Hiweb

گزارش های حسین علأ وزیر دربار به شاه

نویسنده:
گزارشی از گزارش های جسین علا وزیر دربار به محمدرضا پهلوی (شاه ایران 1320 - 1357)
عنوان اصلی: در وزارت دربار 1330 تا 1334 و 1336 تا 1340
دلیل گذارش (آپلود) کتاب برنامه ای بود که در یکی از شبکه های جهانی پخش شد و در آن گفته شد که دو نفر از اعضای دربار یکی وزیر دربار و دیگر اشرف خواهان کودتا در عهد مصدق بودند. آنها با توجه به اسنادی که درباره دسیسه های اسدالله علم در زمینه دولت مصدق در دسترس داشتند. احتمالاً بر این پندار بودند که علم در آن دوران وزیر دربار بود. در حالیکه وزیر دربار در آن دوران شخص حسین علا بود و حسین علا یکی از برگ برنده های مصدق در دربار بود و چندین مرحله خدمات شایانی به مصدق و نهضت ملی نمود. اگر علم جای وی وزیر دربار بود قطعا کودتای 28 مرداد پیشتر محقق میشد.
حسین علا پس از زاهدی برای بار دوم نخست وزیر شد. به غیر از این این دو سال 1334 تا 1336، علا همواره وزیر دربار بود. وزارت وی در دربار تا سال 1342 نپایید. او از جمله رجالی بود که نسبت به برخی از سیاستهای شخص شاه انتقادهای تندی میکرد. تا جایی که در سال 1342 برکنار و مغضوب شد. انتقاد اصلی وی به شاه عدم آزادی و زندانی نمودن سیاسیون و روحانیون بود..
گفتنی است احتمال تحریف گزارشهای علا در این رساله بعید نیست. بنابراین جهت شناخت علا به کتاب "در دهلیزهای قدرت" مراجعه شود.
(فراهنگ)
حق تکثیر: نشر اینترنتی

» کتابناکهای مرتبط:
خاطرات یک افسر توده ای (1330-1335) - (جلد اول)
خاطرات یک افسر توده ای (1330-1335) - (جلد دوم)
خاطرات زندان حاجی بابا

نسخه ها
PDF
حجم: 717 کیلوبایت
تعداد صفحات: 52
4.3 / 5
با 37 رای
امتیاز دهید
5 4 3 2 1

دانلود
دیدگاه‌ها: 3
۱۳۹۱/۰۸/۰۴


پاسخنگارش دیدگاه
persianking
Publisher
رفتار علاء با شاه‌ خیلی‌ خودمانی‌ بود و حرف‌هایش‌ را صریح‌ و بی‌ رودربایستی‌ می‌زد و به‌اصطلاح‌ با شاه‌ ندار بود...

مرحوم‌ علاء در زبان‌ انگلیسی‌ و فرانسه‌ مهارت‌ داشت‌ و این‌ دو زبان‌ را مثل‌ زبان‌ مادری‌ می‌دانست‌. به‌خصوص‌ در زبان‌ انگلیسی‌ که‌ می‌توان‌ گفت‌ آن‌ را از خود انگلیسی‌زبان‌ها بهتر می‌دانست‌. علاء سفیر ایران‌ در واشنگتن‌ بود ولی‌ به‌ مناسبت‌ قضیه‌ آذربایجان‌ ناچار بود هرچند روز یک‌ بار و گاهی‌ بیشتر از واشنگتن‌ به‌ نیویورک‌ برود. در آن‌ موقع‌ هواپیما مثل‌ امروز زیاد رایج‌ نبود و بهترین‌ وسیله‌ بین‌ واشنگتن‌ و نیویورک‌ که‌ چهار ساعت‌ طول‌ می‌کشید راه‌آهن‌ بود و من‌ هم‌ که‌ دبیر اول‌ سفارت‌ بودم‌ غالباً همراه‌ او به‌ نیویورک‌ می‌رفتم‌ و باز می‌گشتم‌.

