه بیانش..این ک خیلی جالب ازکجا بکجا رسید...ارتباط شخصیت ها....
جالب بود...البته سلایق متفاوته....نه به نظر من خیلی تعریفی نبود بعضی جاها محاواره بود بضی جاها فارسی معیار...بله عزیزم سلایق متفاوته...فقط خیلی دوس دارم بدونم دختر فرارایارو ک پلىس مىگىره جکارشون مىکنن (اوناىى ک خونواده ندارن)؟زندان ک فک نکنم ببرنشون... 

نه خوشم اومد!!اما تا اونجا ک من خوندم سر صحبتاش میومد محاوره ایش میکرد!و خب ببین اولش و اخرش باید معیار بود اما خود داستانی ک توسط مارال نقل شد اجازه مانور رو محاوره ای بودنش بود!اما خب بازم حرفات عالی و متین بود!خوشم اومد!از دقتت!لایک..
تا اونجا ک من میدونم محلی ب نام محل نگهداری دختران فراری وجود داره ک تا ی مدتی اونجا نگرشون میدارن!(قربون تو دختر فراری باید از ی جایی فرار کرده باشه دیگ!خانواده باید داشته باشه!نداشته باشه ک دیه فراری نی!بدبخت بی خانمان و یتیمه!)
نقل قول  
flashover
Member
نقل قول از lindy:
نقل قول از flashover:قلمش ک تعریفی نبود .ولی جایسوال داره که جرا توی جامعه این آدمارو که بیشتر از هرکسی ب کمک نیاز دارن طرد میکنن هم زنا وهم مردا... به خاطر یه مشت عقاید سنتی...و تاحد زیادی بیهوده...
قربون تو چرا گلم!!!؟؟قلمش ک تعریفی نبود؟؟شیوه بیانش..این ک خیلی جالب ازکجا بکجا رسید...ارتباط شخصیت ها....
جالب بود...البته سلایق متفاوته....
نه به نظر من خیلی تعریفی نبود بعضی جاها محاواره بود بضی جاها فارسی معیار...بله عزیزم سلایق متفاوته...فقط خیلی دوس دارم بدونم دختر فرارایارو ک پلىس مىگىره جکارشون مىکنن (اوناىى ک خونواده ندارن)؟زندان ک فک نکنم ببرنشون... 
نقل قول  
lindy
Member
نقل قول از flashover:
قلمش ک تعریفی نبود .ولی جایسوال داره که جرا توی جامعه این آدمارو که بیشتر از هرکسی ب کمک نیاز دارن طرد میکنن هم زنا وهم مردا... به خاطر یه مشت عقاید سنتی...و تاحد زیادی بیهوده...

قربون تو چرا گلم!!!؟؟قلمش ک تعریفی نبود؟؟شیوه بیانش..این ک خیلی جالب ازکجا بکجا رسید...ارتباط شخصیت ها....
جالب بود...البته سلایق متفاوته....
نقل قول  
flashover
Member
قلمش ک تعریفی نبود .ولی جایسوال داره که جرا توی جامعه این آدمارو که بیشتر از هرکسی ب کمک نیاز دارن طرد میکنن هم زنا وهم مردا... به خاطر یه مشت عقاید سنتی...و تاحد زیادی بیهوده...
نقل قول  
lindy
Member
جای تامل داشت...
با قلمی قشنگ...
نقل قول  
sagaro
Publisher
بی خیال جاستین، کسی راضی به شکستن غرور دیگری نیست، میگذره، مثل فصل های سال، آب روان و لحظات عمر
نقل قول  
m 1381
Member
من یه بلیبرم وگرنه از sagaro عزر خواهی میکردمعزر خواهی رو هم مطمئن نیستم کسی بلده درست کنه از بچگیم تاحالافقط تو کتابناک فارسی نوشتم
ولی غرور من نمیذاره معزرت خواهی کنم
وشما یه کاری کردید که یه بلیبر عزر و معزرت رو 4 بار به زبون بیاره پس واقعا میشه گفت دست شیتون رو بستین
نقل قول  
بدون اغراق میگم که این کتاب بهترین کتاب آموزنده و میتونم بگم بهترین و پر عبرت ترین کتابی بود که در تمام عمرم مطالعه کردم

