Hiweb

رباعیات، تک بیتی و مقطعات هاتف اصفهانی

رباعیات، تک بیتی و مقطعات هاتف اصفهانی

از شاعران پارسی گوی ایرانی است.او هم دوره با دو دودمان
زند و افشار در ایران بود.او به دو زبان پارسی و عربی چیرگی داشت.شهرت او بیشتر
برای ترجیع بند های عارفانه اوست.

حق تکثیر: حق تکثیر:رایگان وآزاد

» کتابناکهای مرتبط:
رباعیات فخرالدین عراقی
رباعیات مهستی گنجوی
س‍ه‌ رس‍ال‍ه‌ در ت‍ص‍وف‌ ل‍وام‍ع‌ و ل‍وای‍ح‌

نسخه ها
PDF
حجم: 78 کیلوبایت
تعداد صفحات: 11
4.4 / 5
با 21 رای
امتیاز دهید
5 4 3 2 1

دانلود
دیدگاه‌ها: 3
۱۳۹۱/۱۲/۰۷


پاسخنگارش دیدگاه
akbar230
Member

خار بدرودن به مژگان خاره فرسودن به دست
سنگ خاییدن به دندان کوه ببریدن به چنگ
لعب با دنبال عقرب بوسه بر دندان مار
پنجه با چنگال ضیغم غوص در کام نهنگ
از سر پستان شیر شرزه دوشیدن حلیب
وز بن دندان مار گرزه نوشیدن شرنگ
نره غولی روز بر گردن کشیدن خیرخیر
پیره‌زالی در بغل شب بر گرفتن تنگ‌تنگ

تشنه کام و پا برهنه در تموز و سنگلاخ
ره بریدن بی عصا فرسنگ‌ها با پای لنگ
طعمه بگرفتن به خشم از کام شیر گرسنه
صید بگرفتن به قهر از پنجهٔ غضبان پلنگ
نقش‌ها بستن شگرف از کلک مه بر آب تند
نقب‌ها کردن پدید از خار تر در خاره سنگ
روزگار رفته را بر گردن افکندن کمند
عمر باقیمانده را بر پا نهادن پالهنگ
یار را ز افسون به کوی هاتف آوردن به صلح
غیر را با یار از نیرنگ افکندن به جنگ
صد ره آسانتر بود بر من که در بزم لئام
باده نوشم سرخ و زرد و جامه پوشم رنگ رنگ
چرخ گرد از هستی من گر برآرد گو برآر
دور بادا دور از دامان نامم گرد ننگ
نقل قول  
agha30
Member

من از همه عشاق تو مغموم‌ترم
وز جمله شهیدان تو مظلوم‌ترم
فریاد که من از همه دیدار تو را
مشتاق‌ترم وز همه محروم‌ترم

هر شب به تو با عشق و طرب می‌گذرد
بر من زغمت به تاب و تب می‌گذرد
تو خفته به استراحت و بی تو مرا
تا صبح ندانی که چه شب می‌گذرد


اکنون که زمین شد ز بهاران همه گل
صحرا همه سبزه کوهساران همه گل
از فرقت توست در دل ما همه خار
وز طلعت تو به چشم یاران همه گل


دارم ز غم فراق یاری که مپرس
روز سیهی و شام تاری که مپرس
از دوری مهر دل فروزی است مرا
روزی که مگوی و روزگاری که مپرس


افسوس که از همنفسان نیست کسی
وز عمر گرانمایه نمانده است بسی
دردا که نشد به کام دل یک لحظه
با همنفسی بر آرم از دل نفسی

نقل قول  
poorfar
Publisher
پس از خسته نباشید به دوستان فنی سایت،
باید یه فکری برای این کتابناکهای مرتبط بکنید،چرا که یا کتاب های خیلی بی ربط می گذارد! یا اینکه اگر ربط داشته باشد مثل پایین اصلا نمی گذارد! و می نویسد:
نقل قول:
کتابناکهای مرتبط:مورد مشابهی یافت نشد !!!


هاتف شاعر خوبی است و شعرهای عرفانی نابی دارد،کلیک کنید:

دیوان هاتف

قصاید هاتف

غزلیات هاتف

ترجیع بند هاتف

این شعرش غوغاست...

چشم دل باز کن که جان بینی / آنچه نادیدنی است آن بینی

گر به اقلیم عشق روی آری / همه آفاق گلستان بینی

بی‌سر و پا گدای آن جا را / سر به مُلک جهان گران بینی

دل هر ذره را که بشکافی / آفتابیش در میان بینی

هرچه داری اگر به عشق دهی / کافرم گر جُوی زیان بینی!

جان گدازی اگر به آتش عشق / عشق را کیمیای جان بینی

از مضیق جهات درگذری / وسعت ملک لامکان بینی

آنچه نشنیده گوش آن شنوی / وانچه نادیده چشم آن بینی

تا به جایی رساندت که یکی / از جهان و جهانیان بینی

با یکی عشق ورز از دل و جان / تا به عین‌ الیقین عیان بینی

که یکی هست و هیچ نیست جز او / وحده لا اله الا هو . . .
نقل قول  

درج دیدگاه مختص اعضا است! برای ورود به حساب خود اینجا و برای عضویت اینجا کلیک کنید.


Powered by You