Hiweb

با توجه به وضعیت مالکیت حقوقی این اثر، امکان دانلود آن وجود ندارد. اگر شما نسبت به این اثر محق هستید می‌توانید اجازه نشر الکترونیکی تمام یا بخشی از آن را به ما بدهید و یا آنرا از طریق کتابناک به فروش برسانید.
برای اطلاعات بیشتر صفحه «قوانین» و «فروش کتاب الکترونیکی» را مطالعه کنید.

کوه جادو (جلد دوم)

کوه جادو (جلد دوم)

نویسنده:
وبلاگ باشگاه کتاب
کوه جادو کتابى است که از گرایشى جدید و تحولى به سزا در آثار توماس مان خبرمى دهد و هسته اصلى ‏اش را ایمان و اعتقاد به زندگى و آینده ، مسئولیت بشرى که ‏فرافردى است و عشق تشکیل مى‏ دهد. کلمه «عشق» در دو جاى مهم که اندیشه ‏هاى ‏اصلى نویسنده بیان شده است ، به چشم مى ‏خورد : در بخشى با عنوان «برف» و در پایان کتاب. از محتواى متن کاملاً مشخص است که منظور نوع دوستى مسیحى و عشق جهانی اکسپرسیونیست‏ها نیست ، بلکه منظور تحول جامعه براساس انسان دوستى و اومانیسم‏ فعال است. البته با مقدار زیادى ابهام: این اومانیسم اهدافى اجتماعى دارد ، اما در عمل ضعیف است. تعالیم قهرمان رمان در جهت آمادگى بهتر او براى آینده و آغاز مرحله نوین در اومانیسمى است که معتقد به مسئولیت اجتماعى آزاد و آگاهانه فرد است . درحالیکه شخصیت اصلى رمان این راه را تنها و به طور منفرد طى خواهد کرد . در کوه جادو چندین پیر و مرشد وجود دارد ، اما فقط یک نفر جستجوگر است. زمینه اجتماعى ‏سرگذشت هانس کاستورپ بى هویت و کلى است و خارج از روابط روزمره و واقعى ‏اتفاق مى ‏افتد . افکار و اندیشه‏ هاى رمان نیز فراتر از فردگرایى بورژوازى است ، اما ساختار آن همچنان فردگراست. این تضاد درونى حتی با مزیتى که براى ارزش‏هاى نمادى ‏قائل شده است ، پاک نمى‏ شود . دقیقاً اینجاست که متوجه مى‏ شویم توماس مان درمجموعه یوسف همان نظریه اومانیست کوه جادو را دنبال کرده است. سرگذشت فردى ‏یوسف نیز مولود مسائل ناشى از روابط جمعى کاملاً عینى است : تربیت و شکوفایى‏ شخصیتش تابع روابط اجتماعى است . هدف توماس مان ، همانند انجیل و دیگر سنت‏هاى کهن ، بازگویى تجربه ‏هاى بنیادین تاریخ بشر در جامه الگوهاى اساطیرى است‏و با طرح این سوال که از کجا آمده ‏ایم ، مى ‏خواهد دریابد که بشریت به کجا خواهد رفت.
یعقوب محور اصلى اولین بخش مجموعه است ، تا جایى که توماس مان به این فکر افتاد که عنوان یوسف و برادرانش را تغییر دهد و نام «یعقوب و پسران» را بر آن نهد . حتی اگر یعقوب گاهى اهل فلسفه بافى نظرى است اما در واقع مردى اهل عمل و واقع‏ بین باقى ‏مى‏ ماند . هرگز از آنچه احساس کرده یا به دست آورده راضى نیست و مدام خواسته ‏هاى جدید دارد و در پى تحول است. در نهادهایى که بنیاد مى ‏کند ، مسائلى مطرح مى ‏شود که در داستان یوسف بسط داده مى ‏شود و آن نگاه جدیدى است به فردگرایى . توماس مان ، یعقوب و یوسف ، یعنى دو شخصیت اصلى مجموعه رمانش را بر مبناى اسلوب‏هاى ‏زیباشناختى متفاوتى ساخته است . یعقوب سرگذشت‏هایى دارد و یوسف تنها یک‏ سرگذشت دارد ، یعقوب کسى است که نهادها را مى ‏سازد و براى بشریت راهکارهاى ‏رفتارى اجتماعى و روانى مى ‏یابد . توماس مان این سرگذشت‏ها را بر حسب زمان و تاریخ حکایت نمى‏ کند ، بلکه آنها را در رابطه با «نهاد»هایش نقل مى ‏کند . اما سرگذشت ‏یوسف ، رمان شکل‏ گیرى اوست و تابع گاه‏شمارى مى ‏شود. براساس «نهاد» هاى یعقوب ، شکل‏ گیرى یوسف الگوى روابطى مى‏ شود که باید بین فرد و جامعه برقرار باشد و الگویى نمونه محسوب مى ‏شود . الگویى براى روابط بین «من» و جامعه در سطوحى بالاتر ، پس از آزادى فرد از قیود اجتماعات خیالى..

