Hiweb

مانیفست حزب کمونیست

مانیفست حزب کمونیست

نویسنده: کارل مارکس و فریدریش انگلس

مانیفست حزب کمونیست اثری سیاسی است که در قرن نوزدهم توسط کارل مارکس و فردریک انگلس نوشته شده‌است. این کتاب که اولین بار در ۲۱ فوریه ۱۸۴۸ منتشر شد را می‌توان تاثیرگذارترین متن سیاسی تمام تاریخ دانست. اکثریت قریب به اتفاق کمونیست‌های دنیا این کتاب را پرچم و برنامه‌ی خود می‌دانند. حتی پس از گذشت بیش از صد و پنجاه سال از انتشار آن. این کتاب به چندین زبان زنده‌ی دنیا، ازجمله فارسی، ترجمه شده است.
"مانیفست" در واقع برنامه "اتحادیه کمونیست" بود که توسط مارکس و انگلس منتشر شد. تز اصلی این برنامه چگونگی سرنگونی سرمایه داری با عمل انقلابی پرولتاریا و حرکت به سوی جامعه‌ای بی‌طبقه است.
بسیاری از این جمله‌های کتاب به معروف‌ترین جملات تاریخ بدل شده‌اند و شعار بسیاری از کمونیست‌ها هستند. برای مثال جمله‌ی آغازین آن: «شبحی در اروپا در گشت و گذار است... شبح کمونیسم» و جمله‌ی پایانی آن: «کارگران تمام کشورها متحد شوید!» که نه تنها شعار احزاب کمونیستی مختلف و فیلم‌های و سرودهای مختلف بوده است که بر مقبرهٔ کارل مارکس در هایگیت نیز درج شده است.

» کتابناکهای مرتبط:
آغاز و فرجام اولین دولت مقتدر سوسیالیست جهان
سرکوب شتابزدۀ نویه راینیشه تسایتونگ
تزهای بلوم

نسخه ها
PDF
حجم: 901 کیلوبایت
تعداد صفحات: 75
4.5 / 5
با 82 رای
امتیاز دهید
5 4 3 2 1

دانلود
دیدگاه‌ها: 38
۱۳۹۱/۱۰/۰۶


پاسخنگارش دیدگاه
Iker13
Member
ممنون! مارکس بزرگ
نقل قول  
چکاوک19
Member
به قول حضرت حافظ:جنگ هفتاد و دو ملت همه عذر بنه/چون ندیدند حقیقت ره افسانه زدند
آه،همیشه حقیقت،قربانی سیاست می شود.
نقل قول  
Behruz67
Member
ممنون از این کتاب.
ولی شخصا ترجمه‌های رضا براهنی و مرتضوی/عبادیان را بیشتر قبول دارم.
نقل قول  
rafigh sina
Member
اگر به جای کمونیسم(البته بهتر است بگویییم استالینیسم که خطرناک ترین دشمن کمونیسم است) کاپیتالیسم فرو میپاشید همین افرادی که از جنایات استالینست ها و مائوئیست ها دم میزنند در ظاهر به افراطی ترین کمونیست ها تبدیل میشدند
چونکه طرفداران سرمایه داری در برابر تئوری کمونیسم هیچ حرفی برای گفتن ندارند به فرافکنی پرداخته و از جنایات کسانی حرف میزنند که فقط شعارهای کمونیستی میدادند
همانطور که مارکس کبیر میگوید سرمایه داران کوبنده ترین حقایق را انکار میکنند و اندیشه های خود را که چیزی به جز بازتاب منافع طبقاتیشان نیست به صورت اندیشه هایی انسانی،جاودان و مطابق با عقل بشر جلوه میدهند واز این نظر هیچ فرقی با طبقات حاکم قبلی ندارند اما همه چیز طبق قوانین دیالکتیک تغییر میکند
طرفداران سرمایه داری از ضد بشری بودن کمونیسم میگویند در صورتی که خودشان بشر را به برده پول تبدیل کرده اند
به قول مارکس همانطور که از نظر بورژوازی نابود کردن مالکیت بورژوایی نابود کردن هرگونه ماکیت است نابود کردن فرهنگ طبقاتی نیز نابود کردن هرگونه فرهنگ است فرهنگی که او در فنایش زار میزند اکثریت عظیم انسان هارا به ضمیمه ساده ای از ماشین تبدیل کرده است
جنایات جنگی امپریالیست ها بدون شک بیشتر از جنایات جنگی استالینیست هاست البته جنایات جنگی امپریالیست ها در برابر حمایت هایشان از نظام های ارتجاعی و کشتن صدها میلیون بیگناه در اثر بیماری و گرسنگی قابل صرفنظر کردن است از این هم صرفنظر میکنم که در دنیای سرمایه داری بسیاری از انسان ها هر لحظه آرزوی مرگ میکنند
در ضمن لیبرال ها بسیار عوام فریبتر از کمونیست ها هستند
سخن آخر: چیزی که در اواخر قرن بیستم به زباله دان تاریخ پیوست استالینیسم بود نه کمونیسم جالب اینست که همین استالینیسم که پلیدترین شکل کمونیسم است توانست هفتاد سال در برابر لیبرالیسم مقاومت کند
و درنهایت این لیبرالیسم است که به زباله دان تاریخ میپیوندد البته اگر قبل از پیوستنش به زباله دان تاریخ کره زمین و همه ساکنانش را به زباله دان تاریخ نیندازد
روزی فرا خواهد رسید که حقایق آشکار شوند
نقل قول  
mtmtmt
Member
نقل قول از امیرنظام
نقل قول:
به جای چوب گذاشتن لای زخمهای گذشته