این کتاب رو به تمامیه دختران و همچنین پسران پیشنهاد میکنم که حتما مطالعه کنن و حتی شده به اشتراکش بزارن
خدمت دوستی که ادعا میکنه کامنتهای قبلیم ربطی به این کتاب نداشته پیشنهاد میکنم که حداقل کتاب رو بخونه و بعد ادعا کنه که کامنهام بی ربط به کتاب بوده و صرفا از روی نام کتاب قضاوت نکنه.
نقل قول  
big fish
Member
در نظر قبلی هشت مورد ذکر کرده بودم که گویا دیده نمی شود:
7- بزرگترین مشکل بین روابط بین زنان و مردان در این است که هیچ اطلاعاتی از همدیگر ندارند، و در این حال دوست می شوند و یا ازدواج می کنند... و بعدها که از نیازهای هم آگاه نیستند به مشکل می خورند، این گروه از افراد از متخصصان زندگی زناشویی( که خودشان نیز در زندگی ناموفقی به سر می برند ) پرسش هایی می کنند و جواب های این متخصصان زندگی زناشویی که البته کم هم نیستند زندگی آنها را به طور کامل منهدف می کند... جواب های این گروه متخصص به این صورت است: گربه رو زودتر بکش... تحویلش زیاد نگیر... بهش زنگ نزن... آدم حسابش نکن و غیره...
8- مطمعن همانطور که از قدیم گفته اند باز با باز کبوتر با کبوتر کاملا درست است. سعی کنید اگر کبوتر هستید با کبوتر بپرید... خودتون را بهتر از آنچه هستید نشان ندهید... اگر به هیچ عنوان فسنجون ترش نخورده اید یک بار امتحان کنید شاید خوشتان آمد... سعی نکنید همسر یا شوهرتان را مثل خودتون کنید... از کجا معلوم که خودتون خوب هستید؟؟؟ سعی کنید خوب باشید اگر خودتان خوب باشید قطعن خوبی ها نیز جذبتان خواهند شد... به قانون جذب اعتقاد داشته باشید...
نقل قول  
big fish
Member
دوستان یک پیشنهاد بهتون می کنم، که انسان های نژادپرستی نباشید... حالا چون که من مردم طرفداری از مردان کنم و زنان را بد جلوه دهم این نشان از جهل من است.... به نظر من دو تا جوهر خوب و بد یا شر در وجود هر کسی وجود داره و این ربطی به زن و مرد بودن نداره... بلکه به انتخاب فرد داره که خوبی را انتخاب کند یا بدی را... هر چقدر خوبی افزایش یابد قلب فرد روشن تر شده و می درخشد و هر چقدر بدی افزایش یابد در وجود شخصی، قلبش سیاه شده و کدر می شود... آنهایی که در این راستا بد می شوند قطعن از خانواده، محیط اجتماعی یا فقر ناشی می شود... به نظر من حتی نباید به آنها نیز بدی کرد بلکه باید به آنها نیز مهربانی کرد تا قلب سیاه و تیره اشان را روشن کنیم. به این مسئله اعتقاد راسخ دارم که انسان با مهربانی به شخصی حتی می تواند قلب مرده و سنگ مانندی را نیز به رحم آورده و مهربان کند. (اما در حاشیه نرویم) می خواستم چند نکته ای را عرض کنم:
1- انسان های نژاد پرستی نباشیم...
2- در استدلال از استقرا استفاده نکنیم که باطل است، نمی توان گفت اگر من یک مردی را دیدم که سر یک زنی را کلاه گذاشت پس تمام مردان جهان کلاهبردان هستند و بلاعکس.
3- در تمام همه انسان های جوهر خوب و بد وجود دارد
4- مرد و زن مکمل یکدیگر هستند
5- مردان را برتر از زنان جلوه دهیم و استدلال کنیم که مردان تمام مخترعان و نخبگان جهان بوده اند... نیز کاملا غلط است زیرا اگر زنان نیز در شرایط مردان قرار می گرفتند، حتما آنها نیز موفقان جهان بودند و اگر جانساری و رشادت های این زنان مردان بزرگ نبود، ما هیچ نخبه ای نمی داشتیم.
6- و این که به زنان در تاریخ ظلم شده است نیز کاملا مشخص است و نیاز به استدلال نمی باشد...
در کل مردان و زن ها هر دو گروه انسان هستند و انسان ها نیز جایز الخطا می باشند...
توصیه آخر اینکه اگر می خواهید در زندگی و روابط بین زن و مرد موفق شوید، سعی کنید بیشتر از جنس مخالف اطلاعات کسب کنید....
نقل قول  
نقل قول از مهتاب الف:

