Hiweb-->

مجموعه راهکارهای فرار از ناامیدی

شادی اگر چه امری ذاتی و درونی است با این حال نمی توان نقش زیادی را که محیط می تواند در کاهش یا افزایش آن ایفا کند نادیده گرفت. یک فرد شاداب از بودن، زندگی کردن و از تمام شرایط موجود در محیط خود لذت می برد و احساس رضایت و شادی می کند و تأثیر این شادی هنگامی مؤثرتر می شود که با نشاط اجتماعی و گروهی جامعه همراه باشد، شاد بودن جامعه یکی از عوامل بسیار مؤثر در توسعه اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی و سیاسی است تحقیقات در حوزه اجتماعی نشان می دهد که شادی های سالم موجب کاهش نابسامانی های خانوادگی، طلاق، افزایش میزان میل و رغبت تحصیلی می شود در حوزه اقتصادی نیز شادی موجب تولید و اشتغال بیشتر شده و افراد معمولاً نگرش خوش بینانه نسبت به زندگی و امور پیرامون خود و جامعه دارند.
نوشته حاضر مجموعه ای از راهکارهای فرار از نا امیدی و امید به زندگی است که از سایت های مختلف اینترنتی جمع آوری شده است و امید است که مورد استفاده شما خوانندگان گرامی قرار بگیرد.
و همچنین از نویسندگان این مطالب در وب سایت های مورد جستجو کمال تشکر و قدر دانی را دارم.
حق تکثیر: گردآوری شده از سایت های اینترنتی معتبر

» کتابناکهای مرتبط:
شادی و خوشبختی از آن شماست

نسخه ها
PDF
حجم: 294 کیلوبایت
دریافت ها:
تعداد صفحات: 25
4.3 / 5
با 25 رای
امتیاز دهید
5 4 3 2 1

دانلود
دیدگاه‌ها: 50
۱۳۹۱/۰۸/۲۴


پاسخنگارش دیدگاه
شیدای صحرا
Pro Member
بهترین راهکار برای فرار از نا امیدی
یه چمدانی بزرگ پر از تراول 1 میلیونی رو بیارن در خونه و بگن شما برنده شدید و این هم جایزه شما.
به همه قول شرف میدم تا آخر عمرم دیگه نا امید نشم.به جان خودم راست میگم.

من نا امیدم .یه بانکی ،چیزی نیست منو از نا امیدی نجات بده؟؟؟
نقل قول  
آندو
Member
پارکِ آبی
نیمکتِ خالی
آهای،
آهای عکاس؟!
بله، با توام
می‌توانی از تنهاییم عکسی بگیری ؟!
نقل قول  
محمد بیگ عزیز
ترس مردم از مرگ بنظر بنده به روشنی قابل درکه!چرا که ما انسانها،از چیزی میترسیم که در موردش اطلاعاتی نداریم.اگه بدونیم مرگ دقیقأ یعنی چی و اگه مطمئن باشیم بعدش چه بر سرمون میاد؛اون موقع دیگه ترسی نخواهیم داشت....مثلأ خیلیها از آینده میترسن،چون نمیدونن چی قراره پیش بیاد تا خودشونو در مقابلش آماده کنن.مرگ هم مسئله ایه که کسی نمیتونه بطور قطع در مورد چیستی و چگونگیش صحبت کنه.
و
ممنون از ناظر محترم سارا خانم؛که عکس العملی بسیار زیبا نسبت به انتقاد اعضا نشون دادن و خیلی خوب پاسخ دادن
نقل قول  
sara-sina
Publisher
نقل قول:
نظر من حذف شد درحالی که در ارتباط با امید و نا امیدی از دیدگاه شخصی من بود
فکر می کنم حذف نظر من کاری غیراخلاقی بود و آن نظر سایت را در خطر فیلتر قرار نمی داد حس می کنم علت اینکه سایت افراد فرهیخته اش را از دست داده و مدتی است که در دست متحجرین اسیر هست در بسیاری جاها نظراتی متحجر و بشدت سطحی را می خوانیم همین دلایل باشد دلایلی که حتی نظرات غیر سیاسی و صرفا عقیدتی و اجتماعی را حذف می کند و زحمت و شوق نگارنده را بر باد می دهد البته من خودم را یک فرد فرهیخته نمی دانم ولی شاهد کوچ بسیاری از این تارنما بوده ایم تارنمایی که عنوان کتابناک را به دوش می کشد عنوانی که مسئولیتی دارد و مسئولیت آن از باور من، گسترش فرهنگ کتابخوانی و ایجاد گفت و گو بین کاربران کتاب خوان هست (این قسمت را از دیدن کتاب مورد بحث هفته در لینک های کتابناک عرض می کنم و به نظر میرسد سایت تمایل به بحث دارد) ناظر عزیز افزایش تعداد دانلود به تنهایی کاری مثبت نیست
نظر مذکور حذف شده در پاسخ به یکی از کاربران عزیز بود و دارای هیچ گونه لحن توهین آمیز نبود نظری با همان شرایط نوشتاری ولی از دیدی نو
نظر مذکور راهکار های فرار از نا امیدی را از طرف یک انسان گرا معرفی می گرد راه کارهایی که یک انسان گرا با تسول به آن امیدها و آرزوهای زیادی در دل دارد
نظر من اینجا تحمل نشد ولی آرزوهای من در سینه نمی خشکد آن را آبیاری خواهم کرد و به امید جوانه زدنش خواهم نشست، تخمی که در دل کاشته ام امروز ثمر نخواهد داد ولی روزی بچه هایی از این سرزمین میوه هایش را خواهید چید
تا فردا