دوست عزیز از ابزار باید درست استفاده کرد چوب لای چرخ و استخوان لای زخم
نقل قول  
damoon_911
Member
نقل قول از soheil100:
نقل قول از damoon_911:...............
1-مسلما دیالوگهای اینجا نیم بنده چون نه امکانش هست و نه اختیارش که بیش از حد در این زمینه حرف بزنیم.
2-از صحبت هایتان پیداست بیشتر علاقه به حفظ کردن دکترین و فرضیه های نیم بند دارید تا نگاه ساده و بدون فیلتر به انچه واقعا رخ داده است.
3-مسلما همه ما طرفدار دهک های پایین جامعه هستم.دوست عزیز با خودت فکر کن این دهکها در کدام کشور ها زندگی راحت تری دارند.این که دیگه اظهر من الشمسه و نه مدل می خواد و نه معادلات اقتصادی و نه هزار تا (ایسم )پشت سر هم ردیف کردن؟؟؟مجدد ممنون .


عزیز من داری از کدوم فیلترینگ حرف می زنی ؟
کدوم رفاه ؟
رفاه کدوم طبقه ؟
منظورت غارت یه مملکت برای پر از گوه شدن شکم یه عده لاشخور ؟؟!
آره,رویای آمریکایی خوب و زیباست ولی پس پشت این زیبایی رو هم ببین :
به طور متوسط در سال های ۲۰۰۱-۲۰۰۴ در هر ثانیه یک نفر در هر ساعت ۴هزار نفر در هروز ده هزار نفر و در هر سال ۳۶هزار نفر در جهان در اثر گرسنگی میمیرند ه شامل ۵۸٪ کل مرگ و میرها می باشد.به طور متوسط در هر ۵ثانیه ۱کودک در هر ساعت ۷۰۰کودک در هر روز ۱۶هزار کودک و در هر سال ۹میلیون کودک در اثر گرسنگی میمیرند که شامل ۶۰٪ مرگ و میر کل کودکان است.FAO در گزارشی که با مشارکت برنامه غذای تهیه کرده است هشدار داد که باید تولید مواد غذایی درچند دهه آینده حدود ۷۰٪ بیشتر شود،در غیر این صورت قحطی در دنیا اجتناب ناپذیر خواهد بود.در سال۲۰۱۰ ، ٪۳۰ درصد مردم در جنوب صحرای آفریقا،۱۰٪ در غرب آسیا و شمال آفریقا،۶۰٪ در غربآسیا،۱۲٪ درصد در جنوب آسیا و ۷٪ درصد در آمریکای لاتین با کمبود تغذیه رو به رو هستند.
من که الآنه جز ظلم و دروغ و برده گی و فساد و نابودی زیست گاه و...سکوت نمی بینم و برای رهایی از این کثافات به سوی روزنه ها می تازم.
و در پایان
ذهنمان پر است از لوله های طویل فاضلاب,پر از دیوارهای مدرسه،پر از جاده های آسفالته، پر از راحت طلبی,جایی هم برای وزوز زنبوران باز کنیم. باید چشمانمان را، گوش هایمان را پر کنیم از چیزهایی که شروع یک رویای بزرگ را مژده می دهند. به هر حال یک نفر باید این رسالت رو آغاز کنه یه نفر باید فریاد بزنه که می تونه اهرام بزرگ رو هم بسازه، اگر نتونست بسازه هم مهم نیست! مهم اینه که ما فکر رهایی رو به حرکت واداریم و روحمان را وسیع کنیم مثل یک صفحه ی بی انتها. اگر خواهان پیشرفت دنیا هستیم باید همه با هم یکی شویم قوی و ضعیف، کامل و ناقص باید با هم یکی شوند. ای کسانی که فکر می کنید کامل هستید.کامل بودن شما به چه معناست؟ چشم همه مردم دنیا خیره به گودالیست که در حال غرق شدن در آن هستند.آزادی بی فایده ست اگر جرات نگاه کردن تو چشمامون رو نداشته باشیم,اگر جرات خوردن و آشامیدن و در آغوش همدیگر خوابیدن رو نداشته باشیم,به این میگن کامل بودن.ما با دستان خودمون دنیا رو به مرز ویرانی بردیم ای مردان گوش کنید درون شماست... آب و آتش و سپس خاکستر و بعد استخوان های خاکستر شده.استخوان ها و خاکسترها
Nostalghia,Andrei Tarkovsky
نقل قول  
نقل قول از soheil100:
....
و به عنوان اخرین صحبتم با شما: به نظرم بهتره قبل از غرق شدن در سوپ غلیظی از اصطلا حات و واژه هایی که شما و دوستانتان از بر کرده و و به صورت کلیشه ایی به صورت مخاطبانتان می پاشید ، تنها کمی با واقعیت ، اشتی کنید.