بعضی وقتام اینطوره.
ولی قانون کارما ثابت کرده،هرکی خندیده به ریش خودش خندیده!
این جور مردها ارزش ندارن که بهشون بگی مرد! چه برسه به اینکه دربارشون فکر کنی یا بخوای دوستشون داشته باشی!
اون بابایی که صبح تا شب کار میکنه که نون حلال دربیاره مرده؛
اون پسری که دنبال کار میگرده تا ازدواج کنه و تن به رابطه با زنای خیابونی نمیده مرده؛
اونی که با دوست دختر خودش ازدواج میکنه مرده(نه اونکه میره با دوست دختر دیگران ازدواج میکنه )؛
اونی که وقتی میره سربازی به مادرش زنگ میزنه میگه نگران نباش من حالم خوبه،مرده......
درود بر بانو مهتاب
چقدر زیبا بیان فرمودید واقعا کاش این حرفها حرفهای دل و زبان همه دختران می بود ولی متاسفانه من به تجربه دیدم که برای اکثریت دختران مردان هوسران جذاب تر از مردهای بدون تجربه جنسی ان
نقل قول  
sagaro
Publisher
نه عزیز ، فقط نمیخوام توی زندگی اسیر قضاوت و پیشداوری بشید و فرصت ها را از دست بدید .
نقل قول  
خب من باز هم عذر خواهی می کنم اگر دل شما رو شکستم. یا اگر فکر می کنید اشتباه کردم.
نیازی نیست تجربه کنم یا به دادگاه سری بزنم از هیچ مردی هم رکب نخوردم چون هیچوقت وارد چنین بازی های مضحکی بنام عشق نشدم و نمی شم اما اطرافم دارم می بینم.
می بینم.
خدارو شکر که همون دادگاه ها هستن.که اگر نبودن...
نقل قول  
sagaro
Publisher
نقل قول از m 1381:
نقل قول از sagaro:همیشه عرض کرده ام تجربه شخصی خودتان را تعمیم ندهید و به نام اکثریت و اقلیت در ملا عام اعلام کنید . من یک مردم ، با دو فرزند هم سن و سال شماها ، و شکست خورده . چه پاسخی دارید به من و امثال من بدهید وقتی با قلم زدن غیر مسئولانه نمک زخمی میشوید که هرروز و همیشه تازه می شود ؟؟؟ اینکه شما یا دیگری از نامردی رکب خورده اید دلیل نمی شود که به جای نگاه انسانی ، افراد را به دوقشر نرینه و مادینه تقسیم کنید و یک گروه را اکثرن ظالم و شریر و گروه دیگر را اکثزن مظلوم و نیکوکار قلمداد کنید . همانطور که دلیل نمی شود من تجربه شخصی خودم را دلیل بر بد بودن اکثریت زن ها بدانم و آن را در بوق و کرنا کنم . بهتر است هر کدام در خلوت خود بنشینیم و ببینیم که چه کرده ایم که این شده پاسخمان . اگر جرم و خطا نکرده باشیم قطع به یقین اشتباه کرده ایم . خوب نیست در عین بی تجربگی سخنی بگوییم یا مطلبی بنویسیم که ناخواسته دل دردمندی را زیر پا له کنیم .
خوش بود گر محک تجربه آید به میان
تا سیه روی شود هر که در او غش باشد.

برای تعیین اکثریت و اقلیت پیشنهاد می کنم حداقل یک سال به عنوان یک ناظر بیرونی هر روز سری به شعب مختلف دادگاه های خانواده بزنید ،تحقیق ارزشمندی خواهد شد که به یقین شما را در دوراهی چه کسی مقصر است بی پاسخ رها خواهد کرد .
موافقم شدید
ولی شما هم لازم نیست راجع به زندگیت حرف بزنیپس ساکت باش و بشین سرجاتروکفشات بخواب دزد نبره به مردم چه


اول یاد بگیر مودب صحبت کنی بعد به من بگو چه کنم و چه نکنم . من این شهامتو دارم که تجربه ام را در اختیار دیگران بگذارم ، به شما هم ربطی نداره چه می نویسم مادامیکه به کسی توهین نکرده ام ،میتوانید نخوانده رد شوید شما یاد بگیر که به کسی که جای پدرته نگی ساکت باش و بشین سر جات پسرم، جمله ی آخرتم بهتره به جاکفشی خونه تون بگی .
نقل قول  
m 1381
Member
نقل قول از sagaro:
همیشه عرض کرده ام تجربه شخصی خودتان را تعمیم ندهید و به نام اکثریت و اقلیت در ملا عام اعلام کنید . من یک مردم ، با دو فرزند هم سن و سال شماها ، و شکست خورده . چه پاسخی دارید به من و امثال من بدهید وقتی با قلم زدن غیر مسئولانه نمک زخمی میشوید که هرروز و همیشه تازه می شود ؟؟؟ اینکه شما یا دیگری از نامردی رکب خورده اید دلیل نمی شود که به جای نگاه انسانی ، افراد را به دوقشر نرینه و مادینه تقسیم کنید و یک گروه را اکثرن ظالم و شریر و گروه دیگر را اکثزن مظلوم و نیکوکار قلمداد کنید . همانطور که دلیل نمی شود من تجربه شخصی خودم را دلیل بر بد بودن اکثریت زن ها بدانم و آن را در بوق و کرنا کنم . بهتر است هر کدام در خلوت خود بنشینیم و ببینیم که چه کرده ایم که این شده پاسخمان . اگر جرم و خطا نکرده باشیم قطع به یقین اشتباه کرده ایم . خوب نیست در عین بی تجربگی سخنی بگوییم یا مطلبی بنویسیم که ناخواسته دل دردمندی را زیر پا له کنیم .
خوش بود گر محک تجربه آید به میان
تا سیه روی شود هر که در او غش باشد.
برای تعیین اکثریت و اقلیت پیشنهاد می کنم حداقل یک سال به عنوان یک ناظر بیرونی هر روز سری به شعب مختلف دادگاه های خانواده بزنید ،تحقیق ارزشمندی خواهد شد که به یقین شما را در دوراهی چه کسی مقصر است بی پاسخ رها خواهد کرد .

موافقم شدید;-


این دیدگاه در تاریخ 1392/10/27 توسط گیلدخت ویرایش شده است

نقل قول  
sagaro
Publisher
نقل قول از m 1381:
مناسب یه ادم 9 ساله هست؟
دختر عموم کشت منو انقدر گفت مردا الن بلن و جینبلن!
میخوام بدم اینو بخونه خودمم نخوندم ! ! ! ! ! ! ! ! ! ! ! ! ! ! !