دوست عزیز نظر شما به اشتباه حذف شد.هیچ قصد و غرضی هم در کار نبوده.بابت این موضوع از شما واقعا عذر میخوام
نقل قول  
نقل قول از poorfar:
............و دیگری نیستی پس از مرگ

من واقعا ترس مردم از مرگ را درک نمی کنم ! چرا آدمیان از تجربه ای این چنین بکر فرار می کنند در واقع مرگ باعث آگاهی می شود آگاهی شما نسبت به نیستی چیزی که هرگز نمیتوانید تجربه ای غیر از مرگ از آن داشته باشید . شما تا به حال هر چه را تجربه کرده اید در هستی بوده است و ما حتی کوچکترین شناختی نسبت به نیستی ندارید به نظر من مرگ زیباترین لحظه ممکن برای هر انسانی است.
زندگی هنگامی معنی می یابد که مرگ را درک کنید . بدون مرگ زندگی معنایی نمی یابد . عمر جاودانه یکی از احمقانه ترین آروزهای بشر است باید مرد و ان را تجربه کرد چیزی شگفت آورتر از این وجود ندارد....


نقل قول  
ctr2006
Member
نظر من حذف شد درحالی که در ارتباط با امید و نا امیدی از دیدگاه شخصی من بود
فکر می کنم حذف نظر من کاری غیراخلاقی بود و آن نظر سایت را در خطر فیلتر قرار نمی داد حس می کنم علت اینکه سایت افراد فرهیخته اش را از دست داده و مدتی است که در دست متحجرین اسیر هست در بسیاری جاها نظراتی متحجر و بشدت سطحی را می خوانیم همین دلایل باشد دلایلی که حتی نظرات غیر سیاسی و صرفا عقیدتی و اجتماعی را حذف می کند و زحمت و شوق نگارنده را بر باد می دهد البته من خودم را یک فرد فرهیخته نمی دانم ولی شاهد کوچ بسیاری از این تارنما بوده ایم تارنمایی که عنوان کتابناک را به دوش می کشد عنوانی که مسئولیتی دارد و مسئولیت آن از باور من، گسترش فرهنگ کتابخوانی و ایجاد گفت و گو بین کاربران کتاب خوان هست (این قسمت را از دیدن کتاب مورد بحث هفته در لینک های کتابناک عرض می کنم و به نظر میرسد سایت تمایل به بحث دارد) ناظر عزیز افزایش تعداد دانلود به تنهایی کاری مثبت نیست
نظر مذکور حذف شده در پاسخ به یکی از کاربران عزیز بود و دارای هیچ گونه لحن توهین آمیز نبود نظری با همان شرایط نوشتاری ولی از دیدی نو
نظر مذکور راهکار های فرار از نا امیدی را از طرف یک انسان گرا معرفی می گرد راه کارهایی که یک انسان گرا با تسول به آن امیدها و آرزوهای زیادی در دل دارد
نظر من اینجا تحمل نشد ولی آرزوهای من در سینه نمی خشکد آن را آبیاری خواهم کرد و به امید جوانه زدنش خواهم نشست، تخمی که در دل کاشته ام امروز ثمر نخواهد داد ولی روزی بچه هایی از این سرزمین میوه هایش را خواهید چید
تا فردا
نقل قول  
kendal
Member
سلام و شب بخیر
آقای poorfar