آقای عزیز. به خدا من از همان واژه های عجیب و غریب شما استفاده کردم و جرفی از واژه های خودمان که شما ازش سر در نمیآورید به میان نیاوردم. در مورد واقعیت هم باید بگویم متوجهش هستم و استثمار و بهره کشی را با گوشت و خونم تجربه میکنم. اما گویا شمایید که چندان متوجه واقعیت نیستید و در کاناپه ی انتزاعی تان لم داده اید. حالا دیگر تجربه ی رمانی مساوی شد با همه ی اقتصادهای سوسیالیستی؟ ولی رکود تورمی دوره های 1929، 1970، 2007، 2010 را باید نادیده بگیریم؟ عجب!!! به کتابی که بهتان معرفی کردم رجوع کنید. مخصوصا اگر از چپ ها بدتان میآید فصل اقتصاددانان راستش را بخوانید
اما اصلن گوربابای این حرفهای سخت. ساده تر بگویم
گنه کرد در بلخ (کامبوج) آهنگری (دهقانی)--------به ششتر (ایران) زدند گردن مسگری (کارگری)
این نظمی است که شما پرداخته اید
(کامنت آخر)
نقل قول  
soheil100
Member
جناب امیر نظام عزیز:اول میگی(سهیل گرامی ... این استگفلیشن را قبلاً نشنیده بودم و معنی اش را نمیدانم. لطفن آنرا توضیح بدهید و دقیقن مشخص کنید به کدام دوره ی تاریخی و چه جامعه ای مربوط است. اما راستش را بخواهید اسمش مرا یاد مقاله ای انداخت که یکی از دوستانم بهم داده بود تا بخوانم. اسم نویسنده ی مقاله «استیگلیتز» بود که یک اقتصاددا....)بعدش میگی :(عزیز من. این را (استگفلیشن=رکود+تورم) از همان قطعه ی اول فهمیدم. وقتی ازتان درخواست کردم......)به نظرم شما هم یهتره قبل از اظهار نظر هایتان کمی فکر کنید ببیند چی می خواهی بگی عزیز من....
و به عنوان اخرین صحبتم با شما: به نظرم بهتره قبل از غرق شدن در سوپ غلیظی از اصطلا حات و واژه هایی که شما و دوستانتان از بر کرده و و به صورت کلیشه ایی به صورت مخاطبانتان می پاشید ، تنها کمی با واقعیت ، اشتی کنید.
در کلام آخر : بحران مالی امریکا با تورم در بازار مسکن شروع شد اما پس از سه سال از حالت تورم ر خارج شده و تنها حالت رکودی ان باقی مانده در اینخصوص بررسی موضوع کار راحتیه.به عنوان مثال :
U.S. Recovery May Take Longer than Usual: Greenspan,” Reuters, February 25, 2008
به نظر اکثر اقتصاد دانان(نه همه انها چون اقتصاد علم است و نظرات و مدل های مختلفی در اون وجود داره که حتی در برخی موارد مثل خود ما و به صورت افراطی و غیر علمی از یه مدل دفاع می کنند)با انضباط مالی شدید ،امریکا توان رهایی از این رکود و رسیدن به رونق اقتصادی را داره .البته من شخصا از سیاست های امریکا دفاع نمی کنم حتی از اغلبش متنفرم اما معتقدم سیستم سرمایه داری امریکا ترجیح داره به سیستمی کمونیستی .
اما کافی است سری به همین 20 سال پیش بزنیم و کشور های اروپای شرقی که اکثر انها با سیستمی کمونیستی (ما داریم در مورد کمونیست بحث می کنیم نه سوسیالیست و خواهشا این حرف کلیشه ایی را نگو که سوسیالیست دوره گذار به کمونیست هستش)دارای حالت رکودو تورمی بودند (نمونه خیلی بارزش رومانی). و البته همین را هم حتمی می دونستید و از همان قطعه اول فهمیده بودی .
نکته مهم دیگه ایی که انگار در صحبت دوستان شهید شد] ماهیت اداره جامعه توسط یک حکومت کمونیستی بود که در نهایت به توتالیتری هولناک ختم میشد.
نقل قول  
نقل قول از soheil100:
دوست عزیز استگفلیشن حالتی است که در آن (رکود ) و (تورم) همزمان با هم اتفاق می افتد و عموما در این مرحله است که جامعه دچار بحران اقتصادی به معنی واقعی شده و رفع ان مشکل و چه بسا غیر ممکن است.نتیجه اش در حالت عمومی (گرانی)و (بیکاری )همزمان است.اما در حالت نرمال کشور ممکن است دچار تورم شود که اثر ان گرانی اما کاهش نرخ بیکاری است و یا رکود که نتیجه اش افزایش نرخ بیکاری اما کاهش قیمت های عمومی کالا است.و حق با ایشون بوده و بحران تورم و رکود در حالت نرمال در سیستم سر مایه داری وجود داره و اصلا بحث من هم همیننه که این دو حالت در صورت نرمال بودن سبب پکیدن(به قول دوستمان)نخواهد شد.بحران موجود در امریکا رکودی است که چون استگفلیشن نیست بر طرف خواهد شد.