حق تکثیر:
تهران: نگاه، ۱۳۸۸

» کتابناکهای مرتبط:
کوه جادو (جلد اول)
تونیو کروگر

نسخه ها
کلمات کلیدی
4.3 / 5
با 26 رای
امتیاز دهید
5 4 3 2 1


دیدگاه‌ها: 3
۱۳۹۱/۰۸/۰۶


پاسخنگارش دیدگاه
aatma
Member
با تشکر از مجموعه نفیس شما
نقل قول  
aatma
Member
نویسنده بسیار محبوبی است ولی تمام آثارش را نخوانده ام.
نقل قول  
rain_rainy71
Pro Member

با تشکر از دوست گرامی mostafafarhoudi

کوه جادو [Der Zauberberg] رمانی از توماس مان (۱۸۷۵-۱۹۵۵)، نویسنده آلمانی، که در ۱۹۲۴ انتشار یافت.و در سال ۱۹۲۹ یعنى پنج سال پس از انتشار، جایزه ادبى نوبل را براى نویسنده خود به ارمغان آورد.

هانس کاستروپ جوان بورژوازاده‌ای است (مان در اینجا نیز، چنان که در بودنبروکها می‌بینیم، اگر نه به یک مکان هانسایی، دست کم به یک قهرمان ایالت هانسایی بازمی گردد) که برای اقامت چند روزه نزد پسرخاله خود یواخیم می‌رود که در آسایشگاه اووس تحت درمان است. ولی کاستروپ، همین که در معرض فضای مرگ‌آلود آسایشگاه قرار می‌گیرد، احساس می‌کند یا می‌پندارد که خود نیز بیمار است، و هفت سال در آنجا می‌ماند تا زمانی که جنگ جهانی ۱۹۱۴ او را از رؤیا بیرون می‌کشد و با خشونت به میدانهای نبرد می‌برد.

در این رمان می‌توان شش خصلت یا شش موضوع اساسی یافت. نخست اینکه، نویسنده سبکی ناتورالیستی به کار می‌برد که مخصوصاً در توصیفاتش بسیار دقیق است، به این معنی هک تسلیم میل خود به مسائل مربوط به بیماری می‌شود و، چنان‌که در بودنبروکها می‌بینیم، ولی بر سر تحلیل فرتوتیها و احتضارها درنگ بسیار می‌کند. دوم اینکه ، این «جامعه‌»ی اروپایی (آسایشگاه داووس از همه کشورها بیمار می‌پذیرد)، در ۲۰۰۰ متری بالای مرزها، در مجموعه نماینده قومی است خارج از زمان، در عین حال متعلق هم به روزگار ابتدایی و هم به روزگار آینده. سوم اینکه، در اینجا مخصوصاً سخن از کاستروپ، یعنی فردی است که نمونه نوعی آلمانی متوسط است؛ اوف همین که پای‌بند کوهستان می‌شود، فراغتی نامحدود پیدا می کند، از زندگی پرتنش و سطحی عصر ما به مشغله‌های قرن هجدهم روی می‌آورد و، به این ترتیب، مانند ویلهلم مایستر (سالهای کارآموزی ویلهلم مایستر) شروع می‌کند به پروردن و فرهیخته‌کردن خود. از این بابت، رمان مان مربوط می‌شود به سنت «رمان پرورشی». کاستروپ طی این سالهای آموزش چیز می خواند، گوش می‌دهد، مشاهده‌ می‌کند، و تقریباً به نظر می‌آید که نویسنده می‌خواهد بیهودگی دانشی را که از هواشناسی به روان‌کاوی می‌رود نشان دهد و تا حدی کنجکاوی برای کنجکاوی را محکوم می‌کند.
نقل قول  

درج دیدگاه مختص اعضا است! برای ورود به حساب خود اینجا و برای عضویت اینجا کلیک کنید.


Powered by You