در یکی‌ از این‌ مواقع‌ که‌ از نیویورک‌ به‌ واشنگتن‌ بازمی‌گشتم‌ علاء در ترن‌ مشغول‌ خواندن‌ یک‌ کتاب‌ قطور بود. من‌ دو سه‌ صندلی‌ عقب‌تر در جای‌ خود نشسته‌ بودم‌، خیلی‌ میل‌ داشتم‌ بفهمم‌ چه‌ کتابی‌ است‌ که‌ او با خودش‌ آورده‌ و با این‌ علاقه‌ مشغول‌ خواندن‌ آن‌ می‌باشد ولی‌ جرأت‌ و جسارت‌ اینکه‌ جلو بروم‌ و از او پرسش‌ کنم‌ نداشتم‌. بالاخره‌ پس‌ از مدتی‌ علاء چرتش‌ گرفت‌ و خوابش‌ برد و کتاب‌ به‌ کف‌ ترن‌ افتاد. من‌ هم‌ موقع‌ را مغتنم‌ شمردم‌ و بلافاصله‌ رفتم‌ و کتاب‌ را برداشتم‌ ببینم‌ چه‌ کتابی‌ است‌؟ وقتی‌ آن‌ را باز کردم‌ دیدم‌ دیکشونری‌ (فرهنگ‌ انگلیسی‌ به‌ انگلیسی‌) است‌ که‌ آن‌ طور با دقت‌ و علاقه‌ آن‌ را مطالعه‌ می‌کرد.

وقتی‌ قضیه‌ آذربایجان‌ در سازمان‌ ملل‌ مطرح‌ بود مرحوم‌ حسین‌ علاء زحمت‌ بسیاری‌ را متحمل‌ شد به‌ طوری‌ که‌ باید گفت‌ موفقیت‌ در آن‌ کار بیشتر نتیجه‌ زحمات‌ اوست‌. به‌ هر حال‌ پس‌ از آنکه‌ موضوع‌ به‌ نفع‌ ما با موفقیت‌ خاتمه‌ یافت‌ قوام‌السلطنه‌ که‌ نخست‌وزیر بود، تلگرافی‌ به‌ علاء مخابره‌ کرد و ضمن‌ تحسین‌ و تقدیر از خدمات‌ علاء در پایان‌ نوشته‌ بود به‌ نشانه‌ تقدیر مبلغ‌ ده‌هزار دلار به‌ رسم‌ پاداش‌ برای‌ شما فرستاده‌ می‌شود. علاء که‌ احتیاجی‌ به‌ این‌ پول‌ نداشت‌ و اصولاً خدمات‌ و زحمات‌ خود را با پول‌ قابل‌ ارزیابی‌ نمی‌دانست‌ ظاهراً از این‌ تلگراف‌ اوقاتش‌ تلخ‌ شد و مرا که‌ به‌ اطاقش‌ احضار کرده‌ بود و با قد کوتاه‌ (قدش‌ خیلی‌ کوتاه‌ بود از من‌ هم‌ کوتاه‌تر بود) روی‌ صندلی‌ تکیه‌ داده‌ بود و به‌ تلگراف‌ خیره‌ شده‌ بود، خطاب‌ به‌ من‌ گفت‌ ببین‌ چه‌ تلگراف‌ کرده‌ من‌ آن‌ را دیدم‌ و بعد به‌ من‌ گفت‌ پاسخی‌ تهیه‌ کنید من‌ زحماتی‌ را که‌ متحمل‌ شده‌ام‌ وظیفه‌ام‌ در قبال‌ وطنم‌ بوده‌ و احتیاجی‌ هم‌ به‌ این‌ پول‌ ندارم‌ و پول‌ را پس‌ فرستادم‌. بعد اضافه‌ نمود که‌ پول‌ را پس‌ بفرستید.


