رسته‌ها
با توجه به وضعیت مالکیت حقوقی این اثر، امکان دانلود آن وجود ندارد. اگر شما صاحب حقوق مادی این کتاب هستید، می‌توانید اجازه نشر رایگان نسخه الکترونیکی آن را به ما بدهید یا آن را از طریق کتابناک به فروش برسانید.
برای اطلاعات بیشتر صفحه «شرایط و قوانین فروش» را مطالعه کنید.

چرا ملی؟ چرا مذهبی؟ - جلد اول

چرا ملی؟ چرا مذهبی؟ - جلد اول
امتیاز دهید
5 / 4.6
با 31 رای
نویسنده:
امتیاز دهید
5 / 4.6
با 31 رای
ملی مذهبی گرایشی سیاسی در ایرانِ پس از انقلاب ۱۳۵۷ است که پس از سرکوب شدید گروه‌های مختلف سیاسیِ شرکت کننده در انقلاب ایران، با این نام و گرایش شکل گرفتند. ریشه‌های این نوع فعالیت سیاسی همراه با حفظ دین داری (اسلام، شیعه) را می شد در نهضت آزادی و سازمان مجاهدین خلق مشاهده کرد. اما خود این اصطلاح، بعد از فوت روح الله خمینی و در اواخر ریاست جمهوری هاشمی رفسنجانی، به تدریج در برخی از نشریات و روزنامه‌ها به کار برده شد و در زمان ریاست جمهوری محمد خاتمی گروهی سیاسی به نام «ملی- مذهبی»ها (شورای فعالان ملی-مذهبی ایران) اعلام موجودیت کرد.

جلد دوم : ملی – مذهبی، گرایش یا نهاد؟
http://ketabnak.com/book/72224

[b]جلد سوم : اسناد تحلیلی (برخی دیدگاه های استراتژیک ملی – مذهبی)

http://ketabnak.com/book/72225
Lorem ipsum dolor sit amet, consectetur adipiscing elit.
steppenwolf1990
آپلود شده توسط: steppenwolf1990
۱۳۹۱/۱۰/۰۱
اطلاعات نسخه الکترونیکی
درج دیدگاه مختص اعضا است! برای ورود به حساب خود اینجا و برای عضویت اینجا کلیک کنید.