از دوحالت خارج نیست : یا دختر عموی شما همه مردان عالم را می شناسد و یا اصلن تا به حال مرد به معنای واقعی ندیده
نقل قول  
sagaro
Publisher
همیشه عرض کرده ام تجربه شخصی خودتان را تعمیم ندهید و به نام اکثریت و اقلیت در ملا عام اعلام کنید . من یک مردم ، با دو فرزند هم سن و سال شماها ، و شکست خورده . چه پاسخی دارید به من و امثال من بدهید وقتی با قلم زدن غیر مسئولانه نمک زخمی میشوید که هرروز و همیشه تازه می شود ؟؟؟ اینکه شما یا دیگری از نامردی رکب خورده اید دلیل نمی شود که به جای نگاه انسانی ، افراد را به دوقشر نرینه و مادینه تقسیم کنید و یک گروه را اکثرن ظالم و شریر و گروه دیگر را اکثزن مظلوم و نیکوکار قلمداد کنید . همانطور که دلیل نمی شود من تجربه شخصی خودم را دلیل بر بد بودن اکثریت زن ها بدانم و آن را در بوق و کرنا کنم . بهتر است هر کدام در خلوت خود بنشینیم و ببینیم که چه کرده ایم که این شده پاسخمان . اگر جرم و خطا نکرده باشیم قطع به یقین اشتباه کرده ایم . خوب نیست در عین بی تجربگی سخنی بگوییم یا مطلبی بنویسیم که ناخواسته دل دردمندی را زیر پا له کنیم .
خوش بود گر محک تجربه آید به میان
تا سیه روی شود هر که در او غش باشد.

برای تعیین اکثریت و اقلیت پیشنهاد می کنم حداقل یک سال به عنوان یک ناظر بیرونی هر روز سری به شعب مختلف دادگاه های خانواده بزنید ،تحقیق ارزشمندی خواهد شد که به یقین شما را در دوراهی چه کسی مقصر است بی پاسخ رها خواهد کرد .
نقل قول  
m 1381
Member
مناسب یه ادم 9 ساله هست؟
دختر عموم کشت منو انقدر گفت مردا الن بلن و جینبلن!
میخوام بدم اینو بخونه خودمم نخوندم ! ! ! ! ! ! ! ! ! ! ! ! ! ! !
نقل قول  
نقل قول از مری بلا:
نقل قول از خلیفه شب:نقل قول از مهتاب الف:نقل قول از خلیفه شب:زن همیشه محکوم به مهربانی و گذشته!
برای مردان مملکت متاسفم. چون اکثرا لیاقت صداقت و محبت یک زن رو ندارن.

خلیفه جان
خوشبختانه یا بدبختانه مردهام یه بدبختی ها و مشکلات خاص خودشون رو دارن.یه مرد اگه بخواد واقعأ وظایف مردانش رو انجام بده ممکنه خسته بشه و به جایی برسه که بگه:"کاش یک مرد نبودم!"
ولی میدونی فرق مردها با ما چیه؟
ما به مشکل که میخوریم(مخصوصأ مشکل عاطفی که از پا درمون میاره)،پیش نزدیکترین کسمون تعریفش میکنیم و می زنیم زیر گریه،ولی اونا میرن با دوستاشون میگن و میخندن که یادشون بره!
گول خوشحالی های ظاهریشونو نباید خورد!چه بسا پشت این نقاب شاد یه عالمه غم باشه

و چه بسا پشت اون ظاهر مظلوم و گاهی غمگین یه عالمه خنده و تمسخر باشه. به دل ساده ی یک زن!!!
بابا زن و مرد نداره/هرکی خودشه و خداش و یه عالم بدبختی.
ما ک تو دل ملت نیستیم ببینیم زنا غمشون بیشتره یا مردا اما مردیو میشناسم ک غماشو با بسته بسته سیگار درمیون میذاره تا خانمش ک بارداره دلش نلرزه....باباش قلبش نگیره...فشار مادرش بالا نره...مادر زنش کنایه نزنه...پدرزنش حرف مفت نزنه...پسرش بدون دغدغه ب دنیا بیاد....پیش برادراش غرورش حفظ بشه و بعد خانم همون آقا خودشو ب کوری میزنه و فقط نیش میزنه.منم زنم اما این باعث نمیشه مردونگی اون مرد و ابلهی خانمشو ندیده بگیرم.
اینو واسه این میگم ک ناله سر ندیم ک:آخ خانما مظلومن و آقایون ظالم.همه رو با دید منفی نبینیم.


دخترم
ما نگفتیم خانوما مظلومن آقایون ظالم. نگفتیم همه! گفتیم اکثرا.
این حرفا ناله نیست. انتقاده. نمیشه که همه ش از گل و بلبل بگیم و دل و جیگر تعارف کنیم و سر خودمون و دیگران رو کلاه بذاریم!
ان شاالله شما سالیان سال زندگی رو همینطور با دید مثبت طی کنی!
نقل قول  
مری بلا
Member
نقل قول از خلیفه شب:
نقل قول از مهتاب الف:نقل قول از خلیفه شب:زن همیشه محکوم به مهربانی و گذشته!
برای مردان مملکت متاسفم. چون اکثرا لیاقت صداقت و محبت یک زن رو ندارن.

