Hiweb

با توجه به وضعیت مالکیت حقوقی این اثر، امکان دانلود آن وجود ندارد. اگر شما نسبت به این اثر محق هستید می‌توانید اجازه نشر الکترونیکی تمام یا بخشی از آن را به ما بدهید و یا آنرا از طریق کتابناک به فروش برسانید.
برای اطلاعات بیشتر صفحه «قوانین» و «فروش کتاب الکترونیکی» را مطالعه کنید.

شازده کوچولو

مترجم: محمد قاضی
.
نسخه دیگری از این کتاب با ترجمه احمد شاملو در سایت موجود است:
http://ketabnak.com/comment.php?dlid=203

شازده کوچولو یا شهریار کوچولو (به فرانسوی: Le Petit Prince)‏ داستانی اثر آنتوان دو سنت اگزوپری است که اولین بار در سال ۱۹۴۳ منتشر شد. این کتاب پرفروش‌ترین کتاب تک مجلد جهان در تمام طول تاریخ می‌باشد. کتاب شازده کوچولو «خوانده شده‌ترین» و «ترجمه شده‌ترین» کتاب فرانسوی‌زبان جهان است و به عنوان بهترین کتاب قرن ۲۰ در فرانسه انتخاب شده است. از این کتاب به طور متوسط سالی ۱ میلیون نسخه در جهان به فروش می‌رسد. این کتاب در سال ۲۰۰۷ نیز به عنوان کتاب سال فرانسه برگزیده شد. این رمان کوتاه که به قلم هوانورد و نویسنده فرانسوی در تاریخ ششم آوریل سال ۱۹۴۳ میلادی (۱۶ فروردین ۱۳۲۲) منتشر شده بود در تاریخ شش آوریل ۲۰۱۳ جشن هفتادمین زادروز خود را گرفت. به مناسبت هفتادمین سالگرد تولد این رمان شیرین، در ماه مارس ۲۰۱۳ نسخه‌های جدیدی از آن منتشر شد: یک نسخه با جلد مقوایی برای نوجوانان، دیگری به همراه سی دی کتاب گویای شازده کوچولو با صدای ویگو مورتنسن، هنرپیشه فیلم «ارباب حلقه‌ها» و نسخه‌ای مصور به همراه نقاشی‌های ژوان سفار. سال ۱۹۳۵، هواپیمای سنت اگزوپری، که برای شکستن رکورد پرواز بین پاریس و سایگون تلاش می‌کرد، در صحرای بزرگ آفریقا دچار نقص فنی شد و به ناچار در همان جا فرودآمد. همین سانحه دستمایه الهام شازده کوچولو شد که در آن شخصیت قهرمان داستان، خلبانی بی‌نام، پس از فرود در بیابان با پسر کوچکی آشنا می‌شود. پسرک به خلبان می‌گوید که از اخترکی دوردست می‌آید و آنقدر آنجا زندگی کرده که روزی تصمیم می‌گیرد برای اکتشاف اخترک‌های دیگر خانه را ترک کند. او هم‏چنین برای خلبان از گل سرخ محبوبش می‌گوید که دل در گرو عشق او دارد، از دیگر اخترک‌ها تعریف می‌کند و از روباهی که او را این جا، روی زمین، ملاقات کرده است. خلبان و شازده چاهی را می‌یابند که آنها را از تشنگی نجات می‌دهد اما در نهایت شازده کوچولو خلبان را در جریان تصمیم خود قرار می‌دهد و می‌گوید تصمیم گرفته به اخترک خانه‌اش بازگردد.
در این داستان سنت اگزوپری به شیوه‌ای سوررئالیستی به بیان فلسفه‌ خود از دوست داشتن و عشق و هستی می‌پردازد. طی این داستان سنت اگزوپری از دیدگاه یک کودک، که از سیارکی به نام ب۶۱۲ آمده، پرسشگر سؤالات بسیاری از آدم‌ها و کارهایشان است. این اثر به بیش از ۲۱۰ زبان مختلف ترجمه شده‌است. مجموع فروش این کتاب به زبان‌های مختلف از دویست میلیون نسخه گذشته‌است.


حق تکثیر :
‏‫ت‍ه‍ران‌‬‏‫ : انتشارات ام‍ی‍رک‍ب‍ی‍ر، ک‍ت‍اب‍ه‍ای‌ ج‍ی‍ب‍ی‌ ٬ چاپ چهلم: ۱۳۹۱.

» کتابناکهای مرتبط:
عصر پهلوی: رضاشاه کبیر، پهلوی اول - بخش 3
بازگشت شازده کوچولو
بابا برفی

نسخه ها
MP3
نسخه صوتی کتاب شازده کوچولو  توسط coralie

نسخه صوتی کتاب از نوار
4.8 / 5
با 283 رای
امتیاز دهید
5 4 3 2 1


دیدگاه‌ها: 87
۱۳۹۱/۰۸/۱۸


پاسخنگارش دیدگاه
واقعا کتاب قشنګیه،ب زبون کودکانه ؛وفاداری،عشق وانسان هارو ب تصویر کشیده
نقل قول  
moein1234
Member
من هنوز نخوندم ولی ندید میگم مسخرست!!! اینم چهره ی منه وقتی اسمو می شنوم:


این دیدگاه در تاریخ 1392/03/06 توسط aqanader ویرایش شده است

نقل قول  
simin
Publisher
شازده کوچولوی خوبم : نمایشگاه کتاب هم تموم شد و تو پرفروش تر از همه درخشیدی . همه رفتن و تو هم حتما به ستاره کوچکت رسیده ای و داری گل قشنگت رو آب می دی . تو رسیدی و رسیدی و ما هم تنها تر و تنهاتر ....
نقل قول  
edrishoseini
Member
کتابی برای لحظات تنهایی
نقل قول  
simin
Publisher
نامه ای به شازده کوچولو:

