Hiweb

با توجه به وضعیت مالکیت حقوقی این اثر، امکان دانلود آن وجود ندارد. اگر شما نسبت به این اثر محق هستید می‌توانید اجازه نشر الکترونیکی تمام یا بخشی از آن را به ما بدهید و یا آنرا از طریق کتابناک به فروش برسانید.
برای اطلاعات بیشتر صفحه «قوانین» و «فروش کتاب الکترونیکی» را مطالعه کنید.

زمستان

این دفتر شامل 40 شعر میباشد
مهدی اخوان ثالث در سال ۱۳۰۷ در توس نو مشهد چشم به جهان گشود.
در مشهد تا دوره متوسطه ادامه تحصیل داد.
از نوجوانی به شاعری روی آورد و در آغاز قالب شعر کهن را برگزید.
در سال ۱۳۲۶ دوره هنرستان مشهد رشته آهنگری را به پایان برد و همان جا در همین رشته آغاز به کار کرد. در آغاز دههٔ بیست زندگیش به تهران آمد و پیشهٔ آموزگاری را برگزید.
اخوان چند بار به زندان افتاد و یک بار نیز به حومه کاشان تبعید شد.
در سال ۱۳۲۹ بادختر عمویش ایران (خدیجه) اخوان ثالث ازدواج کرد.
در سال ۱۳۳۳ برای دومین بار به اتهام سیاسی زندانی شد.
پس از آزادی از زندان در ۱۳۳۶ به کار در رادیو پرداخت و مدتی بعد به تلویزیون خوزستان منتقل شد.
در سال ۱۳۵۳ از خوزستان به تهران بازگشت و این بار در رادیو و تلویزیون ملی ایران به کار پرداخت.
در سال ۱۳۵۶ در دانشگاه‌های تهران، ملی و تربیت معلم به‌تدریس شعر سامانی و معاصر روی آورد.
در سال ۱۳۶۰ بدون حقوق و با محرومیت از تمام مشاغل دولتی بازنشسته (بازنشانده) شد
در سال ۱۳۶۹ به دعوت خانه فرهنگ آلمان برای برگزاری شب شعری از تاریخ ۴ تا ۷ آوریل برای نخستین بار به خارج رفت و سرانجام چند ماهی پس از بازگشت از سفر در چهارم شهریور ماه
همان سال از دنیا رفت طبق وصیت وی در توس در کنار آرامگاه فردوسی به خاک سپرده شد.
از او ۴ فرزند به‌جای مانده است.

حق تکثیر :
تهران: نشر زمستان‏‫، چاپ بیست و هشتم.۱۳۹۰.‬

» کتابناکهای مرتبط:
با دماوند خاموش
بهشت یک راز است
از کوچ ها تا کوچه ها

نسخه ها
MP3
نسخه صوتی کتاب زمستان  توسط sarab3
MP3
نسخه صوتی خانه ام آتش گرفته است با صداي اخوان  توسط Reza
MP3
نسخه صوتی قاصدك با صداي اخوان  توسط Reza
MP3
نسخه صوتی دريچه ها با صداي اخوان  توسط Reza
MP3
نسخه صوتی باغ من با صداي اخوان  توسط Reza
MP3
نسخه صوتی ميراث با صداي اخوان  توسط Reza
MP3
نسخه صوتی چون درخت در شب سرد زمستاني با صداي اخوان  توسط Reza
MP3
نسخه صوتی اندوه با صداي اخوان  توسط Reza
MP3
نسخه صوتی لحظه ديدار با صداي اخوان  توسط Reza
MP3
نسخه صوتی چاوشي با صداي اخوان  توسط MTOM
MP3
سر کوه بلند با صدای اخوان  توسط Euler
MP3
دکلمه ی زمستان توسط مهدی اخوان ثالث  توسط nimak
4.7 / 5
با 2104 رای
امتیاز دهید
5 4 3 2 1


دیدگاه‌ها: 175
۱۳۸۶/۰۷/۲۰


پاسخنگارش دیدگاه
دوستان من دکمه ی دانلود نمیبینم اینجا.کسی میتونه کمک کنه؟؟
نقل قول  
فوق العاده ست من عاشق شعراشم
نقل قول  
E R S
Publisher
"بیمار"

بیمارم، مادر جان

می‌دانم، می‌بینی

می‌بینم، می‌دانی

می‌ترسی، می‌لرزی

از کارم، رفتارم، مادر جان

می‌دانم، می‌بینی

گه گریم، گه خندم

گه گیجم، گه مستم

و هر شب تا روزش

بیدارم، بیدارم، مادر جان

می‌دانم، می‌دانی

کز دنیا، وز هستی

هشیاری، یا مستی

از مادر، از خواهر

از دختر، از همسر

از این یک، و آن دیگر

بیزارم، بیزارم، مادر جان

من دردم بی ساحل

تو رنجت بی حاصل

ساحر شو، جادو کن

درمان کن، دارو کن

بیمارم، بیمارم، بیمارم، مادر جان"