خلیفه جان
خوشبختانه یا بدبختانه مردهام یه بدبختی ها و مشکلات خاص خودشون رو دارن.یه مرد اگه بخواد واقعأ وظایف مردانش رو انجام بده ممکنه خسته بشه و به جایی برسه که بگه:"کاش یک مرد نبودم!"
ولی میدونی فرق مردها با ما چیه؟
ما به مشکل که میخوریم(مخصوصأ مشکل عاطفی که از پا درمون میاره)،پیش نزدیکترین کسمون تعریفش میکنیم و می زنیم زیر گریه،ولی اونا میرن با دوستاشون میگن و میخندن که یادشون بره!
گول خوشحالی های ظاهریشونو نباید خورد!چه بسا پشت این نقاب شاد یه عالمه غم باشه

و چه بسا پشت اون ظاهر مظلوم و گاهی غمگین یه عالمه خنده و تمسخر باشه. به دل ساده ی یک زن!!!

بابا زن و مرد نداره/هرکی خودشه و خداش و یه عالم بدبختی.
ما ک تو دل ملت نیستیم ببینیم زنا غمشون بیشتره یا مردا اما مردیو میشناسم ک غماشو با بسته بسته سیگار درمیون میذاره تا خانمش ک بارداره دلش نلرزه....باباش قلبش نگیره...فشار مادرش بالا نره...مادر زنش کنایه نزنه...پدرزنش حرف مفت نزنه...پسرش بدون دغدغه ب دنیا بیاد....پیش برادراش غرورش حفظ بشه و بعد خانم همون آقا خودشو ب کوری میزنه و فقط نیش میزنه.منم زنم اما این باعث نمیشه مردونگی اون مرد و ابلهی خانمشو ندیده بگیرم.
اینو واسه این میگم ک ناله سر ندیم ک:آخ خانما مظلومن و آقایون ظالم.همه رو با دید منفی نبینیم.
نقل قول  
نقل قول از مهتاب الف:
نقل قول از خلیفه شب:زن همیشه محکوم به مهربانی و گذشته!
برای مردان مملکت متاسفم. چون اکثرا لیاقت صداقت و محبت یک زن رو ندارن.

خلیفه جان
خوشبختانه یا بدبختانه مردهام یه بدبختی ها و مشکلات خاص خودشون رو دارن.یه مرد اگه بخواد واقعأ وظایف مردانش رو انجام بده ممکنه خسته بشه و به جایی برسه که بگه:"کاش یک مرد نبودم!"
ولی میدونی فرق مردها با ما چیه؟
ما به مشکل که میخوریم(مخصوصأ مشکل عاطفی که از پا درمون میاره)،پیش نزدیکترین کسمون تعریفش میکنیم و می زنیم زیر گریه،ولی اونا میرن با دوستاشون میگن و میخندن که یادشون بره!
گول خوشحالی های ظاهریشونو نباید خورد!چه بسا پشت این نقاب شاد یه عالمه غم باشه


و چه بسا پشت اون ظاهر مظلوم و گاهی غمگین یه عالمه خنده و تمسخر باشه. به دل ساده ی یک زن!!!
نقل قول  
نقل قول از مهتاب الف:
کاش یک زن نبودم...واقعأ گاهی تو زندگی به همچین جمله ای میرسم!و البته میدونم که دوای دردم مرد بودن نیست.....میشه بعضی وقتا مثل یه زن فکر یا رفتار نکرد،بلکه مثل سنگ بود؛من امتحان کردم کار خیلی سختی نیست....ولی زن بودن هم عالمی داره،گاهی اوقات خیلی باحاله...
!


زن همیشه محکوم به مهربانی و گذشته!
برای مردان مملکت متاسفم. چون اکثرا لیاقت صداقت و محبت یک زن رو ندارن.
نقل قول  
این کتاب رو دو سال پیش از یه سایت دیگه دانلود کردم و خوندم.........از لحاظ ادبی بسیار ضعیف بود
اما بدرد دخترهای دبیرستانی و راهنمایی که یکم زیادی ساده نگر هستند و زود زیر بار هر حرف و پیشنهادی می روند و زود هم فکر فرار می افتند می خورد
اگر نویسنده از لحاظ ادبی روی کتاب کار می کرد اثر قابل قبولی در حد کتابهای "نسرین ثامتی"..."م.مودب پور"..."فهیمه رحیمی" برای سنین نوجوان ازش در میومد
بهر حال از خوندنش ناراضی نیستم
نقل قول  
neb70
Member
تخیلش خیلی زیاد بود! ولی شدیداً قبول دارم که دخترا به راحتی خ... میشن!
نقل قول  
قشنگ بود ولی اعصاب خورد کن خیلی هم غلط املایی داشت .
نقل قول  
khar tu khar
Publisher
نقل قول:
احتمالن همین روزا یکی میاد یه کتاب می نویسه ((کاش من انسان نبودم))


من دارم مینویسم .
نقل قول  
1331354
Member
نقل قول از Molla nasredin:


کاش یک مرد نبودم!!!!
کتابی که من تا نیمه نوشته ام حالا که می بینم کتاب کاش زن نبودم آمده روی سایت حسابی غافلگیر شدم.

مشتاقانه منتظر کتاب شما هستیم ((کاش یک مرد نبودم))
البته اگر افتخار خواندنش را به ما می دهید

احتمالن همین روزا یکی میاد یه کتاب می نویسه ((کاش من انسان نبودم))
این خدا هم توو کار ما آدما مونده
نقل قول  
saraab
Publisher

همیشه توویِ پایـــیز منتظرم ، منتظر یه اتفاق خوب . انقدر پاییز رو دوست دارم که از خیلی وقت پیش تصمیم گرفتم اسم دخترم رو بذارم پایـــیز !