صادق هدایت بخاطر جهان بینی ای که داشت خود کشی نکرد بلکه او خوره ی خودکشی داشت. از لحاظ روانی طوری بود که همیشه به خودکشی فکر میکرد، هدایت یه بیمار روانی بود. توی کتاب های روانشناسی شایدبتوان اطلاعات دقیقتری در این مورد بدست آورد.
اما بارهاست که یک همچین کامنت هایی از شما میبینم، دقیقا با همین مضمون. و بارها خواسته م که در این مورد با شما صحبت کنم و پاسخی بدم ولی فرصت نشده، متاسفانه حالا هم فرصتشو ندارم!!!
مطالبی دارم که امیدوارم در اولین فرصت خدمتتون اعلام کنم.
حالا تا بعد...
نقل قول  
budah
Member
حال دیدی که تصادف امکان پذیر و احتمال ان نیز زیاد میشود در مورد زندگی گفتی باید قدر زندگی را دانست خیلی به موقعیت جنینی نرسیدند و مثه ما زندگی را تجربه نکردند بر خلاف خیلی ها می توان به خدا اعتقاد نداشت ولی دارای ارامش بود وقتی بدونی دنیا در حال گذر است و کسی مسئول رفتارهای تو نیست و باید خودت تلاش کنی و توسل احمقانه ترین کار دنیا میشه اون موقع بیشتر تلاش میکنی که همه دنیا همینه و در این فرصت کم باید به بهترین نحو زندگی کنی البته خود انسان است که هدف خود را میسازد و هدف نیز با شرایط به زمان بخصوصی که زیست میکنی دارد وقتی بفهمی بهشت و جهنمی وجود ندارد و باید یا بگیری که انسان باشی و فقط برای انسانیت و دیگه ترسی از جن و پری اون جهنم و بهشت کذایی میتونی با ارمش زندگی کنی زندگی فقط ممکنه در لذت نیز باشد ولی میتونه در عشق به چیزهای دیگر نیز خلاصه شود انسانیت دیگر ادم ها فارغ از چه دینی و اعتقادی و نژادی فقط به صرف بهتر زیستن و دیگر نه چیز دیگر وقتی بدونی دنیای دیگری وجود ندارد بیشتر قدر دوستان خانواده و .. میدونی چون دیدار دیگری میسر نیست
وقتی این فرگشت را میبینی که با انتخاب طبیعی تو رو شگفت زده کرده است همان موقع دیگر اون افسانه ها جذاب نیست!!!
هر روز از دیروز بهتر یاد میگیری و هیچ چیز برات مقدس نیست و همیشه میشه سوال کرد و اصل را به چالش کشید فقط باید این راه را اتخاب کنی و امتحان تا درکش کنی
اعتقاد به خدا در هنگام سختی به کمک نمیاد و نمی تونه عدالت را برات درست کنه خود انسان باید دست به کار شود
نقل قول  
budah
Member
نقل قول:
نگاه علمی خشک و کاملا عقلانی(نسبی و مادی گرا) که امروزه جمعی از پوزیتویست ها آن را نشر می دهند،
1-انسان را موجودی می داند،که از روی «اتفاق و تصادف» آفریده شده! او در بازه ای بین دو عدم قرار دارد