نقل قول  
ramoona
Member
شعر زمستانش رو حفظ کردم. به علاوه لحظه دیدار و قاصدک. زمستان واقعا شعر تاثیرگذار و قشنگیه... مخصوصا آخرش. مبهوت می کنه آدم رو.
نقل قول  
sara_sara26
Member
قاصدک !!!!!
کجایی قاصدک ؟؟؟
کدام قاصدک ؟؟؟
قاصدک مرگ ؟ قاصدک اندوه ؟ قاصدک درد ؟ قاصدک ماتم ؟ قاصدک ...
قاصدک همه تو را خوش خبر می دانند . حتا اخوان ثالث ... ولی من تو را چنین نمی نامم . نام تو برایم بی معنا ترین و زجر آورترین است .
اخوان ثالث گفت گرد بام و در من می گردی انتظار خبری نیست مرا ... آری من را خبری نیست ... اما تو مورد انتظار هستی اما چه قاصدی ؟؟؟
کاش تنها قاصد بی خبر بودی ... چه کسی گفت بی خبری خوش خبری است ؟؟؟ زجری از نبود هر چه انسان من را دارد میکشد .
نمی توانم مثل فریاد اخوان فریاد بکشم .
ولی درست گفت اخوان تو قاصد تجربه های همه تلخی اما تلخ تر از تلخ .. تو از زهر هم زهر تری ... تو بی رحمی ... در تو رحمی نیست..
انسانیتی نیست ..
اخوان درست گفت دلم می گوید : که دروغی تو دروغ ... که فریبی تو فریب ... از تو متنفرم ... متنفرم ...
نه تنفری از سر بی خبری ... نه از سر خوش خبری .... نه از سر فقط تجربه ی تلخ ... نه...نه ...
این که لفظ تو بی معنی است ... قاصدک تو فقط راه های بن بست را آوردی ... قاصدک که راه نمی آورد انهم راه بن بست ؟؟؟
تو یک بار خبر درد دل مرا پیش هیچ انسانی نبردی ؟
شاید بگویی بادی نیست ... پس چیست این باد وطوفان در دل من ... قاصدک
قاصدک
ابرهای همه عالم شب و روز
در دلم می گریند.
نقل قول  
exorcism
Member
لحظه ی دیدار نزدیکست.
باز من دیوانه ام ،مستم.
باز می لرزد،دلم،دستم.
باز گوئی در جهان دیگری هستم.

های!نخراشی به غفلت گونه ام را تیغ!
های،نپریشی صفای زلفکم را،دست!
و آبرویم را نریزی،دل!
-ای نخورده مست-
لحظه ی دیدار نزدیکست.
نقل قول  
ati_tnt
Member
من به هرسو میدوم گریان
در لهیب آتش پر دود
وزمیان خنده هایم تلخ
و خروش گریه ام ناشاد
از درون خسته و سوزان
میکنم فریاد ، ای فریاد
خانه ام آتش گرفتست
آتشی بی رحم ...
نمیدونم چرا هربار که این شعر رو با صدای اخوان گوش میدم بی اختیار گریه ام میگیره
من شیفته اخوان هستم گویی مردم را به خوبی درک میکنه و این در تمامی اشعارش قابل فهم هست
نقل قول  
ائلگار
Member
یادتونه وقتی بچه بودیم تخته پاک کن رو خیس میکردیم به امید اینکه تخته سیاه رو تمیز کنیم
بعد که خشک میشد میدیدیم چه گندی زدیم!!
الان کی این حسو نسبت به زندگی داره؟؟
نقل قول  
lleila
Member
فریاد

خانه ام آتش گرفتست
آتشی جانسوز
هر طرف می سوزد این آتش
پرده ها و فرش ها را
تارشان با پود
من به هرسو میدوم گریان
در لهیب آتش پر دود
وزمیان خنده هایم تلخ
و خروش گریه ام ناشاد
از درون خسته و سوزان
میکنم فریاد ، ای فریاد
خانه ام آتش گرفتست
آتشی بی رحم
همچنانمی سوزدایناتش
نقش هایی را که من
بستم به خون دل
بر سر و چشم در و دیوار
در شب رسوای بی ساحل
وای بر من ، وای بر من
سوزد و سوزد غنچه هایی را
که پروردم
به دشواری در دهان گود
گلدان ها
روزهای سخت بیماری
از فراز بامهاشان شاد
دشمنانم موزیانه خنده های
فتحشان بر لب
بر من آتش بجان ناظر
در پناه این مشبک شب
من بهر سو می دوم گریان
از این بیداد می کنم فریاد
ای فریاد
خفته اند این مهربان
همسایگانم شاد در بستر
صبح از من مانده بر جا
مشت خاکستر
وای آیا هیچ سر بر می کنند
از خواب
مهربانهمسایگانماز پی امداد
سوزدم این آتش بیدادگر بنیاد
می کنم فریاد ، ای فریاد







نقل قول  
lleila
Member
من اینجا بس دلم تنگ است

و هر سازی که می بینم بد آهنگ است

بیا ره توشه برداریم

قدم در راه بی برگشت بگذاریم

ببینیم آسمان هر کجا آیا همین رنگ است ؟
.
.
.
.هلا ! من با شمایم ، های ! ... می پرسم کسی اینجاست ؟

کسی اینجا پیام آورد ؟

نگاهی ، یا که لبخندی ؟

فشار گرم دست دوست مانندی ؟
.
.
.
.
.
کجا ؟ هر جا که اینجا نیست

من اینجا از نوازش نیز چون آزار ترسانم

ز سیلی زن ، ز سیلی خور

وزین تصویر بر دیوار ترسانم
.
.
.
.
ا ای خسته خاطر دوست ! ای مانند من دلکنده و غمگین

من اینجا بس دلم تنگ است

بیا ره توشه برداریم

قدم در راه بی فرجام بگذاریم

نقل قول  

درج دیدگاه مختص اعضا است! برای ورود به حساب خود اینجا و برای عضویت اینجا کلیک کنید.


Powered by You