عزیز من. این را (استگفلیشن=رکود+تورم) از همان قطعه ی اول فهمیدم. وقتی ازتان درخواست کردم معنایش کنید، منظورم این بود که روشن کنید چرا از نظر شما بحران کنونی اقتصاد سرمایه داری که عبارت است از: تورم بخش مالی+رکود بخش صنعتی، همان استگفلیشن نیست. در ضمن خواهشمندم یک مورد تاریخی از اقتصادهای سوسیالیستی را مثال بزنید که به این بحران دچار بوده اند. قابل توجه شما که رکود اقتصادهای سوسیالیستی عموماً ناشی از کمبود سرمایه ی مالی بوده است نه ناشی از تورم آن. آن کمبود هم برمیگشت به ریشه های تاریخی پیشاسوسیالیستی نه خود سوسیالیسم.
به نظرم باید قبل از ادامه ی اظهارنظرهایتان کمی بیشتر مطالعه کنید. کتاب: از بحران مالی تا سقوط اقتصادی (مجموعه مقالاتی از اقتصاددانان راست و چپ) به ترجمه ی آقای پرویز صداقت میتواند منبع اولیه و خوبی برای همه مان باشد
نقل قول  
soheil100
Member
نقل قول از damoon_911:
...............


من هم ممنونم بابت این دیالگ نیم بند,فقط یه پیشنهاد دوستانه می کنم : بر اساس شنیده ها قضاوت نکن,به قول دوستمون امیر نظام ما باید از گذشته درس بگیریم تا آینده ای بهتر و با هزینه ای کمتر بسازیم نه اینکه به واسطه ی اشتباهات گذشته به وضعیت اسفناک حاضر رضایت بدیم
دوست عزیز اتفاقا نظر من هم همینه که به شنیده ها قضاوت نکن .کافی است به گذشته (تنها تاریخ صد ساله)نگاه کنیم تا متوجه بشیم کدام خط مشی به افزایش رفاه جامعه کمک کرده.و..
1-مسلما دیالوگهای اینجا نیم بنده چون نه امکانش هست و نه اختیارش که بیش از حد در این زمینه حرف بزنیم.
2-از صحبت هایتان پیداست بیشتر علاقه به حفظ کردن دکترین و فرضیه های نیم بند دارید تا نگاه ساده و بدون فیلتر به انچه واقعا رخ داده است.
3-مسلما همه ما طرفدار دهک های پایین جامعه هستم.دوست عزیز با خودت فکر کن این دهکها در کدام کشور ها زندگی راحت تری دارند.این که دیگه اظهر من الشمسه و نه مدل می خواد و نه معادلات اقتصادی و نه هزار تا (ایسم )پشت سر هم ردیف کردن؟؟؟مجدد ممنون .
نقل قول  

درج دیدگاه مختص اعضا است! برای ورود به حساب خود اینجا و برای عضویت اینجا کلیک کنید.


Powered by You