Hiweb

معرفی تهران

معرفی تهران

تهران در قدیم روستایی نسبتا بزرگ بود که بین شهر بزرگ و معروف آن زمان، شهر ری و کوهپایه‌های البرز قرار داشت. اولین بار نام آن در ذکر زندگینامه ابوعبدالله حافظ تهرانی متولد ۱۸۴ خ. آمده است. این منطقه در زمان سلسله صفوی به علت این‌که بقعه سید حمزه جد اعلای صفویه در نزدیکی حرم شاهزاده عبدالعظیم قرار داشت و تهران نیز دارای باغ‌های خوش آب و هوا بود، مورد توجه قرار گرفت. نمای شهر در نقاط مختلف بر اساس عوامل جغرافیایی، اقتصادی، فرهنگی و تاریخی متفاوت است. در شمال شهر که به کوه‌ها نزدیک‌تر است معمولاً خیابان‌ها و کوچه‌ها شیبدارتر و در جنوب شهر هموارترند. همچنین در جنوب شهر ساختمان‌های بلندمرتبه کم‌تر و در شمال شهر بیشترند. ساختمان‌های اداری و دولتی نیز عمدتا در مرکز شهر قرار دارند. از طرف دیگر در مناطقی که تاریخ ساخت آن‌ها جدیدتر است مانند منطقه ۲، منطقه ۵ و منطقه ۲۲که همگی در غرب و شمال غرب شهر قرار دارند با توجه به پیروی از آیین‌نامه‌های جدیدتر اصول شهرسازی در آن‌ها بیش‌تر رعایت شده است. در این مناطق معمولاً عرض خیابان‌ها و کوچه‌ها، سرانه پارکینگ و سرانه فضای سبز از سایر مناطق شهر بیش‌تر است. برعکس در مناطقی که ساخت آن‌ها زودتر صورت گرفته است مانند منطقه ۱۲ و منطقه ۲۰ معمولاً بناهای تاریخی و سنتی بیش‌تری وجود دارد.

حق تکثیر: آزاد

» کتابناکهای مرتبط:
تاریخچه و نقشه های زنجان
تاریخچه و نقشه های استان مرکزی
تاریخچه و نقشه های شهر اصفهان

نسخه ها
ZIP
حجم: 265 کیلوبایت
دریافت ها:
تعداد صفحات: ?
4.6 / 5
با 8 رای
امتیاز دهید
5 4 3 2 1

دانلود
دیدگاه‌ها: 6
۱۳۹۱/۰۵/۲۱


پاسخنگارش دیدگاه
red flower
Pro Member
"هوا آلوده شد، جونت سلامت!
دهان پر دوده شد، جونت سلامت"!



آهای همشهری جون حالت چطوره
حال میزون امسالت چطوره
پرنده تو قفس بالت چطوره
توی این وضع، اقبالت چطوره
بکن شکر خدا، خوش باش و راحت
هوا آلوده شد جونت سلا مت!
دهان پردود شده جونت سلا مت!

***

می بینی شهرمون پردود و دم شد
می بینی کله هامون باز خم شد
می بینی دم شبیه بازدم شد
هوای پاک می بینی چه کم شد
ولی با این همه دنیا بکامت
هوا آلوده شد جونت سلا مت!
ریه چون روده شد جونت سلا مت!

***

نگو آفتابمون بی مشتری شد
نگو خورشیدمون خاکستری شد
نگو بابای پیرم بستری شد
ببین تجریش مثل آذری شد
همه هستند در حال فلا کت
هوا آلوده شد جونت سلا مت!
دهان پردوده شد جونت سلا مت!

***

می گن باید برن کم کم از این شهر
می گن باید برن نم نم از این شهر
می گن باید برن از دم از این شهر
همه نسل بنیآدم از این شهر
شما اما بمون با استقامت!
هوا آلوده شد جونت سلا مت!
ریه چون روده شد جونت سلا مت!
نقل قول  
اتیفرد
Member
نقل قول از tankamanee:
نقل قول از اتیفرد:تهران یک بدی بزرگ دارد و آن تغییرات سریع است.تهران میتواند در یک روز،"جا"یی را که دوست میداشتی و مرجع کلی از خاطراتت میدانستی نابود کند،عوضش کند با "جا"یی بیگانه و دردی را به جانت بیاندازد که تو فکر کنی انگار کسی دست کرده توی مغزت، توی دلت و تمام آن روزها(یا شب ها)یی را که با آن"جا" گذرانده ایی دارد از عمق مغز و دلت بیرون میکشد. و این روزها (یا شب ها) توی تو ول نیستند که! با کلی عصب و رگ و پی وصل اند به دیگر "جا" ها و دیگر آدمها و دیگر روزها (یا شب ها).پاره شدن این عصب ها و رگ و پی ها من کشیده ام و میدانم چقدر درد دارد.

تهران! تهران عزیز من! چه کسی اندازه ی من دوستت دارد؟ قول میدهم یک چراغ سوخته ات را به چراغانی هیچ شهری ندهم ،فقط تو هم جان این شهروند خاطره بازت کمی با "جا" هایت مهربان تر باش!