اگه صاحب پاییز شدم ، اولین چیزی که بهش یاد میدم اینه که همه رو دوست داشته باشه مگه اینکه خلافش ثابت بشه.
بهش عاشقی کردن و معشوق بودن رو هم یاد میدم ؛
بهش یاد میدم لذت ببره از زن بودن و زنانگیش.
یاد میدم اولین چیزی که یه زن باید بهش افـــتخار کـنه همون زن بودنشه
.

بعد مثل یه مامان کاملا سنتی خیلی چیزای دیگه هم بهش یاد میدم ، مثل اینکه چطوری قورمه سبزی درست کنه تا روش روغن داشته باشه !!

نقل قول  
این روز ها بد جور دارم از این کلمه ی "کاش" می خورم. کاش یعنی غیر ممکن؟

کاش یک مرد نبودم!!!!
کتابی که من تا نیمه نوشته ام حالا که می بینم کتاب کاش زن نبودم آمده روی سایت حسابی غافلگیر شدم.
نقل قول  
6419931
Member
لینک دانلودشو رو بذارین لطفا
نقل قول  
mohsen_3412
Member
دوست من بالاش نوشته چون هنوز وضعیت حقوقیش مشخص نیست غیر قابل دریافته
نقل قول  
rain1369
Member
سلام به همه ....این کتاب چه جوری دانلود میشه؟؟؟؟؟گزینه دریافت نداره یا ما نمی بینیم؟
نقل قول  
jake joon
Member
هنوز خوندم اما امیدوارم خوب باشه ممنونم خسته نباشی
موفق باشی
نقل قول  
yas20
Member
جالبه
مرسی دوست عزیز
نقل قول  
sagaro
Publisher
دوست گرامی
سلام. شرایط و حساسیتهای شما برایم کاملا قابل درک و البته محترمند . بخش بیشتر نظر شما که به کنشهای اجتماعی بر میگردد صحیح است من هم به عنوان یک انسان بصورت منصفانه با آنها مخالفم چون حداقل دوست ندارم با دختر خودم چنین رفتارهایی بشود .اما واکنشهای خانمها در بسیاری از موارد اشتباه است . توضیح بیشتر را در پروفایلتان نوشته ام .
شاد باشید
نقل قول  
Roya-ru70
Pro Member
بازنده بودن زن ها تو شرایط فعلی از عمل خودشون نشات نمیگیره . رفتار دگم مردها که به اسم دین ، قانون یا هر چیزه دیگه ای از خودشون نشون می دن این شرایط و فراهم می کنه که زن (بیش تر تو این کشور) نقش بازنده رو داشته باشه و البته گفتن این نکته هم خالی از لطف نیست که سرسپردگی و تسلیم شدن بعضی خانم ها به این رفتار دامن می زنه.
حالا اگه مرد هم به تعبیر دوستمون بازنده محسوب میشه به خاطره عملیه که از خودش و فقط خودش سر می زنه.
و من در اینجا می تونم بگم خود کرده را تدبیر نیست!!!!!!!!
اقایون نه تنها خودشون رو از عشق محروم کردن بلکه باعث شدن این رفتارشون به خانم ها هم سرایت کنه و شرایطی به وجود بیاد که خانم ها هم به دنبال عشق نباشن.
تا جایی که هر کس برای ادامه ی حیات تو این اوضاع از خودش یه بت سنگی بدون هیچ احساسی میسازه تا حداقل بتونه به زندگیش ادامه بده و نشکنه!!!!!!!!
نقل قول  
sagaro
Publisher
باید بازی برد برد را از الف تا یا بیاموزیم
نقل قول  
sagaro
Publisher
در مورد اینکه انسان نباید دنباله رو باشه و مستقل تصمیم بگیره و مسئولیت تصمیماشو بپذیره با رویا موافقم اما نکته اینجاست که این اصول را باید در خانواده و سپس مدرسه آموخت و صد البته با روشهای صحیح تربیت نه با زور و جبر وکتک و تحمیل وتحقیر . مشکل از فرهنگ پدرسالارانه ی ما شرقیهاست و خرافاتی که با لعاب دینی به خوردمون دادند . احکام دین را باید در ظرف زمانی و مکانی خودش سنجید . زمان پیامبر اعراب جاهلی اصلا زن را موجودی انسانی به حساب نمی آوردند و همین که قبول کردند نصف مرد ارث ببرد و یا شهادت دو زن معادل یک مرد باشد در زمان خودش معجزه ای بوده و مقصود شارع مقدس ادامه ی این راه بوده و تفکر و تدقیق در رشد و کمال این طریقه که در زمان ما به تساوی حقوق انسانی همه ی انسانها اعم از زن و مرد و مسلملن و نامسلمان ختم میشه ولی افسوس که راهی که اگر درست طی میشد در مدتی کم به کمال مطلوب میرسید به بیراهه و توقف در گذشته و جزم اندیشی وتحجر ختم شد . ما سرنا را از سر گشادش میزنیم و لاف مسلمانی میزنیم غافل از اینکه کمال انسان را حدی نیست تا ما در نقطه ای متوقف بمانیم.در حقیقت ما راه سقوط را به حد کمال پیموده ایم ودر بعضی مواقع بصورت خوشبینانه دکمه ی paus زندگی را زده ایم . هیچ فکر نکرده ایم که معتای اکمال دین و ختم رسالت به معنای بلوغ عقلی بشریت است و در ادامه خودمانیم که باید راه را از چاه تشخیص بدهیم . به جایش شده ایم مقلد کور و از سر تنبلی مدیریت امور معنوی و دینی و مفهومی راسپرده ایم دست فلاسفه و روشنفکران و روحانیون . این در مورد تمتا جوامع امروزی با هر مذهبی صدق میکنه . در مورد هر ام شخصی و غیر شخصی افراد شخصا تحقیق میکنند بجز در مورد رابطه با خود - خدا و سایر انسانها .
اما در مورد برنده بودن مردها و بازنده بودن زنها با رویا مخالفم . اصولا در این نوع ارتباط هر دو طرف بازنده اند . زنها بخاطر همین مسلئلی که مطرحه و میدانید و مردها به خاطر محروم کردن خودشان از عشق
هرگز نمیرد انکه دلش زنده شد به عشق
ثبت است در جریده ی عالم دوام ما
مردان امروز به مادران خود عشق میورزند اما نثار همین عشق را به همسر و فرزندانشان دون شان نداشته ی خودشان میدانند و در این پارادایم خود ساخته و جامعه باور سردر گمند و دائم گمگشته ی خویش را در مشغولیات اخلاقی و غیر اخلاقی جستجو میکنندو غافل از اینکه خود را گم کرده اند و ذات هستی را که عشق است در نیافته اند . هر که عاشق نیست عدمش به زوجود .
مجموعه ی فشارهای خانوادگی و سنن اجتماعی و جهالتهای فردی و آرزوهای سرکوب شده و کودکیها و نوجوانیهای پرپر شده امثال مارال و سیما را ایجاد میکند .اینها قربانیند و حتی پسرانی که بدنبال اینهایند نیز . علت العلل جهل است و متاسفانه عدم آگاهی از این جهل
آنکس که نداند و نداند که نداند
در جهل مرکب ابدالدهر بماند
نقل قول  
infer
Member
قبول دارم كه اينجا تبعيض هست.
ولي آخه مهم اينه كه پسرا هم بدبختن.
كاشكي يكي زندگينامه ي يه مرد رو از اول تا مرگ بنويسه.
اين داستان هم همش بدبختي رو توضيح داده, اخه مگه ميشه خوبي نباشه؟!
نقل قول  
Roya-ru70
Pro Member
خوندمش
يه جورايي اعصابم خرد شد
ولي ميشه گفت اين كه اي كاش يك زن نبودم يه جور فرار از نقص شخصيتيه
يعني مارال خودش پتانسيل خطا و اشتباه و داشته و ربطي به زن بودن برادر متعصب داشتن و .... نداره
اين شايد يه جور شعار باشه ولي آدم تو هر شرايطي بايد از بدترين موقعيتم براي خودش بهترين ها رو بسازه نه اين كه مثله مارال گند بزنه به همه