دیدگاه‌های کتاب الکترونیکی چرا ملی؟ چرا مذهبی؟ - جلد اول

تعداد دیدگاه‌ها:
30
این مجموعه دارای 3 جلد می باشد : جلد اول : چرا ملی ؟ چرا مذهبی؟ جلد دوم: ملی – مذهبی، گرایش یا نهاد؟ جلد سوم : اسناد تحلیلی (برخی دیدگاه های استراتژیک ملی – مذهبی) [edit=simin]1394/07/09[/edit]
سلام ........ اگه کسی ان کتاب رو داره واسه من میل کنه:-( [edit=aqanader]1392/01/28[/edit]
فرهنگ جان، در دیدگاه قبلی تان حرکت دوم انقلاب را خانم sara-sina بطور کامل حذف کردند! همان دیدگاهی که در ذیل آن نوشته شده: این دیدگاه در تاریخ 1391/10/27 توسط sara-sina ویرایش شده است
دوستان گرامی نکاتی که بعلت فنی حذف شده را بریم بذاریید تا تصیحیح و تلطیف کنم و قابل حرضه زیرا بحث را نمیتوان ادامه داد با این حذفیات و حافظه بنده نیز مجال یادنمایی را نمیدهد
متأسفانه خانم sara-sina با ... در مناظره و ... دیدگاه‌های دوست عزیزمان Farahang2، ... زدند به بحث! امیدواریم از این پس .................. :stupid: این دیدگاه توسط خودم ویرایش شد!
اینکه عرض کردم که نهضت آزادی ایران از این آزمون به خوبی عبور کرد و آن پیچ تاریخی را به خوبی گذراند این است که پس دیدن آن شبه کودتا و جرانی که باعث شد که ارمانهای مردم تحقق نیابد از سال 58 ببعد خود را از این طوفان بیرون آوردند و نقش کاملا اپوزسیونی را بازی کردند. بحث ادامه دارد
درباره آزمون جمهوری اسلامی. روحانیت ما از پیشتر با فلسفه جمهوری مخالف بود اما در تئوری ولایت فیقه و حکومت اسلامی آقای خمینی شاید تنها الگوی حکومتی که هم با آرای ایشان منطبق بود و هم با آرمان ملت وفاق داشت جمهوری اسلامی بود. اما در ادامه اقای خمینی به وسیله گروهی وزن مردمی و توده ای آن را کاست و بر طبل ولایت کوبید.... حال بر میگردیم به انقلاب ایران. انقلاب ایران دو حرکت داشت. حرکت نخست که تا اوائل 1358 ادامه داشت. جامعه و عمده نهادهای نخبه و عام در صدد خلع نظام سلطنت بودند. سطلنتی که آنقدر در جامعه ریشه دار میشود که تمام نهادهای انتخابی را معدم میکند. سلطنتی که در نهادیت به خودکامگی و خودرایی یک فرد می انجامد. بیشتر جامعه تعبیرشان حذف رزیم و نهاد سطلنت بود. این یک واقعیت مشخص است. خمینی نیز چونین ندایی شنید و گفت ما هیچ حقی نداریم و خود به قم رفت و حتی دستور داد هیچ روحانی در مصدر نباشد..... پس آرمان اولیه مردم تغییر سیسیتم سلطنتی و جایگزین کردن نهادهای مدنی و تقویت قانون بود (آنچنانکه در مشروطه نیز چونین ندایی بود) در این راستا یک پیش نویس قانون اساسی تدوین میشود که اگر آن را بخوانید کاملا موافق با نظام مشروطیت و قانون اساسی مشروطه است. [edit=sara-sina]1391/10/27[/edit]
دورو بر دوستان گرامی به ویژه persianking . از دیرکرد در پاسخ عذر میخواهم چون چند وقتی نبودم. گویاینکه خود persianking نیز چندی در پرسش بنده تعلل نمود. مباحث ایشان در چند بعد است که بنده به طور خلاصه بدان پاسخ میدهم و گفتنی اینکه این گزاره ها نظر شخصی حقیر است و دریافت من از ملی و مذهبی و انقلاب است و جنبه حقوق ندارد. گرچه بنده چندان سمپاتی رسمی به ملی و مذهبی ها نداشتم. اما بر برخی از مواضع مهم آنها مون هستم برخی از پاسخهای بنده ناظر به اعتقادات خود حقیر است و برخی بازتاب نظرات برخی از سران این جریان. و سعی میکنم تفکیکی بین این دو وادی حاکم نمایم
از این بغرنجها در وضعیت فکری ما فراوان است. یکی از بغرنجها یکسان نگری و همسان سازی مشروطه طلبی و سلطنت طلبی است. چنین امری امکان پذیر بوده اما غیر از مشروطه کدام سلسله پایبند این اصل بوده است ؟ اصلا مدعیان این تفکر کدام الگوی فکری را به عنوان اثبات نظر خویش تثبیت میکنند ؟
1- اگر منظور این است که ما در گذشته، تجربه "پادشاهی مشروطه" نداشته ایم، این نقد را می توان بر جمهوری خواهان نیز وارد دانست. چرا که ما در طول تاریخ خود تجربه حکومت جمهوری هم نداشته ایم. 2- به شخصه حتی دولت های پس از انقلاب مشروطه (تا روی کار آمدن رضاشاه) را هم الگوی مناسبی برای این همسان سازی نمی دانم، چرا که آن دوران اساساً دوره هرج و مرج و بی قانونی و فساد بود. مشروطه و دموکراسی و حکومت قانون به جز اینهاست. ولی حتی اگر تمام تاریخ چند هزار ساله خود را نفی کنیم و الگویی نامناسب برای آینده بدانیم و حکومت تمام پادشاهان گذشته را حکومت زور و استبداد و نقض حقوق ملت بخوانیم، حداقلش این است که برای رسیدن به یک الگوی مناسب نباید مثل جمهوری خواهان از صفر شروع کنیم. دست کم بررسی همین تجربیات بد و مرور اشتباهات گذشته می تواند ما را چند گام در رسیدن به یک الگوی مناسب مبتنی بر دموکراسی و حقوق بشر جلو بیندازد. متأسفانه در میان دوستان جمهوری خواه هیچ الگوی مناسب و برنامه مشخصی برای آینده وجود ندارد. 3- استناد به اعلامیه جهانی حقوق بشر و قوانین کشورهای مترقی و بومی سازی تجربیات جهانی در استقرار نهادهای قانونی و مدنی برای حمایت از آزادی های فردی و اجتماعی،... می تواند گزینه های مناسبی (هم برای مشروطه خواهان و هم برای جمهوری خواهان) جهت رسیدن به یک برنامه جامع و مطلوب برای اداره آینده میهن باشد.
افزودن نسخه جدید
انتخاب فایل
comment_comments_for_the_file