شازده کوچولوی عزیزم سلام
امروز تو خبر ها اعلام شد که تو یکی از پرفروش ترین های بیست و ششمین نمایشگاه کتاب بودی
تو نیستی نمی دونم آیا در ستاره خودت الان داری به گل سرخ قشنگت آب می دی یا هنوز شب ها با امید به ستاره ات چشم می دوزی و نگران همه دل ها و آرزوها هستی . امیدوارم به اون جایی که باید باشی رسیده باشی . همه اونایی که امروز کتاب تو رو خریدن تا در خلوتی کوچک آرزو های بزرگ تو و خودشونو بخونن این آرزو رو کردن تا گل سرخ تو هرگز پژمرده نشه ....
ارادتمند: کتابناکی
نقل قول  
simin
Publisher
«ارزش یک گل عمریست که به پایش صرف کرده ای.این حقیقتی ست که انسانها فراموش کرده اند.»

کتاب از روح نویسنده ای حکایت می کنه که دوست داره آدم ها در بزرگی از فطرت پاک کودکی شون دور نشن و «شازده» و «کوچولو» دو واژه ای یه که در انسانی مصداق پیدا می کنه که در همین کره خاکی هم وجود داره و لازم نیست در کرات دیگه دنبالش بگردیم . چرا همه شازده کوچولو رو دوست دارن؟ شاید به خاطر تلنگری یه که شازده کوچولوی درون مون به ما نهیب می زنه تا «توانستن به فراتر شدن از فرشتگی ها» رو به یاد بیاریم. آنتوان دو سنت اگزوپری در آخرین پرواز اکتشافی اش در 1944 به پرواز در اومد و پس از اون هیچگاه دیده نشد. گاهی فکر می کنم آدم ها با افکاری بزرگ باید سرنوشت بزرگی داشته باشن.
نقل قول  
ممنون از نظر و لطف همۀ دوستان...
کسی لینک ترجمۀ آقای ابوالحسن نجفی رو که معرفی کردن بچه‎ها، نداره؟
لطف می‌کنید اگه بذارید...
نقل قول  
شیدای صحرا
Pro Member
چه جالب بود.آمدم تو رسته های نویسنده ها.دیدم نوشته اگزوپری با 4 کتاب.رفتم تو لیست کتاب ها دیدم فقط دو تا کتاب هست .اون هم با یه عنوان کتاب که یکی صوتی است و یکی هم متن کتاب که هر دو هم لینک دانلود ندارندعجب
دوست داشتم بدونم اگزوپری دیگه چه کتابهایی نوشته و متن آنها هم شبیه همین کتاب اینقدر فوق العاده است یا نه که به در بسته خوردیم.
نقل قول  
noir
Member
نقل قول از hasanhamidi:
نقل قول از hr498:شازده کوچولو : میفهمی؟ آن جا خیلی دور است . نمی توانم این تن را با خودم آنجا ببرم، خیلی سنگین است.
من هیچ نگفتم.
_ ولی این تن مثل یک پوسته کهنه دور انداختنی است. پوسته های کهنه دورافتاده که غصه ندارند...
من هیچ نگفتم.
اندکی دلسرد شد . اما باز کوششی کرد و گفت: چه قشنگ خواهد شد! من هم به ستاره ها نگاه خواهم کرد. همه ستاره ها چاه های آب با چرخهای زنگ زده خواهند بود. همه ستاره ها به من آب خواهند داد که بخورم...
من هیچ نگفتم.
_ چه بامزه خواهد شد! تو پانصد میلیون زنگوله خواهی داشت ومن پانصد میلیون چشمه خواهم داشت...
و من هیچ نگفتم.
و او نیز ساکت شد. چون گریه می کرد.
ترجمه ابوالحسن نجفی، چاپ سوم، صفحات 111 و 112
من هر سه ترجمه‌ای که از آن نقل کرده‌اید را خوانده‌ام و با نظر شما درباره برتری ترجمه ابوالحسن نجفی موافقم

زیباتر از آن ، نوشته اگزوپری است به زبان اصلی، زبان همان خلبان سرگشته در بیابان و سرانجام اقیانوس
نقل قول  
hasanhamidi
Member
نقل قول از hr498:
شازده کوچولو : میفهمی؟ آن جا خیلی دور است . نمی توانم این تن را با خودم آنجا ببرم، خیلی سنگین است.
من هیچ نگفتم.
_ ولی این تن مثل یک پوسته کهنه دور انداختنی است. پوسته های کهنه دورافتاده که غصه ندارند...
من هیچ نگفتم.
اندکی دلسرد شد . اما باز کوششی کرد و گفت: چه قشنگ خواهد شد! من هم به ستاره ها نگاه خواهم کرد. همه ستاره ها چاه های آب با چرخهای زنگ زده خواهند بود. همه ستاره ها به من آب خواهند داد که بخورم...
من هیچ نگفتم.
_ چه بامزه خواهد شد! تو پانصد میلیون زنگوله خواهی داشت ومن پانصد میلیون چشمه خواهم داشت...
و من هیچ نگفتم.
و او نیز ساکت شد. چون گریه می کرد.
ترجمه ابوالحسن نجفی، چاپ سوم، صفحات 111 و 112


من هر سه ترجمه‌ای که از آن نقل کرده‌اید را خوانده‌ام و با نظر شما درباره برتری ترجمه ابوالحسن نجفی موافقم
نقل قول  

درج دیدگاه مختص اعضا است! برای ورود به حساب خود اینجا و برای عضویت اینجا کلیک کنید.


Powered by You