چيز



نقل قول  
Roya-ru70
Pro Member
موافقم

تو ايران تبعيض زيادي ، زياده

تو ايران برد با مرداست


متاسفم براي اين وضع

نقل قول  
majid4759
Member
هنوز نخوندمش
نقل قول  
ninaeshghi
Pro Member
مشکل اصلا زن بودن نیست
مشکل چگونه مرد بودنیه که متاسفانه دیگه پیدا نمی شه ( خوب بابا ببخشید ، کم پیدا می شه !!! )
ولی خوبیش اینه که ما خانمها هنوز دست نکشیدیم از مبارزه
و می خوام بگم که باور کنین خیلی سخته تو این دنیای سبعانه و خشک مردها مثل یک زن زندگی کردن نه مثل یه عروسک ناناز پشت ویترین
نقل قول  
ahadm
Pro Member
اگر در دنیا یک نوع محرومیت وجود داشته باشد .ان زن بودن است . ژول ورن
نقل قول  
diba j0on
Publisher
بر اساس گفته ی کتاب داستان واقعیه. ولی اگر واقعی هم نباشه بازم امثال مارال زیاده!
متاسفم! نه به خاطر زن بودن! بلکه به خاطر تعصب بیجای خانواده ها و فرهنگ غلط جامعه!
شاید اگه جو خانواده ی مارال متعصب نبود مارال مجبور به مخفی کاری نمیشد!
شاید اگه برادر و پدر مارال اون برخورد غلط رو نداشتند مارال فرار نمیکرد!
شاید اگه مادر سپیده با اون دیده بد به مارال نگاه نمیکرد میتونستن پیداش کنن و نجاتش بدن!
اگر اون شب تو هتل به مارال اتاق میدادن (( که به دختر تنها اتاق نمیدن! البته متاسفانه )) گیر اون راننده تاکسی نمیفتاد و بخاطر اتفاق اون شب سیامک رو هم از دست نمیداد! پشتیبانشو توی اون شهر غریب از دست نمیداد!
و هزار اگر و شاید دیگه که همش به فرهنگ غلط و تعصب بیجا برمیگرده. قوانین هم که جای خود داره و نیاز به تغییر اساسی داره! هم قوانین ذهن مردم و هم قوانین رسمی!
زن بودن تاسف نداره! این مسائل هستن که تاسف دارن
نقل قول  
mehras
Member
متاسفانه این داستان حتی اگر 20درصد آن هم واقعیت باشد بسیار تکان دهنده است امیدوارم با تلاش همه ی دست اندرکاران مسائل اجتماعی و فرهنگی جامعه از این پس شاهد اینگونه مشکلات در جامعه ی اسلامیمان نباشیم
نقل قول  
elnaziiii
Member
hatmaan jalebe chon mozoe rooze jameast,mamnoon
نقل قول  
meysam1993
Member
jaleb tar injast ke baraye download 30 emtiaz kasr mishe
vali nazar gozashtan 10 ta
yani bayad vase 2ta ketabe nakhonde nazar bezari