برگرفته از "خاطرات عباس آرام" - نقل از مجله بخارا- ش74 (بهمن و اسفند 1388)
نقل قول  
persianking
Publisher
هنگامی‌ که‌ من‌ وزیر امور خارجه‌ بودم‌ در کاخ‌ گلستان‌ طبق‌ معمول‌ سالانه‌ در ایام‌ محرم‌ چند روزی‌ مجلس‌ روضه‌خوانی‌ ترتیب‌ داده‌ می‌شد و خود شاه‌ هم‌ گاهی‌ شرکت‌ می‌کرد.

در یکی‌ از این‌ مجالس‌ که‌ شاه‌ شرکت‌ کرده‌ بود در جلو در روی‌ صندلی‌ در میان‌ مردم‌ نشسته‌ بود به‌ طوری‌ که‌ من‌ در آن‌ موقع‌ پیش‌ خودم‌ فکر می‌کردم‌ اگر کسی‌ بخواهد سوءقصدی‌ به‌ او بکند خیلی‌ آسان‌ می‌توانست‌ موفق‌ بشود. در آن‌ موقع‌ عده‌ای‌ از درباریان‌ و از جمله‌ مرحوم‌ علاء که‌ وزیر دربار بود و وزیران‌ که‌ من‌ هم‌ جزء آنها بودم‌ به‌ فاصله‌ کمی‌ ایستاده‌ بودیم‌. یکی‌ از درباری‌ها تلگرافی‌ را به‌ او داد. شاه‌ نگاهی‌ به‌ تلگراف‌ کرد و بعد گفت‌ بدهید به‌ آرام‌ تا جواب‌ آن‌ را تهیه‌ کند. من‌ تلگراف‌ را گرفتم‌ که‌ الان‌ موضوعش‌ یادم‌ نیست‌. جوابش‌ را به‌ انگلیسی‌ نوشتم‌ و آن‌ را به‌ همان‌ شخص‌ دادم‌ تا دوباره‌ آن‌ را به‌ شاه‌ بدهد. شاه‌ نگاهی‌ به‌ آن‌ انداخت‌ و به‌ علامت‌ موافقت‌ سری‌ تکان‌ داد و گفت‌ بدهند مخابره‌ بشود.

بعد که‌ مجلس‌ تمام‌ شد شاه‌ برخاست‌ و به‌راه‌ افتاد و در حین‌ رفتن‌ در حالی‌ که‌ من‌ و علاء هم‌ در بین‌ همراهان‌ بودیم‌ با صدای‌ بلند گفت‌ ما نفهمیدیم‌ انگلیسی‌ علاء بهتر است‌ یا آرام‌؟ این‌ موضوع‌ به‌ مرحوم‌ علاء که‌ در زبان‌ انگلیسی‌ واقعاً استاد بود خیلی‌ گران‌ آمد ولی‌ به‌ روی‌ خود نیاورد. نتیجه‌ آن‌ شد که‌ تا مدتی‌ علاء با من‌ سرسنگین‌ بود و حرف‌ نمی‌زد!


برگرفته از "خاطرات عباس آرام" - نقل از مجله بخارا- ش74 (بهمن و اسفند 1388)
نقل قول  
Farahang2
Member
ببخشید غلط تایپی داشتم در متن
در حالیکه وزیر دربار در آن دوران شخص حسین علا بود و حسین علا یکی از برگ برنده های مصدق در دربار بود
این متن درست است:
ر حالیکه وزیر دربار در آن دوران شخص حسین علا نبود و حسین علا یکی از برگ برنده های مصدق در دربار بود
جای حسین علا به واسطه جریتن 9 اسفند مصدق به شاه ابوالقاسم امینی را پیشنهاد داد برای کفالت دربار.
در ان موقع یک نامه برای توجیهه ماجرا علا نوشته بود که البته مجبور بود مثل همیشه و در زمان کودتا نام وی اصلا وجود ندارد
نقل قول  

درج دیدگاه مختص اعضا است! برای ورود به حساب خود اینجا و برای عضویت اینجا کلیک کنید.


Powered by You