دوستان حتما فیلم تهران انار را اگر ندید حتما نگاه بکنید اثر مسعود بخشی، که مربوط به تحولات و شکل گیری و دوران مدرن شدن شهر تهران هستش.. خانم دکتر اگر این فیلم را ندهیده اید حتما تماشا بکنید...
خب شما بهتر میدانید که دوران مدرن شدن از دل غرب و اروپایی غربی بیرون امده هست و شهری که بخواهد مدرن بشود وشهروندان مدرن، وزندگی مدرن داشته باشد (گرچه فعلا شهروند به آن مفهوم وجود ندارد!!) به ناچار برای شکل گیریش بسیاری از بناها و اثار و خاطرات و ارزشها و سنتها و خودبخودنابود میشود!!

این فیلم را چند بار دیده م. این مسئله ی عوض شدن واسه آدم نوستولی (اسمی که دوستان روم گذاشتن ؛ یعنی نوستالژیک!!!) مثل من واقعا عذاب آوره. مثلا فقط سه هفته نرفتم ولی عصر و بعد دیدم رستورانی که چقدررررر باهاش خاطره داشتم و اون خونه ی قدیمی کنارش نیست
نقل قول  
tankamanee
Member
نقل قول از اتیفرد:
تهران یک بدی بزرگ دارد و آن تغییرات سریع است.تهران میتواند در یک روز،"جا"یی را که دوست میداشتی و مرجع کلی از خاطراتت میدانستی نابود کند،عوضش کند با "جا"یی بیگانه و دردی را به جانت بیاندازد که تو فکر کنی انگار کسی دست کرده توی مغزت، توی دلت و تمام آن روزها(یا شب ها)یی را که با آن"جا" گذرانده ایی دارد از عمق مغز و دلت بیرون میکشد. و این روزها (یا شب ها) توی تو ول نیستند که! با کلی عصب و رگ و پی وصل اند به دیگر "جا" ها و دیگر آدمها و دیگر روزها (یا شب ها).پاره شدن این عصب ها و رگ و پی ها من کشیده ام و میدانم چقدر درد دارد.

تهران! تهران عزیز من! چه کسی اندازه ی من دوستت دارد؟ قول میدهم یک چراغ سوخته ات را به چراغانی هیچ شهری ندهم ،فقط تو هم جان این شهروند خاطره بازت کمی با "جا" هایت مهربان تر باش!

دوستان حتما فیلم تهران انار را اگر ندید حتما نگاه بکنید اثر مسعود بخشی، که مربوط به تحولات و شکل گیری و دوران مدرن شدن شهر تهران هستش.. خانم دکتر اگر این فیلم را ندهیده اید حتما تماشا بکنید...
خب شما بهتر میدانید که دوران مدرن شدن از دل غرب و اروپایی غربی بیرون امده هست و شهری که بخواهد مدرن بشود وشهروندان مدرن، وزندگی مدرن داشته باشد (گرچه فعلا شهروند به آن مفهوم وجود ندارد!!) به ناچار برای شکل گیریش بسیاری از بناها و اثار و خاطرات و ارزشها و سنتها و خودبخودنابود میشود!!
نقل قول  
اتیفرد
Member
تهران یک بدی بزرگ دارد و آن تغییرات سریع است.تهران میتواند در یک روز،"جا"یی را که دوست میداشتی و مرجع کلی از خاطراتت میدانستی نابود کند،عوضش کند با "جا"یی بیگانه و دردی را به جانت بیاندازد که تو فکر کنی انگار کسی دست کرده توی مغزت، توی دلت و تمام آن روزها(یا شب ها)یی را که با آن"جا" گذرانده ایی دارد از عمق مغز و دلت بیرون میکشد. و این روزها (یا شب ها) توی تو ول نیستند که! با کلی عصب و رگ و پی وصل اند به دیگر "جا" ها و دیگر آدمها و دیگر روزها (یا شب ها).پاره شدن این عصب ها و رگ و پی ها من کشیده ام و میدانم چقدر درد دارد.

تهران! تهران عزیز من! چه کسی اندازه ی من دوستت دارد؟ قول میدهم یک چراغ سوخته ات را به چراغانی هیچ شهری ندهم ،فقط تو هم جان این شهروند خاطره بازت کمی با "جا" هایت مهربان تر باش!

نقل قول  
tankamanee
Member
نقل قول از Molla nasredin:


راستی یک چیز دیگر: کارگر که به آزادی برسد، انقلاب می‌شود! شنیده بودم؛ تهران که رفتم، دیدم.

بحثهای مارکسیستی میکنی ملا !!!! معلومه که مارکسیست خوب یاد گرفتی...
خیلی خوشحالم که سراب بانو و شما و آرمین جون برگشتید و امیدوارم که دیگر هیج موقغ ترک کتابناک نکنید و پیش دوستان و ما بمونید....
نقل قول  
یک نکته را این کتاب فراموش کرده که در معرفی تهران بیان کند و آن اینکه: همه جا دوربینهای راهنمایی و رانندگی در کمین شماست، تکان بخوری نوشته اند؛ البته برای ما که غریبه بودیم نوشتند برای همشهریان خودشان نمی دانم. ما فقط آزادی را با چراغ خطر سوخته دور زدیم، این نه لطمه‌ای به آزادی وارد می‌کرد نه برای کارگر و انقلاب مزاحمت ایجاد؛ فقط خواستند 30 تومن از جیب مبارک بستانند که ستاندند.

راستی یک چیز دیگر: کارگر که به آزادی برسد، انقلاب می‌شود! شنیده بودم؛ تهران که رفتم، دیدم.
نقل قول  

درج دیدگاه مختص اعضا است! برای ورود به حساب خود اینجا و برای عضویت اینجا کلیک کنید.


Powered by You