vaghean masooline sayt donbale chi haastan?
man ke nemifahmam
نقل قول  
r_f
Member
يه سوال :
اين داستان بر اساس واقعيت نوشته شده ؟
نقل قول  
ر_درویش
Member
نمونه این کتاب شاید در روز چندین بار تو این شهر اتفاق بیافته.
نقل قول  
feyz
Member
اسمش که جالبه ولی باید بخونیم
نقل قول  
نبوی
Member
به نظر من ابتدای داستان قوی بود و توانسته بود خواننده کنجکاو را همراهی کند اما آخرای داستان دیگه تخیلی شده بود و بد جوری قابل حدس .اما یه صحبت اینکه اگه ما مسلمانیم باید رمانهای اسلامی هم بنویسیم .این همه مشروب و لمسهای نابجا و مواد مخدر و سیگار هرچند می تونه نمایانگر گوشه ای از واقعیات باشه اما زیادی اش هم حال مخاطب مقید را خراب می کنه !!! و اما در مورد استاد معارف داستان : آیا نویسنده فکر می کنه قضاوت درستی در مورد اون کرده ؟؟ چرا ما مسلمانها فکر می کنیم هر طور که اسلام را فهمیدیم یعنی اسلام همونه > اینطور نیست .فلسفه صیغه شدن را مانفهمیدیم که جامعه الان اینقدر گرفتاره .فلسفه حجاب و روابط صحیح با جنس مخالف را هم نمی دونیم .اینها همه قابل تأمله (مراجعه به کتاب نظام حقوق زن در اسلام شهید مطهری )
"اسلام به ذات خود ندارد عیبی هر عیب که هست در مسلمانی ماست "
نقل قول  
divane
Pro Member

آخه چرا با احساسات مردم بازی می کنین با این کتابا؟ درسته ساختار ادبیش خیلی قوی نبود ولی تاثیر گذار بود!
ای خداااااااااااااااااا تازه داشتم بدبختی هامونو فراموش می کردم گریه ام گرفت بد جوووووور!
کاش هیچی نبودم!
نقل قول  
elmira2008
Pro Member
مرسی حسام جان
نقل قول  
به نظرم مزخرف بود. البته اين نظر منه و اختصاصيه اميدوارم دوستا ديگه كه از اين كتاب خوششون اومده از نظر شخصي من نرنجن.
نقل قول  
emperorhesam
Pro Member
سلام ديوانه.برو تو كتاب تعيين روز زايمان.انقدر اصرار كردي كه يه جواب كوبنده برات گذاشتم.ولي جدي نگيريا.
نقل قول  
divane
Pro Member
آخی منم بعضی وقتا به خودم میگم کاش دختر نبودم ولی کلا دوست نداشتم پسرم باشم کاش کلا هیچی نبودم!
نمی دونم چرا این جوریه حتی خوشبخت ترین و موفق ترین زنها هم بعضی وقتا اینو به خودشون میگن!
نقل قول  
emperorhesam
Pro Member
الميرا ديشب براش توضيح گذاشتم.اينجوري مشترياش بيشتر ميشن.
نقل قول  
Ati197
Member
قبلا خوندمش . میشه گفت بد نبود
نقل قول  
mohmoh
Member
واقعا ممنونم
نقل قول  
degargon
Member
mamnon zahmat keshidid
نقل قول  
mina00
Member
چرا هیچ توضیحی نداره المیرا جونم
نقل قول  
naghmeh_9999
Member
خوب بود
ممنون از سایت خوبتون
نقل قول  
aida eftekhar
Member
خوندمش كتاب جالبي بود توضيح اينكه مثه يك تلنگره براي ديدن عاقلانه عاشق شدن درگير احساسات تمام ارزشهارو زير پا نذاشتن داستان سختي ها و تلخي هاي زندگي يك زن در جامعه فعلي سختي هايي كه با دخالت عقل قابل پيشگيريه بخونينش جالب بود
نقل قول  
Reza
مدیر کل VIP
يكي يه توضيح واسه اين كتاب بنويسه
نقل قول  
elbala
Member
مممممم
مرسي
نقل قول  

درج دیدگاه مختص اعضا است! برای ورود به حساب خود اینجا و برای عضویت اینجا کلیک کنید.


Powered by You