نخست باید گفت من از دوستان نم خواهم بیخدایی را انتخاب کنید چنین خواستی بی معناست اما از دوستان میخوام بیخدایی را جدی بگیرید فقط میخوام در مورد خدا و ... شکاک تر باشید و سوال های سخت تری نسبت به انها کنید بدون انکه نگران پیامد های این پرسش ها باشید شاید دریابید بیخدایی عاقلانه تر است
در مورد تصادف باید گفت شما فرض کن مادر ادولف هیتلر یک زمانی ابستن بود قصد سقط جنین خودش را داشت اما اینکار را نکرد و بزرگترین جنگ جهانی راه افتاد چقدر وقایع اطراف ما مدیون شانس هستند همه چیز در اطراف ما براساس شانس و تصادف است مثال همون بچه گوگولی مگولی که به دنیا می آید از میان میلیارد ها میلیارد سلول زنده که این سلول های زنده شانس این را داشتند که در یک مسابقه سخت برای زنده بودن و تشکیل یک موجود عجیب به نام انسان تلاش کنند و از بین انها فقط یک سلول موفق بوده است و همان سلول همین وروجک بچه بوده است احتمال موفقیت او یک بر میلیارد میلیاردم بوده چیزی در حد صفر ولی در همین مسابقه میلیارد میلیاردم این یکی برنده شده شاید یک معجزه باشد ولی یک نکته وجود دارد هر کدوم از میلیارد میلیارد ها رو که شانس کمی داشته اند و شانس انها رو با هم جمع کنیم به عددی حدود یک میرسیم و این یک یعنی موفقیت حتمی یکی از این ها شانس کوچک چون هر کدوم از سلول ها شانس خودشون را امتحان کرده اند و باید بدانی گردونه شانس را دارای عدد است را برچاخی مثلا که عدد های تصادفی بدون عامل نیستند و اون عددی که میاد تصادفیه چون کسی تنظیم نکرده که اون عدد در بیاد عدد تصادفی تنظیم کننده ندارد ولی محرک و عامل دارد مثه جهش های ژنی عواملی مثه پرتو های کیهانی و اشعه ماورا بنفش و ... اما نتیجه جهش معلوم نیست همین گردونه را که بچرخانی معلوم نیست چه عددی میاد ولی میتونی احتمال ان را در نظر بگیری که کدوم میاد مثلا گردونه 20 تا عدد دارد که با هر چرخش ان یکی از اون 20 تا یکی میاد پس احتمال امدن هر کدوم یک بیستم است برای رسیدن به نتیجه عدد 100 مثلا که در گردونه است و برای رسیدن به ان باید گردونه را چند بار بچرخونی که بهش برسی احتمال رسیدن به عدد را باید در تعداد تکرار چرخاندن ازمایش ضرب کرد بهش میگن امید ریاضی و ازمایش یا چرخش را بارها و بارها تکرار کنی امید ریاضی به اون نزدیک تر میشود
ادامه...
نقل قول  
poorfar
Publisher
بنظر حقیر
تنها راه جلوگیری از نا امیدی آشنایی با اندیشه ی عرفانی و عوض کردن دید خود است به جهان،
نگاه علمی خشک و کاملا عقلانی(نسبی و مادی گرا) که امروزه جمعی از پوزیتویست ها آن را نشر می دهند،
انسان را موجودی می داند،که از روی «اتفاق و تصادف» آفریده شده! او در بازه ای بین دو عدم قرار دارد،یکی عدم پیش از پیدایش،و دیگری نیستی پس از مرگ،
انسان بی خود و بی جهت به این جهان آمده،و «مجبور» است چند ده سالی را در این جهان پر از شر و آفت، که شرافت از آن رخت بسته بگذراند...
جهان خود هدفدار نیست،چه برسد به انسان،اصلا وقتی کسی از روی اتفاق پدید آید دیگر غایت و هدف چه معنی دارد!؟
انسان طبق نظریه ی این آقایان تنها یک حیوان پیشرفته است،که از اجداد حیوان و شامپانزه و میمون خود نشات گرفته،حیاتش بر روی کره ی زمین «اتفاقی»وآمدنش بدین جهان «اتفاقی» است!
او باید در این عمر کوتاهش در تنازع بقا به سر برد،یعنی به قول معروف باید بجنگد تا زنده بماند و بتواند تکامل یابد،
این جنگیدن هم هیچ حد و مرزی ندارد،و چون برای بقا است انسان مجاز است،هر دنائتی انجام دهد،و حق هر کسی را برای تکامل و بقاء خودش پایمال کند!
چون دیگر آخرتی نیست که آدمی مسئول باشد و بخواهد حساب پس بدهد...
دیگر نه خدا وجود دارد،نه روح و نه معنویتی ،همه چیز مادی و خشک و مکانیکی است،
در چنین دنیایی با وجود اینهمه شرور و ناعدالتی و جهل و ناآگاهی و ظلم و استبداد، طبیعی است که هرکس نا امید شود!!
کسی که خودکشی نکند در چنین دنیایی جای تعجب دارد،که خود را چگونه قانع کرده،در این دنیای پست و بی مقدار بماند!؟ اصلا به نظر من انسان متفکر حقیقی که این را بفهمد،نمی تواند حتی لحظه ای آرام بنشیند و به لذت های ناچیز این دنیا (که در برابر مشقت هایش هیچ است) دل خوش کند، و بگوید تا شقایق هست زندگی باید کرد!!
واقعا انسان هایی با این طرز تفکر حق است،شجاعانه مثل هدایت و مایاکوفسکی و دیگران، خود را از این رنج ناخواسته،و زندگی اجباری پر از نکبت خلاص کنند...
نقل قول  

درج دیدگاه مختص اعضا است! برای ورود به حساب خود اینجا و برای عضویت اینجا کلیک کنید.


Powered by You